تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۷  ، 
کد خبر : ۱۴۴۴۳۱
گفت‌وگوی «وطن امروز» با حاج صادق آهنگران

نوستالژی دهه 60 علیه فتنه

علی عباسی‌مزار اشاره: «ای شهیدان به خون غلتان خوزستان درود / لاله‌های سرخ پرپر گشته ایران درود»؛ این نوحه را نخستین بار در جماران در حضور امام خواند و تلویزیون‌ همان روز 3،4 باری پخشش کرد و بعد آوازه این صدای گرم چنان گسترده شد که امروز نام او یکی از نوستالژیک‌ترین نام‌های دهه 60، دهه دفاع مقدس است. صدای حاج صادق آهنگران هنوز گرم گرم است؛ با او بی‌حضور عکاس گفت‌و‌گو کردیم اما اصرار سردبیر موجب شد حاج صادق با اصرار ما قراری را برای گرفتن عکس بپذیرد که شد گوشه‌ای از فرودگاه مهرآباد قبل از پروازش به اهواز.

* از آهنگران برایمان بگویید. اصالتاً اهل کجایید؟
** بنده محمدصادق آهنگری معروف به آهنگران هستم که البته این مساله تفاوت نام شناسنامه‌ای و شهرت من، مشکلات زیادی را به هنگام سفر برایم به وجود آورده است؛ به این صورت که نام‌خانوادگی من در شناسنامه آهنگری بوده و در بلیت، آهنگران ثبت شده و به همین خاطر تصمیم گرفته‌ام تا نام خانوادگی خودم را به آهنگران تغییر دهم. متولد اهواز به سال 1336 هستم و اصلیتم به دزفول بازمی‌گردد. پاسدار بازنشسته هستم اما هنوز ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با سپاه دارم. مؤسسه‌ای در اهواز دایر کرده‌ایم و در آنجا مشغول هستیم. البته کارم بیشتر به مراسم و مجالس عزاداری می‌گذرد و عضو هیات رزمندگانی که در تهران است، هستم. همچنین عضو هیات امنای آن هستم و کار سرکشی به شعبات شهرستان‌ها را برعهده دارم.
* گرایش شما به مداحی از چه زمانی آغاز شد؟
** من مداحی را از زمان کودکی آغاز کردم. در آن زمان برایم جنبه رسمی نداشت؛ به مداحی علاقه زیادی داشتم و خانواده من نیز که یک خانواده مذهبی بود، در این قضیه تاثیر زیادی داشت. در روضه‌های سنتی خانگی که برگزار می‌شد (تعداد مستمعان آن گاه به بیش از 10 نفر نمی‌رسید) شرکت می‌کردم و خیلی دوست داشتم که رفتار ملا یا روضه‌خوان را تقلید کنم. زمانی که مجلس تمام می‌شد مانند ملا عصا دست می‌گرفتم و گاهی اوقات به حالت روضه خواندن، دستم را کنار صورت و گوشم می‌گذاشتم. شوقم به مداحی به گونه‌ای بود که هر جا مجلس روضه‌ای بود یا سخنرانی می‌آمد، خودم را به آنجا می‌رساندم و زمانی هم که شروع کردم به خواندن، با اینکه تازه‌کار بودم و گاهی هم به قولی تپق می‌زدم و کلمات را پس و پیش می‌گفتم و دیگران به من می‌خندیدند، دلسرد و مایوس نمی‌شدم.
در 13 یا 14 سالگی بود که هیاتی را در اهواز به نام «هیات علی‌اصغر» تشکیل دادیم که آن هیات نیز جنبه رسمی نداشت، بلکه چند تن از بچه‌های محل دور هم جمع شده بودیم و من برای بچه‌ها روضه و نوحه می‌خواندم. در یکی از روزهای محرم، مردی به هیاتمان آمد و به من گفت: ما روز عاشورا مجلسی داریم، شما بیایید و برای ما بخوانید. خیلی خوشحال شدم که می‌خواهم برای نخستین‌‌بار در هیات بزرگسالان نوحه بخوانم. روز عاشورا به آن مجلس رفتم و این مشوق اصلی من برای مداحی شد. بعد از این، هیات زنجیرزنی به راه انداختیم و در آستانه پیروزی انقلاب من در اهواز شعارگوی شهر بودم و بلندگوی مرکزی در دست من بود و من شعار داده و اعلام برنامه می‌کردم و مجری بودم. جنگ که شروع شد، اوایل می‌خواندم اما شهرت پیدا نکرده بودم، ولی زمانی که نوحه «شهیدان به خون غلتان خوزستان» را در محضر امام(ره) خواندم و در تلویزیون پخش شد، در زمینه مداحی و روضه‌خوانی مشهور شدم.
* درباره وضع مداحی در دوران جنگ و سبک‌های آن موقع و تفاوت‌ها با وضعیت امروز برایمان بگویید.
** سبک ما در آن دوران، سبک سنتی جنوبی بود. در استان ما تلفیقی از زبان عربی که زبان کشورهای همجوار ماست و زبان لری و بوشهری، سبک جذابی را به وجود آورده است. این مساله قبل از انقلاب هم وجود داشته و خوانندگان جنوب چه در عرصه موسیقی و چه در عرصه مذهبی، معروف بودند. من معتقدم که فرهنگ ما از نظر سبک بسیار قوی است و ما در دوران 8 سال دفاع مقدس از نظر سبک دچار کمبود نبودیم. من سبک‌هایم را از دل فرهنگ جنوب بیرون می‌آوردم و به دلیل تمرین و ممارستی که داشتم خودم هم سبک درست می‌کردم که البته همه آنها الهام گرفته از سبک‌های جنوبی بود. به عنوان مثال در سال 59 که یکی از نوحه‌های محرمی شاعرمطرح کشورمان، «حبیب‌الله معلمی» را یعنی همان «حر خطاکارم» یا «اباالفضل باوفا، علمدار لشکرم» را می‌خواندم، ایشان وقتی این نوحه را در آن سال به من داد، گفت که این نوحه و سبک متعلق به 10 یا 15 سال پیش است. البته کشور ما از نظر سبک غنی است؛ سبک خراسانی، سبک بلوچی، سبک مازندرانی و... اما متاسفانه امروز وضع به گونه‌ای شده که به‌رغم داشتن سبک‌های زیاد و خوب در کشورمان، گرایش به سمت سبک‌های غربی از سوی مداحان زیاد شده است. اینکه چرا این کار انجام می‌شود و این سبک‌ها چه جذبه‌ای دارد، مساله‌ای است که من از آن بی‌اطلاعم و توصیه‌ام به این بزرگواران این است که فرهنگ خودمان را زنده کنند.
* شما در صحبت‌های خود به استفاده مداحان از سبک‌های غربی اشاره کردید، می‌شود در این باره بیشتر توضیح دهید.
** فرهنگ ایرانی و اسلامی ما از نظر سبک بسیار غنی است. مداحان با استفاده از سبک‌های غربی، فرهنگ خودشان را تحقیر می‌کنند. در صورتی که ما امروز بسیاری از سبک‌های خوانندگان قدیم را داریم که از سبک‌های مداحان قدیم استفاده می‌کرده‌اند. به نظر من سبک‌های غربی و محاوره‌ای چون اصالت ندارند، زود از بین می‌روند. همان طور که دیدیم متاسفانه سبک‌های محاوره‌ای و غربی، سبک‌های آرژانتینی، برزیلی، بلژیکی و ترکیه‌ای استفاده شدند که مدتی جذبه داشتند ولی الان این سبک‌ها جذابیت خود را از دست داده و کمرنگ شده‌اند. خود مداحان نیز باید این را بدانند که این سبک‌ها گذرا هستند و سبکی ماندگار است که اصالت فرهنگی داشته باشد و در جامعه و در تار و پود مردم ریشه دوانده باشد و مراجع ما بویژه مقام معظم رهبری نیز توصیه و تاکید می‌کنند که سبک‌های غربی مورد استفاده قرار نگیرد. من احساس می‌کنم بعضی از مداحان در ساختن سبک تنبلی می‌کنند؛ چه‌بسا اگر برای این کار وقت بگذارند، می‌توانند سبک‌های زیبایی بسازند. البته مداحان خوش‌صدایی نیز داریم که سبک‌هایشان را از فرهنگ اصیل خودمان گرفته‌اند و گاه سبک‌های قدیمی را با کمی تغییر می‌خوانند.
* نت‌خوانی که در موسیقی نمود بیشتری داشته، امروز در میان مداحان نیز با استقبال مواجه شده است. نظر شما در این باره چیست؟ آیا شما دوره‌ای را نیز در این زمینه گذرانده‌اید؟
** من نت‌خوانی(دستگاه‌های شور و ماهور) را یک ضرورت می‌دانم. این سفارش مقام معظم رهبری است که هر مداحی باید دستگاه‌ها را بشناسد. البته منظور من آلات موسیقی نیست، بلکه منظورم دستگاه‌هاست مانند شور، ماهور، شوشتری و... که یک مداح وقتی می‌خواهد مصیبت یا مولودی بخواند، بداند با چه سبکی مداحی کند. این تخصص را باید هر مداحی داشته باشد و ابزار کار او به حساب می‌آید. البته نت‌ها بیشتر در موسیقی کاربرد دارد و کسی که می‌خواهد با آلات موسیقی بخواند و خارج نشود، از آن بهره می‌گیرد. من به دلیل مشغله‌ای که داشتم، نتوانسته‌ام این دوره‌ها را بگذرانم و کارهایی را هم که با موسیقی خوانده‌ام، مانند «کربلا منتظر ماست، بیا تا برویم» یا «کاروان رفته منزل به منزل»، کارهایی بوده‌اند که من بدون آنکه نت بدانم، خوانده‌ام و این کار با راهنمایی تنظیم کننده انجام می‌شده است.
* شما امروز بیشتر در قالب هیات رزمندگان اسلام فعالیت می‌کنید. برای ما از اساس و هدف شکل‌گیری این هیات بگویید.
** جرقه هیات رزمندگان اسلام در زمان جنگ زده شد. ما زمان جنگ، هیات ثارالله را داشتیم که بسیار فعال بود. پس از پایان یافتن جنگ بر آن شدیم تا ارزش‌های جبهه و جنگ را زیر پرچم امام حسین(ع) حفظ کنیم. رزمندگانی که در خیمه‌ها دور هم دعای توسل می‌خواندند، حدیث کسا می‌خواندند، زیارت عاشورا می‌خواندند و سینه‌زنی داشتند، از جمله این ارزش‌ها بودند و یکی از دلایلی که جنگ ما و انقلاب ما به پیروزی رسید، همین توسلات بود و آن شور حسینی که از فرهنگ عاشورایی گرفته شده بود. بر همین اساس بود که ما تصمیم گرفتیم هیات رزمندگان اسلام را تاسیس کنیم تا این ارزش‌ها فراموش نشود و به نسل‌های بعد منتقل شود. برای همین منظور، هیات ثارالله را در قالب جدید که همان هیات رزمندگان باشد، درآوردیم، چرا که هیات ثارالله مختص سپاه بود، ولی هیات رزمندگان شامل بسیجیان و رزمندگان جهاد می‌شد و به طور کلی فراگیر بود.
این هیات ابتدا در اهواز تشکیل شد و وقتی که دیدیم ثمره خوبی دارد، تصمیم گرفتیم تا در قم نیز این هیات افتتاح شود و مرحوم آقاسیدحسین سعیدی، هیات را در قم تشکیل داد و ثمره خوب آن در قم نیز ما را بر آن داشت تا در مرکز نیز این هیات را راه‌اندازی‌‌ کنیم. در آن زمان فرمانده سپاه آقای محسن رضایی بود. ما در مشورتی با ایشان هدف خودمان را از راه‌اندازی‌‌ این هیات بیان کردیم و ایشان نیز به ما کمک کردند و ما دفتر مرکزی هیات را در تهران تاسیس کردیم. در ابتدا تغییراتی در هیات امنا ایجاد شد و کسانی که در هیات امنا بودند به دلیل مشغله زیاد از کار کناره گرفتند تا در نهایت توانستیم کار را با هیات امنای فعلی به صورت منسجم ادامه دهیم. کار هیات به طور رسمی از سال 1371 آغاز شد و نخستین‌ برنامه‌مان را هم در روز عید غدیر در مهدیه تهران برگزار کردیم. پس از آن با اینکه بضاعتی نداشتیم، به گونه معجزه‌آسایی این هیات پیشرفت داشت.
در حال حاضر در سراسر کشور حدود 464 هیات رزمندگان داریم که به تصویب رسیده‌اند و پرونده دارند؛ چه در مراکز استان‌ها و چه در سطح شهرستان‌ها و بیشترشان هم در شهرستانشان حرف اول را می‌زنند و این به خاطر اعتمادی است که مردم و بسیجیان به آن دارند. ما در قالب هیات رزمندگان، پس از این انحرافاتی که در امر مداحی ایجاد شد و مراجع حساس شدند و مقام معظم رهبری رسما در این مساله وارد شدند، حرکت خوبی را در جهت سلامت این راه مهم آغاز کردیم و مداحی‌هایی را برگزار کردیم که از گذشتگان و پیشکسوتان ما به ارث مانده و در پیروزی انقلاب و شور و اعتقادات مردممان نسبت به اهل بیت(ع) و بویژه امام حسین(ع) تاثیر زیادی داشته است. جلسات متعددی را نیز در رابطه با این انحرافات و به منظور جلوگیری از این امر در زمینه‌های شعر، سبک، محتوا و جلوگیری از نفوذ فرهنگ غربی برگزار کرده‌ایم.
* اعضای هیات رزمندگان اسلام را رزمندگان دوران دفاع مقدس تشکیل می‌دهند یا جوانان بااستعداد در زمینه مداحی نیز می‌توانند وارد این هیات شوند؟
** ما ابتدا کار را با بسیجیان دوران جبهه و جنگ شروع کردیم و در حال حاضر کسانی که عضو هیات امنا و ستاد اجرایی هستند، همه از رزمنده‌های دوران جنگ هستند؛ اما از آنجایی که می‌خواهیم این ارزش‌ها به نسل‌های بعد منتقل شود، لذا فضا را برای ورود جوانان باز گذاشته‌ایم. شاخه‌ای داریم به نام نوجوانان و جوانان عاشورایی که واحد مستقلی است در هیات رزمندگان و ویژه جوانان و نوجوانان است و واحد دیگری تحت عنوان پیروان عترت است که ویژه بانوان است. در این 2 بخش، عضوگیری از افراد به عمل می‌آید تا ارزش‌های پیشین و سلامت آن روزها در عرصه‌های مختلف به نسل‌های بعدی انتقال پیدا کند.
* سال گذشته، حوادث بزرگی در کشور رخ داد و در بسیاری از عرصه‌ها دست‌های خارجی از یکسال قبل از انتخابات به وضوح دیده می‌شد، ارزیابی شما از شرایط قبل از انتخابات یعنی زمانی که طبق گفته وزیر امور خارجه کشورمان سفرهای مشکوک زیادی از انگلستان به ایران انجام می‌شد، چیست؟
**ما از زمانی که علم حق را به دست گرفتیم، این نظام، عدالت‌خواهی و ظلم‌ستیزی می‌کند و رهبر این انقلاب امام‌خمینی بود و هدف ما از این انقلاب پیروی از امام حسین(ع) است و ما روش و سیره کارمان را از ایشان گرفته‌ایم. از آنجا که این راه را برای خودمان انتخاب کرده‌ایم همیشه این مشکلات، فتنه‌ها و دردسرها را داشته و خواهیم داشت. کشوری مانند ایران در مقابل قدرت‌های بزرگ جهانی مانند آمریکا و انگلیس و دیگر کشورهای اروپایی و در مقابل باطل آنها ایستاده و آنها نیز با تمام قوا از جمله با کمک سازمان‌های جاسوسی و نیز سرمایه‌های خود در زمینه اقتصادی درصدد مقابله با ایران هستند و ما از ابتدای انقلاب شاهد شیطنت‌های این کشورها هستیم. مشکلاتی که منافقین و بنی‌صدر برای این کشور ایجاد کردند و پس از آن 8 سال دفاع مقدس و ماجراهای پس از آن و قضایایی که در زمان انتخابات پیش آمد، شاهدی بر این مدعاست و پس از این نیز مسائل اینچنینی تا ظهور مولا مهدی(عج) ادامه خواهد داشت و ما باید حواسمان جمع باشد.
شکر خدا در این حوادث اخیر مردم نشان دادند چقدر بصیرتشان بالاست. منتها درباره سفرهای مشکوک پیش از انتخابات از انگلیس به ایران باید بگویم این مساله‌ای است که بیشتر مسؤولان رده بالا و مسؤولان اطلاعاتی کشور از آن مطلع بودند و ما فکر می‌کردیم این بحث‌ها بحث بر سر کاندیداهای انتخاباتی است، منتها کار که آرام‌آرام پیش رفت، احساس شد که قضایای دیگری پشت این ماجراست و کسانی که پشت نقاب انتخابات به دنبال منافع شخصی خود بودند، در نهایت دستشان رو شد و این ناشی از زیرکی مردم و مسؤولان و مدیریت قوی مقام معظم رهبری بود. اینگونه بود که در این انتخابات متاسفانه یا خوشبختانه این بحران به وجود آمد تا چهره اصلی بعضی‌ها مشخص شود. البته اینها همه برای مردم ما منفعت دارد؛ درست است که تلفاتی هم داده و می‌دهیم، جوانانی را هم از دست داده‌ایم و افکار التقاطی هم وارد شد، ولی وضع به گونه‌ای شد که سطح آگاهی مردم بالا رفت. بعد که پرده‌ها کنار رفت، مشخص شد که سازمان‌های جاسوسی آمریکا، اسرائیل‌ و انگلیس این اغتشاشات را رهبری می‌کنند.
حتی شاید خیلی از مسؤولان ما هم باور نداشتند که چنین دسیسه‌ای در حد بالا و در حد خواص وجود داشته و بروز پیدا کند. هرچند مسؤولان ما اعتراف می‌کردند که ما می‌دانستیم حرکت‌های مشکوکی انجام می‌شود، اما فکر نمی‌کردند که یکسری افرادی که توقع از آنها نمی‌رفت و جزو بدنه نظام بودند و در گذشته مسؤولیت‌‌های کلانی داشته‌اند، طعمه دسیسه‌های غرب شوند که بعدها، اظهر من الشمس مشخص شد که گروه‌های مختلفی از جمله توده‌ای‌ها، سلطنت‌طلب‌ها و کمونیست‌ها با رهبری سازمان‌های جاسوسی آمریکا، اسرائیل‌ و انگلیس در این قضایا دخالت داشته‌اند.
* در بحبوحه انتخابات و پس از آن، آقای موسوی سعی می‌کرد از ناآگاهی نسل جوان نسبت به دوران نخست‌وزیری خود در دهه 1360 به نفع خود استفاده کند و با پنهان کردن خود پشت نقاب امام و دیگر شخصیت‌های بزرگ، نواقص خود را بپوشاند. به عنوان کسی که از نزدیک حوادث دهه 60 و دوران نخست‌وزیری آقای موسوی را به چشم دیده‌اید نظرتان چیست؟
** در دوران 8 سال دفاع مقدس، ما و همسالان ما درگیر جنگ بودیم. افرادی در آن دوره اوضاع را مدیریت می‌کردند که اینها با هم بودند، یعنی آقایان هاشمی، میرحسین موسوی و محسن رضایی. در یک مقطعی که در آن زمان میان حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (رئیس‌جمهور وقت کشور) و آقای موسوی اختلافاتی پیش آمده بود، تا آنجایی که ما اطلاع داشتیم وضع به گونه‌ای شده بود که می‌خواستند میرحسین موسوی کنار برود، ولی به دلیل ضرورت جنگ، امام از آقای رضایی سؤالی کرده بود که بودن آقای موسوی برای جنگ چه ثمره‌ای دارد و نبودنش چه ثمره‌ای؟ زیرا جنگ مساله اصلی بود و امام آن را مطرح کرده بود. آقای رضایی ایشان را تایید کرده بود که بودنش ثمره‌اش بیشتر است تا نبودنش. از آنجایی که برای امام مهم‌ترین مساله جنگ بود و آقای رضایی هم فرمانده بود، لذا نظر ایشان برای تصمیم‌گیری تاثیرگذار بود. بر همین اساس، آقای موسوی در پست نخست‌وزیری باقی ماند.
باز در همان زمان 2 نوع سلیقه وجود داشت که یک طرف حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر انقلاب و رئیس‌جمهور کشور در آن زمان و در طرف دیگر آقای میرحسین موسوی و طرفداران ایشان بودند که من در اینجا چون محور بحث آقای موسوی است، از پرداختن به آنها و بردن نام آنها خودداری می‌کنم. در آن زمان، جهت‌گیری شخصی بنده بیشتر به سمت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بود. افکارم، افکاری بود که به ایشان گرایش بیشتری داشت و در بحث‌های سیاسی که در محافل بسیجی مطرح می‌شد و البته تنش‌زا نبود، من طرفدار افکار حضرت آیت الله خامنه‌ای بودم اما از آنجا که ما درگیر جنگ بودیم، این مسائل غلظت زیادی نداشت. قطعا در آن زمانی که امام در قید حیات بودند، اینها جرات بروز خیلی از مسائل را نداشتند.
اگر به سخنرانی‌های امام در مقاطع خاص توجه کنید، به گونه‌ای است که گویا امروز را ایشان پیش‌بینی‌ می‌کرده‌اند و بحرانی که کشور ما را تهدید کرد، مدنظر داشته‌اند؛ البته این بحران در آن زمان هم وجود داشت و ما با منافقین، سلطنت‌طلب‌ها، افکار لیبرالی و اشخاصی مانند بنی صدر درگیر بودیم ولی چطور شد در این بحران و آزمایش الهی، عده‌ای از افرادی که مسؤولیت‌های بالایی در تاریخ انقلاب داشتند با سلطنت‌طلب‌ها و توده‌ای‌ها هم‌پیاله شدند؟ چرا آنها به آمریکا و اسرائیل و انگلیس تکیه کردند؟ واقعا جای تعجب و تأسف دارد. حتی یکی از بزرگان اینها که از لیدرهای آنها هم هست، در صحبت‌هایش گفته بود که «حجب و حیایمان اجازه نمی‌داد در محضر امام بگوییم با ولایت فقیه مخالفیم» و منتظر بودند روزی امام نباشد تا افکارشان را بروز دهند. پس از اینکه امام رحلت کردند و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سکان کشور و نظام را در دست گرفتند، این افراد تصورشان این بود که می‌توانند رهبر را محدود کرده و در چارچوبی قرار دهند تا خودشان نیز بتوانند افکارشان را پیاده کنند که در مقاطعی نیز شاهد جسارت‌های آنها بودیم. به عنوان مثال در دوران ریاست‌جمهوری آقای خاتمی به امام زمان(عج) توهین شد، به زیارت عاشورا توهین شد و مسائل فرهنگی بحران پیدا کرد. بارها و بارها رهبر معظم انقلاب در سخنرانی‌هایشان رهنمود دادند که به روشنی معلوم بود منظور ایشان چه طیفی است. 8سال دولت آقای موسوی، 8 سال ریاست‌جمهوری آقای هاشمی و 8 سال ریاست‌جمهوری آقای خاتمی، کشور در دست آقایان بود.
رهبر انقلاب نیز در جایی فرمودند من و آقای هاشمی اختلاف‌نظر داریم و برخی سلایق ما با هم یکی نیست و مشخص بود که آقای هاشمی، خاتمی و موسوی از یک طیف هستند و یک تفکر را دنبال می‌کنند، هرچند در داخل اختلاف‌نظرهایی داشته باشند. وقتی انتخابات دهم ریاست‌جمهوری برگزار شد و طیف آقای موسوی که دیدند به دلیل عملکرد بسیار ضعیفشان در گذشته در انتخابات رای نیاوردند و پیش از آن در انتخابات مجلس و شوراها نتوانسته بودند رای قابل توجهی کسب کنند و مسؤولیت‌ها و کارها از دستشان خارج شده بود، به تکاپو افتادند. شکست آقای موسوی در انتخابات، نتیجه یک تفکر لیبرالی غلط بود که پیامد آن به این صورت شد که پس از 24 سال، مردم آنها را کنار زدند. وقتی اینها کنار رفتند و طیف اصولگرا امور را در دست گرفت، فتنه‌ها شروع شد. غرب که دید افرادی که به اهدافش نزدیک‌ترند و منافع آن را تامین می‌کنند، روی کار نیستند، شروع به فتنه‌گری کرد که ما در بحرانی که متاسفانه به وجود آمد متوجه شدیم کشورهای غربی چقدر زیرکانه در کشور و جوانان و خواص ما نفوذ کرده‌اند و توانسته‌اند افکار آنها را تغییر دهند.
ابتدا به نظر می‌رسید بحث بر سر 2 کاندیدای انتخاباتی (احمدی‌نژاد و موسوی) است و مناظره میان این 2 کاندیدا اما بعد کار به جایی رسید که متوجه شدیم، بحث چیز دیگری بوده و بحث انتخابات نبوده است، بلکه اصل نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه هدف قرار گرفته‌اند و رهبری ماجرا به دست آمریکا، انگلیس، رژیم صهیونیستی و سازمان‌های جاسوسی آنها افتاد و از درون این قضایا، سلطنت‌طلب‌ها بیرون آمدند، توده‌ای‌ها بیرون آمدند، کمونیست‌ها بیرون آمدند، اسلحه بیرون آمد، «مرگ بر جمهوری اسلامی» به وجود آمد، «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» به وجود آمد و بحث فلسطین که اصل کار امام بود که بارها و بارها به شیوه‌های مختلف به طرفداری از فلسطین سخن گفته بودند، از سوی این گروه‌ها رد شد و ماجرا به گونه‌ای دیگر رقم خورد. مشخص شد که این قضیه، تفکری بوده در درون اینها و همین تفکر موجب شده راهی برای سازمان‌های جاسوسی بیگانه و استعمارگرانی چون آمریکا که از انقلاب اسلامی سیلی خورده بودند، باز شود و با نفوذشان در کشور، فتنه دیگری را برپا کنند که با لطف خدا و بصیرت مردم بویژه مقام معظم رهبری و زیرکی ایشان، توانستیم این بحران را نیز پشت سر بگذاریم.
حال ما مقایسه می‌کنیم تحمل این نظام را نسبت به مخالفان با کشورهای دیگر که در واقع این امتیازی است برای مخالفان! در کشورهای دیگر اگر شخص یا گروهی علیه حکومت صحبت یا اقدامی کند با وی چگونه برخورد می‌کنند، در چه زندان‌هایی آنها را زندانی می‌کنند و با چه حالت و وضعی آنها را می‌کشند. با نگاهی به اینها ببینند که اقدامات خرابکارانه آنها را این نظام، مقام معظم رهبری و دستگاه‌های قضایی ما تا چه اندازه تحمل کردند تا کار به تخریب اموال مردم و اموال عمومی رسید. در اینجا باید بگویم، ما نظامی را که برای آن 300هزار شهید داده‌ایم و مشکلات زیادی را برای حفظ آن تحمل کرده‌ایم، به این راحتی از دست نمی‌دهیم.
* در دوران پس از انتخابات، جریان سبز سعی می‌کرد حرف‌های خودش را با نقل قول دروغ از افراد شناخته شده برای مردم، به گوش مردم برساند تا تاثیر بیشتری بر جامعه داشته باشد که یکی از این افراد، شما بودید. حرفی را که به دروغ از قول شما زده شده بود وبایکوت واکنش شما.
** این مساله از زبان پسر من محمدعلی نقل شده بود و به این صورت بود که آقای نوری‌زاد (یکی از کارگردان‌های سینما و تلویزیون)، در سایت شخصی خود از زبان پسرم نوشته بود که پدرم وقتی وضعیت کشور را اینگونه دیده، قند وی بالا رفته و به 330 رسیده و همه چیز را برباد رفته دیده و شب تا سحر خواب نداشته است. دستگیری یکی از نزدیکان امام توسط ماموران (که من اصلا در جریان چنین موضوعی نبودم)، موجب شده پدرم شب تا صبح گریه کند و وصیتنامه‌اش را بنویسد. آقای نوری‌زاد این مطلب را به سایت پارلمان نیوز داده بود و این سایت نیز آن را رسما پخش کرده بود و در مدت کوتاهی این شایعه در سطح گسترده‌ای منتشر شد.
من در تماسی با پسرم از او پرسیدم که این مساله تا چه اندازه صحت دارد که او از موضوع اظهار بی‌اطلاعی کرد و پس از مرور سایت‌ها، این مساله را سریعا تکذیب کرد. اما وسعت شایعه به حدی بود که نمی‌شد آرام نشست و در روز 19 ماه رمضان در اصفهان در مصاحبه‌ای این شایعات را تکذیب کردم اما چون شب بیست و یکم و بیست و سوم، طبق قرار قبلی قرار بود در سوریه باشم و نمی‌شد این سفر را لغو کرد، این باز خود زمینه‌ساز شایعاتی شد که صادق آهنگران از همه چیز کناره گرفته و می‌خواهد از کشور خارج شود.
من در مصاحبه‌هایم ضمن تکذیب این شایعه، اعلام کردم من همچنان در صحنه بوده و مانند دوران جنگ پیرو ولایت فقیه هستم. من در زمان انتخابات برای برگزاری مراسم سالروز آزادسازی خرمشهر، سالگرد رحلت امام و ایام دهه فاطمیه دائما در شهرستان بوده و از صحنه انتخابات به دور بودم و این مساله موجب شد کسانی بتوانند از نام من سوءاستفاده کنند که شکر خدا با مصاحبه‌هایی که انجام شد، جلوی این فتنه گرفته شد. در همینجا می‌گویم که من پیرو ولایت فقیه بوده و هستم و حاضرم همه هستی‌ام را در راه ولایت فدا کنم.
* نظر شما درباره موضوع کاهش روابط ایران و انگلیس که در مجلس مطرح شد، چیست؟
** از زمانی که من انگلیس را شناخته‌ام، این کشور دشمن ما بوده و صدمات زیادی را به کشور ما وارد آورده است. دولت ما باید سرسختانه با این کشور و آمریکا برخورد کند و نباید در برخی از مراحل از خود ضعف نشان دهد و با تکیه بر قدرت باریتعالی به مقابله با ابرقدرت‌ها بپردازد و مردم ما طبق فرمایش رهبرمان باید تقوا و بصیرت داشته باشند و حیله‌های دشمن را بشناسند. ما طبق فرمایش امام باید بدانیم هر وقت آمریکا از ما تعریف کرد، مسیر را اشتباه رفته‌ایم و کسانی هم که به آمریکا و انگلیس تکیه می‌کنند، باید بدانند اینها تکیه‌گاه مطمئنی نیستند و آنها را به نابودی خواهندکشاند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات