فیلیپ استوکز
مترجم: آیدین تبریزی
استراتژی امنیت ملی بر بالاترین سطح، تمرکز نموده و حسی از کل به دست می دهد. استراتژی امنیت ملی با هدف حراست از وطن و پیشبرد منافع ملی در خارج و در عین حال پاسخگویی به چالش ها و فرصت ها، دیدگاهها و آمال هر کشور در سرتاسر جهان را بیان می کند. این استراتژی تلاش دارد تا تضمین نماید که اقدامات پر شمار کشورها در خارج، به یک هدف مشترک خدمت کرده و یک ابتکار جمعی را شکل می دهد. استراتژی های امنیت ملی نه فقط بواسطه ارزیابی اهداف جهانی مورد پیگیری، بلکه کارکردهای استراتژیی که کشور باید در سرتاسر جهان انجام دهد و ابزارهای چندگانه قدرتِ در اختیار آن، ایجاد می گردند. کارکردهای استراتژی، فعالیت هایی هستند که کشور در راستای پیگیری اهداف خود در خارج انجام می دهد و نیز فعالیت هایی که قصد دارند تا بر نحوه سر بر آوردن سیستم بین المللی تاثیر بگذارند. ابزارهای قدرت نیز منابعی هستند که برای انجام این کارکردها و فعالیت های مرتبط با آن، در دسترس می باشند.
به محض اینکه استراتژی امنیت ملی ایجاد شود، چارچوبی برای طراحی مجموعه ای وسیع از استراتژی ها و خط مشی های های تبعی فراهم می کند که هر یک از اینها نیز باید ویژگی های خاص خود را داشته باشند. تدوین یک استراتژی امنیت ملی کارآمد، مستلزم تلفیق کارکردها و ابزارها در راستای دستیابی به اهداف متعدد مورد پیگیری، هست. انجام این تلفیق، یکی از مسئولیت های مستمر ارزیابی استراتژی می باشد. این ارزیابی از یک دولت تا دولت بعدی، خود را به گونه های مختلف تکرار می کند. طراحی استراتژی های امنیت ملی همانقدر که اهمیت دارد، طاقت فرسا نیز خواهد بود، و مستلزم تعقل عالیرتبه دوراندیشانه و آینده نگرانه ای هست.
یک استراتژی امنیت ملی صرفا بواسطه سر هم بندی مجموعه ای از استراتژی های فرعی به امید رسیدن به انسجام، قابل تدوین نمی باشد. ارزیابی استراتژی های امنیت ملی با شناخت اوضاع جهان و اهداف جهانی مورد نظر نظام های سیاسی، آغاز می گردد. پس این ارزیابی، مستلزم برآورد چگونگی پیگیری این اهداف توسط فعالیت های کارکردی کلیدی است که هریک از این فعالیت ها توسط مجموعه ای از ابزار ها اجرا می شوند. چنین برآوردی به طیفی از استراتژی های امنیت ملی منتهی می گردد که به منظور شناخت بهترین گزینه، با بهره گیری از فنون ارزیابی قابل مقایسه می باشند.در نهایت، عمل تصمیم گرفتن راجع به استراتژی امنیت ملی، داوری سیاسی در مقیاس کلان را نیز ایجاب می کند. هیچگونه ارزیابی استراتژیکی چه با ضوابط قراردادی یا ریاضی، نمی تواند انتظار داشته باشد تا اثبات کند که یک استراتژی، بهتر از دیگری است. ولی ارزیابی استراتژیکی می تواند به دقیق تر نمودن تعمیم ها، پیشنهادات و برآوردهایی که استراتژی های بدیل را شکل می دهند، امیدوار باشد. به این منظور، ارزیابی استراتژیکی می تواند به تضمین این مسئله کمک نمایند که استراتژی های بدیل از نظر درونی، منسجم بوده - و تفاوت های بین آنها از جمله بدیل هایشان- برای قابل انجام بودن گزینه های درست، به روشنی توضیح داده شده باشند.ارزیابی اینکه ابزارها و فعالیت های کارکردی جهانی در راستای دستیابی به اهداف کشور چگونه در کنار هم عمل می کنند، برای برآورد استراتژی های امنیت ملی، کلیدی می باشد. ارزیابی استراتژیکی می تواند گونه های مختلف استراتژی امنیت ملی را به منظور پاسخگویی به طیف گسترده ای از شرایط جهانی، شکل دهد، و هر استراتژی نیز می تواند در راستای هدایت فعالیت های کارکردی و بهره گیری از ابزارها، به مفاهیم استراتژیکی و نظریات خاص خود، مجهز گردد.
اگر یک کشور با یک استراتژی امنیت ملی متشکل از نظریات استراتژیکی منسجم در هر عرصه از فعالیت های کارکردهای مهم پدیدار شود، در این صورت برای شکل دهی به خط مشی ها و استراتژی های فرعی در تمامی عرصه های کوشش، در موقعیت خوبی قرار خواهد گرفته و همچنین برای بکارگیری خردمندانه ابزارها و منابعش در راستای پاسخگویی به چالش ها و فرصت های جهانی، در موقعیت مناسبی خواهد بود.