تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۲  ، 
کد خبر : ۱۴۳۶۱۲
گریزی کوتاه به چگونگی آغاز و ادامه آشوبگری‌های ناکام جریان دوم خرداد پس از انتخابات 88

آتشی که وعده داده شد


کمیل نقی‌پور
شاید آن زمانی که محمد خاتمی پس از ماه‌ها آمدن و نیامدن اعلام کرد که می‌خواهد به طور جدی در انتخابات شرکت کند کمتر کسی گمان می‌کرد که میرحسین موسوی با حضور خود در انتخابات به عنوان کاندیدای اول اصلاح‌طلبان باید با دکتر احمدی‌نژاد رقابت کند.
میرحسین موسوی اواخر سال 87 وارد فضای انتخاباتی کشور شد، سبک تبلیغات و رفتار ستاد انتخاباتی وی هر چند برخی آگاهان را متوجه برنامه‌ریزی‌های گسترده نزدیکان وی برای دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری می‌کرد ولی به تدریج روزهای پایانی تبلیغات کاندیداها وضوح بیشتری از آنچه که بعدها قرار بود به به‌وقوع بپیوندد را به نمایش گذاشت. در همان روزها بود که «برخی» شعارهای تامل برانگیز «موسوی اول می‌شه اگر تقلب نشه»، «اگر تقلب بشه ایران قیامت می‌شه» را از فضای رسانه‌ای به میان هواداران موسوی آوردند تا این شعار‌ها در روز‌های واپسین مانده به انتخابات به یکی از شعار‌های محوری آنان تبدیل شود. شنبه پس از انتخابات نخستین دودها منبعث از آتش زدن سطل‌های زباله فضای میدان «فاطمی» و بعدها خیابان «شهید مطهری» را سیاه می‌کرد، هر چند همان «فعالان خوشبین سیاسی» معتقد بودند این تجمعات «تنها» برخاسته از «احساسات جریحه‌دار» شده مردمی است که به نامزد دیگری رای داده بودند اما همه «چیز» حکایت از «موضوع» دیگری می‌کرد. این در حالی بود که حجت‌الاسلام و المسلمین اکبر هاشمی‌رفسنجانی 3 روز مانده به برگزاری انتخابات، نامه سرگشاده‌ای به مقام معظم رهبری نوشت و در آن به «آتشی» اشاره کرد که «دودش در فضا قابل مشاهده است»، مردم عادی و خوشبینان سیاسی نیز به این نتیجه رسیدند که اگر محمود احمدی‌نژاد به عنوان پیروز دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری معرفی شود، فضای اجتماعی و البته سیاسی کشور چند روز پرالتهاب را در پیش خواهد داشت.
دوشنبه پس از انتخابات به نقل از سایت‌های حامی نامزد شکست خورده انتخابات، «۳ میلیون نفر»(!) در حدفاصل میدان آزادی تا انقلاب جمع شدند تا اعتراض خود را به نتایج انتخابات نشان دهند. البته پیش از آن خبرگزاری‌ها خبر داده بودند نماز جمعه ۲۹ خرداد به امامت مقام معظم رهبری اقامه می‌شود. در فاصله روزهای دوشنبه تا جمعه چند تجمع اعتراض‌آمیز دیگر در نقاط مختلف تهران برگزار شد. هر چند این تجمعات، با الگوبرداری از «تجمعات رنگی» کشورهای اروپای شرقی، «تجمعات آرام» نام گرفته بود ولی در انتهای هر تجمع، چند سطل آشغال آن منطقه به همراه چندین اتومبیل، بانک، مغازه و... مورد حمله معترضان قرار می‌گرفت تا نوعی از افراطی‌گری در عمل معترضان دیده شود که برخی آن را برگرفته از احساسات دوران جوانی تفسیر کردند. این در حالی بود که بیانیه‌های میرحسین موسوی ۶8 ساله از سوی «آگاهان سیاسی» و «دوستداران انقلاب» خود نشانه‌ای از آغاز «افراطی‌گری» و «بربریت مدرن» در جامعه تلقی می‌شد اما زمانی همگان به چهره واقعی «کودتاگران» پی بردند که مقام معظم رهبری در خطبه‌های خود در ۲۹خرداد با نفی و مردود دانستن برگزاری تجمعات غیرقانونی از معترضان خواستند براساس «قانون»، اعتراضات خود را پیگیری کنند و اینگونه «اعتراضات خیابانی» را برخلاف مصالح جمهوری اسلامی دانستند. در کنار ظرفیت سازی‌های بی‌سابقه برای پیگیری اعتراض نامزدهای شکست خورده و تاکید بر حرکت در مسیر اعتدال و پرهیز از افراطی‌گری در کنار آگاه‌سازی ابعاد منفی تجمعات خیابانی و تاثیر آن بر جایگاه جمهوری اسلامی، قریب به اتفاق معترضان، پیگیری شکایات در بستر «قانون» را شکل «معقول» اعتراضات تلقی کردند، برای همین بود که پس از آن، تجمع چند صد هزار نفره «مردم‌ عادی معترض» به تجمع چند صد نفره کسانی تبدیل شد که خواست اصلی آنان تبدیل جمهوری اسلامی به «جمهوری ایرانی» و حذف ولایت فقیه بود.پس از آن بود که تجمع آشوبگران (و نه معترضان) در ۲۶ تیر، ۲۸ مرداد، روز قدس و... ویژگی‌هایی دیگر پیدا کرد. به این معنا که هر چه زمان از تاریخ ۲۹ خرداد دورتر می‌شد، تجمعات با «شعار‌های ساختارشکنانه بیشتر » و «افراد کمتر» شکل می‌گرفت تا همان رسانه‌هایی که تجمع معترضان به نتایج انتخابات را در دوشنبه پس از انتخابات «۳ میلیون نفر»(!) تخمین می‌زدند، تجمع روز قدس را «۳۰هزار نفره» بخوانند. هر چند آن روزها با نگاهی به سایت‌های حامی میرحسین موسوی و البته منافقین و سلطنت طلبان و... می‌شد «ناراحتی»شان را در لابه‌لای توجیهات‌شان درباره ریزش جمعیت معترض دید ولی همان زمان در کنار این ناراحتی نوعی خوشحالی نیز هویدا بود؛ خوشحالی برگرفته از بازگشایی دانشگاه ها. اول مهر و پس از آن ۷ مهر (تاریخ دروغین تولد میرحسین موسوی) به عنوان «روز رستاخیز دانشجویان» معرفی شد. پس از آن چند روز رستاخیز دیگر نیز در دانشگاه تعیین شد. تراکت‌هایی که آن روزها در درون سطل اشغال دانشگاه تهران زیاد دیده می‌شد و عنوان دفتر تحکیم زیر آن نقش بسته است دانشجویان را دعوت به «اعتراض» می‌کرد تا از سلطه رژیم بر دانشگاه‌ها جلوگیری کند! اما همان سایت‌هایی که جمعیت آشوبگران را در روز قدس«۳۰ هزار نفره» می‌خوانند تجمع سراسری آنان را در ۱۳ آبان (یک ماه و نیم پس از بازگشایی دانشگاه‌ها) «۳ هزار نفره» عنوان کردند. در روزهای مانده به 16 آذر (روز دانشجو) نیز اوضاع شکل جالب‌تری به خود گرفت. میرحسین موسوی که پیش از این روز با صدور بیانیه‌ای از حامیان خود خواسته بود در دانشگاه‌ها به مدت 3 روز متوالی حضور یابند تا از این راه بتواند فضای دانشگاه را بار دیگر متشنج کند، نتوانست در سیاسی‌ترین روز دانشگاه‌ها هم کاری از پیش برد.
میرحسین موسوی رمز این اغتشاشات را در بیانیه خود به مناسبت روز دانشجو صادر کرده بود آنجا که در آن بیانیه تاکید کرد:«۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمی‌کنید. ۱۷ آذر چه می‌کنید؟ ۱۸ آذر چه می‌کنید؟» «عدم استقبال دانشجویان» موجب شد تا دانشگاه تهران، با وجود تاکید میرحسین موسوی مبنی بر برگزاری تجمع در این روزها، شاهد تجمع اعتراضی نباشد غیر از آنکه 600 نفر از دانشجویان حامی موسوی سعی داشتند در مقابل 4 هزار دانشجوی دیگری که به دعوت بسیج دانشجویی، جامعه اسلامی دانشجویان، انجمن اسلامی مستقل و... در مقابل سر در دانشکده فنی جمع شده بودند عرض اندام کنند. اما در روز 16 آذر در دانشگاه تهران حامیان معدود میرحسین موسوی برای آنکه فضای دانشگاه را به صحنه زد و خورد تبدیل کنند پس از سر دادن شعارهای ساختارشکنانه عکس حضرت امام خمینی (ره) را پاره کرده و آتش زدند. این هتک حرمت هر چند چهره واقعی مدعیان خط امام را با وضوح بیشتری به نمایش گذاشت اما بیش از هر چیز تداعی کننده مقاله موهن احمد رشیدی مطلق نویسنده روزنامه اطلاعات در 17 دیماه 1356 بود. تعطیلی بازار شهرهای بزرگ، تعطیلی حوزه‌های علمیه قم، تهران، اصفهان، مشهد و...، تحصن دانشجویان، راهپیمایی اعتراضی اقشار مختلف مردم تنها ذره‌ای از خروش مردم در مقابل هتاکان بود.
آیت‌الله العظمی نوری همدانی نیز در واکنش به این اقدام اغتشاشگران، با بیان اینکه هر کسی در مقابل امام و انقلاب اسلامی ایران بایستد محکوم به فنا و نابودی است، عنوان کرد: به کسانی که علیه امام و انقلاب گام برمی‌دارند نصیحت می‌کنیم به راه راست بازگردند اگرنه طرفداران انقلاب هر کسی را که در مقابل امام و انقلاب اسلامی ایران بایستد نابود می‌کنند. البته اقدام موهن حامیان موسوی به هتک حرمت امام راحل (ره) ختم نشد. فتنه‌گران سبز که در جریان روز دانشجو نتوانستند در برابر خیل عظیم دانشجویان ولایی،‌چهره نمایی کنند و در جریان مراسم تشییع آقای حسینعلی منتظری نیز با حضور در قم و حرم مطهر حضرت معصومه(س) به سر دادن شعارهای ساختار شکنانه خود و مخالفت با نظام جمهوری اسلامی پرداخته و با اعتراض مردم قم مواجه شده بودند،‌ برنامه‌های وسیعی برای دهه اول محرم داشتند که به پروژه «محرم سبز» موسوم شد، اما شکست پروژه «الله‌اکبر» گفتن در پشت بام‌ها در دهه اول محرم، ‌این بار برنامه‌ریزان این فرقه را بر آن داشت تا با خبرهای دروغین از «درگیری و زد و خوردهای خونین» و «کشته شدن معترضان» در شب تاسوعا به همراه یاران رسانه‌ای خود در خارج از کشور،‌فضا را برای هتک حرمت روز عاشورا و تعرض به عزاداران حسینی فراهم کنند. با شروع عزاداری‌ها در روز عاشورا برنامه‌های آشوبگران برای اخلال در امنیت و سر دادن شعارهای ضدنظام جمهوری اسلامی که طی هفته‌های پیش از آن بشدت توسط رسانه‌های بیگانه تبلیغ می‌شد، رنگ و بوی دیگری گرفت. دیگر تنها نظام جمهوری اسلامی و دولت نبود که آماج دشنام‌ها و شعارهای ساختارشکنانه این افراد قرار می‌گرفت. حامیان فرقه موسوی که از ساعات آغازین حضور مردم در تکایا، حسینیه‌ها و هیات‌های عزاداری به خیابان‌های خلوت و دور از تمرکز تکایا آمده بودند ‌با سر دادن شعارهای ضدنظام جمهوری اسلامی به اغتشاش و آسیب زدن گسترده به اموال عمومی پرداختند و با سوء‌استفاده از حضور مردم در مراسم عزاداری اباعبدالله الحسین(ع)، دست به آشوب زدند. این افراد، علاوه بر شکستن شیشه مغازه‌ها و ساختمان‌های اطراف؛ اقدام به آتش کشیدن بانک، یک ساختمان در چهارراه کالج، تعدادی از تاکسی‌های شهری، وسایل نقلیه نیروی انتظامی، خودروهای شخصی و سطل‌های زباله سطح شهر کردند. این افراد همچنین با درگیر شدن با ماموران نیروی انتظامی به سرعت به انتشار اخبار دروغین از کشته شدن چندین نفر در تجمع آن روز خود کردند که رسانه‌های وابسته به غرب نیز با بزرگنمایی آشوب در برخی خیابان‌ها و دمیدن در صحنه اغتشاش ادعا کردند این حوادث چند کشته داشته است.
نماز ظهر عاشورا و پایان فتنه
این افراد همچنین ضمن آسیب رساندن به اموال عمومی غذاهای نذری مردم عزادار را در نزدیکی پل چوبی بر زمین ریختند و در میدان جمهوری اسلامی تهران نیز این افراد با مشاهده برگزاری نماز ظهر عاشورا در هیات رهپویان آل طه، به عزاداران حسینی حاضر در این هیات هجوم آورده و به سمت آنها سنگ‌پراکنی کردند. با این حال عزاداران حسینی با پایان مراسم از هیات‌ها و دستجات عزادار برای برخورد با اهانت کنندگان به حضرت سیدالشهدا(ع) و روز عاشورا به صورت دسته‌های خودجوش به سمت برخی خیابان‌های مرکزی تهران حرکت کردند. حضور مردم اما به حدی بود که تجمع آشوبگران با گذشت دقایقی از نماز ظهر عاشورا دچار اضمحلال شد و اغتشاشگران حامی سبز اموی که در زمان حضور مردم عزادار در هیات‌های مذهبی، دست به هر کاری می‌زدند، با حضور گسترده مردم در صحنه، ابتدا به سوی عزاداران سنگ و آجر پرتاب کردند ولی در نهایت پا به فرار گذاشتند و متواری شدند. اما این توهین بی‌سابقه بار دیگر خشم مقدس مردم انقلابی ایران اسلامی را در پی داشت به گونه‌ای که آثار آن همچنان در فضای سیاسی و اجتماعی کشور ملموس است. در حالی که خون مردم کشور از هتک حرمت حامیان موسوی به مقدسات در روز عاشورا به جوش آمده بود، مردم تهران در نهم دی‌ماه با تجمع میلیونی در میدان انقلاب حماسه‌ای تاریخی، چشم‌نواز، بی‌سابقه و دشمن‌شکن خلق کردند تا نسبت به این حرمت‌شکنی اعتراض کنند. در حالی که در اطلاعیه شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی زمان آغاز مراسم عاشوراییان در میدان انقلاب ساعت 15 اعلام شده بود اما در نهم دی محبان اهل بیت و حامیان بی‌شمار ولایت چنان مشتاق به حضور در این حرکت اعتراضی بودند که میدان انقلاب از ساعت 13 مملو از جمعیت شد. در ادامه تا ساعت 17 به خیل عظیم جمعیت افزوده شد و اینگونه حماسه‌ای ماندگار در تجدید پیمان با ولی فقیه زمان در تاریخ جمهوری اسلامی به ثبت رسید و تجمع کنندگان در این روز غیرتعطیل به اندازه‌ای بود که خیابان آزادی از تقاطع یادگار امام تا پل چوبی (میدان امام حسین (ع)) و در دیگر مسیرها از میدان حر تا میدان انقلاب، بلوار کشاورز تا پل کریمخان، خیابان حافظ تا تقاطع انقلاب و همچنین همه خیابان‌های فرعی مسیرهای ششگانه راهپیمایی مملو از جمعیت خشمگین نسبت به هتک حرکت عاشورای حسینی بود. در مسیرهای ششگانه راهپیمایی روز نهم دی، در حالی‌که مردم عزادار و خشمگین به ذکر مصائب ابی عبدالله می‌پرداختند، به سردادن شعارهایی علیه موسوی و مرگ بر منافق نیز پرداختند.
راهپیمایی ده‌ها میلیونی مردم در روز 9 دی‌ماه در سراسر کشور، گرچه از تریبون‌های غربی و صهیونیستی تنها «ده‌ها هزار نفر»(!) اعلام شد اما اثراتی که هشدار جدی ملت به سیاسیون و حامیان این فرقه را در پی داشت، نشانه واضحی از واقعیت تامل برانگیزی است به نام «تاثیر قدرت ده‌ها میلیونی توده‌های مسلمان بر فضای سیاسی کشور». درست 2روز پس از این راهپیمایی گسترده، میرحسین موسوی بیانیه‌ای صادر کرد و طی آن تلویحا به کذب بودن نقطه صفر و آغاز آشوب‌ها، یعنی «ادعای تقلب» اذعان کرد. تنها قرائت متن بیانیه و مقایسه لحن و محتوای آن با بیانیه‌های قبلی مهندس موسوی مشخص می‌کرد که سایه راهپیمایی 9 دی بر سر این بیانیه سنگینی می‌کند، چنانکه بعدها هم مشخص شد موسوی این بیانیه را با مشورت طولانی و چندین باره با یکی از شخصیت‌های مطرح که «شخصیت سایه» در هدایت فتنه نامیده می‌شود، تنظیم و منتشر کرده است. شاید به همین دلیل بود که فعالان اصلاح‌طلب دیگر مانعی برای اعلان رسمی «بی‌اساس بودن ادعای تقلب» نمی‌بینند و نمایندگانی از این جریان که در مناظرات تلویزیونی حضور می‌یابند، پیش از آغاز هرگونه بحثی، به باطل بودن ادعای تقلب انتخاباتی اذعان می‌کنند. اما در این میان هنوز خشم محافل خارج‌نشین حامی گروه سبز از این موضوع فروکش نکرده بود که رویدادهای دیگری موجی از تعجب و انفعال را در میان آنان به راه انداخت. بر این اساس، محمد خاتمی رئیس بنیاد باران برای بار دوم دست به قلم شد و با نوشتن نامه از افراطی‌گری‌های فرقه سبز و برخی سران و فعالان اصلاح‌طلب اعلام برائت کرد. علی‌اکبر محتشمی‌پور، از عاملان اصلی طرح «ادعای تقلب» در انتخابات، دیگر فردی است که مطالبه مردم را جدی گرفت و سعی کرد خود را در مسیر بازگشت و ندامت از اقدامات اخیرش قرار دهد. محتشمی‌ با نوشتن نامه‌ای «مخفیانه» به مسؤولان نظام، ضمن ابراز ندامت از رویکرد و اقدامات خود در ماه‌های اخیر، از افراطیون و دشمنان نظام جمهوری اسلامی هم اعلام برائت کرده است. البته به اعتقاد فعالان سیاسی، نباید نقش و تاثیر «ریزش شدید» پایگاه مردمی اصلاح‌طلبان را در این «تغییر مسیر» و بازگشت به سمت چارچوب‌های نظام نادیده گرفت چرا که این نامه‌نگاری‌ها درست از زمانی آغاز شد که فرقه سبز در نتیجه تندروی‌ها، از یکسو به جماعتی اندک و مخالف دین محدود شد و از سوی دیگر کنترلش از دست رهبران دیروز این فرقه و نامه‌نگاران تواب این روزها خارج شد. این درحالی است که از سوی دیگر، ایستادگی و پایداری ارکان نظام در برابر خواسته‌های غیرقانونی عوامل فتنه اخیر و اصرار مقامات عالیرتبه بر تبعیت از قانون و رای مردم، سران اصلاحات را بر سر دو راهی مهم و سرنوشت‌سازی قرار داد: «حذف همیشگی از حاکمیت» همچون نهضت آزادی، انجمن حجتیه، جبهه ملی و... یا «بازگشت به جمع حامیان انقلاب اسلامی». ورود افراد شاخص اصلاح‌طلب به عرصه «نامه‌نگاری‌های پنهان» به مسؤولان و اعلام برائت از افراطیون، البته حاکی از آن است که سران اصلاحات گزینه دوم را به سود خود دیده‌اند. این در حالی بود که مسؤولان بلندپایه نظام و حامیان انقلاب اسلامی تاکید دارند سران اصلاحات باید پشیمانی خود را از رویدادهای اخیر به صورت «رسمی و آشکار» و در مرعی اعلام کنند. علاوه بر این، از سوی مسؤولان نظام تاکید شده است، خسارت‌هایی که در ایام پس از انتخابات و در نتیجه مواضع و رفتار این افراد به مردم و نظام تحمیل شده است، لازم است از سوی خود آنان جبران شود و در نهایت لازم است تا این افراد تبعیت عملی خود از قانون را با تسلیم در برابر محاکم احتمالی قضایی نشان دهند با این حال هر چند حضور حماسی مردم در روز نهم دی ماه فرقه سبز را در شوک بزرگی فرو برد اما آنان پس از ثبت این حماسه ده‌ها میلیونی، 22 بهمن را روز انتقام از رژیم اعلام کردند.
به‌رغم القائات رسانه‌های بیگانه و سیاه‌نمایی‌های عوامل آنها در داخل کشور، حضور گسترده مردم در راهپیمایی 22بهمن نیز جای هیچ شک و شبهه‌ای درباره میزان پشتوانه مردمی نظام باقی نگذاشت. این حضور حماسی واکنش‌های فراوانی در میان نخبگان داشت و شخصیت‌های سیاسی شاخص داخلی پیام بزرگ 22بهمن را تفسیر کردند.
«همه آمده بودند» شاید بتواند تصویر بخشی از آنچه در این روز به یاد ماندنی رخ داده است را به ذهن متبادر کند. بامداد روز 22 بهمن درحالی که ساعت‌ها تا آغاز رسمی مراسم سالگرد جشن پیروزی انقلاب در تهران و شهرستان‌ها باقی‌ مانده بود، گروه کثیری از مردم مشتاق کشورمان در خیابان‌های شهرهای ایران اسلامی بویژه تهران حضور یافتند تا به محض آغاز راهپیمایی همپای امت اسلامی کشورمان حماسه‌ای باشکوه‌تر از سال‌های پیش بیافرینند. از سوی دیگر شعارهایی که در این روز از سوی مردم سر داده شد نیز حاوی نکات قابل توجهی‌است که بیانگر آرمان‌ها و خواست مردم است. اغلب شرکت‌کنندگان در راهپیمایی شکوهمند 22 بهمن تصاویری از حضرت امام(ره)، مقام معظم رهبری و پرچم ایران را در دست داشتند و با سردادن شعارهای « استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، «الله‌اکبر»، «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل»، «مرگ بر انگلیس»، « مرگ بر ضدولایت فقیه» و « مرگ بر منافق» حمایت خود را از آرمان‌های انقلاب و امام راحل ابراز داشتند و از دشمنان اسلام و ایران اعلام انزجار کردند. راهپیمایان به طرح شعارهای دیگری هم پرداختند: «ابوالفضل علمدار، خامنه‌ای نگه دار»، «اهل بصیرت، پیرو رهبرند، در راه دین همیشه روشنگرند»، «وای اگر خامنه‌ای حکم جهادم دهد، ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد»، «لا اله الا الله»، «ای رهبر آزاده، آماده‌ایم آماده»،«سبز فقط سبز علی،‌ رهبر فقط سیدعلی»، «دست خدا بر سر ماست خامنه‌ای رهبر ماست»، «مرگ بر ضدحکومت علی»، «منافق فتنه‌گر اعدام باید گردد»، «منافق خبیثی عامل انگلیسی»، «ملت ما بیدار است، از آمریکا بیزار است»، «این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده» و... . از سوی دیگر حضور مسؤولان، شخصیت‌های سیاسی و مذهبی از نکات جالب توجه راهپیمایی روز پنجشنبه 22 بهمن بود. رئیس جمهور کشورمان که پیش از سخنرانی در میدان آزادی به میان مردم آمده بود با استقبال گسترده آنان مواجه و در نهایت مجبور شد به علت حضور بموقع در جایگاه سخنرانی ادامه راه را با اتومبیل طی کند. رؤسای قوای قضائیه و مقننه نیز با حضور در جمع مردم تهران و قم در مراسم راهپیمایی 22 بهمن حضور داشتند. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز در جمع راهپیمایان 22 بهمن حضور یافت. شماری از راهپیمایان در حالی که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در خیابان انقلاب به جمع مردم می‌پیوست شعار می‌دادند؛ «هاشمی‌هاشمی بصیرت بصیرت» و از وی می‌خواستند در قبال حوادث چند ماهه گذشته واکنش انقلابی نشان دهد. اما در این بین مردم تهران در راهپیمایی 22 بهمن‌ماه در اعتراض به نقش موسوی، کروبی و خاتمی در فتنه‌ها و حوادث اخیر اجازه ورود آنها را به اجتماع میلیونی خود ندادند. مردم خواستار محاکمه این افراد در دستگاه قضا بودند. میرحسین موسوی ساعت 11 روز 22 بهمن به قصد شرکت در راهپیمایی در خیابان رودکی عازم راهپیمایی بود که پس از مشاهده حضور میلیونی مردم به سمت یکی از کوچه‌های این خیابان متواری و پنهان شد. به گزارش فارس، وی تا ساعت 30/14 خود را در منزلی پنهان کرد. تیم حفاظتی وی پس از مشاهده خلوتی خیابان‌ها و عدم حضور مردم او را تحت مراقبت شدید با پوشش پارچه‌ای از کوچه خارج کرده و سوار برخودروها به سرعت منطقه را ترک کردند. مهدی کروبی نیز که سعی داشت با ورود خود به میدان صادقیه حضور بیش از 5 میلیونی مردم تهران در راهپیمایی 22 بهمن را تحت‌‌الشعاع قرار دهد با شعار «مرگ بر منافق» و «مرگ بر ضدولایت فقیه» از صحنه گریخت. پیش از این کروبی در جریان حضور خود در نمایشگاه مطبوعات،‌ استان قزوین و راهپیمایی 13 آبان نیز با جمعیت خشمگین مردم که نسبت به موضع‌گیری‌ها و رفتار و گفتار وی در حوادث پس از انتخابات بشدت معترض بودند، مواجه شده و مجبور به فرار از خشم مردم شده بود. محمد خاتمی نیز که از مدت‌ها قبل برای بهر‌ه‌‌برداری سیاسی در راهپیمایی 22 بهمن برنامه‌ریزی کرده بود در تقاطع زنجان- آزادی درصدد ورود به جمع میلیونی مردم بود که در مواجهه با آنان ناچار محل را ترک کرد. مردم تهران با مشاهده وی با شعار «مرگ بر منافق» خشم و عصبانیت خود را از عملکرد وی فریاد کردند. خاتمی نیز مثل کروبی با اتومبیل از صحنه گریخت.
با این حال پس از راهپیمایی بیست و دوم بهمن که جریان فتنه را به کما برد شاید بتوان هفتمین اجلاس رسمی مجلس خبرگان رهبری در دور چهارم را آخرین رویداد سیاسی متاثر از انتخابات در سال 88 دانست. از نکات قابل تامل در این اجلاسیه سایه انداختن حضور مردم در راهپیمایی‌های نهم دی و 22 بهمن بر آن بود. برخی از نمایندگان مجلس خبرگان در گفت‌وگو با خبرگزاری‌ها با بیان اینکه حضور مردم در راهپیمایی 22 بهمن نشان از بیعت مجدد مردم با مقام معظم رهبری دارد «تقدیر و تجلیل از نقش آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای» را از برنامه‌های اصلی این اجلاس عنوان کرده بودند. در کنار آن سکوت برخی از خواص و نخبگان جامعه و موضع‌گیری‌های دو پهلوی آنان در حوادث اخیر نیز از دیگر موضوعاتی بود که همچنان مورد انتقاد اعضای مجلس خبرگان رهبری قرار داشت هر چند آنان هیچ برنامه‌ای برای تغییر ریاست مجلس خبرگان نداشتند. آیت‌الله محسن مجتهد شبستری نیز در روز پایانی اجلاسیه 2 روزه مجلس خبرگان گزارش مهم کمیسیون تحقیق این مجلس که از آن به عنوان «چشم خبرگان» یاد می‌شود را، از طرف دبیرخانه مجلس خبرگان قرائت کرد.کمیسیون تحقیق مجلس خبرگان نیز در گزارش مهم خود به هفتمین اجلاس خبرگان، مدیریت عالى و درایت رهبر معظم انقلاب را در عبور کشور از بحران اخیر موثر دانست و تدابیر ایشان در این زمینه را ستود. در قسمتی از این گزارش آمده است: در بررسى‏هاى این کمیسیون در هیچکدام از اوصاف و شرایط مذکور در اصل پنجم و یکصدودهم قانون اساسى در این مدت 20 سال و اندى در وجود رهبر عزیزمان نه‌تنها کم و کاستى مشاهده نشد، بلکه هر مقدار زماناً جلوتر مى‏رویم صفات لازم مزبور درخشان‏تر مخصوصاً درایت و مدیریت در حد اعلا در ایشان متجلى مى‏شود و بى‌اختیار آیه شریفه
الله اعلم حیث یجعل رسالته را در ذهن انسان تداعى مى‏نماید. قسمت دیگری از این بیانیه با اشاره به نقش مردم در مهار فتنه می‌آورد: با تفضلات الهى و مدیریت عالى و درایت رهبر معظم انقلاب در وهله اول و بصیرت علمای متعهد به انقلاب و مردم ولایتمدار در وهله بعدى همه این توطئه‏ها خنثى گردید و با راهپیمایى عظیم و پرشور ملت سلحشور ایران در هشتم و نهم دی‌ماه و محکوم نمودن این هتاکی‌ها و قداست شکنى‏ها نقشه شوم دشمنان اسلام و ولایت و مقدسات اسلامى نقش بر آب شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات