علیرضا فقیر
دانشجویانی که تا شانزدهم آذرسال 32 عمدتا اشراف زاده و متمول بودند، سرتاسر وجودشان را روح ماتریالیستی فراگرفته بود و آنها که بویی از مبارزه نبرده بودند به تدریج با گرایشی ضدامپریالیستی برعلیه استکبار خروشیدند. اما این دانشجویان که در سه شاخه کلی الحادی کمونیستی، سوسیالیست ها و اسلام گرایان قرار می گرفتند، بدلیل نوپایی این حرکت و سکولاریسمی که آن زمان حاکم در فضای دانشگاه ها و درون این سه شاخه بود، جنبش دانشجویی در راه خود دچار انحرافات فراوانی شد.
اما سال 32 هشداری برای سلطنت شد. روابط سیاسی ایران و انگلیس از سرگرفته شد و سلطنت خواب اطلاق دید و کودتا پا گرفت. نیکسون به ایران آمد تا اقتدار شاه بازگشته به وطن را و مصدق احمدآباد نشین شده را ببیند. 16 آذر با گرایشی ضدامپریالیستی و به عهده زمانه چپ گرا خروشید وکشته داد. دانشجویان دیگر سیاسی شده بودند و برای سیاست خود خون می دادند، اما این سیاست سخت درپی آرمان کارگر بود و مهر داس بر پیشانی و مهرچکش بر دل داشت. شاه دریافت که اگر خطری باشد از جانب اینهاست و دانشجویان را سرکوب کرد.
سیر تاریخی جنبش دانشجویی بسیارعبرت انگیز است، از الحاد کمونیسم تا التقاط، از سوسیالیسم افراطی تا لیبرال های کنونی، تمام این ها بدلیل این است که گاها جنبش دانشجویی نخواست در فرودگاه اسلام ناب فرود بیاید و رفت در اردوگاه التقاط و شک سقوط کرد تا در سایه تجدد، گاه به چپ و گاه به راست روکند.
ما در این نوشتار قصد نداریم گذری بر این سیر درس آموز داشته باشیم، اما اکنون به یکی از آفت های جنبش دانشجویی یعنی محافظه کاری و دوری از آرمان ها که در بعضی از تشکل های دانشجویی رسوخ کرده یا اگر چنین نیست دچار التقاط شده است می پردازیم، چرا که اصالت جنبش دانشجویی در 16 آذر 32 با حرکتی آرمانخواهانه و ضدامپریالیستی آغاز شد، نه با تساهل و تسامح با سران استکبار.
همانطور که رهبر کبیر انقلاب امام خمینی (ره) فرمودند: دانشگاه مبدأ تحولات است. تحول و دگرگونی با روحیه محافظه کاری در تناقض است. هر تحولی نیاز به شجاعت، آرمانخواهی و دوری از مصلحت اندیشی دارد، و تحول با محافظه کاری به یک جوی نمی روند. حال این دانشگاه و دانشجو است که به عنوان مبدا تحولات خوانده شده است.
اکنون جنبش دانشجویی باید به دور از محافظه کاری در جهت آرمان های خود حرکت کند تا بتواند در جامعه و حتی جهان تحولی عظیم ایجاد کند.
بنابراین روح جنبش دانشجویی با محافظه کاری در پارادوکس است. اما اکنون محافظه کاری در عناوینی قرار گرفته اند که دانشجوی آگاه باید بتواند راه را از بیراهه تشخیص بدهد.
روحیه محافظه کاری گاه در عنوان لیبرالیسم و گاه در عنوان اسلام التقاطی و یا به تعبیر امام خمینی(ره) اسلام ناب آمریکایی و یا عناوین دیگر ظهور و بروز می کند.
البته باید توجه داشت که افرادی نیز در پوشش آرمانخواهی و دوری از محافظه کاری دچار انحرافات فراوانی شده یا خواهند شد. سوسیالیست ها که در اصل و آرمان خود دچار انحراف شده چه برسد به رفتارشان، اسلام گرایان رادیکالی که دچار افراط شده اند و بدون بصیرت پازل دشمن را کامل می کنند.
مقام معظم رهبری فرمودند: جوانان و دانشجویان همواره به قله های آرمانی نگاه کنند تا برآیند آرمانگرایی آنها و چالش مسئولان با مصلحت ها، به نتیجه معتدلی منجر شود.
همانطور که ایشان فرمودند وظیفه دانشجویان آرمانخواهی است و ما نباید با مصلحت اندیشی های خیالی رسالت خود را فراموش کرده و روی به چالش با مصلحت ها بیاوریم.
دانشجو و بطور کلی انسان بدون آرمان و هدف مانند کشتی سرگردان در دریا است، که راه را گم کرده و بی هدف به دور خود می چرخد. جنبش دانشجویی گاه در مسیر خود به دلایل مختلف از آرمان خود دور یا آن را به فراموشی سپرده است که این آسیب، شاید بزرگترین صدمه جدی را بر پیکره جنبش دانشجویی زده است.
عده ای از همان ابتدا بدلیل افتادن در دام تجدد و التقاط و روی آوردن به اندیشه های بی محتوا اما ظاهرپسند غربی، آرمانی به دور از شأن دانشجوی مسلمان را هدف گرفته، که در مسیر حرکت خود بازیچه سردمداران این تفکرات از بین رفته یا رو به اضمحلال قرار گرفته اند که این امر موجب دوری آنها از همان آرمان های پوسیده نیز شده است.
اما عده ای نیز گرفتار اسلام آمریکایی یا همان اسلام التقاط و سازش شده و بدون آرمان حرکت می کنند به گمان اینکه در جستجوی عرفان و زهد هستند. اما آرمان های والای حضرت روح الله خمینی کبیر(ره) را فراموش کرده اند که گفت: این از تبلیغات همان شیطان بود که می خواستند قشر اسلام را، صورتش را نگه دارند و ماها مشغول به همین صورت ها باشیم و محتوا نباشد و کارهایشان را انجام بدهند. محتوای اسلام که مهمش اسلام قیام الله، نهضت الله، جلوگیری از ظلم ظالمین، از ستم ستمکاران، اجرای عدالت اسلامی است؛ نباشد، آن مقدسی که خیال می کند کنار نشسته و دخالت در امور اسلامی نمی کند، او برخلاف اسلام دارد رفتار می کند.
آرمان و آرزوی ما نباید در سطح دانشگاه و حتی کشور محدود شود آرمان ما همان است که امام خمینی(ره) فرمود: ما سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهیم کرد. جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی شناسد و ما باید در جنگ اعتقادیمان، بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم.رسیدن به این آرمان های بزرگ و جهانی نیاز به روحیه شجاعت و عدالتخواهی دارد، برای دستیابی به این اهداف بزرگ نباید دچار محافظه کاری و انفعال شد باید با روحیه تهاجمی بر پایه عقل به حرکت عدالتخواهانه خود ادامه داد.
آیا سکوت دانشجو به عنوان چشم بیدار جامعه، در زمانیکه حضرت آیت الله خامنه ای(مدظله العالی) می فرمایند: «هر پدیده ضدعدالت باید مورد سؤال قرار بگیرد» صحیح است؟
البته در این مسیر جنبش دانشجویی با سختی های فراوانی روبه رو است که باید صبر پیشه کرد و امید به خدای متعال داشت. شهید سیدمرتضی آوینی چه زیبا فرمود: آرمانخواهی انسان مستلزم صبر بر رنج هاست پس برادر خوبم، برای جانبازی در راه آرمانها یاد بگیر که در این سیاره رنج صبورترین انسانها باشی.با صبر در برابر رنج ها بر آرمان های جهانی خود بدون محافظه کاری باید پافشاری کرد تا بتوانیم زمینه ساز ظهور مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه شریف) شویم.
شهید سیدمرتضی آوینی: امام به ما آموخت که انتظار در مبارزه است.