محمد قربانی گلشنآبادی
هستیشناسی امام خمینی به عنوان یک فرد مسلمان، هستیشناسی دینی و اسلامی است. در نگاه ایشان جهان هستی و نظام خلقت، مخلوق خالق احدیت است. بر این اساس توحید محور اصلی و بنیاد هستیشناسی امام است، چه او خود اذعان دارد: "اعتقادات من و همه مسلمین همان مسائلی است که در قرآن کریم آمده است و یا پیامبر اسلام و پیشوایان به حق بعد از آن حضرت بیان فرمودهاند که ریشه و اصل همه آن عقاید، که مهمترین و با ارزشترین اعتقادات ماست، اصل توحید است" و بر اساس این اعتقاد، جهان را به آفریننده و آفریده تقسیم میکند و میگوید: "خالق آفریننده جهان و همه عوالم وجود و انسان تنها ذات مقدس خدای تعالی است که از همه حقایق مطلع است و قادر بر همه چیز است و مالک همه چیز".
حضرت امام در ادامه با استناد به دلیل عقلی، وجود خالق هستی را اثبات میکند. "ما اگر فرض کنیم که یک فضایی هست و این فضا هم همیشگی است، این فضا که فقط فضاست، نمیشود که بیخود متبدل شود، این فضا به یک موجودی یا موجودی در او بدون علت پیدا شود. آنهایی که میگویند از اول در دنیا یک فضای نامتناهی بوده است - علیرغم اشکالی که در نامتناهی هست- و بعد هم یک هوایی، بخاری پیدا شده است، آن وقت به دنبال آن از این موجود چیز دیگری پیدا شده است، این بر خلاف ضرورت عقلی است که یک چیزی خودش [بیدلیل] یک چیز دیگری بشود، بدون این که یک علتی از خارج در کار باشد، یک چیزی به خودی خود یک چیز دیگری بشود... و لهذا این اجمالی که هر معلولی محتاج به علت است و هر ممکنی محتاج به یک علتی است، جزء واضحات عقول است که هر کس مسئله را تامّل و تصور بکند، تصدیقش هم میکند که محال است یک چیزی که میشود، باشد و میشود نباشد، بیخودی بشود یا بیخودی نباشد. نبودن از این باب که چیزی نیست تا باشد، آن دیگر علت نمیخواهد، اما یک چیز ممکن که نیست، بیخودی بشود هست، امتناع این از ضروریات عقول است".
ایشان در ادامه، به بحث پیرامون "واجب" و "ممکن" پرداخته و میفرماید: "این واقعیتی است که یک موجود غیر متناهی درهمه اوصاف کمال، یک موجودی که در تمام اوصاف کمال غیر متناهی است، حد ندارد، موجود لاحد است، ممکن نیست ـ اگر موجود حد داشته باشد، "ممکن" است ـ موجود است و هیچ حدی در موجودیتش نیست، این به ضرورت عقل باید دارای همه کمالات باشد. برای اینکه اگر فاقد یک کمالی باشد، محدود میشود، محدود که شد، ممکن است. فرق مابین ممکن و واجب این است که واجب غیر متناهی است در همه چیز، موجود مطلق است و ممکن، موجود محدود است. اگر بنا باشد تمام اوصاف کمال به طور لامتناهی، به طور غیر محدود نباشد در او، متبدل میشود [به ممکن]، آن که ما خیال کردیم واجب بوده، واجب نبوده، ممکن بوده. یک چنین موجودی که مبدأ یک ایجاد میشود و مبدأ یک وجود میشود، تمام آن موجوداتی که به مبدائیت او وجود پیدا میکنند، اینها مستجمع همان اوصاف هستند به طریق نقص، منتها مراتب دارد".
در نگاه امام خمینی (س)، جهان هستی دارای مراتبی است و سه عالم ملک، ملکوت و لاهوت از مراتب هستی میباشند. عالم ملک، دنیاست و عالم ملکوت، عالم غیب است که ملکات صالحه و فاسدة انسان در آن ظاهر می شود. در عالم غیب، آخرت وجود دارد که در آن، جهنم و بهشت است و انسان در این دنیا، به سمت آن در حرکت است. پس از این دیدگاه مرگ، خود زندگانی است و آن جهان دار بقاء و سرای جاویدان میباشد. عالم ناسوت، عالم کثرت و عالم لاهوت، عالم وحدت است. عالم محسوس [عالم ناسوت]، مرتبه نازل هستی میباشد، بعلاوه، عالم الوهیت، مرتبه اعلای هستی و "مقصد اعلی" است و هر چه که در این عالم وجود دارد، در کمال نقص است، در حالی که در جهان آخرت به گونهای در میآید که در کمال قوت و تمامیت است.
در دیدگاه امام خمینی، این مراتب هستی، تجلّی قدرت خدای قادر متعال است. در دیدگاه توحیدی، جهان هستی، به صورت نفسالامری با وصف نظام احسن و نظام اجمل و به طور کلی و بالاتر از همه نظام عدل، توصیف میگردد.
خلقت و آفرینش از جانب خداوند حکیم، عبث و بیهوده نبوده، بلکه غایتمند و هدفدار میباشد. بر اساس این نگرش جهان بر اساس عدل تحقق یافته است.
بنابراین، همانطور که اشاره شد، حضرت امام با استناد به براهین عقلی مثل "برهان علیت" به اثبات خالق هستی میپردازد و سپس درباره "ممکن" و "واجب" بحث میکند. نظام هستی را نظامی عقلانی میداند که بر اساس عدل پایهریزی شده که از جانب خداوند حکیم، برای آن هدف و غایتی منظور گشته است.