تاریخ انتشار : ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۸  ، 
کد خبر : ۱۴۳۸۷۰

گزیده‌ای از کتاب «ایران و قضیه ایران» (بخش سوم)


به علت حجم زیاد بولتن و لزوم مناسب نمودن آن برای مطالعه در فضای مجازی، این متن در پایگاه بصیرت در هشت بخش منتشر می‌شود. (بخش سوم)

فصل یازدهم: تهران (1)
 هرچه باشد چنین می‌نماید که تهران تا چند قرن پیش سامانی محدود و ناقابل بوده، زیرا که هیچ یک از دو جغرافی‌دان فعال یعنی اصطخری و مسعودی که سفرنامه‌های ایشان قرن دهم میلادی را نیک درخشان ساخته است، راجع به آن چیزی ننوشته‌اند و حال آنکه هر دو آنها درباره ری که نزدیک آنجاست شرحی آورده‌اند. اولین بار که نام تهران دیده می‌شود در کتاب معجم‌البلدان ابوعبدالله یاقوت به سال 80-1179 میلادی است... حمدالله مستوفی (در کتاب نزهه القلوب.م) در قرن چهاردهم آنجا را شهر عظیم و مهمی تعریف نموده که از جهات آب و هوا و مقدار آب بر ری برتری داشته.(ص399)
 در آن شهر محل سفارت یا هیئت سیاسی انگلستان چنانکه می‌نامیدند در بخش جنوبی واقع بود و زمین آن به محمدخان زمبورک‌چی تعلق داشت و زمبورک هم اسباب‌بازی محبوب فتحعلی شاه بود.(ص405)
 سرگور اوزلی در آنجا عمارت راحتی ساخت که رواق‌ها و ستون‌های ایتالیائی آن نمودار پایدار عالم اروپائی در قلب آسیا بود. روسها قبلاً در ناحیه دیگر شهر سفارت داشتند، اما بعد ازقتل گریبایدوف وزیر مختار در سال 1828 به منظور تأمین بیشتر در بخش ارگ شهر مستقر شدند.(ص405)
 ناصرالدین شاه علاوه بر موجبات عمده دیگر حق این ادعا را هم دارد که شهر خود را غیر از نام از جهات دیگر نیز به صورت پایتخت درآورده است. بعد از بیست سال که از دوران فرمانروائی او گذشته از قرار معلوم به فکرش رسید که قبله عالم در محوطه غیرکافی محصور گردیده از این رو ناگهان تهران بر مدار گسترش افتاد و او در صدد برآمد که حدود سابق آن را خراب کند و محلاتش را وسعت دهد.(ص405)
 خلاصه ما در شهری هستیم که در شرق واقع شده و رشد و ترقی کرده است، ولی رفته رفته جامه فرنگی بر تن می‌کند و اگر مقصد و نهایتی قابل تصور باشد می‌توان گفت که خواه و ناخواه تهران در راهی افتاده است که برمبنای آسیائی شکل و قیافه اروپائی خواهد یافت.(ص407)
 در بخش شمالی شهر جدید، ولی در بیرون حد دیوار قدیم میدان عمده یا مرکز عمومی تهران واقع گردیده آنجا میدان توپخانه معروف است و از این جهت است که سربازخانه‌های رسد توپخانه در اطراف آن قرار دارد.(ص408)
 در سمت غربی کارخانه اسلحه‌سازی واقع شده است که در جلو آن بیست و پنج توپ سبک 24 پوندی که بکلی بی‌خاصیت است بر پایه‌های متحرک قدیمی خود استوار شده است. در سراسر سمت شرقی عمارت زیبائی با رو کاری پاکیزه گچی هست که حالا در اختیار بانک شاهنشاهی ایران است.(ص408)
 از میدان توپخانه دو خیابان به سوی شمال تا دیوار خارجی شهر امتداد دارد... از این دو تا آنکه غربی‌تر است که ایرانی‌ها خیابان دولت (علاءالدوله.م.) می‌نامند گاهی نیز بولوار سفرا خوانده می‌شود از آن جهت که سفارت چندین دولت در این خیابان واقع است و از این سفارتخانه‌ها آنکه تا این تاریخ از همه وسیع‌تر است و در فکر انسان حسن تأثیر می‌نماید همان است که اقامتگاه نماینده علیاحضرت ملکه (ویکتوریا) است که در نیم میلی میدان بزرگ واقع است و دروازه پاکیزه‌ای دارد که حروف اول نام ملکه انگلستان بر سنگی منقور و در بالای درب ورود نصب شده است.(ص413-412)
 عمارت اصلی بنای یک طبقه کوتاه است که در سه طرف آن باغچه و یک سمت آن برجی با طرح بیزانتین است که ساعت بزرگی وقت روز را بنابر آنچه در انگلستان است نشان می‌دهد... نقشه این عمارت را سرگرد پیرسن که وابسته اداره تلگراف هند و اروپا بود کشیده و بایستی اذعان کرد که خوب از عهده آن کار بر آمده است.(ص413)
 سفارت کبرای عثمانی و سفارتخانه چند دولت بزرگ دیگر در همان خیابان و یا نزدیک به آنجاست، ولی دولت روس در ناحیه دیگر محلی تهیه کرده و اقامتگاه وزیر مختارش چنانکه ذکر کرده‌ام در بخش قدیمی‌شهر (پامنار.م) در نزدیکی بازار است.(ص413)
 از لحاظ یک فرد بیگانه و شاید هم در نظر یک نفر محلی جالب‌ترین بخش تهران محل چهارگوش وسیعی شامل ارگ است که وسعتی در حدود یک چهارم میل مربع از جنوب میدان توپخانه را در بر دارد.(ص414)
 تالار یا چایگاه تخت یعنی همان تخت مرمر سفید معروف را در میان شاه‌نشین جا داده‌اند که در بعض موارد بخصوص در عید نوروز شاه بر آن جلوس می‌کند.(صص415-414)
 در سمت دیگر تالاری که تخت در آنجاست به اطاقهائی راه هست که با سبک ایرانی به وسیله اسباب آرایش دیواری و تابلوهای نقاشی آراسته شده است در این قسمت در موقع سلام شاهی وزراء و مهمانان ممتاز پذیرائی می‌شوند.(ص415)
 در وسط همین تالار تخت مرمر قرار دارد که آن‌ را به فرمان کریم‌خان زند از مرمر سفید یزد ساخته بودند و از شیراز آورده‌اند.(ص415)
 در سمت چپ در طبقه بالا موزه جدید واقع است که گالری بزرگی است و بعد از بازگشت همایونی از سفر اول اروپا در سال 1873 بنا شده تا لباس و نشان‌های ملوکانه و همچنین مجموعه عمده اشیاء هنری نفیس که قسمتی از آن را فرمانروایان دیگر کشورها اهدا کرده‌اند و یا بنابر ذوق و علاقه شخصی شاه طی چهل سال سلطنت فراهم شده است جا بدهند. این تالار فوق‌العاده که با محتویاتش شبیه قصر علاءالدین و یا مغازه عتیقه فروشی و یا انبار جامه‌های فاخر شاهزادگان و یا موزه شهرداری است، محل متوازی‌الاضلاعی است که بر رأس آن چند گنبد بلند و کوتاه با آرایش گچ‌بری به رنگ‌های سفید و آبی و زرین فراهم ساخته‌اند.(ص417)
 روی چهارچوبه جداگانه کره جواهر است که از سنگ‌های قیمتی متعدد شاه فعلی ساخته شده است با ارزش (بدون جواهرات خصوصی او) 320000 لیره که آن را شاهکار صنعتی دوران پادشاهی وی می‌شمارند و با جواهرات همایونی (75 گیروانکه طلای ناب و 51366 قطعه جواهر به وزن 365604 گرم) به مبلغ 947000 لیره قیمت دارد.(ص418)
 در انتهای فوقانی تالار در جعبه‌های شیشه‌ای چند تاج سلطنتی از روزگار پادشاهان صفوی تا دوره‌های جدید هست که از میان آنها برجسته‌تر از همه کلاه بزرگ مروارید نشان با نشان درخشان جقه الماس در جلو آن است که شاه در جشن نوروز بر سر می‌گذارد و آن بارها بر سر فتحعلی شاه دیده شده است.(ص418)
 بالاتر از همه دریای نور است که جواهری است هم طراز کوه نور که آن آخری در تصرف خاندان سلطنتی انگلستان است. می‌گویند این دو جواهر از تیمور به محمدشاه رسیده بود که چون نادرشاه در دهلی از کشتن او در گذشته بود با تدبیر تمام کلیه جواهرات گرانبهای او را به غنیمت برد و از آن جمله بود همین دو جواهر و تخت طاووس. بعد از مرگ نادرشاه کوه نور بدست احمدشاه درانی افتاد و از او به شاه شجاع رسید و رونجیت سینگ معروف به «شیرپنجاب» از او گرفت و از طریق فتح و پیروزی نصیب خانواده سلطنتی انگلیس گردید. دریای نور در ایران مانده و پادشاهان متعدد آن را زیور پیکر خود ساخته‌اند. فتحعلی شاه به حک نام خود بر این جواهر خودخواهی و خودکامی خویش را با تقلیل فاحش ارزش آن تا ابد ارضاء نمود.(ص420)
 در کتاب‌های متعدد خواندم که آن سنگ را 2.000.000 لیره ارزش نهادند و بواسطه اقدام فتحعلی شاه یک میلیون لیره از ارزش آن کاسته شده است. اظهاراتی که کشف حقیقت را دشوارتر می‌سازد. وزن آن 186 قیراط است.(ص420)
 در سمت دیگر بالای سرسرا اطاقی هست که گاهی محل شورا نامیده می‌شود. من در همین جا به حضور شاه بار یافتم و هر نوبت که آنجا را دیدم بکلی خالی بود، غیر از چیزی که کنار پنجره در گوشه‌ای قرار داشته و آن تخت طاوس معروف است که نادرشاه در سال 40-1739 از هندوستان به غنیمت آورده است.(ص421)
 من به این نتیجه رسیده‌ام که ادعای مزبور بی‌اساس است و تخت موجود در تهران با آنکه کار هنری ممتازی است نسخه بدل آن تخت اصلی است که افتخار جلوس مغول کبیر را داشته است.(ص421)
 تصاویری که از مجلات مصور انگلستان کنده‌اند بر دیوار در کنار عکس‌های شاه و پسرک محبوبش عزیزالسلطان و در ردیف نقاشی‌های بی‌مقداری از سرزمین ایتالیا بر دیوار دیده می‌شود.(ص427)
 بعد از مشاهده چندین عمارت و منزل مدرن ایرانی که به اندازه و شکوه و جلال مختلف بود این اثر در ذهنم مانده است که ذوق و سلیقه ایرانی اگر به همان هنرهای محلی و با استعمال سبک و روش محلی محدود شود احتمال خطا بسیار کم خواهد بود و همینکه به کار جهان جدید عطف توجه نمایند هرگونه حسن و میزان اندازه و تناسب یا زیبائی و در واقع تمام آثار لطف و کمال را ظاهراً از دست می‌دهد.(ص427)
 اینجا باغ گلستان است پل‌های ظریف متعدد بر جویبارها ساخته‌اند و کف آن جوی‌ها با کاشی آبی مفروش و آب پیوسته در آن جاری است... در همین باغ دلپذیر در زیر آسمان صاف و آفتابی درخشان بود که من شاهد بارعام شاهانه بودم.(ص428)
 غرض از بار عام درباری در ایران آن نیست که کسی مورد عنایت و توجه واقع و یا به پیشگاه همایونی معرفی شود، بلکه شاه فقط خود را به اتباع مرعوب و ستاینده خویش نشان می‌دهد بنا بر این دو علامت اصلی و عمده این صحنه یکی توجه سرشار به حضور شهریار است و دیگر نگاه تیز سلطان و غیر از این منظور عمده‌ای در میان نیست.(ص428)
 در انتهای دیگر گلستان عمارتی رفیع با دو برج به نام شمس‌العماره قرار دارد که از سمت خارج قصر یعنی طرف بازار منظره بسیار جالبی دارد.(ص431)
 شاه ساختمان این عمارت زیبا را بیست و پنج سال پیش شروع کرد و براستی که نمونه کار معماری هوس و تفنن در هنر معماری جدید ایرانی است.(ص431)
 در انتهای باغ گلستان ساختمان گردی هست که من تیرها و میله‌های سقف باز آن را وقتی که به تهران وارد می‌شدم از دور متوجه شده بودم که از بام کوتاه خانه‌های اطراف برتر واقع شده بوده است، این تکیه یا تماشاخانه را برای مراسم سالانه تعزیه ساخته‌اند... و آن شامل محوطه عظیم گنبددار است و صفه سنگی مدوری در میان تکیه است که بوسیله پله و راهی سر بالا حیواناتی را که در تعزیه به کار می‌برند در آنجا وارد می‌کنند، راهی سرگشاده در پیرامون این صحنه است و بعد از پنج ردیف صندلی که در موقع روضه یا تعزیه از زنان چادری سیاه دیده می‌شود از میان این معابر راهروی هست که تعزیه خوانها به آنجا وارد می‌شوند.(ص433)
 درست است که فتحعلی شاه مسجد شاه را ساخته که گنبد مطلای کوچکی دارد و بعضی بناهای نسبتاً مهم دیگر، اما مسجد مادرشاه و یا مدرسه خان مروی قدر و مقامی ندارند و این کار به دوره سلطان فعلی محول گردیده که با ثروت یکی از رجال در ظرف ده سال که هنوز طی نشده است ساختمانی رفیع برپا شود که هر چند از جهات عظمت و زیبائی با بناهای عظیم اسلامی قابل مقایسه نیست، باز طرح بلند رفیع و وسعت زیربنای آن موجبات افتخاری را به این دوره و آنانی که بانی آن هستند نوید می‌دهد. این مسجد که اکنون ناتمام است مسجد سپهسالار است که چهار مناره بلند و درخشان آن همه از کاشی‌های شفاف و سرستون‌های آراسته از دور در نظر من مثل منارهای ارگ در میان درختان می‌نمود. بانی این بنا و یا در واقع بناهای عظیم- چون هم مسجد است و هم مدرسه- مرحوم میرزاحسین‌خان همان سیاستمداری است که مذاکره قرارداد امتیاز رویتر را در سال 1872 انجام داد و پس از آنکه با توفیق کامل صدراعظم و وزیر امور خارجه و سپهسالار شد به صورت تقریباً تبعید با عنوان والی در مشهد وفات یافت.(ص435)
 مدخل اصلی بازار از دالان مقابل شمس‌العماره است و آن از راه محوطه‌ای که حوض و آب روان دارد و سبز میدان نامیده می‌شود، به راسته‌ای کم‌نور با سقفی منحنی منتهی می‌شود که در چشم جهانگردانی که به مشرق زمین آمده‌اند نیک آشناست.(ص436)
 فروش کالاهای کمیاب و فرش و از این قبیل چیزها کاملاً در دست دلال‌هاست که اجناس خود را بر پشت الاغ به محله اروپائیان حمل می‌کنند و از این افراد است که باید پارچه ابریشمی و ملیله‌دوزی و مخمل یا اجناس فلزی یا میناکاری یا فرش و آئینه‌های منقوش و حباب که شاید مسافر علاقه در بردن آنها به اروپا داشته باشد خریداری کرد. اکثر این دلالها هم به مناسبت نوع اجناس و مظنه آن از قرار معلوم کلیمی می‌باشند.(ص437)
 پلیس تهران هم نیک جالب توجه وعده آنها بالغ برسیصد نفر است که کنت ایتالیائی مونت فورت تشکیل داده و اداره می‌کند.(ص439)
 اما عجیب‌ترین منظره در خیابانهای تهران که از مختصات آنجاست هیکل شاطرهاست که هرکجا شاه می‌رود آنها از جلو کالسکه یا اسب او دوان دوان می‌روند و در نظر بیگانه‌هائی که با تاریخ درباری ایران آشنا نباشند سخت جالب توجه و حیرت‌انگیز می‌نمایند.(ص439)
 مجموع سکنه فعلی را بین 200.000 و 220.000 نفر نشان می‌دهد. هرچند که بعضی از سکنه قدیمی، مقدار جمعیت را بیش از 175.000 تن محسوب نمی‌دارند.(ص440)
 می‌گویند در پایتخت چهار هزار نفر کلیمی اقامت و ایشان ده کنیسه و چندین مدرسه دارند و عده بیشتر ایشان به کار تجارت و دلالی و شراب‌سازی و پزشکی اشتغال دارند.(ص440)
 کلنی بزرگ ارامنه در تهران 1000 نفر است که دو کلیسا دارند.(ص440)
 همچنین گفته‌اند که چند صد نفر پارسی یا گبر در پایتخت اقامت دارند.(ص440)
 تا حال برجسته‌ترین نظام جدید امور در تهران افزایش تعداد عناصر اروپائی پایتخت است.(ص440)
 در سال 1865 آقای مونسی جمع عده آنها را پنجاه نفر نوشت، و اما در موقع مسافرتم به آنجا در پائیز و زمستان 1889 می‌گفتند که عده به پانصد نفر رسیده بود. این افزایش مربوط به نفرات رسمی نیست که شامل اعضای سفارتخانه‌ها و افسران قشون و مأموران اداره تلگراف و چند صاحب منصب روسی و اتریشی و چند نفری هم که در خدمت دولت ایران‌اند باشد که عده آنها در همین حدود پانصد می‌باشد. بلکه می‌توان گفت که هیئتهای مذهبی و بازرگان و کمی هم مسافران جهانگرد که هرساله در اثر بیکارگی گذارشان به ایران می‌افتد این ازدیاد را سبب شده‌اند.(ص441)
 روزی فراخواهد رسید که خیابانهای تهران نیز مثل اسلامبول و قاهره نمایشگاه جامه و لباس اروپائی از هر قبیل خواهد گردید.(ص441)
 در تهران فقط یک سفارت کبرا هست که متعلق به سلطان عثمانی است این اقدام متقابل شایسته‌ای است که دو دولت بزرگ اسلامی نسبت به یکدیگر نموده‌اند، ولی اروپا با شش سفارت‌خانه در تهران نمایندگی دارد. انگلستان، روسیه، فرانسه، آلمان، اتریش و ایتالیا در موقع مسافرتم قرار بود وزیر مختاری هم از بلژیک وارد شود و کارداری نیز از جانب دولت هلند تعیین شده بود. آمریکا در سال 1883 برای نخستین بار وزیر مختاری مقیم اعزام داشت.(ص442)
 تهران و حومه آن از هیچ لحاظی عجیب‌تر نیست و به هیچ صورتی هم وضع و کیفیت بساط سلطنتی شرق را بهتر از قصرهای شاهی و اقامتگاههای ییلاقی نمی‌توان مجسم ساخت و تقریباً می‌شود گفت که این قصرها در همه حوالی پایتخت هست و مثل این می‌نماید که تمام عمارتهای سلطنتی سابق و فعلی اطراف لندن از قبیل کیو و همپتن کورت وچیزیک و بیمارستان گرینویچ را فقط مختص شخص سلطان ساخته باشند و بعد از وفات او تمام این بناها با انحطاط بی‌انقطاع دوچار شود. از این دسته قصرهای ایرانی که در تاریخ نیک مشهور است یکی کاخ نگارستان می‌باشد که فتحعلی شاه ساخته بود.(صص446-445)
 در نگارستان دو تا از این تصاویر دیده می‌شود یکی عکس تاحدی نامشخص از شاه و بعضی از فرزندان اوست و آن دیگری که نیک مشهور است تصویری است از پادشاه که پسران و وزیران دولت احاطه‌اش کرده‌اند و شاه بر تخت طاوس جلوس نموده، وزیران مختار دولت‌های اروپائی با رسمیت تمام بار حضور یافته‌اند.(ص447)
 در بیرون دیوارهای شهر برجسته‌ترین نقاط و شایسته‌ترین جاها نیز انحصاراً تابع جنون قصرسازی خانواده قاجار شده است. از میان آن ابنیه عمده‌ترین، نسبت به بناهای تهران قصر قاجار است.(ص448)
 ایرانی‌ها نظریات مبالغه‌آمیز درباره اهمیت معماری این بنا دارند ایشان می‌پندارند که از این لحاظ بر قصر ویندزور یا ورسای رجحان دارد، اما وقتی که به آن نزدیک می‌شویم آن پندار عزیز، ولی جنون‌آمیز ایشان پاک بی‌اساس می‌نماید و از آنجا است که بایستی درصدد بررسی و مقایسه آن با قصور دیگر خواه سلطنتی یا شخصی برآمد و نیک دریافت که تفاوت از زمین‌ تا آسمان است (همان فرقی که بین یک کرجی و ناو جنگی هست).(ص450)
 سایر قصرها و یا ویلاهای تابستانی یا شکارگاههای شاه در قسمت شمالی پایتخت یکی سلطنت‌آباداست... دیگر عشرت‌آباد که قصری بسیار زیباست.(ص451)
 دیگر قصر نیاوران یا نیوبران و اقدسیه نزدیک نیاوران و نجف آباد و سلیمانیه است.(ص452)
 شاه یگانه مالک دامنه‌های شمیرانات نیست فرزندان او و اعیان رویهمرفته از سرمشق همایونی پیروی کرده‌اند... و از آن جمله محلی است که بهیچ عنوان از هیچ کدام کمتر نیست و آن عمارت ییلاقی سفارت انگلیس در دهکده قلهک است که در شش میلی دروازه شمالی پایتخت واقع گردیده است. حق مالکیت این قطعه زمین را اصلاً محمدشاه در سال 1883 به سرجان کمپبل وزیر مختار انگلیس داد و اراضی که اقامتگاه وزیر مختار و باغ آن واقع شده است مرحمتی پادشاه کنونی است.(ص453)
 از طرف دیگر دولت روس هم مالک قریه زرگنده است که در شمال غربی قلهک واقع شده و در آنجا مزایا و حقوق همانندی دارند. فرانسویها اقامتگاهی در تجریش که یک میل بالاتر است اجاره می‌کنند. می‌گویند در تجریش در حیاط محل امامزاده‌ای بزرگترین چنار ایران واقع است. ترک‌ها هم در همین حدود زرگنده زمین دارند. آلمانها تا این اواخر مستأجر انگلیسی‌ها در قلهک بودند و حالا در دزاشیب سکونت دارند. اتریشی‌ها در رستم‌آباد محلی اجاره کرده‌اند.(ص454)
 هر شهر ایرانی- خاصه پایتخت ایران- اگر با داشتن بقعه امامزاده‌ای سرافراز و بنابراین محل زیارت و مورد علاقه مردم نباشد کارش لنگ خواهد بود. از این بابت خوشبختانه تهران بقعه شاه‌عبدالعظیم(ع) را دارد.(ص457)
 یک رشته باریک خط‌آهن قراضه که تنها راه‌آهن دایر در ایران است از ایستگاه نزدیک دروازه جنوبی شهر به مقصد امامزاده کشیده شده است، بعلاوه راه درشکه‌رو نسبتاً خوبی هم دارد.(ص459)
 قابل توجه‌تر از زیارتگاه یا کثرت عده زائران‌ آن خرابه‌های معروف ری است که در نزدیکی آنجاست و با سرعت رو به ویرانی تام است.(ص459)
 در قرن دهم اصطخری نوشته است که بعد از بغداد آبادترین بلاد مشرق بوده و از مهمان‌نوازی و ادب مردم آنجا تعریف فراوان نموده است.(ص461)
 سپس دو فاجعه بزرگ روی داد که در سراسر شرق هرجا که جمعیت وافر و غرور محلی و وفور نعمت داشته حال و وضع بدین منوال بوده است و با نام فتنه‌انگیز چنگیز و تیمور قرین. در سال 1221 میلادی قشون چنگیز‌خان سیل‌آسا بر آن شهر ریخت و مورخی محلی نوشته است که در آن موقع مخوف 700.000 نفر افراد شریف شهر به خاک هلاک افتادند. قرن بعد هم شاهد لشکرکشی تیمور شد و او آن خرابی‌ها را تکمیل کرد.(ص461)
 کامل‌ترین و صحیح‌ترین شرح را در باب خرابه‌های فعلی ری در کتاب کرپورتر میتوان یافت که نقشه‌ای دقیق هم ضمیمه دارد. بعضی از دیوارها و برجهائی که وی تشخیص داده بود دیگر بصورت وضوح معلوم نیست.(ص462)
 در حال حاضر حد دیوارها بصورت تل حیرت‌آوری از خاک و آجر پاره‌ها درآمده است و در آنجا مرتباً قطعاتی بدست می‌آید و تهرانی‌ها عادت کرده‌اند که با بیل و خاک‌انداز به عزم اکتشاف خصوصی به آن حدود بروند و غالباً با مقداری کاشی‌های عالی که در کمال شفافیت و دارای جلای درخشانی است و رازش از اسرار مفقود گذشته به شمار می‌رود، ولی بطرز وصف‌ناپذیری حتی به صورت قطعات شکسته و لب پریده که در نتیجه استعمال بیل معمولاً عاید جویندگان می‌شود زیبا و دلپذیر است برگردند.(ص462)
 تقریباً سی چهل میل در سمت جنوب شرقی تهران خرابه‌های پایتخت از بین رفته‌ای هست به نام ورامین. اطراف شهر فعلی را دیوارهای قلعه‌ای بزرگ و گلی فراگرفته و در ورای آن هم برج و باروهای دو پهلو و تو رفتگیهای داخلی از پائین به سمت بالاست.(ص465)
 در قصبه ورامین نیز خرابه‌های یکی از وضیع‌ترین مساجد دیده می‌شود که به سلطان ابوسعید فرزند سلطان محمد خدابنده منسوب می‌باشد.(ص465)
 قلعه سوم که به قلعه ایرج معروف است نزدیک دهکده جعفرآباد است که در اطراف آن دیوار گلی ضخیمی است با پنجاه پا ارتفاع و محوطه‌اش بنا بر قول ایستویک 1800 یارد در 1500 یارد تقریباً یک میل مربع است... به هر دوره‌ای که مربوط باشد زمانی بوده است که ایران از حال حاضر تواناتر و صاحب جمعیت‌ بیشتری بوده هرچند که سرزمین امن و خالی از خطری به شمار نمی‌رفته است. این بناهای خاموش بانگ ویرانی این سرزمین را در گوش‌ها دو چندان محسوس می‌سازند.(ص466)

فصل دوازدهم: ولایات شمالی
 مازندران از مرز استرآباد از شرق شروع می‌شود و 220 میل در کنار دریا تا کرانه رودخانه بی‌اهمیتی که حد گیلان است امتداد می‌یابد و گیلان از آنجا در جنوب شرقی دریا تا 150 میل گسترده و به ناحیه کوهستانی طوالش محدود می‌شود و شرح این حاشیه کمربندی با 370 میل طول که به تفاوت از بیست تا شصت میل پهنا دارد موضوع این فصل خواهد بود.(ص469)
 از جهت سیاسی توجه استرآباد اصلاً به جانب خراسان و مشرق است. از لحاظ طبیعی باید آن را با ولایت‌های ساحلی دریای خزر دسته‌بندی نمود.(ص469)
 هانوای هم چندی در آنجا اقامت داشت و سعی نمود کاروان تجارتی عظیم از آنجا تا مشهد دایر کند و آسیای مرکزی را در حیطه تجارتی انگلستان وارد سازد.(ص470)
 استرآباد بنا بر علتی جدید به شهرتی بیشتر رسید چون خط اول دفاعی برضد ترکمنها شد.(ص470)
 شهر در عین حال با شکوه‌ترین و هم وارفته‌ترین بلاد ایران است. محیط دیوار گلی آن که برج‌های گردی دارد و سابقاً خندق دفاعی عمیقی داشت در حدود سه میل و نیم است. بوسیله چهار دروازه به شهر وارد می‌شوند، ولی دیوارها و برج‌ها و خندق‌ها همه در حال انحطاط و خرابی است.(ص470)
 می‌گویند استرآباد 8000 نفر و دهات اطراف آن 23000 نفر جمعیت دارند. مقر حاکم در ارگ است که ساختمانی بسیار جالب‌نظر، اما ویران است و در جنوب شرقی شهر واقع گردیده و آقا محمدخان در سال 1791 ساخته بود.(ص472)
 صابون پزی و ساختن باروت از صنایع عمده محلی است صنعت اولی طرز خیلی مقدماتی و نامناسبی دارد.(ص472)
 باروت با گوگردی که از بادکوبه و نیترات که از مشهد می‌آورند ساخته می‌شود.(ص473)
 داستان دل‌انگیز آوردن کرم ابریشم از چین به اروپا در دوره امپراتوری ژوستی نین در حدود 550 میلادی از حکایات شنیدنی تاریخ است. اولین ذکری که درباره این محصول ولایات شمالی ایران برخورد کردم در سفرنامه اصطخری مربوط به قرن دهم است که وی از شهر ری تا ساری حاکم‌نشین مازندران سفر کرده و از محصول ابریشم در ولایت طبرستان که نام قدیمی این قسمت از حدود البرز بوده نام برده است.(ص481)
 در نیمه قرن شانزدهم کمپانی مسکوی بوسیله نماینده خود آنتونی جنکین‌سن و دیگران تلاش شهامت‌آمیزی نمود که باب تجارت انگلستان را با دریای خزر از طریق روسیه مفتوح سازد.(ص482)
 در سال 1725 نزدیک بود پطرکبیر قراردادی با یک شرکت مختلط از تجار انگلیسی امضاء کند و حتی آمادگی داشت که با استمداد از خارجه بمقصود خود نایل شود، اما در همان موقع بیمار شد و درگذشت.(ص482)
 فتوحات دولت روس از آغاز این قرن ایجاب کرده است که قسمت عمده تجارت صادراتی ایران در دست ایشان بیفتد.(ص482)
 سرجان شیل وقتی که وزیر مختار بریتانیا بود در سال 1850 نوشت که ابریشم کالای عمده تجارت ایران است بخصوص در تجارت خارجی که در نتیجه او را قادر می‌سازد بهای قسمتی از واردات خود را پرداخت کند. وی اشاره به اقداماتی نمود که تجار انگلیسی برای بهبود این محصول کرده بودند، اما بواسطه سستی ایرانیان و اکراه آن‌ها در تغییر دادن طرز کار کهنه خود زحمات ایشان بی‌نتیجه ماند. در سال 1864 که بنا بر مندرجات جدول بالا مقدار محصول به حد اعلا بود برای نخستین بار دوچار آفت گشت تا سال 1869 لطمات این آفت بقدری سنگین شد که قیمت محصول را به یک خمس مقدار پنجسال قبل از آن تنزل داد و تجارت ابریشم گیلان هیچوقت بعد از آن آفت‌زدگی رونق سابق را باز نیافت.(ص485)
 در سال 1875 از لحاظ آزمایش به کاشت توتون اقدام و از کاشتن زیتون در رودبار نزدیک رشت حمایت شد و در این مرکز محصول ابریشم، زراعت خشخاش به مقادیر کلی جای ابریشم را گرفت و نتیجه کار هم بسیار درخشان بود.(ص485)
 پارچه‌های ابریشمی قدیمی ایران و زربفت‌ها براستی عالی است، ولی تهیه مقدار کافی از آن بسیار دشوار است. قالی‌های ابریشمی هنوز بنا بر سفارش در کاشان و سلطان‌آباد بافته می‌شود و بسیار ممتاز و خیلی گران است و اگر دقت کامل نشود بافندگان رنگهای جوهری استعمال می‌کنند و ارزش هنری و ثبات رنگ مصنوعات به طرز غیر قابل جبرانی تباه می‌شود.(ص486)
 هنگام مسافرت من صید کردن تمام ماهی سواحل جنوبی دریای خزر را یک نفر روسی سالانه به 65000 تومان اجاره کرده بود و از راه صدور ماهی خشک و بخصوص خاویار به روسیه می‌گویند منافع سرشاری حاصل می‌کرد.(ص488)
 در سال 1886 امتیاز چوب‌بری را در گیلان یک نفر روسی به مدت دو سال با پرداخت 50000 تومان بدست آورد. در سال 1890 آن مبلغ به 17000 تومان تقلیل یافت.(ص488)
 سابقاً درباره یورش دسته قزاق به مازندران که در سال 1648 اتفاق افتاده بود اشارتی نمودم. پنجاه سال بعد روسها اولین اقدام تعرضی جدی خود را در اواخر دوره فرمانروائی پطرکبیر جهت تصرف ولایات ساحلی بحر خزر شروع کردند.(ص491)
 معتبرترین نویسندگان این موضوع یکی یوناس هانوای است که چند سال پس از آن پیش‌آمد در ایران می‌زیست و جی. فورستر که اولین مسافر انگلیسی بود که از هند تا انگلستان را از طریق خشکی پیمود، شصت سال بعد هم سروان پی.اچ. بروس یک نفر انگلیسی که در قشون پطرکبیر در مورد نخستین لشکرکشی او به ایران خدمت می‌کرد «دورن» در کتاب بحر خزر که به زبان روسی است و کتاب دیگر نوشته م.فونتن تحت عنوان: «روسیه در آسیای صغیر».(ص491)
 قصرهای شاه عباس چند تا بود. کاخ‌‌های عمده در یک محوطه بسیار باشکوه طبیعی در اشرف که در پنج میلی جنوب خلیج استرآباد است واقع شده و منظره بسیار دلپذیری در طرف دریا دارد... شاه عباس درصدد برآمد که اصفهان تازه‌ای در شمال بسازد که قصرها و عماراتش با پایتخت جنوبی برابری نماید. پیتردولاواله در آنجا بود هنگامیکه در سال 1618 قصر شاه عمارتی بود که ساختمانش تمام شده بود و بناها هنوز مشغول ساختن شهر بودند. نه سال بعد در 25 مه 1627 در همین قصر که هربرت آن را «بسیار وسیع و نوساز» تعریف نموده شاه در یک بارعام سر. ددمورکتن سفیر چارلز اول و همچنین سفیر منتخب خویش سر رابرت شرلی را به حضور پذیرفت.(ص496)
 در بیست و شش میلی شمال غربی اشرف و سه میلی دریای خزر و کرانه رودخانه تجن خرابه‌های شهر و قصر دیگری از شاه عباس به نام فرح‌آباد واقع است... در این قصر شاه عباس در ژانویه 1688 در چهل و سومین سال پادشاهی و هفتاد و یکمین سال عمر خود وفات کرد.(ص497)
 طی سه سال اخیر اقداماتی شده است که آمل را بوسیله راه‌آهنی با دریای خزر مربوط سازند و این دومین خط‌آهن موجود در ایران است و منظور هم این بوده که راه تجارتی تازه به طرف پایتخت باز شده باشد. در این کار حاجی محمدحسن امین‌الضرب ایران اقدام کرد و قصدش این بوده است که تجارت بین تهران و بحر خزر را در انحصار خود قرار دهد.(ص502)
 جاده تازه‌ای از آمل بر فراز رشته‌های اصلی البرز تا تهران به فرمان شاه در سال 8-1877 بوسیله ژنرال کاستیگرخان مهندس اتریشی که در خدمت ارتش ایران بود ساخته شد. جمع مسافت 120 میل است و از آبادیهای بروس، شهزاده و رینه عبور نموده و پس از سیر دامنه شرقی دماوند از امامزاده هاشم، آه و جاجرود می‌گذرد.(ص503)
 از شهرهای گیلان تنها شهری که قابل ذکر است (شاید به استثنای لاهیجان که در کنار لنگرود واقع است) حاکم‌نشین رشت است.(ص504)
 فریزر که در پایان سفر اول خود در سال 1822 بی‌سبب و دلیل در آنجا به زندان زیان‌بخشی افتاده و پیاده فرار کرد، ولی دستگیر و باذلت و بی‌احترامی مجدداً اسیر شد جمعیتش را در آن دوره بین 60000 تا 80000 نفر نوشت.(ص505)
 در نیمه اول این قرن شهری بود آباد و مرفه و بسیاری از سیاحان انگلیسی در آنجا از مهمان نوازی بنگاه رالی برخوردار شدند. این بنگاه در آنجا دستگاه وسیعی داشت و مسکن ییلاقی تقریباً به سبک اروپائی فراهم ساخته بود.(ص506)
 در سال 1878 که آخرین سالی است که آماری راجع به آن در دسترس است صادرات ولایت گیلان به روسیه از طریق رشت برابر با 192000 لیره بوده و صادرات سایر نقاط ایران از همین راه فقط 4000 لیره کمتر از آن و تجارت داخلی بین رشت و سراسر ایران در همان مدت بالغ بر 143000 لیره بوده است.(ص506)
 روا اینست که بگوئیم که در هیچ کشور دیگر دنیا شهری را با این همه مزایای ورودی و خروجی که دارد تا این اندازه به حال بیچارگی و آشفتگی‌ رها نکرده‌اند.(ص506)
 عذرهای شنیدنی که ایران می‌تواند عنوان کند علاوه بر بی‌علاقگی موروثی که نسبت به تأمین خیر و صلاح واقعی خویش دارد ترس این است که با این وسایل و تسهیلات کار تهاجم یک دولت خارجی یعنی روس آسان شود.(ص507)
 تردیدی نیست که از روزگار اشغال موقت گیلان در دوره پطرکبیر بوسیله قوای روس آن دولت همواره نگاه حسرت‌آمیزی بر متصرفات سابق خود در کرانه جنوبی دریای خزر داشته است و این نکته هم به هیچ وجه مکتوم نیست که هر وقت شاه در صدد کاری قرین استقلال رأی و یا مساعد به حال انگلستان برآمده است، حضرات آن واقعه گذشته را به او خاطرنشان و تکرار آن را تهدید کرده‌اند. وانگهی جای شک و گمان نیست که روسیه می‌تواند با آسانی نیروی خود را در رشت یا گز بدون برخورد با مانع نظامی پیاده کند و بالاخره شایعه این است که در طرح محرمانه معروف ژنرال کوروپاتکین که حالا حاکم کل ناحیه ماوراء بحر خزر است در سال 1885 که نقشه رسمی روس جهت هجوم به هندوستان شناخته شده است، دست‌یابی بر گیلان و مازندران و خراسان و آذربایجان از شرایط ضروری اجرای قسمتی از عملیات نظامی آن در ایران تلقی شده بود. از این رو دلایل وافی هست که روسیه به این ایالات ایران با نظرساده و بی‌علاقه نگاه نمی‌کند.(صص508-507)
 گیلان گورستان آن عده از اروپائیان گردیده است که تقدیرشان توقف در آنجا بوده است. در پنجمین سفر هیئت کمپانی انگلیسی مسکوی در شمال ایران در سال 1568- 1574 در ظرف پنج هفته پنج تن از متصدیان آن وفات کردند و دو نفری هم به قتل رسیدند. سر رابرت شرلی و سر ددمورکتن هر دو به شرحی که بیان شد در سال 1627 جان سپردند. موقعی که التون و هانوای تجارت انگلستان را از طریق دریای خزر در قرن هجدهم احیا می‌کردند پنج نفر از پانزده تن اروپائی که در آن کار شرکت داشتند بین سالهای 1740-1744 در قزوین مرحوم شدند و در سال 1744 تمام اروپائیان مقیم رشت ناخوشی تب و نوبه و غیره داشتند.(ص508)

فصل سیزدهم: پادشاه – خاندان شاهی – وزیران
 در سرزمینی که از حیث ترقیات قانونی بسیار عقب مانده است و از لحاظ سازمان و مبانی اساسی فاقد همه چیز و در سنت‌های کهن شرقی سخت پابرجاست، عامل فردیت بطوری که دور از انتظار هم نیست قدر و اهمیت کلی دارد... مقامات بالاتر هم از شخص پادشاه بیمناکند که احراز خشنودی خاطر وی هیچ گاه دور از امکان نبوده است و خود پادشاه نیز دوچار بیم و نگرانی است، اما نه از ناحیه اتباع خویش، بلکه از انتقادات خصومت‌آمیز جراید اروپائی. در ابتدای سطنت شهریار فعلی (ناصرالدین شاه) طبقه روحانی رکن نافذ مانعی بشمار می‌رفتند، تا این که در اثر ابراز نفوذ تدریجی مقامات اداری که شاه کنونی پیوسته درصدد تأمین آن بوده است و تمهید بعضی از ترتیبات رسمی درباره املاک اوقاف از نفوذ دیرین ملاها بسیار کاسته شده است و به استثنای چند جا که هنوز موجبات تعصب باقی است و یا ممکن است به آسانی برانگیخته شود، مثل مشهد و اصفهان غیر از اغراض ایشان که همواره طرفدار جانب ارتجاع بوده‌اند مانع عمده دیگری در مقابل حقوق خداداد فرمانروا وجود ندارد.(ص513-512)
 جای شبهه نیست که نام طایفه قاجار از هفتصد سال پیش در تاریخ یاد شده است. یکی از سران این نژاد بود که به نیابت از جانب اعقاب چنگیزخان مغول بر سرزمینی از ری تا جیحون حکومت می‌نمود. بعداً قاجاریه از شعار و هدف صفویه طرفداری نمودند و در استقرار سلطنت آنها همراهی کردند و به پاداش این خدمتگزاری جزو هفت قبیله قزلباش (کلاه سرخ) درآمدند.(صص514-513)
 در دوره سلطنت شاه عباس قدرت آنها به حدی بالا گرفت که این پادشاه صلاح آن دید که طایفه ایشان را به سه تیره تقسیم کند و آنها را در مرو و خراسان برای مقابله با تاتارها و در گرجستان برای جنگ با لزگیها و درگرگان و استرآباد به منظور نبرد با ترکمنها مستقر سازد و این محل آخرین مرکز عمده این طایفه شد.(ص514)
 از موقع دو مسافرت او به انگلستان در سالهای 1873 و 1889 شخصیت و بسیاری از احوالات اختصاصی شاه را مردم انگلیس نیک می‌شناسند. ناصرالدین شاه فرزند ارشد محمدشاه در 17 ژوئیه 1831 به دنیا آمد.(ص515)
 وی نسبت به اروپائیان بسیار خوش‌بین و دلجو است و کمتر خارجی از پایتخت شاه عبور می‌کند بدون آنکه افتخار شرفیابی حاصل کرده باشد.(ص519)
 شاه به هیچ وجه اجازه نمی‌دهد که فراش‌ها غیرت‌نمائی خاص بکنند و هر کس که قصد تقدیم عریضه داشته باشد آسان به پیشگاه ملوکانه راه دارد.(ص520)
 عباس میرزا اولین کسی بود که در این کار سرمشق شد و دکتر کورمیک تبعه انگلیس را به عنوان طبیب دستگاه خود استخدام کرد. محمدشاه نیز از او پیروی نمود و دکتر لابات فرانسوی را در خدمت داشت که یک بار جان شاه را نجات داد و بعد نیز دکتر کلوکه را استخدام کرد. دکتر دیکسن پزشک سفارت انگلیس در دوره شاه فعلی شهرت فراوانی یافته، ولی پزشک اختصاصی شاه طی چند سال اخیر دکتر دیگر فرانسوی طلوزان است که اکثر مسافران تهران با نام و شخصیت او آشنائی دارند.(ص522)
 یک هفته مسئله گاز مطرح است هفته دیگر چراغ برق، گاهی دارالفنون و زمانی بیمارستان نظامی یک روز اونیفورم روسی مورد علاقه است، روز دیگر موضوع ناو جنگی آلمانی در خلیج فارس مطرح می‌شود. در سال جاری فرمان تازه‌ای راجع به قشون صادر می‌شود و سال آینده هم وعده تدوین مجموعه جدید قوانین و از تمام این نقشه‌های درخشان نتیجه‌ای بدست نمی‌آید.(ص523)
 باید در خاطر داشت که او از لحاظ هوشمندان واجد صفات ممتاز بسیاری است و اشتهای وافر برای هر قسم و همه قسم امور دولتی ابراز می‌دارد.(ص525)
 همه سیاست ها تراوش فکر اوست. وی بر کار کلیه دستگاهها با نهایت کنجکاوی نظارت دارد و این حس کنجکاوی او نیز باید پیوسته اقناع شود. توجه او نسبت به هر کار سیاست خارجی بی‌انقطاع و غیرقابل انصراف است و از بهترین زمامداران است که ایران امکان پرورش آن را داشته است. وطن‌پرستی و یا علاقه بی‌غل و غش شاه را در بهبود حال مردم احدی انکار ندارد، ولی بدبختانه وی گرفتار رقابت سیاسی روس و انگلیس است.(ص526)
 منزلت آسمانی مقام سلطنت در ایران تا آن درجه حایل است که شاه هیچ وقت در یک شام رسمی حضور نمی‌یابد و یا با اتباع خود بر سفره واحدی صرف طعام نمی‌کند، مگر در یک مورد ملی و عام که فقط با رجال طراز اول خانواده خویش در جشن نوروز شرکت می‌نماید، اما رفتار و طرز بیان حتی معتمدترین وزیران که در پیشگاه شاه معمول می‌دارند ابراز اطاعتی بنده‌وار و ستایش تملق‌آمیز است.(ص526)
 در پیرامون شهریار احدی نیست که حقیقت را بازگوید و یا اندرز بی‌غرضانه‌ای عرض کند.(ص526)
 نیمی از وجوهی که شاه مصرفش را تصویب فرموده به خرج مقرر نمی‌رسد، بلکه در کیسه‌های متعددی که متصدیان باهوش تند و چالاک در بین راه پیش می‌آورند به هدر می‌رود و نیمی از نقشه‌های مصوب شاه هیچ‌گاه به مرحله عمل نزدیک نمی‌شود و وزیر یا مدیری که عهده‌دار آن است به اتکای فراموشی هوس‌آمیز فرمانروا در انجام امر، راه قصور و اهمال اختیار می‌کند.(ص527)
 وی بدون تردید بهترین فرمانروائی است که بعد از کریم‌خان زند که در قرن گذشته بوده بر تخت ایران جلوس کرده است.(ص527)
 راست است که سلطنت او در اثر یکی دو بی‌دادگری سنگین، ننگین شده است که بدترین آن واقعه قتل صدراعظم او امیرنظام است.(ص527)
 عملیات شدید سرکوب‌ بابی‌ها در اثر سوءقصدی که نسبت به جان شاه اتفاق افتاده بود از مقوله دیگر است زیرا که نه تنها به جان شاه سوءقصد کرده بوند، بلکه هستی خود خاندان قاجار در معرض خطر افتاده بود و باید فراموش ننمود که تدبیر انواع شکنجه‌ها از سنت بسیار دیرین مشرق زمین است.(ص528)
 بعد از مسافرتش به اروپا از این قبیل قدرت‌نمائی غیرمجاز بسیار کم شده است و شاید هم از بین رفته باشد. در این خصوص فقط مقایسه‌ای بین فرمانروائی او و پادشاهان قبل خوب نشان خواهد داد که در تاریخ معاصر ایران طی چهل سال اخیر کمتر از همیشه خونریزی واقع شده است.(ص529)
 این بهبود رفتار را می‌توان به دو علت نسبت داد: یکی سیرت و اخلاق خود شاه و دیگر اهمیت شایان توجه افکار نافذ خارجی که قابل انکار نیست. بعلاوه حضور نمایندگان دولت‌های بیگانه در دربار ایران.(ص530)
 ناصرالدین شاه ناگزیر شد موانع فراوان را از سر راه سفر اول خویش رفع کند و تا حال هم سه بار سفر کرده است. در سال‌های 1873 و 1878 و 1889، طبقه روحانی با پافشاری عجیب نسبت به این عزم شاه مخالفت می‌نمودند و سر و صورت دادن به کار حرم خانه هم مسئله‌ای دشوار بود و یگانه عیالی که در سال 1873 با شاه عزیمت نموده بود از مسکو ناچار به بازگشت گردید.(ص531)
 وقتی که در سال 1834 فتحعلی شاه در گذشت علاوه بر محمدشاه که جانشین قانونی بود دو مدعی دیگر هم در تلاش بودند و در اثر دخالت و نفوذ سرشار سرجان کمپبل وزیرمختار بریتانیا در آن زمان و یاری افسران انگلیسی که در لشکر ایران مقام فرماندهی داشتند وی توانست حق قانونی خود را بدست آورد. به همین نحو نیز هنگامی که در سال 1848 محمد شاه وفات کرد در خراسان و کرمان و یزد و اصفهان وطوفان آشوب برخاست و باز فقط با تشریک مساعی وزیران مختار روس و انگلیس شناسائی سریع مقام پادشاهی ناصرالدین میرزا میسر شد.(ص532)
 شاه که قبلاً هم در لندن به حضورشان معرفی شده بودم مرا در اطاقی در قصر پذیرفت که تخت بنام طاوس در آنجاست و هیچ قسم اسباب دیگری در آن اطاق نبود.(ص534)
 چون شنید که من از راه عشق‌آباد و قوچان به ایران وارد شده بودم بی‌درنگ حس کنجکاوی او تحریک شد و ده دقیقه با سؤال و جواب کوتاه و درهم و برهم به حد کافی اطلاعاتی که من درباره روسها داشتم راجع به راه‌هائی که آنها ساخته بودند و کارهای ناتمام حدود مرزی در سمت ایران تحصیل نمود.(صص535-534)
 خوشبختانه راجع به تمام این نکته‌ها من هنگام عبور از آن حدود بررسی کافی کرده بودم و شاید توانستم که به اعلیحضرت اطلاعاتی درست‌تر از آنچه مأموران خود او عرض کرده بودند تقدیم کنم.(ص535)
 قاجاریه یک رسم دیرین ترک یا تاتار را شعار خویش قرار دادند و اصل خون شاهی را که نسب مادر هم نیک ملحوظ شده باشد مستقر کردند.(ص540)
 مظفرالدین نام شاهزاده‌ای است که در سال 1853 بدنیا آمد و اکنون (با وجود سه برادر مسن‌تری که جهت احراز این عنوان آماده بودند) سی و سه ساله است که مقام ولایت‌عهد دارد. برطبق راه و رسم دیگر خاندان قاجار که عین بی‌سیاستی است ولیعهد در عین حال والی ایالت شمال غربی ایران یعنی آذربایجان است که در تبریز مقر و قصری دارد و بدون موافقت شاه حق ندارد که آن ایالت را ترک کند و چون در آنجا گیر افتاده است از سیاست و طرز اداره امور که در تهران جریان دارد بکلی بی‌خبر است و همچنین از وضع و حال وزیرانی که بعدآً خدمتگذار او خواهند شد و طرز کاری که وی بایستی تعقیب کند و مردمی که باید برایشان حکومت نماید.وی حتی در امور ایالتی که اسماً حکومتش برعهده اوست دخالتی ندارد،‌بلکه آلت دست یکی از صاحبمنصبان دولتی می‌باشد.(ص541)
 بعلاوه وی که در نزدیک‌ترین ایالت ایران به خاک روسیه واقع شده چنان تحت تأثیر نفوذ روس قرار می‌گیرد که شاید ولیعهد ترس و باکی ‌بر خود راه بدهد و یا افکاری در ذهنش رسوخ یابد که بعداً از اعمال او لاینفک باشد و ممکن است در سراسر دوره فرمانروائی او نیز اثراتی باقی بگذارد.(صص542-541)
 حال من مطلب را درباره مشهورترین فرزند شاه سلطان مسعودمیرزا ملقب به ظل‌السلطان معطوف می‌سازم که عنوانی بی‌تناسب است، زیرا که تقریباً دو برابر پدرش هیکل دارد و سه سال از ولیعهد بزرگتر است. در سال 1850 به دنیا آمد و کماکان از حق جانشینی پدر خود محروم است، زیرا که تبار مادری والا ندارد.(ص545)
 از اوایل زندگانی حکومت اصفهان سپس علاوه بر آن شیراز را نیز برعهده گرفته و با مرور زمان مورد عنایت واقع و صاحب نفوذ شده است... علاوه بر اصفهان و فارس کردستان، لرستان، خوزستان و یزد هم تحت حکومت او درآمده و حساب کرده بودند که پیش از سقوط بالغ بر 000ر250 میل مربع یعنی دو پنجم خاک ایران زیر فرمان او بود.(ص546)
 در دوره زمامداری او چندین داستان غم‌انگیز اتفاق افتاد، از جمله اعدام دو بازرگان بابی در سال 1878 و قتل ایلخانی بختیاری در 1882 بنابراین حیرت چندانی به وجود نیامد وقتی که درفوریه 1888 شاهزاده به پایتخت رفته بود از مقام تمام حکومت‌های خود غیر از اصفهان محروم گردید و فقط عده محدودی از لشکریانی که به آن اتکای فراوان داشت در اختیار او ماند.(صص548-547)
 وی از وضع حاضر بیزار و ناراضی می‌نمود. مقدار کلی به زبان فارسی با روانی بسیار صحبت کرد و پیوسته هم خندان بود و با این کلام یکنواخت که رسم او بوده شروع به صحبت نمود که وی همواره دوست انگلستان است که کانون تمدن می‌باشد و در تمام عمر خود نیز در این زمینه کوشا بوده است و باز گفت که کابینه لرد سالسبوری بهترین حکومت دنیاست و امیدوار است که پیوسته پایدار بماند.(صص550-549)
 همچنین راجع به امکان صلح یا جنگ، وی احساساتی بر ضد دو دولت نیرومند همجوار ایران ابراز داشت، ولی از طرف دیگر به یک افسر روسی که با من آشناست، وقتی گفته بود که وی از ورود روسها با اشتیاق وافر استقبال می‌کند.(ص550)
 سومین فرزند ارشد شاه کامران‌میرزاست که بیشتر با لقب نایب‌السلطنه شهرت دارد. با او نیز فرصت مصاحبه‌ای داشتم او اکنون وزیر جنگ و فرمانده قشون ایران و حاکم تهران است و سی و پنج سال دارد که نسبت به سن و سال خود او بی‌اندازه تنومند است.(ص551)
 مسن‌ترین برادر شاه، عباس‌میرزا ملک آراست که چهل سال پیش مدعی احتمالی تخت و تاج به شمار می‌رفته و پس از مسلم گشتن پادشاهی برادر به تهران دعوت و در آنجا وزیر تجارت و رئیس افتخاری شورای دولتی و سپس حاکم قزوین و جاهای دیگر شد.(ص553)
 دومین برادر شاه عبدالصمدمیرزا عزالدوله است که تا این اواخر وزیر عدلیه بود و در سفر قبلی همراه شاه به اروپا رفت.(ص553)
 سومین و آخرین برادر زنده شاه محمدتقی‌میرزا رکن‌الدوله است که در فصل سابق راجع به والی خراسان از او صحبت داشتیم و شهرت دارد که حاکم نیرومندی نبوده است و بیشتر آلت دست پیشکارش بوده که از طرفداران جدی روسیه است و به همین مناسبت هم او را در سال جاری از آنجا احضار کردند.(ص553)
 شاه در مهمات امور اسماً بوسیله شورای دولتی مدد می‌یابد که عده اعضای آن کم و زیاد می‌شود و در حال حاضر سی نفر است که خود شاه آنها را تعیین می‌کند.(ص554)
 مقایسه کردن این شورا با کابینه‌هائی که برطبق قوانین اساسی غربی تشکیل یافته است و وجه ارتباطی بین این دو نیست اشتباه محض خواهد بود.(ص554)
 بعد از بازگشت شاه از سفر اول اروپا شورای دولتی به صورت فعلی پابرجاشد.(ص554)
 دارالشورای دولتی ایران که در حال حاضر هست مسئولیت وزارتی و اختیارات دست جمعی خواه اجرائی یا از جهت قانون‌گذاری ندارد. هیئتی صرفاً مشورتی است که گاهی قبلاً برای عرضه کردن رای مشورتی به پیشگاه شاه تشکیل می‌یابد، ولی عموماً بعد از اجرای فرمان‌های او که صادر شده بوده است برای مباحثه درباره آن تشکیل می‌شود.(ص555)
 مذاکره بکلی غیررسمی است و صورت صحبت دارد و هر وزیری هم مکلف است جریان کار را جداگانه به شاه گزارش دهد.(ص556)
 عنوان صدراعظم یا نخست‌وزیر که گاهی از جانب شاه به ارشد مشاورانش تفویض می‌گردیده اینک نصیب کسی نیست. نخست‌وزیر کنونی با عنوان امین‌السلطان معروف است. نام او میرزاعلی اصغرخان و جوانی است که حالا (1891) سی و چهار سال دارد و بدون اینکه از لحاظ نسب، مرتبتی والا داشته باشد بواسطه جدیت، و شایستگی خود در ایران به عالی‌ترین مقام رسیده است. در سال 1889 همراه شاه به سفر اروپا آمده بود بعد از سرور خود مقامش از همه بالاتر بوده است، وی نواده یکی از ارامنه و پسر یکی از ماموران است که در مسافرتها و هنگام شکار آبدارباشی شاه بوده و در نتیجه مورد لطف واقع و حائز این مقام شامخ گردیده است.(صص558-557)
 در هر حال نزد انگلیسی‌ها اعتراف می‌نماید که افکار اعتدالی و انگلوفیل دارد و با من راجع به سیاست مملکت خود با آزادی تمام صحبت می‌کرد.(ص559)
 حکومت او روی هم رفته دال بر شایستگی و موفقیت بوده و اگر از حمایت همایونی کماکان برخوردار باشد و اگر بتواند از فسادی که لازمه ادامه طولانی زندگانی رسمی در ایران است اجتناب کند و بتواند در برابر طوفان تحریکات که همواره در پیرامون فرد زمامدار دیده می‌شود ایستادگی نماید شاید مجال خدمتگزاری واقعی نسبت به مملکت خویش خواهد یافت.(ص559)
 شریف‌ترین و شایسته‌ترین از میان ایشان میرزاعلی‌خان امین‌الدوله است که سن و سال متوسط و آداب درباری و افکار اعتدالی و املاک فراوان دارد... من او را در منزلش که با سلیقه پاکیزه اروپائی آراسته شده بود ملاقات کردم. با سهولت به زبان فرانسه صحبت می‌کردو در نظر من جالب‌ترین شخصیتی آمد که در ایران دیده بودم.(ص560)
 ازجمله مهمترین وزیران هرچند که در حال حاضر شغل درجه دوم دارد، یحیی‌خان مشیرالدوله است که با خواهرشاه ازدواج نمود.(ص560)
 اینک او وزیر عدلیه و تجارت است و زبان فرانسه را به وجه قابل تحسین حرف می‌زند زیرا که مراحل نخستین تربیت او در اروپا طی شده به سیاست و عادات اروپائی نیک وارد است و شاید هوشمندترین رجال ایران جدید باشد.(ص561)
 در میان شخصیت‌های برجسته دیگر اگر چه مقام وزارت ندارد باید نام امیرنظام حسنعلی خان را یاد کرد که تا این اواخر پیشکار ولیعهد در آذربایجان و چند سال‌ حاکم واقعی آن ایالت بود... وی سابقاً وزیر مختار ایران در پاریس بود زبان فرانسه را خیلی خوب می‌داند و افکار مترقی دارد و قبل از اینکه مقام اخیر وزارت فواید عامه را احراز کرده باشد چند بار به لندن سفر نمود.(ص563)
 علاوه بر شورای دولتی شورای خاص پنج نفری به صورت شورا در شورا هست که در سال 1888 شاه بخصوص اساس نهاد تا در مهمات امور سیاسی مشاور او باشد. این جرگه داخلی در حال حاضر شامل امین‌السلطان و نایب‌السلطنه، امین‌الدوله، قوام‌الدوله و مخبرالدوله است.(ص564)

فصل چاردهم: حکومت
 حکومت ایران را لااقل اسماً هم باشد نویسندگان قوانین اساسی استبداد مطلق محسوب می‌دارند.(ص565)
 وی بدون آنکه به حضرات روحانی اهانتی روا دارد و یا سبب بیگانگی ایشان شود، از راه تدبیر تبعیت آنها را در مقابل قوه اجرائی و اداری تا اندازه‌ای که در زمان هیچ پادشاه قبلی مگر نادرشاه که مرد رزم‌ و شمشیر بوده سابقه نداشته، تأمین نموده است.(ص567)
 در عهد شاه فعلی چیزی که از همه عوامل قوی‌تر و ناشی از آن است که ایران در جرگه دولت‌های متمدن درآمده است مانع جدید افکار عمومی خارجی است که بواسطه فقدان مطلق افکار داخلی که شایسته چنین نامی باشد جای آن را گرفته و به صورت عامل خیر و نجاح درآمده است که گمان نمی‌رود مردم ایران از این بابت هیچ‌گونه قدرشناسی و امتنانی داشته باشند.(صص568-567)
 همین مانع به جای، یک امر عادی عامل اختصاصی استثنائی کار حکومت به شمار خواهد آمد و این تغییر فاحش ناشی از حضور دائمی وزیران مختار خارجی و پیدایش رشته و رابطه تلگرافی است.(ص568)
 رژیم اداری ایران در واقع تا این زمان کم و بیش همان است که در عهد پادشاهان هخامنشی بود.(ص568)
 در تقسیمات اداری ایران اصول ثابت یا دائمی وجود ندارد. تجزیه یا اختلاط آنها بسته به شایستگی یا شهرت متصدیان آن و منوط به میزان اعتماد یا بیم سلطان نسبت به حکام و فرمانداران است.(ص569)
 می‌توان گفت که قسمت عمده کار حکومت و بلکه اصل زندگی در آن سرزمین با مبادله هدایا برگذار می‌شود.(ص571)
 از بالا تا افراد طبقه پائین کمتر کسی است که طالب هدیه نباشد. همه افراد در سلسله مراتبی که فوقاً بیان شد، شاید بدون استثناء شغل و مقام خود را از شهریار و یا وزیر و یا حاکم ارشدی که به او منصب داده نقداً خریداری کرده است.(ص572)
 هر مقامی هم در ایران اسماً بعد از یک سال در جشن نوروز قابل انتقال است و در این مورد است که حسابهای حساس و دقیق میزان تقدیمی‌ها در سرنوشت کارها تأثیر دارد.(ص573)
 بنابر اقلام مالیاتی هر بلوک مانند تعداد جریب اراضی و درختان میوه و چشمه‌ها و حیوانات و گله‌ها و غیره غالباً از سالها قبل تنظیم می‌شود و نه فقط از آن پس ارقام مندرج در فهرست‌ها هرساله دریافت می‌گردد، بلکه با آنکه ضمناً اقلام مشمول مالیات خواه و ناخواه کاهش می‌پذیرد، مالیات آن رفته رفته بالا می‌رود.(ص574)
 با آنکه در اثر آفت کرم ابریشم و قحطی مخوف سالهای 1869- 1873 وضع اقتصادی ایران در ظرف بیست سال از 1864 تا 1884 بکلی وارفته بود و فقط در چند سال اخیر با رواج کشت خشخاش رونقی یافته است، باز ارقام مالیاتی در بعضی از موارد به صورت سرسام‌آوری ترقی نموده.(ص574)
 اما در هیچ کشور دیگری که من دیده‌ام و یا راجع به آن مطالبی شنیده‌ام سیستم مداخل تا این درجه آشکار و بی‌پروا نیست و تا این اندازه هم رواج ندارد و نه فقط به حدود عقل معاش داخلی یا معاملات تجارتی محدود نمی‌باشد، بلکه در همه‌جا و در هر رشته از امور زندگانی دیده می‌شود که با این ترتیب باید گفت که جوانمردی و یا خدمت و کار بی‌توقع از آن سرزمین رخت بربسته و حرص و آز مال‌اندونزی رواج یافته است.(ص575)
 به نظر من دلیل عمده این سکوت تا اندازه‌ای آن است که ایران دموکرات‌ترین کشورهای جهان است. پستی نسب یا رتبه به هیچ وجه کم‌ترین مانعی جهت احراز عالی‌ترین مقام نیست و مانند کشورهای اروپائی شرایط و شایستگی ممتازی ضرورت ندارد. اقدام تقدیم پیش‌کشی رسیدن به هر مقامی را برای هر کسی مقدور می‌سازد، اگرچه او از لحاظ اصل و تبار کم‌اعتبار باشد... از این رو هرکسی در این وضع و ترتیبی که فعلاً از آن زیان می‌کشد روزی امید پیشرفت و توفیق دارد و چون سختی و ناکامی کنونی با بهره‌های سرشاری که در صورت احراز مقام و مقصود به چنگ خواهد آمد قابل قیاس نیست از این رو وضع حاضر را تحمل می‌کند و آرزومند است که در آینده دنیا به کام او باشد.(صص579-578)
 عامل دوم که می‌توان گفت دلیل دوام و علت بقای ترتیب فعلی است رقم حقیر و غیر کافی حقوق رسمی مأموران در ایران است.(ص579)
 معیار حسن اداره در ایران بهبود وضع کارها یا جلب رضایت مردم و یا پیشرفت آبادانی شهر و ولایت نیست، بلکه در آن است که در جاده‌ها راهزنی و دزدی نباشد و مالیات مرتباً به خزانه شاهی برسد.(ص579)
 دولت هرسال مبالغ هنگفتی برای مخارج عمومی مثلاً کار لشکریان یا بناهای عام‌المنفعه و ساختن پل و تعمیر جاده اختصاص می‌دهد، این وجوهات یا هیچ وقت برای منظوری که مقرر شده بود خرج نمی‌شود و یا آنکه بدبختانه فقط حداقلی از آن صرف انجام منظور می‌گردد و متصدیان امور که عهده‌دار مباشرت و توزیع نقدینه‌اند، رفته‌رفته مقدار آن را تحلیل می‌برند.(ص583)
 طبع یغماگری که در سراسر دستگاه اداری رسوخ کرده است خواه و ناخواه به دوام سیستم کنونی منجر خواهد گردید و به آسانی می‌توان پی برد که با وجود این موجبات هرگونه اصلاح اداری که فقط بدان وسیله بارقه امیدی هست که ایران بتواند بی‌یاری دیگران اسباب رستگاری خود را فراهم سازد چه اندازه صعب و دشوار خواهد بود.(صص584-583)
 از تمام داستان‌های راجع به فقدان سعی و کوشش اداری ناشی از سیستمی که هر فردی درصدد تحمیل مالی بر همسایه است و خودش هم مشمول اخاذی فرد دیگری خواهد شد، ناگوارتر بی‌علاقگی تامی است که نسبت به منابع معدنی ایران وجود دارد که در ظرف سه قرن سیاحان همواره گفته‌اند که بسیار معتبر و غنی است و تا تشکیل یک شرکت انگلیسی در سال گذشته هیچ گونه اقدام علمی یا برطبق شرایط فنی جهت استخراج و بهره‌برداری از آن به عمل نیامده بوده است.(صص585-584)
 کلیه این مستخدمین مواجبی از دولت دریافت نمی‌دارند چون امید دارند که به نحوی از انحاء عایداتی واصل شود و به همین دلیل مقرری مأموران ارشد نیز به صورت شگفت‌انگیزی قلیل است که باز نتیجه خاص سیستمی است که مبتنی بر دو عیب لئامت و بی‌ترتیبی است، زیرا که حتی پرداخت مقرری‌های ثابت و قسطی‌ هم غالباً به تعویق می‌افتد و گاهی اصلاً پرداخت نمی‌شود.(صص587-586)
 همه می‌دانند که قانون در ایران و یا در واقع تمام کشورهای اسلامی بطور کلی بر دو نوع است: قانون شرعی و قانون عادی که یکی برمبانی و قوانین اسلامی مبتنی است و دیگری بر عرف و عادت استوار است. یک قسمت را طبقه روحانی و دیگری را دادگاههای کشور اجرا می‌کنند. در ایران قانون قسم اول را شرع و دسته دوم را عرف می‌خوانند و از این دو قسمت رویه‌ای قضائی فراهم می‌شود که هر چند برپایه‌ای علمی استوار نیست، ولی باز در عمل جریانی مطلوب دارد و با موارد و حوایج نیک سازگار است.(ص588)
 کسانی که با مجتهدان ممتاز تماس یافته‌اند درباره فضل و کمال کلی ایشان و احکام ارفاق‌آمیزی که پیوسته صادر کرده‌اند نظر مساعد قرین تقریظ ابراز داشته‌اند.(ص589)
 حضرات روحانی در دوره شهریار کنونی رفته رفته قدرت و نفوذ خود را از دست داده‌اند. این رسم و ترتیب تازه از آغاز سلطنت شاه فعلی بوسیله صدراعظم مقتدر او میرزاتقی‌خان پایه گذاری شده است و او نیز رفتار تحقیرآمیز خود را نسبت به آنها چنین آغاز کرد که شیخ‌الاسلام تبریز را بازداشت و حق او که مسجدش را بست و پناهگاه قرار داده بود، منسوخ نمود و این همان امتیازی بود که امام جمعه تهران نیز داشت.(صص590-589)
 آنها حق صدور حکم دارند ولی اختیار اجرا با مأموران دولت است و هرچند که رأی مجتهدان به ندرت محل تردید و فسخ واقع می‌شود و معمولاً مجری است باز ارجاع نهائی امر به دادگاه مدنی شناسائی ضمنی تفوق آن است.(ص590)
 خوشبختانه مسافرت ناصرالدین شاه به اروپا و فشار افکار عمومی جهان متمدن اثرات مطلوب شگفت‌انگیزی در کاستن از این قبیل مجازاتها نموده و این‌گونه شکنجه و آزارها تخفیف یافته است.(ص593)
 حتی اگر مساعدترین نظریه درباره مزایا و یا سبک‌ترین امعان نظری راجع به نواقص سیستم قضائی که من در این فصل شرح داده‌ام محرز باشد باز مانع از عطف توجه ما نسبت به وجود نقص تأسف‌آوری نتواند شدکه از دو جهت اساسی در این ترتیب قضاوت هست، یک فقدان مجموعه مدون قانون، دیگر دادگاهی که از عهده اجرا و استفاده از آن مجموعه برآید. با آنکه قانون شرع را تا اندازه‌‌ای مرتب کرده‌اند باز این کار از روی اسلوب علمی و یا جامع و مطابق مقتضیات زمان انجام نشده است.(ص596)
 از لحاظ ناصرالدین شاه باید انصاف داد که وی از نواقص و معایب سیستم قضائی ایران نیک آگاه بوده است و در دوره پادشاهی او اقداماتی برای رفع این نقایص شده است و از لحاظ سماجت فطری خاص مردم نیز که هیج شهریاری به نابود کردن آن قادر نیست باید اعتراف نمود که این اقدامات جز یأس و حرمان نتیجه‌ای نداشته است.(ص596)
 شاه که از شکست‌های سابق مأیوس شده بود با صفای نیت که خواه حاکی از خوش‌بینی اوست و یا ناشی از رویه کاملا بی‌دقت در مه 1888 (رمضان 1303 قمری) قدم تازه‌ای در راه اصلاح برداشت و اعلان سلطنتی زیر را به تمام حکام ایالات صادر فرمود که متن آن را بوسیله این حضرات در تلگرافخانه‌های سراسر کشور بر دیوار الصاق نمایند و دستخط را در مساجد و اماکن عام بخوانند و معنی و دلالت آن را درست برای مردم باز نمایند و از تمام مأموران هم تعهد بگیرند که در اجرای حکم شاهانه اهتمام ورزند.(ص597)
 واجب‌ترین اصلاحات یعنی تدوین قوانین و تأسیس دادگاه مستقلی که عامل اجرای دستخط جدید و تعمیم قانون‌های موجود باشد در بیانیه سلطنتی بکلی مسکوت مانده بود، ولی شاه بعداً به این موضوع نیز عطف توجه نمود و در موقع مسافرتم به تهران در سال 1889 محافل رسمی در پایتخت از این خبر سخت به لرزه افتاده که سلطان به دارالشورای کبری امر فرمود که هیئت جدید قانونی‌ را برای اهتمام در کار عدل و داد تعیین نمایند.(ص599)
 در پاسخ استفساری که اخیراً در سال 1891 نمودم معلوم شد که از تدوین قوانین جدید دیگر خبری نیست و می‌توان چنین نتیجه گرفت که باز طرح نافع جدیدی به صورت کاغذ پاره درآمده و سنگ مانع تازه‌ای بر انبوه اصلاحات ناقص ناصرالدین شاه عالماً و عامداً افزوده شده است.(ص600)
 ممکن است در ایران جاده‌ها و راه‌آهن ساخت و منابع ثروت‌خیز آن را به کار انداخت و قشونش را آماده و کارگرانش را ناندار کرد، ولی باز هم‌آهنگی و انبازی او با ملت‌های متمدن میسر نخواهد گردید مگر آنکه به کنه روح مردم امکان رسوخ باشد و تکان جدید و عمیق در سیرت ملی و رسوم و مبانی آن پدید آید.(ص601)         ادامه دارد ...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات