آرش میریخانی
مدتی پیش از پایان مهلت اعتبار پیمان کاهش تسلیحات راهبردی میان مسکو و واشنگتن (استارت ـ1) در دسامبر سال 2009 مقامات روسیه و آمریکا مذاکرات گستردهای را برای به امضا رساندن پیمانی جایگزین آغاز کردند.
اکنون پس از گذشت قریب به سه ماه از پایان اعتبار این پیمان مهم و سرنوشتساز و برگزاری بیش از 11 دور نشست مشترک، هنوز توافقی میان آمریکا و روسیه در زمینه کاهش تسلیحات راهبردی از جمله نابودسازی بخشی از کلاهکهای اتمی، به دلیل کارشکنیهای واشنگتن حاصل نشده است.
کارشناسان بر این باورند که طرحهای موشکی جدید آمریکا تحت عنوان سپرموشکی و واکنش روسیه به این اقدام واشنگتن و تصویب دکترین جدید نظامی مسکو از جمله موانع جدی بر سر راه تصویب پیمان جایگزین استارت ـ 1 است.
پس از پایان دوران ریاست جمهوری جرج بوش، رئیس جمهوری پیشین آمریکا و روی کار آمدن باراک اوباما، امیدها به تغییر مشی واشنگتن و کاهش سیاست میلیتاریستی آمریکا قوت گرفت، اما پس از گذشت اندک زمانی، مشخص شد که رئیس جمهوری جدید آمریکا نیز دنبالهرو و مجری سیاستها از پیش تعیین شده کاخ سفید در جهان است. به عنوان مثال، مذاکرات بر سر استقرار سامانه دفاع موشکی با برخی کشورهای اروپایشرقی از زمان دولت بوش آغاز شده بود و این روند در زمان اوباما نه فقط متوقف نشد، بلکه با تمایل بیشتری ادامه یافت. موضوع استقرار سپر موشکی آمریکا در لهستان و جمهوری چک به اندازهای جدی شد که کارشناسان مسایل سیاسی و تحلیلگران از احتمال تولد جنگ سردی جدید ابراز نگرانی کردند.
اگر چه واشنگتن بارها سعی کرده است تلاش خود برای استقرار سپر موشکی در جمهوری چک، لهستان و اخیراً رومانی را با مهار قدرت موشکی ایران مرتبط کند، اما مقامات کرملین اعلام کردهاند که این تصمیم واشنگتن صرفاً برای تضعیف قدرت موشکی روسیه گرفته شده است.
در این رابطه، رئیس ستاد کل ارتش روسیه اعلام کرد مسکو به این نتیجه رسیده که توسعه و استقرار سامانههای دفاع موشکی آمریکا مستقیماً برای مقابله با قدرت موشکی روسیه تعریف شده است و دکترین جدید روسیه نیز بر همین اساس سامان یافت.
مقامات روسیه بر این باورند که طرح دفاع موشکی آمریکا کاملاً ناقض پیمان «استارت ـ 1» است و با توجه به راهبردهای کنونی واشنگتن، عملاً پیمانهای جایگزین به منظور کاستن از تسلیحات راهبردی میان دو کشور نیز ضمانت اجرایی نخواهد داشت.
با واکاوی تحولات اخیر در روابط روسیه و آمریکا و تنشهای به وجود آمده بین این دو کشور پس از انتشار خبر استقرار سامانه دفاع موشکی، میتوان دریافت که واشنگتن قصد دارد مسکو را از چند جهت تحت فشار قرار دهد و بار دیگر نشان دهد که قدرت برتر جهان است.
در حقیقت پیشرفتهای اخیر روسیه در زمینههای اقتصادی و نظامی و همچنین تثبیت شدن نقش این کشور در تاثیرگذاری بر تحولات منطقه، موجب شده است تا مقامات کاخ سفید برای کاستن از قدرت روسیه دست به کار شوند.
از سوی دیگر، حمایتهای روسیه از مواضع صریح و شفاف جمهوری اسلامی ایران در برنامه هستهای کشورمان، خشم واشنگتن را برانگیخته است و تلاشهای آمریکا را برای دست یافتن به یک اجماع گسترده علیه تهران ناکام گذاشته است. آمریکا که به شدت از پیشرفتهای دانشمندان ایرانی و استقلال علمی ایران به هراس افتاده است، سعی دارد تا فعالیت صلحآمیز هستهای ایران را برنامهای تهاجمی برای ساخت سلاح جلوه دهد و با اعمال تحریمهای سنگینتر، مانع از فعالیت ایران شود.
در این میان همپیمانان سنتی آمریکا در شورای امنیت از مواضع واشنگتن به صورت کورکورانه حمایت کردهاند، اما روسیه و چین به عنوان موانعی کاملاً جدی به منظور رسیدن به اجماع در شورای امنیت علیه تهران به ایفای نقش پرداختهاند؛ از این رو پر واضح است که آمریکا قصد دارد با فشار واردکردن به این کشورها به هدف خود که همان تحریم همهجانبه ایران است دست یابد.
تغییر مداوم راهبردهای دفاع موشکی واشنگتن که تاکنون هیچ یک از آنها در کشورهای اروپای شرقی عملیاتی نشده است، نشان از آن دارد که آمریکا میخواهد از این سیاست به عنوان اهرم فشاری بر روسیه به منظور پایان دادن به حمایتهای مسکو از تهران بهره ببرد. در همین رابطه میتوان به خبر احتمال استقرار موشکهای پاتریوت در لهستان و در 60 کیلومتری خاک روسیه اشاره کرد.
البته تلاشهای واشنگتن، فقط به اعمال فشار بر روسیه محدود نشد. آمریکا چندی پیش با مقامات تایوان یک قرارداد تسلیحاتی 3 میلیارد و 800 میلیون دلاری را به امضا رساند، که این اقدام واشنگتن به شدت خشم چینیها را برانگیخت.
در همین حال برخی کارشناسان پس از انتشار خبر انعقاد قرارداد تسلیحاتی میان آمریکا و تایوان ابراز عقیده کردند که این اقدام واشنگتن نیز به منظور فشار وارد کردن بر پکن برای پایان دادن به حمایت از ایران صورت گرفته است.
از سوی دیگر، مقامات کاخ سفید، اخیراً پروژه ایرانهراسی را در منطقه کلید زدهاند و قصد دارند تا با خطرناک جلوه دادن توان نظامی جمهوری اسلامی ایران، تهران را در منطقه به ویژه در میان کشورهای عرب حوزه خلیجفارس منزوی کنند، مجدداً فعالیت کارتلهای تسلیحاتی خود را در منطقه گسترش دهند و از طرفی، حضور نظامی خود در خلیجفارس و استقرار سامانه موشکی در برخی کشورهای این حوزه را توجیه کنند.
در حال حاضر عربستان سعودی مجهز به سامانه موشکی پاتریوت است، امارات متحده عربی در اواخر سال 2008 میلادی این سامانه موشکی را مستقر کرد، بحرین محل استقرار ناوگان پنجم دریایی آمریکاست، قطر میزبان ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا و کویت نیز محل استقرار یک پایگاه بزرگ نظامی آمریکاست.
چنین وضعی سبب میشود که بپذیریم اقدامات اخیر واشنگتن در اروپای شرقی، خلیجفارس و ... تماماً نشان از بهانهجویی مقامات کاخ سفید و دستاویز قرار دادن پیشرفتهای روز افزون علمی و فناوری هستهای ایران، برای تثبیت هژمونی نظامی منطقهای و جهانی خود دارد.