آیا آمریکا درحال تبدیل شدن به یک کشور جهان سومی است؟ این موضوع بحث و گفت وگویی بود که چندی پیش طی کنفرانسی که به میزبانی مجله «اکونومیست» با عنوان «نوآوری: تفکر جدید برای ایده های اقتصادی» برگزار شد، ارائه کردم.
یکی بود یکی نبود. ایالات متحده آمریکا زمانی مقتدرترین نوآور جهان بود، چراکه ما رقیبی در این عرصه نداشتیم. به دلیل خرابی های به بار آمده از جنگ جهانی دوم در نتیجه فرار مغزها به آمریکا به عنوان تنها یکی از نتایج این جنگ و همچنین هزینه های سنگین دولتی، آمریکا به تنهایی میدان دار نوآوری ها بود. اما اکنون که وارد دهه دوم قرن بیست و یکم می شویم، هیچ یک از این عوامل که موجب پیشرفت آمریکا شد، وجود ندارد.
اکنون ایالات متحده با کشورهای فراوانی روبه رو شده است که توان رقابت با آنها را ندارد. بسیاری از این کشورها در سرمایه گذاری در زمینه نوآوری بسیار جدی تر از ما هستند. برای درک این موضوع کافی است به این ارقام نگاهی بیندازید:
براساس گزارشی که یک مؤسسه پژوهشی طی دهه گذشته در مورد موضوع نوآوری ارائه کرده، بسیاری از کشورهای جهان در این میدان ( نوآوری ) پیشرفت های قابل ملاحظه ای کرده اند. برپایه این گزارش آمریکا از بیش از 40 کشور عقب مانده است.
مطالعات صورت گرفته توسط «گروه مشورتی بوستون (Boston Consulting Group) نیز نشان می دهد، ایالات متحده اکنون در بسیاری از میادین مهم و کلیدی همچون تربیت نیروی کار متخصص و اقتصادی، مهاجرت و سیاست های زیربنایی در وضعیت آسیب پذیری قرار دارد.
در سال 2009 تقاضا برای ثبت حق انحصاری از سوی آمریکایی ها تا 3/2درصد کاهش یافت. درمقابل تقاضا از سوی اشخاصی که محل فعالیتشان خارج از آمریکا بوده است تا بیش از 6درصد رشد داشته است.
چرا ما اینگونه در حال عقب گرد هستیم؟ ما مزیت های تحصیلی و آموزشی خود را نیز در مقایسه با دیگر کشورها از دست داده ایم. زمانی ایالات متحده بیشترین میزان فارغ التحصیلان در سطح دبیرستان را در جهان به خود اختصاص داده بود. ما اکنون در بین 24 کشور صنعتی جهان، رتبه هجدهم را به خود اختصاص داده ایم.
در زمینه دانش ریاضی دانش آموزی (سنین 15 سال) نیز آمریکا دچار افت شدیدی شده است. کره جنوبی، بلژیک و جمهوری چک و چند کشور دیگر در این زمینه دست کم 5 برابر بالاتر از سطحی قرار گرفته اند که ایالات متحده اکنون در آن قرار دارد.
علاوه بر این ، سرمایه گذاری ها در نوآوری نیز وضعیت مناسبی ندارد. تا سال 1979 حدود 50درصد از تمام تحقیقات و سرمایه گذاری های توسعه ای توسط دولت فدرال صورت گرفته است. این رقم اکنون به 27درصد کاهش یافته است و در طول دهه های 1990 نیز سرمایه گذاری در زمینه صنایع کاربردی به 40درصد سقوط کرده است. بحران اقتصادی نیز ناقوس را برای «نوآوری» به صدا درآورده است. ریسک سرمایه گذاری در ایالات متحده تا پایان تابستان سال 2009 رقم 12میلیارد دلار بود. در حالی که این رقم در مدت زمان مشابه سال 2008، 22 میلیارد دلار را نشان می دهد . شاید این ارقام هنوز نتواند ما را به کشور جهان سومی تبدیل کنند. اما روند حال حاضر، روند خوبی نیست.
آنچه از این مشکلات حاصل می شود، شاید این احساس باشد که آمریکا روزهای خوب خود را پشت سر گذاشته است. بسیاری از اقتصاددانان و تاریخ دانان دائم هشدار می دهند که رکود اقتصادی حاضر حد نرمال تازه ای را ایجاد کرده است. اینکه کشور دیگر هرگز دوران خوش گذشته را نخواهد دید. اوضاع در حال دگرگونی است اما این بدان معنی نیست که وضعیت در حال بغرنج شدن است. اگرچه، اگر به طور جدی تلاش ها برای نوآوری را مجدداً آغاز نکنیم، وضعیت بغرنج خواهد شد. وقتی به رویکرد خود در این زمینه دقیق شویم، متوجه می شویم که به شدت به نوآوری ها به خصوص در برخی میادین نیازمندیم.
برای شروع توصیه می شود برنامه های افزایش سرعت اینترنت مان را با سرعت بیشتری پیش ببریم. برای قرار گرفتن در رأس محور نوآوری، داشتن اطلاعات وسیع و گسترده با سرعت بالا ضروری به نظر می رسد.
همانطور که «جولیوس جناچوفسکی»، رئیس FCC (کمیسیون ارتباطات فدرال) می گوید، فایده داشتن اینترنت با پهنای باند بالا فقط دانلود کردن بازی های کامپیوتری و چک کردن ایمیل نیست، بلکه اهمیت داشتن این گونه سیستم همچون اهمیت یک سیستم عصبی مرکزی است برای دموکراسی و اقتصاد:
«ضرورت پهن باند در قرن 21 زیربنایی است. پیش از این داشتن اینترنت با پهنای باند بالا به منزله پایه و اساس اقتصاد و دموکراسی قرن 21 محسوب می شد اما در آینده بنیاد و اساس نوآوری قرن 21 خواهد بود.»
مطالعاتی که از وضعیت پیشرفت پهن باند در 120 کشور صورت گرفته نشان می دهد به ازای هر 10درصد رشد در پهنای باند، تولید ناخالص داخلی (GDP) آن کشور نیز به میزان 3/1 درصد افزایش پیدا می کند.
اما متأسفانه در این حیطه نیز ایالات متحده دچار افتی جدی شده و روز به روز به وخامت اوضاع افزوده می شود. برای درک بهتر این موضوع به آمار زیر توجه کنید:
ایالات متحده در سال 2001 در داشتن پهنای باند، و در میان کشورهای صنعتی رتبه چهارم را به خود اختصاص داده بود. اما سال گذشته رتبه کشور به 15 سقوط کرد. اکنون از نظر میانگین سرعت دانلود پهن باند نیز آمریکا رتبه نوزدهم را به خود اختصاص داده که نگران کننده است. در حال حاضر نزدیک به 93میلیون آمریکایی امکان استفاده از اینترنت با پهنای باند بالا را ندارند. از سوی دیگر در حالی که 82درصد دانشجویان آمریکایی امکان دسترسی و استفاده از اینترنت با پهنای باند بالا را دارند، فقط 46درصد دانش آموزان فارغ التحصیل امکان استفاده از این امکانات را دارند.
اکنون باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا برای پر کردن این فاصله ها و عقب نماندن از دنیای ارتباطات دیجیتالی، اعلام کرده که برنامه هایی در این زمینه در دست اجرا دارد. وی مدعی شده با اجرای این برنامه ها میزان دسترسی به این سرعت از اینترنت از 65درصد حال حاضر به 90درصد تا سال 2020 خواهد رسید.
این برنامه ریزی کار درستی است اما نه تا سال 2020 اینگونه برنامه ریزی کردن با توجه به اهمیت داشتن این تکنولوژی و ارتباط مستقیم آن با مسائل اقتصادی، امنیتی و حتی دموکراسی آمریکا مشکل را حل نخواهد کرد.
یکی دیگر از اهداف «نوآوری» داشتن «اقتصاد سبز»است. ایجاد «بانک سبز» نیز یکی از نتایج حاصل از نوآوری های سبز است. طبق گفته «جان پودستا» و «کارن کورن بلو» بانک سبز باعث ایجاد بازارهای اعتباری و رونق سرمایه گذاری ها می شود. «دسترسی به انرژی پاک و کافی، رونق بازار و... نیز تنها گوشه ای از فواید نوآوری های سبز است. خوشبختانه کشور هنوز دراین عرصه عملکرد خوبی دارد و بر خلاف عرصه های دیگر دچار افت جدی نشده است. در صورت ادامه روند حاضر، بانک سبز تا سال 2012 مقدمات ایجاد 4 میلیون شغل را فراهم خواهد کرد.
«سیاست های مهاجرتی» به خصوص زمانی که سازمان مربوطه قصد صدور ویزا برای خارجی ها را دارد، یکی دیگر از مواردی است که نیاز به نوآوری در آن احساس می شود و نباید فراموش کرد که «ایده های عالی» از تمام دنیا به دست می آید. اگر ما از ورود اتباع خارجی به کشورمان استقبال نکنیم، این ایده های ناب به کشورهای دیگر خواهند رفت.
درحال حاضر ایالات متحده بنا به دلایلی نه چندان عقلانی، محدودیت های فراوانی برای مهاجرت به وجود آورده است. این گونه محدودیت سازی آن هم به دلایل غیرمنطقی در دنیای امروز پذیرفتنی نیست. ایالات متحده نباید فراموش کند، دانشجویان خارجی به راحتی جذب کشورهایی می شوند که اکنون تبدیل به رقبای ما شده اند. تأثیر ایده های عالی و توانائی های ناب این دانشجویان در کشورهای رقیب و در آینده ای نه چندان دور نیز برکسی پوشیده نیست.
نتیجه این که در صورت ادامه یافتن روند فوق و با توجه به بحران شدید اقتصادی که دامن آمریکا را گرفته، اگر مسئولین آمریکایی دست به کار نشوند، حوادث مهمی در این کشور روی خواهد داد، شاید عجیب به نظر برسد ولی در صورت ادامه یافتن این وضعیت، اگر روزی گفته شود آمریکا تبدیل به کشوری جهان سومی شده، منطقی خواهد بود.