به علت حجم زیاد بولتن و لزوم مناسب نمودن آن برای مطالعه در فضای مجازی، این متن در پایگاه بصیرت در سه بخش منتشر میشود. (بخش دوم)
مرداد 1363
دوشنبه 1 مرداد 1363: ...آقای خامنهای هم آمدند. با هم خدمت امام رفتیم. وضع جبهه و نظرات فرماندهان را در مورد عملیات آینده گزارش دادیم. از ایشان نظر خواستیم. نظر ایشان این بود که به فرماندهان اجرا کننده [عملیات] زیاد فشار نیاوریم که برخلاف نظرشان، مجبور به اقدام شوند. با آنها مذاکره کنیم؛ یا قانع شوند و یا قانع شویم. با این نظر امام، فشار روی من هم کم میشود. با آقای خامنهای هم در مورد ممنوع کردن رزمشبانه در اطراف تهران- که شبها باعث ناراحتی مردم میشود- صحبت شد. همچنین برای اقدام در مورد پیشنهادی که آقای [محسن] نوربخش آورده، که با دادن یک تانک پیشرفته [روسی] به انگلیسیها، نیازمندیهای صعبالحصول را بگیریم؛ قرار شد آقای خامنهای لیست را تهیه کنند... حزباللهیها دیروز و امروز در تهران علیه خانمهائی که حجاب را مراعات نمیکنند، تظاهرات کردهاند. درگیریهائی هم به وجود آمده است. دو سه نفر از پاسداران من هم در این تظاهرات شرکت کرده بودند و از اینکه از مأموران کمیته [انقلاب اسلامی]، کتک هم خورده بودند، گله میکردند؛ بعضیها نگران هرج و مرج بودند.(صص204-203)
سهشنبه 2 مرداد 1363: در جلسه علنی مجلس، طرح دو فوریتی اصلاح آئیننامه [داخلی مجلس] مطرح بود. درباره کیفیت انجام رأی اعتماد به دولت، جوسازی کرده بودند که طرح به ضرر مجلس است و رد شد. رد طرح، مایه خوشحالی سنتیها و شورای نگهبان شد. طرحی که آنها داده بودند در دستور مجلس قرار گرفت... هیأت رئیسه [مجلس] هم جلسه داشت. مطلب مهمی نداشتیم. بعضی از نمایندگان در این دوره به ماشین پیکان قانع نیستند و ماشین بنز یا تویوتا میخواهند. وضع روحیهها خیلی فرق کرده است؛ حدود صدنفر [در این مورد] نامه نوشتهاند... آقای [اسدالله] لاجوردی و همکارانش [در دادستانی انقلاب تهران] آمدند؛ از فشار شورای عالی قضائی برای تضعیف او، برای آزاد کردن زندانیان گروهکها گله داشت و کمک میخواست. در مورد محاکمه بعضی از متهمان در رابطه با پرونده [انفجار در دفتر] نخستوزیری مشورت کرد. گفتم امام [رسیدگی به این پرونده را] به [به آقای یوسف صانعی] دادستان کل کشور محول کردهاند.(صص205-204)
چهارشنبه 3 مرداد 1363: ...عصر، آقای صیاد [شیرازی] و آقای [محسن] رضائی آمدند؛ نتیجه مذاکرات و مشاورات [درباره انجام عملیات] را آوردند. پیشرفت مهمی در تصمیمات لازمه مشاهده نشد و آقای رضائی، رسماً مخالفت خود را با اجرای طرح والفجر 8 اعلان نمود؛ ضمن آمادگی نشان دادن برای اجرای دستور، تاکنون تظاهر به مخالفت نداشتند. شب، مهمان احمدآقا بودیم. آقایان [علی اکبر] ولایتی، [موسوی]، اردبیلی، [آیتالله] خامنهای و [میرحسین] موسوی بودند. امام هم در این جلسه شرکت کردند؛ حالشان خوب است. درباره تظاهرات حزبالله علیه بیحجابی بحث شد. بعضی فکر میکنند، کار خوبی شده است و انجام این تظاهرات تهدیدی برای بیحجابها بوده است، ضمن اینکه وزارت کشور هم موضع قانونی گرفته است... با احمدآقا در مورد مفید بودن ملاقات نمایندگان مخالف دولت با امام- که [نمایندگان مخالف] خودشان تقاضا دارند- صحبت کردم؛ قرار شد از امام اجازه بگیرد.(صص207-205)
پنجشنبه 4 مرداد 1363: ...گزارشها را خواندم. مسئله مهم مربوط به ما، کشف یک گروه ایرانی مسلح در [مادرید پایتخت] اسپانیا است، که به ادعای اسپانیاییها، قصد ربودن هواپیمای سعودی را داشتهاند؛ هیاهوی زیادی راه انداختهاند... ظهر، آقای [کمال] نیکروش به دفتر آمد و اصرار زیادی برای لزوم تعویض دولت، به خاطر ضعف مدیریت آن داشت؛ ولی جانشینی غیر از من و آقای مهدویکنی برای آن در نظر نداشت که [ما این کار را] صلاح نمیدانیم... ساعت پنج، جلسهای با حضور فرماندهان لشکرهای عمل کننده عملیات آینده و مسئولان قرارگاهها داشتیم. دو سه نفر، موافق و اکثریت مخالف طرح بودند. [آیتالله خامنهای] رئیس جمهور که قرار بود در جلسه باشد، شرکت نداشتند. هدف جلسه، مشورت بیشتر برای قانع شدن یک طرف [موافق یا مخالف طرح] بود. مخالفان بیشتر بر روی مشکل [عدم وجود] مدارک [از نیروهای عراقی] و عبور [از آب] و عدم آشنائی با زمین [دشمن] و عدم تمرین نبرد در نخلستان و... تکیه میکردند.(صص208-207)
جمعه 5 مرداد 1363: ...بعد از نماز جمعه به مجلس رفتم... ساعت چهار بعدازظهر، جلسهای با فرماندهان ارتشی و سپاهی تشکیل شد. آقای خامنهای هم [به جلسه] رسیدند؛ به روال دیروز بحثها ادامه یافت. مسئولان جهاد سازندگی، توضیحات خوبی درباره تهیه امکانات برای عبور از آب دادند. ابتکارات جالبی در تعمیر پلهای پی.ام.پی و ساحلسازی و استفاده از طرادهها و کانالکشی دادند. [با ارائه این ابتکارات]، بخشی از اشکالات مهم جلسه دیروز را رفع کردند. بعد از رفتن آنها، باز مخالفان طرح، از افسران ارتش و فرماندهان سپاه، مشکلات جدیدی را مطرح کردند. عجیب این بود که آقای [محسن] رضائی و آقای موسوی قویدل که خودشان طرح را تهیه و امضاء کرده بودند، به شدت با طرح مخالفت کردند... یکی از فرماندهان سپاهی به طور خصوصی گفت که چون فرماندهان اصلی سپاه مخالفند، نمیگذارند موافقان سپاهی در جلسات، نظر خودشان را بدهند؛ حتی افسران ارتش را هم [از اظهار نظر موافق] منع میکنند.(صص211-210)
شنبه 6 مرداد 1363: ...احمدآقا آمد از برداشت «نرمش» از سخنان دیروز من در نماز جمعه، توسط غربیها گفت که توجه به پذیرش راههای سیاسی برای ختم جنگ را داشتهاند. دیگران هم این نکته را گفتند. این اظهارات من دو هدف دیگر را هم دنبال میکند: 1- کم کردن شرارتهای بعثیها در زدن شهرها و کشتیها 2- کم کردن خطر افشای عملیات سرنوشتساز که ورد زبان ما شده است؛ راجع به ملاقات چند نفر از نمایندگان مخالف دولت با امام هم، اطلاع داد که امام [با خواسته آنها] موافقت کردهاند... با [آیتالله خامنهای] رئیسجمهور درباره نتیجه جلسات با نظامیان و برنامه جلسه آینده، تلفنی صحبت کردم.(صص212-211)
یکشنبه 7 مرداد 1363: ...عصر، در جلسه شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] شرکت کردم. بحث بیشتر درباره کابینه [دولت] بود و با اینکه در مذاکرات، اختلاف وجود داشت اما به نتایج خوبی رسیدیم. اول شب، جلسه شورای داوری حزب [جمهوری اسلامی] تشکیل شد که رأی به صلاحیت آقای دکتر [عبدالله] جاسبی داده شد، که از طرف آقای [سیدمحمدرضا] بهشتی مورد شکایت قرار گرفته بود.(ص212)
دوشنبه 8 مرداد 1363: ...طرح دو فوریتی تمام شد و برخلاف انتظار، شورای نگهبان در نظرات خود، سیاست ضد دولت بکار نبرد، بلکه محدودیتهائی را که مجلس برای حق تقاضای رأی اعتماد دولت، درست کرده بود، رفع کرد... عصر، با حضور آقای خامنهای، جلسهای با آقایان صیاد و محسن رضائی داشتیم. صیاد از طرح اروند (والفجر7) دفاع کرد ولی آقای رضائی مخالف بود. پس از مقداری بحث، معلوم شد که ایشان به طور کلی با عملیات در جنوب مخالف است و از اول هم مخالف بودهاند. به ایشان اعتراض شد که چرا چند ماه وقت مملکت و این همه نیروها را تلف کرده و با صراحت برخورد نکردهاند؛ جواب درستی نداشت و طرح درستی برای عملیات، در جای دیگر هم نداشت. آقای خامنهای پیشنهاد کردند که فرماندهی عملیات جنوب به آقای صیاد واگذار شود، که قبول دارند. من هم پذیرفتم و قرار شد با امام در میان بگذاریم. محسن رضائی ناراحت و جلسه ختم شد... سپس با [آیتالله خامنهای] رئیسجمهور مقداری درباره کابینه صحبت کردیم. ایشان با چند وزیر از وزرای موجود، مخالفند ولی راهی برای اعمال نظر خود در این مرحله ندارند و مایل نیستند که من در مجلس از آنها دفاع کنم.(ص213)
سهشنبه 9 مرداد 1363: ...آقای [محسن] رفیقدوست [وزیر سپاه پاسداران] هم آمد؛ برای مطالب مورد مذاکره در سفر به سوریه و لیبی که در پیش دارد، مشورت کرد. چیزهائی درباره خرید موشک و... گفتم، و از موضع سپاه در رابطه با عملیات و جنگ انتقاد کردم... [آقای میرحسین موسوی] نخستوزیر، تلفنی درباره کیفیت بحث در مجلس و اعضای کابینه مشورت کردند... در اخبار گفته شد که یک هواپیمای فرانسوی، ربوده شده و به ژنو رفته است و احتمال میدهند به ایران خواهد آمد.(صص216-215)
چهارشنبه 10 مرداد 1363: ساعت هفت صبح معلوم شد، هواپیما پس از رفتن به بیروت و قبرس، بالاخره در فرودگاه مهرآباد نشسته است؛ باید منتظر حوادث بعد بود. با آیتالله خامنهای و احمدآقا برای مهمانی امشب سران قوا در منزل ما صحبت کردم. وقت ملاقات با امام را عصر گذاشتیم... احمدآقا و صادق طباطبائی آمدند. صادق اطلاع داد که هفت میلیون دلار از موجودی طرف کلاهبردار معامله تانک- که گم شده بود- پیدا شده و برای پس گرفتن آن اقدام شده و به نتایجی رسیده و اکنون امر [رسیدگی به آن] دایر است. [مشورت میخواست]، بین اینکه چند سالی تا نتیجه دادگاه صبر کنیم، و یا اینکه حدود دو سوم آن را بگیریم... عصر، با رئیسجمهور خدمت امام رسیدیم. وضع جبههها و اختلاف نظر صیاد [شیرازی] را با فرماندهان سپاه و ارتش گفتیم. در مورد سپردن فرماندهی عملیات [جنوب] به آقای صیاد [شیرازی] که ایمان به آن دارد، سؤال کردیم. ایشان به شرط وجود پذیرش [فرماندهی صیاد شیرازی] از طرف فرماندهان لشکرهای عمل کننده، موافق بودند و در خصوص علت ضعف روحیه یا کوتاه آمدن سپاهیان [در انجام عملیات]، سؤالاتی مطرح فرمودند.(صص218-216)
پنجشنبه 11 مرداد 1363: صبح زود به مجلس رفتم. گزارشها را خواندم. هواپیماربایان خواسته خود را اعلام کردهاند: «آزادی زندانیان مربوط به حمله به خانه بختیار در فرانسه» و مهلت کمی دادهاند. [آقای هانس دیتریش] گنشر وزیر خارجه آلمان، از من خواسته است که برای نجات گروگانها و تمدید مهلت تلاش کنیم... آقایان [محسن] رفیقدوست و ابوخالد- فرستاده عرفات- آمدند. [آقای ابوخالد] اطلاعاتی از داخل کمیته صلح اسلامی در جده و مواضع هر یک از آنها و تصمیمات کمیته داد. از سیاستمدارای [یاسر] عرفات [رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین- ساف-] گفت. از من خواست که نامهای به عرفات بنویسم و او را به اتخاذ مواضع صحیح تشویق کنم و راه را برای آمدن عرفات به ایران، درست کنم. عصر خبر رسید، هواپیمارباها، هواپیما را منفجر کردهاند. ناراحت شدم.(صص221-219)
جمعه 12 مرداد 1363: به خاطر کسالت، از آقای خامنهای خواستم که نماز جمعه را اقامه کنند. ایشان آمادگی نداشتند، ولی چارهای نبود.(ص221)
شنبه 13 مرداد 1363: ...احمد آقا آمد. گفت [محسن رضایی] فرمانده سپاه به امام نامه نوشته و وضع جبههها و عملیات را توضیح داده است، و از فشاری که برای انجام عملیات وارد میآید، گله کرده و گفته به ما اگر مهلت بدهید، دو ساله جنگ را با پیروزی تمام میکنیم... شورای سرپرستی صداوسیما جلسه داشت؛ درباره اجاره کردن فرستنده [رادیو تلویزیونی] از [کشور] مالت برای زیرپوشش در آوردن آفریقا و جاهای دیگر، مذاکره شد. برای تعدیل در شرایط آنها و همچنین نسبت به شرکت در فرستنده رادیو تلویزیون در ایتالیا- که یک لیبیائی صاحب آن است- قرار شد تا هفته آینده مطالعه شود... عصر، آقای محسن رضایی و آقای [علی] شمخانی آمدند. درباره عملیات آینده بحث کردیم. تلاش داشتند بقبولانند، به زودی در جنوب کاری نمیشود کرد. من هم اوضاع و شرایط بینالمللی را برای آنها توضیح دادم. بالاخره طرح نسبتاً جدیدی که [برای عملیات] داشتند، عرضه کردند. [طرح] پذیرفته شد. زمانی هم [برای انجام عملیات] معین شد و به طور موقت مشکل رفع گردید.(ص222)
یکشنبه 14 مرداد 1363: ...تقاضای رأی اعتماد به دولت در دستور بود. [آقای میرحسین موسوی] نخستوزیر صحبت کرد. مخالفین حرفهای مهم و تازهای نگفتند. آقای [احمد] آذری قمی [نماینده قم] در مورد تأیید امام از دولت، اظهارات بدی کرد که خالی از اهانت به امام نبود و در مجلس مورد اعتراض قرارگرفت. لابد بعد هم، بیمسئله نخواهد بود. من هم از دولت دفاع کردم... مسئله مهم و تازه جهانی، انفجار بیش از 12 کشتی در دو سه هفته اخیر، در دریای سرخ در اثر برخورد با مین یا چیز دیگری است که خیلی مرموز است؛ عامل آن روشن نیست. جهاد اسلامی آن را به عهده گرفته است. ولی بعید است، چنین قدرتی داشته باشد. بعضی دشمنان با کنایه [انفجار کشتیها را] به ما نسبت میدهند که این هم دروغ است؛ ممکن است توطئه عمیقی باشد. (صص225-223)
دوشنبه 15 مرداد 1363: ...با نمایندگان تهران، برای رسیدگی به امور تهران، جلسه داشتیم... پیشنهاد کردم، دست به اقدامات اساسی برای تهران بزنیم از قبیل مترو، فاضلاب، مسکن و... ابتدا مخالفتهائی میشد؛ بر اساس اینکه اگر این مشکلات تهران حل بشود، جاذبه تهران زیاد میشود و مهاجرت به تهران سرعت میگیرد. در دوره گذشته مجلس هم با همین استدلال، این پیشنهاد رد شد؛ این بار مقاومت کردم، پذیرفته شد... عصر، هیأت رئیسه مجلس، درباره نوع اتومبیل نمایندگان جلسه داشت؛ بنا شد [اتومبیل] ایرانی باشد. فرماندهان سپاه آمدند و طرح جدیدی برای عملیات در غرب و طرح جنوبشان را آوردند. یکی از افرادی که از داخل عراق، و از میان مخالفین و فراریان هورها آمده بود، گزارشهای جالبی آورده بود. بیشتر هدفشان، به هم زدن عملیات در دست اجرا بود که آقای صیاد طراحی کرده است. قانع نشدم ولی مطالب قابل توجهی داشتند. قرار شد با آقای خامنهای مشورت کنیم.(صص227-226)
سهشنبه 16 مرداد 1363: ...روزنامهها علیه مخالفان دولت، مقالههای تندی نوشتهاند. نمایندگان مخالف دولت به من مراجعه میکردند و چارهجوئی مینمودند؛ مخصوصاً که این بار جنبه مخالفت با امام هم پیدا کرده است... آقای [آیتالله خامنهای] رئیسجمهور آمد. راجع به پیشنهاد اخیر سپاه، در مورد عملیات آینده، مذاکره کردیم. ایشان با انتقال کار [عملیات] از جنوب موافق نیست. از نخستوزیر، گله داشتند که بدون رضایت ایشان، وزراء را به مجلس معرفی کرده است.(ص227)
چهارشنبه 17 مرداد 1363: ...غروب، وارد شهر [مشهد] شدیم. در فرودگاه مشهد، استقبال رسمی انجام شد. حدود دویست نفر از شخصیتها هم با هواپیمای دیگری برای [شرکت در] کنگره جهانی امام رضا (ع) آمدند... یک هواپیمای ایرباس مسافربری ما را، با سیصد مسافر در مسیر شیراز- تهران ربودهاند. [ربایندگان، هواپیما را ابتدا] به بحرین و سپس به مصر و ایتالیا بردهاند.(ص231)
پنجشنبه 18 مرداد 1363: ...در سالن دانشگاه علوم اسلامی رضوی- که تازه تأسیس و افتتاح شده است- رفتیم... مطالب جدیدی درباره تاریخ امام رضا(ع) و مأمون مطرح کردم. از دانشگاه هم دیدن کردم.(ص231)
جمعه 19مرداد 1363: ...ظهر، آقای [محمد محمدی] ریشهری آمد. از سطح مطالبی که در کنگره [جهانی امام رضا(ع)] مطرح میشود، راضی نبود. میگفت [مطالب] سطحی و کممحتوی و تکراری است؛ ولی آقای طبسی قبول نداشت. [آقای ریشهری] میگفت مهمانها، از آقای طبسی گله دارند که برای همراهی با من، آنها را تنها میگذارد.(صص236-234)
شنبه 20 مرداد 1363: ...برای بازدید از سد طرق رفتیم. مشغول بتون ریزی بودند. این سد را متخصصان خودمان میسازند. فرانسویها، پیمان شکسته و رفتهاند. از آنجا به باغ بیلدر- از املاک امام رضا(ع)- در اطراف مشهد رفتیم. ظهر را با همراهان آنجا ماندیم. آقای [واعظ] طبسی گفتند، این باغ محل خوشگذرانی متولیهای زمان شاه بوده است و از مردم غصب شده که پس از انقلاب، حق مردم داده شده است... اتومبیل ضد گلوله مجلس را که برای حفاظت، به مشهد آورده بودند، با توجه به سفر زیاد شخصیتهای کلیدی به مشهد و خطر ترورها، در اختیار آستان قدس [رضوی] گذاشتم.(صص237-236)
یکشنبه 21 مرداد 1363: ...اعتبارنامه آقای [صادق] خلخالی [نماینده قم] مشکل داشت. بالاخره با پس گرفتن اعتراض از طرف معترضان، تصویب شده تلقی شد؛ نمایندگان نگران بودند که بحث درباره کارهای ایشان برای انقلاب، مضر باشد و سند بدست ضدانقلاب بدهد؛ نمایندگان در این دوره، اینگونه ملاحظات را دارند... به جلسه شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] رفتیم؛ بیشتر وقت جلسه، صرف بحث درباره اختلافات شد. بالاخره این اختلافات حزب را ضعیفتر میکند.(صص238-237)
دوشنبه 22 مرداد 1363: دستور جلسه علنی مجلس، بحث درباره وزرا بود. بیشتر مخالفتها، در مورد وزرای نفت، کشور، خارجه، معادن، صنایع سنگین، آموزش عالی، آموزش و پرورش، بهداری و دفاع بود؛ تا حدودی خطی بود.(ص238)
