تاریخ انتشار : ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۲:۴۳  ، 
کد خبر : ۱۴۳۸۷۱

گزیده‌ای از کتاب «ایران و قضیه ایران» (بخش چهارم)


به علت حجم زیاد بولتن و لزوم مناسب نمودن آن برای مطالعه در فضای مجازی، این متن در پایگاه بصیرت در هشت بخش منتشر می‌شود. (بخش چهارم)

فصل پانزدهم: تاسیسات و اصلاحات
 باآنکه تصویری که من به خاطر بیان حقیقت از وضع و حال حکومت ایران باز نموده‌ام سخت ملال‌انگیز است و تغییر و اصلاح مبانی اساسی آن نیک ضروری است هم‌اکنون شهریار ایران نیز به یک رشته اصلاحات در مملکت دست زده است که براستی این دوره را از تمام ادوار متمایز می‌سازد.(ص602)
 از جمله اصلاحاتی که با حصول نتیجه از طرف پادشاه کنونی عملی شده است که قبلاً هم به ذکر آن پرداختم تأسیس پلیس شهری در تهران و تجدید بنای پایتخت و زیبا کردن آن بوده است و از کارهائی که اقدام شده، ولی نتیجه‌ای نداشته است من نظر خوانندگان را به تجدید سازمان اداری و تأسیس دادگاههای قضائی و تدوین مجموعه قوانین معطوف نمودم.(ص603)
 اصلاحاتی را که من در این فصل مورد توجه قرار می‌دهم آنهائی است که بنابر معیار فرنگی به هیچ وجه حاکی از پیشرفت قابل ملاحظه ملی نیست، ولی در سرزمین ایران که شرح حالش را ملکم‌ها، موریه‌ها، و اوزلی‌ها نوشته‌اند ترقی شایسته‌ای بشمار می‌رود که از آن جمله است برقرار کردن صندوق عرایض و تلگراف الکتریک و طبع و نشر جراید و تأسیس ضرابخانه دولتی و ضرب سکه‌های دولتی و بانک اروپائی و امتیازات رسمی و مانند آن و ساختمان جاده‌ها و تعلیمات عالی.(ص604)
 تا سال 1874 وضع پستی ایران در دست چاپارباشی‌ها بود که سرویس پست را از وزیر طرق اجاره می‌کردند و نامه‌رسانی برای این افراد منبع درآمدی بشمار می‌رفت.(ص604)
 در سال 1875 تشکیلات پستی ایران بر طبق سیستم اروپائی به یکی از مدیران رسمی پستی اتریش به نام ریدر واگذار شد.(ص604)
 سال بعد در 1876 وی به مقام مدیریت پست رسید.(ص605)
 در سال 1877 ایران به قرارداد بین‌المللی پستی ملحق گردید.(ص605)
 ترتیب فعلی این است که یک هفته در میان سرویس به اروپا از راه تبریز و تفلیس دایر است و همچنین از راه رشت به بادکوبه و سرویس دیگر هفتگی از راه بوشهر تا بمبئی و یک سرویس هفتگی نیز بین پایتخت و مشهد و یزد و کرمان و شیراز و کرمان هست.(ص605)
 از انگلستان به ایران نامه از طریق برلن در ظرف تقریباً دو هفته به تهران می‌رسد.(ص605)
 تلگراف برقی خیلی زودتر از تأسیس یک سرویس مرتب پستی در سراسر ایران بکار افتاد و اولین بار در سال 1859 از طرف دولت به رسم آزمایش خطی از تهران تا سلطانیه کشیده شد، ولی چون این کار درست انجام نشده بود ناچار متروک ماند. در سال 1860 خط کاملی از تهران تا تبریز دایر کردند که در 1863 تا جلفا امتداد یافت و در همین موقع بین دولت‌های ایران و انگلستان مذاکراتی پیش آمد که به این نتیجه منجر گردید که خط اصلی تلگراف هند و اروپا از لندن تا بمبئی ترانزیت از طریق ایران بگذرد.(صص606-605)
 آزادی قلم و یا حتی حق انتقاد پاک مجهول است. از این رو این پنداری موهوم و شاید هم‌گمانی فریب‌آمیز است که بعضی‌ها گاهی هنروران این رشته را پیش‌تازان تجدید حیات ایران وانمود و سه چهار روزنامه موجود را دلیل ترقی شایسته‌ای در زمینه آزادی ادب و فرهنگ عنوان می‌کنند.(ص607)
 به سال 1850 در زمان زمامداری امیرنظام نامدار، میرزاتقی‌خان که چند بار ذکر خیرش را به میان آورده‌ام، اولین روزنامه فارسی را اساس نهاد و او تحریر آن را به دست یک نفر انگلیسی داد تا مطالبی سودمند و جالب توجه از جراید اروپائی استخراج و درج کند و خود نیز مقالاتی سیاسی در آن روزنامه می‌نوشت.(ص607)
 آقای مونزی در سال 1866 روزنامه دیگری را ذکر کرد به نام «جریده تهران» که به امر شاه در سال مزبور تأسیس گردید.(ص607)
 نام روزنامه‌های تهران در حال حاضر به شرح ذیل است: 1- «ایران» که ارگان رسمی است و همه اعضای ادارات به اشتراک آن ناگزیرند... شاه گاهی در آن مقاله می‌نویسد و مباهات می‌نماید که سبک خاص و فارسی خالصی دارد که تا اندازه‌ای عاری از لغات عربی است که در مکالمات معمولی فراوان است. در همین روزنامه در شماره‌های 10 و 19 مه 1888 مکتوبی به قلم اعلیحضرت مندرج است...2- «اطلاع» که ارگان نیمه رسمی و این نیز در زیر نظر وزیر انطباعات است که نامرتب انتشار می‌یابد هرچند مقرر است که دو هفته یک بار منتشر شود... 3- «شرق» مجله مصور ماهانه در تهران تحت نظر اداره و ناشر مزبور منتشر می‌گردد و تصاویر آن معمولاً به عکس وزیران یا رجال ایرانی منحصر است و گاهی نیز با چاپ کردن صورت فرمانروایان اروپائی تنوعی پیش می‌آید... 4- «فرهنگ» در اصفهان جریده فرهنگ تحت نظر ظل‌السلطان یا متصدیانی که وی تعیین می‌کند انتشار می‌یابد... جریده مشابهی هم به نام «قانون» اخیراً انتشار یافته است.(صص609-607)
 در سال 1885 روزنامه‌ای قدری مرتب‌تر و نیمه رسمی به زبان فرانسه با عنوان «ندای ایران» انتشار یافت که بعداً از بین رفت.(ص610)
 در سال 1865 پادشاه کنونی که از ناحیه بعضی افراد ذی‌علاقه به تقلید طرز مسکوک اروپائی تشویق شده بود به وزیر مختار خود در پاریس امر داد ماشین‌های لازم ابتیاع و کارشناسان فرانسوی استخدام کند.(ص612)
 در سال 1877 که سکه‌های جدید رواج یافت و عمارت وسیعی در حوزه شمالی تهران که قبلاً به قصد کارخانه پنبه ریسی مورد آزمایش واقع و بی‌فایده نموده بود به ضرابخانه سلطنتی مبدل شد.(ص612)
 مدیر ضرابخانه که سالانه پنج هزار تومان بابت حق امتیاز می‌پردازد حق دارد از آنچه ضرب می‌کند پنج درصد اخذ کند، بعلاوه مداخل شخصی هم از راه عیار سکه‌ها به جیب او می‌رسد.(ص613)
 نابکاری و نواقصی که در سیستم پولی ایران و در واقع تمام شقوق داد و ستدهای تجارتی آن سرزمین هست از دیر باز لزوم تأسیس بانک‌هائی را که به سبک اروپا اداره شود جهت تأمین اصلاحات دامنه‌دار مادی غیرقابل احتراز ساخته است.(ص613)
 هیچ چیزی مؤثرتر از تنزیل‌های گزاف که با اظهار اشتیاق به رباخواران محلی پرداخت می‌شود وضع اسفناک مالی ایران را روشن نمی‌سازد.(ص614)
 در سال 1888 شرکت بانک جدید خاور درصدد برآمد که ایران را در حوزه عملیات آسیائی خود وارد سازد... ایرانیان رفته رفته به معنی حساب پس‌انداز و ارزش بهره ثابت و مطمئنی درباره موجودی‌های خود آشنا شدند.(ص614)
 در سی‌ام ژانویه 1889 شاه امتیازنامه مقدماتی بانک شاهنشاهی ایران را به نام بارن دو رویتر امضاء کرد. در اینکه این امتیاز از جهاتی جبران آبرومندی درباره آن مرد محترم به مناسبت بدرفتاری که در مورد امتیاز معروف 1872 رویتر دیده بود به شمار می‌رفت، هم از امتیازنامه‌ای که به نفع او صادر شد و هم از مفاد یکی از مواد آن استنباط می‌شود که مقرر داشت مبلغ 40000 لیره ودیعه بارن دو رویتر بابت امتیاز سابق که دولت ایران درسال 1873 بر خلاف حق ضبط کرده بود مسترد شود.(ص615)
 در ماه اوت دولت انگلیس با فرمانی سلطنتی در بانکی که به شرح فوق تشکیل یافته بود شراکتی سی ساله نمود.(ص615)
 امتیاز از ژانویه 1889 به مدت شصت سال اعطاء شده بود پایه و مایه سیاست آینده که هرگاه با فکر و همت و کار و بی‌غرض مجری دارند ممکن است به اقدامات کلان تجارتی منجر شود که از عملیات بانکی صرف بالاتر باشد.(صص616-615)
 مواد 11و 12 و 13 از مهم‌ترین مقررات امتیازنامه است که غیر از چند مورد استثنائی به بانک اختیار استخراج مواد معدنی ایران که در حال حاضر احتمال می‌دهند بسیار سرشار باشد، ولی تاکنون تحقیقات محدودی معمول شده اعطاء گردیده است.(ص616)
 معدنهای طلا و نقره و سنگ‌های قیمتی انحصاراً متعلق به دولت ایران خواهد بود... هرگونه معدنی را که بانک در ظرف ده سال شروع به استخراج نکرده باشد دولت ایران می‌تواند بدون مشورتی با بانک راجع به آن تصمیمات اتخاذ کند.(ص617)
 در اوایل 1890 بانک شاهنشاهی با دستگاه بانک جدید خاور توافقی حاصل و در مقابل 20000 لیره محل آن بانک را در تهران با سرقفلی و اثاثیه و مناصب و غیره خریداری کرد.(ص618)
 از جمله حقوقی که شاه به بانک شاهنشاهی داد انحصار نشر اسکناس بود.(ص618)
 در سال 1890 اسکناسهای جدید با خط فارسی و علامت شیر و خورشید در یک طرف و عبارت انگلیسی و عکس شاه در سمت دیگر با ارزش یک تومان تا هزار تومان منتشر گردید.(ص620)
 علاوه بر تهران و لندن در شهرهای تبریز، رشت، مشهد، اصفهان، شیراز، کرمان، بغداد بصره و بمبئی شعبه و نمایندگی باز کردند و بانک شاهنشاهی از جمله تأسیسات عمده درآمد و مرکز کار مصالح مالی ایران گردید. دولت ایران این بانک را عامل دریافت و پرداخت هزینه‌ها و امور کلی مالی خود ساخت و بیشتر دولت‌های خارجی که با ایران روابطی دارند آن را برای انجام کارهای ضروری خود واسطه قرارداده‌اند.(ص620)
 پیش از این راجع به امتیاز اصلی و معروف سال 1872 رویتر اشاراتی نمودم... طرح رویتر عالی‌ترین مرحله دوره‌ای از احساسات جدی و صمیمانه انگلوفیلی در تهران و آن شاهکار سیاسی میرزاحسین‌خان صدراعظم مقتدر بود که در آن موقع مشیر و مشار پادشاه به شمار می‌رفت.(ص621)
 تاریخ امتیازنامه 25 ژوئیه 1872 است. وقتی که متن آن به نظر اهل جهان رسید دریافتند که مشتمل بر کامل‌ترین مواد و واگذاری دربست کلیه منافع صنعتی یک کشور در دست خارجی است که مانند آن هرگز به وهم و گمان احدی در نیامده بود و در تاریخ سابقه نداشته است.(ص622)
 در غیاب شاه که به اروپا رفته بود موقع و فرصت مناسب بدست تمام عناصر مخالف ارتجاعی یا متعصب و یا چنانکه ایرانیان می‌گویند افراد وطنخواه کشور افتاد... اما ضربت قاطع را در واقع سن‌پطرزبورگ وارد ساخت.(ص622)
 دولت روس رفتار انزجارآمیزی توأم با تهدید در پیش گرفت و خواستار شد که انگلستان اطمینان رضایت بخشی بدهد. این جریان شاه را سخت نگران ساخت و تار و پود آن نقشه نارس برباد رفت.(ص623)
 مخالفت سیاسی بر ضد امتیاز نیز خیلی شدید و غیرقابل رفع بود و اجرای امتیازنامه سبب تصادم بی‌انقطاع روس و انگلستان در ایران و شاید هم موجب دردسرهای وخیم بین‌المللی می‌گردید، اما به نظر من قوی‌ترین دلیل مخالفت این حقیقت بود که حقوق حیاتی یک ملت را به سوداگران خارجی واگذار می‌کرد.(ص624)
 انگلستان ظاهراً با اجرا شدن امتیازنامه رویتر به تفوق درخشان سیاسی نایل می‌گردید، ولی این کامیابی برخلاف مصالح عالیه ایران بود و چون از جمله هدفهای این کتاب روشن ساختن این نکته است که منافع ایران و انگلستان یکی است یا به عبارت دیگر وجود ایران مقتدر باید غایت مطلوب دیپلماسی بریتانیا باشد جای تهنیت است که آن نقشه که ایران را بیچاره و گرفتار می‌کرد محکوم به فنا گردید.(صص625-624)
 من طرفدار سیاست همراهی به ایران از طریق سرمایه‌گذاری خارجی هستم چون خود او قادر به این کار و اقدامات ثبات بخش نیست، ولی عقیده‌ام این است که از اعطای کورکورانه امتیازات اقتصادی به جای نفع در واقع صدمه خواهد دید و لازم است که مشاوران او از ابراز شور و اشتیاق در این زمینه احتراز جویند.(صص626-625)
 منافع ایران به بهترین وجه وقتی تأمین خواهد شد که از طریق جاده‌سازی و کشیدن خط آهن شروع به اقدامات کند نه اینکه با اعطای حقوق انحصاری مبالغه‌آمیز و امتیازهای پرآب و تاب به عناصر ولگرد فتنه‌انگیز امکان کامیابی خویش را دوچار مخاطره سازد.(ص626)
 به نام دوست ایران من از تکرار این عقیده راسخ خویش خودداری نتوانم کرد که اعطای امتیازات پی‌درپی و تسلیم سرمایه اصلی مملکت در ازای درهم و دینار به آوارگان بی‌بند و بار جهان صنعت و تجارت که برای احراز مقاصد خود یعنی شکار ثروت و مال سراسیمه به تهران آمده‌اند سیاستی است که نه اساس استواری دارد و نه دال بر وطن پرستی است و نه وسیله درستی جهت جلب منافع واقعی ایران است.(ص627)
 در سال 1889 ایران فقط دو راه نسبتاً ارابه‌رو داشت یکی از قزوین به تهران و دیگر از تهران به قم که طول آنها جمعاً نود تا صد میل بود.(ص629)
 به این دو جاده باید راه باجگیران در مرز روسیه نزدیک عشق‌آباد از طریق قوچان به مشهد را افزود.(ص630)
 با مراقبت و تشریک مساعی بانک شاهنشاهی ایران، اقداماتی در جریان است که نه فقط راه‌های ارابه‌رو و حمل و نقل کالا بوسیله گاری در ایران زیاد‌تر خواهد شد، بلکه قرار است جاده ورودی جدیدی نیز از جنوب تا پایتخت بسازند که نقشه آن از دیر باز تحت بررسی بوده و سرانجام کارهای مربوط به خط بین تهران و شوشتر یا اهواز از طریق قم و سلطان‌آباد و بروجرد و خرم‌‌آباد شروع گردیده است.(ص631)
 از جهات سیاسی بعضی از این راهها مساعد به حال مصالح بریتانیا است و بعضی دیگر مناسب قصد و خیال دولت روس و بی‌پرده باید گفت که جاده‌های شمالی و شمال شرقی از نظر تجارتی و همچنین اگر تجاوزی پیش آید نافع به حال روسیه خواهد بود و جاده‌های جنوبی و جنوب غربی بر نفوذ انگلستان خواهد افزود.(ص633)
 اگر برای من امکان و اختیار اظهارنظری درباره تجدید حیات ایران می‌بود، دسته دسته افراد آن سرزمین را به فرنگستان نمی‌آوردم، بلکه در تأسیس مدارس روستائی اقدامات بس اساسی (مؤلف انقلاب نوشته است) می‌کردم.(ص636)
 در زمینه تعلیم و تربیت هم مانند رشته‌های دیگر پادشاهی ناصرالدین شاه عاری از جهد و اهتمام نبوده است هرچند که مثل سایر قسمت‌ها به نحو خاصی تلاش یک جانبه و محدودی معمول شده است که نسل جوان ایران از برکات تعلیمات اروپائی برخوردار شوند. شاه در سال جلوس به تخت پادشاهی در تأسیس دستگاهی به نام مدرسه سلطانی با برنامه و معلمان خارجی همت گماشت.(ص638)
 عده‌ای براین عقیده‌اند که استقبال از آئین باب که به وجهی بسیط، ولی نه آشکار در برابر اقتدار اسلام به کار است و با تمایل سرشاری که این ایام در ایران راجع به تحقیقات نظری و سهل‌انگاری بسیاری که نسبت به عقاید مذهبی هست راه آسانی از لحاظ گرایش به کیش پروتستان فراهم است.(ص640)
 اولین هیئت روحانی پروتستان که به ایران رفت هنری مارتین معروف بود که در سال 1811 رهسپار شیراز شد.(ص642)
 پس از درگذشت مارتین نفر بعدی در سال 1829 آقای گرووز بود، ولی او زود از ایران به بغداد نقل مکان نمود. سپس چندتن آلمانی با اسامی دیتریچ، زارمبا و هاز در زمان واحد مدارس مسیحی در شهرهای شیشه (قفقاز) و تبریز باز کردند. در سال 1838 عالیجناب گلن به ایران وارد شد و در ترجمه انجیل نوشته مارتین تجدید نظر کرد و هم او سه سال در حاجی ترخان صرف ترجمه تورات کرده بود. در همین هنگام اوژن بوره فرانسوی با سبک تبلیغی جالبی که در اصفهان راه انداخته بود شورو هیجان بسیار برانگیخت.(ص643)
 روی همرفته باید دولت ایران را از لحاظ سیاست و رفتار سازگاری که نسبت به عناصر مسیحی اهالی کشور خویش دارد ستود.(ص644)
 دولت ایران مانع تأسیس هیئت‌های مذهبی یا بنای مدارس و کلیسا و شفاخانه آنها در قلمرو خود نیست و برای مطبوعات مذهبی و کتاب‌های دینی آزادی انتشار هست و این کتابها را گاهی ناشران ایرانی در تهران چاپ می‌کنند و از این بابت پادشاهان قاجار پیرو رفتار شاهان صفوی‌اند که در زمان ایشان در اصفهان اماکن متعلق به هر چهار دسته «برادران کاتولیک» وجود داشت،‌ولی رویه دولت با طرز رفتار شخصی حکام یکی نیست و آزادی و تأمین هیئت‌های مذهبی تابع روش آن حضرات است.(ص644)
 در کشورهای متعدد شرق که من سفر کرده‌ام از سوریه تا ژاپون با این مسئله عجیب و به نظر خودم غم‌انگیز مواجه شدم که هیئت‌های مسیحی در زیر لوای سلطان صلح (حضرت مسیح) راه پیکار پیش گرفته‌اند، در حالی که اسلحه برادرکشی را هم دردست دارند.(ص645)
 من حتی می‌پرسم از روزگاری که هنری مارتین پا به شیراز نهاده تاکنون فقط چند تن محدود از ایرانیان به جان و دل ایمان مسیحیت حاصل کرده‌اند و خودم بارها در مقام جستجو برآمدم، ولی هیچگاه فردی را که از اسلام دست کشیده باشد نیافته‌ام.(ص646)
 اسلام که به وجهی بسیار نیکو با شرایط اقلیمی و اخلاقی و موقع و وضع کشورهائی که بر آنها دست یافته منطبق است از گهواره تا گور عنان اراده پیروان خود را در چنگ دارد.(ص646)
 تا زمانی که این قاعده قهری و ساحر زندگانی مردمی از مشرق زمین را دربر گرفته است و بر همه تکالیف و همه قسم اعمال زندگانی آنها حاکم و متضمن رستگاری نهائی است قسمت اعظم صرف مال از جانب هیئت‌های مذهبی و فداکاری‌های ایشان پاک بیهوده است. در واقع به نظر من تبلیغات آشکار بدترین کاری است که میسیون‌های مذهبی در یک سرزمین متعصب شرقی پیشه سازند.(ص647)
 با تأسیس مدارس و اقدامات نوع پروری و بخصوص نثار‌ کردن مجانی کمک‌های درمانی رفته رفته و به نحو اطمینان آمیزی در قلب توده خامی که به رکود فکری محکوم است می‌توان تأثیر نمود.(ص647)
 پنج سال پیش عده کلیمی‌های ایران را تخمیناً 19000 نفر قلمداد کرده‌اند، ولی به نظر من عده ایشان بیشتر از این است.(ص647)
 از لحاظ جماعت، یهودیان ایران غرق در فقر و جهالت‌اند مدرسه‌ای مختص به خود ندارند مگر تعلیماتی که در کنیسه فرامی‌گیرند که در آنجا هم فقط دعاهای مذهبی را به آنها می‌آموزند که اکثر ایشان معنی آن را درک نمی‌کنند.(صص648-647)
 اکثریت یهودیان ایرانی به کار تجارت و جواهر فروشی و شراب‌سازی و تریاک فروشی و نوازندگی و رقاصی و کار تنظیفات شهری و دست‌فروشی و پیشه‌های دیگر که چندان مورد احترام نیست مشغول‌اند و به ندرت هم در رشته بازرگانی مقام شامخی بدست می‌آورند.(ص648)
 در غیاب شاه که به سال 1889 در اروپا بود آشوب تعصب‌آمیزی در شیراز و اصفهان برخاست و محور فتنه، سردسته عناصر مذهبی به نام شیخ آقانجفی بود، در آن اغتشاش یک تن از کلیمی‌ها به قتل رسید.(ص649)
 به مناسبت همین فتنه بود که در حین اقامت ناصرالدین شاه در لندن هیئت معتبری از جانب اتحادیه انگلیس و یهود به حضور همایونی رفتند و عریضه‌ای درباره هم‌کیشان خویش در ایران تقدیم داشتند. شاه اطمینان حمایت داد که بسیار مورد لزوم بود و امید است مجری شود.(ص649)
 با آنکه نفوذ ملاها کاهش یافته است و برعکس سابق سرافرازی و غروری در کار نیست باز سلطه شریعت اسلام در ایران بهیچ وجه تضعیف نشده است و هنوز ممکن است عده‌ای بازار تعصب را گرم سازند و آن روز نیز سخت دور و بعید می‌نماید که در ایران صلیب مسیح‌جای هلال اسلام را اشغال کند.(ص649)

فصل شانزدهم: ‌ایالات شمال غرب و غربی
 مسئله سیاسی آذربایجان فقط محدود به امکان تصادم با روس و عثمانی نیست، در این سرزمین عناصری زیست دارند که آن را از سایر نقاط قلمرو ایران متمایز می‌سازد. در این ایالت و نواحی همجوار آن قوم مشهور و مهیب کرد ساکن‌اند که نام آنها در دنیا مترادف با سلحشوری و جنگجوئی است. در این جا در کنار همین ایلات ناکام جماعت بزرگ ارامنه سکونت دارند که به یکی از فرقه‌های قدیم مسیحیت متعلق‌اند و توجه اروپا را نسبت به وضع و حال خویش معطوف ساخته و بارها هیئت‌های مذهبی آمریکا و فرانسه و انگلستان را متساویاً به تشویش انداخته‌اند و باز همین سامان، مسکن ارامنه است که در همه جا نیز دیده می‌شوند و به این مناسبت ناگزیر مسئله اجتناب‌ناپذیری راجع به ایشان پیش می‌آید. پس بدون تردید با این همه عناصر مبارز که چنین می‌نماید که با هم وجه اشتراک بسیار دارند مایه فتنه به آن اندازه فراهم است که موجب سرگرمی دیپلماتها و سبب تصدیع و بحران درکار سیاستمداران شود.(صص656-655)
 تبریز کلمه‌ای آریائی مستخرج از تب‌یا تاب به معنی گرم و نیم گرم و رز و ریز و رش نیز از مصدر ریختن است بنابراین معنی آن گرماریزان و ناشی از چشمه‌های آب گرم است که در مجاورت آن است.(ص660)
 سیاح اسپانیائی کلاویخو که در سال 1404 سه روز و باز در 1405 درحین رفت‌و آمد به سمرقند نوزده روز در آنجا مانده است می‌نویسد:‌«شهر بعد از صدمات ناشی از حمله تیمور به قدری سریع تجدید قوا نمود که در آن موقع هرچند سابقاً بیشتر جمعیت داشت تعداد سکنه‌اش000, 200 نفر بود و عالی‌ترین حمام‌های جهان را داشته.(ص661)
 بارزترین تجربه‌ای که تبریز در این قرن داشته است اشغال بدون مقاوت و آسان آن از طرف نیروی ژنرال پاسکوویچ در جنگ سال 1827 بود که اهالی حاکم را دستگیر کردند و او را اسیروار به روسها تحویل دادند.(ص662)
 از سال 1805 به این طرف تبریز حاکم نشین و مقر ولیعهد شده است و این کار اولین بار به خاطر عباس میرزا فرزند ممتاز فتحعلی شاه اتفاق افتاد.(ص663)
 با آنکه تبریز روزگاری بسیار پهناور و جالب‌نظر بود، در حال حاضر فقط دو بنای کهن دارد که قابل ذکر است: یکی کبود مسجد به مناسبت نمونه‌های بسیار ممتاز کاشی و میناسازی که سابقاً در این بنا بکار رفته، و آن بنا بر فرمان جهانشاه آخرین پادشاه سلسله قوه قویونلو (1437-1468 م) ساخته شده است.(صص665-663)
 یادگار دیگر دوره گذشته ارگ است که در ناحیه جنوب غربی شهر واقع است و آن در اصل به فرمان علی شاه ساخته شده و مسجدی هم در محوطه آن وجود داشته که در ربع اول این قرن عباس میرزا آن را به زرادخانه مبدل ساخته و عده‌ای از کارشناسان انگلیسی را جهت این منظور استخدام نمود.(ص665)
 قصر ولیعهد زیباترین عمارت جدید شهر است. اروپائی‌ها در محله ارامنه سکونت دارند. در آنجا اقامتگاه سرکنسول‌های ترکیه و روسیه و انگلستان است.(ص665)
 با در نظر داشتن این نکته که دومین شهر قلمرو همایونی است و مقر ولیعهد و مرکز ثروتی سرشار و در حوالی آن بهترین سنگ‌های مرمر و مصالح ساختمانی فراهم است از این رو حیرت‌انگیز است که تبریز بعد از چند زلزله به تجدید بنا نپرداخته است و به زیبائی آن چندان افزوده نشده است.(ص666)
 بعد از جنگ 1857 به گمان خیلی‌ها که وارد و صاحب نظرند انگلستان کار ناصوابی کرد که پاره‌ای از مراکز مثل محمره و بوشهر را که در اختیار داشت از دست داد به همین قسم هم می‌گویند دولت روس بارها غبطه خورده است که غنایم بیشتری در ترکمنچای به چنگ نیاورده بود. این نکته که آن قرارداد چنانکه امکان داشت نفع روسیه را تأمین نکرد و بلکه فقط مصالح ایران را حفظ نمود تا حدی مرهون حسن تدبیر و رأی سرجان مک نیل بوده که فتحعلی شاه را ترغیب نمود که پیش از آنکه روسها چیزهای بیشتری مطالبه کنند تسلیم شود.(ص668)
 انگلستان هنوز وضع ممتاز خود را در تجارت پارچه‌های کتانی (خاکستری و سفید و الوان و رنگهای جوهری) که به آسانی قابل رقابت نیست حفظ کرده است و ارزش تمام این تجارت وارداتی (که تقریباً همه از منچستر صادر می‌شود) در سال 1888 معادل 220, 393 لیره و در سال 1889 در حدود 830,501 لیره بود.(ص670)
 چای با ارزش 000,107 لیره از لندن و آمستردام می‌رسد، هرچند که بیشتر از مبداء لندن است.(ص671)
 از مجموع وارداتی که بابت سال 1889 نقل شده میزانی که روسیه و دیگر کشورهای اروپائی در دست دارند به شرح ذیل است: از اروپا=340,792 لیره، از روسیه=551/61 لیره و تخمیناً می‌توان گفت که انگلستان هشتاد درصد از تجارت وارداتی و 10 تا 12 درصد تجارت صادراتی را در دست دارد. ارقام بالا آمار تجارتی از راه طرابوزان و تجارت وارداتی روسیه از طریق تفلیس و جلفا و به مقدار بیشتر هم از بندر کوچک آستارا و از طریق اردبیل است.(ص671)
 کمپانی منچستری زیگلر بزرگترین تجارتخانه اروپائی در تبریز است.(ص673)
 سهم نظامی این ایالت در قشون ایران اسماً به قرار ذیل است:
پیاده نظام= 26000 نفر
سواره نظام= 6800 نفر
توپخانه= 4800 نفر
-------------------
جمع کل= 37600 نفر (صص674-673)
 تا چندین سال اردوگاه بزرگ تعلیماتی هرساله در نزدیکی تبریز ترتیب می‌دادند و 8000 تا 9000 سرباز با فرماندهی یک افسر اتریشی به مشق و تعلیمات نظامی می‌پرداخته‌اند. می‌گویند که وی در پیشرفت کار آنها توقیف بسیار حاصل کرده بوده است، ولی در سال 1890 در اردوگاه مزبور فقط 300 تن سوار و سه فوج پیاده نظام و دو واحد توپخانه و یک توپخانه کوهستانی بود.(ص675)
 علاوه بر خط تلگراف اصلی اروپا که از جلفا به خاک ایران وارد می‌شود و به مقصد تهران از تبریز عبور می‌کند، تلگراف‌های محلی نیز هست که در دست مأموران ایرانی است.(ص676)
 چنانکه سرهنگ استوارت نظر داده است آنچه ضروری است یک سرویس مرتب کشتی‌های کوچک است که بین دو ساحل شمالی و جنوبی حرکت کند و غله را که در حدود جنوبی دریاچه به حد وفور و ارزان است به شهرهای خوی و تبریز که نسبتاً گران می‌باشد حمل کند، ولی من گمان می‌کنم که برای این کار نیز مانند صدها کار نیک دیگر در ایران باید صبر و انتظار پیشه ساخت.(ص680)
 اورمیه (رضائیه)- ...این شهر که در ارتفاع 4400 پا از سطح دریاست بین 30000 و 40000 نفر سکنه دارد که بیشتر آنها طایفه ترک افشار هستند، ولی مقدار زیادی هم خانواده‌های نسطوری و کلیمی و ارمنی در آنجاست. در تاریخ قدیم، ارومیه را زادگاه افسانه‌ای یکی از پدیده‌های افسانه‌ای‌تر یعنی زردشت و مدفن سه تن مغ محسوب داشتند.(ص682)
 عده نسطوریان مسیحی ساکن ارتفاعات ایران و عثمانی را بین 100000 و 200000 گفته‌اند و شاید رقم دوم بیشتر مقرون به صحت باشد، در حال حاضر اکثریت آنها از اتباع عثمانی‌اند. جمعیت نسطوری آذربایجان را بنا بر آخرین گزارشها (که تقریباً دو برابر برآوردهای قبلی است) بالغ بر 40000 نفر نظر داده‌اند.(صص683-682)
 نخست‌ پرزبیترهای آمریکائی وارد صحنه کار شدند. در سال 1829 حضرات اسمیت و دوایت به منظور تحقیقات فراآمدند و به سال 1833 عالیجناب جی. پرکینس به همین عنوان وارد ایران شد و در 1835 شروع به کار کرد.(ص688)
 در سال 1868 هیئت پروتستان نسطوری که به ترتیب فوق سازمان یافته بود و در آن وقت فقط 2400 تن بودند به اندازه کافی احساس قدرت و به عملیات جداگانه تصمیم گرفتند و برای آئین نارس جدید بیعت نامه و مقررات سازمانی فراهم ساختند.(ص688)
 یک جوان فرانسوی بسیار درخشان به نام بوره که از طرف انجمن فرانسوی برای تتبعات علمی به ایران اعزام و نسبت به عیسویان ایران علاقه‌مند شده بود و شوق فراوانی در زمینه ارشاد مذهبی پیدا کرد، تصمیم گرفت در مقابل رقیب‌ها تلاش و همت بنماید.(ص689)
 سرانجام و آن هم پس از چند بار تجدید کار هیئت کلیسای انگلستان وارد صحنه گردید. نخستین ارتباط بین دو دستگاه مذهبی در سال 1843 برقرار شد، همان وقتی که مارشیمون نامه‌ای به کشیش اعظم شهر هولی نوشت.(ص690)
 از موقعی که اعلیحضرت در سال 1889 فرمانی صادر و باز کردن مدارس جدید خارجی را در ایران ممنوع کرده‌اند هیئت‌های مذهبی از بسط دادن برنامه‌های تعلیماتی خود بازمانده‌اند هرچند که حاکم فعلی ارومیه جهانسوز میرزا که پسر عموی شاه است رفتار دوستانه و نزاکت مآبی نشان می‌دهد و باید از دولت ایران سپاسگزار بود که بجز در موارد استثنائی این حکام با بلندنظری و مدارا نسبت به اتباع مسیحی در این حدود ایران رفتار کرده‌اند.(ص692)
 از چند سال پیش بنا بر پافشاری دولت انگلیس مأمور رسمی به نام سرپرست تعیین گردید تا حافظ منافع افراد مسیحی و واسطه بین آنها و حکومت محلی باشد، ولی چنین می‌نماید که او نفوذ خود را بیشتر در برانگیختن اختلاف صرف می‌کند تا از هر دو طرف چیزی دریافت نماید.(صص695-694)
 تمام مسیحی‌ها در ایران از خدمات نظامی معاف‌اند، ولی در ازای هر سال سرانه پنج قران به دولت مالیات می‌دهند که فقط شامل افراد ذکور بالغ بر پانزده سال می‌شود و گاهی نیز از جوانان و سالخوردگان با هم دریافت می‌گردد.(ص695)
 ارامنه که از نسطوریان کمتر بارورند و کمتر با هم می‌آمیزند و به زندگانی در خانه چندان پابند نمی‌باشند از قرار معلوم در هر خانواده حد متوسط شش نفر دارند که در این صورت جمع آنها 28890 نفر می‌شود که با نسطوریها مجموع سکنه مسیحی آذربایجان 72890 نفر خواهد شد.(ص696)
 ریشه مسئله کردها در ایران هر وقت که جلوه‌گر شود کینه بین سنی و شیعه است و اساس قضیه کرد در عثمانی کینه‌توزی میان مسلمانها و مسیحیان می‌باشد، ولی باید دانست که بعضی از کردهای ایرانی مذهب شیعه دارند و در پاره‌ای نواحی کوهستانی جزو فرقه علی‌اللهی‌اند که حضرت علی (ع) را خدا می‌شمارند.(ص699)
 در سال 1888 اغتشاش مهیب، ولی گذران از ناحیه کردها در ایران اتفاق افتاد که هم دال بر زور و نیروی آنها و هم حاکی از ضعف سازمانی ایشان بود. یکی از سر کرده‌ها به نام شیخ عبیدالله که پدرش شیخ طاهر از لحاظ حدت تعصب شهرت محلی داشت از قریه کوهستانی جنوب وان در کردستان عثمانی قیام نمود.(ص701)
 تردیدی نیست که او خواب کردستان مستقل می‌دید تا بدان وسیله بر ضد جماعت شیعه ایران قیام کند.(ص701)
 کردهای فاتح سه هزار تن را در میاندوآب کشتار کردند و به زودی لشکر کرد که بعضی از ایلات هم بین راه به آن پیوسته بودند تا دروازه ارومیه پیش رفتند. این شهر که تا ده روز مقاومت نمود نجات خود را بیشتر مرهون مذاکره دکتر کوچران از سران هیئت مذهبی آمریکا بود که با شیخ روابط دوستانه داشت، ضمناً ترس و هراس تهران را فراگرفت و تلگراف به هر طرف مخابره شد و لشکری شامل 20000 نفر با چند عراده توپ به میدان جنگ رو نهادند.(ص701)
 آن اقدامی که در ماه سپتامبر با نوید‌های فراوان آغاز شده بود در ماه نوامبر با رسوائی به پایان رسید و بنابر تأکید دولت‌های اروپائی باب‌عالی سرانجام عبیدالله را بازداشت و در ژوئیه 1881 به اسلامبول گسیل گردید و مانند بیشتر زندانیان پایتخت عثمانی او هم پا به فرار نهاد و چند ماه بعد چون مجدداً دستگیر شد به مکه تبعیدش کردند و در آنجا در اکتبر 1883 درگذشت.(ص702)
 شهر کرمانشاهان حاکم‌نشین ولایت با 40000 نفر جمعیت دارای وضع مرکزی ممتاز و از این لحاظ حائز اهمیت است. آنجا مسافتی تقریباً متساوی از 350 تا 300 میل با تهران و تبریز و اصفهان و بغداد فاصله دارد و بر جاده‌ای که به هر یک از این نقاط منتهی می‌شود تسلط و به این مناسبت اهمیت سرشار نظامی دارد.(ص708)
 مایه علاقه‌ای که در کرمانشاه برای مسافران انگلیسی هست و موجب غیرقابل انکاری در سفر کردن به آن شهر محسوب می‌شود این است که مقر حاجی محمدحسن مشهور به وکیل‌الدوله نماینده دولت انگلیس است. او یکی از افراد بسیار جالب در سراسر ایران بشمار می‌رود. این شخص را سر.هنری رالینسن در اوان جوانی از بغداد که زادگاه اوست به تهران آورده و از آن پس در خدمت دولت انگلیس باقی مانده است و چون در اثر حمایت رسمی از هرگونه تعدی مصون بوده ثروت سرشاری فراهم ساخته است.(ص709)
 در موقع جشن پنجاه ساله سلطنت ملکه (ویکتوریا) وی شهر را چراغانی و با خرج خود از مردم پذیرائی کرد که نشانه بارزی از حسن وفاداری در سرزمین‌های دور دست است. او از دولت بریتانیا نشان (C.M.G) دارد و از این جهت خیلی سرافرازی می‌نماید.(ص709)
 فرزند او حاجی عبدالرحیم را پدرش با همان راه و رسم خویش بار آورده و امید است که او جانشین شایسته‌ای برای تحصیل وضع و نفوذ پدر باشد.(ص709)
 طاق بستان- جالب‌تر از خود کرمانشاهان و یا سکنه کتیبه‌های باستانی مجاور آن است که بر سطح تخت سنگ صاف، چهره و نوشته‌‌های پادشاهان هخامنشی و ساسانی با تیشه تراشیده شده و راجع است به داریوش فرزند ویشتاسب و نیز شاپورها، کتیبه از قسم اول تا ابد با نام و اکتشاف سر.هنری رالینسن قرین خواهد بود.(ص710)
 بیستون- در بیست‌وچهار میلی مشرق کرمانشاه رشته تخته سنگ باشکوهی است که 1500پا ارتفاع دارد و راجع به آن اشاره کرده بودم... در قسمت صاف آن ارتفاع 300 پا از کف زمین کتیبه منقور داریوش فرزند هیستاسب (ویشتاسب) با خط میخی درباره پادشاهی قرین کامیابی اوست که در حدود پنجاه سال پیش اولین دفعه بوسیله سر.اچ. رالینسن خوانده و معلوم شده است.(ص715)
 کلیه خطوط میخی در پایین آن تصاویر که جمعاً بالغ بر 150 پا طول و 100 پا عرض دارد تقریباً 1000 سطر می‌شود که با سه نوع حروف پارسی (پهلوی) زبان شوش و آشوری منقور گردیده و به فرمان داریوش در بازگشت وی از سفر بابل، این کار انجام و ترجمه این سطور هم در سال 1847 بوسیله رالینسن به اهل جهان عرضه شده است.(ص718)
 همدان- سرانجام نوبت وصف حال همدان ولایت عراق عجم رسیده است... کوچه‌هایش تنگ و کثیف است و جمعیتش از 20000 نفر بیشتر نیست، اما بازارهای خوبی دارد که پر از مردم و خریدار است.(ص719)
 در این شهر بالغ بر 1500 تا 2000 نفر یهودی مقیم‌اند که همدان در نظر ایشان به طرز حیرت‌انگیزی به مناسبت احتمال وقوع مقبره استر و مردخای همواره مقدس به شمار می‌رفته است و محل آن را در جوار مسجد جامع در وسط شهرنشان می‌دهند.(ص720)
 بیش از هفت اکباتانا وجود داشته است که چهار تا از آنها در سرزمین ایران یا ماد بوده، و نشان می‌دهد که این نام به عنوان پایتخت یا شهر همایونی بوده است. حال جملگی بر این قول‌اند که همدان همان اکباتانای پادشاهان هخامنشی است.(ص720)
 تقریباً نیم قرن پیش برای آنکه از تصادم عاجل بین ایران و عثمانی در حدود کردستان جلوگیری شده باشد روسیه و انگلستان توانستند تعیین یک هیئت مرزی ایران و عثمانی را تأمین سازند که نمایندگان روس و انگلستان نیز با آن همکاری داشتند. این کمیسیون در سال 1843 در ارز روم تشکیل یافت تا مسئله سرحدات را مورد رسیدگی و تصمیم قرار دهد... در اثر بررسی و رسیدگی محلی آنها عهدنامه ارزم‌ روم در ژوئن 1847 امضاء شد.(صص722-721)
 سرانجام در سال 1878 کنگره دول اروپائی برلن که برای طرح نوین نقشه سیاسی اروپا تشکیل یافته و منظور روی هم رفته این بود که شاخ و برگ‌های امپراتور عثمانی را قطع کنند، باز داستان اختلاف مرزی ایران و عثمانی تجدید گردید. ماده 60 این قرارداد تخلیه قطور را از نیروی عثمانی پیش‌بینی کرد و تحویل آن را به ایران مقرر داشت و یک هیئت روسی و انگلیسی که در میان ایشان ژنرال هملی و زله‌نوی اعضای برجسته بودند، در سال 1879 تشکیل شد تا مصوبات کنگره را اجرا کند. در ژوئیه 1880 آنها پروتکلی امضا و قرارداد مزبور را تأیید کردند و از نظر حقوق بین‌المللی اختلاف به صورت قاطعی تصفیه شد.(صص723-722)

فصل هفدهم: قشون
 فقط از اوایل قرن هفدهم بود که شالوده قشون آماده جدید در ایران پی‌ریزی و یا در واقع افکار نظامی غرب بطور سرسری بر ساقه‌های شرقی پیوند شده است... از همان اوانی که رنگ و اثر غربی به دستگاه لشکری ایران سرایت نموده، دوره توسعه روابط ایران و انگلیس نیز که بعداً دستخوش تغییرات عمده‌ای گردید شروع شده است.(ص725)
 بطوری که شرح افسران فرانسوی، انگلیسی، آلمانی، ایتالیائی، اتریشی و روسی حاکی است، نود سال اخیر دور نمای بیهودگی یک رشته آزمایش‌های پی‌درپی را وانمود می‌سازد که به هیچ وجه نه تعجب‌آور است و نه با جریانات خاصی که نتیجه آزمایش اروپائی شدن ایران است، دور از انتظار.(ص725)
 اگر تذکراتم احیاناً احساسات ایرانیان را جریحه‌دار سازد، و یا نسبت به زمامداران آن برخلاف راه و رسم جاری مداهنه‌آمیز ننماید چاره‌ای جز این ندارم که خود را در پناه این سخن قدیم قرار دهم که گفته‌اند: «حقیقت در نزد ما عزیزتر از افلاطون است».(صص727-726)
 ایران نخستین امکان دست‌یابی عملی بر دانش جنگی اروپائی را از سال 1600 میلادی به برادران شرلی یعنی سر.آنتونی و سر. رابرت مدیون است.(ص727)
 بنا بر راهنمائی آن دو برادر، شاه عباس برای نخستین بار در تاریخ معاصر ایران لشکر مرتبی را با تشکیل نیروی بزرگ از پیاده نظام که با تفنگ مسلح بودند اساس نهاد. یکی از نویسندگان همان دوره در این باره چنین نوشته است: «هیبت دولت عثمانی که بیم و دهشت در جهان مسیحیت انداخته، غیرت شرلی را برانگیخته است و این پیش‌آمد روزی را نوید می‌دهد که ایرانیان هنر جنگی را از برادران شرلی بیاموزند.(ص727)
 در جنگی که ایرانیان در سال 1622 با همدستی انگلستان برای تصرف جزیره هرمز راه انداختند، انگلیسی‌ها از ناشی‌گری و عقب‌ماندگی همدستان خود سخت دچار حیرت شدند.(ص728)
 زوال و انحطاط نیروی نظامی ایران از حمله افغانها در اوایل قرن بعد کاملاً مشهود و آشکار گردید و زبده و نخبه قشون ایران که 50000 نفر بودند در نبرد با دشمن به وجه نکبت باری تار و مار شدند و بعد از محاصره اصفهان شهر را به دشمن دادند.(ص729)
 هنوز بیست سال از پیش‌آمد آن فاجعه نگذشته بود، که به فتوحات شگفت بار یک سردار فاتح ایران برخورد می‌کنیم... هانوای که لشکر نادری را در حین پیشروی دیده بود، می‌گوید شامل 200000 نفر بود که مخارج نگاهداری آن با فرماندهانش سرانه، در سال صد کورن، یا بیست و پنج لیره بود، و بنابراین جمع هزینه نظامی سالانه او بالغ بر 000,000,5 لیره می‌گردید.(ص729)
 روح نظامی که در اثر نبوغ نادرشاه تا اندازه‌ای احیاء شده بود، بوسیله آقامحمدخان قاجار تا حدی استوار ماند... اما همین روح جنگاوری در عهدجانشین وی فتحعلی شاه به پایین‌ترین درجات انحطاط افتاد.(ص730)
 در دوره پادشاهی او مرکز نظامی ایران از تهران به تبریز و از وجود شهریار به ولیعهدش عباس میرزا انتقال یافت و از همان موقع است که رقابت‌های انگلستان و فرانسه و روس اقدام به تعلیم آموزش فنون نظامی را از ناحیه خارجی‌ها بخصوص انگلیسی‌ها سبب گردید.(ص731)
 او درس‌های نخستین نظامی خود را با مشق‌های بسیار ساده تحت تعلیم مربیان روسی فرا گرفته بود.(ص731)
 سپس با ورود هیئت ژنرال گاردان چندی دوره برتری کار فرانسوی‌ها، از سال 1807 تا 1808 فرا رسید.(ص731)
 انگلستان که در برابر خطر رخنه سریع نفوذ فرانسه در این سرزمین که مبالغ هنگفتی هم خرجش کرده بود، دیر از خواب غفلت برخاست، در سال 1808 سر.هارفورد جونز را اعزام داشت تا در اخراج فرانسوی‌ها اقدام، و عهدنامه جدیدی با فتحعلی‌شاه امضا کند. وی در انجام این مقاصد توفیق کامل یافت، و معاهده او که در مارس 1809 به امضاء رسید، حاوی ماده‌ایست مبنی بر اینکه سالانه 000,200 تومان به دولت ایران مساعده پرداخته و آنچه افسر و سرباز انگلیسی لازم باشد مجانی اعزام شود.(ص732)
 سرجان ملکم سال بعد برای دفعه سوم رهسپار ایران شد، و با خود عده‌ای از افسران لشکر هند و انگلیس را همراه برد.(ص732)
 سر.گور اوزلی که جانشین سر.هارفورد جونز شده بود در سال 1811 به اتفاق چند افسر از انگلستان عزیمت نمود... ستوان لیندزی از لشکر مدرس (هند) به آموزش گروه توپخانه که خود ترتیب داده بود پرداخت.(ص732)
 لیندزی (که بعداً سر.هنری لیندزی بیتونBethune لقب یافت) از این تاریخ تا چهل سال در قشون ایران مقام مهمی برعهده داشت تا سرانجام به منصب فرماندهی کل رسید... و تا وقتی که در خدمت دولت ایران بود سالانه 2200 لیره مقرری دریافت می‌کرد. تا در فوریه 1851 زندگی را بدرود گفت و در گورستان ارامنه در تهران مدفون گردید.(ص733)
 در سال 1812 خبری به تبریز رسید مشعر بر اینکه بین روس و انگلیس در اروپا اتحادی اتفاق افتاد. پس سر.گور اوزلی به افسران انگلیسی که در خدمت ایران بودند، دستور داد که در جنگ روس و ایران که هنوز در آذربایجان جریان داشت دخالتی ننمایند.(ص733)
 خاتمه جنگ ایران و روس، در سال 1813 که موجب امضای عهدنامه گلستان شد سببی جهت معاهده سوم ایران و انگلستان فراهم ساخت.(ص734)
 در نتیجه اختلافی که در سال 1815 بین ایران و انگلستان راجع به موضوع ادامه پرداخت وجه مساعده پیش آمده بود، وزیر مختار انگلیس به تمام افسران غیررسمی که در خدمت دولت ایران بودند دستور داد که مملکت را ترک نمایند.(ص734)
 هیچ دلیلی بارزتر از این راجع به دنائت و خست فتحعلی شاه نیست که با وجود خطر ملی، اصرار می‌ورزید که دفاع آذربایجان که میدان جنگ شده بود، فقط برعهده لشکر آن ایالت باشد.(ص734)
 پیش از پادشاهی فتحعلی شاه قدرت نظامی ایران بیشتر بر جنگاوری افراد چالاک سوار متکی بود، که بحد وفور در همه ایران بوسیله سران طوایف و ایلات فراهم می‌گردید.(ص735)
 این بساط بواسطه سیاست بیم و هراس فتحعلی شاه از ناحیه سران ایلات که در نابودی آن همت گماشته بود، از بین رفت و همینکه وی آثار نفوذ ایشان را برباد داد، قدری دیر پی برد که پایه قدرت خود را هم خراب کرده بود.(ص736)
 بعد از خروج قسمت عمده نفرات انگلیسی در سال 1815 عباس میرزا باز به هوس زندگانی خویش دیار فرانسه افتاد، ولی از عزم استخدام افسران فرانسوی به زودی منصرف گشت و سرهنگ دارسی با چند تن از جوانان ایرانی برای تعلیمات نظامی رهسپار انگلستان شد.(صص738-737)
 تا در اوت 1826 بنا به اقدامات روسیه که از مدتها قبل تعمداً تحریکاتی می‌نمود، باز در مرز شمال غربی ایران جنگ درگرفت، و اثرات بی‌‌علاقگی و اهمال قبلی زود برملا افتاد. ایران در آن میدان نبرد نمایش تأثرانگیزی داد و جنگ پس از یک سال و نیم که به اندازه کافی وضع و حال ایران را مختل ساخت در فوریه 1828 با امضای عهدنامه ترکمنچای به پایان رسید.(ص738)
 در مارس 1832شش ماه پیش از وفات پادشاه پیر، فتحعلی شاه، عده زیادی از صاحبمنصبان و گروهبانان با تدارکات نظامی فراوان از هندوستان وارد شدند. در میان این افسران نام سر.یوستن شیل و سر. هنری رالینسن دیده می‌شود (که هر دو بعداً وزیر مختار بریتانیا در دربار ایران شدند) و سرهنگ فرانت (که بعداً کاردار شد).(ص739)
 راجع به وضع قشون ایران در ایران دوره شرح جامعی نوشته سرهنگ استیوارت که در سال 1835 بعنوان منشی مخصوص نماینده دولت انگلیس، سر.اچ. الیس به ایران آمده بود به یادگار مانده است.(ص740)
 دومین آزمایش انگلیسی از اولی هم کمتر قرین توفیق بود.(ص740)
 بیش از هر دلیل دیگر باید گفت که در اثر قطع شدن روابط دیپلماتیک و سیاسی بود که موجبات شکست این آزمایش فراهم آمد. محمدشاه در دومین سال سلطنت خود درصدد اجرای نقشه‌ای برآمد که نسبت به آن علاقه سرشار داشت ولی آن کار آشکارا مورد انزجار انگلستان بود، و آن لشکرکشی به عزم فتح هرات بود.(ص741)
 بعد از دو سال اعتراض بی‌حاصل و مشاجرات دیپلماتیک سرانجام سرجان مک‌نیل بیرق دولت خود را پائین کشید و از ایران رفت. دستور صادر شد که تمام افسران و افراد انگلیسی قشون ایران نیز از مملکت خارج شوند.(ص741)
 هر قسم مشق و تعلیم یا انضباط و یا خاصیتی که هنوز در قشون همایونی هست حاصل دانه‌هائی است که انگلیسیان طی سی‌سال کار و زحمت کاشته و حتی با خون خود آن را آبیاری کرده‌اند.(ص742)
 هنگام سفر دوم شاه به اروپا در سال 1878 با استقبال خاصی که در وین از او کرده بودند نمایش بساطی که برای خوش آیند او تمهید شده بود مالا زمینه آنرا فراهم ساخت که دولت اتریش عده معتنابهی افراد لشکری و کشوری به مدت سه سال در اختیار دولت ایران بگذارد تا به تجدید سازمان هر دو بخش نظامی و اداری ایران همت گمارند. (ص744)
 سرهنگ دومانتویچ که از افسرانی بود که در جنگ ترکمن‌ها زیر دست ژنرال ترگوکاسیف خدمت کرده بود، با سه افسر مربی و پنج افسر دیگر برای تشکیل دادن فوج قزاق در تهران ماموریت یافت.(ص745)
 در حال حاضر سه تا از این فوج‌های قزاق در ایران هست که بنابر لیست حقوق هر کدام شامل 600 نفر و جمعاً 1800 نفر است و حال آنکه در واقع دو گردان و هر یک 600 نفر و جمعاً 1200 نفرند که به عنوان سه فوج 400 نفری قلمداد می‌شود. مجموع عده و افسران روسی یک سرهنگ، سه سروان و یک ستوان و ده افسر خارج از صف است.(ص745)
 در سال جاری هم تصمیم اتخاذ شده است که فوج چهارم قزاق ایرانی در میان کردها و تیموری‌ها و طوایف دیگر شمال شرقی ایران تشکیل دهند.(ص746)
 روی هم رفته می‌توان گفت که قشون در ایران مشتمل بر سه رکن اساسی است: 1- عده کلانی سوار چریک که بوسیله ایلات و طوایف جنگاور سرحدی و به وجهی فراهم می‌شود که تابع فرماندهی خوانین یا سرکرده‌های خود می‌باشند... 2- دسته نیمه نظامی پیاده و سواره و توپخانه که کم و بیش به سبک اروپائی مجهز و ملبس شده و تعلیم یافته‌اند و روی همرفته نیروی دفاعی قلمرو پادشاهی را تشکیل می‌دهند. 3- یک عده نیمه نظامی تفنگچی و شمخالچیها و جزایرچی- تفنگ‌چی‌ها که از نواحی و شهرها برای حفظ و حراست افراد و مال حدود خودشان تشکیل می‌یابد.(ص747)
 با حذف کردن گزارش‌های مغلوط و حاصل جمع‌های خالص و افرادی که در مرخصی‌اند تعداد واقعی را که در حال حاضر خدمت زیر پرچم انجام می‌دهند تا 30000 نفر تخمین زده‌اند.(ص749)
 هرودوت نوشته است که ایرانیان قدیم فرزندان خود را سه چیز می‌آموخته‌اند: سواری، تیراندازی و راستگوئی. شعار سومی از دیر زمانی پیش در اعقاب ایشان از میان رفته است، اما تعلیم اولی را هنوز نیک به کار می‌برند و در تیراندازی با کمان‌های کشیده در سراسر جهان ممتازند.(ص751)
 دو هنگ قزاق تهران را که قزاق‌های ایرانی نام دارند مایه سرافرازی بخصوص پایتخت و افتخار شهریار می‌پندارند. یکی از این فوج‌ها از افراد طایفه «مهاجر» تشکیل می‌شود. دیگری هنگ بومی نام دارد، هر دو تحت تعلیمات مربیان روسی‌اند، اما به دلیل نامعلومی فوج مهاجر مواجب بیشتری دریافت می‌دارد و برهنگ بومی رجحان دارد.(ص754)
 هیچ یک از این دو فوج برپایه درست و تمام نیست و گاهی فقط 300 نفر در خدمت‌اند.(ص758)
 پیاده نظام بر سازمانی از نفرات محلی و ایلاتی مبتنی است. این دسته بنا بر قرار ثابتی تعلیم نمی‌یابند، بلکه خدمت و احضار آنها با اشد ترتیب قهری از ولایات و نواحی و دهات یا طوایف انجام می‌شود و انتخاب نفرات و فرماندهی آنها منوط به نظر رئیس طایفه یا حاکم حوزه مربوطه است.(ص758)
 من در نقاط دیگری از دنیا سرباز دیدم، اما تقریباً در هیچ جا این همه افراد ارجمند انسانی را با این طرز لباس محقر و تجهیزاتی تا این اندازه بی‌مقدار مشاهده نکرده‌ام.(ص761)
 پادشاه فعلی درباره اصلاح قشون هم اقدام کرده است، ولی در این زمینه هم مانند موارد نیم بند دیگر نتیجه‌ای بدست نیامده است.(ص761)
 وضع درهم برهم قدیم کماکان دوام دارد و حال بدین منوال خواهد ماند تا سردار بزرگی تمام این بساط را تارومار کند.(ص761)
 بخش توپخانه رسماً شامل پانزده گردان و هنگ‌های ذیل است که نصف آن هیچ‌گاه واقعاً تشکیل نمی‌یابد.(ص762)
 سلاح سنگین قشون ایران آنقدر بی‌ارزش است که قابل ذکر نیست. آنچه برای استعمال آنها آماده دارند قبلاً بیان کردم مثلاً می‌گویند 164 توپ کم و بیش قابل استفاده هست. چهار توپ روسی با کالیبر 7 و8 سانتیمتر از نوع توپهای کروپ دارند که از جمله بهترین توپهای آنهاست.(ص763)
 اسلحه صنف‌ها حتی از قسمت توپخانه هم ناقص‌تر است. کل پیاده نظام با تفنگ‌های سر پرکهنه‌ای مجهزند که به نام براونBrown Bess مشهور است که در انگلستان قبل از جنگ کریمه و در پروس تا سال 1863 به کار می‌رفت.(ص764)
 من از قورخانه تهران بازدید کردم. در آنجا دو افسر اتریشی از من استقبال و مرا به بخش‌های متعدد که کارگران مشغول کار بودند، و مشرف به محوطه باغ بود هدایت کردند.(ص765)
 وقتی که من جسارت ورزیده سبکی جنس مصنوعات آنها را خاطرنشان کردم جواب مشترک این بوده است که این اجناس فقط برای تمرین است، مصنوعات مرغوب برای مصرف اضطراری در انبارهاست.(ص765)
 در موارد گوناگون وقتی که حرف نیروی نظامی ایران به میان آمده است غالباً اسمی هم از تفنگ آنها برده‌ام و معلوم گردید که نه فقط جنساً کهنه و قدیمی است، بلکه خیلی هم کثیف و فرسوده است.(ص765)
 از منبع موثقی به من رقم 000,500,2 تومان بابت کل هزینه قشونی اظهار شده که با محاسبه به نرخ تسعیر رسمی معادل 000,714 لیره می‌شود که می‌توان کم و بیش هزینه سالانه محسوب داشت. هرگاه این رقم را با پنج میلیون لیره که نادرشاه خرج می‌کرد، مقایسه کنیم و باز در خاطر داشته باشیم که مبلغ عمده‌ای از همین بودجه قلیل هم صرف مخارج واقعی خود نمی‌شود، خود قرینه و دلیل وافی و کافی است که چرا وضع نظامی ایران تا این اندازه راه تباهی و انحطاط پیموده است.(ص767)
 وقتی که برای ما نقل می‌کنند که فرماندهی فلان هنگ موروثی است و یا گاهی این مقام به کودکان واگذار می‌شود و بنا بر راه و رسم، خرید و فروش می‌کنند، فراهم آمدن افسران زبده و کاردان از محالات است. فرض این است که فن افسری ظاهراً در ایران مانند شاعری در سایر جاها مادرزادی است نه اکتسابی.(ص767)
 کالج سلطانی که شاه فعلی بزودی بعد از احراز مقام سلطنت اساس نهاده تا اندازه‌ای از روی نمونه لیسه‌های فرانسه است، و من از آنجا بازدید و شرحش را تعریف کردم.(ص768)
 نایب‌السلطنه که از دستگاه مدرسه دارالفنون راضی نمی‌نمود و علاقه‌ای هم به هم چشمی داشت، مدرسه نظام جداگانه‌ای در سال 1885 تأسیس کرد که 150 شاگرد دارد و سالانه مبلغی معادل با 10000 تا 12000 تومان مخارج آن بر بودجه مملکت تحمیل می‌شود... شاگردان این مدرسه که من دیدم کودکانی بیش نبودند.(ص769)
 در نیم قرنی که از آن عهد گذشته است که سرباز ایرانی را گروهبانان انگلیسی تعلیم می‌دادند، بواسطه‌ فقدان مربی صالح، و محدودیت مزمن تجهیزات و جیره و مواجب او، از لحاظ قابلیت نظامی و شجاعت و خاصیت کار تنزل بسیار کرده است.(ص770)
 در تمام موارد بعد از جنگ دوم روس، لشکر ایران هیچ‌گاه نمایش درخشانی نداده است. محاصره هرات به وسیله محمدشاه در سال 8-1837 ناشی از رشادت الدرد پوتینگر و از طرفی هم بیچارگی محصورین بوده است. در نبرد کوتاه ایران و انگلیس به سال 1857 در جلگه کارون ده هزار نفر ایرانی در مقابل سیصد سرباز انگلیسی استقامت ننمودند. در سال 1860 قشون ایران در جنگ با ترکمن‌های مرو شکست ناهنجاری خوردند، با آن وضع و حال پیروزی هر لشکر منظم اروپائی در ایران کاری سخت آسان بود.(صص772-771)
 سر.هنری لیارد به سال 1840 در همدان بود که تازه دسته قشونی از آن حدود گذشته و درختان و باغ و بوستان رعیت را از بیخ و بن برکنده بودند، و مثل این می‌نمود که همدان تازه از جنگی خلاص شده باشد.(ص773)
 در تنها موردی که نشانه یک رنگی هست همانا اونیفرم است، وگرنه در حقیقت از لحاظ سربازگیری و لباس و اسلحه و تجهیزات و انضباط و خدمت قشونی بی‌نظام‌تر از آن در سراسر جهان نمی‌شود، با این وصف بسیار بعید خواهد بود که رفتار نفرات هم غیر از آنچه هست باشد.(ص773)
 راز تجدید اساس نیروهای نظامی ایران تضمین پرداخت مواجب مرتب از جانب دولت است. اینک در دوره صلح و آرامش قشون وضع و بساطی وارفته دارد، هنگام جنگ با کمترین تحریک به صورت توده انبوهی درمی‌آید، ولی با حداقل وسایل و با افسرانی شایسته ممکن است در ظرف چند سال نیروی معتنابهی شود.(ص774)
 من فقط به ذکر رأی سر.اف. مک‌ گرگور که نظر انتقادی نسبت به همه صفوف لشکری که در ایران دیده و راجع به فوج‌هائی که در بیرون شهر مشهد بازدید کرده بود اظهار نموده است اکتفا می‌کنم... ممکن است ایشان سر و وضع نامرتب و لباس ژنده و بدنما داشته باشند، که دارند، اما اگر در زیردست فرماندهانی انگلیسی بار آیند، زود سربازان زبده‌ای خواهند شد.(صص776-775)
 سر.هنری رالینسن راجع به آینده قشون ایران نظری جسورانه ابراز داشته که من از جهت تأیید امیدواری خود که بدون استناد به آن نظری خام تلقی می‌گردید در اینجا ذکر می‌کنم: «...در واقع چنین می‌نماید که از لحاظ ما هیچ شق تهاجم به هند مهیب‌تر از آن نخواهد بود که بوسیله قشون ایران، با فرماندهی روس پیش آید، و به همین منوال نیز از نظر ما وسیله دفاعی مفیدتری از لشکر ایران، که توسط افسران انگلیسی، یا فرماندهانی طالب مصالح ما ارشاد یافته باشد، متصور نیست.(ص777)

فصل هیجدهم: راه‌آهن
 در اثر مانع طبیعی نیست که کار راه‌آهن ایران تاکنون معوق مانده، بلکه حس خودخواهی انسانی است که مانع انجام منظور گردیده است. در این مورد پای علم لنگ نیست، ننگ بر سیاستمداران ایران است.(ص780)
 امتیازنامه معروف رویتر در 1872 اولین قرارداد دولت ایران راجع به راه‌آهن آن سرزمین نبوده است... بین سالهای 1865 و 1871 سندیکاهای فرانسوی و آلمانی و اتریشی و انگلیسی یکی بعد از دیگری اجازه ساختن خط آهن تحصیل کرده بودند. چون این نقشه‌ها اساس درستی نداشت یا سرمایه کافی از جانب سهام‌داران تعهد نشده بود هیچ‌گاه به نتیجه نرسید. سپس نوبت قرارداد فتنه‌انگیز رویتر فرارسید که براستی نفس در سینه اروپائیان حبس کرد، چون کلیه منابع ایران را به مدت هفتاد سال دربست بدست خارجی‌ها داد و از جمله مواد این قرارداد کلان انحصاری که شرحش را سابقاً بیان کردم یکی هم ساختمان راه‌آهن از کرانه بحر خزر تا ساحل خلیج‌فارس و بعلاوه حق انحصاری ساختن خطوط آهن سرتاسر ایران بود.(ص781)
 چندی بعد موضوع نقشه بی‌تکلف‌تری درمیان آمد. به سال 1874 ژنرال یا بارن‌فن فالکنهاگن یک افسر مهندس بازنشسته روسی که چندین رشته خط آهن در گرجستان ساخته بود به تهران آمد و در ظاهر به حساب خودش، ولی در واقع با حمایت شدید دولت روس برای ساختن راه‌آهن از جلفا در مرز شمال غربی ایران تا تبریز که با راه‌آهن تفلیس ارتباط یافته باشد پافشاری نمود.(ص782)
 احتیاج به ذکر نیست که آن کار فقط محض تأمین مصالح تجارتی روسیه یا خیالات کشورگشائی او تمهید شده بود و حال آنکه شایعه امتداد آن به طرف بغداد نیز به این منظور بود که اگر روزی دولت روسیه تصرف آن قسمت از خاک عثمانی را منافی با هشتمین حکم اخلاقی تورات ندانست یعنی اقلا بلا مانع دید، دسترسی به آن داشته باشد.(ص782)
 در 1878 یک ارمنی تبعه فرانسه مقیم اسلامبول بنام آلئون که نماینده کمپانی فرانسوی بود امتیازی بدست آورد که آن نیز از رشت تا تهران بود.(ص783)
 سرانجام بواتال نامی که امتیازچی چیره‌دستی است و چند بار برای تأسیسات گاز و برق و راه‌سازی امتیازاتی در تهران بدست آورده بود امتیازی جهت ایجاد چند رشته خط آهن تحصیل کرد که عمده‌ترین آن خطی از رشت تا پایتخت بود که بعداً تا بوشهر امتداد یابد... پیش‌بینی و مقرر شده بود که این راه‌آهن در سال 1885 افتتاح شود و مدت امتیاز هم نود و نه سال بود.(ص783)
 اما یکی از اقلام امتیازات گروه بواتال که فی‌نفسه اهمیتی نداشت مآلا درست از کار درآمد. از جمله امتیازاتی که داده شده بود یکی هم رشته خط آهنی کوتاه Decawville(دکوویل از تهران به زیارتگاه معروف شاه‌عبدالعظیم «ع») واقع در شش میلی جنوب شهر بود.(ص784)
 امتیاز به یک سندیکای بلژیکی فروخته شد که عنوان آن «شرکت خط آهن ایران» است. امیدوار بودند که آن مقدمه ساختمان راه‌آهن از شمال ایران تا خلیج‌فارس خواهد بود که موضوع آن همواره مطرح بوده است... و در ژوئیه 1888 شاه آن خط آهن را افتتاح نمود.(ص784)
 همین کمپانی به منظور جبران ضرری که تحمل می‌نموده در سال 1889 امتیاز کشیدن واگون اسبی تهران را از آقای بواتال خریداری کرده است که خطوط آن در حال حاضر به طور پنج میل در خیابان‌های پایتخت امتداد دارد.(ص785)
 دسته ارتجاعی در ایران که بعضی از ملاها گاهی حامی ایشان‌اند مخالف هرگونه فکر تازه‌ای هستند که باعث پیشرفت و نفوذ اروپا در کشور آنها و موجب تسریع زوال قدرت طولانی اما بی‌حاصل ایشان بشود. حتی اگر حس ضدیت در ایران منتفی یا خفیف‌تر شود تا تضمین دولتی در میان نباشد هیچ‌گونه وسیله اطمینان کافی فراهم نخواهد بود که سرمایه‌داران را ترغیب و یا حتی سوداگران پردل را تشویق به اقداماتی در این زمینه مشکوک بنماید.(ص788)
 بزرگترین مانعی که در راه ایجاد خطوط آهن در ایران هست طبیعی یا تجارتی نیست، بلکه سیاسی و ناشی از ضدیت سرسخت خودخواهانه دولت تزاری است.(ص790)
 هنگامی که وزیر مختار انگلیس در تهران در پاییز 1888 به قول معروف امتیازنامه مربوط به کارون را از شاه تحصیل کرد که به منظور افتتاح سرویس کشتی‌رانی در رودخانه کارون بود... به پرنس دولگوروکی وزیر مختار روس در ایران دستور رسید که سختگیری و فشار آغاز کند و در اثر تهدیدات او ناصرالدین شاه ناچار شد سندی امضاء و تسلیم کند که تا پنج سال در ایران امتیاز راه‌آهن به احدی ندهد.(صص791-790)
 دیپلماسی روس از آن پس مباهات می‌نموده است که از تأسیس راه‌آهن در ایران پیشگیری و نطفه کار را اصلاً نابود و بدین ترتیب نهضت ایران نو را تا ده سال دوچار تعویق کرده است.(ص792)
 از همه بالاتر اینکه من معتقدم دولتی که از این جریان به احتمال قوی برخوردار خواهد شد روسیه نیست، بلکه انگلستان است، زیرا که با سرمایه انگلیسی است که ضمناً منابع طبیعی آن سرزمین مکشوف و مستعد استفاده قرار می‌گیرد و با اطلاعاتی جامع‌تر انگلستان خواهد توانست که بعداً راجع به توسعه خطوط آهن در ایران گام بردارد و با مرور زمان پیشرفت این کار بیشتر با نحوه عمل انگلستان منطبق خواهد گردید.(ص793)
 بعضی از نویسندگان، کشیدن خط‌آهنی را بین مشهد و تهران که 550 میل است توصیه کرده‌اند... ارتباط راه‌آهن تهران به مشهد بدون تردید کالای انگلیسی زیادتر از حالا را به بازارهای خراسان خواهد رسانید، اما شاهراه وارداتی اجناس هند و انگلیس باید کماکان طریق جنوب باشد چون در آن حدود راه رقابت برای دیگران مسدود است و عقل و سلاح انگلیسی ایجاب می‌نماید که در اصلاح و بهبود جاده‌های جنوب تلاش کنیم نه اینکه در صدد برآئیم که ابهت از دست رفته را در شمال باز یابیم.(ص797)
 راه آسان‌تر و راحت‌تر که اشاره نموده بودم از دهانه رودخانه کارون از میان شهرهای بزرگ ایالات زرخیز غربی تا پایتخت ساخته شود و از قرار معلوم جملگی بر این قولند که یگانه خط‌آهن ایران است که امکان سود تجارتی دارد خطی است که از شوشتر (به احتمال بیشتر شاید محمره) شروع و از میان لرستان به خرم‌آباد و بروجرد منتهی شود و از آنجا می‌توان آن را با آسانی به کرمانشاه و همدان و خط تهران و بغداد ارتباط داد و از طرف دیگر با سلطان‌آباد و قم و مآلا به تهران، بندر جدید جنوبی ایران چند صد میل به پایتخت نزدیک‌تر خواهد شد.(صص800-799)
 حال توجه خود را به سمت غرب باز می‌گردانیم و در مسیر سراسر حدود ایران ناگزیر به موضوع خط آهن بغداد تهران می‌رسیم که چند بار نیز پیشنهاد شده است... از لحاظ بار و یا مسافر استعداد راهی را که در فوق ذکر کردم ندارد و از نواحی حاصلخیز عبور نمی‌کند و ارتباط آسان آن به دریا مقدور نیست.(ص801)
 اینها ایراداتی اصلی است که به نظر من قدر و اعتبار نقشه خط آهن جلگه فرات را به هند مخدوش و محکوم می‌کند. بعد از ایجاد ترعه سوئز دیگر احتیاج چندانی به وجود این قبیل خط سیر اضافی نیست. بدون اینکه قصدم دخالت در نظریات بسیط‌تری باشد، عقیده‌ام را اظهار می‌کنم که با تسلط کافی بر مصر و مراقبت تام در کانال سوئز و تسریع کشتی رانی بین انگلستان و هندوستان و ارزان کردن نرخ آن، وسیله بمراتب بهتری جهت سرعت بیشتری در حمل و نقل و ارتباط بین دو قسمت امپراتوری در زمان خطر تأمین خواهد شد.(صص806-805)
 خط واقعی سراسری ایران راه‌آهنی است که مراکز فلاحتی و صنعتی و تجارتی ایران را به هم پیوند دهد و در این کار احتیاجات ایران و انگلستان هر دو ملحوظ افتد. چنین خطی به احتمال قوی از بغداد، کرمانشاه، بروجرد، اصفهان، یزد، کرمان خواهد گذشت و این به نظر من خط آهن نهائی ارتباطی آینده‌ای بعید خواهد شد که چنین پیشرفتی امکان‌پذیر باشد. با آنچه سابقاً راجع به خط آهن سیستان نوشتم ملاحظه خواهد شد که چگونه این طرح با راه‌آهن هندوستان قابل ارتباط خواهد بود و اگر روزی ساخته شود مزیت بیشتری خواهد داشت و جزو خطوط ارتباطی اروپا خواهد شد و با این ترتیب سرباز انگلیسی را دیگر در کراچی نخواهیم گذاشت، بلکه در مرز خود افغانستان و شاید هم در میدان جنگ پیاده خواهیم کرد.(ص807)
 من طرح‌های متعددی را که برای راه‌آهن بین مدیترانه و هندوستان عرضه شده است در اینجا شرح داده‌ام از آن جهت که هر قسم نقشه‌ای که در این زمینه عملی شود ایران بواسطه وضع جغرافیائی خود نقش عمده‌ای در آن خواهد داشت و همچنین با آینده‌ای که ایران از لحاظ خطوط آهن در پیش دارد مآلا اهمیت آن به جنبه محلی محدود نخواهد ماند.(ص808)
 به هرحال دیر یا زود کار کاروان و چاپار در ایران لنگ خواهد شد، به همان کیفیتی که دین بودائی هم در سرزمین ژاپون آینده روشنی ندارد. شاید در این قرن نباشد، اما پیش از آنکه قرن آینده طی شود کشوری که در حال حاضر فقط یک رشته راه‌آهن ناچیز دارد صفحاتی چند از راهنمای مسافرتی جهانی با خط‌آهن را به خود اختصاص خواهد داد.(ص810)

جلد دوم
فصل نوزدهم: از تهران به اصفهان
 باز سروکارم ناگزیر با چارپارخانه و اسب پستی افتاد و راه طولانی بیش از 800 میل سفر دور و درازم تا خلیج‌فارس آغاز شد.(ص1)
 بین تهران و قم که تقریباً صد میل است سه جاده هست و تا این اواخر هرسه، محل رفت و آمد بوده است و بین آنها رقابتی است که خاص محیط ایرانی است.(ص2)
 از آنجا گنبد زرین و مناره‌های حرم حضرت فاطمه (ع) با درخشندگی تامی در زیر تابش آفتاب دیده می‌شود. قدری که جلوتر می‌رویم بناهای مقدس، بزرگ‌تر می‌نماید و معلوم می‌شود که شامل دو گنبد مطلا و پنج مناره بلند است که دو مناره مقابل یکدیگر و مناره واحدی نیز نزدیک گنبد بزرگ هست.(ص6)
 شاردن، تاورنیه، لوبرن و چند تن دیگر تعریف‌های دقیق با تصاویری از بارگاه اصلی به جا گذاشته‌اند که راجع به آن هربرت با کلام ابهام آمیزی فقط می‌گوید: «شکل بدیعی دارد».(ص10)
 فتحعلی شاه در ابتدای زندگانی نذر کرده بود که اگر پادشاه شود بر زیور و جلال قم بیفزاید.(ص11)
 وی به جای روکاری کاشی گنبد خشت‌های مسین زر اندود گذاشت و مدرسه‌ای در جوار آنجا ساخت با درآمد موقوفه‌ای برای تحصیل یک صد طلبه و نیز بیمارستان و مهمانخانه‌ای تأسیس نمود و می‌گویند هرساله 100000 تومان خرج آنها می‌کرده است.(ص12)
 در این شهر کلیمی یا زردشتی نیست و بانوان انگلیسی وابسته به دستگاه تلگرافخانه گاهی از لحاظ احتیاط با چادر از خانه خارج می‌شوند. این قبیل امور کم‌کم در سراسر شرق از بین می‌رود، ولی قم چنان محلی است که جرقه‌ای اتفاقی ممکن است موجب حریق خطرناکی شود.(ص13)
 کاشان- روایات محلی تأسیس کاشان را به زبیده زن هارون‌الرشید منسوب می‌دارد، ولی محل تردید نیست که این شهر خیلی جلوتر از آن وجود داشته.(ص14)
 جان‌کارت رایت واعظ در سال 1600 آنجا را مخزن و انبار کالا برای سراسر ایران یافت. سرتامس هربرت در سال 1627 نوشته است: «در مقام قیاس این شهر نجیب هیچ دست کمی از یورک یا نوریچ ندارد. سکنه آن 4000 خانوار است. در صنعت‌گری و آداب زندگانی مردم، شهری بهتر از آن در سراسر ایران نیست.(صص15-14)
 من محلی ماتم خیزتر از آن در ایران ندیده‌ام حتی یک بنای پاکیزه و آباد در آنجا نبود و حتی یک دیوار سالم ندیدم. عبور از خیابان و مشاهده خانه‌هائی که در طرفین آن بود و همه سخت ویران می‌نمود مایه نهایت تأسف می‌گردید.(ص17)
 کلمه کاشی و کاشی‌کاری بدانجا منسوب و تاکنون پایدار مانده است. این شهر که حوالی آن خاک و مواد رنگی خوبی دارد از مراکز عمده این صنعت بوده است.(ص17)
 در حدود چهار میلی جنوب غربی کاشان بر دامنه کوه، قصر فین واقع شده است... شاه عباس در آنجا اقامتگاهی برپا ساخت، ولی عمارت فعلی که ویرانه است از دوره فتحعلی‌شاه مانده و آنجا از نقاط مورد علاقه تابستانی وی بوده هرچند که اصلاً آن بنا را برای برادر خود حسینقلی‌خان ساخته بود.(ص18)
 بعد از عزیمت از کاشان راه تا شانزده میل در مسیری پرسنگ و نسبتاً هموار و سربالا تا دامنه کوه پیش می‌رود سپس با انحرافی تند به رشته‌های جبال نزدیک می‌شود... در اینجاست که بالاخره قله برفی دماوند از نظر ناپدید می‌شود... مسافت مستقیم بالغ بر 150 میل است.(ص19)
 در حوالی شهر اصفهان جالب‌ترین چیزی که دیده می‌شود عده زیادی برج گرد با مناره کوچکی است که بر رأس آن ساخته‌اند این برج‌ها گاهی شصت تا هفتاد پا ارتفاع دارد و آنرا در وسط محوطه یا باغی برپا می‌سازند... برج کبوتر است و برای حمایت این پرندگان و پرورش آنها ساخته می‌شود. این چاله‌ها را سالی یکبار تمیز می‌کنند، ولی من گمان می‌کنم خسارتی که از این پرندگان به کشتزارها می‌رسد به مراتب بیشتر از ارزش کود آنهاست.(ص22)
 خوشبختانه ذوق و قریحه نامحدود و بی‌تعصب این پادشاه بزرگ که با ملکه الیزابت انگلستان و هانری چهارم فرانسه و گوستاوآدلف سوئد و اکبرشاه هندی هم دوره بود و جانشین‌های او موجب مسافرت و آمدن بسیاری از هوشمندان خارجی به دربار ایران گردید و از برکت حضور و گاهی نیز اقامت طولانی آنها در پایتخت ایران در سراسر قرن هفدهم بوده است که ما شرح دقیق راجع به زندگانی و عادات و شکوه و جلال رسمی و اخلاق و سیرت پادشاهان صفوی در دست داریم. پیترودلاواله، هربرت، اولئاریوس، تاورنیه، شاردن، سانسون، دولیه دسلاند، کمپفرولوبرن یکی بعد از دیگری تحقیقات و تعریفات جامعی راجع به آن دوره باقی گذاشته و از این راه بر ذخائر ادبی ایتالیا و انگلستان و آلمان و فرانسه و هلند افزوده‌اند.(ص26)
 تخمین کل جمعیت آن [اصفهان] بین 600000 و 000,100,1 بوده و رقمی که اولئاریوس قید نموده است 18000 خانه و 500000 نفر جمعیت بوده که با میزان مندرج در سفرنامه شاردن زیاد اختلاف ندارد و بی‌جهت هم نیست که مردم اغراق پسند مشرق زمین می‌گویند اصفهان نصف جهان است.(ص27)
 میزان توجه و احترام شایانی که نسبت به خارجی‌ها مبذول می‌گردید و سیاست اغماض مذهبی که شاه عباس روشن ضمیر و جانشین‌های او نسبت به دین مسیحی داشتند از این نمونه نیک استنباط می‌شود که اجازه داده بودند همه قسم کلیسای اروپائی عیسوی در شهر تأسیس شود.(ص28)
 مرکز اصفهان میدان شاه است که بدون شک یکی از جالب‌ترین میدان‌های جهان بشمار می‌رود... میدان شاه 560 یارد طول و 174 یارد عرض و یک رشته بناهای آجری کوتاه در اطراف دارد شامل دو طبقه قسمت تحتانی دکان و به بازار مربوط بوده و طبقه فوقانی با غرفه‌ها برای توقف انبوه تماشاگران جشن اختصاص داشته. روزگاری آنجا را سربازخانه کردند و اکنون وضع خراب و فلاکت باری دارد.(ص31)
 در دو انتهای میدان دو حوض از سنگ سماق بوده که هنوز هم هست و لبریز از آب است. در جلو عالی‌قاپو بالغ بر صد توپ که در جنگ جزیره هرمز غنیمت به دست آمده بود در پشت دیواره چوبی جا دادند، این هم از بین رفته است، تنها چیز قدیمی که در میدان مانده بود دو ستون مرمر علامت دروازه، بازی‌چوگان بود.(ص33)
 در جهت شرقی میدان، مسجد شیخ لطف‌الله واقع است که غالباً آنرا مسجد صدرالعلماء اصفهان هم می‌نامند.(ص34)
 در وسط ضلع جنوبی یا انتهای تنگ میدان مسجد شاه اصفهان واقع شده است. آنجا در سابق جالیز بود و در سال 1612-1613 به امر شاه عباس این مسجد را بنا کرده‌اند و اصلاً هم به قصد مسجد جمعه بوده و با هزینه‌ای معادل 000,175 لیره تمام شده است و از همان ابتدای کار مجلل‌ترین ساختمان اصفهان به شمار می‌رفته است.(ص35)
 تنها اروپائیانی که من اطلاع دارم علاوه بر حیاط، داخل مسجد را هم دیده‌اند، جی.اس. با کینگهام در سال 1816 و ای. فلاندن در سال 1840 بود.(ص37)
 اینجا تالار قصر همایونی است و رواق پائین آن به عالی‌قاپو (قاپی) (دروازه مقدس معروف است)... معنی واقعی آن از قرار معلوم عالی‌قاپو یا دروازه عالی است.(ص37)
 این بنا را وقتی که من دیدم خالی بود و عمارت وامانده و فراموش شده‌ای می‌نمود.(ص38)
 نقشه‌ای از سراسر آن محوطه و تقسیمات پیچیده و گیج کننده این محل آشکار می‌سازد و روشن خواهد نمود که چنانکه در عمارات ایرانی مشهود است همه زیبائی به قسمت محدودی از بناها و تالارها اختصاص دارد و در سایر قسمت‌ها اثری از هنر و زیبائی نیست.(ص39)
 اینک نظر خود را از قصر به خیابان بزرگ معطوف می‌سازیم که سابقاً نیز نام آنرا ذکر و اشاره کردم که از مرکز شهر تا پل ‌الله‌وردی خان امتداد دارد. نام آن چهار باغ است که ربطی با اسم باغات اطراف آن ندارد، بلکه حاکی از آن است که سابقاً در آن محل چهار تاکستان بوده که شاه عباس به قیمت 9000 فرانک اجاره کرده بود تا راه ورود باشکوهی برای پایتخت خود ترتیب بدهد و اکنون از تمام مناظر اصفهان رقت‌انگیزترین وضع منحط و نکبت‌بار را دارد.(ص47)
 در حاشیه خیابان نهر آب و مشرف به آن سر در خانه‌های اعیان بود. این وصف اصفهان در دوره شکوه و جلال کامل آن بود، ولی حالا چه تفاوت غم انگیزی که در آنجا دیده نمی‌شود!... حتی دو قرن انحطاط ممکن نبوده است شانزه لیزه پاریس یا اونتر درلیندن برلن یا روتن رولندن را نصف این اندازه نکبت بار کند که خیابان شاه عباس دچار شده است. این خود نشانه وضع و حال ایران کنونی است.(ص48)
 بازار اصفهان بسیار ممتاز است و تا مسافت زیادی در جهات شمالی و شرقی میدان شاه امتداد دارد. چند تا از راسته بازارها فعلا خالی و یا نیمه متروک است، ولی آنچه دایر است بعد از بازار کریم‌خان زند در شیراز که در آسیا عالی‌ترین به شمار می‌رود در درجه دوم می‌باشد.(ص51)
 هر چند این شهر در حال انحطاط طبیعی است هنوز دومین مرکز تجارتی ایران و از این جهت فقط تبریز بالاتر است. مشاهده علامات یا ارقام تجارتی عدل‌های کالا که بر شتر و قاطر و الاغ حمل و نقل می‌شود هر فرد انگلیسی را خشنود می‌سازد و از طریق بازجوئی هم دانسته خواهد شد که منچستر کماکان پارچه‌های بازار اصفهان را تأمین می‌کند و اینکه این شهر حد نهائی کمال تفوق غیر قابل انکار تجارت انگلستان است و این برتری نفوذ تجارتی، هم مورد اعتماد و هم رو به افزایش است و بهیچ وجه در خطر کاهش نیست.(ص51)
 .به مناسبت همین اهمیت تجارتی اصفهان است که اخیراً لرد سالزبوری (وزیر خارجه بریتانیا) در صدد بر آمده است که کنسولخانه انگلستان را در این شهر تأسیس کند.(ص52)
 واردات اصفهان را که بیشتر از راه بوشهر می رسد بنا بر میزان و مقدار آنها به چند طبقه ذیل تقسیم می‌توان کرد: پارچه‌های نخی کم و بیش تماماً از منچستر و گلاسگو، اوراق مس از لندن، سرب و روی از هندوستان و جاوه، پارچه‌های پشمی از آلمان و اتریش، کله‌قند از مارسی و هامبورگ، شکر خام از جاوه و جزیره موریس از طریق بمبئی، چای از هند و جاوه و چین، شمع از انگلستان و هلند و مقداری هم از روسیه، ظرف‌های چینی از انگستان، شیشه از اتریش، نفت و وسایل چاپ از روسیه. بنا براین تا این تاریخ با ارزش‌ترین قسمت واردات از هند و یا انگلستان است و اگر این وضع درخشان مختل شود لابد ناشی از کاهلی و اهمال خواهد بود. صادرات که از لحاظ مقدار و ارزش خیلی کمتر از واردات است عبارت است از: تریاک که قسمت عمده آن از ناحیه اصفهان بدست می‌آید و از 45000 صندوق با قیمت متوسط 70 تا 90 لیره هر صندوق همه ساله از این شهر صادر و سه چهارم آن به چین و یک چهارم به لندن حمل می‌شود. تنباکو و توتون محصولات سالانه آن در همه این منطقه 60000 کیسه و هر کیسه هم 100 تا 110 گیروانکه وزن دارد با ارزش 45000 لیره که 30000 کیسه از راه بوشهر به مصر و روسیه، 20000 کیسه از طریق تبریز به اسلامبول و 10000 از بغداد صادر می‌شود. فرش‌هائی که در ایالات فراهان وکردستان و خراسان و فارس بافته می‌شوند با ارزش معادل صد هزار لیره از سراسر ایران به انگلستان و آمریکا و فرانسه صادر می‌شود.(ص52)
 مقدار کلی تجارت راخود بازرگانان محلی بر عهده دارند، اما معاملات کلی چنانچه باید اعتراف نمود بوسیله مؤسسات انگلیسی صورت می‌پذیرد که فعالیت خوش‌آیند آنها در این منطقه جبران وضع راکدی است که در آسیای مرکزی دیده می‌شود. (ص53)
 مقامات صالح حداکثر از 70،000 تا 000،80 بیشتر محسوب نمی‌دارند هر چند که اصفهان در این اواخر بدون تردید تجدید حیات نموده و به کار و تلاش افتاده است.(ص54)
 اصفهان از جمله شهرهائی است که روح تعصب بی‌مدارا در زمینه مذهبی سخت در آنجا قوی است و یا ممکن است چنین حالت روحی را زود برانگیخت. قربانی این جریان هم معمولا یهودیان‌اند که در این شهر زندگانی حقیری دارند و همچنین بابی‌ها که نفراتشان در تزاید است و غالباً در معرض اعتراض مقامات روحانی‌اند و تا اندازه کمتری ارامنه و عیسویان نیز ناچارند در رفتار خود محتاط باشند.(ص54)
 ظل السلطان در اوج قدرت خود لشکری شامل 21000 نفر داشت و نسبت به این نفرات و کارآموزی ایشان توجه سرشاری می‌نمود.در حال حاضر فقط 400 تا 500 نفر سوار آماده‌اند، ولی در سرباز خانه‌ها و انبارها که از تدارکات جنگی انباشته شده بود برای 1000 نفر سوار و 10000 سرباز پیاده اسلحه فراهم است.(ص55)
 زاینده رود در اصفهان پنج پل دارد که قدمت و نوع ساختمان آنها متفاوت است. در قسمت بالای رودخانه و قدیم‌ترین پل‌ها مارنون است و شاه طهماسب که از سال 1523 تا 1575 پادشاهی نموده آنرا ساخته.از جانب شرقی ابتدا پل معروف الله‌وردی (سردار شاه عباس) واقع شده است که پل جلفا و پل چهار باغ نامیده می‌شود.(ص56)
 سیصد یارد پائین‌تر از پل جلفا و با همین فاصله تا پل خواجو بوسیله پل‌جوبی از رودخانه عبور و مرور می‌شده است. (ص58)
 قدری پائین‌تر از آیینه خانه دومین پل تاریخی عهد صفوی است و آنرا گاهی پل خواجو می‌نامند به اسم محله شهر با همین نام و یا پل بابا رکن به اسم درویش مشهوری رکن الدوله نام که در قبرستان مجاور مدفون است.(ص60)
 این بنادر در واقع پلی است که برسدی ساخته‌اند و سد هم با توده‌های سنگی بسیار محکم بنا شده بود و دهنه‌های باریکی دارد که بدان وسیله آب رودخانه تابع نظم و قاعده می‌شود.(ص61)
 دور افتاده‌ترین پل اصفهان که تا شهر جدید چند میل فاصله دارد پل شهرستان است که به دهی با همین نامه منتهی می‌شود.(ص63)
 در جنوب زاینده رود و قدری در جهت غربی پل چهار باغ قصبه جلفا واقع است که روزگاری محل بسیار پرجمعیت بوده و هنوز جای جالب توجهی است از آن جهت که مسکن کلنی مسیحی است تاریخ تقریباً سیصد ساله دارند و هم به این مناسبت که اقامتگاه اروپائیانی است که به قصدکسب و تجارت یا دلایل دیگر در اصفهان زندگی می‌کنند و یکی از صحنه‌های خدمت هیأتی مذهبی از کشور خود ماست. (ص63)
 واضح است که هم نام و هم نخستین سکنه جلفا هر دو از محلی با همین عنوان بر ساحل ارس در آذربایجان گرفته شده است. شاه عباس در پیروی از سیاست کوچ دادن اجباری خود در سال 1604 چندین هزارخانواده ارمنی را از آنجا به پایتخت جدید انتقال و از لحاظ خشنودی نسبی آنها اجازه داد که کماکان نام اجدادی خود ا به کار برند.(ص64)
 جمعیت جلفا در واقع به چهار دسته متفاوت تقسیم می‌شود: 1- ارامنه خاص که قسمت عمده سکنه آنجا به شمار می‌روند، 2- ارامنه متحد یا کاتولیک که فرقه محدودی است، 3- دسته وابسته به کلیسای انگلستان، 4- بازرگانان اروپائی و مأموران اداره تلگراف (هند و اروپا).(ص66)
 دکتر ویلز که چندین سال در جلفا زندگی کرده بود از ارامنه آنجا به هیچ وجه تمجید نمی‌کند. کار می‌خوارگی به آن پایه رواج داشته که آشپز اوشبی به وی گفت: «ارباب، بعد از شام وقتی که با من فرمایشی نباشد مرخص فرمائید تا به اتفاق کشیش خود، می‌گساری کنم». (صص67-66)
 کلیسای بزرگ جلفا با عنایت شاه عباس بوسیله مهاجران دستوری وی ساخته شده است و چون بعداً در آن تعمیراتی نموده و با کاشی‌های جدیدی مزین ساخته‌اند ظاهری آراسته یافته است. (ص67)
 جلفا زمینه تبلیغات مجدانه با هزینه هنگفت سالانه برگزیده شده است. این هیئت در زیر نظر دکتر بروس که نیک معروف و مورد احترام است اداره می‌شود و درباره او می‌توان گفت که در زمره بهترین مجاهدین دینی قرن نوزدهم به شمار می‌رود.(ص70)
 وی که اولین بار در سال 1869 به ایران وارد شد از آن پس سرگرم تجدیدنظری در ترجمه فارسی انجیل و تورات و ترجمه کتاب دعا به زبان ارمنی جلفا بوده است.(ص71)
 امیدوارم که نسبت به فداکاری و خدمت و کار صادقانه دکتر بروس بی‌انصافی نکنم هرگاه اظهار بدارم که گرویدگان وی تماماً از میان عیسویان‌اند، نه مسلمان‌ها، مسلمان‌هائی بوده‌اند که غسل تعمید یافته بودند، اما وفادار و پایدار نمانده‌اند و من حتی با یک نفر هم که از اسلام به دین مسیحی درآمده باشد برخورد نکرده‌ام.(ص71)
 بالاخره عده‌ای هم اروپائی که به دستگاه روحانی وابسته نیستند در جلفا اقامت دارند که روی هم رفته ده دوازده نفرند شامل مأموران اداره تلگراف هند و اروپا و نمایندگان تجارت‌خانه‌های انگلیسی و خارجی مقیم اصفهان.(ص71)
 به راستی هر مسافری بعد از تکمیل سیر و سیاحت خود در اصفهان که شرح آنرا بیان کرده‌ام چون قصد عزیمت می‌نماید در حال پشت سرگذاشتن آن جا شاید این سخنان شلی را به یاد می‌آورد: «آثار مرا ای نیرومندان بنگرید و نومید شوید در حول و حوش آن ویرانه عظیم که بی‌پایان و عریان است چیزی باقی نمانده است، جائی که ریگ‌های غریب همواره امتداد دارد».(ص75)          ادامه دارد ...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات