تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۹:۲۰  ، 
کد خبر : ۱۴۳۸۰۷

غرب در آستانه بحرانی بزرگتر (بخش دوم)


پروفسور حمید مولانا
بزرگترین دگرگونی و بحران سیاسی، اقتصادی و اجتماعی امروز در دنیای غرب، در جهان به اصطلاح سرمایه داری، و به نسبت بسیار فوق العاده ای در مرکز آن یعنی امریکا و اتحادیه اروپاست. رژیم های حاکم بر غرب، دولتمردان و نخبگان آن و رسانه های تبلیغاتی آنان کوشش دارند این موضوع را کم رنگ جلوه داده و به خاطر اعتماد عمومی آن را پنهان نگاه دارند و افکار جهانیان و مردم خود را متوجه حوادث و اخبار مربوط به ایران، چین، هند، کره شمالی و سایر کشورها کنند ولی تناقضات موجود در دنیای غرب به قدری آشکار و بحران های جاری به قدری خطرناک است که اخیرا سخنگویان هیئت های حاکم اروپا و برخی کشورهای اروپایی مجبور شده اند به آنها اعتراف کنند.
جمهوری اسلامی ایران باید با یک بررسی عمیق و جامع خود را آماده رویاروئی با جریانات و رویدادهای جدید و آینده در غرب بکند. ما باید تحلیل دقیق و صحیح و نه «ایده آلیستی» از قدرت کنونی و آینده اقتصاد و سیاست آمریکا و کشورهای اروپائی عضو اتحادیه اروپا داشته باشیم. ما باید بدانیم آمریکائی ها، انگلیسی ها، فرانسوی ها، آلمانی ها و سایر قدرت های غرب چه مواضع و استراتژی های دقیق در قبال جمهوری اسلامی دارند و چگونه راجع به آن فکر می کنند. توجه به بحران های موجود در آمریکا و اروپا به این معنی نیست که ما از دگرگونی ها و تحولات حاصله در چین، هند، برزیل و سایر کشورها چشم بپوشیم. دنیای سرمایه داری که آمریکا و اروپا در مرکز آن قرار دارند به قدری آسیب پذیر شده است که در درازمدت پیشرفت های دنیای به اصطلاح شرق را مستقیما تحت تاثیر قرار خواهد داد.
برای این منظور ما باید خطوط قرمزی که ایران در تعامل با غرب نمی تواند از آنها عدول کند کاملا برای خود مشخص کنیم. استراتژی ما باید درازمدت، قاطع و عالمانه باشد. برای این منظور ما باید نیروی انسانی و به ویژه فکری خود را برای یک مدت طولانی بسیج کنیم و برای آن سرمایه گذاری مادی و معنوی انجام دهیم. شناخت صحیح و دقیق از غرب نباید به صورت تقلیدی، ایدئولوژیک، یا خودباختگی بلکه عالمانه و تجربی باشد. ما باید نقاط ضعف و قدرت خود و طرف مقابل را به دقت بشناسیم. ثبات سیاسی در نظام و رژیم های غرب و به ویژه آمریکا که سال ها ادعای رهبری دنیای غرب را داشته است تا چه اندازه است؟ وضع احزاب سیاسی غرب در جریانات جدید و آینده چه خواهد بود؟ نارضایتی و عصیان های آینده در دنیای غرب از کجا سرچشمه خواهد گرفت؟
بیست سال قبل چه کسی افول قدرت اقتصادی و سیاسی آمریکا را تبیین و پیش بینی کرد؟ سه سال قبل چه کسی پیش بینی می کرد که باراک اوباما به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب خواهد شد؟ قبل از تسخیر عراق چه کسی حدس می زد که آمریکایی ها با شکست و بحران و مشکلات در آن کشور مواجه خواهند شد؟ بحران اقتصادی و مالی و ورشکستگی های اخیر جهان سرمایه داری و به ویژه آمریکا را چه کسانی پیش بینی کردند؟ مدلولات فکری و شاخص های علمی و حرفه ای آنها برچه مبنائی بود؟ تراژدی نخبگان غرب، بویژه آمریکا و اتحادیه اروپا، دراین است که آنها از تحلیل دقیق شکست فرانسه و آمریکا در هند و چین و ویتنام، سقوط رژیم شاه، فساد معروف به «واترگیت» و استعفای ریچارد نیکسون رئیس جمهور آمریکا، سقوط رژیم شوروی و اقمار آن در اروپا عاجز بودند.
چه عواملی باعث این خطاهای فکری، سیاسی و فرهنگی می شود؟ بحران غرب خیلی اساسی تر از آن است که در وهله اول به نظر می رسد. بحران غرب، بحران اندیشه و فرهنگ، بحران رهبری سیاسی، بحران طمع و ترس و جهالت و بالاتر از همه بحران دیدگاه نظام آنها به انسان و طبیعت و ماوراء طبیعت است.
اخیرا توماس فریدمن یکی از مقاله نویسان اصلی نیویورک تایمز (ارگان سیاسی نخبگان آمریکا) و یکی از مدافعین و سخنگویان سرسخت سرمایه داری نئولیبرالیسم آمریکا که سال هاست با حمایت هیئت حاکمه آمریکا در صف اول دفاع از سیاست خارجی ایالات متحده، جنگ عراق، دفاع از رژیم اسرائیل و تحقیر دیگران قرار دارد، از «بی ثباتی سیاسی آمریکا» اظهار نگرانی کرده است (نیویورک تایمز، اول فوریه 2010). فریدمن که در کنفرانس و نشست اخیر اقتصادی «داووس» که در سوئیس تشکیل شد به عنوان یک روزنامه نگار و نویسنده شرکت داشته، به خوانندگان نیویورک تایمز یادآوری می کند که این اولین باری است که شرکت کنندگان کنفرانس از «ایالات متحده آمریکا به عنوان یک کشور بی ثبات سیاسی» اسم می برند و اضافه می کند که «من این کلمات و وصف را از کسانی که آمریکائی نیستند درباره آمریکا می شنوم، جملاتی که به راستی هرگز تا امروز نشنیده بودم: بی ثباتی سیاسی».
فریدمن می نویسد «بی ثباتی سیاسی، جمله ای بود که معمولا در وصف کشورهائی مثل روسیه، یا ایران یا هندوراس از آن استفاده می شد ولی اکنون یک بازرگان آمریکائی که در این کنفرانس شرکت کرده به من می گوید که شرکت کنندگان از او درباره بی ثباتی سیاسی آمریکا سؤال می کنند انگار که آنها به ثبات سیاسی آمریکا دیگر اعتقاد ندارند و وضع ما برای دنیا قابل پیش بینی نیست.» مشکل فریدمن این است که او بی ثباتی سیاسی آمریکا را تقریبا 40 سال بعد کشف می کند و مانند همفکران خود در اینگونه کنفرانس ها به جای شنیدن «توافق آمریکا» از شنیدن «توافق چینی ها» از زبان دیگران ناراحت است. بی ثباتی سیاسی در آمریکا از آغاز ریاست جمهوری نیکسون و فساد معروف «واترگیت» شروع گردید و در ریاست جمهوری جرج دبلیوبوش به بلوغ رسید. فریدمن در زمان دولت اصلاحات به ایران سفر کرد و در بازگشت به آمریکا در نیویورک تایمز نوشت که اگر وزیر خارجه آمریکا به تهران سفر کند بدون شک مورد استقبال ایرانیان قرار خواهد گرفت. دراین مقاله بود که فریدمن تفاوت زمانی هشت ساعت و نیم بین تهران و واشنگتن را یکی از «دلائل غیرعادی بودن ایران» دانست!
چند هفته قبل الیزابت وارن استاد حقوق دانشگاه هاروارد و رئیس هیئت نظارت کنگره بر امور مالی و اقتصادی آمریکا در مقاله ای که در روزنامه وال استریت ژورنال (ارگان نخبگان اقتصادی و مالی آمریکا) منتشر کرد از «ناپدیدشدن اعتماد آمریکائی ها» برای آینده کشور خود صحبت کرد و به طور صریح اعلام کرد که «حیثیت وال استریت» (مرکز فعالیت بانک ها و اقتصاد آمریکا) و سازمان های آن درحال زوال است. (وال استریت ژورنال، 10 فوریه 2010).

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات