تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۵  ، 
کد خبر : ۱۴۴۹۰۶

گزیده‌ای از کتاب «گذشته چراغ راه آینده است» (بخش سوم)


به علت حجم زیاد بولتن و لزوم مناسب نمودن آن برای مطالعه در فضای مجازی، این متن در پایگاه بصیرت در شش بخش منتشر می‌شود. (بخش سوم)

 روز 29/7/24 پیشه‌وری درباره اقدام اکثریت نمایندگان مجلس مبنی بر تصویب قانون تأخیر انتخابات تا خروج نیروهای بیگانه از کشور، نوشت: مشروطیت تعطیل بردار نیست. ما از آزادی و مشروطیت خود دفاع خواهیم کرد و چون مرتجعین تهران، قانون اساسی را زیر پا گذاشته، مشروطیت را تعطیل کردند لذا فرمان انتخابات را خود مردم صادر خواهند نمود... ما انتخابات را شروع کرده آن را به طرز دموکراتیک و بیطرفانه‌ای به پایان خواهیم رسانید. بگذار مرتجعین تهران، نمایندگان ما را که از طرف مردم انتخاب می‌شوند. نپذیرند. آن وقت تکلیف ما روشن است. ما امیدواریم که در سایر نقاط ایران نیز چنین اقدامی به عمل آید...(روزنامه آذربایجان، شماره 33، مورخه 29/7/24، سرمقاله به قلم پیشه‌وری) دوم آبان‌ماه حکومت صدر سقوط کرد و نمایندگان مجلس، حکیم‌الملک و قوام‌السلطنه را کاندیدای مقام نخست‌وزیری کردند. همان موقع پیشه‌وری در مقاله «صدر سقوط کرد» نوشت: ... مطلب بر سر شخصیت نخست‌وزیرها نیست. در نظر ما صدرالاشراف، حکیم الملک و قوام‌السلطنه در اساس از یک تیپند و از یک سرچشمه آب می‌خورند... تسلیم به معنای محو شدن است.(ص281)
 با پیشرفت فعالیت فرقه دموکرات در شهرها و دهات، فجایع ژاندارمها و اربابان نیز در آذربایجان روز به روز شدت می‌یافت. فرقه دموکرات شکایات دهقانان مظلوم را به دادگستری می‌برد و علیه اقدامات ژاندارمها و اربابان، به استناد مدارک غیر قابل انکار اعلام جرم می‌نمود لکن دادگستری به آنها علناً می‌گفت که کاری از دست ما ساخته نیست.(روزنامه آذربایجان، شماره 26، مورخه 20/7/24، سرمقاله) سیدضیاء عوامل خود را با پول و تجهیزات کافی جهت ایجاد تفرقه در میان اعضای فرقه و تولید رعب و وحشت بین مردم و مخصوصاً بازاریان و تجار و در صورت امکان کشاندن آنها به تهران به آذربایجان می‌فرستاد. هفتم آبان‌ماه از دو نفر کاندیدای نخست‌وزیری ابراهیم حکیمی به نخست‌وزیری رسید زیرا محمدرضاشاه با نخست‌وزیری احمد قوام مخالفت کرده بود. فرقه دموکرات بلافاصله پس از انتخاب نخست‌وزیر، انجام تقاضاهای ذیل را به نام مردم آذربایجان از وی خواستار شد: انتخابات انجمنهای ایالتی و ولایتی در تمام ایران شروع شود،2. اکثریت مرتجع مجلس را قانع نمایید قانون تحریم انتخابات را که زیر پا گذاشتن قانون اساسی است لغو کنند، 3. مطالبات آزادیخواهان آذربایجان را عملی نمایید، 4. کلوپ آزادیخواهان و اتحادیه کارگران را باز نمایید، 5. حکومت نظامی منحل شود، 6. شر مأمورین از دهاقین رفع شود. (روزنامه آذربایجان، شماره 41، مورخه 8/8/24، مقاله جناب حکیم‌الملک توجه فرمایند). (ص282)
 در آذربایجان صحنه‌های انقلاب مشروطیت تکرار می‌شد و به معنای درست کلمه یک نهضت حقیقی توده‌ای در جریان بود. به همین لحاظ هنگامی که فرقه در برابر تجاوزات و وحشیگریهای ژاندارمری و اربابان به دهقانان دستور داد که از خود دفاع کنند، بلافاصله در دهات و قصبات پاستگاه‌های ژاندارمری به وسیله همان دهقانان پا برهنه و ژنده پوش خلع سلاح شدند. شهر میانه که بیش از همه ناظر جنایات ژاندارمها و مأمورین دولتی بود، پیش از سایر شهرها، روز 26/8/24 سقوط کرد. در سراب و اطراف مراغه نیز فداییان مرتباً پاسگاه‌های ژاندامری را خلع سلاح کرده خود مسلح می‌شدند...البته سازمان فداییان آذرباییجان تا حدودی از کمک تسلیحاتی نیروهای نظامی شوروی نیز برخوردار بود. ولی تنها وجود سلاح نمی‌تواند ایجاد انقلاب کند.(ص284)
 در اواخر آبان‌ماه دولت حکیمی تصمیم گرفت که برای سرکوبی قیام‌کنندگان نیروهای نظامی به آذربایجان اعزام دارد. لذا وزارت امورخارجه ایران به سفارت شوروی در تهران اطلاع داد که دولت می‌خواهد دو گردان پیاده، یک گردان تانک و یک گردان ژاندارم با اسلحه و مهمات از راه میانه به تبریز بفرستد و در اجرای این منظور نیروهای نظامی خود را به سوی قزوین حرکت داد. ولی نیروهای مزبور در شریف‌آباد شش کیلومتری شهر قزوین، که از آنجا منطقه متصرفی نیروهای شوروی شروع می‌شد، از طرف مقامات نظامی شوروی متوقف گردیدند و به آنها اجازه داده نشد که وارد آذربایجان شوند... و حسین علاء سفیر کبیر ایران در واشنگتن به دستور دولت حکیمی به وزیر خارجه آمریکا مراجعه کرده از آن دولت استمداد نمود. بلافاصله بوین وزیر خارجه انگلستان از اعزام قوا به آذربایجان دفاع کرده آن را کاملاً موافق قرارداد سه جانبه دانست(روزنامه اطلاعات، شماره 5917، مورخه 4/9/24) و دولت آمریکا نیز نظر انگلستان را تأیید نمود. ولی هر دو دولت در این زمینه کوتاه آمدند و عکس‌العمل شدیدی نشان ندادند.(ص285)
 روز 21 آذرماه مجلس ملی آذربایجان افتتاح گردیده شروع بکار نمود و در جلسه قبل از ظهر خود پیشه‌وری را مأمور تشکیل دولت ملی کرد. بعدازظهر همان روز پیشه‌وری کابینه خود را به مجلس ملی معرفی نمود... سپس مجلس ملی زین‌العابدین قیامی را به ریاست دپوان تمیز و فریدون ابراهیمی را به دادستانی کل آذربایجان انتخاب کرد. پیشه‌وری برنامه دولت خود را به تفصیل بیان داشت.(ص292)
 روز بیست و دوم آذر ماه سال 1324، مذاکراتی که بین فرماندهی لشکر 3 آذربایجان و نمایندگان حکومت ملی آذربایجان آغاز شده بود، منجر به انعقاد قرارداری گردید که به موجب آن پادگان تبریز خلع سلاح شده و کلیه سلاحهای موجود به حکومت ملی تحویل داده می‌شد...بدین ترتیب پادگان تبریز خلع سلاح شد و کلیه ادارات تحت اختیار حکومت ملی آذربایجان در آمد و حکومت ملی طی اعلامیه‌ای، تشکیل دولت ملی و تحویل گرفتن ادارات دولتی را به اطلاع عموم رسانید.(ص293)
 بلافاصله پس از استقرار حکومت ملی، امنیت بی‌سابقه‌ای در سراسر آذربایجان برقرار شد و قیمت ارزاق عمومی تنزل یافت (گوشت از کیلویی 25 ریال به 18 ریال و قند از 80 ریال به 50 ریال پایین آمد) و دوران وفور نعمت فرا رسید. دزدی، باج‌بگیری و مزاحمت از شهرها و دهات رخت بربست و دست دلالان و کارچاق‌کنها از کارها کوتاه شد. (ص297)
 با وجود اینکه اصرار و افراط فرقه دموکرات در موضوع خودمختاری ملی آذربایجان و جدا کردن سرنوشت و مصالح مردم این سرزمین از بقیه خلق ایران، موجب یأس و دلسردی آزادیخواهان و مبارزین راه‌ آزادی در ایران بود علی‌هذا اکثریت قریب به اتفاق کسانی که خواستار برقراری آزادی و دموکراسی در کشور ما بودند، در شرایط بسیار دشواری سینه سپر کرده از نهضت دموکراتیک آذربایجان دفاع می‌نمودند.(ص298)
 عبدالرحمن فرامرزی مدیر روزنامه کیهان نوشت: ... آنچه محقق است این است که در هر جای دنیا نهضتی بر ضد هیئت حاکمه و وضع موجود بشود، به تهمتهای زیادی متهم می‌گردد، من یقین دارم، آن روزهایی که آذربایجانیها نهضت مشروطه خواهی کرده بودند نیز در نزد هیئت حاکمه و طرفداران وضع موجود به همین گونه تهمتها منسوب می‌گشته‌اند، قیام خیابانی و میرزاکوچک‌خان را به خاطر دارم که به همین نسبتها متهم بود و در دولت ملی‌ترین اشخاص یعنی مرحوم مشیرالدوله، آنها را «اشرار» و متجاسرین لقب دادند. ولی امروز برای آنها گریه می‌کنند و لقب آزادیخواه و مجاهد به آنها می‌دهند...(روزنامه آذربایجان، شماره 72، مورخه 15/9/24 از مقاله روزنامه‌ها و فرقه دموکرات آذربایجان نقل از روزنامه کیهان) ...شکی نیست که نهضت دموکراتها در شمال ایران، یکی از مهمترین حوادث ایران است و اگر این نهضت به تمام شهرستانهای ایران سرایت کرده و به نتیجه برسد، یکی از سرفصلهای تاریخ مشرق زمین به شمار خواهد رفت...(روزنامه کیهان، سرمقاله، شماره 832، مورخه 18/9/24). (ص300)
 این دخالتهای آشکار و بی‌پرده دولت انگلیس به منظور حمایت و پشتیبانی از همان حکومتی که روزنامه‌های لندن آن را فاسد و نالایق و عمال رژیم دیکتاتوری شاه سابق که بویی از دموکراسی نبرده‌اند می‌نامیدند، به عمل می‌آمد. لذا هیچ جای شگفتی نخواهد بود اگر سیاست یکی دیگر از همسایگان موجب تسهیل اقدامات مبارزین راه آزادی و دموکراسی گردد و یا آنچنان که روزنامه تایمز نوشت «حمایت و پشتیبانی مؤثری» از خواسته‌های آنان بنماید.(ص305)
 اما در مورد آذربایجان آشکارا باید گفت، چنانچه آن دولت سرنوشت و آزادی مردم ایران و آذربایجان را فدای معاملات سیاسی بین‌المللی خود نمی‌کرد ملت ایران صفحات طلایی تاریخش را با نام برادران شوروی، با نام کسانی که ملت ما را در نیل به آزادی و دموکراسی برادرانه و صادقانه یار و پشتیبان بوده‌اند مزین می‌ساخت و کمکهای بی‌شائبه آن دولت را با قلم زرین ثبت می‌نمود.(ص306)
 سران فرقه دموکرات معتقد بودند که اگر مردم سایر نقاط ایران خود قیام کردند و مختاریت آذربایجان را نیز به رسمیت شناختند، به آنها کمک خواهند کرد. وگرنه از آنها دست شسته، راه خود را در پیش خواهند گرفت... اما مردم ایران می‌خواستند که نهضت آذربایجان دست کمک و یاری به سوی آنان دراز کند تا آنها نیز بتوانند زنجیرهای اسارت را پاره کرده دست در دست آذربایجان به سوی آزادی و استقلال ملت ایران پیش روند.(ص309)
 پس از شکست آلمان، در تیرماه سال 1324 خبرگزاری نیویورک خبر داد «چرچیل به دولت شوروی پیشنهاد کرده است که متفقین قوای خود را از ایران خارج نمایند، ولی دولت شوروی هنوز پاسخی نداده است.» روزنامه کیهان ضمن نقل این خبر نوشت: روسها از این می‌ترسند که اگر نیروی هر دو طرف از ایران بیرون رفت، نفوذ و اراده حریف جنوبی ایشان با کلاه و قبای ایرانی بر سریر حکومت بنشیند و مثل دوره گذشته مصالح ایشان را لگدکوب کند.(روزنامه کیهان، شماره 717، 27/4/24، سرمقاله آیا روسهابرای تخلیه حاضرند؟)(ص314)
 کنفرانس مسکو روز 25 آذرماه سال 1324 با شرکت بوین، برنس وزیر خارجه آمریکا و مولوتف تشکیل و در پنجم دی‌ماه همان سال کار خود را پایان داد. (16-26 دسامبر 1945) به این کنفرانس سرریدر بولارد سفیر کبیر انگلیس در ایران و جان د. جرنگان دبیر دوم سفارت آمریکا در ایران نیز دعوت شدند که نشان می‌داد مسئله ایران و موضوع آذربایجان در آن کنفرانس طرح خواهد شد.(ص315)
 بوین جهت حل مسئله ایران، در کنفرانس مسکو پیشنهاد کرد که یک کمیته سه نفری از نمایندگان آمریکا، شوروی و انگلستان تشکیل و به تهران فرستاده شود تا اوضاع ایران را عموماً و آذربایجان را خصوصاً رسیدگی نماید. وی ضمناً به تأسیس حکومتهای خودمختار محلی نیز اشاره کرد تا بدین وسیله «بتوان بین منافع دولت شوروی در آذربایجان و اصل تمامیت ایران به مصالحه‌ای رسید.»(روزنامه لوموند، دوم ژانویه 1946)... دولت شوروی ابتدا با این پیشنهاد موافق بود ولی آخر سر آن را رد کرد. پس از پایان کنفرانس بوین گفت: با وجود عدم توافق درباره این پیشنهاد انگلستان هنوز به رأی خود باقی است و مذاکرات از مجاری عادی دیپلماتیک ادامه خواهد یافت.(ص316)
 پس از پایان کنفرانس مسکو، سرریدر بولارد سفیر کبیر انگلیس در تهران، به امید اینکه موافقت دولت ایران با پیشنهاد وی، دولت شوروی را تشویق به قبول آن خواهد ساخت، به معیت والاس موری سفیر کبیر آمریکا در ایران پیشنهاد مزبور را تسلیم دولت حکیمی کرده قبول آن را خواستار شد.(ص317)
 دولت حکیمی در خفا با سفیران آمریکا و انگلیس وارد مذاکره شده و حتی نظر موافق خود را با اساس پیشنهاد، به وسیله دادن پیشنهادهای اصلاحی اعلام نموده بود.(ص318)
 بالاخره در اثر مخالفت اکثریت مردم ایران و نمایندگان ملت از یک طرف و عدم توافق دولت شوروی از طرف دیگر، پیشنهاد کمیسیون سه‌گانه بوین به مرحله اجرا درنیامد وگرنه چنانچه مخالفتی به عمل نمی‌آمد، دولت حکیمی بنا به توصیه انگلستان؛ طرح قیومیت ایران را می‌پذیرفت.(ص319)
 فرقه دموکرات کردستان که چندی پس از فرقه دموکرات آذربایجان تشکیل یافت، اوایل آبان ماه سال 1324 نخستین کنگره خود را در شهر مهاباد منعقد ساخت.(ص319)
 تقاضاهای فرقه دموکرات کردستان بین کردهای عراق و ترکیه نیز مورد پشتیبانی قرار گرفت. چنان که در آبان‌ماه همانسال ملامصطفی بارزانی با نزدیک به سه هزار مرد جنگی از عراق وارد ایران گردیده و به فرقه دموکرات کردستان پیوست. روز 24 آذرماه سال 1324 (15 دسامبر 1945) قاضی محمد طی تظاهرات وسیعی، تشکیل حکومت کردستان را رسماً اعلام نمود و دوم بهمن‌ماه همان سال (22 ژانویه 1946) مجلس ملی کردستان منعقد و قاضی محمد را به سمت صدر حکومت ملی انتخاب نمود، ضمناً حسین سیف قاضی به سمت وزیر جنگ منصوب گردید و ملامصطفی بارزانی و عمرخان شکاک و عده دیگری از رؤسای قبایل کرد به مقام ژنرال نائل آمده در رأس نیروهای مسلح کرد قرار گرفتند. تشکیل حکومت ملی کردستان نیز مانند حکومت ملی آذربایجان متعاقب ملاقات قاضی محمد با میرجعفر باقراوف در باکو و با مساعدت و پشتیبانی مادی و معنوی دولت شوروی انجام پذیرفت.(ص320)
 فرقه دموکرات آذربایجان پس از استقرار حکومت ملی به انجام دو وظیفه اساسی همت گماشت: 1. تحکیم سازمانهای فرقه در شهرها و دهات و تربیت کادرهای حزبی و دولتی که کمبود آن بشدت احساس می‌گردید و تشریح و توضیح خواسته‌های فرقه و حکومت ملی به اعضای فرقه و کلیه مردم آذربایجان جهت پیشبرد صحیح و موفقیت‌آمیز اصلاحات. 2. تشکیل قشون خلق آذربایجان برای دفاع از حکومت ملی.(صص321-320)
 هیجدهم بهمن‌ماه، حکومت ملی در اجرای تصمیم مجلس ملی، به تشکیل قشون خلق آذربایجان اقدام نمود. و روز نوزدهم بهمن‌ماه، فرمان شماره یک وزارت قشون خلق مشمولین را به خدمت نظام وظیفه احضار کرد. (ص321)
 قشون خلق بجز سلاحهایی که پس از تسلیم لشکر 3 تبریز، لشکر 4 رضاییه و تیپهای اردبیل و خوی به دست حکومت ملی افتاد، اکثراً با سلاحهای سبک مجهز بود و تا پایان کار نیز سلاحهای سنگینی نظیر توپهای دورزن، زره‌پوش و تانک و هواپیما در اختیارش قرار نگرفت. از طرف دیگر دولت حکیمی که نتوانسته بود با اعزام نیرو و به زور سرنیزه فرقه دموکرات و حکومت ملی را منکوب نماید، تصمیم گرفت که این منظور را با اعمال فشار اقتصادی عملی سازد. لذا موجودی شعب بانک ملی در آذربایجان را به تهران منتقل کرد و بیش از 150 میلیون ریال مطالبات بازرگانان، شرکتها و اشخاص را در تمام آذربایجان معوق گذاشته چکهای صادره از طرف آنان را نکول نمود و حکومت ملی را در برابر مطالبات مردم قرار داد. همچنین وجوه دولتی را که از محل فروش کالاهای انحصاری تأمین می‌شد، غیرقابل وصول اعلام داشت تا پرداخت حقوق به کارمندان دولت ممکن نگردد.(ص322)
 حکومت ملی ضمن پایین آوردن هزینه زندگی و انجام اصلاحات شهری و تأمین امنیت عمومی، مبارزه بی‌امانی را با محتکران، رشوه‌بگیران، دزدان و متجاوزین به امنیت و حیثیت عمومی پیش می‌برد که حاصل آن فراوانی مایحتاج عمومی و امنیت بی‌سابقه‌ای در سراسر آذربایجان بود. در اجرای این سیاست روز 8/10/24 دادگاه صحرایی به ریاست عباسعلی پنبه‌ای چهار نفر اشخاص ذیل را محکوم به اعدام نمود: 1. رحیم دباغی به جرم ورود به عنف به منزل خانواده‌ای بی‌سرپرست و تجاوز به دختر چهارده‌ساله آن خانواده. 2. اصلان فرید به جرم فرار دادن یک دختر 16 ساله و تجاوز به وی. 3. کاظم خوشباور معروف به (قارنی ییرتیق کاظم) 4. عزیز یوسف اوغلو. هر دو نفر به جرم دزدی و با داشتن سوابق ممتد دزدی و شرارت در شهربانی تبریز. حکم دادگاه بلافاصله به موقع اجرا درآمد و این اقدام حکومت ملی با حسن استقبال مردم روبرو گردید.(ص323)
 در عین حال پاره‌ای از اقدامات سیاسی فرقه دمکرات برخلاف مرجعت‌نامه و مرامنامه فرقه و تصمیمات کنگره عملاً آذربایجان را از حکومت مرکزی دورتر و به استقلال کامل نزدیکتر می‌ساخت. اینک برای اثبات این مدعا چند مورد ذکر می‌شود: حکومت ملی، زبان آذربایجانی را تنها زبان رسمی دولتی در آذربایجان شناخت.(ص325)
 حکومت ملی آذربایجان جهت تدوین قانون اساسی آذربایجان که منحصراً برای این سرزمین نوشته می‌شد اقدام نمود.(ص325)
 حکومت ملی آذربایجان برخلاف تصمیم مجلس مؤسسان ملی مبنی براینکه «... کنگره ملی انحلال تشکیلات پلیس و ژاندارمری و ارتش را در نظر ندارد. آنها لباس و درجه خود را حفظ کرده و به انجام وظایف خود ادامه خواهند داد...»(روزنامه آذربایجان، شماره 106، مورخه 1/11/24، ماده 14 تصمیمات مجلس مؤسسان ملی) ژاندارمری را منحل نمود، اونیفورم ارتش را تغییر داد و درجات نظامی آنان را با درجات نظامی همسایه شمالی یکسان کرد.(ص326)
 دولت حکیمی که از هر سو تحت فشار قرار گرفته بود، در اواخر آذرماه به وزارت کشور دستور داد که بدون فوت وقت انتخابات انجمنهای ایالتی و ولایتی را در سراسر کشور شروع کند... علی‌هذا این فقط ظاهر امر بود، حال آنکه در باطن ارتجاع دندان تیز می‌کرد تا آزادی را خفه کند. محمدرضاشاه بنا به پیشنهاد سرلشکر ارفع رئیس ستاد ارتش، فرمان عفو عمومی عشایر جنوب را صادر کرد و به آنها اجازه داد که با داشتن پروانه، اسلحه حمل نمایند تا بتوانند در مبارزه علیه ماجراجویان شمال شرکت کنند و ستاد ارتش ضمن ابلاغ این فرمان به آنان گوشزد کرد که خود را برای انهدام مسلحانه وقایع شمال دوشادوش سربازان مجهز سازند.(روزنامه جبهه، شماره 47، مورخه 7/10/24 و نبرد به جای ایران ما، شماره 126، مورخه 2/10/24). (صص327-326)
 روز اول بهمن ماه سال 1324 نخست‌وزیر حکیمی که با مشکلات سیاسی فراوانی روبرو بود و شانس مذاکره مستقیم با دولت شوروی را نداشت زیرا دولت شوروی با احضار سفیر کبیر خود ماکسیموف و قائم‌مقام سفیر یعقوب اوف از ایران روابط خود را با دولت حکیمی خصمانه تلقی می‌کرد، ناچار به استعفا گردید و در ششم بهمن‌ماه احمد قوام (قوام‌السلطنه) به نخست‌وزیری رسید. وی بلافاصله تلگرافهایی مبنی بر اینکه سیاست خارجی او بر اساس موازنه و مودت و احترام متقابل مبتنی است به رؤسای دول متفق مخابره کرد. استالین در جواب این تلگراف پیام دوستانه‌ای به وی فرستاد و چون قوام تمایل خود را برای رفتن به مسکو و شروع مذاکرات مستقیم با دولت شوروی اعلام داشته بود، لذا از طرف دولت شوروی به او اطلاع داده شد که «قصد ایشان مبنی بر اعزام میسیونی از ایران به مسکو از طرف مقامات اتحاد جماهیر شوروی با نهایت مسرت تلقی شده است.»(روزنامه اطلاعات، شماره 5954، مورخه 14/11/24). (ص328)
 ماده 7 مراجعت‌نامه فرقه دموکرات، تعیین حدود مشخص بین اربابان و دهقانان و جلوگیری از مالیاتهای غیرقانونی و حل مسئله دهقانی را به شکلی که هم دهقانان راضی شوند و هم مالکین به آینده خود اطمینان پیدا کنند از وظایف فوری فرقه می‌شمرد و پیشنهاد می‌نمود که زمینهای خالصه و زمینهای متعلق به اربابانی که آذربایجان را ترک کرده و محصول دسترنج خلق آذربایجان را در تهران و سایر شهرها به مصرف می‌رسانند- چنانچه بزودی به آذربایجان مراجعت ننمایند- بدون قید و شرط در اختیار دهقانان گذارده شود.(ص329)
 روز 25 فروردین ماه سال 1325 برای اولین بار در کشور، کنگره دهقانان آذربایجان با شرکت بیش از ششصد نفر نماینده در تبریز افتتاح گردید. کنگره مذاکره و اتخاذ تصمیمات لازم جهت برقراری روابط عادلانه بین مالک و رعیت، و بالا بردن سطح محصولات کشاورزی را در برنامه کار خود قرار داد.(ص333)

7. دولت «حسن‌نیت» قوام‌السلطنه و «حل ُمسالمت‌آمیز» مسئله آذربایجان
 احمد قوام نوه میرزا محمد قوام‌الدوله، مؤسس لژ فراماسونری در خراسان و فرزند میرزا ابراهیم معتمد السلطنه پیشکار موروثی آذربایجان که در زمان مورگان شوشتر مستشار آمریکایی مالیه ایران، جهت ادامه غارتگریهای خود با جان سختی از سروسامان یافتن امور مالی کشور جلوگیری می‌کرد (کتاب سیاه یا حکومت خانواده‌ها، جزوه سوم، نوشته ابوالفضل قاسمی، صص 141، 143 و 145) و برادر میراز حسن وثو‌الدوله عامل سرسپرده انگلیس و عاقد قرارداد اسارت‌آور 1919 ایران و انگلیس بود.(ص339)
 بعد از انقلاب مشروطیت قوام نیز مانند سایر عناصر ارتجاعی، لباس مشروطه‌خواهی بر تن کرد و چندین بار به مقام وزارت و نخست‌وزیری دولت مشروطه ایران رسید و در جریان همین فعل و انفعالات وی قطب سیاسی خود را تغییر داده به یکی از خدمتگزاران امپریالیسم آمریکا مبدل شد. پس از کودتای 1299 و خروج سیدضیاءالدین از ایران قوام جانشین او گردید و رضاخان سردارسپه در کابینه قوام سمت وزارت جنگ را داشت... اما رضاخان تنها به منظور اینکه قدرت را شخصاً به دست گیرد و حمایت دولت شوروی را نیز نسبت به خود جلب نماید، قوام را توقیف و تبعید نمود و بنا به نوشته حسین مکی وقتی سردارسپه با سفارت شوروی محرمانه موضوع دستگیری قوام‌السلطنه را مطرح نمود، آنها کاملاً سردار سپه را تشویق کرده قول موافقت و مساعدت دادند.(کتاب تاریخ بیست‌ ساله ایران، جلد دوم، ص267) قوام در دوره رضاشاه مدت بیست سال از صحنه سیاست به دور بود ولی در سال 1321 مجدداً به نخست‌وزیری رسید و بنا به سابقه خدمتگزاری و دوستی با آمریکا، عده زیادی از مستشاران آمریکایی و از آن جمله دکتر میلسپو را به ایران آورده امور حیاتی کشور ما را به دست آنها سپرد.(صص340-339)
 پس چگونه این عضو «خانواده خیانت» و شاخه «شجره خبیثه» و قاتل کلنل محمدتقی خان و میرزاکوچک‌خان(روزنامه آذربایجان، شماره 72، 15/9/24، مقاله ترس تهران) پشتیبانی و اعتماد آزادیخواهان ایران را به خود جلب نموده بر سر کار آمد؟ برای درک این مطلب باید شرایط و اوضاعی را که منجر به نخست‌وزیری قوام گردید به دقت از نظر بگذرانیم...(ص341)
 اقدامات اولیه قوام در رفع تضییقاتی که به کلوپهای حزبی و کارگری و مطبوعات اعمال شده بود و انفصال و توقیف بعضی از عوامل سرشناس ارتجاع و اعلام جانبداری از سیاست موازنه با همسایگان، وی را در موقعیتی قرارداد که مورد عنایت و پشتیبانی دولت شوروی قرار گرفت. دولت شوروی تصور می‌کرد که به دست قوام می‌تواند امتیازات مورد نظر را کسب نماید، بی‌آنکه گرفتار درگیریهای سیاسی بین‌المللی شود.(ص341)
 آذربایجان نخست‌وزیری قوام‌السلطنه را با سکوت و بی‌اعتنایی کامل تلقی نمود و فقط هنگامی به «وطن‌پرستی و مقاصد خیرخواهانه!» قوام پی برد که رهبران شوروی در مسکو به تصمیمات کنگره ملی خلق آذربایجان دایر به ایجاد مجلس و حکومت ملی خط بطلان کشیدند و با امضاء موافقت‌نامه شانزدهم فروردین ماه سال 1325 فرقه دموکرات و مردم ستمدیده آذربایجان را به امان خدا سپردند. یعنی موقعی که در برابر فرقه دموکرات آذربایجان راهی بجز سازش با دولت قوام باقی نمانده بود.(ص342)
 برای بردن قوام به مسکو، یک هواپیمای دو موتوره از طرف دولت شوروی به تهران آمد و در تاریخ 29/11/24 وی به همراهی هیئتی به مسکو عزیمت نمود... در مدت اقامت هیئت نمایندگی ایران در مسکو، چندین بار بین اعضای هیئت و مولوتف و شخص قوام‌السلطنه با استالین، ملاقاتهایی به عمل آمد.(ص343)
 در مسکو، قوام‌السلطنه پس از اطلاع از عدم تخلیه ایران به وسیله نیروهای نظامی شوروی، یادداشت اعتراضی تسلیم آن دولت نمود. ولی کوشش وی بی‌نتیجه ماند. تنها نتیجه‌ای که از مذاکرات مسکو حاصل شد تبادل نظر بین دو دولت و انتصاب سادچیکوف به سمت سفیر کبیر شوروی در ایران بود. در سایر موارد پیشرفتی حاصل نشد. لکن مذاکرات قطع نگردید و قرار بر این شد که مذاکرات از طریق دیپلماتیک در تهران تعقیب شود.(ص347)
 پس از بازگشت قوام به تهران وی در مصاحبه با خبرنگاران خارجی گفت: «دولت شوروی نمی‌خواست تقاضای مؤکد مرا برای تخلیه ایران از قوای شوروی بپذیرد. من نیز نمی‌توانستم بعضی از تقاضاهای دولت شوروی را بپذیرم. و چون قشون شوروی ایران را تخلیه نکرد و آذربایجان خودمختاری می‌خواست لذا هیئت نمایندگی ایران نتوانست در مذاکرات خود در مسکو نتیجه بگیرد.»(روزنامه ایران ما، شماره 488، مورخه 24/12/24،نقل از بولتن دیلی‌نیوز،نشریه سفارت انگلیس در تهران).(ص347)
 حزب توده ایران بیهوده تلاش می‌کرد که ضمن مراعات افکار عمومی سیاست دولت شوروی را نیز توجیه کند و مسئولیت عدم تخلیه ایران را فراهم نبودن شرایط و نبودن دولتی مستقل و آزاد در ایران متوجه سازد. روزنامه رهبر ضمن پذیرفتن لزوم تخلیه ایران می‌نوشت: ...چون در ایران حکومت ملی بر سر کار نیست بلکه در تمام دستگاه حاکمه ما مزدوران استعمار بر سرکارند و دولت شوروی نمی‌تواند موافقت کند که در نزدیکی او حکومتهای دیکتاتوری و فاشیستی که تمایلات ضدشوروی دارند وجود داشته باشند، لذا آن دولت ایران را از نیروهای خود تخلیه نمی‌کند. پس اگر به تخلیه کامل ایران علاقه دارید شرایط تخلیه را فراهم کنید: بکوشید تا هر چه زودتر نفوذ امپریالیسم را از ایران ریشه‌کن کنید. یک دولت ایران واقعاً آزاد و مستقل درست کنید. در این صورت نه ارتش سرخ و نه ارتش دیگری غیر از آن در ایران نخواهد ماند.(روزنامه رهبر، شماره 666، مورخه 16/12/24، مقاله چرا ایران تخلیه نشد؟ به قلم انورخامه‌). (ص349)
 لذا دولت شوروی ناچار بود دیر یا زود در برابر مردم جهان توضیح دهد چرا نیروهای خود را از ایران بیرون نمی‌برد و چرا پیمانی را که خود امضاء کرده محترم نمی‌شمارد؟ چنان‌که در فصول بعد خواهد آمد دولت شوروی تحت فشار سیاست بین‌المللی و تنها با امضاء موافقتنامه تشکیل شرکت مختلط ایران و شوروی که پس از تصویب مجلس شورای ملی رسمیت می‌یافت، با وجود برجا ماندن همان دستگاه حاکمه فاسد و ارتجاعی، نه فقط خاک ایران را ترک نمود حتی حمایت خود را از آزادیخواهان کشور نیز دریغ ورزید.(صص351-350)
 بالاخره ترومن رئیس‌جمهور آمریکا روز 21 مارس 1946 (اول فروردین ماه سال 1325) درباره تخلیه ایران اولتیماتومی به استالین فرستاد. در این اولتیماتوم گفته می‌شد چنانچه دولت شوروی ایران را تخلیه ننماید، دولت آمریکا نیز ناچار مجدداً وارد ایران خواهد شد.(ص355)
 این موضوع همان موقع در مطبوعات انگلستان نیز انعکاس یافت و مجله اکونومیست در شماره 22 مارس 1946 خود نوشت: چنانچه شورای امنیت موفق به تغییر سیاست روسیه در ایران نشود، لازم است جنوب آن کشور را آمریکا یا انگلیس و یا هر دو آنها اشغال نموده قصد خود را به اقامت در آن کشور تا تخلیه نیروهای شوروی از ایران اعلام دارند.(نقل از لوموند، 23 مارس 1946، کتاب مسئله آذربایجان، ص108، متن فرانسه، پرویز همایون‌پور). (ص356)
 علی‌هذا در 18 ماه مارس 1946 (27 اسفندماه) دو روز قبل از ورود سفیر کبیر جدید شوروی سادچیکوف، حسین علاء سفیر کبیر ایران در واشنگتن عرضحال دولت متبوعه خود را مبنی بر اینکه «اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سپاهیان خود را برخلاف مقررات مصرح در ماده 5 قرارداد سه جانبه مورخه 29 ژانویه 1942 پس از انقضاء دوم مارس 1946 در ایران نگاه داشته است و علاوه بر این اتحاد جماهیر شوروی به دخالت خود در امور داخلی ایران توسط عاملین روسها و مقامات رسمی نیروهای مسلح شوروی ادامه می‌دهد...» تسلیم دبیر کل سازمان ملل متحد نمود.(ص357)
 روز 20 مارس (29 اسفندماه)، سادچیکوف سفیر کبیر جدید شوروی به تهران رسید و بلافاصله مذاکرات خود را با نخست‌وزیر آغاز نمود. دولت شوروی برای تخفیف وخامت اوضاع و جلوگیری از یک جنجال بین‌المللی که با طرح مسئله ایران در شورای امنیت پیش می‌آمد شب 25 مارس 1946 (پنجم فروردین ماه 1325 – روز تشکیل جلسه شورای امنیت) خبر ذیل را از رادیو مسکو پخش نمود: تخلیه نیروهای شوروی از نواحی مشهد، شاهرود و سمنان که از دوم مارس شروع شده بود تاکنون پایان یافته است. طبق موافقتی که با دولت ایران حاصل شده است، تخلیه نیروهای شوروی از 24 مارس شروع گردید. فرماندهی شوروی در ایران عقیده دارد که در صورتی که وقایع غیرمنتظره‌ای رخ ندهد، تخلیه کامل ایران از نیروهای شوروی تا پنج یا شش هفته دیگر تمام خواهد شد.(روزنامه رهبر، شماره 679، به تاریخ 8/1/25، از مقاله تحولات سیاسی در اول سال 1325).(صص358-357)
 روز جمعه شانزدهم فروردین ماه سال 1325 اعلامیه مشترکی از طرف دولتهای ایران و شوروی صادر گردید. متن اعلامیه از این قرار بود: مذاکراتی که از طرف نخست‌وزیر ایران در مسکو با اولیاء دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی آغاز و در تهران پس از ورود سفیر کبیر شوروی ادامه یافت در تاریخ پانزدهم فروردین 1325 مطابق با چهارم آوریل 946 به نتیجه ذیل رسید و در کلیه مسائل موافقت کامل حاصل گردید. 1. قسمتهای ارتش سرخ از تاریخ 24 مارس 1946 یعنی یکشنبه چهارم فروردین 1325 در ظرف یکماه و نیم تمام خاک ایران را تخلیه می‌نمایند. 2. قرارداد ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی و شرایط آن از تاریخ 24 مارس تا انقضاء مدت هفت ماه برای تصویب به مجلس پانزدهم پیشنهاد خواهد شد. 3. راجع به آذربایجان چون امر داخلی ایران است، ترتیب مسالمت‌آمیزی برای اجرای اصلاحات بر طبق قوانین موجوده و با روح خیرخواهی نسبت به اهالی آذربایجان بین دولت و اهالی آذربایجان داده خواهد شد. نخست‌وزیر دولت شاهنشاهی ایران- احمد قوام، سفیر کبیر دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی- سادچیکوف(ص358)
 علی‌هذا روزنامه آذربایجان ارگان فرقه دموکرات، ضمن دفاع از موافقت‌نامه ایران و شوروی نوشت: ... ما تمام وسایل لازم برای دفاع از آزادی و موجودیت ملی خود را دارا می‌باشیم و در صورت لزوم از تمام آنها به نحو احسن استفاده خواهیم کرد.(ص359)
 بنا به نوشته والاس موری سفیر آمریکا در ایران، قوام همزمان با قرار تشکیل شرکت مختلط نفت ایران و شوروی، به دولت آمریکا نیز قول داده بود که استخراج نفت بلوچستان را به آن دولت بسپارد.(ص360)
 علی‌هذا با وجود پافشاری دولتهای آمریکا و انگلیس، قوام‌السلطنه تحت فشار دولت شوروی و بنا به ملاحظاتی که ذیلاً ذکر خواهد شد روز پانزدهم آوریل 1946 (26 فروردین 1325) شکایت خود را از شورا پس گرفت و علاء تلگراف دولت ایران را به شرح زیر در شورای امنیت قرائت کرد: با توجه به این حقیقت که سفیر شوروی امروز چهاردهم آوریل مجدداً و مرتباً تکرار کردند که تخلیه بدون قید و شرط سرحدات ایران وسیله قشون سرخ در تاریخ ششم مه 1946 تکمیل خواهد شد، لازم است که شما فوراً به شورای امنیت اطلاع دهید که دولت ایران در قول و در عهد شوروی اعتماد کامل دارد و بدین جهت شکایت خود را از شورای امنیت پس می‌گیرد.(اسناد وزارت خارجه آمریکا، سی‌امین سالنامه دنیا، ص225) قوام راجع به ملاحظاتی که از شوروی داشته به سفیر آمریکا چنین گفته است: چنانچه او در موضوع پس گرفتن شکایت ایران از شورای امنیت اهمال ورزد و موجب آزردگی شوروی بشود روسها ممکن است قشون خود را از ایران چنان که موافقت شده است خارج نمایند. ولی اسلحه و تجهیزات در دست آذربایجانیان خواهند گذاشت و آنها را به مقاومت تشویق خواهند نمود. حکومت تهران ناگزیر است که سپاهیانی به آذربایجان فرستاده و در جنگ عجله به خرج دهد که در نتیجه روسها می‌توانند اعلام این حق را نمایند که برای حفظ امنیت سرحداتش دست به دخالت زند. (اسناد وزارت خارجه آمریکا، سی‌امین سالنامه دنیا، ص225) لکن شورای امنیت پس از مباحثات و مذاکرات مفصل در تاریخ سوم اردیبهشت ماه (23 آوریل) بنا به اصرار دولتهای آمریکا و انگلیس شکایت ایران را در دستور شورا ابقا نمود.(ص361)
 آزادیخواهان ایران از آغاز سال جدید دو موضوع اساسی را پیش‌ کشیده بودند که هر یک از آنها ارزش و اهمیت فراوانی در سرنوشت ملت ایران داشت: 1- تشکیل مجلس مؤسسان و تجدیدنظر در قانون اساسی 2- تشکیل جبهه واحد ملی.(ص362)
 دولت قوام پس از امضای موافقت‌نامه با سادچیکوف و اطمینان از روش سیاسی دولت شوروی درباره تخلیه ایران و موضوع آذربایجان، برای مذاکره با حکومت ملی آذربایجان قدم پیش نهاد.(ص364)
 برای ابلاغ تصمیمات دولت به حکومت ملی آذربایجان، فتحعلی ایپکچیان نماینده سابق مجلس چهاردهم و نماینده مجلس ملی آذربایجان که خود یکی از آزادیخواهان بوده و با پیشه‌وری دوستی نزدیکی داشت عازم تبریز گردید. حکومت ملی آذربایجان دعوت دولت قوام را پذیرفت و هیئت نمایندگی آذربایجان به سرپرستی پیشه‌وری روز هشتم اردیبهشت‌ماه به تهران رفت.(ص365)
 نمایندگان دولت بلافاصله مذاکرات خود را بر اساس «تصمیم هیئت وزیران درباره آذربایجان» با هیئت نمایندگی آذربایجان آغاز نمودند.(ص366)
 ولی جریان امر نشان داد که حکومت ملی آذربایجان و فرقه دموکرات نخواستند و یا نتوانستند از چهارچوب «زبان و ملیت آذربایجان» خارج شوند و برای دفاع از منافع واقعی مردم آذربایجان، پرچم آزادی ایران را بر دوش گیرند. مذاکرات بین هیئت نمایندگی آذربایجان و نمایندگان دولت مرکزی پس از 15 روز منجر به نتیجه نگردید و هیئت نمایندگان آذربایجان روز 23/2/25 به تبریز بازگشت، لکن مذاکرات قطع نشد و قرار بر این شد که کمیسیونی از تهران به تبریز رفته و در محل، مطالعه برای یافتن راه‌حل مسائل مورد اختلاف را دنبال کند. (ص368)
 نکته اصلی عدم توافق، پافشاری قوام در انحلال قشون ملی آذربایجان و استقرار نیروی نظامی مرکز در آن ایالت بود. ولی پیشه‌وری حاضر نبود که پای ژاندارم و قوای نظامی به آذربایجان باز شود و می‌گفت: مادامی که در ارتش و ژاندارمی اصلاحاتی به عمل نیاید، نمی‌توان به فکر «دموکراتیک» سلسله‌جنبانان آن اطمینان داشت. آذربایجانی زیر بار این نمی‌رود که اینها به آنجا پا گذاشته و نهضت دموکراتیک آنجا را که بسرعت رو به تکمیل است به زور تفنگ از بین ببرند.(روزنامه داد، شماره 735، مورخه 22/2/25، اختلاف نظر دولت و هئیت نمایندگی آذربایجان) قوام‌السلطنه، اصرار پیشه‌وری را در این مسئله در مذاکراتی که با حضور سادچیکوف به عمل آمده «روش عنودانه و غیر مؤتلفانه‌ای که موجب شده وی کنترل خود را از دست داده و زبان غیر دیپلماتیک به کار برد»(اسناد سیاسی، سی‌امین سالنامه دنیا، ص234) می‌نامد. بنا به نوشته مطبوعات، سادچیکوف جهت فیصله دادن به مسئله آذربایجان در مذاکرات بین قوام و پیشه‌وری حضور می‌یافت و آنها را تشویق به گذشت و توافق می‌نمود. در این باره مخبر اتحادیه مطبوعات انگلیس از تهران گزارش داد: دیروز باز ملاقاتی بین آقای قوام و پیشه‌وری صورت گرفت و مدتی مذاکره نمودند. آقای سادچیکوف سفیر روسیه نیز حضور داشت و میانجیگری می‌کرد و در صدد بود که آقای قوام را ترغیب کند که امتیازاتی برای دموکراتها حاصل شود. ولی قوام به کلی از این کار ابا کرد.(روزنامه داد، شماره 735، مورخه 22/2/25) پیشه‌وری پس از بازگشت به آذربایجان در ذکر علت عدم توافق طی نطقی گفت: آقای قوام‌السلطنه شخصاً حسن نیت دارند. ولی آنها به ما گفتند که فرمانده کل قوا و مقامات غیر مسئول (محمدرضا پهلوی) به این کار رضایت ندارند.(روزنامه آذربایجان، شماره 199، مورخه 25/2/25، از نطق پیشه‌وری). (صص370-369)
 روز نهم ماه مه 1946 (19 اردیبهشت ماه 1325) تخلیه کامل ایران از نیروهای نظامی شوروی پایان پذیرفت. لکن از نظر دولت آمریکا و انگلیس و ارتجاع موقعی مسئله ایران حل شده محسوب می‌گردید که نهضت آذربایجان توأم با آزادیهای ناقص موجود در ایران سرکوب شود. (ص370)
 روز بیست و یکم خردادماه سال 1325 یک هیئت ده نفری سیاسی- نظامی به ریاست مظفر فیروز معاون سیاسی نخست‌وزیر وارد تبریز شد و مذاکراتی را که در تهران بین نمایندگان آذربایجان و حکومت مرکزی آغاز شده بود دنبال نمود و این مذاکرات در تاریخ 23/3/25 منجر به امضای موافقت ذیل گردید. (ص372)
 پس از امضای موافقت‌نامه، حکومت ملی به سازمان اداری دولت مرکزی در آذربایجان تبدیل شده دکتر سلام‌الله جاوید از طرف دولت به استانداری معین گردید. سایر وزرای محلی نیز به ریاست ادارات استان آذربایجان منصوب شدند. لکن پیشه‌وری شغل دولتی نپذیرفت و در رهبری فرقه باقی ماند. فرقه دموکرات آذربایجان هم سیاست محلی خود را تغییر داده بسط آزادی در سراسر ایران را خواستار شد.(ص375)
 انعقاد موافقت‌نامه بین دولت مرکزی و حکومت ملی آذربایجان و کامیابی اعتصاب ده هزار نفری کارگران نفت در آغاجاری امپریالیسم انگلیس و مزدورانش را دچار وحشت ساخت و آنها را وادار نمود که سکوت موقت خود را شکسته جهت سرکوبی نهضت آزادی در ایران قد علم کنند. هنوز پیش از دو روز از امضای موافقت‌نامه آذربایجان نگذشته بود که انجمن موهوم ایالتی خوزستان- انجمنی که هرگز انتخاب نشده و حتی تظاهر به انتخاب آن نیز به عمل نیامده بود و فقط چند نفر از مزدوران انگلیس این عنوان را بر خود نهاده بودند- تلگراف ذیل را به نخست‌وزیر مخابره نمود: جناب آقای نخست‌وزیر، رونوشت کیهان، در این موقع که مسئله آذربایجان بر اثر حسن تدبیر دولت جنابعالی با بهترین روشن متین و معقولی که انتظار می‌رفت فیصله پذیرفته و نگرانیهای ملت ایران از این حیث مرتفع گردیده است، انجمن ایالتی خوزستان به نمایندگی از طرف عموم اهالی این استان تبریکات و تهنیتهای خود را به شخص جنابعالی که قهرمان این سیاست ایران پروانه و گره‌گشای این مشکل می‌باشید عرض و امیدواریم با نیات پاکی که در اصلاحات پیشرفت امور مملکت دارند عین اختیاراتی را که به انجمن ایالتی آذربایجان داده شده به سایر انجمنهای ایالتی علی‌الخصوص خوزستان که تشنه اصلاحات است اعطاء و بر طبق مفاد قانون اساسی مملکت قاطبه ملت را در بهبود اوضاع و تعیین سرنوشت خود سهیم و شریک فرمایند. 162-25/3/25 انجمن ایالتی خوزستان.(روزنامه کیهان، شماره 984، مورخه 28/3/25) در همان ایام روزنامه تایمز ضمن ابراز خوشحالی از حل مسئله آذربایجان چنین نوشت: برای اصلاح اوضاع اجتماعی ایران چاره همان است که در مورد آذربایجان عملی شده و یک چنین برنامه‌ای که آقای قوام‌السلطنه مصمم بر اجرای آن است مورد توجه خیرخواهانه اهالی انگلستان که از بوجود آمدن یک ایران قوی و متحد خوشحال خواهد بود قرار خواهد گرفت.(روزنامه کیهان، شماره 985، مورخه 29/3/25). (ص378)
 متأسفانه این بار ارتجاع و استعمار بود که از تاکتیک تقاضاهای محلی جهت پایمال کردن آزادی و سرکوبی آزادیخواهان بهره‌برداری می‌کرد، نه برای تعمیم آزادی در سراسر ایران. بعد از خوزستان، «کمیته ایالتی دموکرات فارس» اختیارات محلی خواست... بالاخره در اثر تحریکات استعماری، سیاست و تاکتیک تقاضاهای محلی فرقه دموکرات آذربایجان در جنوب کشور نوزاد حرامزاده‌ای به دنیا آورد که «نهضت جنوب» نام گرفت.(ص380)
 اوایل تیرماه سال 1325 پس از مذاکراتی که بین کمیته مرکزی حزب توده ایران و حزب ایران به عمل آمد احزاب مزبور جبهه‌ای به نام «جبهه مؤتلف احزاب آزادیخواه» تشکیل داده و هدفهای خود را طی اعلامیه‌ای به اطلاع عموم رسانیدند.(ص380)
 شب نهم خردادماه سال 1325 قوام آن‌چنان که خود ادعا می‌کرد «برای ایجاد اتحاد و یگانگی حقیقی میان عموم آزادیخواهان و اجرای سریع اصلاحات»(روزنامه ایران ما، شماره 568، مورخه 9/4/25) تشکیل حزب دموکرات ایران را از رادیوی تهران اعلام نمود. این حزب در تاریخ کشور ما اولین حزبی بود که برخلاف اصول و مبانی حزبی در تمام جهان از بالا تشکیل می‌شد و در ایجاد آن از قدرت دولتی استفاده می‌گردید.(ص381)
 روز 23/4/25 اعتصاب سراسری یکصد هزار نفر کارگران نفت جنوب با نظم و ترتیب بی‌سابقه‌ای آغاز گردید. کارگران قبل از شروع اعتصاب مراتب را به کارفرمایان اطلاع داده و برای رعایت آسایش عمومی، کارگران خدمات عمومی را از اعتصاب معاف داشتند.(روزنامه کیهان، شماره 1006، مورخه 26/4/25)... لکن اعتصاب منظم و آرام کارگران نفت جنوب به خون کشیده شد. اولین حملات و تیراندازیها از طرف «اتحادیه عشایر» شروع گردید و چون کارگران به دفاع از خود پرداختند، به دستور مصباح فاطمی، فرمانده لشکر خوزستان سرهنگ حجازی در سراسر مناطق نفت‌خیز حکومت نظامی اعلام نموده به کشتار کارگران پرداخت. این اعتصاب با انضباط، استحکام و وحدت بی‌مانندی انجام گرفت. به طوری که به محض اعلان شروع اعتصاب کلیه کارگران نفت و حتی کلیه مستخدمین روسای بزرگ انگلیسی، بی‌درنگ مانند یک تن واحد از کار کناره گرفتند و با وجود فشار حکومت نظامی و پلیس دستورهای رهبران اعتصاب را با دقت کامل انجام دادند.(روزنامه ایران ما، شماره 582، مورخه 27/4/25) علی‌هذا در اثر یورش افراد مسلح «اتحادیه عشایر» و سربازان 46 نفر کشته و 170 نفر زخمی گردید و حکومت نظامی اجساد را حتی بدون یادداشت نام و نشان آنها دفن کرد.(صص383-382)
 در مورد عظمت و ابهت این اعتصاب مصطفی فاتح در کتاب «پنجاه سال نفت ایران» چنین می‌نویسد: ...از روی کمال انصاف و بی‌طرفی و حقیقت‌بینی باید گفت که بهبود وضع کارگران نفت در سالهای آخر عملیات شرکت در ایران مرهون دو نکته اصلی بود. اول آزادی بیان که پس از خروج ارتش بیگانگان برای کارگران حاصل شد و توانستند وضع اسفناک و مشقت‌بار خود را تا حدی شرح دهند و دوم اعتصاب بزرگ 23 تیر 1325 که قدرت عظیم آنها را برای گرفتن حق خود واضح و آشکار ساخت و به شرکت فهماند که ادامه رویه سابق محال است و باید سریعاً رفتار خود را تغییر دهند. قانون کار و قانون بیمه‌های اجتماعی و تعیین حداقل دستمزد و اصلاحات دیگری که در چند سال اخیر کم و بیش در ایران انجام گرفته است همه و همه مرهون اقدامات دسته جمعی کارگران نفت است.(کتاب پنجاه سال نفت ایران، ص444) این اعتصاب دولت انگلیس را آن‌چان دچار وحشت و هراس نمود که در اواخر تیرماه بدون کسب اجازه از دولت ایران سه ناو جنگی انگلیسی وارد آبهای شط‌العرب کرد و آن ناوها در برابر آبادان لنگر انداختند. اعلامیه رسمی منتشره در دهلی نو در این مورد حاکی است: عده‌ای سرباز از هندوستان به بصره وارد شدند تا اگر ضرورت ایجاب نماید و حفظ منافع هند و انگلیس در عراق و همچنین در نواحی نفت جنوبی ایران در خطر افتد آماده باشند.(روزنامه کیهان، شماره 1026، مورخه 20/5/25). (ص383)
 یکی از این دامهای فریب دعوت جبهه مؤتلف احزاب آزادیخواه به تشکیل دولت ائتلافی بود. متأسفانه آزادیخواهان در این دام افتادند و روز 10/5/25 تشکیل کابینه ائتلافی را رسماً اعلام نمودند.(ص384)
 حزب توده ایران که شرکت در کابینه‌های دولتی را جایز نمی‌دانست «مگر زمانی که واقعاً یک دولت ملی و دموکراسی برقرار گردد»(ماده 7 از قطعنامه اولین کنگره حزب توده درباره سیاست داخلی) قوام‌السلطنه را به تشکیل یک دولت واقعاً ملی لایق شمرد و در آن کابینه شرکت ورزید.(ص384)
 شرکت «احزاب مؤتلف آزادیخواه» در کابینه قوام اولاً به آن کابینه محبوبیت و وجهه ملی داد، ثانیاً حزب توده ایران و حزب ایران را وادار نمود که آرامش و سکوت را حفظ نمایند تا دولت قوام در اجرای «برنامه‌های اصلاحی» دچار مشکلی نگردد و همین امر به دولت قوام و اربابان او بهترین فرصت را جهت تقویت نیروهای ارتجاعی و سرکوبی نهضت آزادی فراهم ساخت.(ص385)
 جهت سرگرم کردن و اغفال سران نهضت آذربایجان، کابینه ائتلافی قوام نمایندگان آذربایجان را برای تکمیل موافقت‌نامه مورخه 23/3/25 به تهران دعوت نمود. آذربایجان این دعوت را پذیرفت و هیئت نمایندگی خود را روز 29/5/25 به سرپرستی علی شبستری و عضویت دکتر جاوید، پادگان، ژنرال و چند نفر دیگر به تهران فرستاد.(ص386)
 آنچه در این میان مورد درخواست طبقات مختلف مردم بود و کلیه احزاب و جمعیتها اجرای آن را مصرانه از دولت طلب می‌کردند، شروع انتخابات دوره پانزدهم مجلس شورای ملی بود که به بهانه‌های مختلف از طرف دولت قوام دچار تعویق می‌گردید.(صص388-387)
 آذرماه سال 1324 بود که ارفع رئیس ستاد ارتش فرمان ملوکانه را به ایلات جنوب ابلاغ نموده اجازه حمل اسلحه به آنها داد و از آنها خواست که در راه سرکوبی وقایع شمال «به منویات دولت کمک نموده خود را برای اقدام مسلحانه دوشادوش سربازان مجهز سازند.»(ص388)
 حوادث جنوب در تمام مطبوعات کشور انعکاس یافت و از آن جمله روزنامه اطلاعات در این باره چنین نوشت: آنچه می‌توان اظهار کرد این است که پسران مرتضی‌قلی‌خان و عده‌ای دیگر از رؤسای ایلات جنوب به تحریک بیگانگان در نظر داشتند بر علیه دولت مرکزی قیام و از سه طرف به شهر اصفهان حمله نمایند و پس از ویران ساختن تشکیلات حزب توده و به دار آویختن رؤسای آن و خلع سلاح لشکر و پادگان اصفهان حکومت خودمختاری در آن شهر تشکیل دهند.(روزنامه داد، شماره 833، مورخه 21/6/25، نقل از اطلاعات، مورخه 20/6/25). (ص389)
 مستر جیکاک با طیاره از خوزستان به بوشهر آمد و از بوشهر تا شیراز که تماماً منطقه عشایری است، در ظرف چند روز با اتومبیل طی کرد. گفته می‌شد که نامبرده در سر راه ملاقاتی با خوانین حیات داودی و تنگستانی و بویراحمدی و ممسنی به عمل آورده است.»(ایران ما، شماره 652، مورخه 21/7/25) اواخر شهریورماه اخبار مبهمی از حملات مسلحانه به پادگانهای نظامی و پستهای ژاندارمری در جنوب و خلع سلاح آنها و محاصره بوشهر و شیراز در روزنامه‌ها منتشر گردید. سپس گفته شد که دولت نیروهای موتوریزه خود را جهت سرکوبی یاغیان جنوب اعزام داشته است و در عین حال شایعاتی نیز مبنی بر ارسال صدها هزار تومان پول و هزارها تفنگ از تهران برای عشایر جنوب- که مقامات رسمی دولتی آنها را یاغیان و مزدوران بیگانه می‌نامیدند- انتشار یافت. دولت، سرلشکر زاهدی را برای رسیدگی به موضوع به شیراز فرستاد و چون عماد فاطمی استاندار فارس به تهران آمده بود، سرلشکر زاهدی در غیاب وی کفالت استانداری را عهده‌دار شد.(ص391)
 بدین ترتیب خانها و سران عشایر جنوب که هزاران نفر از افراد ستمدیده ایل خود را غارت کرده و به بردگی وامی‌داشتند- خانهایی که به دست افراد مسلح خود راههای شوسه را بسته و به جان و مال و ناموس مردم تجاوز می‌کردند و وجود آنها بزرگترین مانع بسط تمدن و دموکراسی بود- ناگهان هوس «اصلاحات و عدالت اجتماعی» کرده و در «آرزوی» ایجاد جاده‌های آسفالته و راه‌آهن، سر از پا نمی‌شناختند.(ص392)
 قوام ناصرخان را به تلگراف حضوری خواست و پس از مقداری پند و نصیحت به وی گفت: اگر مقصود تأسی و تشبه به قضایای آذربایجان است، اولاً من مسئول آن وقایع نبوده‌ام. ثانیاً اگر مساعدتی برای تسکین آنها شده است نظر به مصالح و مقتضیات وقت و به انتظار تصمیم و اراده مجلس بوده و در حقیقت مجلس پانزدهم است که باید نسبت به امور آذربایجان و سایر نقاط کشور تصمیم بگیرد» و از او خواست که نماینده خود را به تهران بفرستد تا «آنچه مقدور و ممکن باشد مساعدت شود.»(روزنامه داد، شماره 844، مورخه 3/7/25) اما ناصرخان از فرستادن نماینده به تهران امتناع ورزید و اعزام هیئتی را از تهران به شیراز خواستار شد. (صص393-392)
 حاصل کار اینکه «بیشتر دهات اطراف شیراز بخصوص دهاتی که در جوانب اردوگاه ناصر سردار ملی!» قرار داشته از طرف «اردوهای ملی!» غارت شده، دهقانان بیچاره به شهر ریختند.(روزنامه ایران ما، شماره 649، مورخه 21 /7/25) و مردم فارس دچار آن چنان قحطی بیسابقه‌ای گردیدند که حتی امیر همایون بوشهری که خود از طرفداران پروپاقرص طغیان عشایر جنوب بود، در این باره گفت: خسارت وارده به دهات اطراف شیراز و دهاتی که در مسیر ایلات بوده بسیار است. غارتگران در دهات چیزی باقی نگذارده‌اند، نه بذر موجود است و نه کاه. دولت باید چهار هزار تن گندم به فارس فرستاده وسایل کشت و کار را فراهم کند تا از قحطی آینده فارس جلوگیری شود.(روزنامه داد، شماره 873، مورخه 8/8/25) رنگ و ماهیت حوادث جنوب بر همگان آشکار بود و قوام در تلگراف جوابیه خود به ناصرخان آن را «تأسی و تشبه به قضایای آذربایجان نامید. این نحوه برخورد با حوادث جنوب تصادفی نبود. قوام که با بهره‌جویی از پلیدترین نیرنگها و با استفاده از سیاست دفع‌الوقت آزادیخواهان را اغفال کرده و به دشمنان آزادی فرصت تجهیز و تشکل داده بود، اینک به همدستی دربار و کلیه مزدوران استعمار و ارتجاع می‌خواست از راه تقلیدی مبتذل، طغیان فارس را با نهضت آذربایجان تطبیق کند، تا بهانه‌ای برای سرکوبی آزادی در ایران به دست آورد... آیا نهضت آذربایجان که به دست دهقانان زجردیده علیه زور و فشار ژاندارم و مالک و برای منکوب ساختن دزدان و غارتگران برپا شده بود، با شورش سبعانه خانهای فارس- این جیره خواران استعمار و این جنایتکاران و متجاوزین به هستی و حیات مردم- قابل قیاس بود؟(ص396)
 روز 14/7/25 فرمان انتخابات دوره پانزدهم مجلس شورای ملی از طرف شاه صادر شد و نخست‌وزیر به وزارت کشور دستور داد که انتخابات باید تا شانزدهم آذرماه به پایان برسد و مدت اخذ رأی بیش از پنج روز نباشد.(ص398)
 ولی کاملترین توضیح را درباره حوادث جنوب، شخص ناصر قشقایی «سردار نهضت ملی فارس!» در مصاحبه با اسماعیل پور والی خبرنگار روزنامه ایران ما بیان داشت. هنگامی که خبرنگار از او پرسید: «غرض از حوادث اخیر فارس چه بود؟» وی چنین گفت: چون حکومت دموکرات آذربایجان به استقلال ایران آسیب بزرگی می‌رساند و کار به جایی رسید که مرکز نیز داشت به وسیله احزاب و فرق چپ و تندرو اداره می‌شد، با وجود احتمال هرگونه عیب‌جویی، دست به این نهضت زده شد و با اینکه همه می‌دانستند که نهضت جنوب پایه علمی و فرهنگی ندارد و قابل بقا و دوام نیست، به عنوان یک مانور سیاسی و حساس برلَهِ کشور از آن استفاده شد.(ص400)
 توطئه استعمارگران به همین جا خاتمه نپذیرفت. در کرمانشاه نیز قبادیان، نوکر سرشناس انگلستان، «نهضتی» علم کرده خواستار اختیاراتی شبیه اختیارات آذربایجان شد و رادیوی لندن، حتی قبل از آنکه خود قبادیان تقاضاهایش را به اطلاع دولت برساند، خبر تشکیل «اتحادیه کرمانشاه و ایلات غرب» به پیشوایی قبادیان را انتشار داد.(ص400)
 پس از صدور اعلامیه سرلشکر زاهدی وزراء حزب توده از حضور در جلسه هیئت دولت خودداری کردند و روز 25/7/25 عمر هفتاد و پنج روزه کابینه ائتلافی به سر رسید و آن کابینه سقوط کرد.(ص400)
 اقدام دولت قوام در شناسایی عصیان غارتگران جنوب به عنوان «نهضت ملی فارس»، مذاکرات نمایندگان تهران و هیئت نمایندگی آذربایجان را دچار بن‌بست نمود وآن هیئت بی‌آنکه نتایج قطعی بدست آورد، ناجار به ترک تهران شد (28/7/25).(ص402)
 طی یک سال حکومت ملی، متجاوزین به حقوق مردم به لانه‌های خود خزیدند و یا راهی تهران شدند، زیرا در آذربایجان میدان عمل نداشتند. حکومت ملی مردم را از دست غارتگران نجات داده برای‌ آنها آسایش زندگی فراهم ساخت. حکومت ملی و فرقه دموکرات آذربایجان از اتهاماتی نظیر قتل و غارت و جنایت مبری هستند. اما آنها اشتباهات جبران‌ناپذیری مرتکب شدند: آنها کورکورانه به دنبال سیاست خارجی افتادند و به اتکاء نیروهای خود برای آزاد ساختن سرتاسر ایران با دشمنان واقعی مردم به مبارزه نپرداختند. و بدین طریق به دشمنان آزادی مجال دادند تا علیه آزادی بپا خیزند و اهریمن ارتجاع را بر کشور ما مسلط سازند. در همان هنگام که مطبوعات ارتجاعی تهران علیه «جنایات و فجایع» فرقه دموکرات و حکومت ملی داد سخن می‌دادند فرستادگان تهران تنها به قتل و غارت و تجاوز بس نمی‌کردند، آنها برای به دست آوردن غنایم بیشتر علاوه برگشتن جیبهای کشته شدگان، حتی دندانهای طلای قربانیان خود را نیز با سبعیت و وقاحت تمام از دهانشان درمی‌آوردند.(صص410-409)
 حادثه زنجان فقط پیش‌درآمدی برای حمله به آذربایجان بود و قوام‌السلطنه با صدور اعلامیه اول آذر «درباره ترسیع انتخابات» هدفهای خود را روشن ساخته بود.(ص411)
 قوام‌السلطنه طی نامه ذیل از دکتر جاوید خواست که تسهیلات لازم را برای ورود قوای اعزامی به آذربایجان فارهم سازد: آقای دکتر جاوید استاندار آذربایجان... از قراری که از زنجان اطلاع می‌دهند در حدود قافلانکوه برای جلوگیری از قوای اعزامی سنگربندی شده و مانع رسیدن قوا به تبریز و سایر نقاط آذربایجان هستند. چون این اخبار در صورت صدق خلاف مصلحت و منافی مسئولیت دولت و موجب وقفه امر انتخابات است، لازم است تذکر دهم که اولاً اعزام قوا برای جنگ و مصادمه با اهالی آذربایجان نبوده و سلامت و سعادت برادران آذربایجانی را همیشه دولت منظور داشته است... انتظار من این است، با اطمینان کامل قوای اعزامی یعنی برادران ایرانی خود را پذیرفته توصیه اکید نمایید از هر نوع تولید اشکال جلوگیری شود تا هر چه زودتر امر انتخابات شروع و خاتمه یابد...(روزنامه داد،شماره896، مورخه 10/9/25). (ص412)
 قوام‌السلطنه تلگراف مشابهی هم به قاضی محمد فرستاد و قاضی محمد در پاسخ آن اعلام داشت که «انتخابات تحت نظارت انجمن ایالتی و بدون اعزام قوا انجام خواهد گرفت.»(روزنامه داد، شماره 895، مورخه8/9/25) آنچه قابل توجه است اینکه، در جنوب با وجود تسلط افراد مسلح قشقایی، بختیاری بویراحمدی، حیات‌داودی، و غیره بر شهرها و دهات، و عدم نفوذ دولت در آن نواحی، دولت قوام اعزام نیروی نظامی به آن قسمت از کشور را ضروری نمی‌شمرد، حال آنکه بنا به گفته مقامات رسمی لشکری، این عشایر جنوب بودند که در آنجا حکومت می‌کردند نه دولت مرکزی.(صص413-412)
 قوام‌السلطنه موذیانه موضوع اعزام نیرو به آذربایجان را با شروع انتخابات و فعالیتهای انتخاباتی درهم آمیخته و بجز رجاله‌های حزب دموکرات ایران که از هر نوع آزادی بهره‌مند بودند، از سایر احزاب و جمعیتها و کاندیداهای مستقل سلب آزادی نموده بود.(ص413)
 با وجود اینکه از امضای موافقت‌نامه خردادماه به بعد آذربایجان در حقیقت به خواب رفته و تعلیمات جنگی و دفاعی به دست فراموشی سپرده شده بود، علی‌هذا آذربایجان بسرعت حالت جنگی به خود می‌گرفت و نیروهای قزلباش و فداییان آماده نبرد می‌شدند.(ص414)
 از روزهای شانزدهم و هفدهم آذرماه مأمورین نظامی و سیاسی شوروی که در خدمت فرقه دموکرات آذربایجان بودند، آماده ترک ایران می‌شدند و همزمان با آن، سلاحهای سنگین نظیر توپ و خمپاره‌انداز نیز که از طرف دولت شوروی در اختیار قشون آذربایجان گذاشته شده بود، پس گرفته می‌شد. چنانچه در آخرین روزهای عمر حکومت ملی جز تفنگ و مسلسل و اسلحه کمری، اسلحه دیگری در آذربایجان باقی نماند. درست در همان روزی که قوام دستور حمله به آذربایجان را صادر کرد، مسئولین سیاسی شوروی رسماً به پیشه‌وری دستور دادند که نیروهای مسلح آذربایجان نباید در برابر نیروهای دولت مرکزی مقاومت کنند و پیشنهاد کردند که فقط عده انگشت‌شماری از سران فرقه به خاک شوروی پناهنده شوند. پیشه‌وری با ترک مقاومت و تسلیم در برابر نیروهای دولتی بشدت مخالف بود. ولی با کمال تأسف راهی را پیموده بود که در آن شرایط جز اطاعت دستور چاره‌ای نداشت. دکتر سلام‌الله جاوید و حاج علی شبستری با ترک مقاومت و تسلیم موافق بودند. و چون پیشه‌وری ناچار به ترک ایران بود، لذا در همان جلسه محمد بی‌ریا به سمت دبیرکل کمیته مرکزی فرقه انتخاب گردید.(ص420)
 بیست و یکم آذرماه محمد بی‌ریا اعلامیه زیر را از طرف کمیته مرکزی فرقه دموکرات آذربایجان صادر نمود: ...اینک نیروهای دولتی به دستور رئیس دولت آقای قوام‌السلطنه به آذربایجان می‌آیند. آذربایجان جزئی از ایران است، لذا با توجه به نقش مهمی که حسن جریان انتخابات در سرنوشت سیاسی مردم ایران دارد نظارت قوای دولتی در اینجا نیز باید عملی شود و به منظور خاتمه دادن به بلاتکلیفی در کشور و افتتاح مجلس شورای ملی، انتخابات هر چه زودتر انجام پذیرد.(ص421)
 همان روز دکتر جاوید و شبستری نیز تلگرافهای مشابهی مبنی بر اطاعت از دستور مرکز به شاه به قوام مخابره کردند.(ص422)
 در روزهای بیستم و بیست و یکم آذرماه عده‌ای از آزادیخواهان و سران فرقه که حاضر نبودند دست بسته تسلیم دشمن شوند، جهت کسب تکلیف به قلی‌اوف کنسول شوروی در تبریز مراجعه کردند.(ص422)
 و چون مسئولین سیاسی شوروی در تبریز اطلاع یافتند که ممکن است عده‌ای دست به عملیات پارتیزانی بزنند، از این اقدام جلوگیری کرده و به آنها اظهار داشتند: در آذربایجان نباید هیچ‌گونه برخورد نظامی پیش بیاید. چنانچه خود را در معرض خطر می‌بینید می‌توانید به خاک شوروی پناهنده شوید. به همین لحاظ برخلاف تصمیم اولیه، به جای عده‌ای انگشت‌شمار، ستونهای منظمی از سربازان و فداییان به خاک شوروی عقب‌نشینی کردند. چنان که در سال 1326 روزنامه‌های باکو تعداد پناهندگان آذربایجان را نزدیک به هفتاد هزار نفر نوشتند.(ص423)
 بدین ترتیب روز بیست و دوم آذرماه 1325 نیروهای دولتی بدون برخورد با مقاومتی وارد شهر تبریز گردیدند... ویلیام داگلاس قاضی آمریکایی که خود به آذربایجان رفته، رفتار ارتش شاهنشاهی را با مردم آذربایجان بدینسان بیان می‌کند: ...وقتی ارتش ایران به آذربایجان بازگشت، وحشت برپا نمود. سربازان قتل و غارت و تاراج به راه انداختند. آنها هر آنچه به دستشان می‌رسید و هر چه می‌خواستند تصاحب می‌کردند. رفتار سربازان اشغالگر روس بسیار برازنده‌تر از اعمال وحشیانه سربازان نجات‌بخش ارتش شاهنشاهی بود. به طوری که خاطره فوق‌العاده زشت و شومی در آذربایجان به جا گذاشت.(ص424)
 در حقیقت از آغاز هجوم آذرماه 1325، آذربایجان به یک صحنه طوفانی تبدیل یافت. میدانی که شقاوت، پستی، تنگ‌نظری و غلامی از یک طرف و دلیری، شهامت، علو نفس و آزادی از دگر سو به مقابله پرداخته بودند!(ص425)
 چرا نهضت آذربایجان با وجود آرزوی مردم سایر نقاط کشور در الحاق به آن، از مرزهای آذربایجان فراتر نرفت؟ زیرا در آن زمان سیاست شوروی به منظور اجتناب از درگیریهای سیاسی- بین‌المللی و جهت کسب امتیازات محدود چنین می‌خواست که نهضت آذربایجان به سایر نقاط ایران توسعه نیابد. لذا سران نهضت بنا به ملاحظات سیاسی بین‌المللی و برخلاف منافع ملت ایران و از آن جمله مردم آذربایجان، وظیفه اصلی فرقه دموکرات را «آزادی ملی مردم آذربایجان»(روزنامه آذربایجان، شماره 123، 22/11/24، از نطق پیشه‌وری در اداره نظام وظیفه) و سنگر اصلی مبارزه خود را «دفاه از زبان آذربایجانی» (روزنامه آذربایجان، شماره 290، 14/6/25) قرار دادند. و گفتند که اگر تهران راه ارتجاع و محو آزادی را در پیش گیرد، آذربایجان برای سرکوب ارتجاع و بسط آزادی در سراسر ایران اقدامی نخواهد کرد و «چنانچه حقه‌بازان تهران در اثر الهاماتی که از لندن کسب می‌کنند به محو آزادی ادامه دهند، ما مجبوریم یک گام فراتر نهاده از آنجا قطع رابطه کنیم...»(روزنامه آذربایجان، شماره 1، 14/6/24) زیرا «آذربایجان ترجیح می‌دهد به جای اینکه با بقیه ایران به شکل هندوستان اسیر درآید، برای خود ایرلند آزادی شود...»(روزنامه آذربایجان، شماره 8، مورخه 29/6/24) (ص429)
 اگر نهضت آذربایجان به جای دنباله‌روی از سیاست شوروی، آزادی تمام مردم ایران را خواستار می‌شد و عمومیترین شعارهای دموکراتیک را مطرح می‌ساخت، نه فقط اکثریت مردم کشور را به دنبال خود می‌کشاند بلکه امکان اتحاد و تجهیز به نیروهای ارتجاع نمی‌داد و حتی جلب کمک دولت آمریکا نیز برای آنها به این سادگی مقدور نمی‌گردید. اما پیشه‌وری که متفکرترین و داناترین رهبر فرقه بود وقتی به اشتباه خود پی برد که کار از کار گذشته و شرایط سیاسی داخلی و خارجی به سود ارتجاع و به زیان آزادی تغییر یافته بود. اینک نیروهای متفرق ارتجاع سازمان یافته و به پشتیبانی دولتهای آمریکا و انگلیس آماده حمله به آذربایجان می‌شدند. در حالی که قسمتی از نیروهای آزادی در اثر یورش ارتجاع سرکوب شده و پراکندگی و تردید در صفوف آزادیخواهان راه یافته بود.(ص430)
 میرجعفر باقر اوف رئیس‌جمهور آذربایجان شوروی، در جلسه‌ای که به افتخار رهبران فرقه دموکرات و افسران قشون آذربایجان تشکیل شده بود کم بها دادن به خصوصیات ملی آذربایجان و ناچیز شمردن اهمیت وحدت آذربایجان جنوبی و شمالی را اصلیترین علت شکست نهضت آذربایجان شمرد. اما پیشه‌وری در پاسخ باقراوف گفت: برخلاف نظر رفیق باقراوف، بزرگ‌ترین اشتباه ما عدم توجه به وحدت مبارزه مردم آذربایجان با مردم سایر نقاط ایران بود. نظری که بشدت مورد اعتراض باقراوف قرار گرفت و شاید هم به قیمت جان او تمام شد.(کتاب مسئله آذربایجان، نوشته پرویز همایون‌پور، متن فرانسه، چاپ لوزان، ص181). (ص431)
 دولت شوروی پس از توافق با دولت قوام و انعقاد موافقت‌نامه نفت شمال، دیگر روی آذربایجان حساب نمی‌کرد، بلکه به اصلاح روابط خود با دولت مرکزی و استفاده از دوره پانزدهم مجلس شورای ملی می‌اندیشید و به همین لحاظ طرفدار سازش و حل مسالمت‌آمیز مسئله آذربایجان بود. چنان که گذشت سادچیکف سفیر کبیر سفیر کبیر شوروی در ایران مشوق قوام و پیشه‌وری در سازش و عقد قرارداد بود و حتی در مذاکرات خصوصی آنها حاضر می‌شد. پس از انعقاد قرارداد بین تهران و تبریز، آذربایجان حل مسالمت‌آمیز اختلافات و پیروزی آسان را باور داشته و آرایش نظامی و آمادگی جنگی خود را به عنوان اصلیترین حربه در در اجرای موافقتنامه و نیل به پیروزی از دست داد.(ص431)
 تاریخ نشان داد که در پیکار مرگ و زندگی بین آزادی و ارتجاع کشور ما، نه فقط عمال استعمار قیافه کریه خود را از زیر پرده ریا و تزویر آشکار ساختند، متأسفانه دوست و همسایه بزرگ ما دولت اتحاد جماهیر شوروی نیز از پشتیبانی مادی و معنوی آزادیخواهان دریغ ورزید و دستور عقب‌نشینی به نیروهای خلق آذربایجان صادر نمود و حتی مبارزینی را که حاضر نبودند سنگرهای خود را ترک نموده دست بسته تسلیم دشمن شوند وادار به ترک مقاومت کرد.(ص432)
 دولت مرکزی پس از خاتمه کار آذربایجان، دکتر جاوید شبستری را به تهران برد و تحت نظر قرار داد و بعداز گذشت یک و نیم سال آنان را به دادگاه زمان جنگ کشانید... لکن این محکومیت در مورد آنان اجرا نشد زیرا آنها به دلایلی که در متن فرمان همایونی مذکور است، شامل عفو ملوکانه گردیدند.(صص434-433)

8. اوضاع ایران پس از شکست نهضت آذربایجان
 در چنین شرایطی کمیته مرکزی نتوانست در برابر اعتراضات و انتقادات اعضای حزب ایستادگی کرده و جوابگوی آنها شود. لذا شورایی مرکب از اعضاء کمیته مرکزی، کمیسیون تفتیش مرکزی، سه نفر از کمیته ایالتی تهران و دو نفر از کمیسیون تفتیش ایالتی تهران دعوت شدند تا از میان خود هیئت اجراییه موقت حزب توده ایران را انتخاب نمایند. این هیئت که از اشخاص ذیل تشکیل می‌گردید: دکتر رضا رادمنش، دکتر فریدون کشاورز، دکتر مرتضی یزدی، دکتر محمد بهرامی، عبدالحسین نوشین، احسان طبری، احمد قاسمی، دکتر نورالدین کیانوری، دکتر غلامحسین فروتن، محمود بقراطی و خلیل ملکی به جای کمیته مرکزی اداره امور حزب و تدارک دومین کنگره حزبی را به عهده گرفت. (ص438)
 هیئت اجراییه موقت با انصراف از قسمت اعظم خواسته‌های قبلی حزب و با تنزل به مقام یک حزب بورژوا- لیبرال به عقب‌نشینی بزرگی دست زد.(ص443)
 گروه خلیل ملکی نیز در حالی که به ظاهر منادی «حفظ وحدت تشکیلات و جلوگیری از انشعاب در حزب بودند» در خفا به فراکسیونیسم داخل حزبی دامن می‌زد تا بلکه از این طریق اکثریت مقامات و مسئولیتهای حزبی را به دست آورده سازمان حزب توده ایران را تماماً تحت نفوذ خود قرار دهد. این مقصود با تشکیل سومین کنفرانس ایالتی حزب توده ایران در تهران آشکار گردید.(ص444)
 اکثریت یافتن مخالفین هیئت اجراییه در کمیته ایالتی تهران و آشکار شدن فعالیت فراکسیونی آنها در داخل حزب هیئت اجراییه را وادار ساخت که بلافاصله جلسات بحث و انتقاد تشکیل داده جریانات داخل حزبی را به تمام اعضای حزب تشریح نماید. و چون فعالیت مخالفین برای دعوت فوری کنگره به امید در دست گرفتن اکثریت کمیته مرکزی منجر به شکست گردید لذا آنها روز 13/10/26 با انتشار اعلامیه‌ای انشعاب خود را از حزب توده ایران و تشکیل جمعیتی به نام «جمعیت سوسیالیست توده ایران» را اعلام داشتند.(صص445-444)
 انشعاب در حزب توده ایران و ایجاد تفرقه بین عناصر آزادیخواه و مترقی هنگامی که این حزب استوارترین سنگر مبارزه ملت ایران علیه ارتجاع و استعمار بوده و تعداد کثیری از مبارزین راستین راه آزادی ملت را دربر گرفته بود، در لحظاتی که صفوف حزب بیش از هر موقعی احتیاج به وحدت و صمیمیت داشت- خواه با سوءنیت خواه با حسن نیت، عمل نادرست و زیانبخشی بود.(ص447)
 رادیوی مسکو در برنامه عصر روز 27/10/27 خود عمل انشعاب کنندگان را تقبیح کرد و چون انشعابیون از طرفی نتوانستند عده قابل توجهی از اعضای حزب را با خود همآواز سازند و از طرف دیگر مورد طعن و لعن اردوگاه سوسیالیسم قرار گرفتند، لذا با انتشار اعلامیه‌ای که مفهومی جز اقرار به اشتباه و شکست نداشت انحلال «جمعیت سوسیالیست توده ایران» را اعلام داشتند.(ص448)
 قوام‌السلطنه که با صحنه‌سازیهای سالوسانه و حملات وحشیانه به سازمانها، مطبوعات و افراد آزادیخواه وارد میدان انتخابات گردیده بود سعی می‌کرد که اکثریت کرسیهای مجلس شورای ملی را به کاندیداهای حزب دموکرات ایران اختصاص دهد تا بتواند به اتکای اکثریت نمایندگان مجلس و حمایت علنی دولت آمریکا مخالفت آزادیخواهان، محافل انگلیسی و دربار را خنثی نموده در مقام نخست‌وزیری ابقا شود. لکن با وجود اختناق شدیدی که بر سراسر کشور حکمفرما بود مخالفین نیز بیکار نبودند.(ص450)
 سپس دکتر مصدق در صحن مسجد شاه در برابر یک جمعیت چند هزار نفری نطقی ایراد نموده ملت ایران را به خطرات انتخاباتی که دولت قوام در نظر داشت انجام دهد آگاه ساخت. و چون عدم آزادی انتخابات مورد اعتراض اکثریت مردم ایران بود لذا روز 22/10/25 عده زیادی از نمایندگان طبقات مختلف از آن جمله دکتر مصدق به دربار رفته به عنوان اعتراض به عدم آزادی انتخابات در آنجا متحصن شدند.(ص451)
 اما تیپ انگلیسی هیئت حاکمه که مدتها سکوت را حفظ کرده و همه ابتکارات را به دسته آمریکایی سپرده بود چون دیگر قدرت ملت را در میدان نمی‌دید، برای کسب مجدد سنگرهای از دست رفته به تکاپو افتاده بود. لیکن حریف آمریکایی حاضر نبود که به مواضع سابق خود برگردد. انتخابات آذربایجان که «تأمین آزادی» آن دستاویزی برای سرکوب نهضت آذربایجان بود مفتضحتر و رسواتر از تمام نقاط ایران برگزار شد. روزنامه‌های فریاد و شاهین که در تبریز منتشر می‌شدند، انتخابات آذربایجان را چنین توصیف کرده‌اند: ...در بورس وکالت نرخ رأی تا 50 ریال بالا رفته و با عرضه کم و تقاضای زیاد که اینک حکمفرماست ترقی بیشتری پیش‌بینی می‌شود. کسانی که سرکیسه را شل نموده و به تفاوت از 10 الی 100 هزار تومان برای ابتیاع کرسیهای بهارستان وقف نموده‌اند، چگونه می‌توانند صالح باشند و اتومبیلهای باری که مانند درشگه‌های جنازه‌کش برای حمل موکل به دهات و قصبات می‌فرستند چطور ممکن است با رضا تلقی نمود؟(روزنامه مردم، شماره 69، مورخه 21/1/26، بررسی جراید نقل از روزنامه فریاد و روزنامه شاهین). (ص452)
 خبرنگار روزنامه ایران ما (ارس) می‌پرسد: «خواهشمند است نظر خود را درباره انتخابات دوره پانزدهم مجلس اظهار دارید.» دل و قلوه فروش دوره گرد خیابان نادری: من آزاد و غیرآزاد را نمی‌دانم. این قدر می‌دانم که روز اول تا شناسنامه‌مان را نگرفتند، به ما دل و قلوه ندادند. ولی من خودم رای ندادم. یک رفتگر خیابان بهارستان: من عقیده مقیده نمی‌دانم مرا روز چهارشنبه سوار کامیون کردند و با دیگران بردند و رأی‌ها را توی صندوق انداختیم. ولی اگر دست خودم بود دلم می‌خواست به دکتر مصدق رأی می‌دادم. بقال خیابان اسلامبول: خواهش می‌کنم جواز کسب ما را به خطر نیندازید. بنده چیزی نمی‌دانم. قصاب خیابان نادری: آقا من داخل هیچ حزبی نیستم و از کوچکی که پدرم مرده صبح می‌آیم دکان، غروب می‌روم. ولی همین قدر می‌دانم تا شناسنامه ما را نگرفتند در قصابخانه گوشت ما را داغ نزدند یک نفر دانشجو: در اینکه این انتخابات برخلاف قانون و فرمایشی است شکی نیست.(روزنامه ارس به جای ایران ما، شماره 16، مورخه 29/1/25، نظریات مردم در مورد انتخابات دوره پانزدهم). (ص453)
 در هر حال مجلس پانزدهم روز 25/4/26 پس از یک سال و چهار ماه فترت افتتاح شد و چون مجلس وظیفه خطیر تعیین تکلیف موافقتنامه نفت ایران و شوروی را به عهده داشت و این کار می‌بایست به دست خود قوام فیصله یابد لذا توافق زودگذری بین عوامل آمریکا و انگلستان به عمل آمد تا قوام آخرین مأموریت خود را انجام دهد. (ص453)
 دولت آمریکا که بتدریج دامنه نفوذ خود را در خاورمیانه بسط داده و مواضع مهمی در آن ناحیه به دست آورده بود(روزنامه تریبون دوناسیون، استفاده نفتی آمریکا از خاورمیانه، نقل از روزنامه ایران ما، شماره 1064، مورخه 23/4/27) به قول فرستال وزیر دفاع وقت آمریکا که گفت: «برای آسایش و امنیت آمریکا ناچاریم به نفت خاورمیانه دست یابیم»(روزنامه قیام ایران، شماره223، مورخه 8/9/26) در صدد تصرف منابع نفتی بزرگ و پرنعمت خاورمیانه بود. لذا به هیچ وجه نمی‌خواست که دولت شوروی در استخراج نفت ایران شرکت ورزد. زیرا آن را خطر بزرگی به منافع اقتصادی و نظامی خود تلقی می‌کرد. بدیهی است در این مورد سیاست انگلستان نیز با سیاست آمریکا هماهنگی کامل داشت.(صص454-453)
 با وجود اینکه قرار بود عصر روز 28/7/26 «جلسه علنی مجلس تشکیل شود و حتی رئیس مجلس دستور داده بود که هیچ یک از نمایندگان حق ندارند جلسه را ترک گویند... و با وجود اینکه متجاوز از صد نفر در مجلس حاضر بودند نمایندگان اکثریت مانع تشکیل جلسه شده مجلس را به هم زدند.»(روزنامه داد، شماره 1077، مورخه 29/7/26) علت واقعی اینکه آن روز جلسه علنی مجلس تشکیل نگردید و قوام حاضر به دادن گزارش نشد این بود که همان روز جرج آلن که به ترکیه رفته بود، در ساعت 5/4 بعدازظهر وارد تهران گردید و بلافاصله از قوام تقاضای ملاقات فوری کرد. قوام که علناً خود را فرمانبردار سیاست آمریکا نشان می‌داد با آنکه مقرر بود که وی جهت دادن گزارش در مجلس حاضر شود بر اثر اصرار آلن از حضور در مجلس منصرف شده سفیر کبیر آمریکا را ملاقات نمود. این ملاقات از ساعت 5/5 بعدازظهر تا پاسی از شب گذشته ادامه یافت. اثرات این ملاقات به صورت تغییر بند سوم و چهارم ماده واحده پیشنهادی نمایندگان اکثریت ظاهر گردید.(روزنامه قیام ایران، شماره 205، مورخه 29/7/26 و روزنامه داد، شماره 1077، مورخه 29/7/26) بدین ترتیب در اثر دخالت مستقیم دولت آمریکا بند چهارم ماده واحده که مربوط به استرداد بحرین بود کلاً حذف گردید. زیرا اولاً نفت بحرین به وسیله شرکتی به نام «بحرین پترول» مرکب از دو شرکت آمریکایی «استاندارد اویل کالیفرنیا» و «تکزاس اویل» استخراج می‌شد. ثانیاً وقتی که «دولت آمریکا از دولت انگلیس خواسته بود که 45% تولید نفت جنوب ایران را به آن دولت بدهد دولت انگلیس حاضر به قبول این پیشنهاد نشده ولی قبول کرده بود که مالکیت بحرین را به دولت آمریکا واگذار کند.»(روزنامه ایران ما، شماره 1064، مورخه 23/4/27، نقل از روزنامه تریبون دوناسیون). (ص457)
 پس از فراغت از موضوع موافقتنامه نفت ایران و شوروی، سیاست انگلستان که به خاطر حل مسائل خطیری نظیر مسئله آذربایجان، تخلیه ایران و موافقتنامه نفت شمال- بنا به اقتضای زمان- موقتاً تمکین کرده و میدان را برای فعالیت دولت آمریکا آزاد گذاشته بود، مخالفت علنی خود را با سیاست آمریکا در ایران آشکار ساخته جهت کسب مواضع از دست رفته و تحکیم موقعیت متزلزل خود به حمله متقابل پرداخت. این مخالفت قبل از همه به صورت مبارزه علیه دولت قوام تظاهر نمود و همزمان با آن به حزب دموکرات ایران نیز موریانه افتاد. رهبران حزب به جان هم افتادند و دسته‌بندیها آغاز گردید.(ص459)
 قوام برای حفظ مقام نخست‌وزیری با سماجت خاصی ایستادگی نمود. لکن تلاش وی بی‌نتیجه ماند و دولت او پس از بیست و دو ماه در تاریخ 18/9/26 سقوط کرد.(ص459)
 متن موافقتنامه نظامی ایران و آمریکا را که در دفتر سازمان ملل متفق به ثبت رسیده... این پیمان به اطلاع سازمان ملل رسانده شده ولی مجلس ایران از آن اطلاعی ندارد.»(روزنامه ایران ما، شماره 905، مورخه 3/10/26) موادی از آن قرارداد را ذیلاً می‌آوریم: ماده اول- هدف این میسیون عبارت از همکاری با وزارت جنگ ایران و با افراد ارتش ایران به منظور بالا بردن استعداد جنگی ارتش ایران است. ماده هشتم- کارهای اساسی ستاد ارتش و کلیه شعبات وزارت جنگ در تهران و شعبات صحرایی آن به استثنای نقشه‌های تاکتیکی و استراتژیکی و یا عملیات برضد دشمن خارجی- که مربوط به وظایف میسیون نیست- جزو وظایف مذکور می‌باشد. ماده 10- هر یک از اعضای میسیون با همان درجه‌ای در میسیون خدمت خواهد کرد که در ارتش ممالک متحده دارا می‌باشد. لیکن نسبت به تمام افسران ارتش ایران که دارای همان درجه باشند حق ارشدیت خواهد داشت. ماده 12- رئیس میسیون و بنا به فرمان وی سایر اعضای میسیون برای اجرای صحیح وظایف خود مکلف و مختارند هر یک از ادارات نظامی ارتش ایران را بازدید نموده بازرسی به عمل آورند و افسرانی که در رأس این ادارات قرار دارند باید به چنین بازرسی مساعدت نمایند و نقشه‌ها، اسناد، گزارشات و مکاتباتی که هنگام بازرسی مورد نیاز باشد در اختیار آنان بگذارند. ماده 24- در مدت اعتبار این موافقتنامه و یا در صورت تمدید آن دولت ایران هیچ شخصی را که در خدمت دولت خارجی دیگر باشد برای انجام وظایفی که ارتباط با ارتش ایران دارد به خدمت قبول نخواهد کرد مگر با موافقت دو کشور آمریکا و ایران.(ص460)
 همین که قوام‌السلطنه سقوط کرد ابراهیم حکیمی، دوست دیرین انگلستان به نخست‌وزیری رسید... با رسیدن حکیمی به نخست‌وزیری و آمدن ایدن وزیر خارجه انگلیس به ایران- که پس از سقوط قوام انجام گرفت- محیط سیاسی ایران به نفع انگلستان تغییر یافت... روزنامه تریبون دوناسیون اوضاع سیاسی ایران را در آن زمان چنین شرح داده است: اکنون وضعیت مبهمی در ایران حکمفرما است. مسافرت ایدن را به ایران برخلاف آنچه به نظر می‌رسید، نمی‌توان عادی تلقی کرد. آخرین قسمت این حوادث اسرارآمیز در آمریکا جریان دارد. اخیراً در واشنگتن نمایندگان انگلیسی و آمریکایی برای مذاکره در باب منافع نفتی دو کشور در خاورمیانه و خاور نزدیک ملاقات کرده‌اند. ضمن این مذاکرات سفیر کبیر بریتانیا در واشنگتن اصرار کرده است که روش مشترکی در مقابل حکومت تهران اتخاذ کنند و از هرگونه اقدامات فردی که محرک مذاکرات در مورد امتیازات کمپانی نفت انگلیس و ایران باشد خودداری شود. سفیر کبیر انگلیس اظهار کرده است که امتیازات نفت ایران سالیانه 19 میلیون تن نفت مورد احتیاج انگلستان را تأمین می‌کند به طوری که حکومت بریتانیا هیچ‌گونه تجدید نظری را نمی‌تواند در این عهدنامه قبول کند. مع‌ذلک چنین استنباط می‌شود که سفیر کبیر آمریکا در تهران، به حکومت تهران توصیه کرده است که اقدامات خاصی برای تجدید نظر در امتیاز اتخاذ نماید. همچنین اظهار کرده است که دولت آمریکا حاضر است سهام انگلستان را در شرکت نفت خریداری کند. ...منظور حقیقی مسافرت ایدن شاید برای این بوده است که از این عملیات که نتیجه آن حذف منافع انگلستان در امتیازات نفتی ایران است جلوگیری کند.(روزنامه نبرد امروز، ارگان موقتی حزب ایران، شماره 29، دوره سوم، مورخه 18/11/26، به نقل از تریبون دوناسیون) رقابت آمریکا و انگلیس در ایران به سازمانهای ارتشی نیز کشانده شد و سرلشکر رزم‌آرا که نبض ارتش را به دست داشت جانب انگلستان را گرفت.(صص462-461)
 محمدرضاشاه روز بیست و پنجم شهریورماه سال 1320 در محیطی آکنده از نفرت و انزجار عمومی نسبت به حکومت غدّار و تبهکار رضاشاه و در میان ناله و نفرین ستمدیدگان و سوگوارانی که عزیزان خود را درسیه‌چالها از دست داده بودند، برتخت سلطنت نشست. از همان اوان وی یک آرزو بیش نداشت و آن حفظ و استحکام پایه‌های لرزان سلطنت و حکومتش بود. آرزویی که در تمام دوران سلطنتش هدف و مقصود غایی او بوده و هست. وی برای رسیدن به این آرزو از هیچ کاری رو گردان نبوده و نیست: براحتی حلقه بردگی هر قدرت خارجی را که دوام سلطنت و حکومت مطلقه‌اش را تضمین نماید، گردن می‌نهد و برای جلب حمایت استعمارگران آنان را در غارت ثروت ملی کشور ما آزاد می‌گذارد. از هر حزب و دسته و فردی که دارای اراده و شخصیت مستقلی باشد- اعم از اینکه این اراده و شخصیت در جهت دفاع از منابع مردم ایران و یا تأمین خواسته‌های استعمارگران به کار رود- به عنوان دشمن بالقوه تاج و تخت خود بیمناک است. جز چاپلوسان و نوکرصفتان هیچ انسان ارجمند و شریف کشور ما را در بارگاه کبریایی او راهی نیست.(ص464)
 اشغال کشور به وسیله نیروهای نظامی متفقین، سقوط و فرار «قائد عظیم‌الشأن!» و برقراری آزادیهای نسبی در کشور ما قدرت دفاع از دوران رضاشاه و استقرار مجدد دیکتاتوری را از چاپلوسترین عمال رضاشاه و نوکران استعمار سلب کرده بود. لذا محمدرضاشاه در همان روزی که به سلطنت رسید قول داد که «وظایف خود را مطابق قانون و وجدان انجام دهد و متعدیان به حقوق افراد را به کیفر رساند.» او ملاک غصبی رضاشاه را به دولت واگذار کرد تا به صاحبانش مسترد دارد و اندکی از ثمره غارتگریهای رضاشاه را به عنوان «عطیه ملوکانه!» در اختیار مردم قرار داد.(ص465)
 پس از سقوط قوام محمدرضاشاه به سوی قدرت برتر آمریکا گرایید و از پشتیبانی آن دولت بهره‌مند شد. اما این امر موجبات عدم رضایت دولت انگلیس را فراهم ساخت. لذا ایدن وزیر خارجه انگلیس برای تحکیم موقع متزلزل سیاست انگلستان به تهران آمد و مصاحبه‌ای طولانی با محمدرضاشاه به عمل آورده وی را از طرف پادشاه انگلستان به لندن دعوت نمود. ولی به علت تردید شاه در پذیرفتن این دعوت اعلامیه مسافرت فقط سه روز قبل از حرکت (روز 23/4/27) انتشار یافت.(ص466)
 در اوایل سال 1327 بنا به دعوت سیدمحمدباقر حجازی همکاری نزدیک سیدضیاءالدین عده‌ای از مدیران جراید در هتل ریتس گرد آمده شالوده جبهه مطبوعات ضددیکتاتوری را ریختند. جراید وابسته به سیاست انگلیس از این جبهه به عنوان اهرمی جهت فشار به محمدرضاشاه استفاده کردند و حزب توده ایران نیز که از هر جهت مورد حمله و تهدید قرار گرفته بود به منظور مخالفت اصولی با ظهور دیکتاتوری و حفظ مقررات قانون اساسی در آن جبهه شرکت نمود. در میان عشایر جنوب و شیوخ خوزستان نیز تظاهرات ضد درباری مشاهده شد تا بالاخره محمدرضاشاه از ترس «تزلزل ارکان سلطنت» تصمیم گرفت که با قبول دعوت پادشاه انگلستان به لندن رفته رنجیدگیها و کدورتها را مرتفع سازد.(ص466)
 نتیجه‌ای که دولت انگلستان از این مسافرت منظور داشت عبارت بود از تحکیم پایه‌های متزلزل امپریالیسم انگلستان در ایران از راه: 1.تثبیت موقعیت شرکت نفت انگلیس و ایران با تغییرات جزئی در شرایط امتیاز. 2.ادامه کار بانک شاهی پس از انقضای مدت امتیاز آن. 3.محدود ساختن نفوذ و امتیازات دولت آمریکا در ایران. 4.انجام اصلاحات صوری در کشور جهت بستن دهان مردم و یا به قول شاه «تحول از بالا». 5.تحکیم سیاست مبارزه با رشد دموکراسی و آزادی و نفوذ شوروی. اما ثمراتی که محمدرضاشاه از این مسافرت می‌خواست عبارت بودند از: جلب موافقت دولت انگلیس با استقرار حکومت فردی او از راه سرکوب آزادی و آزادیخواهان و تغییر قانون اساسی به نفع سلطنت. در این باره مطبوعات داخلی و خارجی توضیحات ذیل را دادند: اعلیحضرت همایونی میل دارند اختیاراتی وسیع داشته باشند و در اطراف تحصیل این قبیل اختیارات مذاکراتی با اشخاص مختلف به عمل آمده چون با این وکلا به دست آوردن اختیارات دشوار می‌باشد در پیرامون ایجاد مجلس مؤسسان هم گفتگو شده ولی تأسیس چنین مجلسی خالی از اشکال بلکه خطر نمی‌باشد.(خواندنیها، شماره 374، به نقل از روزنامه اقدام) ...تشکیلات پارلمانی دست و پای شاه ایران را بکلی بسته است و خود او هم اخیراً گوشه‌ای به این موضوع زده گفت: من در کشور خودم شاهم و شخص اول مملکت و با این همه از تمام مردان دیگری که در روی کره‌زمین زندگی می‌کنند کمتر اقتدار دارم، دلم می‌خواهد که اقلاً نصف قدرتی را که پادشاه سوئد دارد داشته باشم.(روزنامه ایران ما، شماره 1082، مورخه 18/5/27، نقل از مجله نیوز ریویو). (صص468-467)
 به علاوه بنا به نوشته تریبون دوناسیون «در لندن راجع به دارایی پدر شاه که در بانک انگلستان توقیف شده است نیز گفتگو بود. انگلیسیها موافقت کردند که مخفیانه قسمتی از این دارایی از توقیف خارج شود و در عوض امتیاز بانک شاهنشاهی در ایران تجدید گردد. زیرا برای شرکت نفت انگلیس و ایران مشکل است بدون وجود یک بانک انگلیسی که از وی حمایت کند به کار خود ادامه دهد. از طرف دیگر انگلیسیها موافقند به شاه کمک کنند تا به وسیله ثروتش بتواند دوباره رژیم گذشته را برقرار کند و برای این کار رد کردن دارایی پدرش به او بهترین وسیله است. به همین منظور است که شاه باید به سوئیس مسافرت کند (زیرا مقداری از آن ثروت «پدری» در سوئیس می‌باشد) اینهاست علت مسافرت اعلیحضرت به اروپا...»(روزنامه قیام ایران به نقل از تریبون دوناسیون-مردم، شماره412، مورخه 26/5/27، بررسی جراید).(ص468)
 همان روزنامه فرانسوی در توضیح نتایج مسافرت شاه به انگلستان نوشت: ...مسلم است که آنچه را شاه راجع به خودش و برادرش علیرضا(در آن زمان شاهپور علیرضا نامزد مقام ولایتعهدی بود) آرزو می‌کرد از لندن به دست آورده است. اما در عوض چه داده است؟ نفت! بدون شک نفت وسیله این مبادله بوده است. ایران بکلی استقلال خود را در برابر انگلستان از دست داده است و دچار وضعی خواهد شد که در سال 1919 گرفتار آن بوده است. آنچه به وسیله قرارداد ننگین 1919 عمل نشد عمل می‌شود بدون اینکه احتیاجی به هیچ‌گونه قراردادی باشد!(قیام ایران به نقل از تریبون دوناسیون، روزنامه مردم شماره 411، مورخه 25/5/27، بررسی جراید). (ص468)
 شاه از مدتها قبل خواستار تشکیل مجلس سنا بود تا در برابر مجلس شورای ملی وسیله‌ای برای اعمال قدرت و نفوذ خود داشته باشد. چنان که قوام به منظور جلب رضایت شاه ضمن دفاع از برنامه دولت خود در مهرماه سال 1326 گویا برای «استحکام مبانی مشروطیت» از تشکیل مجلس سنا که یکی از بقایای شوم استبداد و دژی بود که نمایندگان طبقات ستمگر و عوامل ارتجاع و استعمار پس از فرار از برابر طوفان انقلاب به آن پناه برده و پرچم قانون برافراشته بودند، سخن به میان آورده گفت: ...نه تنها دولت به نقض قانون اساسی مبادرت نکرده بلکه برای اجرای کلیه مواد آن در نظر است لایحه تشکیل مجلس سنا به مجلس شورای ملی تقدیم شود. به این ترتیب ارکان مشروطیت ایران قویم گردد و این نقص که از لحاظ پارلمانی متوجه دموکراسی ایران بوده برطرف شود...!(روزنامه رزم، شماره مخصوص 6، مورخه 15/7/27، سرمقاله).(ص468)
 حال آنکه قانون اساسی مجلس شورای ملی را بدون مجلس سنا صاحب قدرت قانونی دانسته و تشکیل مجلس سنا را ضروری نشناخته است. بدیهی است مجلسی که در انتخاب نصف نمایندگان آن ابداً خواست و اراده ملت منظور نشود و نصف دیگر نیز تحت شرایطی انتخاب شوند که جز افراد طبقات ممتاز و خدمتگزاران وفادار دستگاه حاکمه کسی را به آن راهی نباشد چگونه به استقرار دموکراسی و حکومت ملی می‌تواند کمک کند.(صص469-468)
 بدین ترتیب شاه پس از کسب حمایت دولت انگلیس و اطمینان از برطرف شدن «تزلزلی که در ارکان تاج و تخت سلطنت راه یافته بود» به ایران بازگشت و در ذکر نتایج مسافرت خود خطاب به نمایندگان مجلس چنین گفت: ...در این کشور باید به یک تحولی که از بالا شروع شود دست بزنیم و اگر نکنیم ممکن است به یک تحول از پایین دچار شویم...(مجموعه نطقها و پیامهای شاهنشاه، جلد 2، ص1120). (صص470-469)
 ولی با وجود توافق در لندن مطبوعات وابسته به طرفداران سیاست انگلیس در ایران پس از بازگشت شاه فشار خود را به صورت «یادآوری مداومی» به دربار ادامه دادند. دولت هژیر که قبل از مسافرت شاه به لندن به جای دولت حکیمی نشست و تنها در اثر اصرار و پافشاری دربار توانست به کار خود ادامه دهد... (هژیر بنا به وظایفی که در دوره رضاشاه به عهده داشت می‌دانست که شاه سابق در چه بانکهایی پول دارد، چه سهامی در اختیار دارد، رموز بانکی و حسابهای او چیست و چگونه باید عمل شود. لذا همیشه مورد علاقه دربار بود.). (ص470)
 دولت آمریکا که پس از بازگشت شاه از لندن موضع سیاسی خود را در ایران متزلزل می‌دید ضمن مخالفت با نقشه‌های دربار از پرداخت وام به وسیله بانک بین‌المللی جهت اجرای برنامه هفت ساله نیز جلوگیری می‌نمود. لذا شاه برادر خود شاهپور علیرضا را که ریاست عالیه سازمان برنامه را به عهده داشت با یک پیام خصوصی به واشنگتن فرستاد و یک روز پس از ورود وی به واشنگتن (24/9/27) قرارداد استخدام 56 نفر مستشار برای اجرای برنامه هفت ساله به تصویب دولت آمریکا رسید. مقارن همین ایام جرج آلن معاون وزارت خارجه آمریکا وارد تهران شد (روز 22/9/27) و بدون مراعات تشریفات معمول یکی دو ساعت بعد به ملاقات شاه رفت و پیام محرمانه ترومن را به وی ابلاغ نمود.(ص471)         ادامه دارد ... 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات