پس از فتح خرمشهر در سوم خرداد سال 1361، پیشنهادهایی درباره آتشبس از سوی برخی کشورهای عربی مطرح شد اما با تأکید مسئولان جمهوری اسلامی مبنی بر لزوم تعیین متجاوز و خروج نیروهای نظامی عراق از مرزهای ایران، این مسئله بدون طرح جدی، مختومه شد. دو سال بعد گروه نهضت آزادی که حتی یکی از اعضا یا سمپاتهایش در مناطق عملیاتی دیده نمیشد در قطعنامه کنگره پنجماش در لزوم پذیرش صلح بعد از فتح خرمشهر از «صلحآبرومند» سخن گفت. در این قطعنامه آمده بود به نظر نهضت آزادی بعد از فتح خرمشهر که موفقیت ممتازی در جهت نظامی سیاسی برای ایران پنداشته و خصم خود را ناچار دیده بود، راه تسلیم و توبه در پیش گیرد و همسایگان حاضر شده بودند تضمینهایی بدهند، دولت میتوانست از فرصتهای مناسبی که جهت ختم موفقیتآمیز جنگ فراهم شده بود، استفاده نشد.
نهضت آزادی سپس دلیل این فرصتسوزی را ارزیابیهای غیرواقع بینانه و رویدادهای بعدی دانست و اعلام کرد: به مردم خیراندیش امکان ابراز نظر داده نشد.
نهضتآزادی در پایان قطعنامه خواستار اقدام عاجل و شرافتمندانه برای پایان یک طرفه جنگ از سوی ایران شده بود. این درخواست نهضت آزادی در حالی انجام میگرفت که صدها هزار نفر از رزمندگان اسلام در مناطق عملیاتی آماده اجرای عملیات بدر و خیبر بودند و جنایات صدام در حمله به مناطق مسکونی هیچ راهی را برای مصالحه باقی نگذاشته بود.
همچنین هنوز بیش از 7 هزار کیلومتر خاک ایران در جنوب و غرب، پس از فتح خرمشهر در اختیار نیروهای بعثی بود و سعدون حمادی وزیر خارجه وقت عراق در یک ژست دیپلماتیک پس از آن که از صلح سخن گفت، اعلام کرد که حداقل خواستههای عراق دستیابی به سه جزیره (تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی) دو منطقه استراتژیک شلمچه و اروندکنار و حاکمیت مطلق بر اروندرود است. اما در طرحهای صلحی که از سوی جنبش غیرمتعهدها و سازمان کنفرانس اسلامی ارائه میشد، تنها قرارداد الجزایر مورد تأکید قرار گرفته بود و در شرط اصلی ایران برای تعیین متجاوز و محکومیت بینالمللی آن و نیز پرداخت غرامت به جمهوری اسلامی از سوی عراق نادیده گرفته شده بود. همچنین علیرغم قطعنامه نهضتآزادی که از تضمین کشورهای همسایه سخن گفته بود، هیچ تضمینی برای پایداری معاهده صلح فرضی وجود نداشت و مجامع بینالمللی و کشورهای عربی همسایه همانگونه که مشوق و حامی مالی و اعتباری رژیم صدام برای حمله به ایران بودند و هیچ اقدام عملی و مؤثری در هنگامه تجاوز صورت ندادند، نمیتوانستند در برابر عقاید صدام تضمین بدهند، همانگونه که پس از پایان جنگ تحمیلی، کویت به اشغال رژیم صدام درآمد و این مسئلهای نبود که از دید مسئولان جمهوری اسلامی پنهان بماند و آنها با مصداق فرمان قرآن «قاتلوهم حتی لاتکون فتنه» به گونه دیگری به پایان جنگ مینگریستند.
مذاکره با صدام
در اوایل سال 64 فرستاده روزنامه فرانسوی لوموند به تهران آمد و با بازرگان و ابراهیم یزدی مصاحبه مشترکی داشت. این مصاحبه با تیتر «بازرگان: باید با بغداد مذاکره کرد» منتشر شد. یزدی در حالی که نبردهای گسترده در مناطق عملیاتی در حال انجام بود به لوموند گفت که هرگز تصور نمیکنیم که قبول آتشبس و انجام مذاکره به معنی قبول شرایط طرفی است که با آن در حال جنگیم. یزدی همچنین تجاوز عراق به ایران را «محاسبه غلط و نادرست» خواند.
این نرمش نهضت آزادی در مقابل دشمن متخاصم و در حال جنگ مسئلهای نبود که رهبر انقلاب از آن بگذرد. امام خمینی(ره) در یک سخنرانی عمومی مذاکره با رژیم صدام را مشروعیت دادن به آن دانستند و فرمودند: «حالا ما بنشینیم، ما که ادعا میکنیم مسلمانیم بنشینیم سر یک میز و با ایشان [صدام] صحبت کنیم که بیایید با هم مصالحه کنیم؟ جواب خدا که هیچ، باید جواب بدهیم، جواب انبیا که هیچ باید جواب بدهیم، جواب ملائکهالله که هیچ باید جواب بدهیم، جواب مستضعفین که هیچ باید جواب بدهیم، جواب این ملت عراق را چه بدهیم؟ اگر از کربلا یک طوماری برای ما برسد که شما چرا با یک آدمی که علمای ما را شهید کرده... شما نشستهاید با اینها صلح میکنید؟ چه صلحی ما داریم. ما به این شهدایی که دادهایم چه جواب بدهیم؟ ما این قدر شهید دادیم حالا [با متجاوز] بنشینیم سر یک میز و با آنها صحبت کنیم؟»
همچنین مهدی بازرگان در کتاب «انقلاب در دو حرکت» با انتقاد از رهبری انقلاب و در لزوم صلح با صدام مینویسد: با نامگذاری اسلام و قشون اسلام روی خودمان و کافر صهیونیست خواندن صدام و قشون عراق و با اعتبار به این مؤمن با کافر نمیتواند و نباید سخن و پیمانی داشته باشد، از طرح هر پیشنهاد صلح و عقد هرگونه متارکه جنگ خودداری شده، راضی به چیزی جز مرگ یا استعفای صدام، انحلال حزب بعث و حاکمیت انقلاب اسلامی مردم عراق نمیشود و از آن نیز جلوتر میروند.» این سخنان بازرگان باز هم پاسخ امام را در پی داشت: صدام حسین دستش را دراز کرد برای این با ما مصالحه کند. ما با او مصالحه نداریم. او یک آدمی است که کافر است. یک آدمی است که فاسد است، مفسد است و ما نمیتوانیم با مفسد مصالحه کنیم. ما تا آخر با آنها جنگ خواهیم کرد و انشاءالله پیروز خواهیم شد و باز در جایی دیگر میفرماید: «مصالحه با جنایتکار و سازش با جنایتکاران، این یک جنایتی است بر مردم متعهد و یک جنایتی است بر اسلام.»
انتقادات داخلی و گستاخی نهضت آزادی
اظهارات و بیانیههای اعضای نهضت آزادی علیه نیروهای رزمنده و در حالی که تهران و دیگر شهرهای مسکونی زیر باران موشکهای دوربرد رژیم بعث بود، سبب شد تا آیتالله خامنهای در نماز جمعه روز 30 فروردین 64، اعضای نهضت آزادی را ورشکستگان سیاسی و افرادی که علاقه آنها به امریکا بیش از علاقهمندی آنها به امت حزبالله بوده و هست مورد خطاب قرار دهد.
خطیب نماز جمعه تهران در ادامه فرمودند: «آنها از آزادی که انقلاب اسلامی به آنها داده سوءاستفاده میکنند، جزوه و کتاب مینویسند، شایعه و دروغپراکنی میکنند، جنگ و مسئولین را زیرسؤال میبرند، درباره مسائل اسلامی ناشیانه اظهارنظر میکنند، این افراد چقدر برای مردم قابل تحمل هستند؟
نهضت آزادی نیز در پاسخ با لحنی گستاخانه خطاب به رئیسجمهور وقت بیانیهای صادر کرد و نوشت: «به حزبالله دستور بدهید ما را تسویه جدی کند!»
در واقع قصد نهضت آزادی آن بود که با توجه به نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری در سال 64 با معرفی خود به عنوان نهضتی ضد جنگ، حمایت کشورهای غربی که از روحیه تهاجمی نظام ناامید بودند را به دست آورد و در این راستا حمله به اعتقادات اسلامی درباره لزوم کمک به مردم مسلمان و مستضعف کشورهای دیگر در دستور کار نهضت آزادی قرار گرفت. اما این اقدام نهضتآزادی هم با واکنش امام خمینی (ره) روبهرو شد: «آنهایی که نشستهاند و روابطشان را با امریکا محکم کردهاند و از اول [این روابط] بود و حالا هم هست و خواهد بود، اینها توجه به این ندارند که با این اراجیفی که اینها دارند این ملت تغییر نمیکند. ما عالمگیری نمیخواهیم بکنیم که شما ما را میترسانید که نمیشود عالم را گرفت! ... ما داریم از حق اسلام دفاع میکنیم. ما داریم از حق مسلمین دفاع میکنیم. ما جنگ نمیخواهیم بکنیم. از اول هم جنگ نداشتیم، ما بانی جنگ نبودیم، ما بعد از این که به ما حمله کردند دفاع کردیم، حالا هم در حال دفاع هستیم. دفاع معنایش این نیست که تا آن گفت یالله دستت را بده من، با هم صلح کنیم، ما رها کنیم، این حرف غلطی است. مایی که میبینیم ماهیت یک حیوان درنده چیست، ما به واسطه اینکه او میگوید صلح کنیم، بیاییم صلح کنیم، با کی صلح کنیم؟
امام خمینی درباره اظهارات ملی پرستانه اعضای نهضت آزادی هم فرمودند: «شما اسلامشناسها نباید از حق مسلمین دفاع بکنید؟ دیوار دور اسلام میکشید؟ در اقصی بلاد دنیا اگر یک کسی به ما بگوید که یا للمسلمین ما موظفیم به درد آنجا برسیم... ما آنقدر که میتوانیم دفاع از حق مسلمین میکنیم.»
ناامیدی مردم از جنگ؟
یکی دیگر از دلایل نهضت آزادی برای درخواستهایش، «ناامیدی و ناراحتی» مردم خوانده میشد. ابراهیم یزدی در مصاحبه با نشریه عربی «المجله» بر این مسئله تأکید کرد. همچنین در جزوه «تحلیلی پیرامون جنگ و صلح» با تأکید بر مسئله لزوم شرکت دادن مردم در سرنوشت و تصمیمگیری جنگ این نکته القا میگردد که مردم از واقعیت آگاه نبوده و طبعاً استمرار جنگ از حمایت بنیادی و پایدارمردم برخوردار نمیباشد، از اینرو از مردم درخواست شده که در جهت خاتمه جنگ اقدام کنند.
به دنبال انتشار این تحلیل و اوجگیری تبلیغات ضد دفاع نهضت آزادی مبنی بر سرخوردگی و نارضایتی مردم، سران بعث در بغداد با معتبر دانستن این اظهارات به این نتیجه رسیدند که در صورت حمله وسیع به شهرها و نقاط مسکونی، نارضایتی مردم تشدید شده و نظام تحت فشار افکار عمومی و سلب حمایتهای مردمی ناگزیر به صلح تحمیلی است و بدینترتیب در عرض چند ماه بیشترین حملات به مناطق مسکونی تهران و دیگر شهرها بهوسیله موشک و هواپیما صورت گرفت.
مهدی بازرگان خود نیز در گفتوگوی تلفنی با تلویزیون «جنبش ملی ایران»، که در کالیفرنیا اداره میشد، به این تحلیل اعتراض کرد و گفت: «مثلاً میگویند نوشتههای ما دعوت از صدام حسین برای بمباران است.»
به هر روی در پی اوجگیری مرحله اول جنگ شهرها، حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی در خطبه نماز جمعه 10 خرداد سال 64 پیشنهاد نمود که یک راهپیمایی عمومی در حمایت از جنگ برگزار شود. وی موضوع را اینگونه مطرح کرد: «من با جناب رئیس جمهور و نخستوزیر هم در این قضیه مشورت کردم. آنها هم موافقند که ما برای اینکه هم خودمان را بشناسیم، هم مردممان را بشناسیم، هم دیگران ما را بشناسند، اعلام میکنیم آنهایی که در این کشور، زیر این آسمان، موافقند که جنگ تا پیروزی و رفع فتنه ادامه پیدا کند، در مراسم 15 خرداد یا روز قدس یا هر روزی که اعلام گردید شرکت کنند و نظرات خودشان را با پلاکاردهایی که با خودشان میآوردند، به دنیا اعلام کنند.
پس از اعلام روز قدس به عنوان روز حمایت از دفاع مقدس، نهضت آزادی در مخالفت با این موضوع بیانیهای تحت عنوان «بیانیه نهضت آزادی ایران پیرامون نظرخواهی درباره ادامه جنگ در راهپیمایی روز قدس» منتشر ساخت. این گروه در این اطلاعیه منکر هرگونه اثر معتبری برای راهپیمایی روز قدس شد و پیشاپیش، آن را بیهوده و فاقد ارزش توصیف کرد. بلافاصله پس از بیانیه نهضت آزادی، بخش فارسی رادیو بعث اعلام کرد که در صورت راهپیمایی گسترده در روز قدس در تهران با شدت بسیار و بهکارگیری سلاحهای جدیدتر و مرگبارتر شهرهای ایران را هدف قرار خواهد داد. اما بر خلاف آنچه انتظار میرفت، با توجه به گرمای شدید و روزهداری مردم، راهپیمایی روز قدس باشکوه فراوان برگزار شد و میلیونها نفر در خیابانهای تهران با در دست داشتن تصاویر امام خمینی(ره) و شهیدان دفاع مقدس، شعار «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم» سر دادند.