دوره دوم: گفتمان اصلاحات
این دوره که سال های 84- 1376 را در بر می گیرد، با دوره پیشین، تفاوت ماهوی و ذاتی نداشت؛ بلکه از درون آن برآمد و در امتداد آن قرار داشت. برخی از خصوصیات این مقطع عبارتند از:
حوزه فرهنگ
1- بی تفاوتی نسبت به نشر و نهادینه سازی باورها و ارزش های اسلامی و مقابله با نابهنجارهای ضد ارزشی در جامعه (به خصوص مطبوعات زنجیره ای، فیلم های سینمایی، نوار کاست های موسیقی، نحوه پوشش و حجاب در حریم عمومی، ارتباطات دختر و پسر و...) در اثر تلقی سکولاریستی از فرهنگ
2- مشخص کردن جامعه ایران به عنوان یک جامعه در حال گذار از سنت به مدرنیته، و براین اساس، اشاعه دادن فرهنگ و ارزش های غربی همچون لیبرالیسم، سکولاریسم، تساهل و تسامح، ولنگاری اخلاقی و...
حوزه سیاست
1- اصالت یافتن سیاست نسبت به سایر حوزه ها
2- تکیه بر مدل توسعه سیاسی لیبرالیستی و در نتیجه، منحرف شدن انقلاب از مسیر اصلی اش
3- حاکمیت یافتن افراد بوروکرات و تکنوکرات تخصص) در مراکز دولتی که بیگانه و یا احیاناً مخالف ارزش های (تعهد) هستند.
4- شایع شدن رفاه طلبی، تجمل گرایی، ثروت اندوزی و اسراف و تبذیر میان برخی از مدیران و مسئولان حکومتی.
5- وجود شکاف و فاصله میان مردم و مسئولان در اثر تفاخر و تکبر برخی از مسئولان.
6- دست اندازی و خیانت برخی از مدیران دولتی به بیت المال و بسط یافتن فساد اقتصادی.
7- باندبازی، حزب گرایی، تبارسالاری و قوم و خویش گرایی در میان برخی از مسئولان.
8- ناتوانی رئیس جمهور در زمینه تصمیم گیری مستقل و تأثیرپذیری شدید وی از برخی احزاب دولت ساخته.
حوزه اقتصاد
1-سهل انگاری در قبال امور اقتصادی و وضعیت معیشتی مردم.
2-تکیه بر مدل اقتصاد سرمایه داری و نه اقتصاد اسلامی.
3-مغفول واقع شدن عدالت اقتصادی و اجتماعی.
4-گسترش و تعمیق یافتن شکاف های طبقاتی و فاصله فقیر و غنی.
در واقع، مردم که از دو مقطع حاکمیت گفتمان سازندگی و آثار نامطلوب آن خسته و دلزده شده بودند، به دامان این گفتمان پناه بردند، اما نه تنها این تغییر موضع سودی برای مردم نداشت، بلکه علاوه بر بیشتر انباشته شدن معضلات گذشته و حل نشدن آن ها، چالش های جدیدی نیز نمایان شد. مهم ترین این چالش ها، مهجور شدن باورها و ارزش های اسلامی در این دوره و حتی تهاجم برنامه ریزی شده به آن ها از سوی محافل و شخصیت های رسمی و غیررسمی بود.
در قبال چنین وضعیتی، مقام معظم رهبری همواره تذکرها و هشدارهای شفاف می دادند، به طوری که بیشترین حساسیت خود را نسبت به رویه غیرارزشی این گفتمان ابراز کردند:
«من یک بار هم در اوایل امسال این هشدار را دادم، این هم بار دوم است! من با مسئولین اتمام حجت می کنم! مسئولین در این مورد اقدام بکنند! ببینید کدام روزنامه است که از حدود آزادی پا را فراتر می گذارد! آن چه که برای این ملت مفید است، آن چه که آزادی حقیقی است، آن چه که بیان رأی بدون توطئه است، آن را از توطئه و خیانت و اصلال و ناامید کردن مردم جدا کنند. این ملت، ملت انقلابی است. این کشور، کشور اسلام و امام زمان و اهل بیت و قرآن است (25/6/77)»!
«دولت با این امکانات و عظمت، باید مردم را به سمت اسلام و مبانی اسلامی پیش ببرد. من از بعضی بخش های دولتی گله دارم و چند بار گفته ام؛ معتقدم کم کاری می شود! وزارت ارشاد اعلام نمی کند که من می خواهم سینمای اسلامی درست کنم، چرا خجالت می کشیم؟!... در محیط دانشگاه چرا تصریح نمی شود که می خواهیم دانشگاه را اسلامی کنیم؟! ...بارها گفته ام وزارت ارشاد در این دو سال که ایشان ]عطاءالله مهاجرانی[ در رأس کار هستند، هیچ کار اسلامی به عنوان اسلامی نکرده است...! سؤال من این است که وزارت ارشاد، چند کتاب برای تقویت تفکر اسلامی چاپ کرده است؟! چند فیلم برای تقویت مبانی فکری، انقلابی و اسلامی ساخته است؟! الان مرتب در سالن های وابسته به وزارت ارشاد، فیلم هایی نمایش داده می شود، بعضی صددرصد ضددین است، ضدانقلاب است! ... فاسدترین رمان ها الان منتشر می شود! وزارت ارشاد برای این است که اسلام را ترویج کند!» (24/9/78)
در کنار این معضل بزرگ، گفتمان اصلاح از مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم نیز غفلت کرد و سبب شد تا پس از چند سال، گره های کور اقتصادی پدید آید. ریشه این امر، اولویت های غیرضروری و فرعی گفتمان اصلاحات بود که تمام توان حاکمیت را به خود اختصاص می داد و اجازه نمی داد که از قابلیت ها و امکانات، در جهت برآوردن نیازهای حقیقی جامعه استفاده شود:
«مردم حقیقتاً مشکلات اقتصادی دارند، سختی دارند، نارسایی دارند، گرفتاری های زیادی دارند! خطر عمده این است که شما این را ندانید که امیدوارم بدانید!» (4/10/78)
«کدام نقض کرامت انسانی بالاتر از این که یک انسانی، رئیس یک عائله ای، پدر یک خانواده ای در جامعه ای که در آن جامعه همه چیز هم هست، نتواند اولیات زندگی فرزندان خودش را تأمین بکند؟! کدام تحقیر از این بالاتر است؟! صبح تا شب کار کند آخرش به من نامه بنویسد، به شما، به آن مسئول دیگر که من دو ماه است در خانه ام گوشت نبرده ام...! مسئله معیشت قطعاً در اولویت اول است! معیشت که نبود دین هم نیست، اخلاق هم نیست، حفظ عصمت و عفت هم نیست! معیشت که نبود، امید هم نیست! این اساس قضیه است! این جاست مسائل اساسی جامعه»! (29/3/79)
در این دوره، روند شیوع ناهنجاری های اجتماعی و عبور از خطوط قرمز ارزشی جامعه، سرعت چشم گیری یافت؛ به طوری که در این دوره، منحنی ارزش های انقلاب، نزول پرشتاب و نگران کننده ای داشت. همان طور که اشاره شد، یکی از دلایل روشن و بدیهی این مسئله، سیاست ها و رویکردهای دولت اصلاحات بود که یا مستقیماً به بروز و ظهور و ارزش ستیزی ها در جامعه منجر می شد، و یا زمینه ساز و مقدمه آن بود. مروری بر مطبوعات وابسته به این گفتمان که در آن دوران به شدت فعال بودند نشان می دهد که حجم شبهه پراکنی، تحریف و تمسخر درباره معارف و ارزش های دینی بسیار گسترده بوده است. در این فاصله، صدها شبهه و اهانت در مطبوعات و سخنرانی ها مطرح گردید و تلاش شد تا دین به صورت امری نسبی، شخصی، سلیقه ای و غیرمتقن تصویر شود. مفاهیم و اصلاحاتی که در این پروژه به کار می رفت، دقیقاً وارداتی و برگرفته از فرهنگ غربی بود: هرمنوتیک، تعدد قرائت از دین، پلورالیسم دینی، عرفان منهای شریعت، نسبیت معرفت دینی، نسبیت ارزش های دینی، سکولاریسم، اومانیسم، لیبرالیسم، راسیونالیسم، دین منهای روحانیت، استبدادی بودن حکومت دینی، تساهل و تسامح و نفی غیرت دینی، تقدم دموکراسی در دین، جامعه مدنی عرفی و غیرشرعی و...
به نظر می رسد که در میان تمام دوران ها و مقاطع پس ازانقلاب، در هیچ دوره ای به این گستردگی و شدت، باورها و ارزش های اسلامی تضعیف و متزلزل نشده و هیچ گاه به این اندازه، فرهنگ اسلامی در جامعه کم رنگ و غیرملموس نگشته بود. بنابراین، گفتمان اصلاحات به عنوان یک متغیر علی سیاسی، نه تنها کمکی به نشر فرهنگ اسلامی در جامعه ایران نکرد، بلکه منجر به حاشیه نشینی و مهجوریت آن شد.
در پایان بجاست به این واقعیت نیز اشاره شود که پس از طی شدن این دوره، مقام معظم رهبری در بعضی موارد نکاتی را در تحلیل عملکرد آن ها بیان کرده اند که نقل برخی از آنها می تواند در اثبات بیشتر مدعای نگارنده مفید واقع شود و نشان بدهد که یکی از علل اصلی افول ارزشی جامعه ما در دهه های اخیر، حضور این دو گفتمان در رأس قدرت سیاسی کشور بوده است. ایشان در جایی تصریح کرده اند:
«یکی از شعارهای خوبی که آقای رئیس جمهور ]احمدی نژاد[، هم در دوره انتخابات، هم بعد از آن تکرار کردند مسئله دولت اسلامی است. بعضی ها می گویند شما بعد از 27 سال می خواهید دولت اسلامی تشکیل دهید! نه! تلاش و اقدام برای تشکیل دولت اسلامی از روز اول شروع شد، منتها افت و خیز داشته، پیشرفت و عقبگرد داشته، در جاهایی موفق بودیم، در برهه هایی موفق نبودیم! بعضی از ماها وسط راه پایمان لغزید؛ بعضی از ماها در اصل هدف مردد شدیم؛ بعضی از ماها نتوانستیم خود را نگه داریم، وابسته به رفتارهای طاغوتی شدیم!» (6/6/85)
«در این 27 سال، بعضی از مسئولان نظام اسلامی را دیده بودیم که خجالت می کشیدند یک حکم اسلامی و یک جهت گیری اسلامی را صریحاً به زبان بیاورند.» (6/6/85)
هم چنین تاکید نموده اند:
«من چند سال پیش عرض کردم که مرحله پس از نظام اسلامی، دولت اسلامی است. در این راه حرکت کردیم...اما آن دولت اسلامی که بتواند مقاصدی را که ملت ایران و انقلاب عظیم آن ها داشت تأمین کند، دولتی است که در آن رشوه نباشد، فساد اداری نباشد، ویژه خواری نباشد، کم کاری نباشد!» (28/5/84)
«در برخی دوره ها، غبارهایی بر روی اصول انقلاب نشسته، اما اصول و مبانی انقلاب امروز زنده تر و برجسته تر از همیشه، در قول و عمل دولت، مطرح و پی گیری می شود.» (4/6/86)