تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۹  ، 
کد خبر : ۱۴۳۷۳۴

ابزارهای سه‌گانه سیاست خارجی


نویسنده: فیلیپ استوکز
مترجم: یعقوب نعمتی‌وروجنی
دیپلماسی سیاسی، قدرت نظامی و توان اقتصادی، سرمایه عظیمی را در اختیار کشورها برای انجام کارکردهای راهبردیشان در سراسر جهان، قرار می دهد. به منظور موثر بودن این 3 ابزار قوت و ضعف آنها، باید مورد شناخت قرار گیرد. برای به حداکثر رسیدن تاثیر و کارآمدی این ابزارها، باید آنها را به عنوان اعضای یک گروه در نظر گرفت، که در یک رویکرد منسجم که نقش منحصر به فردشان را به هم پیوند می دهد، هر یک از آنها نقش تخصصی خود را ایفا می کنند. ‏
توان اقتصادی معمولایکی از ابزارهای مثبت راهبرد امنیت ملی کشورها تلقی می گردد؛ این ابزار می تواند به ایجاد امنیت، رفاه و صلح در مناطق مختلف جهان، کمک کند. با این حال برای مضایقه امکانات از دشمنان نیز می شود از توان اقتصادی به عنوان یک ابزار منفی هم استفاده کرد. حالت دیگر می تواند مشوق های اقتصادی مثبت باشد؛ پیشنهاد پذیرش چین در سازمان تجارت جهانی و دیگر نهاد های بین المللی در قبال پیگیری برنامه های سازنده دیپلماتیک د2ر آسیا و جاهای دیگر را می توان به عنوان نمونه ذکر کرد. کشورِ هدف، برای تقویت رشد اقتصادی اش دسترسی به اقتصاد جهانی را کسب می کند، ولی باید از طریق احترام به منافع راهبردی کشورهای دیگر، مقابله به مثل نماید. جذابیت راهبرد مذکور در این است که زمانی که کشورِ هدف برای رشد اقتصادی اش ارزش بیشتری از ماجراجویی در سیاست خارجی قائل باشد،
می تواند آثار فراوانی داشته باشد. احتمال این خطر نیز وجود دارد که کشورِ هدف در خلال دورانی که به پیشرفت اقتصادی دست می یابد، مسئولانه رفتار کند، ولی پس از آن با همراه داشتن سرمایه های نظامی پیشرفته به خط مشی های خصمانه اش رجوع نماید. در اینجا بازهم باید به پویایی ها، روابط و مبادلات پیچیده توجه کرد. ‏
تردیدی نمی توان داشت که دیپلماسی سیاسی، قدرت نظامی و توان اقتصادی، برای راهبری جهان، ابزارهای قدرتمندی را در اختیار کشورها می گذارند، ولی برای تضمین پیامدهای مطلوب، به حد کافی توانایی ندارند. اینها ابزارهای نفوذ هستند و نه سلطه. بعضی کشورها شاید یک ابرقدرت باشند، ولی در رابطه با برنامه های جهانی گسترده از قدرت کافی بهره مند نباشند. از آنجایی که منابع کشورها برای اجرای خط مشی و راهبرد امنیت ملیشان، نامحدود نیست، پس باید در به کارگیری هرچه کارآمدتر ابزارها دقت داشته باشند.
بدین منظور، نظام های سیاسی مختلف باید ابزارهایشان را طوری تلفیق کند که این ابزارها به شیوه ای متقابل همدیگر را تقویت نمایند. هر یک از این ابزارها تنها در زمینه خاصی عمل می کنند. دیپلماسی سیاسی فقط می تواند در سیاست بِینادولتی اثر بگذارد، ولی بدون قدرت نظامی نمی تواند سودای تاثیر بر مسائل امنیت منطقه ای را داشته باشد. قدرت نظامی می تواند به شکل دهی مسائل امنیت منطقه ای کمک کند، ولی نمی تواند پیشرفت آتی اقتصادی منطقه را راهبری کند. سیاست های اقتصادی می تواند به بهبود رونق منطقه ای یاری رساند، ولی قادر نیست تنگناهای امنیتی آن را حل و فصل نماید. با این وجود، ابزارهای سه گانه مذکور یعنی دیپلماسی، مسائل امنیتی و اقتصاد درکنار یکدیگر می توانند بر پویایی های اصلی که آینده بسیاری از مناطق را تعیین می کنند، تاثیر بگذارند.
راهبرد امنیت ملی کشوهار تقریبا در تمامی عرصه های کلیدی عمل، به منظور پیگیری اهداف در خارج، تلفیقی از این ابزارها را به کار می گیرد. کشورها در تلاش برای ایجاد امنیت منطقه ای، قدرت نظامی را برای اطمینان بخشی به بعضی کشورها و بازداشتن بعضی دیگر، مذاکرات اقتصادی را برای تشویق همکاری های چندجانبه، و دیپلماسی سیاسی را برای آرام کردن منازعات و ترویج کنترل تسلیحات، مورد استفاده قرار می دهند. از این رو طراحی آمیزه ای مناسب از همه این سه ابزار که به مسائل و اهداف درمعرض خطر در هر عرصه کارکردی پاسخ دهد، اصلی ترین چالش تحلیلی می باشد. سیاستگذاران کشور با وظیفه اختصاص میزان مناسبی از منابع به هر کارکرد و ابزار و تعیین فعالیت هایی که احتمال دارد به اهداف مورد پیگیری برسند، مواجه هستند. سیاستگذاران همچنین بایستی تضمین کنند که این سه ابزار با یکدیگر هماهنگ می باشند: خط مشی های به کارگیری دیپلماسی سیاسی ، قدرت نظامی و توان اقتصادی باید به موازات هم و به قصد اهداف مشترک، عمل نمایند. گرچه دستیابی به این هماهنگی میان ابزارها و فعالیت ها، چندان آسان نیست، ولی می تواند احتمال موفقیت استراتژیک را به شدت افزایش دهد. در واقع، هماهنگی موثر به هم کوشی منجر شود: قابلیتهای متحد می توانند بیشتر از مجموع قابلیتهای جداگانه، موفقیت به دست آورند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات