ناتو صرفا مجری خواستهای پنتاگون است
به نوشته روزوف، مباحثی که در خصوص نقش تسلیحات هستهای در اروپا پس از پایان جنگ سرد، صورت پذیرفت در ارتباط کامل با استراتژی جدید هستهای بود که وزارت دفاع آمریکا ماه گذشته آن را ارائه کرده بود. هرگز قرار نبوده و نیست که ناتو از پیش فرضها و انتظارات آمریکا تخطی کند. نقش واقعی ناتو تنها پذیرفتن و اجرای طرحهای پنتاگون است. همیشه رسم بر این است که دستورات پنتاگون از سوی کشورهایی همچون هلند یا لهستان ارائه شده و سپس واشنگتن خود ترتیب اجرای آن را میدهد.
"آندرس فوگ راسموسن " (Anders Fogh Rasmussen) دبیرکل ناتو در یک مصاحبه مطبوعاتی با اشاره به بقای تسلیحات اتمی آمریکا در اروپا و همکاری کشورهای عضو ناتو با برنامه سپر دفاع ضد موشکی واشنگتن اظهار داشت: "مهمترین وظیفه ناتو محافظت از منطقه و ملتهای آن است و در جهانی که سلاح هستهای در آن وجود دارد، ناتو نیز به داشتن این تسلیحات بازدارنده به نحوی موثر و امن نیازمند است. البته برنامه دفاع ضد موشکی نمیتواند جایگزین بازدارنده مذکور باشد اما مکمل آن است چرا که ممکن است کشورها یا بازیگرانی وجود داشته باشند که به حدی عاقل نباشند که تسلیحات هستهای ما منجر به بازدارندگی در خصوص ایشان شود. این کشورها یا بازیگران باید بدانند که موشکهای محدودی که در اختیار دارند از سپر دفاع موشکی ما نخواهد گذشت. "
البته آنچه راسموسن فراموش کرد بگوید این بود که ناتو و کشورهای قدرتمند آن با انواع تسلیحات عرفی و غیر عرفی به کشورهای شرق و جنوب تجاوز میکنند و این سپر دفاع ضد موشکی نیز تنها از آن رو ایجاد میشود تا جلوی اقدامات تلافیجویانه این کشورها گرفته شود.
دبیرکل ناتو همچنین اضافه کرد: "وجود تهدید موشکی علیه اروپا کاملا روشن و فزاینده است ... لذا ما باید دفاع موشکی متحد را از وظایف ناتو بدانیم. "
سخنان اخیر راسموسن که یکی از آنها در برگیرنده خشم شدید از ایران است، نشان میدهد که منبع این به اصطلاح تهدید کجاست؟ اما راسموسن برای اغراق هم که شده اعلام داشت که 30 کشور وجود دارند که در حال گسترش برنامههای موشکی خود هستند. راسموسن پس از اشاره به این تهدید غیر واقعی ابراز داشت که وزرای خارجه ناتو گرد هم آمدهاند تا در مورد مواردی همچون هزینه، فرماندهی و کنترل این سپر دفاع ضد موشکی بحث و تبادل نظر کنند. وی افزوده است که در نوامبر امسال، سران ناتو در اجلاس خود در لیسبون پرتغال تصمیم خواهند گرفت که آیا پیادهسازی برنامه دفاع ضد موشکی مشترک از وظایف ناتو محسوب میشود یا خیر؟
به نوشته این تحلیلگر آمریکایی، پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد شوروی در سال 1991، ناتو به طور عادی به اجلاسهای سه سالانه خود در دهه 90 و اجلاسهای دو سالانه بین سالهای 1999 تا 2008 ادامه داد اما اجلاس امسال سومین اجلاسی است که به صورت سالانه برگزار میشود. در سال 2008 رومانی، در سال 2009 فرانسه و آلمان و امسال پرتغال میزبان این اجلاس خواهد بود. اجلاس آخری در فرانسه و آلمان پس از سال 1999 اولین اجلاسی بود که در یکی از کشورهای موسس ناتو برگزار شد.
افزایش تعداد و مکانهای برگزاری اجلاس ناتو نشانگر افزایش فعالیت ناتو و کشیده شدن آن به سوی شرق طی یک دهه گذشته است. در 10 سال بین اجلاس واشنگتن و اجلاس مشترک فرانسه و آلمان تمامی اجلاسها در کشورهای اروپای شرقی برگزار شدهاند: در سال 2002 در جمهوری چک، در سال 2004 در ترکیه، در سال 2006 در استونی و در سال 2008 در رومانی.
ناتوی قرن 21 یک نیروی نظامی توسعهطلب
مکانهای برگزاری اجلاس در شرق و جنوب شرق بیانگر آن چیزی است که در قرن 21 ناتو به آن تبدیل شده است: یک نیروی نظامی فعال و توسعهطلب که نیروهای خود را در بسیاری از مناطق نبردهای کنونی و گذشته وارد کرده است، نظیر بوسنی، کوزوو، مقدونیه، افغانستان، عراق، سودان و سومالی. نیروهای ناتو به بسیاری از کشورهای جدید نیز پا گذاشتهاند همچون: آلبانی، قرقیزستان، تاجیکستان، ازبکستان، اردن و کویت. در سال 1999 قریب به 50 هزار نیروی چند ملیتی تحت امر ناتو در کوزوو حضور داشتند و در حال حاضر 90 هزار نفر از 120 هزار نیروی حاضر در افغانستان از ناتو هستند.
این نویسنده منتقد آمریکایی افزود: راسموسن در افتتاحیه اجلاس وزرای خارجه در استونی تاکید کرد که مرکز ثقل بحثها در اجلاس پرتغال در خصوص سپر دفاع ضد موشکی و استراتژی جدید ناتو بوده و اظهار داشت که "در لیسبون، کشورهای عضو ناتو تصمیم خواهند گرفت که آیا سپر دفاع موشکی باید به عنوان ماموریت ناتو دیده شود یا خیر؟ به نظر من تردیدی نیست که چنین باید باشد. "
وی حفظ تسلیحات هستهای آمریکا در چند کشور اروپایی و توسعه سیستم دفاع موشکی در اروپای شرقی را جزئی از دکترین دفاعی ناتو دانست. راسموسن در بخش اصلی سخنان خود گفت: "ما در حال جزمیت بخشیدن به تعهد پایدار خویش در مسیر دفاع از منطقه هستیم. این وظیفه اصلی ناتو در بند پنجم معاهده ایجاد این ائتلاف مورد تاکید قرار گرفته و تصریح شده است که حمله به هر یک از کشورهای ائتلاف به منزله حمله به تمامی آنهاست. لذا ما نیازمند به توان لازم نظامی هستیم. ما به نیروهای مدرن و متحرک نیازمندیم. نیروهایی که ایستا نبوده و بتوانند برای کمک به یک متحد سریعا به حرکت درآیند. "
بنابر این گزارش، دبیرکل ناتو با اطمینان کامل به آوردن دو دلیل به اصطلاح عقلی برای لزوم باقی ماندن استراتژی حمله هستهای پیش دستانه آمریکا پرداخت و وجود رژیمهای خطرناک و گروههای تروریستی را دلیل این موضوع دانست اما بعد تاکید کرد که هدف اصلی ناتو همچنان همان هدف همیشگی یعنی روسیه است.
وی بدون نام بردن از روسیه گفت: "ما نیازمند آنیم تا شاهد حضور مشهود ناتو در تمامی سرزمینهای مربوط به این ائتلاف باشیم. ... ما باید ساز و کاری برای کنترل فضای دریای بالتیک داشته باشیم. تعدادی از اعضای ناتو فعالانه در این امر شرکت دارند و قابلیت ائتلاف را در دفاع از منطقه و ملتهای آن نشان میدهند. همچنین ما نیازمندیم که از ملتهای خود در برابر خطرات جدیدی همچون حملات سایبری و قطع شدن جریان انرژی دفاع کنیم ... . "
بدیهی است که در منطقه دریای بالتیک نه از آن دست رژیمهای خطرناک مدنظر ناتو خبری هست و نه از نیروهای القاعده با چمدانهای پر از مواد هستهای! منشا قطع انرژی و حملات سایبری هم طبعا روسها هستند. گشتزنی هوایی بر فراز دریای بالتیک و تشکیل مرکز جنگ سایبری در استونی مقصودی جز روسیه ندارند.
این فعال ضدجنگ تصریح کرد: راسموسن در سخنان خویش نسبت به موضع هستهای ناتو کاملا بدون ابهام سخن گفت. وی علاوه بر اینکه تاکید کرد که ناتو نیازمند به تسلیحات هستهای است و دلیل آن را هم رژیمهای خطرناک و تروریستها دانست، اظهار داشت که کشورهای ناتو نیازمند به سیستم دفاع موشکی یکپارچه هستند. به این ترتیب بار دیگر میان زرادخانه هستهای آمریکا در اروپا و سیستم دفاع ضد موشکی ارتباط برقرار کرده و بدیهی است که این اقدامات، آن هم در نزدیکی مرزهای روسیه نمیتواند برای مقابله با ایران یا القاعده باشد.
تلاش دبیرکل ناتو برای جا زدن مواضع هستهای آمریکا به عنوان مواضع ناتو
راسموسن در بخش دیگری از سخنانش نتیجه نهایی تصویب استراتژی جدید نظامی ناتو را چنین توصیف میکند: "ایالات متحده خود صاحب سیستم دفاع ضد موشکی است. برخی دیگر از کشورهای اروپایی نیز توان لازم برای دفاع ضد موشکی از نیروهای خود را دارند ... اگر ما با هدف دفاع از همه کشورهای عضو ناتو سیستمهای دفاع ضد موشکی کشورهای مختلف را تحت سپر دفاع ضد موشکی ناتو یکپارچه کنیم، این امر میتواند نمایشی بسیار قدرتمند از قدرت ناتو در قرن 21 باشد. من امیدوارم که ما تا اجلاس بعدی ناتو در لیسبون بتوانیم مراحل اجرایی این تصمیم را پیش ببریم. "
راسموسن بار دیگر در مصاحبه با تلویزیون استونی مواضع ناتو در قبال تسلیحات هستهای را چنین تکرار کرد: "اگر ما به جهان کنونی نظر کنیم، نمیتوانیم جایگزینی برای بازدارندگی سلاحهای هستهای برای ناتو بیابیم ... به اعتقاد من استقرار تسلیحات اتمی آمریکا در اروپا بخشی از فرآیند بازدارندگی است که باید جدی گرفته شود. "
این فعال ضد جنگ تصریح کرد: استراتژی 2010 ناتو در عمل هیچ تفاوتی با استراتژی کنونی که در سال 1999 به تصویب رسیده بود، ندارد. در استراتژی 1999 آمده است: "مهمترین تضمین برای امنیت اعضای ائتلاف توسط تسلیحات استراتژیک هستهای تامین میشود، بالاخص تسلیحاتی که متعلق به ایالات متحده آمریکاست؛ همچنین نیروهای اتمی مستقل بریتانیا و فرانسه که به خودی خود نقش بازدارندگی دارند هم در ایجاد بازدارندگی کلان برای تمامی اعضای ائتلاف نقش خواهند داشت.
حصول وضعیت قابل اعتماد هستهای ائتلاف و نمایش قدرت آن و همچنین نمایش تعهد این ائتلاف به پیشگیری از وقوع جنگ همچنان نیازمند همکاری گسترده متحدین اروپایی است که در برنامه دفاعی کلان دارای نقشهای هستهای هستند. این کشورها باید در زمان صلح امکان استقرار، فرماندهی، کنترل و ارائه مشاوره به نیروهای هستهای را در قلمرو خود فراهم آورند. نیروهای هستهای مستقر در اروپا و منتسب به ناتو رابطه نظامی و سیاسی حیاتی میان اعضای اروپایی ناتو و اعضای این ائتلاف در آمریکای شمالی ایجاد میکنند. لذا ائتلاف همچنان نیروهای هستهای را به میزان کافی در اروپا حفظ خواهد کرد. "
وجود تسلیحات هستهای در اروپا از پایههای اساسی ناتو است و یکی از ریشهایترین فلسفههای وجودی این ائتلاف به شمار میرود. اولین استراتژی نظامی ناتو که به سال 1949 باز میگردد شامل چنین عباراتی است: "تضمین توانایی اجرای بمباران استراتژیک و استفاده سریع از بمب اتمی. این امر وظیفه آمریکاست و سایر کشورها نیز این کشور را کمک خواهند کرد. "
نقض NPT از سوی اعضای هستهای و غیر هستهای ناتو
نویسنده مقاله در ادامه آورده است: سیاستهای مداخلهجویانه ناتو طی 61 سال اعضای اروپایی این ائتلاف را واداشته است تا آنچه را تقسیم مسئولیت هستهای خوانده میشود، بپذیرند و این مسئولیت بیانگر آن است که تسلیحات هستهای انبار شده در هر کشور در صورت لزوم باید توسط نیروی هوایی کشور میزبان در هر جا که لازم باشد تحویل شود.
در حال حاضر بین 200 تا 400 سلاح هستهای آمریکایی در پایگاههای هوایی بریتانیا، بلژیک، آلمان، ایتالیا، هلند و ترکیه ذخیره شده است. فدراسیون دانشمندان آمریکایی تخمین زده است که بین 200 تا 350 سلاح هستهای در کشورهای ذکر شده وجود دارد. تمامی کشورهای مذکور به جز بریتانیا کشور غیر هستهای محسوب میشوند و استقرار سلاح هستهای در قلمرو آنها آشکارا با "معاهده منع گسترش تسلیحات هستهای " (NPT) مغایرت دارد. در معاهده مذکور آمده است: "هر یک از کشورهای صاحب سلاح هستهای عضو معاهده متعهد میشوند که تسلیحات هستهای یا هر گونه ماده قابل انفجار هستهای را به سایر کشورها منتقل نکرده و حق ندارند بر چنین تسلیحاتی به شکل مستقیم یا غیرمستقیم کنترل داشته باشند ... . تمامی کشورهای غیر هستهای عضو معاهده نیز متعهد میشوند که پذیرای هیچگونه تسلیحات هستهای یا مواد منفجره هستهای از هیچ کشوری نبوده و کنترل مستقیم یا غیرمستقیم نیز بر این تسلیحات نداشته باشند. " با این حال به نظر نمیرسد که نقض قوانین بینالمللی، امثال راسموسن را از تعهد به حفظ تسلیحات اتمی آمریکا در خاک اروپا بازدارد!
روزوف افزود: البته راسموسن تنها نیست. موضع وزیر خارجه آمریکا نیز در فقره مزبور قابل تغییر نیست. بر اساس گزارشی که "نیویورکتایمز " (New York Times) از اولین روز اجلاس وزاری خارجه ناتو در استونی منتشر کرد به نظر میرسید که هیلاری کلینتون لااقل در بیانات خویش در پیشگاه سایر وزاری خارجه در خصوص تسلیحات هستهای کشور متبوعش در اروپا قدری محتاط باشد که البته نبود!
کلینتون نیز به موازات راسموسن اظهار داشت که کشورش از نیاز ناتو به حفظ قابلیت بازدارندگی و لزوم همکاری اعضای ائتلاف در این خصوص آگاه است. دولت اوباما همچنین در حال اعمال فشار بر ناتو است تا استقرار سپر دفاع ضد موشکی این کشور در اروپای شرقی را به عنوان یک ماموریت ناتو بپذیرد.
کاهش تسلیحات هستهای آمریکا در اروپا منوط به کاهش سلاحهای هستهای روسیه!
در همین روز "آسوشیتدپرس " گزارش کرد که کلینتون خروج سریع نیروهای هستهای آمریکا از اروپا را رد کرده و اظهار داشت که "هرگونه کاهش نیروی هستهای منوط به کاهش سلاحهای هستهای روسیه است چرا که روسیه بیش از تمامی اهداف اروپایی خود سلاح هستهای در اختیار دارد. " همچنین در گزارش مذکور آمده است که "کلینتون از ناتو خواست که سپر دفاع ضد موشکی آمریکا را ماموریت ناتو قلمداد کند. "
نویسنده میافزاید: کلینتون در این اجلاس تلاش کرد تا میان تسلیحات هستهای استراتژیک آمریکا در اروپا و 2000 سلاح هستهای استراتژیک متعلق به روسیه ارتباط برقرار کند. این در حالی است که روسیه به عکس آمریکا تسلیحات هستهای خود را در قلمرو خود نگهداری میکند. به علاوه، روسیه به طور کلی در دوران پس از اتحاد شوروی از قدرت نظامی خود کاسته است و آنچه در زرادخانه اتمی این کشور وجود دارد نه برای حمله پیش دستانه بلکه برای بازدارندگی در برابر تهدیدهاست.
پیش از برگزاری اجلاس استونی، پنتاگون در حال آماده ساختن خود برای حمله پیش دستانه و آزمایش هواپیماهای فوق پیشرفته X-37B بود. این برنامه در راستای حمله برقآسای غیر اتمی در جهت خنثیسازی توان هستهای روسیه و در نتیجه از کار انداختن آن اجرا شد. در روز 23 آوریل، فرمانده سابق نیروهای هوایی روسیه، "ژنرال آناتولی کورنوکف " (General Anatoly Kornukov) آزمایش هواپیمای مذکور را بخشی از برنامه آمریکا برای نظامی کردن فضا و تجمیع قوای هوایی، فضایی و دفاع موشکی این کشور دانست. این ژنرال بازنشسته خطاب به "آژانس خبری اینترفکس " (Interfax news agency) تصریح کرد که در حال حاضر آمریکا به درجهای از توان نظامی دست یافته است که میتواند حملات برقآسای خود را بدون آنکه مقاومتی در برابر آن صورت پذیرد، اجرا کند. کورنوکف همچنین هشدار داد که چنین حملات هوایی میتوانند روسیه را به اهدافی همچون عراق یا یوگسلاوی بدل کنند.
رادیو صدای روسیه به نقل از "رابرت ام.بومن " (Robert M. Bowman) که در دولتهای "جرالد فورد " و "جیمی کارتر " مدیریت برنامههای پیشرفته فضایی نیروی هوایی آمریکا را بر عهده داشت اظهار داشت: "یکی از ماموریتهای احتمالی نابود ساختن ماهوارههای دشمن و در نتیجه به دست گرفتن کنترل کامل فضا است. ماموریت دیگر میتواند نابود کردن اهداف زمینی از طریق فضا آن هم بدون هشدار قبلی باشد. این دو ماموریت در سال 1982 توسط رونالد ریگان در سندی محرمانه به وزارت دفاع آمریکا ابلاغ شدند. "
نویسنده پس از نقل قولهای فوق به موضوع تسلیحات هستهای آمریکا در خاک کشورهای اروپایی بازگشته و مینویسد: کلینتون در یک مراسم شام خطاب به وزرای خارجه 27 کشور دیگر عضو پیمان آتلانتیک شمالی اظهار داشت که "بقای ناتوی هستهای در تناسب کامل با سخنرانی اوباما در پراگ قرار دارد چرا که دولت آمریکا بر این باور است که باید میان کاهش نقش تسلیحات هستهای در جهان و نیازهای آتی امنیتی ائتلاف ناتو تعادل برقرار کرد. "
در همان گزارش آسوشیتد پرس آمده است که کلینتون به نکات مختلفی اشاره کرد که همگی نشان از رد پایان حضور اتمی کشورش در اروپا بودند. یکی از جملات وی چنین بود: "تا زمانی که سلاح هستهای در جهان وجود دارد، ناتو یک نیروی هستهای باقی خواهد ماند. "
وی ادامه داد: "ناتو یک ائتلاف هستهای است و مسئولیتها و خطرات هستهای نیز در آن بین اعضا تقسیم شده است. "
روزوف تاکید کرد: راهبرد هستهای آمریکا و پروژه سپر دفاع ضد موشکی این کشور در قاره اروپا با دکترین و عملکرد ناتو کاملا در تطابق است و اکنون نیز دولتهای اروپایی چه به صورت انفرادی و چه به صورت جمعی در خصوص این دو موضوع میاندیشند.
اظهارات اخیر "الن تاسشر " (Ellen Tauscher)، معاون کلینتون و ژنرال "پاتریک ریلی " (Patrick O’Reilly)، رئیس آژانس دفاع ضد موشکی آمریکا تردیدی باقی نمیگذارد که معاهده منعقده به تاریخ 8 آوریل امسال بین اوباما و مدودوف برای کاهش تسلیحات راهبردی هیچ تاثیری بر حضور نظامی آمریکا در قاره اروپا نخواهد گذاشت.
تاسشر به تاریخ 21 آوریل در شورای آتلانتیک در واشنگتن اظهار داشت که "معاهده جدید "استارت " منجر به محدود شدن برنامه دفاع ضد موشکی آمریکا نخواهد شد. ایالات متحده در تلاش است تا قابلیت دفاع ضد موشکی خود را ارتقا بخشد تا بتواند از خاک آمریکا، نیروهای این کشور در سایر مناطق جهان و همچنین متحدین این کشور دفاع کند. "
به نوشته این فعال ضد جنگ آمریکایی، تاسشر در خصوص مخالفتهای روسیه که به حدی رسید که وزیر خارجه این کشور را واداشت تا اعلام کند که روسیه حق خروج از معاهده استارت را برای خود محفوظ میداند، اظهار داشت که "موضع روسیه ربطی به معاهده استارت ندارد. اقدام آمریکا در این معاهده منع نشده است. این موضع نمیتواند برنامه دفاع ضد موشکی آمریکا را محدود کند. "
ناتو کانال ورود تسلیحات اتمی آمریکا به اروپا
در تاریخ 23 آوریل امسال، "آندری نسترنکو " (Andrei Nesterenko)، سخنگوی وزارت خارجه روسیه ابراز داشت که "ما به شدت نگران فعالیتهای بی پایه و اساس ضد موشکی آمریکا در لهستان هستیم. برای ما روشن نیست که چرا موشکهای ضد هوایی پاتریوت در نزدیکی مرزهای ما کار گذاشته میشوند. ما نمیدانیم که چه تهدیدی غربیها را در نزدیکی منطقه کالینینگراد روسیه تهدید میکند؟! "
سه روز قبل از این اظهارات، ریلی، رئیس آژانس دفاع ضد موشکی آمریکا در جلسهای اظهار داشت که "معاهده استارت جدید عملا محدودیتهای آمریکا را در گسترش برنامه دفاع ضد موشکی خود کاهش داده است. اهداف ما از این پس با محدودیتهای استارت مواجه نیستند و دیگر محدودیتی در زمینه آزمایش موشکهای هوا به سطح و دریا به ساحل که در تمرین مقابله با موشکهای بالستیک میان برد و کوتاه برد از اهمیت خاصی برخورداند مواجه نیستیم. "
کمتر از یک هفته پیش از این اظهارات نیز، "یوری بالویوسکی " (Yuri Baluyevsky)، معاون رئیس شورای امنیت ملی روسیه و رئیس سابق ستاد مشترک نیروهای مسلح این کشور تصریح کرد که "پیادهسازی برنامه دفاع ضد موشکی آمریکا یکی از دو تهدید نظامی است که روسیه را تهدید میکنند. "
این تحلیلگر منتقد آمریکایی اضافه کرد: در سال 2007، شورای آتلانتیک شمالی ناتو که از مهمترین ارکان اجرایی و تصمیمسازی در این ائتلاف محسوب میشود شرکت ناتو را در برنامه دفاع ضد موشکی مشترکی که در قلمرو سرزمینی تمامی اعضای ائتلاف پیاده سازی میشد، تصویب کرد. اجلاسهای 2008 و 2009 هم بر این موضع پافشاری داشتند.
پیشتر نیز در ماه آوریل وزیر دفاع لهستان در دیدار با اوباما در پراگ خبر داد که محموله جدید از تجهیزات موشکهای ضد هوایی پاتریوت 3 به همراه 100 نیروی آمریکایی به زودی وارد خاک لهستان میشوند. وی همچنین تاکید کرد که معاهده استارت 2 منجر به محدود شدن فعالیتهای ضد موشکی آمریکا در خاک کشورش نخواهد شد.
با فاصله زمانی اندک، "نیکلای ملادنوف " (Nikolai Mladenov)، وزیر خارجه بلغارستان فاش کرد که دولت متبوعش از اواخر سال جاری میلادی در خصوص برنامههای دفاع ضد موشکی با آمریکا وارد مذاکره خواهد شد. وی این تصمیم را در راستای برنامه کلان ناتو برای کل اروپا دانست. بلغارستان نیز همچون همسایهاش رومانی که در فوریه برای میزبانی تجهیزات دفاع ضد موشکی آمریکا اعلان آمادگی کرده بود و همچنین لهستان اعضای سابق پیمان ورشو محسوب میشوند که امروزه عضویت ناتو را دارند. این کشورها برای عضویت در ائتلاف ناتو مجبور شدند تا پذیرای برنامههای موشکی آمریکا باشند و در ضمن پایگاههای نظامی دوران جنگ سرد خود را نیز به روی غربیان باز کنند. ضمنا این کشورها متعهد شدهاند که در صورت لزوم پذیرای تسلیحات راهبردی آمریکا هم باشند.
روزوف در پایان مینویسد: ناتو به کانالی تبدیل شد تا از طریق آن تسلیحات اتمی آمریکا وارد خاک اروپا شوند و همچنان دو دهه پس از پایان جنگ سرد نیز این تسلیحات بر جای خود باقیاند و تا زمانی که ناتو منحل نشده است، اروپا از تسلیحات هستهای تخلیه نخواهد شد.