برخی کارشناسان مسائل آفریقا با اشاره به تنشهای احتمالی بین قدرتهای اقتصادی در آینده بر سر منابع انرژی معتقدند آفریقا در حال گرفتن جای خلیج فارس برای تأمین منابع انرژی آمریکاست.
«فوزیه شیخ» تحلیلگر مسایل بینالملل در مقالهای که پایگاه خبری «گلوبال ریسرچ» آن را منتشر کرد، نوشت: تکمیل خط لوله گاز طبیعی بین چین و قزاقستان در هفتههای اخیر، کنترل ابرقدرت آسیایی بر منابع انرژی مورد نیازش برای تأمین سوخت لازم برای اقتصادی در حال شکوفایی را ـ نیازی که این کشور را در جستجوی منابع نفت و گاز به دیگر نقاط جهان فرستاده است ـ افزایش داد.
چین یگانه کشوری نیست که سعی در دستیابی به امنیت انرژی دارد. قدرتهای جهانی مانند روسیه و آمریکا نیز که نیازمند نفت و گاز هستند از راهبردهای متفاوتی برای کسب منابع غنی سوخت استفاده میکنند، اما تلاش آنها تردیدهایی را درباره احتمال تعارضها و برخوردهای آتی بوجود آورده است.
چین، انرژی و بحران اقتصادی جهان
مدیریت اطلاعات انرژی آمریکا، چین را دومین مصرفکننده انرژی جهان پس از آمریکا اعلام کرد. «بن مونتالبو»، تحلیلگر پژوهشی ارشد بنیاد پژوهشهای سیاست انرژی واقع در واشنگتن گفت که این ابرقدرت آسیایی با استفاده از بحران مالی جهانی، از ذخیره ارزی خود برای سرمایهگذاری در روسیه و آسیای مرکزی ـ برای ساخت نیروگاهها و دیگر زیرساختهای داخلی در ازای تأمین گاز و نفت در طولانی مدت ـ استفاده کرده است.
مونتالبو در مصاحبهای با شبکه اینترنتی OilPrice گفت: چین که با کمبود ذخایر انرژی روبرو است، سرمایهگذاریهای زیادی در آفریقا، آسیای مرکزی و ونزوئلا انجام داده است.
همچنین برای تأمین مصرف روزافزون گاز خود به دنبال گاز طبیعی بوده و طی سال گذشته پایانههای دریافت گاز طبیعی مایع ساخته است.
«پیتر فام» مدیر پروژه آفریقا در کمیته ملی سیاست خارجی آمریکا و استادیار دانشگاه «جیمز مدیسون» در «هریسونبرگ» ویرجینیا گفت: «اگر دسترسی چین را به منابع طبیعی آفریقا قطع کنیم، رشد این کشور متوقف میشود» اما این رقابت شدید برای دستیابی به منابع انرژی تنشهایی را با جامعه جهانی موجب شده است.
فام معتقد است «چین با استفاده از استراتژی سرمایهگذاری به آسانی میتواند حمایت طبقه حاکم را جلب کند ولی لزوماً مردم عادی را تحت تاثیر قرار نمیدهد.»
وی افزود: «شرکتهای دولتی چینی در عرصه اکتشاف سرمایهگذاری نمیکنند، بلکه تسهیلات تشویقی ارائه میکنند. پیشنهاد تسهیلات چندین میلیون دلاری چین به آنگولا، برای خارج شدن این کشور از مذاکرات با صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی ـ به منظور انجام اصلاحات ضروری و ایجاد شرایط خاص ـ پیش از اینکه این سازمانها چنین تسهیلاتی را ارائه کنند، حیاتی بود. سپس چین سهام کمپانی نفت را از دولت آنگولا خریداری کرد. همچنین چین از طریق همکاری در ساخت دستکم سه کارخانه سلاحسازی در سودان به دولت خارطوم کمک کرد تا از تحریمهای سازمان ملل آسیب نبیند.»
فام گفت: «روسیه نیز برای اینکه از چین عقب نماند به دنبال منابع طبیعی برای بازیابی جایگاه ابرقدرتیاش با نیروی قابل توجهی به آفریقا بازگشته است. شرکتهای روسی در تلاش هستند با تولیدکنندگان گاز طبیعی «اپک» همکاری کنند.
طبق گزارش سازمان مدیریت اطلاعات انرژی آمریکا، روسیه دومین ذخیره گاز طبیعی و هشتمین ذخیره نفت جهان را در اختیار دارد. مونتالبو کارشناس بنیاد پژوهش سیاست انرژی گفت: سال آینده تقریباً 50 درصد بودجه این کشور از صدور گاز و نفت تأمین خواهد شد که نشانگر وابستگی به صادرات گاز است. چین و روسیه تا حدی در زمینه نفت و گاز با همدیگر کار کردهاند.
اوایل امسال چین اعلام کرد در ازای 20 سال تأمین نفت خام، وام 25 میلیارد دلاری به شرکتهای روسی داده است.
آفریقا در جانشینی خلیجفارس
مونتالبو معتقد است که روسیه دیگر آن غول ذخایر مالی دو سال پیش نیست و نظام بانکی و صنعت نسبتاً ضعیفی دارد.
روسیه در عین مذاکره بر سر پروژههای خاص با ایران و عراق، عمدتاً درگیر افتتاح میدانهای گازی عظیم شمالی است، زیرا میدانهای فعلیاش رو به اتمام هستند.
«بویکو نیتزوف»، مدیر مرکز انرژی اروپا ـ آسیا در شورای آتلانتیک در واشنگتن گفته است: روسیه و دیگر کشورهای شمالی به سراغ قطب شمال در حال ذوب شدن رفتهاند، اما نقشه این منطقه هنوز کامل نشده است.
استخراج نفت و گاز در مقیاس گسترده همچنان تقریباً در منطقه قطب شمال ناممکن و دسترسی به این ناحیه در زمستان بسیار دشوار است.
شرکتهای نفت آمریکایی که برای تأمین نیازهای انرژی به خاورمیانه متکی بودند نیز توجه خود را به آفریقا معطوف کردهاند؛ تأمین کننده عمده انرژی که طی چند سال گذشته از نظر صادرات انرژی به آمریکا بر خلیجفارس پیشی گرفته است.
فام میگوید شرکتهای آمریکایی قراردادهای مبتنی بر شریک شدن در محصول یا توسعه اکتشاف منابع منعقد میکنند، اما به خاطر تحریمهای دولت آمریکا و فشار جامعه، در تلاش خود برای دستیابی به منابع نفتی در مناطقی مانند آفریقا، فاقد اختیار تام هستند.
فام، کارشناس امور آفریقا پیشبینی کرد که رقابت برای دستیابی به منابع انرژی، احتمالاً نه به برخورد و تعارض آشکار، بلکه به افزایش تنش سیاسی منجر خواهد شد.
سازمانهای آفریقایی برجسته، اروپا و آمریکا، کودتای نظامی سال گذشته گینه را که به قتلعام اعضای اپوزیسیون انجامید، هرگز به رسمیت نشناختند. با این حال چین قراردادی با دولت نظامی امضا کرد که ممکن است باعث در نظر گرفته شدنش به عنوان بازیکنی در تلاش برای دستیابی به منابع، شود.
مونتالبو افزود: روسیه و چین هر دو از سرمایهگذاریهای مشترک در زمینه نفت و گاز سود بردهاند و این مسأله احتمال بروز برخورد بین آنها را در آینده نزدیک، (10 یا 20 سال دیگر) کمرنگتر میکند.
فرانسه و مشکلاتش با آفریقا
در چنین شرایطی شبکه «فرانس 24» موضوع دیدار نیکلاسارکوزی، رئیسجمهوری فرانسه از رواندا و اظهاراتش را درباره نسلکشی این کشور برجسته کرد و آن را ناشی از نگرانی درباره حضور چین و آمریکا در منطقه دریاچههای بزرگ آفریقا دانست.
این شبکه خبری موضوع کوتاهیها و اشتباهات فرانسه در نسلکشی سال 1994 رواندا را به بحث و تبادل نظر گذاشت. این شبکه با اشاره به سخنان سارکوزی در دیدارش از رواندا اعلام کرد: رئیسجمهوری فرانسه در کیگالی، فقط عذرخواهی نکرد، بلکه به تمامی کوتاهیها و اشتباهات فرانسه در این نسلکشی اشاره کرد.
البته نباید اظهارات سارکوزی را اینگونه تعبیر و تفسیر کرد، بلکه باید آن را تحولی در رفتار و موضعگیریهای فرانسه تلقی کرد، زیرا اکنون چندین سال است که هیچ مسئول فرانسوی در چنین سطحی از اشتباه سیاسی و اشتباه در ارزیابیهای کشورش سخن نگفته بود. سارکوزی با این سخنان در واقع روند عادیسازی روابط فرانسه با رواندا را چند گام به جلو برد.
با این حال این اقدام فرانسه به اندازهای نبود که مسئولان رواندایی انتظار آن را داشتند. سارکوزی در بیان این کلمات و جملات، هم سعی کرد دل مسئولان و مردم رواندا را به دست آورد و هم به نوعی رعایت حال نظامیان کشورش را کرده باشد.
« فرانس 24» در همین مورد به واکنش «ادوار بالادور» نخستوزیر سابق فرانسه اشاره کرد؛ هنگامی که برنار کوشنر، وزیر امور خارجه کنونی فرانسه در سال 2008 از اشتباه سیاسی کشورش در نسلکشی رواندا سخن گفت.
« فرانس 24» معتقد است به هر حال سخنان سارکوزی درباره رواندا گامی به جلو بود، اما این مسأله را نیز باید در نظر گرفت. هنگامی که رئیسجمهوری کشوری از اشتباه در ارزیابی سخن میگوید، باید برای جبران این اشتباه اقدام نیز بکند
واقعاً تا چه زمانی باید صبر کنیم تا مورخان کارهای خود را در این زمینه انجام دهند و آنگاه بفهمیم که پیامدهای این اشتباه در ارزیابی و این اشتباه سیاسی در رابطه با نسلکشی رواندا چه بوده است.
«فرانس 24 »افزود: با توجه به این شرایط، برای ما قابل فهم نیست که چرا باید تا این حد احتیاط به خرج دهیم و آن کاری را که باید انجام دهیم، انجام نمیدهیم.
این شبکه به موضوع عذرخواهی بلژیک، سازمان ملل و آمریکا اشاره کرد و در همین باره این سؤال را پرسید که چرا فرانسه عذرخواهی نمیکند؟
رابطه فرانسه با رواندا بسیار مهمتر از رابطه کشوری چون آمریکا با رواندا است. سارکوزی این گونه احتیاطآمیز سخن میگوید، چون نمیخواهد سیاستمداران کشورش در آن زمان به ویژه ادوار بالادور را زیر سؤال ببرد.
از همین روست که فرانسه نمیخواهد مجبور به عذرخواهی شود. دستکم تا زمانی که سیاستمداران آن دوران (زمانی که نسلکشی رواندا رخ داد) در قید حیات هستند، چنین مسألهای رخ نخواهد داد. شاید بعداً فرانسه این کار را انجام دهد.
برخی بر این باورند که سارکوزی زیاد هم جلو نرفته، بلکه با به کار بردن چنین کلمات و جملاتی، سعی کرده است به مقامات رواندایی بفهماند فرانسه درباره آنچه که در رواندا رخ داد، بسیار ناراحت است و اکنون نیز نمیخواهد روابط تیره باشد. «پل کاگامه» نیز درباره آینده روابط دو کشور سخن گفت، پس بنابراین میتوان اینگونه برداشت کرد هر دو، بازی مساوی را در این دیدار انجام دادند.اگر سارکوزی آزادی عمل کافی داشت، شاید به راحتی از رواندا عذرخواهی میکرد، اما در شرایط کنونی وی اصلاً حق انجام چنین کاری را ندارد، زیرا عذرخواهی کردن وی به معنای آن است که ارتش فرانسه با حمایت خود از رژیم «جونال هابیاریمانا» در وقوع نسلکشی سال 1994 رواندا، دچار اشتباه شده است.
عذرخواهی فرانسه همچنین به معنای آن است که سیاستهای میتران و ادوار بالادور، رئیسجمهوری و نخستوزیر وقت فرانسه کلاً اشتباه بوده است.
از همین رو سارکوزی نمیتواند با چنین عذرخواهی، مخاطره سیاسی بزرگی در داخل کشورش برای خود ایجاد کند.
در همین رابطه باید به روابط شخصی سارکوزی با ادوار بالادور نیز اشاره کرد و گفت بالادور، مرشد سارکوزی است و سارکوزی هرگز حرفهایی نخواهد زد که موجبات رنجش مرشدش را فراهم کند.
البته مسئولان رواندایی و شخص «پل کاگامه» نیز این اظهارات سارکوزی را مورد توجه قرار میدهند و آن را یک نوع دستاورد سیاسی میدانند. از همین رو میتوان گفت که فصل نوینی در روابط دو کشور گشوده شد و دیگر فضای خصومت در روابط فرانسه و رواندا دیده نمیشود.
چرا فرانسه در این مقطع زمانی به فکر عادیسازی روابطش با رواندا افتاده است؟ تمامی اینها در راستای منافع فرانسه است. فرانسه منافع زیادی در منطقه دریاچههای بزرگ و به ویژه در شرق کنگوی کینشازا دارد؛ کشوری که در همسایگی رواندا قرار دارد و رواندا میتواند با تحریک گروههای سیاسی، اوضاع شرق کشور را بیثبات کند.
یکی دیگر از دلایل اقدام فرانسه در این مقطع زمانی برای عادیسازی روابط با رواندا، حضور دیگر قدرتهای جهانی به ویژه چین و آمریکا در منطقه است.
فرانسه دستکم نمیخواهد جایگاه خود را در کشورهایی که حوزه زبانی اوست از دست بدهد تا کشورهایی چون چین و آمریکا جای او را بگیرند.