به گزارش فارس، "رائول زیبچی "، (Raul Zibechi) تحلیلگر امور بینالمللی برای نشریه "برچا آف مونتهویدئو " (Brecha of Montevideo) در کشور اروگوئه است. او همچنین مدرس دانشگاه، محقق و مشاور چندین گروه اجتماعی است. وی در مقالهای به تشریح کشور برزیل با همسایگان خود در آمریکای جنوبی پرداخته است. به عقیده زیبچی، خلاء قدرتی که در اثر زوال نفوذ ایالات متحده در آمریکای جنوبی به وجود آمده، توسط یک قدرت نو ظهور جهانی و محلی پر شده است. وی اضافه میکند، مدتهاست که برزیل دست به گسترش نفوذ خود زده و از آمریکای جنوبی به عنوان سکوی پرش خود استفاده میکند.
این تحلیلگر برجسته امور بینالمللی با اشاره به فرمان اخیر "نظام بسیج ملی " که از سوی رئیسجمهور برزیل صادر شده است مینویسد، این فرمان اساسا اذعان به وجود قدرتی نو ظهور است که مرزهای آن تا هر نقطهای که منافع ملی آن تشخیص داده شود گسترش مییابد و شاید از همین جهت است که کشورهای آمریکای جنوبی احساس میکنند که برزیل دارد "حیاط خلوت " خود را ایجاد میکند.
با نظر به سفر آقای "لوئیس ایناسیو لولا دا سیلوا "، رئیسجمهور کشور برزیل به ایران و رویکرد دو کشور در خصوص گسترش مناسبات سیاسی و اقتصادی، متن کامل این مقاله که حاوی نکات مهمی درباره رفتار منطقهای دولت برزیل است از معرض دید خوانندگان میگذرد.
امید است سلسله مقالات تحلیلی فارس که از مناظر مختلف به تحلیل قدرت و تحولات این کشور بزرگ آمریکای لاتین میپردازد، منبع مناسبی برای اندیشمندان، کارشناسان و دستاندرکاران امور جهت سامان دادن به روابط دو کشور باشد./
در عرض ماههای گذشته چندین مناقشه مابین قدرت نوظهور برزیل و همسایگان کوچکش به خصوص اکوادور و پاراگوئه واقع شده است. این مناقشات باعث کشته که دولت "لوئیس ایناسیو لولا دا سیلوا " به دفاع از کمپانیهای فراملیتی برزیل برخاسته و ارتش خود را برای حمایت از منافع کشورش بسیج کند.
خلاء قدرتی که در اثر زوال نفوذ ایالات متحده در آمریکای جنوبی به وجود آمده، توسط یک قدرت نو ظهور جهانی و محلی پر شده است. این قدرت محلی خواهان آن است که به یک بازیگر جهانی تبدیل شود. تا همین دهه 1990، پایتختهای اروپایی - اسپانیا و فرانسه - بودند که در آمریکای جنوبی از همه فعالتر بودند و شرکتهای دولتی خصوصی شده را میخریدند. اخیرا نیز چین سعی نموده وارد این خلاء اقتصادی شده و از آن نفتوگاز وارد کند و در معادن منطقه سرمایهگذاری نماید.
مدتهاست که برزیل دست به گسترش نفوذ خود زده و از آمریکای جنوبی به عنوان سکوی پرش خود استفاده میکند. این واقعیتی است که موضوع تحلیلها و مطالعات مختلف بوده است. لیکن، اخیرا این سیاست توسعهطلبانه منجر به مناقشات جدی شده - مانند مناقشه بین رئیسجمهور اکوادور "رافائل کورهآ "، و لولا داسیلوا. در برخی از این مناقشات برزیل نیروهای خود را بسیج کرده تا - همان گونه که اخیرا در مرز با پاراگوئه اتفاق افتاد - از منافع ملی خود دفاع کنند.
این امکان نیز وجود دارد که این ناراحتی از شرکتهای برزیلی قیمتی است که این کشور باید برای گسترش تجاری و اقتصادی خود بپردازد. اخیرا نیز شکایتهائی پیرامون امپریالیسم برزیل به گوش میرسد. در سال 2004، "سرمایهگذاری مستقیم خارجی " (FDI) برزیل رشد چشمگیری را تجربه کرد. در آن سال، شرکتهای برزیلی 10 میلیارد دلار در خارج از کشور سرمایهگذاری کردند و این در مقایسه با فقط 250 میلیون دلار سرمایهگذاری خارجی در سال قبل از آن بسیار چشمگیر بود. در سال 2005، جمع کل سرمایهگذاری خارجی برزیل به 71 میلیارد دلار رسید. در مقایسه، مکزیک 28 میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی کرد. (مکزیک از نظر سرمایهگذاری در خارج از کشور در رده دوم در آمریکای لاتین قرار دارد) بخشی مهمی از این گسترش تجاری اخیر در کشورهای انجام میشود که با برزیل هممرزند.
استعمار اروگوئه
این کشور کوچکِ پرورشدهنده دام، وسعت خاکش 45 برابر کوچکتر از همسایهاش(برزیل) است و تولید ناخالص داخلی آن 50 برابر کمتر است. در عرض 10 سال گذشته، گسترش جهانی کمپانیهای فراملیتی بزرگ برزیلی نقشه اقتصادی اروگوئه را به خصوص از سال 2002 به بعد تغییر دادهاند. برآوردهای سال 2008 نشان میدهد که بیش از 20 درصد اراضی اروگوئه به برزیلیها و آرژانتینیها فروخته شده است - گرچه ارقام واقعی و اسامی خریداران در دست نیست.
از 10 تا از بزرگترین شرکتهای صادراتی اروگوئه نیمی برزیلی هستند. مابین ژوئیه سال 2007 و ژوئن سال 2008 این 10 شرکت 1.511 میلیارد دلار صادرات داشتهاند، که 43 درصد آن مربوط به صادرات برنج و 4 شرکت فرآوردهای گوشت است که توسط برزیلیها خریده شدهاند. در رتبه دوم، شرکتهای اروگوئه قرار دارند، که یکی از آنها شرکت ملی نفت و گاز کشور است. این دو شرکت با هم 29 درصد کل صادرات این 10 شرکت بزرگ صادراتی را انجام میدهند؛ فقط یکی از این 10 شرکت بزرگ صادر کننده اروگوئه یک شرکت آمریکایی است که یکی از شرکتهای متعلق به "کارگیل " (Cargill - شرکت سهامی) است و 10 درصد صادرات این 10 صادر کننده بزرگ را انجام میدهد.
"ارنستو کورهآ "، یک تولید کننده بزرگ گوشت گوساله در سائوپولو است که 100 هزار هکتار از اراضی اروگوئه را برای پرورش گوساله و عرضه گوشت آن به کارخانه فرآوری خود، شرکت "پول " (PUL)، خریده است. 75 درصد سهام این شرکت متعلق به اوست. شرکتهای فرآوری گوشت برزیل حدودا نیمی از صادرات گوشت گوساله اروگوئه را وارد میکنند؛ گوشت گوساله صادرات اصلی اروگوئه را تشکیل میدهد.
مطابق گزارش "ساموئل بلیکسن "، روزنامهنگار، سرمایهگذاری برزیل در صنعت فرآوردی گوشت اروگوئه به علت این است که بتواند به بازارهای خاصی دسترسی داشته باشد. چرا که قوانین بهداشتی اروگوئه در مورد کیفیت غذا، مورد تائید برخی از بازارهایی است که اجازه ورود به گوشت گوساله برزیل نمیدهند.
صنعت برنج، دومین صنعت بزرگ در اروگوئه است که سرمایه برزیل وارد آن شده است. 90 درصد صادرات برنج اروگوئه به برزیل ارسال میشود. در سال 2007، شرکت برزیلی "کامیل " (Camil) شرکت "سامان " (Saman) را که 45 درصد صادرات برنج اروگوئه را انجام میدهد خرید. حتی تولید ماءالشعیر اروگوئه توسط سرمایهگذاران برزیلی به انحصار در آمده است. شرکت برزیلی "آمبو " (Ambev) بازیگری بزرگ در شرکت "ایبو " (Inbev) است - که از جمله سایر شرکتها، مالک کارخانه آمریکایی ماءالشعیر "بادویزر " (Budweiser) است. شرکت آمبو انحصار بازار اروگوئه را از طریق مالکیت "شرکت ملی سربسا " (Fabricas Nacionales de Cerveza) و شرکت فرآوری جوی اروگوئه در اختیار دارد.
تمرکز سرمایه و انتقال آن به خارج برای خرید اراضی، صنابع فرآوردههای گوشت، تولید برنج و ماءالشعیر اروگوئه و صادرات آنها توسط برزیل، اروگوئه را در موقعیت بسیار متزلزل و خطرناکی قرار داده است. با وجودی که تاکنون هیچ برخوردی با شرکتهای برزیلی وجود نداشته، مقامات اروگوئهای واهمه خود را از کنترل انحصاری و مقطوع کردن قیمتها - که اثری منفی بر تولیدکنندگان اروگوئهای خواهد گذارد - ابراز داشتهاند.
بولیوی، گاز و سدهای برقآبی
برزیل در حدود 20 درصد تولید ناخالص داخلی (GDP) بولیوی را عمدتا از طریق سرمایهگذاری در گاز طبیعی و تولید سویا کنترل میکند. انتظار میرود که این مقدار نیز با سرمایهگذاری استراتژیک در زیرساختها، انرژی و استخراج معادن بولیوی در عرض چند سال آینده افزایش یابد. این سرمایهگذاریها مناقشاتی را ایجاد کرده است. یکی از اختلافات بر سر ساختن سدهای برقیآبی "سانتو آنتونیو " (Santo Antonio) و "ژیرائو " (Jirau) روی رودخانه "مادرا " (Madera) است که در مرز دو کشور جریان دارد. این دو سد، تاثیر بسزایی بر بولیوی خواهند داشت، ولی برزیل آنها را برای توسعه ملی خود بسیار اساسی میداند.
این سدها، که توسط کنسرسیوم برزیلی "فورناس اودبریخت " (Furnas-Oderbrecht) در حال ساخت هستند، باعث وقوع سیل در بولیوی شده، بر ماهیگیری این کشور اثر میگذارد، باعث گسترش بیماری مالاریا گردیده و بر زندگی بومیان و شهرکهای استخراج معادن در "چاکوبو "، "تاکانا "، "کاوینینیو "، "اِسه اِخا "، و "یامیناهوآس " در ایالاتهای "بِنی " و "پاندو " بولیوی تاثیر میگذارند.
سازمانهای دهقانان و بومیان در بولیوی با برخورداری از پشتیبانی "جنبش مردمِ تحت تاثیر سدها در برزیل " (MAB) ضمن ارائه عریضهای به "کمیسیون حقوق بشر قاره آمریکا " خواستار انجام احتیاطهای لازم گردیدند. آنها "حمله قریبالوقوع " دولت لولا به حقوق و آزادیهای مردم را نیز مطرح کردند.
در بحرانهای سیاسی اخیر در بولیوی، که در اثر فعالیتهای توطئه آمیز گروههای اولیگارشی در "ایالتهای نیمهمهتاب " بولیوی ایجاد شده، دولت لولا به قوت پیشنهاد کرد که رئیسجمهور "اوو مورالس " با گروههای اپوزیسیون در "ایالتهای نیمهمهتاب " وارد مذاکره و معامله شود. منافع برزیل در بولیوی در سراسر این کشور به طور یکسان گسترش نیافته، بلکه بیشتر در ایالاتهای یاغی تمرکز یافته که استقرار بومیان (منظور حکومت مورالس است - م) را بر سریر قدرت بر نمیتابند. هم بخشهای نفت و گاز و هم کشاورزی تکمحصولی سویا که در اختیار و کنترل سرمایه برزیلی است، در ایالاتهای "تاریخا " (Tarija) و "سانتا کروز " (Santa Cruz) - که مراکز حمایت از فعالیتهای ضد مورالس را تشکیل میدهند - واقع هستند.
اکوادور در مقابل کمپانیهای فراملیتی برزیلی
وجود اختلاف مابین شرکتهای برزیلی و دولت اکوادور چیزی جدیدی نیست. این اختلافات از زمانی شروع شد که شرکت نفت و گاز برزیل بنام "پتروبراس " - که به استخراج منابع نفت و گاز در یکی از پارکهای ملی اکوادور اشتغال داشت - توسط گروههای بومی این کشور به دادگاه کشیده شد. در اثر این شکایت، پتروبراس از مخزن شماره 31 - که بعدا به "پترو اکوادور " واگذار شد - کنار کشید. حضور شرکتهای بزرگ برزیلی در پروژههای در حد و اندازه مِگا، به عنوان بخشی از "طرح پیوند و یکپارچگی زیرساختهای منطقهای آمریکای لاتین " (IIRSA) که ابتکاری برزیلی است باعث بروز اختلافاتی در سطوح مختلف شده است.
آخرین اختلاف در 23 اکتبر بروز کرد و این هنگامی بود که در عملیات ساختمانی برزیلیها روی سد برقآبی "سانفرانسیسکو " در منطقه آمازونِ اکوادور که توسط شرکت "اودبریخت " انجام میشود مسائلی بروز کرد و این امر منجر به توقیف املاک "اودبریخت " در اکوادور گردید. این سد که در ژوئن سال 2007 افتتاح شد با اینکه برای اکوادور یک پروژه استراتژیک به حساب میآمد، بعدا مجبور شدند به علت وجود مسائل جدی ساختاری آن را تعطیل کنند. از همان ابتدای بروز اختلاف، دولت لولا از شرکت "اودبریخت " دفاع کرد. این شرکت بخش بزرگی از پروژه "ماناوس-مانتا " (Manaus-Manta) را به عنوان بخشی از طرح IIRSA اجرا میکرد که آمازونِ برزیل را به اقیانوس کبیر وصل میکند و بدین وسیله کریدوری برای برزیل ایجاد میشود تا کالاهای خود را با کشتی به قاره آسیا ارسال دارد.
مسائل دیگری نیز در رابطه با اجرای پروژه این سد وجود داشت. شرکت اودبریخت انجام این پروژه را پس از دریافت یک وام 243 میلیون دلاری از "بانک توسعه ملی اجتماعی و اقتصادی برزیل " (BNDES) آغاز کرد. اکنون اکوادور از پرداخت این وام سر باز میزند. چرا که اعلام میدارد که این قرارداد خارج از چارچوب قوانین ملی امضاء شده است. اکنون روشن شده است که بانک BNDES به شرطی برای اجرای یک پروژه در کشور دیگر وام اعطاء میکند که پیمانکار آن پروژه برزیلی باشد. البته این روشی است که توسط تمام قدرتهای بزرگ جهانی اجرا میشود.
در ماه نوامبر، رئیسجمهور اکوادور اعلام کرد که اکوادور این پرونده را به "دادگاه حکمیت جهانی اطاق بازرگانی پاریس " ارجاع خواهد داد و بازپرداخت وام این بانک را متوقف کرده است. در 21 نوامبر، برای نخستینبار از زمان جنگ متفقین سهگانه که (مابین سالهای 1865 تا 1870 پاراگوئه را نابود کرد)، سفیر برزیل در اکوادور برای مشاوره به برزیل فراخوانده شد. این آخرین اقدام قبل از متوقف کردن روابط دیپلماتیک است و وزیر خارجه برزیل "سلسو آموریم "، به صراحت اعلام کرد که "هیچ برنامهای برای بازگرداندن سفیرمان به کیتو (پایتخت اکوادور) نداریم. "
با وجودی که شرکت اودبریخت به خطای خود در امور ساختمانی سد اعتراف کرده است، دولت برزیل از مطرح کردن مسئله در یک دادگاه بینالمللی ناراضی است. چون پیش از آنکه پرونده اختلاف علنی شود هیچ گونه مذاکرهای در این مورد با دولت برزیل انجام نشده بوده است. به گزارش مجله دفاعی برزیل بنام "دفسانت " (Defesanet)، "لولا، با فراخواندن سفیر خود در کیتو به بهانه مشاوره، کیتو را نسبت به تغییر روش در روابط دو کشور مطلع کرده و این با شیوه صلح و دوستی که لولا برای پیروزی در انتخابات 2002 اعلام کرد بسیار تفاوت دارد. "
اودبریخت بزرگترین شرکت ساختمانی در آمریکای لاتین و در رده بیست و پنجم در سطح جهان قرار دارد و سومین شرکت بزرگ برزیل است. این شرکت در سال 1944 توسط "نوربرتو اودبریخت " (Norberto Odebrecht) تاسیس شده و در بیست کشور - منجمله تمام کشورهای آمریکای لاتین - به کار مشغول است. در سال 2000، این شرکت 17 میلیارد دلار درآمد داشته که بیشتر از جمع کل تولید ناخالص داخلی (GDP) بولیوی و پاراگوئه است. درآمد آن در برزیل 11.5 میلیارد دلار، در آمریکای جنوبی 3.1 میلیارد دلار و فقط 1.6 میلیارد دلار در ایالات متحده آمریکا بوده است. این ارقام، اهمیت این شبه قاره را برای رشد و گسترش اودبریخت روشن میسازد. این شرکت 59 هزار نفر را در استخدام خود دارد و "نوربرتو اودبریخت " یکی از اعطاءکنندگان اصلی کمک به "حزب کارگران " لولا است.
پاراگوئه، ضعیفترین همسایه برزیل
درست 2 ماه پس از اینکه اُسقف "فرناندو لوگو " به تاریخ 15 اوت 2008 وارد کاخ ریاست جمهوری شد، هزاران دهقان دست به اشغال مزارع سویا که متعلق به سرمایه برزیلی بود زدند - به خصوص مزارعی که در ایالاتهای "ایتایپو "، "آلتو پارانا "، "سان پدرو "، "کُنسپسیون "، "آمامبای " و "کانیندی " در مرز پاراگوئه با برزیل قرار داشت. این اراضی حاصلخیز که اکنون با سویا پوشیده شده، یک زمانی مرکز کشاورزی خانوادههای کشاورز و سنن قوی دهقانی بود که پایگاه حمایت از تبلیغات ریاست جمهوری اُسقف لوگو را تشکیل میدهند. امروزه این اراضی املاک برزیل به شمار میروند.
اجرای قرارداد ساخت سد "ایتایپو " که در سال 1973 مابین برزیلیها و دیکتاتورهای پاراگوئه امضاء شده، هنوز آغاز نشده است. ساخت این سد میتواند موضع دولت اُسقف لوگو را تحکیم بخشد. ایجاد سد روی این رودخانه مرزی (که دومین رودخانه بزرگ کره زمین است) دارای ظرفیت تولید 8.250 مگاوات برق است. پاراگوئه فقط 5 درصد این مقدار برق را لازم دارد و بقیه را قرار است به قیمت تمام شده به همسایه برزیلی خود صادر کند. سد "ایتایپو " 20 درصد برق مصرفی برزیل را تامین خواهد کرد و در ازاء آن، پاراگوئه فقط 300 میلیون دلار در سال دریافت خواهد کرد. این نرخ برای هر مگاوات ساعت برق، به میزان قابل ملاحظهای زیر نرخ بینالمللی است و اساسا فقط هزینه تولید آن را پوشش میدهد.
"ریکاردو کانسه " (Ricardo Canese)، کارشناس انرژی، برآورد میکند که 5300 مگاوات برق که سالیانه به برزیل فروخته خواهد شد در بازار حداقل دارای قیمتی معادل 4 میلیارد دلار است. این مبلغ معادل نیمی از تولید ناخالص ملی (GNP) پاراگوئه است. در حالی که رئیسجمهور لوگو انتظار ندارد که چنین قیمتی را دریافت کند، ولی اعلام کرده است که کشورش باید چیزی مابین 1.5 الی 2 میلیارد دلار (5 تا 6 برابر نرخ فعلی) دریافت کند.
لیکن، مذاکرات به خوبی پیش نمیرود. پس از 2 دور مذاکره، برزیل در مورد قیمت و یا آزادی پاراگوئه در فروش این انرژی به سایر کشورها عقبنشینی نکرده است. دولت اُسقف لوگو احساس میکند که این افزایش یک یا دو میلیارد دلاری باید صرف ساختن مدرسه، بیمارستان، جاده و سایر نیازهای این کشور فقیر گردد که به مدت 61 سال اسیر حزب فاسد "کلورادو " (Colorado) بود.
پاراگوئه احساس میکند توسط همسایگان خود استثمار میشود. ماهها قبل گروهی از دهقانان پاراگوئه اقدام به سوزاندن پرچم برزیل کردند. رسانههای گروهی نیز اغلب این صحنه را بارها نشان دادند. هنگامی که دهقانان شروع به اشغال مزرعه بزرگی که به سرمایه برزیل تعلق داشت کردند، بحران آغاز شد. اشغال مزارع اغلب در ایالت "سان پدرو " صورت میگیرد، که فقیرترین ایالت پاراگوئه و در ضمن همان ایالتی است که در آن اُسقف لوگو رسما در سال 1994 به کسوت کشیشی درآمد. به هر حال، دولت با اشغال مرزعه متعلق به برزیلیها محتاطانه برخورد کرد و اعلام کرد که آماده است با اشغالگران مزرعه وارد مذاکره شود. "موسسه توسعه روستاها و حقوق زمین " (INDERT) برنامه خود را برای خرید اراضی جهت اصلاحات ارضی اعلام کرد. این بدین معنی بود که دولت به شدت نیازمند وجه نقد از طریق اجرای سد "ایتایپو " است.
لکن، دولت لولا فاقد احساس و حتی خوشبرخوردی سنتی کشورهای شمالی است. در تاریخ 17 اکتبر، دولت لولا در عملیاتی وسیع تحت نام "مرز جنوبی دوم " (Southern Border II) دست به بسیج 10 هزار سرباز زد. در این عملیات، دولت برزیل از هواپیما، تانک، کشتی و مهمات واقعی استفاده کرد. مطبوعات در "آسونسیون " (پایتخت پاراگوئه) گزارش دادند که این عملیات شامل مانور و تمریناتی بود مانند اشغال سد "ایتایپو " و نجات شهروندان برزیلی. دولت اُسقف لوگو وارد صحنه شد و به برزیل اطمینان داد که تنها در پی مذاکره صلحآمیز برای حل و فصل مسئله به نفع کشاورزان سویا و اجرای سد "ایتایپو " است.
اعلامیهای که توسط ژنرال "خوزه الیتو کارباهو سیکییرا "، رئیس فرماندهی نظامی جنوبی، انتشار یافت وضع را بدتر کرد. او، در تاریخ 8 اکتبر، به روزنامه برزیلی، "اولتیما هوا " (Ultima Hora) گفت: "زمان برای اختفاء مسائل گذشته است. امروز ما باید نشان دهیم که رهبر منطقه هستیم و مهم این است که همسایگان ما نیز این واقعیت را بفهمند. ما نمیتوانیم از مانور و نشان دادن اینکه قوی هستیم، در صحنه حضور داریم و توان مقابله با هر تهدیدی را داریم اجتناب کنیم. " او در رابطه با امنیت منطقه "ایتایپو " گفت که حتی اگر این سد توسط جنبشهای اجتماعی معترض اشغال شود این از نظر ما یک مسئله نظامی است.
"آموریم " وزیر خارجه برزیل، بیپرده و صریح از دولت پاراگوئه خواست که زیادهرویها علیه پاراگوئهایهای برزیلی را کنترل کند. اُسقف لوگو این مسئله را در مجلس دائمی "سازمان کشورهای آمریکایی " (OAS) مطرح کرد. او گفت که رفتار برزیل باعث شد که دو کشور همسایه به سختی بتوانند با یکدیگر مذاکره کنند. او تلویحا گفت که عملیات نظامی برزیل در واقع ارسال پیام درباره سد "ایتایپو " بود. اُسقف لوگو در واشنگتن گفت که وقتی که عدم تساوی برقرار است هیچ توافقی پایدار نخواهد ماند و چنانچه اختلاف در اثر اعمال طرفین ایجاد شود، هر گونه اختلافی غیر اخلاقی خواهد بود.
در ماه اکتبر، 4000 دهقان در مقابل مزارعی که به "ترانکیلو فاورو " (Tranquilo Favero) - که احتمالا شاخصترین نماد پاراگوئهایهای برزیلی است - تعلق دارد تجمع کردند. این گروه دهقانان حصار مزارع را شکستند و تهدید کردند که 30 سیلو را به آتش خواهند کشید. فقط در ایالتهای "کانیندیو "، "آلتو پارانا " که با ایالتهای "پارانا " و "ماتو گروسو " برزیل هم مرز هستند، پاراگوئهایهای برزیلی صاحب 2.9 میلیون جریب فرنگی (هر جریب 4047 متر مربع) هستند. این رقم، معادل 40 درصد کل اراضی این ایالتها و 80 درصد اراضی تحت کشت سویا است.
با وجودی که هیچ آمار رسمی وجود ندارد، ولی برآورد میشود که از سالهای دهه 1960 تاکنون نیم میلیون برزیلی که معادل 10 درصد کل جمعیت پاروگوئه است به منطقه مرزی این کشور مهاجرت کردهاند. آنها سعی دارند به کشاورزان و تولیدکنندگان حد متوسط تبدیل شوند. اغلب آنها به طور متوسط کمی بیش از 1000 جریب فرنگی زمین دارند که آن را به کمک کارگرانی که از برزیل آوردهاند کشت میکنند. در برخی از این مناطق، زبان ترجیحی پرتغالی است (زبان رسمی برزیل- م) و پول رایج "رئال " (پول رایج برزیل) است.
"ترانکیلو فاورو " به "سلطان سویا " معروف است. او هر ساله 136 هزار جریب فرنگی که 86 هزار جریب آن به خود او تعلق دارد، زیر کشت سویا میبرد. او 40 سال پیش به پاراگوئه مهاجرت کرده و اکنون شهروند این کشور است. او در مصاحبهای طولانی که در تاریخ 2 نوامبر با "اولیتمو هورا " داشت، چشمانداز خاص خود را در مورد اغتشاشات ابراز داشت. او گفت، "هیچ شکی وجود ندارد که دهقانان از مزارع ماریجوآنای (نوعی حشیش -م) خود حفاظت میکنند. "
او به گفته خود چنین اضافه کرد که جمع دهقانان بیزمینی که اراضی را اشغال میکنند "جای دنجی برای جنایتکاران هستند. "
او واژههای مشابهی بکار برده تا مفهوم "چریکهای مواد مخدر " (narco-guerrillas) را - که توسط استراتژیستهای ارتش آمریکا در قالب پاراگوئهایهای برزیلی بکار میرود - تداعی کند. "قیصر کونراد " (Kaiser Konrad)، مدیر نشریه دفاعی "دفیسانت " برزیل، پس از مصاحبه با ژنرال کارباهو، نوشت "عملیات مرزهای جنوبی دوم سعی دارد این پیام را به دولت لوگو برساند که ارتش برزیل از وضعی که پاراگوائهایهای برزیلی با آن مواجهند آگاه است و اینکه آنها با تهدید و تجاوز به اراضی خود که به طور قانونی به دست آوردهاند مواجه هستند. "
برزیل و تهدید خارجی
در تاریخ 2 اکتبر، لولا فرمانی به شماره 6.952 را رسما به دولت ابلاغ کرد. این فرمان، مقررات مربوط به "نظام بسیج ملی " را که به مقابله با تجاوز خارجی اختصاص دارد ارائه مینماید. این فرمان، "تجاوز خارجی " را چنین تعریف میکند: "اقداماتی تهدیدآمیز و یا صدمهزننده به حاکمیت ملی، تمامیت ارضی، مردم برزیلی و یا موسسات ملی - حتی اگر این اقدامات حمله به قلمرو ملی نباشند. "
ستون سرمقاله "دیفسانت " مینویسد که تصویب این جریان پیامی روشن به کشورهای همسایه است: "هر گونه اقدام در جهت تجاوز یا تنبیه شهروندان برزیلی ساکن در پاراگوئه (پارگوائهایهای برزیلی)، در منطقه "پاندو " بولیوی و همچنین تهدیدی جدید در جهت قطع خطوط گاز و تصرف تاسیسات و کمپانیهای برزیلی که در سایر کشورها کار میکنند، اکنون به عنوان تجاوز خارجی تلقی شده و پاسخ نظامی از جانب برزیل اقدامی قانونی شمرده میشود. "
این مسئلهای فراتر از دولت لولا است. این فرمان اساسا اذعان به وجود قدرتی نو ظهور است که مرزهای آن تا هر نقطهای که منافع ملی آن تشخیص داده شود گسترش مییابد. تمام قدرتهای بزرگ به این طریق برپا شدهاند - با رفتاری که همیشه به نام "امپریالیستی " معروف بوده است. شاید از همین جهت است که کشورهای آمریکای جنوبی احساس میکنند که برزیل دارد "حیاط خلوت " خود را ایجاد میکند.