تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۶  ، 
کد خبر : ۱۴۴۵۸۲

پپسی، قاتل مسلمانان فلسطینی!


خسرو مطلع
از نخستین روزهای پس از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون که صهیونیست‌های افراطی سرزمین مقدس فلسطین را از پیکره جهان اسلام جدا و اشغال کرده‌اند همه روزه (بدون استثنا) صفحات مطبوعات و جراید بین‌المللی مملو از اخبار جنایات خرد و کلان صهیونیست‌ها است، همه وسایل ارتباط جمعی اعم از رادیو، تلویزیون و رسانه‌های جدید اینترنتی، حتی وسایل ارتباط جمعی در کشورهای حامی صهیونیست‌ها، اخبار جنایات رژیم صهیونیستی را در صدر اخبار، گزارش‌ها و تحلیل‌‌های خبری و سیاسی قرار می‌دهند. هزاران جلد کتاب توسط نویسنده‌گان جهان اسلام و عرب و حتی نویسندگان غربی درباره چگونگی تشکیل رژیم اشغالگر و توسعه‌طلبی آن در خاورمیانه و جنگ‌های اعراب و این رژیم خونخوار نوشته و منتشر شده‌اند. در اکثر این مطالب فقط مسائل سیاسی و تاریخی مورد توجه قرار گرفته‌اند و هیچ‌کس نپرسیده است رژیم اشغالگر قدس که از نخستین روزهای اشغال فلسطین در شرایط جنگی ‌بسر می‌برد و تاکنون علاوه بر درگیری‌های خونین روزانه با مردم مبارز و مقاوم فلسطین در 3 جنگ همه‌جانبه با مصر، اردن و سوریه وارد شده است هزینه‌های سنگین و کمرشکن نزدیک به 6 دهه در شرایط جنگی به سر بردن را از کجا تامین می‌کند؟
شرکای جنایت
اگرچه هرگز آمار دقیقی از کشته‌شدگان نظامی و غیرنظامی فلسطین، مصر، اردن، سوریه و لبنان به‌دست جنایتکاران صهیونیست در 60 سال گذشته منتشر نشده است و هریک از کشورهای عربی که در نیم قرن گذشته با صهیونیست‌ها جنگیده‌اند آمار شهدای خود را به صورت مستقل منتشر کرده‌اند اما مؤسسه مطالعات خاورمیانه‌ای مصر مجموع شهدای فلسطینی، مصری، اردنی، سوری و لبنانی را در دوران اشغال فلسطین تاکنون بالغ بر یک میلیون نفر برآورد می‌کند. این آمار جدا از شهدایی است که در عملیات تروریستی رژیم اشغالگر قدس در گوشه و کنار جهان قربانی تروریزم دولتی جنایتکاران مقیم «تل‌آویو» شده‌اند. این آمار تکان‌دهنده به‌طور عمد توسط وسایل ارتباط جمعی غرب نادیده گرفته می‌شوند و به جای آن تلاش می‌شود موضوع کشته شدن تعدادی یهودی در دوران جنگ دوم جهانی در وسایل پرتیراژ ارتباط جمعی غرب همواره زنده نگه داشته شده و به موجب آن از صهیونیست‌ها به مثابه مظلومان تاریخ معاصر حمایت و جنایات آنها علیه فلسطینی‌ها به عنوان تلاش برای زنده ماندن (!) توجیه شود! علت این امر به‌وضوح روشن است: وسایل ارتباط جمعی عمده و تاثیرگذار در کنترل صهیونیست‌ها قرار دارد و بیشتر روزنامه‌ها و تلویزیون‌های مهم و تاثیرگذار و حتی استودیوهای عمده فیلم‌سازی هالیوود توسط حامیان رژیم اشغالگر قدس خریداری شده و توسط یهودیان افراطی کنترل می‌شوند.
فقط در یک مورد 35 روزنامه، مجله، ایستگاه رادیویی و شبکه‌های تلویزیونی مهم نظیر شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان در مالکیت یک سرمایه‌گذار صهیونیست تبعه استرالیاست. اما پول و هزینه سنگین این ارتش تبلیغاتی از کجا تامین می‌شود؟! اگر هزینه‌های سنگین ده‌ها میلیارد دلاری نظامی ارتش جنایتکار و متجاوز رژیم صهیونیستی را در کنار هزینه‌های تبلیغاتی جهانی «تبهکاران تل‌آویو» قرار دهیم و بودجه سالانه اداره نهادهای دولتی رژیم اشغالگر قدس را نیز به آن اضافه کنیم آن وقت این سوال پیش می‌آید که بودجه سنگین رژیم اشغالگر قدس که سالانه به‌طور متوسط بالاتر از 30 میلیارد دلار است از کجا می‌آید؟! (مطابق نوشته گلوبال مگازین ـ‌ دسامبر 2009 ـ‌ بودجه سال 2009 رژیم اشغالگر قدس 32 میلیارد دلار بوده است). ایالات متحده آمریکا، شریک اصلی جنایات رژیم صهیونیستی همه ساله مبلغ 3 میلیارد دلار به صورت کمک نقدی بلاعوض و 2 میلیارد دلار به صورت تجهیزات نظامی به رژیم صهیونیستی اهدا می‌کند. اما تامین بیش از 25 میلیارد دلار دیگر برای رژیم جنایتکار اشغالگر صهیونیستی که از منابع زیرزمینی ارزشمند نظیر نفت و گاز و فلزات کمیاب محروم است و همه نیازهای انرژی خود را از خارج وارد می‌کند و جز صادرات اسلحه و خدمات تکنیکی نظامی به کشورهای معدودی نظیر ترکیه، اتیوپی و جمهوری آذربایجان (سالانه 800 تا یک میلیارد دلار) منبع صادراتی عمده‌ای ندارد‌، چگونه امکانپذیر است؟!
منابع درآمد در خارج از سرزمین‌های اشغالی
صهیونیست‌ها قوم استثمارگری هستند که قبل از اشغال فلسطین تقریبا در سراسر جهان پراکنده بودند. شغل عمومی صهیونیست‌ها تقریبا در سراسر جهان یکسان بود و اکثرا آنها به نزول‌خواری، صرافی، قاچاق اشیای عتیقه، تولید مشروبات الکلی و فحشا اشتغال داشتند، به‌طوری که حتی در سرزمین‌های اسلامی که بنا بر شرع مقدس اسلام تولید و مصرف الکل حرام است، در محله یهودیان شراب تولید می‌شد و مصرف‌کنندگان برای تهیه آن به محله‌های یهودی‌نشین رجوع می‌کردند. پروفسور آمریکایی ژوزف ـ‌ اچ ـ نیومن استاد انسان‌شناسی دانشگاه ایلی‌نویز می‌نویسد: صهیونیست‌ها (فصل‌نامه ساینتیفیک نیویورکر ـ دوم جولای 2006) بنا به علل ژنتیکی اهل کارهای فیزیکی و سخت نیستند! و سوابق تاریخی مطالعه شده آنها از 1700 میلادی به این طرف نشان می‌دهد که هرگز کار مزرعه‌داری و دامپروری انجام نداده‌اند. حتی زمانی که سرزمین جدید آمریکا کشف شد و از سراسر اروپا مهاجران به این قاره تازه کشف شده سرازیر شدند و مزرعه‌داری و گله‌داری در آمریکا رونق گرفت هیچ یهودی جذب این فعالیت‌های اقتصادی نشد، بلکه معدود یهودیانی که به آمریکا مهاجرت کرده بودند به نزول‌خواری و بعدها بانکداری روی آوردند! از قرن نوزدهم به بعد تقریبا همه بانک‌های عمده جهان در آمریکا و اروپا به کنترل آنها درآمد و گردش پول جهان را در دست گرفتند. در اروپا مرکزیت صهیونیست‌ها در انگلستان و آلمان قرار داشت و تعداد آنها در این 2 کشور بیشتر از سایر نقاط جهان بود، اگرچه حتی در نقاط دور افتاده اروپای شرقی و خاور نزدیک نظیر روسیه، ازبکستان و آذربایجان شوروی سابق هم حضور داشتند. در آلمان تا قبل از روی کار آمدن «آدولف هیتلر» اقتصاد این کشور به‌طور کامل تحت سیطره بانکداران یهودی درآمده بود و عده قلیلی از بانکداران و صرافان یهودی و صاحبان صنایع عمده داروسازی در اتریش، سوییس و آلمان که تعداد آنها به یکصد نفر هم نمی‌رسید به اضافه چند هزار بازرگان کمتر سرمایه‌دار کل اقتصاد کشورهای آلمانی زبان را در اختیار داشتند. گفته می‌شود علت دشمنی شخصی «آدولف هیتلر» با یهودیان نه ریشه‌های نژادپرستی، بلکه به علت پول‌پرستی یهودیان بوده است. «آدولف هیتلر» در نوجوانی شاهد خرد شدن شخصیت والدین خود و نابودی پدر و مادرش شد. یک نزول‌خوار یهودی خانه مسکونی آنها را در وین (اتریش) در برابر بدهی که مطالبه می‌کرد صاحب شد و هیتلر نوجوان و والدینش را مجبور به اقامت در گوشه خیابان کرد. خود وی نیز سال‌ها بعد گرفتار یک نزولخوار دیگر یهودی شد. در سال‌های پس از جنگ اول جهانی که اروپا در شرایط نامساعد اقتصادی به سر می‌برد یهودیان از این فرصت طلایی استفاده کردند و با نزول‌خواری و استثمار مردم به ثروت‌های زیادی دست یافتند. هیتلر پس از روی کار آمدن و تشکیل رایش سوم تصمیم گرفت کنترل اقتصاد اتریش، آلمان و بعدا اروپا را از دست یهودیان خارج کند. بنا به اسناد معتبر موجود در بایگانی‌های دولتی اتحاد شوروی سابق و بریتانیا تا قبل از جنگ جهانی دوم آمار یهودیان پراکنده در سراسر اروپا به زحمت به 300 هزارنفر می‌رسید. (داستان هولوکاست ـ نوشته آکادمیسین گیورکی فیودروف ـ انتشارات نووستی ـ مسکو 1976) در سال‌های جنگ دوم جهانی دولت آلمان نازی که از اخلال یهودیان در امور اقتصادی و شرایط ویژه جنگی وحشت داشت تصمیم گرفت اموال یهودیان کلان سرمایه‌دار را مصادره و دست آنها را از سیستم بانکی و اقتصادی کشور کوتاه کند. مسلم است یهودیانی که تا آن تاریخ شریان‌های عمده اقتصادی آلمان و اروپا را در کنترل خود داشتند در برابر این تصمیم مقاومت کرده و می‌کوشیدند با استفاده از سرمایه‌های عظیمی که در اختیار داشتند وسایل سقوط حکومت رایش سوم و هیتلر را فراهم آورند. رژیم هیتلری هم برای خنثی کردن توطئه‌های صهیونیست‌ها اقدام به جمع‌آوری آنها و تبعیدشان به نقاط دورتر در لهستان و اروپای شرقی کرد و کلونی‌های امروزی یهودیان در کشورهای اروپای شرقی ناشی از این کوچاندن اجباری است. عده‌ای از این یهودیان در مسیر کوچ اجباری و عده‌ای هم در اردوگاه‌هایی که برای اسکان آنها در نظر گرفته شده بود جان باختند و همین امر دستاویزی شد تا پس از پایان جنگ طراحان اشغال فلسطین از آن تحت عنوان هولوکاست و نسل‌کشی جمعی یهودیان نام برده و با جعل آمار به باج‌گیری از جامعه جهانی بپردازند!
در حالی که همه آمارهای مستند در کشورهای اروپایی جمعیت یهودیان ساکن اروپا را بین 450 تا 500 هزار نفر در کشورهای آلمان، اتریش، انگلستان، ‌فرانسه و سوییس و یکصد هزار نفر در بخش‌های شرقی اروپا تا قبل از آغاز جنگ دوم جهانی ثبت کرده است پس از پایان جنگ صهیونیست‌ها مدعی شدند که هیتلر یک میلیون اروپایی یهودی را در اتاق‌های گاز و اردوگاه‌های مرگ به قتل رسانده است! بیش از نیم قرن است وسایل ارتباط جمعی غرب که کنترل آنها در دست یهودیان است افسانه هولوکاست را تبلیغ و در اذهان مردم جهان نهادینه می‌کنند. اما هیچ یک از این وسایل ارتباط جمعی از کشته شدن 27 میلیون نفر اتباع اتحاد شوروی سابق در جنگ دوم جهانی حرفی به میان نمی‌آورند! گویا در جریان جنگ دوم جهانی این فقط صهیونیست‌ها بودند که قربانی هیتلر و دیوانگی‌های او شدند!
سربرآوردن مجدد استثمارگران یهودی
در جریان جنگ دوم جهانی محافل صهیونیستی که در انگلستان و آرژانتین فعالیت داشتند برای اشغال سرزمین فلسطین به طراحی پرداختند که از موضوع این مقاله خارج است و همگان به چگونگی آن واقف هستند. برای تشکیل گروه‌های تروریستی در داخل فلسطین و انجام نقشه‌های جنایتکارانه محافل صهیونیستی علاوه بر کمک‌های دولت استعماری انگلستان و هدایت سازمان‌های اطلاعاتی مقیم لندن به بودجه‌های کلان مالی هم نیاز بود. در این موقع با فراخوان ـ لجنه اصلی یهودیان لندن و لژ فراماسونری- صهیونیستی مقیم انگلستان سرمایه‌داران عمده یهودی مقیم آمریکای شمالی و آرژانتین و کانادا و کلان سرمایه‌دارانی که از توفان جنگ جهانی دوم جان و مال خود را مصون داشته بودند تامین مالی نقشه‌های تجاوزکارانه صهیونیست‌ها را برعهده گرفتند. نام بسیاری از این سرمایه‌داران و خانواده‌های آنها جزو قربانیان هولوکاست خیالی قبلا تبلیغ شده بود (!) اما پس از پایان جنگ دوم جهانی معلوم شد فقط در یک مورد یکصد هزار نفر از سرمایه‌داران خرد و کلان یهودی به آمریکا، کانادا و آرژانتین مهاجرت کرده و اموال و دارایی‌های خود را نیز به این کشورها قاچاق کرده بودند! امروزه بنا به آمار رسمی وزارت بازرگانی آمریکا 80 هزار شرکت عمده و متوسط آمریکایی در تملک آمریکاییان یهودی‌تبار و دوملیتی (دارای پاسپورت آمریکا و اسرائیل)‌ است و یکصد و 50 بانک عمده آمریکایی و فراملیتی که دفاتر اصلی آنها در ایالات متحده آمریکاست و در این کشور به ثبت رسیده‌اند متعلق به صهیونیست‌هاست و آن طوری که یک روزنامه محلی (فیلادلفیا انیکوایری ـ 16 ژوئن 2008) می‌نویسد: «280 میلیون آمریکایی برای یکصد هزار بانکدار، کارخانه‌دار و تاجر یهودی مقیم آمریکا کار می‌کنند و مورد استثمار این عده قرار دارند!» به این ترتیب مشاهده می‌شود رژیم صهیونیستی و جنایتکاران اشغالگر سرزمین مقدس فلسطین فعالیت‌های اقتصادی سودآور و پول‌ساز خود را در خاک دیگر کشورها انجام می‌دهند و با استثمار مردم اروپا و آمریکا و حتی آنطور که خواهیم دید مردم کشورهای عرب (!) سود آن را به بانک‌های اسرائیلی و بودجه رژیم اشغالگر قدس تزریق می‌کنند!
کسانی که از داخل سرزمین‌های اشغالی بازدید کرده‌اند شاهد وضع تاسفباری هستند. اگرچه آمار دقیقی در دست نیست اما گفته می‌شود بیش از 400 هزار عرب ـ اسرائیلی (فلسطینی‌هایی که پس از اشغال فلسطین در کشور جعلی تازه تاسیس اسرائیل باقی مانده و تابعیت اسرائیلی گرفته‌اند!) در نقاط مختلف فلسطین اشغالی زندگی می‌کنند. یهودیان صهیونیست از این فلسطینی‌ها برای کارهای کشاورزی و امور یدی و بویژه ساختمان‌سازی استفاده می‌کنند و تاسفبارتر اینکه شهرک‌سازی‌ها در سرزمین‌های اشغالی توسط این کارگران انجام می‌شود! در نیروهای نظامی و پلیس مهاجران یهودی اروپای شرقی و شوروی سابق و یهودیان اریتره به کار گرفته شده‌اند و بیشتر یهودیانی که سابقه طولانی‌تر از نظر اقامت در سرزمین‌های اشغالی دارند و سابقه اقامت آنها به دوران استعمار عثمانی و انگلستان می‌رسد در امور دیوانی و حساس و اقتصادی عمده شاغل هستند.
100 شرکت عمده اسپانسر جنایتکاران «تل‌آویو»
یکصد شرکت عمده پولساز جهان که درآمد بعضی از آنها در طول سال بیشتر از بودجه ملی بسیاری از کشورهای جهان است تابعیت اسرائیلی دارند و صاحبان و مدیران و گردانندگان اصلی و پشت پرده آنها صهیونیست‌ها هستند. یکی از شگردهای ویژه صهیونیست‌ها در طول حداقل 2 قرن گذشته دست گذاشتن روی نیازهای توده‌های مردم جهان بوده است. یهودیان قبل از تاسیس بانکداری مدرن به‌طور سنتی در طول قرن‌ها در سرزمین‌هایی که در آنها اقامت داشتند به کار رباخواری می‌پرداختند و از سود نزول‌خواری مال‌اندوزی می‌کردند و به‌طوری که عموم مورخان به‌طور مستند عنوان کرده‌اند یهودیان را باید مبتکر و مؤسس رژیم بانکداری در جهان دانست. تا شروع قرن نوزدهم میلادی و تاسیس مجتمع‌های نیمه صنعتی تولید مشروبات الکلی،‌ تولید شراب در خانه‌های مسکونی توسط یهودیان (تولید خانگی) انجام می‌شد و مؤسس کارخانجات مشروبات الکلی در جهان نیز آنها بوده‌اند، به‌طوری که کارخانجات معروف تولیدکننده ویسکی در انگلستان و اسکاتلند از یکصد و 50 سال قبل متعلق به یهودیان بوده و هست. همچنین در تولید کالاهای پرمصرف مانند سیگار وارد شدند و امروزه اکثر کمپانی‌های عمده سیگارت‌سازی جهان که در طول سال ده‌ها میلیارد دلار سود خالص دارند متعلق به صهیونیست‌هاست. کارخانجات معروفی مانند مارلبورو، کنت و وینستون عمدتا متعلق به سهامداران صهیونیست است. جالب توجه اینکه به‌رغم وجود قانون ضدتراست و اجبار صنایع و کمپانی‌ها به تبعیت از قوانین بازرگانی ایالات متحده آمریکا و عرضه سهام در بازارهای بورس این کشور، موسسات عمده و پولساز یهودی مانند کارخانجات سازنده مشروبات الکلی، سیگارت‌سازی، داروسازی و ماس ـ مدیا وارد بازارهای بورس نمی‌شوند و اکثر این شرکت‌ها به صورت شرکت سهامی خاص اداره می‌شوند! «دارو» یکی از نیازهای عمده جهان بشری است که پرمصرف‌ترین کالاهای جهان است. صنایع داروسازی سودآورترین صنایع جهان محسوب می‌شوند و از نظر کسب درآمد و سود در رتبه‌های اول جدول شرکت‌های سودآور قرار دارند. عمده شرکت‌های دارویی جهان،‌ بویژه شرکت‌های سوییسی و آلمانی متعلق به صهیونیست‌هاست. نگاهی به لیست صاحبان این صنایع و مدیران آنها نشان می‌دهد که حتی در رده‌های مدیریت میانی هم سعی شده است از صهیونیست‌ها استفاده شود! پس از شرکت‌های داروسازی با گردش مالی 500میلیارد دلار در سال (!) شرکت‌های سیگارت‌سازی قرار دارند که محصولات تولیدی آنها (انواع سیگار) همه ساله جان میلیون‌ها نفر را در دنیا می‌گیرد و انسان‌ها به سبب ابتلا به بیماری‌های ریوی و انواع سرطان دهان، نای و ریه یا سکته‌های قلبی جان خود را از دست می‌دهند تا شرکت‌های اصلی سیگارسازی صهیونیستی نظیر وینستون، دانهیل، مارلبورو و کنت سالانه بالغ بر یکصد و پنجاه میلیارد دلار سود خالص داشته باشند.
سومین صنعت پولساز صهیونیستی نوشابه‌سازی است
اگرچه گفته می‌شود بیش از 60 درصد سهام شرکت‌های بین‌المللی کوکاکولا در بازار بورس نیویورک به فروش رفته و فقط 40 درصد آن در اختیار بنیانگذاران آن (یک خانواده یهودی آمریکایی)‌ است اما بنا به یک سند منتشر شده در«مارکت ریویو- ژوئن 2009» که اخبار و رویدادهای بورس نیویورک را مانیتور می‌کند 30 درصد از این سهام واگذار شده را هم وزارت جنگ رژیم صهیونیستی خریداری کرده است و به این ترتیب 90 درصد سهام کوکاکولا کاملا در اختیار رژیم اشغالگر قدس قرار دارد! از همه بدتر عرضه و فروش نوشابه‌های کوکاکولا و پپسی‌کولا، سایر محصولات این 2 شرکت صهیونیستی در کشورهای اسلامی و عربی و متاسفانه حتی در داخل محدوده دولت خودمختار فلسطین (محمود عباس) و نوار غزه است!
نوشیدن پپسی، تیری به قلب فلسطینی‌ها
پپسی‌کولا را در سال 1908 یک یهودی مهاجر لهستانی در فروشگاه خود (اسنک‌فروشی) تولید کرد. قبل ازآن یک یهودی دیگر با ترکیب عصاره برگ کوکا (گیاه بومی آمریکای جنوبی و مکزیک) با شکر سرخ و موادی که هنوز هم جزو اسرار دست‌نیافتنی جهان محسوب می‌شود(!) نوشابه کوکاکولا را درون بشکه‌های چوبی مغازه خود تولید و به مشتریان می‌فروخت. با افزایش تعداد مشتریان این نوشابه، مهاجر یهودی تصمیم به تولید انبوه آن گرفت و نخستین کارخانه کوچک کوکاکولا در بندر نیویورک در محوطه‌ای به وسعت نزدیک به 200 مترمربع با 4 کارگر شروع به کار کرد که امروزه در بیش از 200 کشور جهان کارخانه محلی دارد! با رونق گرفتن کار یاکوب (یعقوب) نیویورکی، یک هم‌کیش دیگر او که مغازه کوچک اسنک‌فروشی در نزدیکی مغازه یاکوب داشت و از ورشو (لهستان) به نیویورک مهاجرت کرده بود تصمیم به رقابت با وی گرفت. این مغازه‌دار به نام اسحاق جاویتس با طرح نقشه‌ای ماهرانه و تطمیع 2 نفر از کارگران کارگاه کوچک و تازه تاسیس کوکا (بدون پسوند کولا) توانست فرمول تولید نوشابه محتوی عصاره برگ کوکا را به دست بیاورد. در ابتدا نوشابه کوکاکولا بدون پسوند کولا عرضه می‌شد و میزان عصاره کوکا در ماده‌ای رخوت‌آور (مخدر) محسوب می‌شد، در آن زیاد بود. مسؤولان بهداشت نیویورک که متوجه عرضه نوشابه مخدر توسط یک یهودی شده بودند در کارگاه او را پلمب کردند و کار یاکوب (یعقوب) به دادگاه نیویورک کشیده شد. اسحاق که شرایط را مناسب می‌دید فورا دست به کار شد و در مدتی که رقیب هم‌کیش او گرفتار دادگاه و کارگاهش تعطیل بود نوشابه پپسی‌ را با همان فرمول و انجام تغییراتی در میزان عصاره کوکا به بازار عرضه کرد! وی نام نوشابه خود را در ابتدا فقط پپسی قرار داد که برگرفته از نام شهر باستانی پپسی Pepsi در روم باستان بود که کلونی یهودیان قبل از ورود مسیحیت به روم محسوب می‌شد. در مدتی که تولیدکننده کوکاکولا گرفتار دادگاه و مسائل حقوقی بود اسحاق توانست به موفقیت اقتصادی دست یابد و مقدمات تاسیس یک کارگاه تولیدی نوشابه را فراهم بیاورد. وی با چاپ برگه‌های سهام توانست از 15 نفر یهودی نیویورکی متمول سرمایه اولیه را فراهم بیاورد و کارگاهی بزرگ‌تر از کوکا تاسیس کند. پس از برگزاری دادگاه کوکا و رفع پلمب از کارگاه تولیدی آن، مالک نوشابه‌سازی کوکا برای رقابت با پپسی که بتازگی تولید می‌شد و با توجه به محبوبیت مشروبات الکلی تند ویژه بومیان مکزیک در میان آمریکاییان که کولاکولا نام داشت نام این مشروب الکلی را نصف و به کوکا اضافه کرد! وی همچنین کافئین را هم با بعضی افزودنی‌های دیگر به نوشابه خود اضافه کرد تا حریف خود پپسی را از میدان بدر کند. مالک پپسی هم فوراً نام کولا را به پسوند پپسی گره زد تا مصرف‌کنندگان متوجه تفاوت این 2 نوشابه نشوند و خریداران کوکاکولا، پپسی کولا را هم که در مزه و طعم تفاوت‌هایی با کوکاکولا داشت خریداری کنند! کم‌کم کارگاه‌های کوچک این یهودیان تبدیل به بزرگ‌ترین کارخانجات نوشابه‌سازی در سراسر آمریکای شمالی و بعد سراسر قاره آمریکا و جهان شد. بنا به اظهار کارشناسان اقتصادی با توجه به آنکه ماده اصلی این نوشابه آب و اسانس‌های شیمیایی است هر قوطی و بطری نوشابه بین 70 تا حتی 80 درصد سود خالص دارد و شرکت‌های صهیونیستی تولیدکننده نوشابه‌های کولا بویژه پپسی که صددرصد سهام آن متعلق به رژیم صهیونیستی است سودآورترین شرکت‌های جهان محسوب می‌شوند که حتی از کمپانی‌های نفتی سودآورتر هستند و بهای یک بشکه پپسی کولا در بدترین شرایط همواره یکصد برابر یک بشکه نفت بوده است! به عبارت دیگر کشورهای خاورمیانه‌ای تولیدکننده نفت که بیشترین مصرف پپسی‌کولا در جهان را دارند در برابر صادرات یکصد بشکه نفت، یک بشکه پپسی‌کولا وارد می‌کنند!! بنا به نوشته‌ روزنامه‌های رژیم اشغالگر قدس، کمپانی پپسی‌کولا در طول نیم قرن گذشته بزرگ‌ترین تامین کننده سلاح‌های جنگی برای رژیم اشغالگر قدس بوده است و این شرکت صهیونیستی بابت واگذاری حق امتیاز تولید پپسی‌کولا در سایر کشورها از بابت تولید هر لیتر پپسی‌کولا 30 درصد بهای فروش آن را دریافت می‌کند. حتی کشورهای فقیری که نیازمند دریافت چند میلیون دلار کمک غذایی از کشورهای ثروتمند جهان و سازمان ملل متحد هستند هر سال میلیون‌ها دلار بابت حق امتیاز پپسی‌کولا به شرکت اصلی در نیویورک می‌پردازند! بنا به یک سنت، از بدو تشکیل رژیم اشغالگر قدس، نخست‌وزیر اسرائیل عضو هیات‌مدیره پپسی‌کولاست!
جنایت در بوپال هند
همگان حادثه انفجار انبار گازهای شیمیایی شرکت پپسی‌کولا در بوپال هندوستان در 2 دهه قبل را به یاد دارند. بر اثر این انفجار گازهای شیمیایی خطرناک جان هزاران نفر را در بوپال هند گرفت و بسیاری از مردم بوپال به دلیل استنشاق گازهایی که در تولید این نوشابه به کار گرفته می‌شوند کور یا مسلول شدند! پس از آنکه پرونده انفجار بوپال به دادگاه عالی هندوستان رفت مدیران شرکت پپسی‌کولا با پرداخت غرامت به آسیب‌دیدگان فقیر هندی موفق به راه‌اندازی مجدد این کارخانه در بوپال شدند اما از همان زمان بسیاری از مطبوعات مستقل همواره سوال می‌کنند که فرمول تولید نوشابه‌ پپسی چیست؟! که استنشاق گاز آن باعث کوری و جراحات پوستی و مسلولیت می‌شود؟! قدرت مالی و نفوذ سیاسی مدیران پپسی‌کولا در جهان باعث شده است هیچ قدرتی نتواند به مقابله با امپراتوری پپسی‌کولا بپردازد، در حالی که خود پپسی‌کولا در قدرت دخالت می‌کند! در ماجرای کودتای پینوشه در شیلی و سرنگونی دولت قانونی سالوادور آلنده کمپانی پپسی‌کولا در کنار‌ ای ـ تی ـ تی قرار گرفت و مخارج کودتا را تامین کرد! در به اصطلاح انقلاب رنگی گرجستان هم پول‌های اهدایی پپسی‌کولا غرب‌گرایان وابسته به آمریکا را روی کار آورد! مطابق آمار منتشر شده توسط وزارت خزانه‌داری آمریکا سود سال گذشته میلادی شرکت صهیونیستی پپسی‌کولا بالغ بر 28 میلیارد دلار بوده است! قند فشرده شیمیایی موجود در پپسی‌کولا بیش از 5/1 میلیارد نفر از مردم جهان را دچار بیماری دیابت کرده است و در حالی که کشورهای فقیر باید مخارج درمان شهروندان بیمار خود را بپردازند، پپسی‌کولا به تنهایی بیش از درآمد ملی بسیاری از کشورهای جهان و حتی کشورهای نفت‌خیز درآمد خالص سالانه دارد! این درآمدها تامین‌کننده اصلی مخارج جنگی تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی هستند و متاسفانه سر فرماندهی منطقه‌ای آن در خاورمیانه و شمال آفریقا در جده عربستان سعودی قرار دارد در حالی که باید به دلیل آنکه سرزمین وحی و خاستگاه اسلام عزیز است پیش قراول مبارزه با رژیم صهیونیستی باشد. دفتر دیگر این شرکت در «دوبی» مستقر است که مدیریت آسیا ـ خاورمیانه و آفریقا برعهده عبدل لطیف (Abdul Latif) و عمر المرامل (Omar Elmaraml) اتباع سعودی و بحرینی به نام محمد حلواجی است که چندبار به دلیل رشوه‌خواری‌های کلان چند میلیون دلاری به دادگاه احضار شده است. در حال حاضر مدیریت عالی President پپسی بین‌المللی( Pepsi Interntional) در سراسر جهان را خانم اندرا نویی (Mrs Indra Nooyi ) برعهده دارد که یک بهایی‌زاده هندی الاصل تبعه رژیم صهیونیستی و از رهبران بهائیان رژیم صهیونیستی و همسر نواده بنیانگذار پپسی‌کولاست! در زمان حکومت منحوس پهلوی هم پپسی‌کولا متعلق به یک خاندان بهایی بود و درآمد آن صرف گسترش فرقه ضاله بهائیت می‌شد. هم‌اینک هم در رده‌های مدیریتی پپسی‌کولا در جهان، بهائیان سرگرم کار هستند. آیا با چنین وضعیتی مسلمانان باید پپسی‌کولا بنوشند و هزینه هدف قرار دادن سینه برادران فلسطینی خود توسط جنایتکاران صهیونیست را تاسیس کنند؟!
لزوم تحریم پپسی‌کولا
تا قبل از پذیرش قطعنامه و پایان جنگ تحمیلی، آمریکایی‌ها که ایران را مورد تحریم همه‌جانبه قرار داده بودند، حتی اجازه ورود عصاره پپسی‌کولا را به ایران نمی‌دادند! پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، مردم انقلابی ایران با تحریم کالاهای آمریکایی و گرایش به تولید ملی گام در مسیر خوداتکایی و خودکفایی گذاشتند. در همین سال‌ها نوشابه‌های گازدار ملی با فرمول داخلی تولید و روانه بازار شد و شرکت‌های مصادره شده تولیدکننده پپسی‌ و کوکاکولا که متعلق به بهائیان و صهیونیست‌ها بودند وقتی با تحریم آمریکا و عدم ورود اسانس به ایران مواجه شدند با ابتکار درخور ستایش فرمول و نوشابه‌های ملی را به بازار عرضه کردند و این بازار پرسود داخلی را در دست گرفتند. کارخانجاتی که متعلق به بنیاد مستضعفان بود و سود تولیدات آنها به جیب مردم برمی‌گشت اما متاسفانه با شروع دوره به اصطلاح سازندگی و اصلاحات مقدمات به ورشکستگی کشاندن کارخانجات نوشابه‌سازی داخلی را فراهم آوردند و در حالی که نوشابه‌های ایران بازارهای منطقه را هم تصرف کرده و به رقیب کمپانی‌های آمریکایی ـ صهیونیستی تبدیل شده بودند ناگهان سمبل امپریالیزم آمریکا و صهیونیزم بین‌المللی وارد ایران شد و بیلبوردهای تبلیغاتی نوشابه صهیونیستی پپسی‌کولا چهره شهر را ملوث کرد!
جا دارد با توجه به آنچه مختصرا گذشت و در دولت انقلابی دهم که اصل و اساس بر رشد تولید ملی است با کنار گذاشتن نوشابه‌های صهیونیستی از سر سفره ایرانیان انقلابی مجددا نوشابه‌های ملی تبلیغ و مصرف شوند. به هیچ‌وجه زیبنده ملت مسلمان و انقلابی ایران که شیطان بزرگ و زائده صهیونی آن در منطقه را به چالش کشانده است، نیست که مصرف‌کننده نوشابه‌ای باشد که سود آن صرف سرپا نگه داشتن رژیم اشغالگر قدس شریف می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات