مجتبی حدادی
بسیاری ازصاحب نظران براین باورند که فرهنگ سیاسی دهه چهارم انقلاب حول تکثرسیاسی نضج خواهد گرفت .بر این اساس با نهادینه شدن احزاب و جریانات سیاسی حول دال برتر ولایت فقیه و تبعیت از “ مردم سالاری دینی “ کانون رقابت های سیاسی در چهارمین دهه از انقلاب اسلامی با تکال بر پلورالیسم سیاسی رخ خواهد داد . البته باید گفت برخی نیز در این اثنا بر این باورند که عبور از رقابت های دوقطبی و حرکت به سوی هندسه ی چند ضلعی سیاسی درایران بعید به نظر می رسد و می توان با ساختار های فعلی نیز پاسخگوی فرهنگ سیاسی در دهه پیشرفت و عدالت بود.
وضعیت دوقطبی کنونی دررقابتهای سیاسی ایران دیگر مطلوب ارزیابی نمی شود . از سوی دیگر توزیع متناسبی حول این دو محور وجودندارد و کفه های ترازو به شدت نامتوازن هستند. در یک سوی میدان اصول گرایان هستند ودر سوی دیگر اصول ستیزان . از این رو می توان گفت در این شکل از رقابت بسیاری از افراد جامعه انتخابهای متعددی را درپیش روی ندارند . همچنین پس از انتخابات نیز ماشاهد بودیم که جریان اصول ستیز - که البته با نقابی کاملا انقلابی وارد این عرصه شد اما پس از شکست این جریان نقاب ازچهره برداشت و حقیقت پشت پرده خود را آشکار ساخت.
از این رو بسیار ضروری است که جامعه سیاسی ایران با نوع جدیدی از رقابت های سیاسی آشنا شود . رقابت های سیاسی که ضمن کسب حداکثری مشارکت به پایداری و نظاممندی فرهنگ سیاسی کمک کند . اما بی شک الفبای ورود به این عرصه تغییر جایگاه اقطاب سیاسی کشور است . همانگونه که می دانید مهمترین شرط پیشروی هر جریان سیاسی برای ورود به رقابت های سیاسی التزام تام به مبانی آن نظام است . رقابتی که در آن عده ای در درون نظام برای کسب قدرت و براندازی ساختارهای بنیادین نظام سیاسی به پا می خیزند دیگر یک رقابت سالم درون سازمانی نیست بلکه حیله و مکر عدهای منحرف داخلی و خارجی است که سعی در شکستن عزت ایران اسلامی دارند.
وجود جریان افراطی در یک سوی رقابت دلیل اصلی تنازعات سیاسی فعلی کشور است . امروز ما با پذیرفتن این گروه در درون رقابت های سیاسی علی رغم کاهش حقیقی آرا راه را بر ایجاد تنش و اغتشاش بازکرده ایم . یکی از مولفه های اساسی برای حضور جریانات سیاسی در رقابت های انتخاباتی آینده باید التزام منطقی ، عقلایی و مستحم گروه ها به مردم سالاری دینی باشد . امروز در جریان اصلاحات احزاب و گروه هایی وجود دارند که ضمن تبعیت کامل از نظام می توانند راه را برای پایدار ماندن مشارکت سیاسی و ایجاد نشاط در جامعه فراخ کنند . به عبارت بهتر این گروه ها می توانند جایگزین رادیکالیسم شوند و خود را یکی ازراس های رقابت سیاسی دردهه چهارم به مردم معرفی سازند.
از سوی دیگر در اردوگاه اصولگریان نیز اشخاص و گروههای متعددی وجود دارند که با وفاق روی اصول و مبادی راهکار های مختلفی برای اداره جامعه و حکومت در دست دارند . به طوری که هم اکنون حوزه های نقد و نقادی میان اصولگرایان سنتی ، گروه های وابسته به دولت و اصولگرایان نو اندیش و... بسیار جدی است . از این رو می توان گفت کانون اساسی رقابت های سیاسی در دهه چهارم انقلاب میبایست حول دال برتر مبادی اسلام و انقلاب و در ساحت پلورالیسم سیاسی تکوین یابد.
این امر می تواند نظام و هندسه رقابت های سیاسی در کشور را بسیار پویا تر و محرک تر کند. زیرا افراد جامعه می توانند سلایق متنوع خود را در میان انتخاب های متعدد بررسی کنند. البته باید دانست که بی شک تمامی این گزینه ها باید به ساختار و چارچوب های نظام اسلامی پای بند و معتقد باشند. تجربه تلخ حوادث پس از انتخابات به خوبی نشان داد در صورتی که گروه ها و جریانات سیاسی کشور اعتقاد راسخی به بایسته های انقلاب و ارزش های اسلامی نداشته باشند برونداد این رقابت ها چیزی جز ضرر برا ی نظام نخواهدبود.