روزهای پایانی خرداد و آغازین تیرماه 84، در تاریخ سیاسی انقلاب اسلامی روزهای عجیب و تأثیرگذاری بود. انتخابات دور نهم ریاست جمهوری برای مردان سیاست نتیجهای غیرقابل پذیرش داشت، دوگانه ای سراسر تضاد به دور دوم راه یافته بودند؛ بسیاری از تحلیلگران سیاسی دور دوم انتخابات نهم را مصاف مردم و سیاستبازان تلقی کردند. شاید دشورای پذیرش نتیجه پیروزی مردم فاقد قدرت سیاسی در مقابل کهنهکاران سیاست موجب شد تا هاشمی رفسنجانی اولین تیشه را به دست گرفت و اعتماد عمومی به نهاد ناظر انتخابات را نشانه رفت. در بیانیه هاشمی که یک روز پس از حماسه سوم تیر منتشر شد، آمده بود: «بنا ندارم که در مورد انتخابات، شکایت به داورانی که نشان دادند نمیخواهند یا نمیتوانند کاری بکنند، ببرم و شکایت خود را فقط همانند مورد قبل در دادگاه عدل الهی مطرح میکنم، خدایی که با توکل بر او و برای جلب رضایتش به صحنه آمدم و با او معامله کردم و میدانم در انتقام الهی اگر کسی معاقب شود، قطعاً مردم، انقلاب اسلامی و ایران نخواهند بود و فقط مجرمان واقعی مجازات میشوند.»
آغاز به کار ماشین عیبیاب هاشمی
گرچه هاشمی تلاش میکرد تا در مقابل دولت نهم که بر ویرانه ابهت او بنا شده بود، ژست «سکوت» بگیرد اما دیری نگذشت که این سکوت از هر فریادی رساتر شد تا جایی که هنوز جوهر اعتماد مجلس بر اکثریت کابینه نهم خشک نشده بود که تیغ تیز انتقاد از سوی رئیس مجمع تشخیص مصلحت از نیام بیرون آمد. هاشمی با اعلام این که «چهار وزارتخانه بدون وزیر بمانند، در تاریخ دولتهای جمهوری اسلامی بیسابقه بوده است» در آبان ماه 84 گفت: «طولانی شدن روند استقرار دولت را یک عیب میدانم و باید هرچه زودتر این اشکال برطرف شود.»
هاشمی در حالی ماشین عیبیاب خود را بر فعالیتهای دولت روشن کرده بود که با توجه به اصولگرا بودن دولت و مجلس، عدم رأی اعتماد به 4 وزیر نه تنها ضعف محسوب نمیشد بلکه در قاموس اصولگرایی معنای مثبتی به خود میگرفت اما موضوع به همین جا هم ختم نشد و زمستان همان سال بود که هاشمی در دیدار با علما در قم و در منزل آیتالله مکارم شیرازی، به مقایسه 16 سال ریاست جمهوری خود و دوره اصلاحات با رویکردهای دولت نهم پرداخت تا بهزعم خود در این عیبیابی شاید علما را با خود همراه سازد.
تشنج در سخنرانی هاشمی
اما تحرکات هاشمی علیه دولت نهم و مواضعی که وی بیپرده اتخاذ میکرد، فضا را برای سوء استفاده مهیا میساخت تا آنجا که یک سال پس از انتخابات نهم، در 15 خرداد 85، سخنرانی هاشمی رفسنجانی در حرم حضرت معصومه به تشنج کشیده شد. بروز تشنج در این سخنرانی گرچه میتوانست از ابعاد مختلف مورد بررسی و ریشهیابی قرار گیرد اما اولین واکنش اطرافیان هاشمی القای کینهورزی عدهای خاص با وی است تا جایی که عوامل تشنج را حامیان رئیس جمهور و به مؤسسه تحت مدیریت آیتالله مصباح یزدی منتسب دانستند. مانور تبلیغاتی بر این موضوع موجب شد تا از سوی دفتر مصباح یزدی اعلام شود: تشنجآفرینان حادثه قم هیچ ارتباط برنامهریزی شده با مؤسسه امام خمینی نداشتهاند.
در پی این حادثه، احکام سنگین و مجازاتهایی چون حبس، شلاق، تبعید از قم و محرومیت از تصدی مشاغل در نهادهای علمی و حوزوی در حالی برای عمال این تشنج صادر میشد که هاشمی با ژستی کریمانه اعلام کرد که از حق خود در شکایت از این افراد میگذرد.
در کنار سیاهنماییها علیه دولت، رو در رویی با آیتالله مصباحیزدی با توجه به در پیش بودن انتخابات مجلس خبرگان رهبری، غائله دیگری بود که نزدیکان هاشمی به راه انداختند تا آنجا که وقتی در اسفندماه سال 85 در حاشیه مراسم افتتاح چهارمین دوره مجلس خبرگان هاشمی و مصباح با یکدیگر دیدار و معانقه کردند، این موضوع به سوژه عجیبی برای رسانهها تبدیل شد.
معمای انتشار نامه محرمانه امام
شهریور 85 در هجدهمین سال پایان آن، موضوعات تازهای درباره علت آغاز جنگ و دلایل پذیرش قطعنامه 598 در محافل سیاسی و مطبوعاتی مطرح شد که با خطبه هاشمی در نماز جمعه آغاز شد و با بحثهای صورت گرفته میان هاشمی و محسن رضایی ادامه یافت و به انتشار نامهای محرمانه از امام (ره) از سوی دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت ختم شد.
هاشمی در خطبههای نماز جمعه برای اولین بار به موضوع «تفاوت دیدگاه ارتش و سپاه» در شیوه جنگیدن که از آغاز عملیات رمضان در آخر مرداد سال 1361 بروز کرده بود، سخن گفت. پس از این موضوع، محسن رضایی که مهمترین مخاطب این سخنان بود، ساکت نماند و در مصاحبه با خبرگزاری فارس، از «چیرگی مسئولین سیاسی بر مسئولین جنگ در جریان اداره جنگ» سخن گفت و به نوعی کندی روند جنگ را به گردن مسئولین سیاسی وقت کشور انداخت که طبعاً هاشمی رفسنجانی برجستهترین آنان بود. چون از یک سو در آن دوره رئیس مجلس و در همان سال جانشین فرمانده کل نیروهای مسلح در جنگ بود. رفسنجانی بار دیگر در مصاحبه با روزنامه همشهری، وارد ماجرا شد و به نامه محسن رضایی به حضرت امام(ره) اشاره کرد که در آن از نیاز شدید جنگ به هزاران امکانات لجستیکی و جنگافزار نظامی سخن رفته بود.
محسن رضایی هم در واکنش به این اظهارات، نوشتن نامهای در این مورد «خطاب به حضرت امام» را تکذیب کرد اما در این میان دفتر هاشمی اقدام به انتشار نامهای از امام کرد.
ظاهر ماجرا این بود که رئیس مجمع تشخیص مصلحت برای پایان دادن به بحثهای خود با فرمانده وقت سپاه، اقدام به انتشار این نامه نموده است اما در واقع با توجه به رویکردهای دولت نهم در عرصه سیاست خارجی بخصوص از سرگیری فعالیتهای به تعلیق درآمده هستهای و در عین حال فشار غربیها، به نظر میرسد انتشار این نامه نسبت مستقیمی با مسائل کشور داشت. چرا که این اقدام نامتعارف با توجه به این که همزمان با القای شرایط بحرانی صورت میگرفت، میتوانست نسخهای غیرمتجانس را برای برونرفت از بحران مد نظر آنها تجویز کند. اقدام دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در انتشار نامه محرمانه امام (ره) پیرامون آتشبس با عراق، یک معنای واضح داشت و آن ایجاد نسبت میان شرایط وقت کشور و ماجرای هستهای با شرایط ماههای آخر جنگ تحمیلی است که منجر به پذیرش آتشبس شد. آنها تلویحاً میخواستند بگویند که مقاومت در برابر امریکا و غرب در پرونده هستهای، نیاز به امکانات زیادی دارد که ما از این امکانات برخوردار نیستیم و در نتیجه باید همانگونه که در تابستان 67 امام آتشبس را پذیرفت، دولت باید تعلیق هستهای را بپذیرد.
پشتوانهای تمام قد برای دانشگاه آزاد
دانشگاه آزاد اما حدیث مفصل دیگری است برای آن که سنگینترین مواضع علیه دولت از سوی رئیس مجمع تشخیص مصلحت اتخاذ شد تا آنجا که هر بار که انتقاداتی از عملکرد این دانشگاه از سوی رئیس جمهور مطرح میشد و همزمان با تلاش دولت و مطالبه دانشجویان برای اصلاح ساختار این دانشگاه و سوق دادن آن به سمت قانونگرایی و نظارتپذیری و اصلاح اساسنامه، هاشمی مجالی مییافت تا با حضور در یکی از واحدهای این دانشگاه، با تندترین الفاظ، مخالفان این دانشگاه را مورد خطاب قرار دهد. هاشمی در آذرماه 85 گفت: «امیدواریم شرارتهایی که میشود تا دانشگاه آزاد را به عنوان واحد ملی و جهانی تضعیف کند، شرش را از سر دانشگاه کوتاه کنیم... مطمئن باشید برخی «موذیگریها» نسبت به حرکت اساسی دانشگاه آزاد اسلامی شکست خواهد خورد.»
مواضع هاشمی در حالی اتخاذ میشد که رئیس جمهور در پائیز 84 با انتقاد از افزایش شهریه دانشگاه آزاد، شخص عبدالله جاسبی را تهدید کرده و در آبان ماه 85 در جمع مردم پیشوای ورامین اعلام کرده بود: «اگر دانشگاه آزاد شهریهها را کاهش ندهد، درباره این دانشگاه تصمیم انقلابی خواهیم گرفت» اما با وجود اهتمام دولت، هم در سال 84 و هم در سال 1385 دانشگاه آزاد اسلامی شهریه دانشجویان خود را حدود 10درصد افزایش داد. احمدینژاد حدود دو هفته پس از اشاره به «تصمیم انقلابی»، به عنوان رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی به پنج تن از اعضای این شورا مأموریت داد برای ترمیم هیأت مؤسس و اساسنامه دانشگاه آزاد طرحی ارائه کنند. در سوی دیگر هم، اوایل آذرماه هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس هیأت امنا، 5 چهره سیاسی ـ دانشگاهی (ولایتی، حسن حبیبی، حسن خمینی، محسن قمی و جعفر توفیقی) را به عنوان اعضای جدید هیأت مؤسس دانشگاه آزاد معرفی کرد. تحلیلگران این اقدام هاشمی را تاکتیکی برای جلب مشروعیت و کاهش فشارها ارزیابی کردند.
طی دی ماه 85، هیأت پنج نفره رئیسجمهور اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامیرا ارائه کرد. این اساسنامه در دستور کار شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفت و بیش از 10 ماده آن نیز به تصویب رسید. در سوم بهمن ماه 85 شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسهای که بدون حضور رئیس جمهور برگزار شد، استدلال رئیس هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی (هاشمی) مبنی بر این که اصلاح اساسنامه این دانشگاه باید توسط هیأت مؤسس انجام شود را پذیرفت و با اضافه شدن پنج شخصیت معرفی شده جاسبی به هیأت مؤسس دانشگاه آزاد موافقت کرد.
رئیس جمهور در آبان 86 در جمع دانشجویان علم و صنعت موضوع دانشگاه آزاد را چنین تشریح کرد: شوراى عالى انقلاب فرهنگى چندى پیش تصمیم گرفت تغییراتى را در اساسنامه دانشگاه آزاد ایجاد کند و آن را بر روى نظم و ضابطه قرار دهد؛ چرا که نحوه مدیریتى که در این دانشگاه است، با هیچ کدام از قوانین ما منطبق نیست. ولى آن قدر فشار آوردند که به ما گفتند شرایط کشور حساس است و فعلا ًدر مورد ایجاد تغییراتى در اساسنامه دانشگاه آزاد و ضابطهمند کردن آن صبر کنید و دست نگه دارید چون اینها در شرایط حساس کشور بحران درست مىکنند و دلشان براى مملکت نمىسوزد. او البته در همین جا وعده داد که بزودى وقت آن خواهد رسید که ما این اصلاحات را انجام دهیم.
با آن که بنا بر مصلحت، اصلاح اساسنامه به هیأت مؤسس این دانشگاه را به انجام رساند اما عبدالله جاسبی در مردادماه 87 گفته بود: «بر اساس مصوبه شورایعالی انقلاب فرهنگی، هیأت مؤسس دانشگاه میتواند پیشنهادهای جدیدی را برای اصلاح اساسنامه و یا تکمیل اعضای هیأت مؤسس ارائه کند و برخی اظهارنظرهای خلاف واقع و نسنجیده اخیر تنها سردرگمی افکار عمومی را در پی دارد.»
هاشمی هم چندی بعد به دفاع از یار دیرینش جاسبی پرداخت و در سال گذشته با حملهای بیسابقه، مخالفان وی را مخالفان دانشگاه آزاد تعبیر کرد و با بیان این که دانشگاه آزاد همیشه مزاحمان و حسودانی داشته است، گفت: «عدهای فقط برای کسب شهرت با دانشگاه آزاد مخالفت میکنند.»
بیش از دو سال از تصمیم شورای عالی انقلاب فرهنگی برای اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد میگذرد و در این مدت تنها اقدامی که از سوی هاشمی رفسنجانی و همکارش جاسبی صورت گرفته، فشار بر منتقدان این دانشگاه است و خبری از اصلاح اساسنامه نیست.
این فشارها تا جایی بود که اواخر شهریورماه 87 سخنگوی دولت با لحنی حاکی از وجود نوعی بنبست در پیگیری ماجرای دانشگاه آزاد، از توقف اقدامات دولت برای اصلاح در دانشگاه آزاد خبر داد و مسئولان و هیأت امنای این دانشگاه را مسئول سیاستهای اعمال شده دانست اما اخیراً و در 24 مهر 88 حسین کچوئیان، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی خبر داد که «هیأت امنای دانشگاه آزاد تاکنون اصلاح اساسنامه را به اتمام نرسانده و اگر اصلاح این اساسنامه تا زمان جلسه آینده شورای عالی انقلاب فرهنگی به پایان نرسد، این شورا رأساً اصلاحات لازم را در اساسنامه انجام خواهد داد.»
سوار بر موج بحراننمایی
«بحراننمایی» و القای شرایط ویژه موجی بود که رفسنجانی سوار بر آن به عرصه رقابت نهم، بویژه در دور دوم راه یافت. خاطره آن روزها شاید از ذهن هیچ ناظر سیاسی بیرون نرود که احمدینژاد خطرناکترین انتخابی بود که یک ایرانی میتوانست در سوم تیر 84 داشته باشد. اما پس از آن هم بیرق القای شرایط بحرانی بر زمین گذاشته نشد و هاشمی در دی ماه 84 در همایش ائمه جمعه گفت: «مسئله تهاجم خارجی همیشه وجود داشته است ولی امروز شرایط ویژهای است، بخصوص شرایط داخلی این خطر را جدی کرده است.»
او بار دیگر در مردادماه 86 در جمع دانشگاهیان رودهن اعلام کرد: «شرایط کشور ما هماکنون ویژه است.»
دیماه 85، پروژه القای شرایط ویژه این بار عریانتر از سوی یکی دیگر از یاران هاشمی مطرح شد و محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت در گفتوگوی ویژه خبری شبکه 2 ادعا کرد ظرف یک ماه آینده امریکا به ایران حمله خواهد کرد.
القای وجود بحران از سوی هاشمی رفسنجانی و سپردن این طناب به دست نزدیکان فکری و سیاسی هاشمی برای فشردن گلوی احساس امنیت مردم موجب شد تا رهبر معظم انقلاب در دی ماه 86 در تحلیل شرایط سیاسی کشور ضمن حساس برشمردن آن، وجود بحران را نفی کردند و فرمودند: البته این حساس بودن شرایط و نشانههای آن بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همواره وجود داشته است و این مسئله به معنای وجود خطر و بحران نیست.
موسویان، تطهیر یک متهم
اردیبهشت ماه سال 86 بود که حسین موسویان، معاون حسن روحانی و عضو ارشد تیم سابق مذاکره کننده هستهای، از نزدیکترین یاران هاشمی به اتهام انتقال اطلاعات محرمانه به خارج از کشور بازداشت شد. در همان ایام محسنی اژهای، دادستان کل فعلی و وزیر اطلاعات وقت اعلام کرد که جرم وی برای وزارتخانه متبوعش محرز شده و از فشار بر قاضی پرونده نیز خبرداد اما هنوز کیفرخواستی از سوی دادستانی به قاضی پرونده موسویان ارجاع نشده بود که سخن از تبرئه وی به میان آمد. همزمان که غلامحسین الهام، وزیر دادگستری و سخنگوی دولت ابراز امیدواری کرده بود که با تشکیل دادگاهی علنی نگرانی افکار عمومی برطرف و برخی از سؤالات پاسخ داده شود، سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد که موسویان از اتهامهای جاسوسی و نگهداری اسناد محرمانه تبرئه شده است.
هاشمی این ایام را با سکوتی نسبی برگزار کرد و تنها به ذکر این جمله اکتفا کرد که: «حقیقت بزودی معلوم میشود» اما در این میان بعضی منابع خبری از تماسهای مکرر هاشمی با قاضی حداد، قاضی پرونده موسویان خبر دادند، چرا که پرونده موسویان یک پرونده شخصی و چنانچه دوستانش گمان میکردند اقتصادی نبود بلکه مربوط به مذاکراتی بود که تحت مدیریت حسن روحانی انجام میشد و برخورد با او دقیقاً برخورد با روحانی به حساب میآمد.
چندی بعد قاضی حسن حداد با بیان این که اتهام جاسوسی موسویان برای بازپرس پرونده احراز نشده است، گفت: «تاکنون قرار مجرمیت یا کیفرخواستی برای موسویان صادر نشده است.» احمدینژاد که این شرایط را پیشبینی میکرد، در یکی از سخنرانیهایش گفته بود: «کار را به جایی رساندند که جاسوس فرستادند و اطلاعات درون سیستم را به طور منظم به آنان گزارش میداد، البته اگر این جاسوس به دادگاه هم برود، مطمئن باشید به قاضی فشار میآورند که جاسوس را تبرئه کند.»
گرچه در نهایت موسویان به جرم «جمعآوری اسناد طبقهبندی شده با هدف برهم زدن امنیت کشور» وفق ماده 505 قانون مجازات اسلامی به 3 سال حبس تعلیقی محکوم شد، اما پس از آزادی زیر چتر حمایتی هاشمی قرار گرفت تا چهره مخدوش او بازیابی شود. همایش «اتحاد ملی، راهبردها و سیاستها» اولین حضور رسمی موسویان پس از آزادیاش با قرار وثیقه بود که در صف اول و در کنار روحانی و هاشمی رفسنجانی جای گرفت و دوباره معاونت حسن روحانی در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع را برعهده گرفت.
گداپروری و ادعای دوران طلایی سازندگی
آذرماه 87 و همزمان با آغاز بحثهای انتخاباتی دهم ریاست جمهوری بود که هاشمی در دانشگاه شریف بیتوجهی به محرومان در دوران سازندگی را یک دروغ تاریخی خواند تا تکملهای بر اتهام گداپروریاش به دولت نهم باشد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت در اواخر اردیبهشت 87 در مصاحبه با خبرگزاری موج گفته بود: «ساختن اقتصاد کشور با شیوه گداپروری جواب نمیدهد.»
هاشمی در آبان ماه همین سال هم در افتتاح دومین همایش «سمپوزیوم بینالمللی ایران 1404» بار دیگر دولت را متهم به گداپروری کرد و گفت: «عدالت اجتماعی با شعارهای پرزرق و برق به دست نمیآید. عدالت تقسیم فقر در جامعه نیست بلکه عدالت توزیع مناسب امکانات بین اقشار مختلف است.»
متهم کردن دولتی که با شعار عدالتمحوری بر سر کار آمده و با همین نگاه به اتخاذ سیاستها و رویکردها میپردازد به گداپروری، چنان بیانصافی مینمود که رئیسجمهور بلافاصله در سفر استانیاش به زنجان این گونه اظهارنظرها را توهین به ملت ایران دانست و گفت: بعضیها از کارهایی که برمبنای عدالت است، ناراحتند و میگویند اگر یارانهها را هدفمند کرده و به جای قرار گرفتن آن در اختیار اقلیتی، آن را عادلانه توزیع کنیم، این گداپروری است. احمدینژاد خطاب به کسانی که دولت را متهم به گداپروری میکنند، گفت: «آیا اگر همه این یارانهها را عدهای قلیل مثل شمایی که جیبهایتان پر است، شکمهایتان سیر است و ثروتتان از پارو بالا میرود، بخورید، این گداپروری نیست اما اگر در بین ملت توزیع شود، این گداپروری است؟ شما ملت را نمیشناسید. شما از ملت فاصله گرفتهاید. شما ملت را خودتان، خانوادههایتان، همحزبیهایتان و اطرافیانتان میشناسید.»
انحراف دولت از سند چشمانداز یک ادعای همیشگی
هاشمی در موارد بسیاری دولت را مانعی برای رسیدن به اهداف سند چشمانداز 20 ساله معرفی کرد؛ از جمله در آذرماه 85 مدعی شد: در چشمانداز 20 ساله، عنوان شده ما باید هر ساله حدود 8 درصد پیشرفت داشته باشیم، اما متأسفانه میبینیم در یک سال و نیمی که از شروع اجرایی شدن سند چشمانداز میگذرد، از 6 درصدی که پیشرفت داشتهایم نیز عقبتر افتادهایم.
هاشمی در پایان همین سال یک بار در نخستین کنفرانس خبری پس از معرفی اعضای جدید مجمع تشخیص مصلحت و یک بار در خطبههای نماز جمعه مدعی شد که شاخصهای اجرایی چشمانداز 20 ساله با گزارش عملکرد سالانه دستگاههای دولتی همخوانی ندارد.
هاشمی در نماز جمعه 4 اسفند 85 مدعی شد که در شاخصهایی چون «رشد اقتصادی»، «وابستگی به نفت»، «کنترل جمعیت»، «بهرهوری»، «جذب سرمایههای خارجی» عملکرد اقتصادی دولت خلاف سند چشمانداز بوده و شاهد افت بودهایم و صرفاً «رشد 30 الی 40 درصدی نقدینگی» حاصل عملکرد دولت است.
هاشمی که دولت را سد راهی برای توسعه معرفی میکرد، در اسفندماه اولتیماتوم داد که دوره آزمایشی دولت نهم پایان یافته، نظارت مجمع بر عملکرد دستگاههای اجرایی آغاز میشود. رئیس جمهور در سخنرانیهای متعددی پاسخ اتهام به دولت در زمینه انحراف از سند چشمانداز را داد. احمدینژاد یک روز پس از اولتیماتوم هاشمی گفت: «ما میدانیم شما از چه چیزی عصبانی هستید و علت عصبانیت خود را نمیگویید، ولی میآیید و میگویید که این دولت واگذاری نمیکند. کسانی که در زمان خود اجازه نمیدادند که مردم بقالی داشته باشند و میگفتند که باید فروشگاههای زنجیرهای دولتی ایجاد شود و مردم از این فروشگاههای زنجیرهای وسایل مورد نیاز خود را بخرند، حالا مدعی شدهاند.»
پالیزدار پروژهای در خدمت هاشمی
«متأسفانه اظهارات عاری از حقیقت و غیرمسئولانه در جریان مناظره با مهندس موسوی و مقدمهچینیهای قبل و حوادث بعد از آن، خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهکهای ضدانقلاب در سالهای اول بعد از پیروزی انقلاب و نیز تهمت زدنها در انتخابات 84 و انتخابات مجلس ششم و لجنپراکنیهای باند پالیزدار که در دادگاه محکوم شده را به نمایش گذاشت.» این جملات بخشی از نامه معروف هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب پیش از انتخابات دهم ریاست جمهوری است که بار دیگر غائله پالیزدار را احیا کرد. این بار پالیزدار نه در مقام یک افشاگر بلکه در قامت یک نادم در برابر هاشمی رفسنجانی ظاهر شد و در نامهای به هاشمی رفسنجانی، از وی عذر تقصیر خواست. نامه پالیزدار که بلافاصله پس از نامه معروف هاشمی منتشر شد و بسیاری آن را پروژهای برای تطهیر هاشمی خواندند، چرا که در این نامه آمده بود: «متأسفانه در پایان سخنرانی در دانشگاه همدان، دانشجویی از خانواده شما سؤال کرد و اینجانب بدون هیچ مستنداتی به اتکای شنیدههای غیرمستند از نزدیکان آقای احمدینژاد مطالبی گفتم. لذا بدین وسیله از محضر حضرتعالی عذرخواهی میکنم و امیدوارم این مختصر را به عنوان جبران بپذیرید تا باری بر دوش من در صحرای محشر نباشد.»
سخنرانی پالیزدار در دانشگاه همدان در اردیبهشت 87 که چند ماه بعد مانند یک بمب خبری منتشر شد و خود تبدیل به غائلهای گشت تا مدتها معادلهای مجهول مینمود و از انتساب به حامیان دولت گرفته تا کمیته تحقیق و تفحص از قوه قضائیه و... را در طومار تحلیلهای پشتبند خود داشت اما دادن نسبت تشابه به سخنان احمدینژاد در مناظره با موسوی با سخنرانیهای پالیزدار و استفادهای که هاشمی سر بزنگاه از موضوع پالیزدار کرد، بر زوایای تیره این غائله روشنایی افکند و کم کم ابهام از آن رخ برکند. علاوه بر نامه عذرخواهی پالیزدار، وکیل وی نیز در همان ایام گفت: اگر در سخنرانیهای موکلم نامی از خانواده آیتالله هاشمی رفسنجانی ذکر شده است، مربوط به نقل قولهایی بوده که عباس پالیزدار به دلیل حضور در ستاد انتخاباتی احمدینژاد در دوره نهم ریاست جمهوری آنها را شنیده و بدون استناد آنها را بازگو کرده است.
تلاش برای انتساب پالیزدار به احمدینژاد و دولت نهم در حالی صورت میگرفت که علاوه بر آن که غلامحسین الهام، سخنگوی دولت در یکی از نشستهای هفتگی خود با خبرنگاران در خرداد 87، هرگونه ارتباط پالیزدار با دولت را رد کرد. تکذیب این ارتباط از ابعاد دیگری نیز صورت گرفت تا آنجا که میثم نیلی، مسئول کمیته سیاسی ستاد انتخاباتی احمدینژاد سخنان پالیزدار را توطئهای علیه گفتمان دولت نهم و در جهت ضربه زدن به اصل جریان عدالتخواهی عنوان کرد.
در همین ارتباط مسعود زریبافان، رئیس ستاد دکتر احمدینژاد در انتخابات نهم گفت: پالیزدار هیچ نسبتی با دولت نهم ندارد و عضویتی در ستادهای انتخاباتی دکتر احمدینژاد و رایحه خوش خدمت نداشته و مواضع افراد بازی خورده را نباید به حساب دولت گذاشت.
مهرداد بذرپاش، رئیس ائتلاف رایحه خوش خدمت هم نسبت دادن فردی به نام پالیزدار به این ائتلاف توسط برخی رسانهها را شیطنتی برای ایجاد فتنه ارزیابی کرده است.
زمان مدارا به پایان رسیده است!
گرچه مواضع هاشمی رفسنجانی علیه دولت نهم از همان روزهای حیات این دولت عیان بود و هرگز ستیز کلامی و عملی خود را با دولت پنهان نساخت اما در مردادماه 87 مدعی شد که تا کنون با دولت مدارا کرده و زمان مدارا اکنون به پایان رسیده است.
هاشمی این سخنان را در جمع فعالان اقتصادی خراسان رضوی گفت و توضیح داد که مدت مدارای مجمع تشخیص با دولت نهم در زمینه نظارت بر اجرای سیاستهای اصل ۴۴ قانون اساسی به پایان رسیده است. او پا را از این فراتر گذاشته و به نقل از مقام معظم رهبری گفت: معظم له در ابتدای فعالیت دولت نهم از ما خواستند مدتی با این دولت مدارا کنیم. اکنون زمان مدارا به پایان رسیده است.
موضعگیرى هاشمى رفسنجانى علیه دولت نهم و رئیس مردمگراى آن، گرچه بىسابقه نبود اما سخنان وى مبنى بر «پایان دوران مدارا با دولت» و فضاسازى رسانهاى بعد از این اظهارات، آغاز فاز جدیدى از تهاجم علیه دولت نهم خصوصاً در آستانه عملیاتى شدن طرح تحول اقتصادى تلقی میشد.
رفسنجانى دوران مدارا با دولت نهم را در حالى پایان یافته تلقى کرد که پیش از آن شدیدترین انتقادات و تخریبها که در اغلب اوقات با سخیفترین ادبیات همراه بوده، از جانب طیف منسوب به وى، متوجه دولت نهم و دکتر احمدىنژاد شده بود.
روزنامه ایران چند روز پس از این اظهارنظر هاشمی، طی یادداشتی به این اظهارات پاسخ داد و نوشت: «اگر آقاى هاشمى بر این گمان هستند که با اتمام دوران مدارا، مىتوانند مردم را از دولت نهم و رئیس جمهور رویگردان کنند، راه منطقى باز و فراخ است. بسیارى از صاحبنظران آمادگى دارند تا بر سر مقایسه عملکرد اقتصادى، سیاسى و فرهنگى دولت ایشان با دولت نهم مناظره کنند. اگر آقاى رفسنجانى آمادگى مناظره دو طرفه (نه سخنرانى یک طرفه) را دارند، این گوى و این میدان! و اگر گمان ایشان بر این است که با تخریب یک طرفه دولت نهم، آرایش سیاسى به نفع کاندیداى مورد نظرشان ـ و البته به گمان برخى، خود ایشان ـ در انتخابات ریاست جمهورى آینده رقم خواهد خورد، ایضاً این گوى و این میدان! مردم خود قضاوت خواهند کرد.»
انتخابات دهم ریاست جمهوری، تداوم انتخابات نهم
«شکست احمدینژاد به هر قیمتی» تمام آن حرکتی است که هاشمی از همان ابتدای کار دولت نهم در پیش گرفته بود و با آن به استقبال انتخابات دهم ریاست جمهوری رفت. رویکردی که محسنی اژهای، وزیر اطلاعات وقت پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری آن را بازگو کرد.
استراتژی انتخاباتی هاشمی در دور دهم، «دولت وحدت ملی» نام گرفت و در واقع تاکتیکی برای حذف احمدینژاد هم از دایره اصولگرایی و هم مسند ریاست جمهوری بود. هاشمی در مصاحبهای که فروردین ماه سال87 با علی زادسر نماینده سابق جیرفت داشت، طرح خود را این گونه تشریح کرد: درباره انتخابات دوره دهم، اعتقاد من همان است که در جلسه جامعه روحانیت بحث شد و آن این است که چنانچه همه کسانی که خود را به هر نوعی جزو اصولگرایان میدانند، یکی از چهار نفر مطرح شده یعنی؛ حجج اسلام ناطقنوری و روحانی و آقایان لاریجانی و ولایتی را نامزد کنند و متفرق نشوند، بنده نیز به سهم و توان خود از نامزدی آن نامزد واحد، حمایت خواهم کرد و با جریان اصلاحطلب هم موافقت بشود که سهم مناسبی را در کابینه و مدیریت اجرایی کشور داشته باشد که امید بر موفقیت چنین طرحی نیز فراوان است.
هاشمی همزمان که طرح خود برای حذف احمدینژاد با تیغ وحدت ملی را پخته میکرد تا به انتخابات 88 برساند، با مانعی مواجه بود و آن هم تأییدات رهبر معظم انقلاب بر کارنامه دولت بود. به همین سبب به دنبال توجیهی برای نفی این تأییدات میگشت. او در مصاحبه با زادسر این موضوع را به صراحت بیان داشته و گفته بود: «بنا بر دلایل متعدد سیاسی، اقتصادی، مدیریتی، به عملکرد دولت نهم انتقاد دارم به جز در مورد تخلف از سیاستهای کلی که نظارت بر آن از وظایف مجمع است، سکوت کردهام تا با نظارت علنی مقام معظم رهبری، مخالفتی انجام نگیرد. من اینجوری خودم را راضی و قانع میکنم که رهبر معظم انقلاب اسلامی، تحلیلی را از اوضاع دارند که تشخیصشان این است که اگر از دولت دفاع و پشتیبانی نکنند، ممکن است دولت برای ادامه کار با مشکل جدی مواجه شود و در شرایط فعلی این به صلاح نیست.»
طرح هاشمی اما در برههای از سوی افراد مختلفی پیگیری شد و یکی از مهمترین عرصههای ظهور آن برگزاری همایشی بود که لاریجانی بانی برگزاری آن شد و به «30 سال قانونگذاری در مجلس شورای اسلامی» نام گرفت. این همایش که با حضور چهرههای مطلوب رفسنجانی و در غیاب رئیس جمهور برگزار شد، توانست تیتر خبری «وحدت ملی بدون حضور احمدینژاد» را به خود بگیرد و شرایط آرمانی را برای طراحان تصویر سازد. رئیس مجمع تشخیص مصلحت در سخنرانی خود در این همایش باز هم طرح مورد نظرش را سربسته مورد اشاره قرار داد و گفت: «احتیاج به وحدت بسیار جدی است. باید با وحدت و همدلی این حرکت را ادامه دهیم تا از این فضایی که برای ما ساختهاند، به خوبی عبور کنیم... اگر مردم احساس کنند متولیانی پیدا میشوند که رأی آنها را هر طور میخواهند برای مردم بخوانند و اگر مردم احساس کنند که نمیتوانند نقش خود را ایفا کنند، چون مسلمانند هیچ وقت خیانت به اسلام نمیکنند، ولی حضورشان ضعیف میشود.»
پس از آن که ابعاد مختلف طرح وحدت ملی مشخص شد و با استقبال برخی چهرههای اصلاحطلب از جمله غلامحسین کرباسچی از این طرح، اصولگرایان دریافتند که هاشمی از قبل طرح خود به دنبال احیای جریان دوم خرداد است، مخالفتها آغاز شد و به همین دلیل هاشمی بیپرده وارد میدان شد و با بیان این که «طرح وحدت ملی ایده اصولگرایان است و اصلاحطلبان مخالف آنند» این ایده را به ناطق نوری نسبت داد و گفت: «این طرح را اول آقای ناطق نوری مطرح کرد که جزو اصلاحطلبان نیست. بعد هم آقای لاریجانی مطرح کرد که او هم جزو اصلاحطلبان نیست. بعد هم جامعه روحانیت مبارز با خواست عسگراولادی، باهنر و حبیبی به میدان آمد.» انتساب این طرح به عسگراولادی و محمدنبی حبیبی اما تکذیب آنها و در عین حال اجماع اصولگرایان برای نفی آن را در پی داشت. روحالله حسینیان، نماینده تهران و رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی طرح دولت ائتلافی را به منزله اعلام شکست اصولگرایان دانست و تصریح کرد: طرحی که به عنوان دولت ائتلافی مطرح شد، حرف مناسبی نبود. همچنین علیرضا ذاکراصفهانی، رئیس وقت مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری هم گفت: اگر فرض کنیم که چیزی به نام دولت وحدت ملی بخواهد در ایران محقق شود، چنین دولتی یک دولت متکثر و متشتت است و چیزی بیشتر از یک شرکت سهامی نخواهد بود. وی افزود که اگر واقعاً ارادهای معطوف به وحدت است، همه پشت سر احمدینژاد قرار گیرند چرا که احمدینژاد نشان داد با پیروی از راه انقلاب، امام و رهبری، سکاندار خوبی در امر اجرا بوده و سخت مشغول سازندگی، کار و تلاش است. در این میان حسین فدایی، دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، طرح وحدت ملی را منتسب به کسانی کرد که هر 9 روز یک بحران برای کشور ایجاد میکردند و آن را مانعی برای تداوم خدمترسانی به مردم و تلاشی برای بازگشت افراطیون به صحنه و ایجاد اختلاف در میان اصولگرایان دانست.
گرچه پیشبرد طرح هاشمی در اردوگاه اصولگرایان غیرممکن بود اما بن مایه طرح دولت وحدت ملی که جمعآوری همه زیر پرچم «نه به احمدینژاد» بود، به عنوان استراتژی اصلی باقی ماند.
ترغیب خاتمی به کاندیداتوری، روزنهای برای شکست احمدینژاد
پس از آن که طرح هاشمی برای ایجاد «دولت وحدت ملی» جایی برای او تاکتیک «نه به احمدینژاد» در میان اصولگرایان باز نکرد، او به دنبال رقیبی جدی برای رئیس جمهور در جبهه مخالف گشت تا شاید «شکست احمدینژاد به هر قیمت» را از کانال دیگر محقق سازد. اوایل آبان 87 بود که محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی کارگزاران در جلسهای با حضور تعدادی از جوانان این حزب تأکید کرده بود که هاشمی رفسنجانی هدایت جبهه دوم خرداد را به دست گرفته است. اگرچه این خبر بلافاصله پس از انتشار از سوی روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت تکذیب شد اما قرائن موجود ادعای عطریانفر را تأیید میکرد. چرا که چند روز خبری منتشر شد مبنی بر این که «هاشمی، خاتمی را متقاعد به کاندیداتوری کرد» و گویا خاتمی جلسهای 3 ساعته با هاشمی رفسنجانی داشته که محور اصلی این جلسه، موضوع کاندیداتوری او بوده است. در ابتدای این جلسه، خاتمی اقدام به بیان تردیدهایش برای کاندیداتوری میکند که این موضع خاتمی با واکنش هاشمی رفسنجانی مواجه میشود. هاشمی در ادامه، خاتمی را به نترسیدن از «شکست» توصیه کرده و گفته بود: «اگر شما بیایید، بدبینانهترین حالت این است که انتخابات به دور دوم کشیده شود.»
با اعلام کاندیداتوری میرحسین موسوی و پس از آن که خاتمی در معذوریت وعده «یا من یا موسوی» ناچار به کنارهگیری از انتخابات شد، هاشمی و خانواده اش اینبار چتر حمایتی خود را بر موسوی گستراندند و گرچه شخصاً این حمایت را در بیان انکار میکرد بلکه در عمل با صریحتر کردن انتقادات خود از دولت، زیر سؤال بردن سلامت انتخابات و تشکیک در امانتداری مجریان انتخابات در پیگیری آن جدی بود چرا که موسوی به هاشمی گفته بود که طرح وحدت ملی را اجرا خواهد کرد، در عین حال هاشمی، او را به خاتمی ترجیح میداد چرا که توان جذب بیشتری بین اصولگرایان داشت و دافعه خاتمی را نیز نداشت.
از سوی دیگر نیز فرزندان هاشمی با تمام توان و انرژی رسماً به میدان مقابله با احمدینژاد آمده بودند. مهدی هاشمی، قائم مقام حسین مرعشی (استاندار اسبق کرمان و رئیس دفتر رئیس جمهور در دوره سازندگی) در کمیته راهبردی ستاد حامیان میرحسین موسوی بود. فائزه هاشمی هدایت گروه «دختران فیروزهای» را به عهده گرفت و در مراسمی که به مناسبت سالگرد دوم خرداد و در حمایت از موسوی برگزار شد، با لحن موهن و کم سابقهای علیه احمدینژاد سخنرانی کرد.
احمدینژاد در جریان مناظره انتخاباتی با موسوی پرده از نقش هاشمی در صحنهگردانی اردوگاه رقیب برداشت و گفت: «بنده در برابر یک کاندیدا نیستم در برابر یک مجموعهای هستم که با محوریت آقای هاشمی و همکاری آقای موسوی و خاتمی علیه بنده حرکت کردند.»
او همچنین به سخنرانی فائزه هاشمی اشاره کرد و گفت: «ایشان قشنگ تشریح میکند و میگوید دوره اصلاحات ادامه راه سازندگی است دراین دولت آسیب دیده است. ما آقای موسوی را میخواهیم برای این که استمرار همان راه است. یعنی اشرافیتی که جناب آقای هاشمی دراین کشور پایهگذاری کرد، قرار است ادامه پیدا بکند.» موسوی اما در پاسخ گفت که به حمایت هاشمی افتخار میکند.
پس از این مناظره بود که محسن هاشمی در نامهای به احمدینژاد، مدعی شد که رئیس جمهور با دروغ و عوامفریبی میخواهد فضای انتخابات را «هاشمی – احمدینژاد» کند. او نگفت که چرا برپایی چنین فضایی این چنین به نفع احمدینژاد است و آرای مردم را به سوی او گسیل میکند.
البته حمایت هاشمی و خانواده اش از موسوی تنها موضوعی نبود که احمدینژاد بیان داشت بلکه نامه گلایهآمیز کروبی به هاشمی درباره حمایتش از موسوی و تخریبهای اطرافیان هاشمی علیه کروبی، شاهدی دیگر بر این مسئله است.
کروبی در نامه خود نوشته بود: «ضمن تأکید بر حق شهروندی شما در حمایت از نامزدی خاص، به اطلاعتان برسانم که متأسفانه برخی از نزدیکان و بستگان شما با شایعهپراکنی قصد دارند یکی از دو صدای اصلاحطلبان در انتخابات را خاموش کنند و با پخش خبرهای کذب و شایعات ناروا درباره انصراف اینجانب از رقابتهای انتخاباتی آب به آسیاب مخالفان اصلاحات بریزند... امیدوارم به دوستان خود تذکر بدهید که از ادامه این حرکت تخریبی - که جز به سود حریف نیست - خودداری کنند و بدانید که بهرغم برخی داعیهها اکنون همه این رفتارها منتسب به حضرتعالی است و گرچه سهم برخی نهادهای عمومی - مانند دانشگاه آزاد اسلامی - را نمیتوان در ترویج نامزد مورد نظر شما را نادیده گرفت اما حق شهروندیشما در دفاع از نامزد خاص ملازمتی با خروج از دایره عدل و انصاف ندارد.»