نویسنده: محمد قربانی گلشن آبادی
کتاب "شرح جنود عقل و جهل" از آثار گرانقدر امام خمینی(ره) مشتمل بر مباحث عرفانی، فلسفی و کلامی است. "امام راحل از جایگاه رفیع علم و عمل و با تبحر در علوم عقلیه و نقلیه و استجماع توشه کافی از فقه اکبر و فقه اصغر به شرح نورانی جنود رحمان و شیطان پرداخته و در تبیین لطایف نهفته در آن گوی سبقت از صاحبان کتب عرفانی و اخلاقی و شرح حدیث ربوده و از نفس قدسی روح الهی در آن چنان دمیده که قلب سالک را مطمئن و قدم او را راسخ کند... چرا که راهیابی به بارگاه کلمات قدسی ایشان بدون اجتهاد در عرفان نظری و فلسفه الهی و جهد وافر در تفقه مغزای کلام و جهاد در راه محبوب و جحود غیر او، میسور نیست".
حضرت امام در مقدمهای که بر کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل نوشتهاند، هدف از تألیف آن را چنین بیان میفرمایند:
"چون احادیث شریفه اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام را که خلفاء رحمان و خلاصه بنیالانسانند، روحانیَّت و نورانیَّتی است که در دیگر کلمات و احادیث یافت نشود؛ بلکه نور کلام حق از گریبان احادیث آنها تجلّی فرموده؛" قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلی شَاکِلَتِهِ" (اسراء/ 84). از این رو از کلمات حضرات معصومین علیهمالصّلوه والسلام، که از ارواح متعلقه به عالم قدس و نفوس منقطعه به حضرت انس صدور یافته، به "حبلِ ممدود بین آسمان و زمین" تعبیر میتوان [کرد]. چه که سروران ما علیهمالسلام آنچه در ارشاد خلق و اصلاح مخلوق بیان میفرمودند، از سرچشمة علم کامل لدُنّی رسول اکرم است که از صراح وحی الهی و علم ربّانی بوده و از قیاسات و اختراعات، که ساخته به دست تصرّف شیطان است، عاری و بری است و همان طور که درباره رسول اکرم (ص) وارد است که: "مَا یَنْطِقُ عنِ الْهوی إنْ هوَ إلاَّ وَحْیٌ یُوْحَی" (نجم / 3 ـ 2)، در حضرات ائمه هدی جاری و ساری است؛ چنانچه در احادیث شریفه بدان اشارت است لهذا این قاصر را به خاطر افتاد که حدیث شریفی که در کافی شریف، مشتمل بر "جنود عقل و جهل" است و متضمّن اُمّهات فضایل و رذایل است، به قدر میسور و به طریق اجمال شرح کنم؛ شاید مؤمنی را از آن نفعی حاصل آید و این خود موجب جبران نقایص قاصر شود و مشتمل نمودم این و جیزه را بر مقدمهای و چند مقاله و یک خاتمه".
حضرت امام، بعد از مقدمه، "مقاله اولی" را به "نقل حدیث شریف تیمناً و تبرکاً" اختصاص میدهد. لازم به توضیح است که حدیث جنود عقل و جهل را "سماعه بن مهران" از امام جعفر صادق(ع) نقل کرده است و امام آن را از "الکافی" مرحوم کلینی نقل میکند و بعد ذکر متن عربی حدیث، در ترجمه آن مینویسد:
"سماعه بن مهران گوید که، من نزد ابوعبدالله جعفربن محمد علیهالسلام بودم و در نزد او جماعتی از دوستانش بودند، از عقل و جهل سخن جریان یافت، حضرت صادق علیهالسلام فرمود: عقل و لشکر او و جهل و لشکر او را بشناسید تا هدایت شوید.
سماعه میگوید، من گفتم: فدای تو گردم ما چیزی نمیشناسیم، مگر آنچه را که تو به ما بشناسانی.
آن حضرت فرمود: همانا خدای تعالی آفرید عقل را و آن اول مخلوق از عالم ارواح است، از طرف راست عرش از نور خود پس به او گفت: رو برگردان، او رو برگردانید. پس از آن به او گفت روی بیاور، روی آورد. فرمود خدای تعالی؛ آفریدم تو را آفریده بزرگی و کرامت دادم تو را بر جمیع مخلوقات خود.
فرمود حضرت صادق (علیهالسلام)، پس از آن خدا خلق فرمود جهل را از دریای شور تلخ تاریک. پس گفت به او پشت کن، پشت نمود. پس از آن گفت به او روی آور، روی نیاورد. فرمود به او، سرکشی کردی پس دور نمود او را.
پس از آن، قرار داد از برای عقل هفتاد و پنج لشکر. چون جهل دید آنچه را که حق به او اکرام کرد عقل را و آنچه را عطا فرمود به او، (پس) عداوت او را در نهاد خود گرفت.
پس جهل گفت: ای پروردگار! این آفریدهای است مثل من؛ آفریدی او را و تکریمش فرمودی و قوتش دادی و من ضد اویم و نیست برای من توانایی به او. به من نیز عطا کن از لشکر، مثل آنچه به او عطا فرمودی.
فرمود: آری، پس اگر بعد از این گناه کردی، تو و جند تو را از رحمت خود خارج کنم. گفت: راضی شدم. پس عطا فرمود به او هفتاد و پنج لشکر.
بعد حضرت صادق (علیهالسلام) شروع فرمود به شمارش جُند عقل و جهل که پس از این به تفصیل، ان شاءالله به بیان آنها پردازیم و ما ناچار، بر خلاف میثاق خود که در اول این رساله اشارت به آن نمودیم، که تعرّض به مطالب علمیّه نکنیم، به بعض نکات علمیه صدر این حدیث، که جز این طریق راهی ندارد، با اختصار و اجمال اشارتی مینماییم". حضرت امام درباره تحدید جنود عقل و جهل به عدد " هفتاد و پنج " مینویسد:
"تحدید جنود عقل و جهل را به این عدد خاص، از قبیل تحدید به کلیات و مهمات است نه آنکه جنود آنها به طریق بسط و تفصیل، عبارت از همین هفتاد و پنج باشد و لهذا در مقام تفصیل و تعدید، بیشتر از هفتاد و پنج تعدید شده است؛ گرچه میتوان بعضی از جنود را به بعض دیگر برگرداند تا عدد به هفتاد و پنج برگردد ولی از ملاحظه آنچه گفته شد، محتاج به این تکلیف و زحمت نیست. مثلاً خیر که وزیر عقل است و شر که وزیر جهل است، از امّهات فضایل و رذایل هستند که جمیع آنها برگشت به این دو کنند، معذلک در حدیث شریف، از جنود شمرده شده، در مقابل سایر جنود و همین طور عدل و جور را که از جنود شمردهاند، از امهات هستند که بسیاری از جنود تحت آن دو ملکه هستند و بسیاری از جنود نیز شمرده نشده و نکته اصلی آن، آن است که لسان انبیا و اولیا بلکه لسان قرآن شریف نیز، چون سایر مصنفان و مؤلفان نیست که در صدد فحص و تفتیش و بحث و جدال در اطراف مفهومات کلیه و در مقام تشقیقات و حصر و تعدید باشند که خود این امور از حجب غلیظه سیر الیالله است و باز دارد پیاده را ز سبیل".
حضرت امام خمینی (ره) بعد از ذکر حدیث، "در بیان شمهای از حقیقت عقل و جهل و بیان مراد حدیث" مینویسند:
"بدان که عقل و جهلی را که در محضر موالیان مورد بحث بود، به حسب ظاهر، عقل و جهلی است که در انسان است که آن قوة عاقله، یعنی قوة روحانیهای است که به حسب ذات، مجرّد و به حسب فطرت، مایل به خیرات و کمالات و داعی به عدل و احسان است، و در مقابل آن، قوة واهمه است که فطرتاً، تا در تحت نظام عقلی نیامده و مسخَّر در ظلِّ کبریایِ نفس مجرد نشده، مایل به دنیا ـ که شجرة خبیثه و اصل اصول شرور است ـ میباشد و پس از این ـ ان شاءالله ـ ذکری از این دو پیش میآید و اما عقلی که در لسان شریف حضرت صادق (علیهالسلام) از آن اسم برده شده ـ به مناسبت خصایصی که برای او ذکر شده از قبیل اینکه اوّل خلق از روحانیین است ـ عقل کلی عالم کبیر است که باطن و سرّ و حقیقت عقول جزئیه است و به فهم آن حقیقت، آنچه مورد نظر آنان بوده نیز معلوم شود و آن جوهری است نورانی مجرد از علایق جسمانی، و اول مخلوق از روحانیین است و تعیُّنِ اوّلِ فیض مقدس و مشیّت مطلقه است و کینونت عذبیّه ماء است و نور نبیِّ خَتمی در عالم تخلیق و ابداع است و انکار آن موجب و مستلزم انکار بسیاری از ضروریات عقل و دین است؛ از قبیل تصوّر اشرف از واجب تعالی در نظام وجود، و تحدید واجب ـ جلَّت قُدرته ـ و تجسیم آن ذات مقدس، و راه یافتن جهل و عجز و بُخل در آن ساحت مقدس و امثال آن، که تعدیدش موجب تطویل است؛ فضلاً از بحث و تحقیقش.
گرچه آنان که منکر آنند از بزرگان محدّثین، توجه به توالی فاسده و لوازم باطلة آن نداشتهاند؛ زیرا که این از لوازم خفیّهای است که با ممارست در علوم حقیقیه توحید و تجرید ظاهر شود و اهل حدیث و ظاهر از آن ذاهل و غافل بودند، لهذا در دامن قدس و طهارت آنها نقصی وارد نشود؛ زیرا که گمان نمودهاند که قول به عالم عقلی و مجرّد، مستلزم نفی حدوث عالم است؛ با آنکه بعضی از محققین و اکابر بزرگ، تشمیر ذیل تحقیق فرموده و اثبات حدوث زمانی عالم نموده، به طوری که منافی با قواعد توحید و تنزیه و تقدیس حق ـجلّ و علا ـ نباشد و ما ـبحَمدالله و حُسن عنایته ـ به وجهی مناسبِ مسلکِ اهل معارف و اصحاب قلوب، اثبات حدوث زمانی همه عوالم غیب و شهادت نمودیم که بیان آن با مقدّماتش، محتاج به افراد رسالة جداگانه است؛ "لَعَلَّ اللهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذلِکَ أمْراً" (طلاق/ 1) و توفیقی عنایت فرماید که به آن نایل شویم با آنکه، آن نحو حدوثی که بعض محدثین بزرگوار به مِلیّین نسبت دادهاند از ساحت آنها دور، و قول آن مستلزم چندین محذور است که هر یک اساس تنزیه و توحید را متزلزل میکند و ایشان از آن غفلت داشتهاند.
بالجمله، ثبوت عقل مجرد، بلکه عوالم عقلیه، موافق احادیث اهل بیت عصمت و اشارات بعض آیات شریفه الهیه و ضرورت عقول اُولواالألباب و نتیجه ریاضات اصحاب معارف است و این جوهر مجرد، عقل عالم کبیر است و در لسان بعضی، از آن به "آدم اوّل" تعبیر شده و این غیر آدم ابوالبشر است، بلکه روحانیت آدم علیهالسلام؛ ظهور آن است.
و در مقابل این حقیقت نورانیه، حقیقت دیگر است که آن "وهم کل" است در انسان کبیر، که به حسب فطرت و جبلّت، مایل به شرور و فساد و داعی به اُغلوطه و اختلاق است و آن بعینه، حقیقتِ ابلیس الابالسه و شیطان بزرگ است، که سایر شیاطین و ابالسه از بروزات و مظاهر آن است و از برای این حقیقت تجرّد است، تجرّد برزخیِ ظلمانی، نه تجرد عقلانی نورانی؛ چنانچه پیش اصحاب معرفت و یقین روشن و واضح است".
حضرت امام خمینی (ره) در "مقاله" بعدی، "در شمهای از خصایص و صفات این دو حقیقت عقلیه و جهلیه، به حسب آنچه در این حدیث شریف به آن اشاره فرموده" بحث کرده و خیر، ایمان، تصدیق، رجا، عدل، رضا، شکر، توکل، رأفت، رحمت، علم، فهم، عفت، زهد، رفق، رهبت، تواضع، تُؤَدَه، حلم، صَمت، استسلام، تسلیم، صبر و صفح را به عنوان جنود عقل نام برده و در مورد هر کدام به تفصیل بحث کرده است.
اختصاص کتابی با این حجم از مطالب و مباحث و بحث و بررسی پیرامون عقل و جنود آن، نشان دهنده اوج مقام و منزلت عقل در اندیشه حضرت امام است. طرح و بحث جنود عقل و جهل که بدین صورت از سوی حضرت امام صورت گرفته، در نوع خود کمنظیر است و امام با پرداختن به جنود و یاران عقل، در واقع تصویری از "حیات معقول" را به نمایش میگذارد و با برشماری یاران عقل، در واقع می خواهد این حقیقت کلی را نشان دهد که عقل، پایه و اساس همه فضایل و خوبی هاست و بدون بهره گیری از آن نمی توان به حیات معقول و طیبه نایل آمد.