عباس خسروانی
بنا به ماهیت فرهنگی انقلاب اسلامی ضروری بود تا پس از انقلاب در نظام آموزشی، بویژه آموزش عالی اصلاحاتی اساسی صورت گیرد. این مهم در سالهای اولیه پیروزی انقلاب اسلامی، به دلایل مختلف از جمله شرایط بحرانی پس از انقلاب، درگیریهای سیاسی در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، تعدد برنامهها و سیاستهای اصلاحی و غیره اجرا نشد. مجموع تحولات و مسائل فوق سبب گردید تا برنامه دگرگونی بنیادین در آموزش عالی تحت عنوان انقلاب فرهنگی در دستور کار مسئولان نظام جمهوری اسلامی قرار گیرد. در نتیجه اعلام انقلاب فرهنگی حدود 2 سال دانشگاهها تعطیل شد تا با فراغت بیشتری برنامههای اصلاحی تنظیم و پیگیری شود. همه ساختارهای باقی مانده از رژیم پهلوی می بایست متناسب با انقلاب و ارزش های آن تغییر کند.انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب تک بعدی نبود که صرفا بعد از سقوط نظام سیاسی گذشته به پایان برسد.انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام(ره) و با پشتیبانی ملت خواهان تغییر در همه ارکان کشور به منظور فراهم کردن اجرای احکام الهی در همه شئون بود.همه ساختارها می بایست متناسب با تغییر نظام سیاسی تغییر می کرد.اگر این اتفاق رخ نمی داد انقلاب به بیراهه کشانده می شد و بزودی اعتبار خود را در میان توده های مردم از دست می داد.انقلاب اسلامی ایران به گونه ای نبود که پس از پیروزی و رسیدن به قدرت آرمانها و اهداف خود را فراموش کند و از تحقق آرزو ها و خواسته ها ی بحق مردم غفلت کند.از جمله نهادهایی که می بایست متناسب با انقلاب تغییر می کرد نهاد دانشگاه بود.دانشگاه یکی از پایگاه های مبارزاتی جوانان اعم از مذهبی و غیر مذهبی علیه رژیم شاه بود.بعد از انقلاب نیز دانشگاه در کانون تحولات سیاسی کشور بوده و حضوری فعال داشته است.
دانشگاهیان نیز یکی از اقشار فعال در عرصه سیاسی کشور بوده اند و پس از پیروزی انقلاب نیز دانشگاهیان در عرصه های مختلف نقش آفرینی کرده اند.تا پیش از انقلاب دانشگاه های کشور اگر چه محل مبارزه دانشجویان علیه رژیم شاه بودند اما گرایش های فکری،سیاسی و ایدئولوژیکی به چند دستگی دانشجویان منجر شده بود. خیلی زود بعد از انقلاب دانشگاه با توجه به نیروی بالقوه ای که در جریان انقلاب نشان داده بود تبدیل به کانون توجهی برای بسیاری از گروه های سیاسی و دولت شد. گفته می شود دانشگاه محل آموزش دوسازمان مجاهدین و فداییان خلق بوده که یکی در دانشکده علوم و دیگری در دانشکده فنی آموزش نظامی می دادند. وجود تانکهای نظامی در محوطه دانشگاه و استفاده از مسجد دانشگاه به عنوان انبار تسلیحات به غنیمت گرفته شده عملاً فضای علمی دانشگاه ها را به حالت تعطیلی در آورده بودند اما در همین دوره هم امام تاکید فراوان بر تشکیل کلاس ها دارند.لذا پس از پیروزی انقلاب لازم بود تا دانشگاه نیز انقلابی صورت گیرد تا از لوث عناصری که در تضاد با مبانی انقلاب اسلامی بودند پاک شود.نیاز بود برای آنکه دانشگاه در راستای اهداف انقلاب گام بردارد عناصر معارض از این نهاد خارج شوند.همچنین تغییر و تحول در متون آموزشی دانشگاه ها بخصوص در علوم انسانی امری ضروری بود.همه این ضرورت ها باعث شد تا حضرت امام دستور انقلاب فرهنگی را صادر کنند تا آغاز فصلی نو را در حیات دانشگاه شاهد باشیم. لذا انقلاب فرهنگی، امری جدا از کلیت انقلاب اسلامی نبود بلکه انقلاب فرهنگی خود را در ساختار انقلاب اسلامی تعریف میکرد. براین اساس تحول در فرهنگ خواست آرمانی انقلاب اسلامی بود. رهبری انقلاب لازم دیدند که حوزه خاصی از فرهنگ که به نوعی شکل دهنده به کل آن است مورد توجه قرار گیرد. این بود که 2 حوزه فرهنگساز؛ یعنی دانشگاه و آموزش و پرورش در راس این اقدام جای گرفتند. بویژه آنکه فرهنگ حاکم بر روابط و مناسبات و به طور کلی جهتگیری دانشگاه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در تعارض با اعتقادات و ارزشهای اسلامی و ایدئولوژیک نظام اسلامی بود. بنابراین ایجاد یک دگرگونی فرهنگی و تحول بنیادین در دانشگاهها را که در ارائه و تبلور فرهنگ اسلامی میتوانست نقش ممتازی داشته باشد، در دستور کار نظام قرار گرفت. نیز در این راستا، تحولات و رویدادهای دانشگاهها در سال 58 ضرورت این مسئله را بیش از پیش معین کرد.حضرت امام(ره) به عنوان رهبر انقلاب اسلامی اهمیت ویژه ای برای دانشگاه و دانشگاهیان قائل بودند.امام خمینی(ره) دانشگاهیان را مدیران آینده می دانست و با معرفی کردن دانشگاه به عنوان مرکز سعادت و شقاوت یک ملت، محورهای گوناگون را برای اصلاح دانشگاهها نام می برد.
انقلاب اسلامی از همانآغاز هدف خود را صرفا نه سرنگونی سیاسی رژیم پهلوی بلکه بازشناسی همه ظرفیتهای فرهنگ بومی جهت پویش به سمت تحولی همه جانبه و بنیادین در شیوه زندگی، نحوه رفتارها و به طور کلی حیات اجتماعی، تعریف میکرد.پیام نوروزی امام خمینی (ره) در اول فروردین سال بر ضرورت ایجاد"انقلاب اساسی در دانشگاه های سراسر کشور"،"تصفیه اساتید مرتبط با شرق و غرب"،"تبدیل دانشگاه به محیطی سالم برای تدوین علوم عالی اسلامی" تاکید کرده بود.شورای انقلاب به دنبال ملاقات با امام در بیانیه 29/01/59 خود مقرر کرد دانشگاه باید از حالت ستاد عملیاتی گروه های گوناگون خارج شود.در این بیانیه 3 روز برای برچیده شدن دفاتر و تشکیلات در دانشگاه ها که به انبار مهمات و سلاح تبدیل شده بود تعیین شد. نیز مقرر کرده بود که امتحانات دانشگاهی باید تا 14 خرداد به پایان برسد و از 15 خرداد دانشگاهها تعطیل و هرگونه اقدام استخدامی و مانند آن متوقف و نظام آموزشی کشور براساس موازین انقلابی و اسلامی، طرحریزی شود.در روز دوم اردیبهشت همان سال، دانشجویان وابسته به انجمن اسلامی برخی از دانشگاهها با شعار «دانشگاه اسلامی ایجاد باید گردد» خواستار تعطیلی دانشگاهها شده و به سمت جماران حرکت کردند. امام خمینی(ره) در واکنش به خواست دانشجویان در سخنرانی خود اعلام کرد:«دانشگاههای ما، دانشگاههای وابسته است. دانشگاههای ما، دانشگاههای استعماری است. دانشگاههای ما اشخاصی را تربیت میکند،اشخاص غرب زده هستند. معلمین بسیاری شان غربزده هستند و جوانان ما را غرب زده بار میآورند. ما میخواهیم یک دانشگاه مستقل درست کنیم و تغییر بنیادی بدهیم که مستقل بشود. معنی اسلامی شدن دانشگاه این است که استقلال پیدا کند و خودش را از غرب جدا کند و خودش را از وابستگی شرق جدا کند و یک مملکت مستقل، یک دانشگاه مستقل، یک فرهنگ مستقل داشته باشیم...»پس از آن امام خمینی در 23/03/59 فرمان تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی را صادر کرد. فرمان امامخمینی در تاریخ 23/3/59 مبنی بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی بود.
در بخشی از این پیام آمده: «مدتی است ضرورت انقلاب فرهنگی که امری اسلامی است و خواست ملت مسلمان میباشد اعلام شده است و تاکنون اقدام موثری انجام نشده است و ملت اسلامی خصوصا دانشجویان باایمان متعهد نگران آن هستند و نیز نگران اخلال توطئهگران که هماکنون گاهگاه آثارش نمایان میشود و ملت مسلمان و پایبند به اسلام خوف آن دارند که خدای نخواسته فرصت از دست برود و کار مثبتی انجام نگیرد و فرهنگ همان باشد که در طول مدت سلطه رژیم فاسد، کارفرمایان بیفرهنگ، این مرکز مهم اساسی را در خدمت استعمارگران قرار داده بودند. ادامه این فاجعه که معالاسف خواست بعضی گروههای وابسته به اجانب است، ضربهای مهلک به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد و تسامح در این امر حیاتی، خیانتی عظیم بر اسلام و کشور اسلامی است. براین اساس به حضرات آقایان محترم محمدجواد باهنر، مهدی ربانیاملشی، حسن حبیبی، عبدالکریم سروش، شمس آلاحمد، جلالالدین فارسی و علی شریعتمداری مسئولیت داده میشود تا ستادی تشکیل دهند و از افراد صاحبنظر متعهد، از بین اساتید مسلمان و کارکنان متعهد با ایمان و دیگر قشرهای تحصیلکرده، متعهد و مؤمن به جمهوری اسلامی دعوت نمایند تا شورایی تشکیل دهند و برای برنامهریزی رشتههای مختلف و خطمشی فرهنگی آینده دانشگاهها، براساس فرهنگ اسلامی و انتخاب و آمادهسازی اساتید شایسته، متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی اسلامی اقدام نمایند».در تاریخ 29/11/63 رئیس جمهور وقت در باره اعتبار مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی،از امام سوال کردند و ایشان چنین پاسخ دادند:"ضوابط و قواعدی را که شورای محترم عالی فرهنگی وضع می نمایند باید ترتیب اثر داده شود". مطرح شدن طرح انقلاب فرهنگی توسط رهبرفقید انقلاب در سال 59 و آنگاه فرمان ایشان برای تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی در خرداد همان سال و در نهایت، تشکیل شورای انقلاب فرهنگی در سال 1363 گامی بود در جهت آرمانهای فرهنگی یاد شده که خود را در حرکت اسلامی سازی دانشگاهها، تدوین علوم انسانی بر مبنای نیازهای جامعه یا همان بحثی که امروزه از آن به بومیسازی علوم انسانی و تولید علم بومی یاد میشود، نمودار میساخت.
1-اسلامیسازی دانشگاهها 2- تــهاجــم فرهنـگــی 3- غرب ستیزی4- علوم انسانی اسلامی 5- وحدت حوزه و دانشگاه
6- بومی سازی علوم انسانی 7- تولید علم (بومی)
8- غــــربشنــاسی 9- گفتگوی فرهنگها. از جمله خواسته های انقلاب اسلامی در عرصه فرهنگی بود که نیاز به انقلاب در این عرصه را ضروری می کرد.
به نظر می رسد پس از گذشت بیش از سه دهه از آغاز انقلاب فرهنگی،اهداف آن به طور کامل در کشور پیاده نشده است و ما هنوز با کاستی هایی در این زمینه بخصوص علوم انسانی مواجه هستیم.به همین دلیل بود که رهبر معظم انقلاب طی سال های گذشته مکرر بر اسلامی شدن دانشگاه ها و تولید علم بومی تاکید کرده اند تا کشور را از وابستگی علمی برهانند.کشور ما در حوزه علوم انسانی علی رغم پشتوانه قوی که دارد متاسفانه مقلد غرب و آموزه های متون ترجمه شده دانشمندان غربی بوده و هست.به همین دلیل بود که رهبری از لزوم آغاز نهضت تولید علم سخن گفتند و خواستار حرکت محققان و دانشمندان کشور جهت تولید علم و دانش بومی و در کنار آن بهره مندی از دستاورد های دانشمندان غربی بودند.نسل تربیت یافته انقلاب به کرار اثبات کرده که می تواند کار های بزرگ انجام دهد.
اگر چه عرصه تولید علم عرصه ای سخت و سنگین است و رسیدن به استقلال علمی که مقدمه استقلال کشور در عرصه های مختلف است.اما طی سال های گذشته دیدیم که چگونه جوانان ما با تکیه بر عزم و اراده خود و توکل به خدا توانستند مرز های علمی را بشکنند و به دستاورد هایی برسند که صرفا در انحصار چند قدرت جهانی بود.دانشی بومی و متکی به دانشمندان داخلی دستاوردی بزرگ برای یک کشور انقلابی است که از سوی ابر قدرت های جهان تحت شدید ترین تحریم های اقتصادی،سیاسی،علمی و... است.
در حوزه علوم انسانی نیز حرکت های خوبی آغاز شده که نوید بخش یافتن جایگاهی برجسته در این عرصه در جهان است.در این زمینه نیز خود باوری و اعتماد به نفس یک نیاز اساسی است.سال های سال است که ما در این زمینه مقلد بوده ایم و بزرگترین کاری که کرده ایم ترجمه متون علمی دانشمندان غربی بوده لذا رسیدن به مراتب عالی نیاز به گذشت زمان و تلاش مستمر و مضاعف دانشمندان و محققان کشور دارد.