روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز»، در مقالهای به قلم «راجر کوهن» ضمن اعتراف به تضعیف قدرت غرب در جهان، سیاست خارجی باراک اوباما، رئیسجمهوری آمریکا را مورد انتقاد قرار داد.
راجر کوهن در این مقاله با اشاره به ظهور کشورهایی نظیر چین، هندوستان و برزیل در جهان مینویسد: «چه بپذیریم و چه نپذیریم، ما شاهد افول نسبی قدرت غرب هستیم.
افول قدرت کشورهای غربی به ویژه آمریکا مانند یک نمایش، طولانی و آهسته است، اما بعید به نظر میرسد مسیر داستان در این نمایش تغییر کند.»
راجر کوهن میافزاید: تغییر مناسبات قدرت، میتواند دو راه حل در پی داشته باشد: یک راه این است که مانند بسیاری از جمهوریخواهان مقابل دنیا بایستیم و اصرار کنیم که یا نظر من و یا هیچ!
راه دوم این است که مسیر رقابت را همراه با احترام دنبال کنیم.
کوهن با ادعای اینکه رئیسجمهوری آمریکا قلبا طرفدار راه دوم است، مینویسد «وجدان اوباما به او گوشزد میکند که دنیا در حال تغییر و ایالات متحده نیازمند سیاستهای جدید است، اما سیاستهای واشنگتن او را از این امر باز میدارد.»
کوهن میافزاید: سال نخست ریاست جمهوری اوباما با سخنرانیهای بدیع همراه بود، اما این سخنرانیها هرگز با عملکرد نوآورانه همراه نشد.
این روزنامه نگار با سابقه، در ادامه با یادآوری سخنان پیشین اوباما مبنی بر ضرورت تغییر در سیاستهای آمریکا مینویسد: من شخصاً این تغییر را در رابطه با پکن، تهران، بیتالمقدس، هاوانا و بسیاری دیگر از نقاط جهان احساس نکردهام.
کوهن با اشاره به فروش 6 میلیارد دلار سلاح به تایوان و خشم طبیعی چین از این موضوع مینویسد: با وجود یک چین متخاصم، اوباما چگونه گمان میکند که میتواند حجم صادرات آمریکا را تا سال 2015 دو برابر کند یا انتظار همکاری بین المللی از این کشور داشته باشد؟
راجر کوهن، سیاست چین را حل و فصل صلحآمیز موضوع هستهای ایران میداند و مینویسد: این سیاست با سخنان باراک اوباما که در کنگره آمریکا، مقامات ایرانی را تهدید به عواقب جدی کرده بود، تفاوت دارد.
وی همچنین یکی دانستن ایران و کره شمالی از سوی اوباما را نادرست میداند و میافزاید: وضع این دو کشور کاملاً با یکدیگر متفاوت است.
کوهن در این مقاله، همچنین سیاست آمریکا در رابطه با ایران را مورد انتقاد قرار میدهد و مینویسد در حالی که اوباما علاقهمند به ایجاد رابطه با ایران است، نباید همان سیاست کهنه و بیفایده «تحریم و تهدید» را دنبال کند.
این روزنامه نگار برجسته همچنین مینویسد: «در خاورمیانه و در شرایطی که اوباما خواستار بهبود روابط با جهان اسلام است، در مقابل سخنان بنیامین نتانیاهو نخستوزیر رژیم صهیونیستی که میگوید برخی از شهرکهای یهودینشین در کرانه باختری تا ابد باقی خواهد ماند، نقش تماشاچی را ایفا میکند.»
وی در همین رابطه میافزاید: «اوباما در زمینه جلوگیری از شکاف در حال رشد میان فلسطینیان و اسرائیلیان هم ناموفق بوده است.»
راجر کوهن تصریح میکند، یگانه حوزهای که اوباما فراتر از سخنرانیهایش عمل کرده، کشتن رهبران القاعده بوده است، زیرا حذف فیزیکی گسترده، دکترین جدید، اما اعلام نشده آمریکا در برخورد با سران این گروه است.
کوهن میافزاید: گرچه این دکترین از حمله زمینی کمهزینهتر و مؤثرتر است، اما مشکلات جدیدی را ایجاد خواهد کرد.
رایس چه میگوید
ازسویی، کاندولیزا رایس که در سالهای 2005 تا 2009 به عنوان وزیر امور خارجه آمریکا مشغول به کار بود، با اشاره به برخی گزارشهای رسانهای مبنی بر قدرت رو به کاهش آمریکا به عنوان یک ابرقدرت جهانی، اظهار داشت: این نظریهها درست نیست و آمریکا هرگز یگانه قدرت کره زمین نبوده است.
کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه سابق آمریکا، در گفتوگو با پایگاه اینترنتی «دی تسایت» آلمان، گفت: ما باید به طور مرتب و پیاپی با دیگر قدرتها همکاری و فعالیت داشته باشیم.
رایس افزود: به شوروی سابق در دوران دوقطبیبودن فکر کنید. ما اجازه نداریم و نباید اشتباه احمقانهای هم چون شوروی سابق انجام دهیم.
رایس در بخش ابتدایی مصاحبه خود با اشاره به سرنوشتی که شوروی سابق به آن دچار شد، گفت: ما اجازه نداریم اشتباه احمقانهای انجام دهیم.
وی گفت: این که از برعهده گرفتن مسئولیت در برابر بقیه جهان سر باز زنیم و این که نتوانیم بودجه خود را منظم کنیم و قرضها و بدهیهای خود را کاهش دهیم، بخشی از اشتباهات ماست.
رایس گفت: در دهههای 50 و 60 میلادی، شوروی سابق حرف اول را میزد. بعد از آن اروپا و ژاپن به عنوان قدرتهای برتر مطرح شدند، اکنون نیز چین و هند این نقش را عهدهدار شدهاند.
وزیر امور خارجه سابق آمریکا در پاسخ به این سؤال که آیا هند و چین میتوانند آمریکا را کنار بزنند یا نه، گفت: فکر نمیکنم اینطور باشد، چرا که قدرت و میزان تأثیرگذاری، فقط با اقتصاد ارتباط ندارد، بلکه علاوه بر این، با قدرت نظامی، وزنههای دیپلماتیک یا درخشش فرهنگی نیز در رابطه است.
رایس افزود: چین حتی اگر پیشرفتهای چشمگیری انجام دهد، هم چون سابق کشور فقیری است و اقتصاد سنتی این کشور مبتنی بر تولید جمعی است.
رایس که استاد دانشگاه «استنفورد» نیز هست، در پاسخ به این سؤال که آیا چین نیز میتواند استنفوردی برای خود تأسیس کند، گفت: چینیها تلاش میکنند که چنین کاری را انجام دهند، اما سؤالی که مطرح است این است که آیا چین قادر به ایجاد شرایط برای تأسیس استنفورد هست یا نه.
وی هم چنین در خصوص این مسأله که موج جدید افول آمریکا به علت نارضایتیهایی بود که از دوران بوش به جا ماند، گفت: اگر فرض کنیم که موج جدید افول آمریکا به علت اقدامات بوش و به علت آن است که سیاست وی بیشتر مبتنی بر خشونت بود تا سیاست جمعی، درحالیکه اوباما عکس این سیاست را اتخاذ کرده است، گفت: اگر اینگونه باشد، باید بگوییم چنین مشکلی طی دو یا سه سال از بین خواهد رفت، اما برعکس این موضوع نیز صادق است.
مثلاً اگر عراق عملا به اولین کشور دموکراتیک در دنیای اعراب تبدیل شود، در مورد دوران بوش و از دست رفتن مشروعیت وی، به گونهای دیگر قضاوت میشود.
وزیر امور خارجه آمریکا هم چنین در پاسخ به این سوال که آمریکا چه چیزی دارد که چین فاقد آن است، گفت: چین هیچ ایده پیشنهادی در خصوص آزادی، دموکراسی، پیشرفت و جذبشدن در جهان ندارد.
چین منافع ملی خود را دنبال میکند و به نظر نمیرسد که قادر به اتخاذ سیاست مسئولیتپذیری در سطح جهانی باشد یا در نهادهای بینالمللی سرمایهگذاری کند.
خطر بروز جنگ سرد
در همین حال، یک روزنامه روسی اعلام کرد اختلافات پکن و واشنگتن در خصوص فروش محموله تسلیحاتی آمریکا به تایوان، خطر بروز جنگ سرد میان این دو کشو را به دنبال دارد.
به گزارش روزنامه روسی «کامرسانت»، در پی اقدام آمریکا برای فروش محمولهای تسلیحاتی به ارزش 6 میلیارد و 400 میلیون دلار به تایوان، روابط پکن و واشنگتن در مرز مناقشه دیپلماتیک قرار گرفت و پس از آن پکن از قصد خود برای قطع روابط نظامی با وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) و اعمال تحریمهایی بیسابقه علیه شرکتهای شرکتکننده در این معامله را اعلام کرد که در میان این شرکتهای بزرگ نام Technologies و United Boeing و Lockheed Martin به چشم میخورد.
این روزنامه افزود: مناقشه بوجود آمده میان واشنگتن و پکن یک پیش زمینه دارد و آن تمایل نداشتن چین برای همکاری با آمریکا بمنظور برخورد با ایران است که تشدید آن در آینده میتواند موجب آغاز جنگ سرد میان این دو بازیگر بزرگ جهان شود و پیامدهای غیرقابل پیشبینی را برای سایر جهان به بار آورد.
تایوان از سال 1949 که نیروهای پیروز در جنگ داخلی به این جزیره گریختند، عملاً منطقهای خودمختار است. پکن این جزیره را بخشی از خاک خود و استانی از چین میداند و تمامی کشورهایی که با پکن روابط دیپلماتیک دارند نیز به این موضع پایبند هستند.
«کامرسانت» در ادامه تصریح کرد: در روز 29 ژانویه گذشته اعلام شد که آمریکا قصد دارد تسلیحاتی به ارزش 6 میلیارد و 400 میلیون دلار به تایوان بفروشد که در میان آنها 60 فروند بالگرد نظامی، 114 پدافند موشکی و سیستم تکامل یافته فرماندهی Po Sheng نیز دیده میشود که با در نظر گرفتن نیازهای نظامیان تایوان طراحی شدهاند. پکن این اقدام آمریکا را «دخالت فاحش» در امور داخلی چین و همچنین تهدیدی جدی برای «امنیت ملی» خود میداند. در روز 30 ژانویه نیز پکن اعلام کرد که روابط نظامی خود با پنتاگون را متوقف میکند و تمامی مذاکرات برنامهریزی شده را لغو کرد.
چین همچنین از اعمال تحریم علیه آن دسته از شرکتهای آمریکایی که در معامله با تایوان شرکت دارند، خبر داد.
این روزنامه روسی همچنین تأکید کرد: چین آخرین بار در ماه اکتبر 2008 و همزمان با اعلام تصمیم آمریکا برای فروش محمولهای تسلیحاتی به ارزش 6 میلیارد و 500 میلیون دلار به تایوان، روابط خود با پنتاگون را متوقف کرد و ماه فوریه 2008 پس از روی کار آمدن دولت جدید آمریکا بار دیگر این روابط از سرگرفته شد.
به نوشته «کامرسانت»، اعمال تحریمها از سوی چین علیه شرکتهای آمریکایی گامی بیسابقه و به مراتب جدیتر است، چرا که بوئینگ قراردادهایی میلیاردی برای عرضه هواپیماهای غیر نظامی به چین دارد.
در ادامه آمده است: به عقیده کارشناسان آمریکایی، ایالات متحده نمیبایست از موضوع تایوان برای اعمال فشار بر چین استفاده میکرد. اختلافات میان این دو کشور در آینده افزایش خواهد یافت و ادبیات اعلامیههای رسمی این دو کشور هماکنون بیش از گذشته دوران جنگ سرد را یادآوری میکند.
این روزنامه افزود: «هه یافی» معاون وزیر خارجه چین در هشداری در این باره اعلام کرد که فروش آتی تسلیحات به تایوان پیامدهایی را به دنبال خواهد داشت که هیچیک از طرفین نمیخواهند آن را ببینند.
وی با این اظهارات فهماند که پکن میتواند آمریکا را در مقابله با مشکلاتی همانند برنامه هستهای کره شمالی و گرمایش جهانی تنها بگذارد.
از سوی دیگر به عقیده کارشناسان روسی، چین با تکیه بر موفقیتهای اقتصادی خود از موضع قدرت سخن میگوید و قصد دارد بر نقش فزاینده خود در جهان تأکید کند.
این کارشناسان همچنین معتقدند احتمال اینکه چین در آینده جای آمریکا را در آسیای شرقی تنگ کند، بعید نیست.
آمریکا و معضلات رنگارنگ
نباید از یاد برد که چین، یگانه معضل امروز آمریکا در عرصه سیاست خارجی نیست.
استاد دانشگاه شیزوکای توکیو و کارشناس مسائل خاورمیانه تاکید کرد آمریکا و همپیانانش که در مبارزه با تروریسم در این منطقه شکست خوردهاند، باید بدانند که این معضل را فقط از راه نظامی و لشکرکشی نمیتوان حل کرد.
دکتر «اوسامو میاتا» به معضلات کنونی خاورمیانه اشاره و تأکید کرد: مسائل کنونی خاورمیانه و درگیری کشورهای غربی در عراق و افغانستان از جمله مهمترین اولویتهای این منطقه است که فقط با همکاری و مشارکت کشورهای منطقه قابل حل است.
وی خاطرنشان کرد: نکته مهم در اشغال عراق و افغانستان این است که با گذشت هشت سال از حملات نظامی به خاورمیانه، آمریکا و همپیانانش در مبارزه با تروریسم در این کشورها ناموفق بودهاند.
مقام های این کشورها باید بدانند که با تروریسم فقط از راه نظامی و لشکرکشی نمیتوان مقابله کرد. همچنان که سال ها جنگ در خاورمیانه نشان داد که این روش هرگز راه مناسبی برای برگرداندن آرامش به منطقه نبوده است.
بهزعم دکتر میاتا عراق پیش از حمله آمریکا دستکم دارای یک حکومت مرکزی قوی بود که از بروز خشونت، درگیریهای قومی و مذهبی، فعالیتهای تروریستی و مانند آن جلوگیری میکرد.
با این حال اکنون پس از گذشت هفت سال از سقوط رژیم صدام، نه فقط این مشکلات به شکل شدیدی بروز کرده، بلکه خطر تجزیه این کشور نیز به آن اضافه شده است.
این کارشناس مسائل خاورمیانه انتخاب «یوکیو هاتویاما» رهبر حزب دموکرات ژاپن به نخستوزیری را سرآغاز تغییر در سیاست خارجی این کشور ارزیابی کرد و معتقد است که سیاست خارجیهاتویاما فاصله زیادی با سیاست های واشنگتن دارد از همین رو به نظر میرسد که دولت جدید ژاپن مقامهای آمریکایی را در اجرای سیاستهایشان ناامید کرده است.
این مسئله به ویژه درباره همکاریهای سیاسی و نظامی ژاپن با آمریکا به چشم میخورد که نمونهای از آن، همکاری نیروی دریایی ژاپن با کشتیهای ناتو در آبهای اقیانوس هند برای پشتیبانی از جنگ افغانستان است.
اگر چه دولت ژاپن اعلام کرده که این همکاری ادامه خواهد داشت، اما با اعزام هر گونه نیروی نظامی به این کشور مخالفت کرده است.
به گفته این استاد دانشگاه شیزوکای توکیو، حزب دموکرات به دنبال راه جدیدی به جز راه مورد نظر آمریکا برای تامین منافع ملی و گسترش نفوذ خود در جهان است.
میاتا بر این باور است که توکیو برای دستیابی به این هدف نباید به همکاری نظامی با غرب که از جمله آن حضور پایگاههای نظامی آمریکا در خاک این کشور است، ادامه دهد.
وی خاطرنشان کرد که بهترین راه مشارکت ژاپن با غرب میتواند شرکت در برنامههای صلحآمیز مانند ساخت مراکز آموزشی، بهداشتی یا توسعه زیرساختهای اقتصادی در کشورهای جنگ زده خاورمیانه باشد، زیرا توکیو از ایفای نقش در این زمینه به خوبی برمیآید و این اقدام با سیاستهای مستقل این کشور نسبت به غرب نیز همخوانی دارد.
این کارشناس ژاپنی ضمن اشاره به علاقه ژاپن برای حضور در عرصههای اقتصادی و تجاری در خاورمیانه به ویژه ایران، فشارها و موانع ایجاد شده از سوی آمریکا را دلیل اصلی نقش کمرنگ این کشور در منطقه دانسته است و تاکید میکند که در صورت برداشتهشدن موانع، توکیو از مشارکت در طرحهای نفتی و منابع تأمین انرژی استقبال میکند.