تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۳  ، 
کد خبر : ۱۴۳۵۵۹

مفهوم تروریسم در حقوق کیفری (بخش سوم)

امیر شریفی‌خضارتی ‌کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم‌شناسی و عضو پیوستة انجمن ایرانی جرم‌شناسی اشاره: دو بخش از مقاله‌ای با عنوان «مفهوم تروریسم در حقوق کیفری» در شماره‌های قبلی صفحه حقوقی «اطلاعات» (10 و 17 اسفند) چاپ شد. بخش سوم این مقاله را می‌خوانیم:

3ـ انگیزه‌های سیاسی: غالب اعمال تروریستی با انگیزه‌های38 سیاسی انجام می‌گیرند. امّا از لحاظ شیوه و انگیزة ارتکاب نیز در تروریسم سیاسی، اقسامی مشاهده می‌شود. به طور مثال، نهیلیست‌های روسیه که در اواخر قرن نوزدهم میلادی با انجام اعمالی چون پرتاب بمب به تروریسم سیاسی می‌پرداختند، شیوه‌ای نسبتاً قدیمی از عملیات تروریستی را ارائه می‌دادند اما قبل از وقوع جنگ جهانی دوم (1945 ـ 1939م) اکثر موارد تروریسم سیاسی مشتمل بر کشتن سران حکومت‌ها بود. نوع دیگری از تروریسم سیاسی نیز در اواخر دهة 1950 میلادی در کشور الجزایر توسط «جبهة ملّی آزادیبخش» این کشور موسوم به FLN رخ داد که در آن به افراد غیرنظامی دشمن به طور جسته و گریخته حمله می‌شد و سرانجام همین اقدام‌ها، استقلال و رهایی از استعمار را برای کشور الجزایر به ارمغان آورد. در زمانی که این حملات انجام می‌گرفت، یکی از رهبران جبهة ملی آزادیبخش به اعضای جبهه اعلام کرد که «ما باید در تمامی عناوین روزنامه‌ها، خون به نمایش بگذاریم.»39
تروریسم سیاسی هرچند که قبلاً‌ تنها علیه سران عالی‌رتبة حکومت‌ها انجام می‌گرفت، اما در سال‌های دهه‌های 1970 و 1980 میلادی، افرادی چون قضات، مأموران پلیس، بانکداران،‌ بازرگانان بزرگ و دیپلمات‌های درجه دو را نیز در بر گرفت. گروگان‌گیری هم در سال‌های اخیر، یکی از عملیات تروریستی سیاسی کثیرالوقوع بوده است که نخستین مورد قابل ذکر آن در 21 دسامبر 1975 میلادی با گروگان‌گیری 11 وزیر اوپک رخ داد. البته از میان تمامی اعمال تروریستی سیاسی، هواپیماربایی و ارسال بمب‌های پستی در سال‌های اخیر، سیر نزولی داشته است که دلیل آن را می‌توان تا حدودی در افزایش اقدام‌های امنیتی در این زمینه دانست.40
اما همة اعمال تروریستی با انگیزه‌های سیاسی توام نیستند، بلکه برخی از این اعمال دارای انگیزه‌های غیرسیاسی هستند. به طور مثال، برخی از نویسندگان از «تروریست‌های یک موضوعی» نام برده‌اند که عبارت از افراد و گروههایی هستند که برای حمایت از یک موضوع خاص به عملیات تروریستی دست می‌زنند. برخی از گروههای مخالف سقط جنین یا حامی حقوق حیوانات از این نوع تروریست‌ها محسوب می‌شوند که گاهی به ارتکاب اعمال خشن مثل قتل و ضرب و جرح، علیه اشخاصی که به انجام آزمایشات بر روی حیوانات می‌پردازند یا پزشکانی که سقط جنین می‌کنند، دست می‌زنند. همچنین برخی از جرایم که اصطلاحاً «جرم نفرت» خوانده می‌شوند و از روی نفرت نسبت به قربانی (به دلیل رنگ، نژاد، مذهب، جنسیت، معلولیت جسمانی وی و نظایر اینها) ارتکاب می‌یابند، ماهیتاً با عملیات تروریستی غیرسیاسی تفاوت چندانی ندارند.41
4ـ سازمان‌یافتگی یا تشکیلاتی بودن: عمل تروریستی را نمی‌توان اقدامی جدا از بعضی تمهیدات و زمینه‌سازی‌های اولیه تصور کرد. بنابراین باید بین این قبیل اقدام‌ها و رفتار فردی که بدون ملاحظة حرمت خون افراد به روی آنها آتش می‌گشاید، تفاوت قائل شد.42 به عبارت دیگر، تروریسم معمولاً به شکل یک جرم سازمان‌یافته یا لااقل، تشکیلاتی و گروهی ارتکاب می‌یابد. کنوانسیون مبارزه با جنایات سازمان‌یافته فراملی (پالرمو، سال 2000 میلادی) برای جرایم سازمان یافته، هفت خصوصیّت را برشمرده است که وجود همة آنها، یک جرم را تبدیل به جرمی سازمان یافته می‌کند. این هفت خصوصیت، عبارتند از: ساختار سازمانی، استمرار زمانی، قدرت مرکزی، سلسله مراتب تشکیلاتی، محدودیت اعضا، قواعد الزام‌آور و تقسیم کار.43
اما چنانچه جرمی تمامی خصایص هفت گانه فوق را دارا نباشد، بلکه تعدادی از آنها را همراه داشته باشد، یک جرم تشکیلاتی یا گروهی محسوب می‌شود.
به هر حال، صاحب نظران معمولاً اعمال جنون آمیزی را که ممکن است یک فرد به تنهایی و به اصطلاح خود سرانه مرتکب شود، و مثلاً به مدرسه یا فروشگاهی حمله کند و تعداد زیادی را به رگبار ببندد، تروریسم نمی نامند، بلکه از دیدگاه آنان، منظور از تروریسم، خصوصاً تروریسم سیاسی، اعمال خشونت‌باری است که در عین حال خصیصه سازمان یافته دارند و معمولاً با انگیزه‌ها و اهداف سیاسی ارتکاب می‌یابند.44
نکته آخری که در این قسمت باید به آن اشاره کرد این است که آنچه بدون شک می‌توان از تعریف تروریسم استنباط کرد و شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز به طور صریح یا ضمنی در قطعنامه‌های تصویبی مختلف خود که از سال 1992 میلادی تا 28 سپتامبر 2001 (یعنی بعد از وقایع 11 سپتامبر) در مورد تروریسم صادر کرده، بر آن تاکید کرده این است که اولاً ـ اقدامات و عملیات تروریستی تهدیدی علیه صلح و امنیت بین‌المللی هستند و ثانیاً، شرط مادی تروریستی خواندن رفتارهای غیرقانونی و تهدیدآمیز «خشونت‌آمیز بودن» آنها است. البته امروزه برخی از اقدام‌ها و اعمال، اگر چه تهدیدی جدی علیه صلح و امنیت بین‌المللی به حساب آمده است و عملاً فرد یا گروه و حتی ملتی را مرعوب می‌کند، لیکن فاقد هرگونه صفت خشونت‌بار هستند. به طور مثال، رها کردن مواد شیمیایی مشکوک توسط یک فروند هواپیمای کوچک در فضای چند شهر آمریکا که پس از وقایع 11 سپتامبر 2001 به آرامی صورت گرفت و سبب وحشت شدید مردم این مناطق شد، هیچ نوع وصف و خصوصیت خشونت‌آمیز نداشته است.45 حتی شاید بتوان گفت استفاده فرقه «دومزدی» از گاز اعصاب سارین در 20 مارس 1995 در متروی شهر توکیو (پایتخت کشور ژاپن) که منجر به کشته شدن 11 نفر و مجروح شدن 4700 تن شد، به طور واضح و آشکار دارای صفت خشونت‌آمیز بودن نیست.46
بنابراین آنچه که باید در تعریف تروریسم مورد توجه بیشتری قرار گیرد و شاید در آینده به عنوان تحولی در مفهوم تروریسم به حساب آید، احتمال غیرخشونت‌‌بار بودن رفتارهای تروریستی است. به این ترتیب، آنچه که به عنوان عنصر اصلی و کلیدی در هر عمل و اقدام تروریستی به شمار می‌رود، تلاش و کوشش عمدی برای ایجاد ترس و وحشت نسبت به یک شخص یا گروه یا ملت است، خواه عمل و اقدام همراه با خشونت صورت گیرد یا اینکه فاقد آن باشد.47
تفکیک ترور و تروریسم
برخی از نویسندگان تلاش کرده‌اند که دو واژه تروریسم را از یکدیگر تفکیک کنند. به طور مثال «فردریک هاکر»(F.Hacker) در این زمینه معتقد است: «ترور، که از بالا تحمیل می‌شود، ایجاد و اشاعه ترس از سوی دیکتاتورها، حکومت‌ها و روسا بوده ودر واقع، تلاش قدرتمندان برای کنترل از طریق ارعاب است. اما تروریسم، که از پایین اعمال می‌شود، ایجاد و اشاعه ترس از سوی شورشیان، انقلابیون، و معترضان و تلاشی است از سوی ضعیفان فعلی، که قدرتمندان بالقوه هستند، که از طریق ارعاب و ترس کنترل را به دست آورند. بنابراین ترور و تروریسم یکی نیستند، ولی به یکدیگر تعلق دارند.»48
برخی دیگر نیز معتقدند که پسوند «ایسم» (ism) در زبان‌های اروپایی، کاربردهای گوناگونی دارد به طوری که گاهی برای نامیدن یک فرایند، روش و کردار به کار می‌رود و گاهی هم برای نامیدن یک گرایش‌فکری،فلسفی،علمی وسیاسی. ازاین‌رو، تروریسم ممکن است به یک مشرب و عقیدة سیاسی نیز اطلاق شود، هرچند که دراین مفهوم کمتر کاربرد دارد.49
اما گروهی از محققان هم معتقدند که ظاهراً تفاوتی میان ترور و تروریسم وجود ندارد و تنها اختلاف آنها در این است که تروریسم، حالت سازمان‌دهی شده و شبکه‌ای عمل ترور است، والا هر دو لفظ، از یک ریشه هستند. این حالت سازمان‌‌دهی شده نیز ممکن است به صورت یک جریان فکری، فلسفی، علمی و سیاسی باشد که اصطلاحاً «مکتب» نامیده می‌شود یا به صورت یک روش، شیوه و رویّه درآید.50
از سوی دیگر، برخی از نویسندگان بین دو واژه ترور و تروریسم تفکیک واضحی قائل نمی‌شوند. به طور مثال «توماس ثورنتون» (T.Thornton) مفهوم ترور را یک اقدام نمادین به منظور تأثیرگذاری بر رفتار سیاسی با وسائل و شیوه‌های غیرمعمول،‌ که شامل استفاده از خشونت یا تهدید به‌آن است،‌ می‌داند بدون آنکه برای تروریسم معنی متمایزی قائل باشد.51
تروریسم در اسناد بین‌المللی
افزایش تعداد عملیات تروریستی در قرن بیستم میلادی و نگرانی‌های به وجود آمده براثر آن، موجب توجه جامعة جهانی به این مسأله شده است و همین امر، سبب شد که معاهدات و کنوانسیون‌های مختلفی در مورد تروریسم تصویب شود. برخی از این معاهدات و کنوانسیون‌ها جنبة بین‌المللی و بعضی نیز جنبة منطقه‌ای دارند. ذیلاً به ذکر این دونوع معاهدات و کنوانسیون‌ها می‌پردازیم.           ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات