فرهنگهای متضاد
در هر جامعه ای مجموعه ای از آداب، رسوم، سنت ها، قوانین نوشته و نانوشته و دانش عمومی و فراگیر به شکل گفتمان، وجود دارد که از آن به فرهنگ یاد میشود. هر چیزی در جامعه بشری دارای زیر مجموعه ای از این امور است که به آن فرهنگ آن چیز میگویند. بارها شنیده اید که از فرهنگ رانندگی یا شهرنشینی سخن به میان آمده و یا در رسانهها بر فرهنگ سازی مصرف و یا الگوهای آن تاکید شده است. بر این اساس هر کار و چیزی دارای فرهنگ خاص است که باید از سوی مردم مورد توجه قرارگیرد و در رفتارها و نگرش ها، خود را نشان دهد.
هنگامی که از فرهنگ سازی سخن به میان میآید، چنین برمی آید که فقدان این مساله میتواند در جامعه آثار سویی به جا گذارد که فرهنگ سازی، خود را به عنوان دغدغه بر جامعه و اولیا و مسؤولان آن تحمیل کرده است. چنان که از همین اصطلاح میتوان دغدغه دیگری را نیز شناسایی و ردگیری کرد؛ به این معنا که یکی از مسایل و مشکلات هر جامعه، وجود فرهنگهای غلط و نادرست در کنار بی فرهنگی گروهی دیگر است.
بنابراین مساله فرهنگ سازی از دو جهت خود را بر جامعه و مسؤولان آن تحمیل میکند و به عنوان یک مسوولیت و وظیفه مهم در حوزه جامعه پذیری خود را نشان میدهد. از جهتی فقدان فرهنگ استفاده از چیزی نیاز به فرهنگ سازی را توجیه میکند و از سوی دیگر وجود فرهنگی نامناسب، فرهنگ سازی مناسب را میطلبد.
در مساله مصرف و استفاده از برخی کالاها چون رایانه و یا تلفن همراه به سبب نداشتن شناخت کافی از ظرفیتها و امکانات مفید آن، جامعه یا نسبت به آن، فرهنگی ندارد و یا این که فرهنگ نادرستی را در پیش گرفته که آثار زیانبار مالی و ضدارزشی را بر جامعه تحمیل میکند. این در حالی است که فرهنگ مناسب و درست آن، میتواند جامعه را به سوی تعالی و کمال سوق دهد. این جاست که دو فرهنگ متضاد در یک جامعه رشد میکند. از سویی یک فرهنگ منفی و ضدارزشی از مصرف یک کالا و یا خدمات در جامعه پدید میآید که میتواند از جهات متعدد جامعه را دچار بحران و فروپاشی کند و از سوی دیگر، فرهنگ مثبت و سازنده ای که میتواند ارزشهای یک کالا و خدمات را نشان دهد و مسیر جامعه را به سوی کمال، تغییر شکل و ماهیت دهد.
فرهنگ سازی مثبت
این جاست که جامعه نیاز شدید به فرهنگ سازی مثبت و ارزشی را احساس میکند؛ زیرا فرهنگ سازی ارزشی نه تنها یک نیاز است بلکه یک وظیفه انسانی میباشد و حتی میتوان گفت که این فرهنگ سازی، مصداقی از شکرگزاری و دست یابی به راهکاری برای شکر نعمت و رهایی از کفران نعمت و پیامدهای زیانبار آن است.
هر جامعه ای همواره نیازمند فرهنگ سازی و اصلاح دایمی در این حوزه است. از سویی با ورود هر کالا و خدمات جدید نیاز است تا فرهنگ بهره گیری مناسب و سازنده آن شناخته و در مسیر کمالی و ارزشی به کار گرفته شود و از سوی دیگر فرهنگ نامناسب حذف شود و یا اصلاحات و تغییراتی متناسب با شرایط و نیازهای بشری در آن رخ دهد.
اطلاع رسانی و تبلیغ؛ بستر فرهنگ سازی
برای این که فرهنگ سازی مثبت انجام پذیرد و یا فرهنگ منفی از جامعه رخت بربندد و یا اصلاحاتی در فرهنگ موجود رخ دهد تا در مسیر فرهنگ سازنده و مثبت قرار گیرد، لازم است نسبت به ظرفیتها و امکانات و فلسفه ایجادی هر چیز اطلاع رسانی دقیق و کامل انجام پذیرد تا فرهنگ مصرف و بهره برداری از آن در مسیر درست باشد.
هر چیزی در جهان میتواند دو کارکرد متضاد داشته باشد؛ به طوری که راه و ابزاری برای صعود و یا هبوط انسان از انسانیت وی باشد. از نظر قرآن شکر نعمت به آن است که از هر چیزی به درستی استفاده شود. مراد از درستی استفاده و شکرگزاری این است که هر چیزی در مسیر رشد شخصی و جمعی انسان به سوی کمال مطلق و تقرب به خداوند مورد استفاده قرار گیرد. از این رو در فرهنگ اسلامی، بر استفاده از هر چیزی برای تقرب تاکید و همه امور هستی به عنوان ابزارهایی برای تقرب به خدا و دست یابی به خلافت الهی مطرح شده است. شکر نعمت در تحلیل قرآنی به استفاده درست و مناسب هر چیزی در مسیر رشد و بالندگی انسان و جهان است. بنابراین فرهنگ سازی برخلاف مسیر رشد و بالندگی و اهداف کلی آفرینش به معنای کژروی و کفران نعمت و کفر تلقی میشود.
از نظر قرآن، برای این که هر چیزی به درستی و به شکل مناسب استفاده شود باید نسبت به توانایی ها، امکانات و ظرفیتهای آن، اطلاع رسانی دقیق و کاملی انجام شود. از این رو قرآن در بیان هر حکمی میکوشد به آثار و فواید آن اشاره کند تا موجب شود شخص و یا جامعه به انگیزه دست یابی به این آثار و هدف گام بردارد. به عنوان مثال در آیاتی که درباره روزه و یا نماز آمده ، به مساله دست یابی به تقوا به عنوان یک اثر مهم آن اشاره شده است. در آیاتی دیگر نیز تبیین میشود که دست یابی انسان به تقوا موجب شده تا نعمت بر او فزونی یافته و یا بر برکات آن افزوده گردد و یا این که دانش وی به جهان و هستی افزایش یابد و یا حتی دگرگون شود و بسیاری از مشکلات معیشتی و روحی او نیز برطرف گردد و آسایش و آرامش را به دست آورد.
تبیین آثار و فواید هر چیزی در مقام اطلاع رسانی و تبلیغ، خود عاملی مهم در فرهنگ سازی ارزشی و مثبت است که خداوند در آیات قرآنی از این شیوه به بهترین شکل استفاده کرده است.
از نظر قرآن، هنگامی شخص و جامعه به فرهنگ درست استفاده و بهره برداری از چیزی کشیده میشوند که نسبت به آن آگاهی عمیق یافته باشند. از این رو در آیاتی چون آیه 122 سوره توبه برای گرایش مردم به دین میکوشد تا نسبت به مبانی و اصول و فواید دین اطلاع کافی بدهد و از مومنان میخواهد تا این گونه وارد عرصه شوند و برای فرهنگ سازی گرایش به دین، اطلاعات و دانش کامل و عمیق به دست آورند و به دیگران برسانند.
از آن جایی که تغییر فرهنگ و یا فرهنگ سازی به معنای ایجاد نگرش و یا تغییر و اصلاح آن میباشد، نمیتوان انتظار داشت که فرهنگ و نگرش مردم به سادگی و آسانی تغییر کند. لذا بر استقامت در هنگام فرهنگ سازی و اصلاح یا تغییر آن تاکید شده است. آیاتی چون 25 تا 29 و نیز 39 سوره یونس و 1 تا 5 سوره نوح بر اهمیت و ارزش استقامت و پایداری برای دست یابی به هدف فرهنگ سازی و ایجاد و اصلاح نگرشها توجه میدهند؛ زیرا تغییر نگرش و فرهنگ سازی، تنها در یک فرآیند زمانی رخ میدهد و این گونه نیست که یک دفعه و ناگهانی، فرهنگی شکل گیرد و یا اصلاح شود. بلکه مساله اصلاح فرهنگی و نگرشی دشوارتر و سختتر است؛ زیرا نخست میبایست فرهنگ و نگرشی که شکل گرفته و جا افتاده را با اطلاع رسانی از آسیبهای فرهنگ نادرست، از شخص و جامعه زدود و سپس فرهنگ ارزشی و مثبت را اندک اندک در جامعه جایگزین کرد. از این رو پیامبر برای ایجاد فرهنگ اسلامی در مدینه و مکه بیش از بیست و سه سال تلاش کرد.
توجه قرآن به کانونهای تأثیرگذار
قرآن به کانونهای تاثیرگذار توجه ویژه ای دارد. در هر جامعه، کانونهایی وجود دارد که میتوان از بستر آن به شکل سادهتر و کلی تر، تغییرات فرهنگی را پیش برد و فرهنگ سازی مطلوب را انجام داد. (اعراف آیات 103 و 104 و طه آیات 43 و 44 و نیز زخرف آیه 46 و نازعات آیه 17)
گفت وگو با عالمان و رهبران هر قوم و قبیله ای میتواند زمینه را برای ایجاد فرهنگ سالم و یا تغییرات مطلوب فراهم آورد؛ زیرا با همراهی رهبران و عالمان، تودهها نیز همان سلوک و روش رهبران خویش را در پیش میگیرند که میتوان از آن به تغییر در الگوها یاد کرد؛ زیرا عالمان و رهبران هر جامعه ای در حکم الگوهای آن جامعه هستند و تغییر در رفتار الگوها به معنای تغییر در پیروان و مقلدان آنان است.
براساس همین شیوه اطلاع رسانی و تبلیغ است که قرآن تبلیغ و اطلاع رسانی و فرهنگ سازی را در نقاط مرکزی و محوری و مرکز شهرها اولویت میدهد و از افراد میخواهد برای تاثیرگذاری بیشتر در فرهنگ و اصلاح و تغییر آن، اولویت را به این حوزه بدهند. (انعام آیه 92 و قصص آیه 59)
بایستههای فرهنگ سازی
آغاز هرگونه تغییر و اصلاح فرهنگی از داخل، در زمره دیگر اولویتهایی است که قرآن برای فرهنگ سازی و اصلاح فرهنگی پیشنهاد میدهد؛ زیرا مردم نخست به رفتار عملی و عینی اشخاص توجه دارند و اگر رفتار درست، فرهنگ شخص و خانواده وی نشده باشد، مردم کمتر گرایش به تغییر و اصلاح را میپذیرند. (انعام آیه 74 و توبه آیه 122 و مریم آیه 42 و 45) از این رو خداوند به پیامبر (ص) فرمان میدهد که فرهنگ سازی را از درون خانواده و عشیره خویش آغاز کند. (شعراء آیه 214)
بنابراین اولیای امور و مسوولان بایدتا فرهنگ سازی ارزشی و مثبت را از دستگاههای دولتی آغاز کنند تا جامعه با توجه به فرهنگ درست و مناسب از آنان پیروی کنند.
البته باید به این نکته توجه داشت که تبلیغ و اطلاع رسانی برای تغییرات فرهنگی و فرهنگ سازی میبایست خود به درستی و سلامت صورت گیرد؛ زیرا هرگز هدف وسیله را توجیه نمیکند. به این معنا که اگر فرهنگ سازی مثبت و ارزشی، امری مطلوب و سازنده است، نباید در فرهنگ سازی، از ابزارهای نادرست تبلیغی و اطلاع رسانی بهره گرفت. در حالی که در برخی رسانهها گاه از شیوه اطلاع رسانی فساد برانگیز استفاده میشود که مصادیق آن بسیار است و بیان آن نیز گاه خود نوعی اشاعه فساد و تباهی است که از آن منع شده است.
به هر حال هدف از اطلاع رسانی، دور داشتن مردم از فرهنگ فاسد و تباهی هاست و نباید در این راه از شیوه نادرست اطلاع رسانی بهره گرفت. بنابراین فریب دادن مردم و آراستن باطل به امری پسندیده، خود ضدفرهنگ سازی است که باید از آن اجتناب کرد و از شیوهها و روشهای ابلیسی در فرهنگ سازی ارزشی بهره نگرفت. (انعام آیه 112)
از دیگر نکاتی که باید مورد توجه قرار گیرد آن است که مسوولان برخلاف آن چه تبلیغ میکنند عمل نکنند که آثار سویی را به دنبال خواهد داشت. (بقره آیه 44 و صف آیات 2 و 3) برخی مسوولان و دولتمردان مردم را به امری تشویق میکنند، در حالی که در عمل چیز دیگری را نشان میدهند. به عنوان نمونه مردم را به صرفه جویی و پرهیز از اسراف و ریخت و پاش و تبذیر دعوت کرده و از رفتارهای مترفانه و رفاه زدگی باز میدارند، ولی در عمل خود در مصرف و هزینه بیت المال اسراف و ریخت وپاش دارند. این عمل آثار ضدفرهنگی بدتری را در جامعه در پی خواهد داشت.
البته افراد ضدفرهنگی نیز بیکار نمینشینند و برای ادامه فعالیت و رفتارهای ضدفرهنگی خویش کارهایی را انجام میدهند. به عنوان نمونه اشراف با کارشکنیهای خود میکوشند تا جامعه به سوی فرهنگ ضدارزشی اتراف و اسراف کشیده شوند. (اعراف آیات 59 تا 63 و آیات دیگر)
فرهنگ سازی در اصلاح الگوی مصرف
از آن جایی که یکی از لوازم شکوفایی اقتصادی و تمدنی کشور این است که همه چیز به درستی مورد بهره برداری قرار گیرد، لازم است اصل صرفهجوییدر مصرف رعایت شود. از این رو باید برای اصلاح الگوی مصرف، فرهنگ سازی از راه غرقه سازی افکار عمومی انجام پذیرد.
غرقه سازی نوعی روش تبلیغ و اطلاع رسانی است که همه کشور را در سطوح مختلف درگیر میکند. در این روش میبایست تبلیغات رسانه ای به گونه ای باشد که همه خود را در مساله درگیر کنند و دغدغه عمومی مردم شود.
برای دست یابی به این مهم باید همه مدیران و مسوولان برنامه ریزی دقیق و کاملی داشته باشند و از همه ظرفیتها و توانمندیهای کشوری بهره گیرند. این روشی است که پیامبر(ص) برای پیشرفت اهداف خود از آن استفاده کرده است.