تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۲  ، 
کد خبر : ۱۴۴۵۸۶

مانیفست 2009 حزب‌الله لبنان

اشاره: «بنه تابرتی» تحلیل گر ارشد مسائل خاورمیانه اخیرا در فصلنامه «تحلیل استراتژیک» به بررسی جامع مرامنامه (مانیفست) سال 2009 حزب الله و مقایسه آن با مرامنامه سال 1985 این حزب پرداخت. این مانیفست که در جریان هفتمین کنفرانس سیاسی حزب الله معرفی شد، هم در لبنان و هم در ابعاد جهانی بازتاب گسترده ای داشت. برتی در تحلیل خود از این مرامنامه نتیجه می گیرد که حزب الله بر سر اساسی ترین اهداف خود پایبند بوده و موقعیت آن نسبت به ربع قرن پیش بسیار ارتقا یافته است. سرویس خارجی کیهان

مشی ایدئولوژیک جدید حزب الله باید در چارچوب تلاش های بعد از انتخابات سازمان، در راستای تغییر موقعیت و جایگاهش در لبنان ملاحظه شود.
علی رغم این واقعیت که حزب الله در مقابل نیروهای مخالفش در انتخابات پارلمانی ژوئن 2009 به نسبت ائتلاف 14 مارس بازنده انتخابات بود، اما به دست آوردن 13 صندلی پارلمان اهمیت سیاسی و حمایت مردمی شیعیان لبنانی از یک سازمان مسلح را دوباره تایید کرد.
بعد از انتخابات، نیروهای مخالف ائتلاف 14 مارس توانستند از این قدرت سیاسی برای فشار به نخست وزیر استفاده کنند تا از شکل گیری کابینه اجرایی جدید مطابق میل ائتلاف 14 مارس جلوگیری کند.
در سیستم سیاسی لبنان 11 وزیر در کابینه برای وتو کردن تصمیمات دولت ضروری است.
در نهایت دولت منتخب با تشکیل یک کابینه واحد متشکل از 15 عضو از ائتلاف 14 مارس، 10 عضو از حزب الله و 5 نفر نیز از کاندیداهای مستقل که توسط میشل سلیمان تعیین شده بودند، موافقت کرد. در نتیجه، حزب الله سه کرسی در کابینه جدید به دست آورد: وزیر کشاورزی، وزیر اصلاحات اداری و وزیر ورزش و جوانان، این توافق برای حزب الله قابل قبول است چرا که اکنون می تواند روی حمایت کاندیداهای مستقل برای جلوگیری از آن دسته از اقدامات دولت منتخب که ممکن است به منافع استراتژیک سازمان آسیب بزند، حساب باز کند.
به عبارت دیگر، جایگاه حزب الله در سیستم سیاسی لبنان هنوز محکم و پابرجا است. حزب الله و متحدین سیاسی اش، اکثریت منتخب را مجبور کردند با قواعد تحت لوای اتحاد ملی موافقت کنند.
در اول دسامبر 2009 «طارق میتری» وزیر اطلاعات اعلام کرد که کابینه یک بیانیه قطعی به عنوان حق لبنان، مردم لبنان، ارتش لبنان و مقاومت لبنان برای آزادی مناطق اشغالی در تپه های «شعبا» و «کفر شوبا» تصویب کرده است.
درک جایگاه و موقعیت حزب الله و نقش سیاسی اش یک گام مهم در تعیین استراتژی و تاثیر بالقوه مانیفست جدید است.
نقش سیاسی حزب الله در لبنان اکنون به مراتب بیشتر از گذشته است؛ چه در جلسات اتحاد ملی و چه در کابینه اجرایی. در مجموع این مانیفست از موضع قدرت تنظیم شده است و این واقعیت را بازتاب می دهد.
حزب‌الله و جهان: سیاست خارجی در مانیفست 1985 و 2009
بدون شک تداوم عمیقی هم از نظر محتوا و هم از نظر گفتمانی در نگاه حزب الله به مسائل جهانی و مخالفانش در مانیفست 2009 و سند مادرش یعنی مانیفست 1985 وجود دارد.
مانیفست اول، که برخی آن را مرامنامه ایدئولوژیک حزب الله می دانند در 16 فوریه 1985 و در ادامه شکل گیری سازمان حزب الله منتشر شد. این سند که در میانه دو جنگ داخلی لبنان و همچنین مداخله رژیم صهیونیستی در لبنان تنظیم شد، جهان را به نیروهای شیطان (غرب و حامیان منطقه ای اش) و «حزب خدا» تقسیم می کرد. مانیفست 1985 حضور همه نیروهای خارجی و مداخله آنها را به طور خاص در لبنان و به طور عام در جهان اسلام رد کرد و بر جنگ تا پایان نابودی رژیم صهیونیستی تاکید می کرد.
مانیفست 2009 نیز همان مفاهیم را گسترش داد. به عنوان مثال در حالی که در مانیفست 1985 روی سخن حزب الله با ایالات متحده و غرب به عنوان یک شیطان و نیروی مستکبر در جهان اسلام بود، اعلامیه 2009 نیز بر نقش جهانی ایالات متحده در راستای اعمال سیطره بر جهان و همچنین بر تاثیر منفی جهانی سازی در جهان اسلام و جامعه عرب تاکید می کند. به عبارت دیگر، اگرچه هر دو مانیفست به طور قابل توجهی از نظر محتوا شبیه هم هستند اما اعلامیه 2009 افزایش درک و شناخت حزب الله از سیاست بین المللی و تلاش برای به کار بردن واژه های فنی را بازتاب می دهد که عموماً با روند ضد جهانی شدن و جنبش های چپ هم قطار است و نوعی تلاش در جهت فراتر رفتن از مرزهای منطقه ای و ملی و شناخته شدن به عنوان یک جنبش بین المللی محسوب می شود.
به عنوان مثال حزب الله در راستای تلاش های فزاینده جهانی، خودش را با جنبش های آزاد و مستقل که مخالف هژمونی آمریکا بر دولت های آمریکای لاتین هستند، هم پیمان کرد و بر همکاری مشترک برای برقراری توازن و عدالت در سیستم بین المللی تاکید می کند. به همین نحو سازمان در حال حاضر رویکرد نسبتاً متفاوتی را نسبت به اروپا در دستور کار قرار داده است و به جای حملات تندی که در مانیفست 1985 نسبت به اروپا اتخاذ کرده بود، رویکرد انتقاد از اروپا را به علت دنباله روی از سیاست های خصمانه ایالات متحده برگزیده است.
علاوه بر آن در خط مشی 2009، حزب الله صراحتاً متحدین منطقه ای اش را مورد شناسایی قرار داده است، عنصر سیاسی مهمی که در مانیفست 1985 به آن اشاره ای نشده بود.
اول اینکه حزب الله اعلام کرد، سوریه رویکرد متمایز و راسخی در مبارزه با رژیم صهیونیستی در پیش گرفته است، از جنبش مقاومت در منطقه حمایت کرده و در اغلب حوادث دشوار در کنار حزب الله ایستاده است، بنابر این نیاز به یک رابطه متمایز و ویژه میان لبنان و سوریه احساس می شود. همزمان با سوق دادن لبنان به سمت سوریه، حزب الله اتحاد سیاسی و ایدئولوژیک خود با ایران را همانند گذشته در دستور کار قرار داده است. با این وجود، جدا از نقش موثر ایران و مرکزیت آن برای جنبش مقاومت، مانیفست با احترام به نقشی که جمهوری اسلامی ایران در حمایت از حزب الله و گسترش سیاسی و نظامی اش دارد، در این زمینه سکوت کرده است. بدون اشاره به شراکت استراتژیک ایران و حزب الله، اشاره سازمان به یک جنبش ملی مستقل در لبنان است و نوعی دهن کجی به آنهایی است که حزب الله را دست نشانده ایران می دانند.
در حقیقت ادبیات مانیفست به گونه ای است که بین رابطه عمیق ایران با حزب الله و توصیف آن به عنوان یک بازیگر سیاسی مستقل در لبنان توازن برقرار می کند.
مسئله مهم دیگری که نسبت به مانیفست 1985 بدون تغییر باقی مانده است، دیدگاه حزب الله در مورد رژیم صهیونیستی است. از زمان شکل گیری سازمان در اوایل دهه 1980 رژیم صهیونیستی دشمن شماره یک سازمان بوده که سعی دارد با حمایت غرب برای غلبه بر جهان اسلام به خود هویت بخشد. مادامی که رژیم صهیونیستی تهدیدی برای حزب الله باشد و آرزوی تصرف آب و خاک ما را داشته باشد، جنبش مقاومت یک نیاز ملی محسوب می شود. در این زمینه پر واضح است که هیچ تغییر محسوسی در مانیفست وجود نداشته باشد چه از نظر محتوا و چه از نظر شکل و احساس تکلیف!
از سوی دیگر حزب الله در مانیفست جدید به این نکته اشاره کرده است که گذشت 24 سال از توسعه سازمان و همگرایی سیاسی، نباید منجر به هرگونه تغییری در اصول حزب الله شود و باید با هرگونه مذاکره برای توافق بین رژیم صهیونیستی و جهان عرب مخالفت شود. حزب الله همچنان به خودداری از پذیرش شهرک سازی و آزادسازی زمین هایی که به زور از جهان عرب و فلسطین اسلامی غصب شده است، تاکید دارد.
در همین راستا «فوزی برهوم» سخنگوی حماس اعلام کرد: این مسئله نشان می دهد که ما می توانیم جنبش مقاومت عرب و اسلامی را در برابر همه چالش ها تقویت کنیم. همچنین این مسئله نشان دهنده این موضوع است که ما می توانیم حق مردم فلسطین را برای مقاومت در برابر دشمن صهیونیسم استوار نگاه داریم.
به طور خلاصه، سیاست خارجی حزب الله در هر دو مانیفست 1985 و 2009 تغییر چندانی نکرده است و رژیمی همچون اسرائیل که با سازمان سر و کار دارند باید در فکر این تداوم استراتژیک باشند. در این راستا به خدمت گرفته شدن تعدادی زبان شناس توسط سازمان، حاکی از رشد و ارتقای سطح شناخت حزب الله برای غلبه بر هویت منطقه ای و شناخته شدن در سطح بین المللی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات