مسعود شفیعیکیا
از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی و پایه گذاری بیداری اسلامیدر جهان معاصر، معمار بزرگ این اساس مقدس، “ حضرت امام خمینی سلامالله علیه“ و سپس خلف صالح ایشان رهبر معظم انقلاب اسلامی بیشترین توان خود را در حفظ هویت این انقلاب و منحرف نشدن آن صرف کردهاند. چنانکه حضرت امام بارها به این مهم اشاره داشتند و میفرمودند:
“ما جمهوری اسلامی لفظی نخواستیم؛ اینکه ما دائماً راجع به این معنا سفارش میکنیم که باید حالا که رژیم رژیم اسلامی شده است محتوا محتوای اسلامی باشد، برای این است که یک مملکتی مدعی است من مسلم هستم، افرادش ادعا میکنند که ما مسلم هستیم لکن در بسیاری جاها دیده میشود که پایبند احکام اسلام نیستند. بسیاری از اشخاص ادعای اسلام میکنند، همان ادعاست؛ دیگر در عمل وقتی که مشاهده بکنید میبینید که خبری از اسلام نیست.
ما که میگوییم حکومت همان طور که اسلامی است، محتوایش هم اسلامی باشد، یعنی هرجا که شما بروید، در هر وزارتخانه که شما بروید، در هر اداره که شما بروید، در هر کوچه و برزن که شما بروید، در هر بازار که شما بروید، در هر مدرسه و دانشگاه که شما بروید، آنجا اسلام را ببینید؛ احکام اسلام را ببینید. این برای این است که ما حکومت اسلامی خواستیم. ما جمهوری اسلامی لفظی نخواستیم. ما خواستیم که حکومت الله در مملکتمان- و ان شاء الله در سایر ممالک هم- اجرا بشود.
حکومت خدا بر مردم آزادی در حدود قانون است بنابراین، این توهم که خوب حالا جمهوری اسلامی شده است و حالا هر کسی خودش هر کاری میخواهد بکند، آزادی شده است و آزاد هر کاری بخواهد بکند، اینها نیست. آزادی در حدود قانون است. یعنی آن مقداری که خدای تبارک و تعالی به ما آزادی داده است. ” (صحیفه نور، ج8، ص 282)
در دهه اول انقلاب اسلامی با وجود فشارهای بیسابقهای که بر نظام و انقلابیون اصیل میآمد و با توجه به شرایط اقتصادی موجود که عافیتطلبی و دست درازی های خیانتکارانه به اموال عمومی نیز کمتر برای اهلش ممکن بود امام راحل به دفعات نگرانی خود را از “خوی کاخنشینی“ مردم و مسؤولین گوشزد میکردند و با برشمردن این خوی و الگوی رفتاری به عنوان تنها نقطه ضعف شاه و کارگزاران طاغوت که آنان را در مقابل مردم و دینشان قرار داد میفرمودند:
“ ما باید کوشش کنیم که اخلاق کاخ نشینی را از این ملت بزداییم. اگر بخواهید ملت شما جاوید بماند و اسلام را به آن طوری که خدای تبارک و تعالی میخواهد، در جامعه ما تحقق پیدا کند، مردم را از آن خوی کاخ نشینی به پایین بکشید، خود کاخ نشینی این خوی را میآورد، ممکن است که در بین آنها هم کسی پیدا بشود لکن نادر است. توجه کنید که این ملتی که الان کوخ نشینانش مشغول فعالیت هستند و مشغول به زحمت هستند در جبههها و پشت جبههها، این کوخ نشینان را زحمت بکشید که به همین حال خوی کوخنشینی و خوی اینکه توجه به کاخها نداشته باشند نگه دارید تا بتوانید ادامه بدهید زندگی صحیح اسلامی را. آن خوی کاخ نشینی مضر است، خودش مضر نیست، خویش مضر است، لکن خود او، این خوی را دنبال دارد.” (صحیفه نور، ج17، ص: 376)
آری ، پس از به شهادت رسیدن اکثر انقلابیون اصیل که در دهه اول انقلاب به دست نفاق پنهان و آشکار از عرصه انقلاب حذف شدند و با جاگیری افرادی که اغلب به میانه روی شناخته میشدند و با وجود سرازیر شدن منافع سرشار به خزانه های کشور در عصر سازندگی، این نگرانی بیجا نبود. به همین دلیل رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از امام راحل در ابتدای دولت سازندگی آن دولتیان را چنین بر حذر داشتند:
“ اشتباه است اگر کسی خیال کند ما همان کارهایی که دیگر حکومتها، دیگر کارگزاران دولت ها در دنیا میکنند، همانها را ما هم بکنیم خطاست. ما یک اصولی داریم ، ما یک روشهای مخصوصی بهخودمان داریم، اینها مال اسلام است . این اصول باید در دنیا حاکم شود نه آن اصول غلط دنیای جاهلی و استکباری خودش را بر ما تحمیل بکند.” (26/5/70)
تأکیدات بیشمار رهبری معظم انقلاب اسلامی به تأسی از بنیانگذار این نهضت بر “مبارزه با فساد مسؤولان“ و برخورد با “نوکیسه گان دولتی“ در دولت سازندگی و ایجاد جنبش “عدالتخواهی“ در بین جوانان و دانشگاهیان اشاره به حساسیت شاخصه نفی اشرافیگری در نظام اسلامی برای حفظ هویت آن دارد. چنانکه ایشان در سخنان راهبردیشان در دانشگاه علم و صنعت در سال گذشته به این مهم تصریح کردند وفرمودند:
“ بایستی نظام جمهوری اسلامی را به معنای حقیقی کلمهاش حفظ کرد... ساخت حقیقی و واقعی و درونی، مهم است؛ او در حکم روح این جسم است. آن ساخت درونی چیست؟ همان آرمانهای جمهوری اسلامی است: عدالت، کرامت انسان، حفظ ارزشها، سعی برای ایجاد برادری و برابری، اخلاق، ایستادگی در مقابل نفوذ دشمن؛ اینها آن اجزاء ساخت حقیقی و باطنی و درونی نظام جمهوری اسلامی است. اگر ما از اخلاق اسلامی دور شدیم، اگر عدالت را فراموش کردیم، شعار عدالت را به انزواء انداختیم، اگر مردمی بودن مسؤولان کشور را دستکم گرفتیم، اگر مسؤولین کشور هم مثل خیلی از مسؤولین کشورهای دیگر به مسؤولیت به عنوان یک وسیله و یک مرکز ثروت و قدرت نگاه کنند، اگر مسأله خدمت و فداکاری برای مردم از ذهنیت و عمل مسؤولین کشور حذف شود، اگر مردمی بودن، سادهزیستی، خود را در سطح توده مردم قرار دادن، از ذهنیت مسؤولین کنار برود و حذف شود؛
پاک شود، اگر ایستادگی در مقابل تجاوزطلبیهای دشمن فراموش شود، اگر رودربایستیها، ضعفهای شخصی، ضعفهای شخصیتی بر روابط سیاسی و بینالمللی مسؤولین کشور حاکم شود، اگر این مغزهای حقیقی و این بخشهای اصلی هویت واقعی جمهوری اسلامی از دست برود و ضعیف شود، ساخت ظاهری جمهوری اسلامی خیلی کمکی نمیکند؛ خیلی اثری نمیبخشد و پسوند “اسلامی” بعد از مجلس شورا: مجلس شورای اسلامی؛ دولت جمهوری اسلامی، به تنهائی کاری صورت نمیدهد. اصل قضیه این است که مراقب باشیم آن روح، آن سیرت از دست نرود، فراموش نشود؛ دلمان خوش نباشد به حفظ صورت و قالب. به روح، معنا و سیرت توجه داشته باشید. این، اساس قضیه است... اجتناب از اشرافیگری؛ یعنی ضد ارزش کردن. در انقلاب ما این نکته وجود داشت؛ این را بهتدریج بعضیها سعی کردند کمرنگ کنند. این در مسائل اقتصادی ما اثر دارد، در مسائل روانی ما اثر دارد. اشرافیگری و گرایش به اشرافیگری، یک ضد ارزش بود در انقلاب.
یعنی افرادی در سطوح مختلف بودند که از اینکه به اشرافیگری نسبت داده شوند، یا از آنها چیزی دیده شود که جزو خصوصیات اشرافیگری باشد، بهشدت اجتناب میکردند. مسؤولین کشور در درجه اول متعهد به این قضیه هستند و باید باشند. این تدریجاً ضعیف شد. امروز خوشبختانه همان موج ضد ارزش کردن اشرافیگری، بحمدالله وجود دارد؛ یعنی دولت، مسؤولین دولتی سادهزیستند، مردمی هستند و این خیلی فرصت خوبی است؛ نعمت بزرگی است. این یکی از شاخصهاست.” (24/9/87 دانشگاه علم وصنعت)
همانطور که از کلمه “اشرافیگری“ نمایان است ؛ آن عبارت است از خوی برتریطلبی و توهم شرف داشتن خود و خانواده و فرزندان و دوستان خود بر سایر مردم و همانطور که امام راحل فرمودند این رفتار ناشایست ممکن است در افرادی که به ظاهر کاخ نشین هم نیستند بروز کند و چنانچه در فتنه اخیر مشاهده کردیم با شعار مردمی بودن عدهای آنقدر گرفتار طبقه ممتاز خود هستند که چون رای و نظر اشراف در اقلیت قرار گرفت آن را بهانه ای کردند برای زیر سؤال بردن انتخاب اکثریتی که از طبقه اشراف نبودند و این همان انحرافی است که امام راحل و رهبر معظممان ما را همواره از آن بیم داده اند.