تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۳  ، 
کد خبر : ۱۴۳۳۷۸
تلاش طیفی از اصولگرایان برای بسترسازی وحدت جناح‌ها ادامه دارد

چالش ناهمنشینی رفسنجانی و احمدی‌نژاد


هاشمی رفسنجانی در افتتاحیه مجلس خبرگان بر شکل گیری وحدت در کشور تاکید کرد. او اظهار داشت علائمی از وفاق و همدلی در کشور به چشم می خورد که باید تقویت شود و البته او باز هم بر همان راهکار که در آخرین نماز جمعه ای که خطیب آن بود، تاکید کرد و چنین گفت: «از خانواده های آسیب دیدگان حوادث ماه های اخیر دلجویی شود.» اما این موضع هاشمی رفسنجانی که بر تقویت وفاق تاکید داشت واکنش هایی را به دنبال داشت و رفع اختلافات میان هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد که از ماه ها قبل از انتخابات آشکارتر شده بود به محوری برای ایجاد وحدت تبدیل شد. اختلافاتی که هاشمی رفسنجانی را نه تنها از حضور در مراسم تنفیذ احمدی نژاد منع کرد بلکه حوادثی که در اولین نماز جمعه ای که پس از انتخابات خطیب آن بود باعث شد که دیگر به نماز جمعه هم نرود و البته از سوی دیگر عدم حضور احمدی نژاد در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام تداوم یافت.
اما این قهر سیاسی تنها محدود به همین جا نشد بلکه عدم حضور همزمان هاشمی و احمدی نژاد در اجلاس شکرانه اتحاد موجب تاثر رئیس مجلس شورای اسلامی شد و علی لاریجانی در آن مراسم به جای شکر کردن خداوند به خاطر وحدت، مجبور شد برای «اصلاح امور » از خداوند استعانت کند، بنابراین تعامل احمدی نژاد و هاشمی پس از انتخابات ریاست جمهوری گویی به مقدمه ای برای اتحاد تعبیر می شود به طوری که هنگامی که در حاشیه مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی دقایقی رئیس جمهور و رئیس مجمع تشخیص مصلحت به خوش و بش با هم می پرداختند تمام رسانه ها آن مفاهمه کوتاه را نشانه مثبتی برای رفع اختلاف تفسیر می کنند.
اما اینک تنها چند روز پس از برگزاری هفتمین اجلاس خبرگان باز چهره های سیاسی در اظهار نظرهای خود سعی می کنند تا این دو را به آشتی ملی فراخوانند تا شاید در کنار آن بدنه دو جریان سیاسی هم به تاسی از بزرگان خود به تعامل و گفت وگو با یکدیگر بنشینند. این فراخوانی برای اتحاد البته که تنها از سوی طیف های مختلف اصولگرایان مطرح می شود، گویی که از منظر آنها حل چالش تعامل میان احمدی نژاد و هاشمی تنها راهکار برون رفت از مشاجراتی است که پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم در عرصه سیاسی حاکم شده است. در همین راستا اصولگرایان تندرو البته نه تنها رفع این چالش بلکه حذف جریان اصلاح طلب را پیش شرط های بازگشت آرامش به کشور تعریف کرده اند.
اما در مقابل اصلاح طلبان این دیدگاه را رد می کنند و منطق دیگری را برای خروج از این وضعیت در نظر دارند. اصلاح طلبان در پیشگامی اصولگرایانی که برای تعامل پیش شرط هایی را مطرح می کنند تنها یک پاسخ دارند و آن هم اینکه این جریان اصولگرا که خود را حامی دولت می داند با اعتقاد به وجود اصل تضارب آرا با بالابردن تحمل منتقد و مخالف خود به گفت وگو برای تعامل بنشیند و نه اینکه سرکوب مخالف را در دستور کار خود قرار دهد. اصلاح طلبان بر این باورند که اصولگرایان در صدد آن هستند که با بزرگنمایی اختلاف میان احمدی نژاد و هاشمی خاستگاه اصلی تعامل و تفاهم میان دو جریان اصلی کشور را به همین موضوع ختم کنند و شاید بدین ترتیب بهانه ای برای واداشتن اصلاح طلبان به تعامل با جریان سیاسی منتقدشان داشته باشند، که البته این موضعی است که هیچ گاه مورد پذیرش جریان سیاسی اصلاح طلب قرار نگرفته است.
اما پیشنهاد شکل گیری وحدت با رفع چالش میان احمدی نژاد و هاشمی از کجا شروع شد؟ اولین بار هفته گذشته سیدرضا اکرمی عضو جامعه روحانیت مبارز پیشنهاد کرد «برای ایجاد وفاق و اتحاد در کشور اولین کار این است که مسوولان هرچه بیشتر به یکدیگر نزدیک شوند، یعنی به عنوان مثال، آقای احمدی نژاد باید در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام شرکت کرده و آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز به نماز جمعه برگردد.» این پیشنهاد وی البته واکنش هایی را در بر داشت. از یک سو اصولگرایان تندرو به این پیشنهاد تاختند و آن را غیردقیق نامیدند، از جمله آن قاسم روانبخش دبیر نشریه پرتو پیشنهاد بازگشت هاشمی به نماز جمعه و احمدی نژاد به مجمع را سطحی نگرانه و ساده اندیشانه خواند و از پیشنهاد دهنده آن خواست تا با هاشمی رفسنجانی دیدار کرده و از او بخواهد موانع حضور احمدی نژاد در مجمع را برطرف سازد تا در این صورت ممکن است موانع حضور آقای هاشمی در نماز جمعه نیز برطرف شود.
در همین راستا روح الله حسینیان نیز حتی به هاشمی پیشنهاد دیگری داشت. وی به هاشمی توصیه کرد که به نماز جمعه نرود چراکه شاید مورد توهین قرار گیرد. حسینیان چنین گفت: «من به آقای هاشمی توصیه می کنم که به نمازجمعه نرود، چرا که حزب الله بسیار روی ایشان حساس شده و لذا ممکن است رفتن به نمازجمعه باعث درگیری و توهین به ایشان شود. بنابراین آقای هاشمی باید خودشان شخصیت شان را حفظ کنند. تا آقای هاشمی تجدیدنظری در رفتار خود و روابط خانوادگی خود نکند بنده از ایشان تقاضا می کنم که در نمازجمعه شرکت نکند.»
حسینیان در حالی که به هاشمی توصیه کرد تا به نماز جمعه نرود از احمدی نژاد درخواست کرد تا در جلسات مجمع شرکت کند تا از مواضع دولت در مجمع دفاع کند. وی گفت: «به اعتقاد من هم اکنون در مجمع تشخیص مصلحت نظام کسی نیست که مستقیم از دولت دفاع کند و این مساله ممکن است حق و حقوق دولت را تضییع کند.»
از میان اصولگرایانی که در این طیف قرار می گیرند می توان به اظهارات اسدالله بادامچیان نیز اشاره کرد.
قائم مقام حزب موتلفه اسلامی در گفت وگویی با خبرآنلاین، پیشنهاد سیدرضا اکرمی مبنی بر حضور هاشمی در نماز جمعه و حضور احمدی نژاد در مجمع تشخیص به منظور دستیابی به وحدت را یک پیشنهاد غیردقیق دانست و گفت: «مگر امور کشور معامله است که آقا شما ریش را ول کن تا من هم چانه ات را ول کنم،» وی البته معتقد است که این مسائل اخیر ربطی به مسائل سیاسی ندارد و تاکید دارد که میان احمدی نژاد و هاشمی در سطح مسائل کلان اختلافی وجود ندارد. بادامچیان گفت: «من در کلان مملکت بین آقایان هاشمی و احمدی نژاد اختلافی نمی بینم. مثل اینکه آقای احمدی نژاد در واکنش به گزارش آژانس همان موضعی را می گیرد که آقای هاشمی رفسنجانی می گیرد.
پس در کلان هیچ اختلافی با هم ندارند. در مسائل سیاسی و اداره کشور، اختلاف نظرهایی وجود دارد. گاهی برخی این اختلاف نظرها را آنقدر بزرگ می کنند که انگار ما معضل خیلی سختی داریم و جناب آقای احمدی نژاد با جناب آیت الله هاشمی با هم تفاهم همه جانبه ندارند.» وی با تاکید بر اینکه نباید خدمات 50 ساله هاشمی رفسنجانی را نادیده گرفت، توضیح داد: «دقیق این موضوع این است که آقای هاشمی به عنوان امام جمعه موقت، منصوب آقاست و هرگاه لازم بداند می رود و هر وقت لازم نداند نمی رود. نمی شود در این وسط معامله یا بده بستان سیاسی کرد.
مصباحی مقدم عضو جامعه روحانیت هم با تاکید بر اینکه هاشمی رفسنجانی از مواضعی که پس از انتخابات داشت عدول کرده است و بنابراین پیشنهاد کرد که هاشمی رفسنجانی به عنوان یک سرمایه ملی حفظ شود.
همچنین سیداحمد خاتمی عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران نیز بر این باور است که اختلاف سلیقه در صورت بهره برداری درست به نفع نظام اسلامی است و باید از آن به نفع احسن استفاده شود. وی اختلاف سلیقه ها را امری طبیعی خوانده و اظهار داشت: «تضارب آرا موجب روشن شدن حق می شود اما هدف اصلی باید حفظ نظام اسلامی باشد و همه باید در این عرصه تلاش کنند.»
در حالی که اصولگرایان به چالش با یکدیگر درباره راهکارهای شکل گیری وحدت در کشور می پردازند اصلاح طلبان نگرانی دیگری دارند؛ آنان از تضعیف جایگاه روحانیت گله مند هستند و بر این باورند که اکنون یاران امام مورد بی حرمتی قرار می گیرند. در این راستا محسن رهامی عضو ارشد انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها حمله به هاشمی رفسنجانی از سوی جریانی تمامیت خواه را یکی از مصادیق نگرانی های خود خواند و گفت: «این جریان تمامیت خواه که به راحتی می توان گفت دیر آمده و زود می خواهد برود، حتی به شخص هاشمی هم رحم نمی کند و کسی را که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان رهبری یعنی نهادی که مشروعیت رهبری با آن است را مورد هتک حرمت قرار می دهد.»
دعوت به اتحاد و فراخوان از اصلاح‌طلبان
اما به نظر می رسد که در تعریف اصولگرایان، حتی تندروهای آنها هم سخن گفتن از اتحاد بدون آنکه اصلاح طلبان به دعوت آنها پاسخی دهند امکان پذیر نیست. چرا که در برابر چنین نگرانی که در میان اصلاح طلبان وجود دارد این روزها آنها پیشنهاداتی را برای بازخوانی و تعریف اندیشه خود دریافت می کنند. طیفی از اصولگرایان معتقدند حذف یک جریان در عرصه کنش های سیاسی امکان پذیر نیست هرچند که البته شروطی را هم برای حضور دوباره اصلاح طلبان به تصویر می کشند. روح الله حسینیان از حامیان احمدی نژاد در مجلس معتقد است که مردم اعتمادشان را نسبت به جریان اصلاح طلب از دست داده اند این جریان را به بازخوانی و تجدید نظر در رفتارهای خود دعوت می کند.
حسینیان جریان اصلاح طلبی را یک جریان فکری دانست که در بدنه مردم و نظام و حتی در قسمتی از بدنه اصولگرایان وجود دارد لذا این جریان باید با بازخوانی و بازبینی و تجدیدنظر در رفتارهای خود با رهبرانی عاقل و خردمند به راه خود ادامه دهد.
وی تاکید کرد: «به اعتقاد من جریان توده ای اصلاح طلبان هنوز از بین نرفته است هرچند که نخبگان اصلاح طلب از راه خارج و زمین گیر شده اند. ما امیدواریم که این جریان در آینده با بازخوانی رفتار خود با رهبرانی عاقل و خردمند مجدداً به راه خود ادامه دهند.»
مریم بهروزی نیز حذف یک جریان سیاسی را مفید ندانست و از اتحاد سخن گفت و تاکید کرد: «یک جریان تنها یک حزب و یا یک گروه نیست که بتوان آن را از صحنه سیاسی کشور حذف کرد و یا کنار گذاشت.»
حسین کنعانی مقدم عضو ائتلاف اصولگرایان منتقد هم تاکید دارد که با توجه به پرداخت هزینه های بسیار برای توسعه سیاسی کشور، نباید یک جریان را از گردونه رقابت های سیاسی حذف کرد بلکه باید به دنبال کارآمدتر کردن و قدرتمندتر کردن جناح ها بود.
وی معتقد است که جریان اصلاح طلبی در حال پوست اندازی و متولد شدن با خاستگاه و ساختار جدیدی است و گفت: «در شرایط کنونی نه اصولگرایان موافق حذف اصلاح طلبان هستند و نه اصلاح طلبان نسبت به اصولگرایان چنین نظری دارند، بلکه هر دو معتقدند نباید جناح سومی به این دو اضافه شود و در واقع هر دو در این استراتژی با یکدیگر هم پیمان هستند.»
سید کمال سجادی دبیرکل جامعه اسلامی کارمندان هم پیشنهاد دیگری به اصلاح طلبان دارد و معتقد است که اصلاح طلبان معتدل باید فعالیت جناح اصلاح طلب را پیگیری کنند. وی با اشاره به اینکه اصلاح طلبان به بن بست رسیده اند پیشنهاد داد: «اصلاح طلبان معتدل و معتقد به اصول و محکمات نظام خود به ساماندهی فعالیت های شان بپردازند، در غیر این صورت طرفداران اصلاح طلبان یا دچار واگرایی و یا بی تفاوتی می شوند یا اینکه حامی اصولگرایان مستقل و منتقد خواهند شد.»
واکنش اصلاح‌طلبان برای اتحاد
در برابر پیشنهاداتی که از سوی اصولگرایان برای حصول وحدت یا از طریق ایجاد تعامل میان سران کشور و یا دعوت اصلاح طلبان به بازخوانی اندیشه شان مطرح می شود، اصلاح طلبان نیز موضع صریحی دارند. این طیف سیاسی در برابر خواست گروه هایی که با کوبیدن بر طبل تفرقه خواستار حذف این جریان از عرصه کنش های سیاسی هستند، این جریانات سیاسی را به بازخوانی اندیشه های حضرت امام خمینی(ره) فرا می خوانند و تاکید دارند وجود تضارب آرا برای پویایی و تحرک جامعه امری ضروری است. اصلاح طلبان در دفاع از اتهاماتی که نسبت به آنها مطرح می شود معترض هستند. به رفتار گروه هایی که به دنبال تنش آفرینی در کشور هستند و برای آگاهی اذهان منتقدان به خود بارها تکرار کرده اند انتقادات و اعتراضات آنها درون گروهی و فارغ از خواست های ساختارشکنانه است.
چنین است که اصلاح طلبان قبل از آنکه هرگونه پیش شرطی را از سوی اصولگرایان برای وحدت بپذیرنند آنها را به گفت وگو و تحمل شنیدن انتقاداتشان دعوت می کنند. آنها معتقدند جریان هایی که این طیف سیاسی را به ساختارشکنی و عدول از قانون اساسی متهم کرده خود به مشاجرات سیاسی دامن زده که اکنون نیز همین گروه باید عقب نشینی و فضای وفاق و همدلی را ایجاد کند. در این میان اصلاح طلبان در برابر خواست گروهی که از حذف این جریان سیاسی برای بازگشت آرامش به کشور سخن می گویند، قاطعانه اعلام می کنند حذف جریان اصلاح طلب شدنی نیست چرا که این جریان ریشه در تاریخ دارد.
در این راستا رسول منتجب نیا قائم مقام دبیرکل حزب اعتمادملی گفت:وجود سلائق و گرایش های مختلف در زمینه مسائل سیاسی، فرهنگی و اجتماعی یک امر بسیار طبیعی و اجتناب ناپذیر است و حتی جزء ضرورت های اجتماعی است. وی معتقد است «نه تنها نباید از تعدد سلائق و گرایش ها نگران باشیم بلکه باید از این مساله استقبال و به عنوان یک ضرورت اجتماعی به این مساله نگاه کنیم.» وی گفت: « برخورد سلایق و تضارب افکار و اینکه رقابت ها تبدیل به دشمنی نشود و اینکه حاکمیت نباید از یک سلیقه دفاع و سلائق دیگر را سرکوب کند و اینکه همه باید در چارچوب قانون حرکت کنند، لوازمی است که باید در جای خود بحث شود.»
وی با اشاره به ساختار سیاسی فعلی کشور گفت: «به عقیده من آن دو قطب سیاسی وجود دارند و زنده هستند.» وی با اشاره به اینکه «انقلاب در ماهیت اصلی خود دارای دو جریان اصلی است»، اظهار کرد: اگر انقلاب به اصل خود برگردد و اگر بنا شود که به ریشه ها و افراد باسابقه توجه کنیم، باز هم می بینیم که دو جریان اصلاح طلب و اصولگرای ریشه دار در کشور وجود دارند، با ماهیت تقریباً مشخص و معین و استراتژی معینی که در برابر هم مقابله می کنند.
محمود میرلوحی معاون وزیر کشور در دولت هشتم هم تکرار کرد که دیگر تک صدایی به آخر عمر خود رسیده و پدیده تک صدایی نه در تاریخ ایران و نه در هیچ جای جهان جواب نداده است. وی اظهار داشت: «دو جناح اصلی اصلاح طلب و اصولگرا در نقطه ای هستند که نمی توانند یکدیگر را حذف کنند.»
وی ادامه داد: «در کشور ما دو دیدگاه عمده چپ و راست یا به تعبیر امروز اصلاح طلبانه و اصولگرایانه از ابتدای انقلاب وجود داشته و هر کدام دارای اندیشه هایی هستند و بدین ترتیب امکان و تنوع انتخاب برای مردم تقریباً فراهم آمده است. البته امروز هیچ حزب و جناحی نباید فکر کند که می تواند با دیدگاه های مکانیکی و ثابت مردم را جذب کند. احزاب مدام در حال بازسازی و بازاندیشی هستند و جناح های ایران هم همواره در طول دوران تحولاتی را دیده اند ولی نشان داده شده که مجموعه عوامل پیوند دهنده این جناح قابل بهبود و تطبیق با شرایط روز است.»
وی با اعتقاد به اینکه اکنون نوعی موازنه قدرت در کشور شکل گرفته است حذف هر یک از دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا را امکان پذیر ندانست و تاکید کرد باید برای پایان دادن به این نوع مشاجرات سیاسی هر دو جریان به گفت و گو با یکدیگر بنشینند. وی گفت: «امروز به نقطه ای رسیده ایم که باید با گفت وگو و مذاکره، خط پایانی بر همه حذف ها و از بین بردن فرصت ها بکشیم و همه با هم همکاری کنیم. امروز هیچ جناحی امکان اینکه بتواند این کشور را با این شرایط اقلیمی و ژئوپولتیک به تنهایی اداره کند وجود ندارد و نمی تواند این کار را انجام دهد، بلکه همه باید بپذیرند که از همه ظرفیت ها با مشارکت بخش خصوصی و جناح های مختلف باید استفاده شود و همه ظرفیت ها تجمیع شود.»
اما با این وجود طی هفته های اخیر اصلاح طلبان همواره در برابر سوال مشترکی قرار گرفته اند که خواستار بیان مواضع شفاف آنها برای تعیین مرزهایشان با ساختارشکنی شده است و آنها نیز به مانند همیشه تکرار کرده اند اصلاح طلبی به معنای خروج از ارزش ها و قانون اساسی نیست. این موضعی است که دیروز علی تاجرنیا عضو جبهه مشارکت نیز آن را دوباره مطرح کرد. وی گفت: «جریانات اصلاح طلب همواره بر پذیرش اصل نظام، تمامی اصول قانون اساسی و اصل ولایت فقیه تاکید داشتند.
اما متاسفانه برخی معاندان که به دنبال سوء استفاده از فضای کنونی کشورهستند همین موضع گیری ها را با اتهام های واهی خدشه دار نشان می دهند، در همین راستا باید هوشیار بود و نباید به صرف جلوگیری از سوء استفاده دیگران از اتخاذ مواضع صحیح اصولی که همانا تاکید بر حفظ اصل نظام جمهوری اسلامی و پذیرش ارکان است، پرهیز کرد.» وی تاکید کرد: «شرایط پیش آمده بعد از انتخابات و برخی نامهربانی ها که منجر به فضای نامطلوب پس از انتخابات شد، اعلام مواضع شفاف از طرف چهره های اصلاح طلب و موافق نظام را بیش از پیش ضروری می سازد، بدین شکل مخالفان نظام خواهند دانست که اگر اختلافی هم است باعث دست کشیدن از نظام و ارزش های متعالی آن یعنی استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی نیست.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات