به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، روزنامهی فرامنطقهای الحیات در تحلیلی تحت عنوان "وحدت و آشتی تنها گزینهی فراروی فلسطینیها" نوشته است:
«فلسطینیها در حال حاضر چارهای جز این که به دولت باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا فرصت جدیدی بدهند تا شانس خود را امتحان کند، ندارند. آنها باید ببینند که اوباما (در احیای روند صلح خاورمیانه) پیروز میشود یا مانند دولتهای قبلی آمریکا، شکست خواهد خورد.
در این میان فلسطینیها باید یک بار دیگر دور هم جمع شوند، شاید این بار در احیای وحدت ملیشان موفق شوند. فلسطینیها زمانی که وحدت خود را احیا کنند و متحد شوند، میتوانند جامعه جهانی و در راس آن آمریکا را ملزم به اجرای طرح راهحل تشکیل دو کشور کنند. وحدت احتمالا تنها راه برون رفت آنها از بحرانی است که مسئلهی فلسطین با آن روبرو است. اختلافات داخلی که مسئلهای خطرناک است، هیچ فایدهای برای آنها نخواهد داشت.
این به نفع فلسطینیها نخواهد بود که یک گروه فلسطینی با حمایت خارجی علیه گروه دیگر خود را قوی سازد و یکدیگر را به مزدور بودن و خیانتکار بودن متهم کنند.
تشکیلات خودگردان فلسطین باید بداند در سایهی اختلافات داخلی، مذاکرات با اسرائیلیها هیچ گونه پیشرفتی را به همراه نخواهد داشت و نوار غزه و کرانه باختری باید با یکدیگر منسجم شوند. در شرایط کنونی فلسطینیها از کمترین حقوق خود نیز محروم شدهاند. تشکیلات خودگردان فلسطین از قبل، پیامدهای امضای هر گونه توافقنامه جدید با اسرائیل را میداند. در توافقنامههای جدید مسلما مواضع گروههای فلسطینی نادیده گرفته میشود و تنها مواضع تشکیلات خودگردان فلسطین مورد ارزیابی قرار میگیرد؛ گویی تنها در فلسطین جنبش فتح و تشکیلات خودگردان فلسطین حضور دارند.
تشکیلات خودگردان فلسطین به خوبی میداند که متوسل شدنش به کمیتهی پیگیری طرح صلح عربی تنها برای سرپوش گذاشتن برعدم همگام بودن دیگر گروهای فلسطینی با آن است تا به عملکردش مشروعیت ببخشد. حماس نیز نباید در نوار غزه خود را جدای از دیگر گروههای فلسطینی بداند و تنها به دنبال برنامه خود باشد. چون تنها در سایهی "تصمیم ملی مستقل فلسطینی"، فلسطینیها میتوانند به آرزوهای خود برسند. حماس نیز نمیتواند صدای خود را علیه اقدامات تشکیلات خودگردان فلسطین بالا ببرد، در حالی که خودش نیز باید در برخی اقداماتش بازنگری کند. به عنوان مثال حماس نمیتواند نقش مصر را در حل و فصل مسالهی نوار غزه نادیده بگیرد.
تشکیلات خودگردان فلسطین و حماس میدانند که آریل شارون، نخست وزیر اسبق اسراییل، زمانی که تصمیم به عقب نشینی از نوار غزه گرفت، هدفش رها شدن از موشکهای "القسام" نبود، بلکه هدفش براندازی طرح نقشهی راه و روند صلح بود. البته شارون درصدد بود تا از ساکنان نوار غزه نیز خود را خلاص کند. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر کنونی اسراییل نیز مانند شارون برای هرگونه مذاکره با فلسطینیها تنها شعار حفظ امنیت اسرائیل را سر میدهد و شیمون پرز، رئیس اسراییل، موشکهایی که از نوار غزه شلیک میشود را مسئلهای محوری در مذاکرات غیرمستقیم اسراییل میداند.
اسرائیل هر روز به خطراتی که علیه موجودیت آن وجود دارد، اشاره میکند تا در مقابل اعمال فشارهای جهانی و آمریکایی علیه خود طفره برود. اسراییل هر روز با مطرح کردن ادعاهایی دربارهی انتقال موشک به حزبالله، سعی میکند خود را طرفی مظلوم نشان دهد، اما علت مطرح کردن این ادعاها کاملا روشن است. اسراییل میخواهد از رایزنیها در خصوص مسائل وضعیت نهایی و درخواستها برای تشکیل کشور فلسطین شانه خالی کند.
خط و مشی سیاسی که نتانیاهو دنبال میکند، همان مشی شارون است. این خط و مشی بر این اساس استوار است که باید طرح تشکیل کشور فلسطین چه در سند مذاکرات و چه به طور عملی نابود شود. نتانیاهو در این راستا و با اقدامات وحشیانه و ادامه شهرک سازیها و تغییر جغرافیایی و جمعیت شناختی فلسطین، قصد نابودی طرح تشکیل کشور فلسطین را دارد، اما باید یادآور شد فلسطینیها اطمینان داشته باشند که شهرک سازیها هرگز متوقف نخواهد شد.
تشکیلات خودگردان فلسطین همچنان نظارهگر شهرک سازیهایی است که هر روز بخشی از خاک فلسطین را در بر میگیرد، اما بسته شدن صفحه آشتی ملی حتی به طور موقت و تمرکز بر تضمینهای آمریکا هرگز هدف مورد نظر، تشکیل کشور فلسطین، را محقق نمیسازد.
بهترین راهحل گام برداشتن در مسیر آشتی ملی است، چون حضور فلسطینیها بر اساس یک موضعگیری منسجم در میز مذاکره با اسرائیلیها، آنها را به هدفشان نزدیک میکند.
اما نبود چنین موضعگیریای، تشکیلات خودگردان فلسطین را بر آن میدارد تا در هر مسالهای که حماس یا دیگر گروهها با آن مخالفت کنند، به کمیته پیگیری عربی تکیه کند.
تشکیلات خودگردان فلسطین باید بیش از هر سازمان دیگری بر وحدت داخلی تکیه کند، چون هیچ راهحل دیگری به جز اجماع فلسطینیها و وحدتشان وجود ندارد.
نادیده گرفتن فلسطین و منافع ملت فلسطین و تنها تمرکز بر مذاکرات با اسراییل، هیچ فایدهای نخواهد داشت. همینطور تاخیر در برقراری آشتی ملی و نادیده گرفتن مذاکرات با اسرائیلیها نیز فایدهای نخواهد داشت. باید بر سر دو مسئله متمرکز شد. فلسطینیها باید یک تلاش فوری را در راستای وحدت ملی آغاز کنند.
مذاکره کنندگان فلسطینی نباید به توقف شهرک سازیها به طور موقت متمرکز شوند، بلکه باید از همان روز نخست مذاکرات به توقف نهایی شهرک سازیها به عنوان یک شرط برای احراز هر گونه پیشرفت اصرار داشته باشند.
تشکیلات خودگردان فلسطین باید بر اصرار خود به توقف شهرک سازیها بسنده نکند، بلکه باید به مسائلی دیگر که بسیار مهم است نظیر اخراج فلسطینیها از کرانه باختری نیز توجه کند؛ چرا که سیاست اخراج فلسطینیها در راستای اجرای طرح تشکیل "کشور ملی یهود" است.»