محمد عبدالهی
به این جملات توجه کنید:
دانشگاه مبدا همه تحولات است.
مقدرات این مملکت دست این دانشگاهی هاست.
با دانشگاه باید سرنوشت یک ملت تعیین بشود.
این ها و بسیاری دیگر از این دست جملات، با دغدغه ای فراوان از دهان مبارک رهبر کبیر انقلاب برآمده اند. بیایید با یکی از اعضای شورای انقلاب فرهنگی همراه شده و نگاهی گذرا به دانشگاهی بیندازیم که در منظر امام راحل «تعیین کننده سرنوشت کشور» بوده است.
در هفته گذشته دکتر حسین کچوییان که اکنون عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است در برنامه «دیروز، امروز، فردا» که مدتی است از شبکه سوم سیما پخش می شود درخصوص وضعیت دانشگاه ها اظهار داشت:
درحال حاضر اگر کسی را در دانشگاه متدین می نامند به اعتبار کارهایی است که بسیج دانشجویی و یا نهاد نمایندگی و دیگر تشکل ها انجام می دهند و در این راستا باید گفت درحال حاضر دانشگاه مبدا تحول نیست.
دکتر کچوییان با نقد فضای حاکم بر آموزش عالی کشور، تداوم این شرایط را نامطلوب ارزیابی کرده و گفت:
«به نظر من تا وقتی نظام آموزش ما این چنین است هیچ تحولی در آن رخ نخواهد داد و براین اساس باید تلاش کنیم تا این نظام به سمت اهداف مورد نظری که در انقلاب فرهنگی مدنظر است حرکت کند.
وی ادامه داد: سیستم آموزشی کشور ما از غرب آمده است و براین اساس افراد تحصیل کرده با وجود چنین سیستمی دچار مشکلات متعددی می شوند که این نظام آموزشی در زمان رضاخان تخریب شد و از آن زمان بود که این مسئله به وقوع پیوست.
کچوییان اظهار داشت: مشکل اصلی ما این است که نوع نگاه موجود در علوم یک روحیه متفاوتی را در برخی از افراد ایجاد می کند که متاسفانه در مسیر انقلاب که به جلو حرکت کردیم این موارد خیلی دور بودند و در دوره رضاخان بود که فضای کشور عوض شد و درکل جریان روشنفکری که در جامعه حضور داشتند در موضع انزوا قرار گرفتند و دگردیسی عجیبی بعداز انقلاب در این مجموعه صورت گرفت و کل دستاوردهای گذشته زیرسؤال رفت.
وی افزود: نکته اصلی این است که عده ای تلاش می کنند که دانشگاه و فضای آن را براساس افراد خاصی تعریف کنند.
به عقیده بسیاری از صاحب نظران، تمدن غرب با ایجاد انحصار در یافته های علمی و پژوهشی خود، راهبرد اساسی خویش را ممانعت از پیشرفت کشورهای جهان سوم قرار داده است.
این راهبرد اما در حوزه مفاهیم نظری و به تعبیر دقیق تر حوزه خاص علوم انسانی استثناء پذیر است. از آن جا که فرهنگ سلطه جویی کشورهای غربی نیازمند زمینه سازی های متنوع علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در کشورهای هدف می باشد. تزریق باورهای فکری و مرام اعتقادی مغرب زمین به نسل دانشگاهی کشورهای مورد هجوم اهمیتی انکارناپذیر می یابد. در طول سالیان گذشته علاوه بر تاسیس بسیاری از بنیادها و انستیتوهای علمی در کشورهای آمریکایی و اروپایی که اصلی ترین فلسفه وجودی آن ها را تربیت و آموزش جوانان ایرانی تشکیل داده است شاهد زمینه سازی دانشگاه های خارجی برای جذب نخبگان دانشگاهی کشور بوده ایم. مسئله مهم دیگردر خصوص بیماری های دانشگاه های ما، «علوم وارداتی» است. دکتر کچوییان دراین خصوص عقیده دارد:
عده ای در کشور مطالبی با اسم علم وارد کردند که این مسئله ربطی به رشته های مهندسی و فنی ندارد بلکه بیشتر به رشته های علوم انسانی برمی گردد و مشکلات از همین جا شروع شد.
کچوییان خاطرنشان کرد: کل علوم اجتماعی الهیات مدرن است و علوم اجتماعی نوعی خودفهمی غربی ها است که این مسئله به اسم علم منتقل می شود که نمی توان از آن فردی که این علم را فراگرفته انتظاری داشت.
دانشگاه سکولار یا اسلامی؟!
تلاش برای سکولار کردن دانشگاه ها قدمتی به طول سه دهه دارد و این تلاش تنها به پس از پیروزی انقلاب اختصاص ندارد. تاریخ دانشگاهی ایران این تلاش ها را از نقطه تاسیس اولین دانشگاه در کشور ما نشان می دهد. از نظر بسیاری از صاحب نظران اصلی ترین مؤلفه های موثر بر روند سکولاریزاسیون در دانشگاه ها دو مقوله «اساتید» و «متون درسی» هستند.
از سال های پس از دوم خرداد سال 76 تاکنون تلاش غرب برای تسریع در روند سکولار کردن دانشگاه ها به واسطه حضور روشنفکران خودباخته و غرب زده و به لطف سیاست های لیبرالیستی دولت اصلاحات روندی رو به رشد داشته است.
دکتر کچوییان در این خصوص گفت: در سطح دانشجویان علوم اجتماعی جریاناتی برای روند اسلامی کردن دانشگاه ها وجود داشت که این جریان تا امروز هم ادامه دارد اما در رابطه با دولت ها بایدگفت در برهه زمانی فعالیت برخی دولت ها حتی درس هایی مانند معارف از کتب دانشگاهی حذف می شود.
کچوییان اظهار داشت: متاسفانه شاهد بودیم در دوران اصلاحات تعمدی برای تقویت و تجهیز سکولاریسم در دانشگاه های کشور وجود داشت و بر این اساس حتی روال اسلامی شدن دانشگاه ها برعکس شد و اقداماتی برای نیروسازی در این زمینه صورت گرفت.
وی گفت: در هر جامعه ای دستورالعمل هایی برای برنامه ها وجود دارد که مهم ترین موارد آن مربوط به دانشگاه است. اصلاح طلبان در چارچوب دموکراسی و تعابیر این چنینی بسیاری از موارد را به دانشگاه ها تحمیل کردند و باعث شدند که روند اسلامی شدن دانشگاه ها طور دیگری طی شود.
این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی همچنین با اشاره به مواضع استحاله شده برخی از اساتید که در جریان انقلاب اسلامی مشارکت داشته و پس از آن به آغوش غرب پناه بردند، اظهار داشت:
شهید مطهری و برخی دیگر از بزرگان که برخوردهایی با سروش داشتند در همان زمان انحراف وی را اعلام کردند.
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که چرا طیف عظیمی از اساتید دانشگاه که از انقلابیون بودند امروز مواضع خود را تغییر داده اند، گفت: اگر به تاریخ روشنفکری ایران نگاه کنیم می بینیم که در این خصوص دو مساله وجود دارد که یکی شیوه آموزش سنتی و دیگری شیوه مدرن می باشد و براین اساس دو طیف در جامعه وجود داشتند که براساس نوع آموزش شکل گرفته بودند و هر کدام که عقبه دینی بیشتری داشتند نزدیکی بیشتری هم با مذهب و اسلام داشتند.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: زمانی که آموزش ها و پیوندهای جریانی مثل شهید نواب یا موتلفه را می بینیم متوجه می شویم هر کس که پیوند بیشتری با مبانی علمی داشته باشد بهتر می تواند در این موارد فعالیت کند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، خاطر نشان کرد: تا اواخر دهه شصت ما هنوز در فضای قبلی بودیم و ظن خود را نسبت به علوم مدرن داشتیم و حتی دولت مردان ما نیز در چنین فضایی بودند.
وی ادامه داد:وقتی حرکت پرتوانی شروع می شود به یک سری بن بست ها می رسیم، مانند قضیه جنگ که این اتفاق افتاد و برخی افراد دچار نوعی سرخوردگی شدند.
آیا هم اکنون دانشگاه ها مبدا تحول هستند؟
مروری بر انتظارات امام راحل از دانشگاه و رهنمودهایی که مقام معظم رهبری در این خصوص داشته اند هر جوینده ای را به تاسف وامی دارد. ما اگرچه در این سال ها شاهد پیشرفت های بسیاری در حوزه های علمی بوده ایم اما آرمان امام و رهبری و انطباق آن با فضای دانشگاه ها شاهد پیشرفت و تحول نبوده اند. با این اوصاف آیا می توان انتظار ایجاد تحول را از دانشگاه ها داشت؟
دکتر کچوییان نیز بر این باور فراگیر مهر تاییدزده و تصریح کرد:
در حال حاضر اگر کسی را در دانشگاه متدین می نامند به اعتبار کارهایی است که بسیج دانشجویی و یا نهاد نمایندگی و دیگر تشکل ها انجام می دهند و در این راستا باید گفت در حال حاضر دانشگاه مبدا تحول نیست.
اوضاع دانشگاهها در غرب چگونه است؟
دکتر کچوییان که سال ها در دانشگاه های اروپایی مشغول به تحصیل بوده است اوضاع این دانشگاه ها را اینگونه ترسیم می کند: غربی ها در ابتدا بسط و گسترش خود را در بعد نظامی می دانستند ولی بعدها به این نتیجه رسیدند که باید از طریق دانشگاه روند گسترش خود را ادامه دهند.
وی اضافه کرد: بخشی از سیاست های دولت آمریکا بعد از بن بست های مختلف این بود که تعاملات فرهنگی خود را افزایش دهند و بر این اساس باید گفت که بحث فرهنگ مقوله مهمی می باشد.
کچوییان در ادامه این برنامه اظهار داشت: نباید مقایسه های غیرتاریخی انجام داد و در این راستا شاهد هستیم در حال حاضر که غرب در اوج پختگی و پیری است، بعد از فعالیت های متفاوت امروز اجازه ابرازنظر مخالف را به کسی نمی دهد.
کچوییان ادامه داد: روزی یک فرد در یک دانشگاه خارجی گفت من به عنوان یک کمونیست فلان نظر را دارم و بلافاصله آن شخص را از سمت خود در دانشگاه برکنار کردند و در این راستا باید گفت حتی خصوصی ترین دانشگاه ها در خارج نمی توانند نظری خلاف نظر جامعه خود داشته باشند.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: یکی از عجایب انقلاب اسلامی ما این است که هیچ کس در آن نقشی ندارد و بر این اساس جمله «انقلاب فرزندان خود را می خورد» در مورد انقلاب ما مصداق ندارد.
وی اضافه کرد: امام (ره) به هیچ کس اجازه نمی داد که در جریان انقلاب شانیت پیدا کند و یا به مقام و منصبی برسد و بر این اساس هیچ کس نمی تواند ادعا کند در جریان انقلاب شان پیدا کرده است.