سهشنبه 23 مرداد 1363: ...بالاخره نتیجه این شد که وزرای آموزش و پرورش، دفاع، بهداری، صنایع و علوم رأی نیاوردند. درباره وزرای مشاور هم رأی نگرفتیم. فقط 15 وزیر، از 23 وزیر ابقاء شدند. آقای [میرحسین موسوی] نخستوزیر ناراحت بودند؛ ایشان را دلداری دادم. مایل بود، سه وزیر [پیشنهادی] جدید به رأی گذاشته نشود، تا یک جا مسئله را حل کنند؛ نپذیرفتم.(صص240-239)
چهارشنبه 24 مرداد 1363: در جلسه علنی، بحث درباره سه وزیر جدید اطلاعات، دادگستری و مسکن [و شهرسازی] داشتیم. من هم [از وزرا] دفاع کردم. با رأی بالا پذیرفته شد... آقایان [محسن] رضائی و رحیم صفوی آمدند؛ راجع به طرح عملیات پیشنهادی سپاه توضیحاتی دادند. دلم قرص نیست. شب در منزل آقای خامنهای، با سران قوا جلسه داشتیم. آقای خامنهای اطلاع دادند که به یک کشتی پاکستانی حمله شده است. درباره احتمال مزاحمت برای کشتیهای ما در کانال سوئز، تصمیم گرفتیم که مقابله به مثل کنیم و من هم این تصمیم در نماز جمعه اعلان نمایم. درباره جانشینان پنج وزیر ساقط شد، بحث کردیم و به نقطه نظرهای مشترکی رسیدیم.(صص245-240)
پنجشنبه 25 مرداد 1363: ...آقای صیاد شیرازی آمد و راجع به عملیات مطالبی گفت؛ با سپاه تفاهم ندارند. نگرانم که اگر طرح صیاد اجرا شود. سپاه همراهی موثر نکند و اگر طرح سپاه را به اجرا بگذاریم، ارتش همکاری خوبی نکند. در عملیات هر دو نیاز به یکدیگر دارند و وفادار هستند. اما تصمیمات بخشی هم بیاثر نیست و امروز این دوگانگی مشکل نیروهای نظامی ما است... با [آقای میرحسین موسوی] نخستوزیر و [آیتالله خامنهای] رئیسجمهور، راجع به وزرای جدید صحبت کردم. اخوی محمد [رئیسسازمان صداوسیما] تلفنی گفت که آقای امامی کاشانی مصاحبهای کرده است. غیر مستقیم و به طور تلویحی، جواب اظهارات من در مجلس در مورد قلمرو اختیارات شورای نگهبان را داده است. گفتم بهتر است پخش شود. با احمدآقا هم در همین مورد صحبت شد. از مصاحبه ناراحت بود.(صص246-245)
جمعه 26 مرداد 1363: ...در دانشگاه تهران، اقامه نماز جمعه کردم... عصر با آقایان صیاد [شیرازی] و [محسن] رضائی جلسه داشتیم؛ برای بررسی پیشنهاد [طرح عملیات] و نزدیک کردن نظرات؛ به جای روشنی نرسیدم. آقای [محسن] رضائی به سئوالات آقای صیاد [شیرازی] در مورد طرح خودشان، جواب روشنی نداشت. 72 ساعت مهلت [برای تصمیمگیری نهایی] تعیین کردیم. آقای نخستوزیر، تلفنی درباره وزرای پیشنهادی صحبت کرد و گفت که در مورد [معرفی وزیر برای] وزارت دفاع و آموزش و پرورش، با رئیسجمهور هنوز به توافق نرسیدهاند.(صص247-246)
شنبه 27 مرداد 1363: اول وقت، رئیسجمهور تلفنی درباره وزرای مورد بحث، برای پیشنهاد به مجلس صحبت کردند. در مورد وزیر آموزش و پرورش توافق حاصل نیست. ایشان مایل نیست، کسی بیاید و انتصابات آقای پرورش را تصفیه نماید. تا عصر، دو سه بار با [آقای میرحسین موسوی] نخست وزیر [آیتالله خامنهای] رئیسجمهور، در این باره صحبت کردم؛ پیشرفتی در این جهت حاصل نشد... آقای [محمد مهدی] ربانی املشی هم، تلفنی اجازه رفتن به مکه را میخواست، که موافقت نکردم. حاج احمد آقا آمد و اطلاع داد که امام نظر خاصی در مورد وزیر دفاع ندارد. [چون در این مورد، از امام] سئوال کرده بودیم. گفت [آقای محسن رضایی] فرمانده سپاه، مرتباً به امام نامه مینویسد که فشار و عجله در انجام عملیات نشود. سوءظن دیگری برای بعضی پیش آمده که فرماندهان سپاه از طریق تأخیر عملیات، درصدد کسب امتیازات بیشتراند؛ من این سوءظن را قبول ندارم.(ص248)
یکشنبه 28 مرداد 1363: ساعت ششونیم صبح به مجلس رفتم. مشکل توافق بر سر وزراء رفع نشده بود. در مجلس هم افرادی هستند که میکوشند کار وزرای دولت درست نشود تا کابینه دچار مشکل باشد... با پیگیری بالاخره در آخرین لحظات کار مجلس، نامه نخستوزیر مبنی بر معرفی سه وزیر علوم و صنایع و بهداری را به مجلس رساندم... عصر، در جلسه شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] شرکت کردم. بیشتر بحث، درباره وزرای جدید بود؛ روحیه محافظهکاری بر شورا حاکم است. شب، جلسه شورای داوری در دفتر آیتالله خامنهای داشتیم، ولی بیشتر درباره جهت و خط حزب [جمهوری اسلامی] صحبت کردیم. من از طرد نیروهای لایق انتقاد کردم، ولی به نتیجه محسوسی نرسیدیم؛ گرچه دیگران هم میپذیرفتند که باید آنها را طرد نکرد. آخر جلسه، پیشنهاد توافق درباره وزرای دفاع و آموزش و پرورش را به نخستوزیر و رئیسجمهور ارائه دادم، به نتیجه نرسید؛ سلیقههایشان تضاد داشت. نخستوزیر و معاون بانک مرکزی برای وارد کردن نمایندگان مجلس در شورای پول و اعتبار، به امضاء مجوز بیرون آوردن اسکناس، از زیر کلید خواستند؛ به خاطر کم شدن پشتوانه ارزی، [در میزان] اسکناس، مشکل پیدا کردهاند. [با نمایندگان عضو شورای پول و اعتبار] مذاکره کردم.(صص250-249)
دوشنبه 29 مرداد 1363: ...در جلسه علنی مجلس، با مراجعه به نمایندگان، مشکل [وزرا] را رفع کردم. اکثریت نظر دادند که همین امروز، وزرا [ی معرفی شده برای کسب رأی اعتماد] مطرح شوند... من هم در موافقت با وزرای پیشنهادی صحبت کردم؛ رأی خوبی آورد. سرپرستی دو وزارتخانه، دفاع و آموزش و پرورش را هم به نخستوزیر دادیم. مجلس را برای یک ماه تعطیل اعلام نمودیم و به دفتر گفتم که وسیله سفر نمایندگانی که [زمان سفرشان را] به تأخیر انداختهاند، سریعاً فراهم کنند.(صص251-250)
سهشنبه 30 مرداد 1363: [آقای میرحسین موسوی] نخستوزیر، تلفنی برای نصیحت مخالفان مهندس [حسین] نیلی [وزیر معادن و فلزات]، از من کمک خواست که در رابطه با انتقال دفتر [شرکت] فولاد از اصفهان به تهران، او را تحت فشار قرار دادهاند.(ص252)
چهارشنبه 31 مرداد 1363: ...ظهر، آقای دکتر [عبدالله] جاسبی آمد، گزارشی از وضع دانشگاه آزاد اسلامی داد. امسال بنا است پنج هزار دانشجو بگیرند و شاگردان تک درسی را به بیست هزار نفر برسانند و چند واحد جدید باز کنند و دوره دکترا داشته باشند. گفت که حدود پنجاه هزار نفر در کنکور شرکت کردهاند. برای بودجه [دانشگاه آزاد] و معافیت دانشجویان [از سربازی] و... کمک خواست. گفتم با توجه به واگذاری اختیارات هیأت موسس، از این به بعد کارها را سریعتر میتوانیم انجام بدهیم... در این دیدار آقای دکتر عبدالله جاسبی، گزارشی درباره گسترش وبرنامهریزی این دانشگاه و دانشجویان پذیرفته شده، ارائه کرد. همچنین چکی به مبلغ سه میلیون ریال، اهدائی موسسات حمل و نقل ایران جهت کمک به دانشگاه آزاد اسلامی تقدیم رئیس مجلس شورای اسلامی شد... آقای محمد زکی عراقی، همراه با آقای [مصطفی] ذوالقدر نماینده میناب آمد. گزارشی از وضع مسلمانان در تایلند داد؛ با هم چندی پیش از کویت اخراج شدهاند. برای رفتن به سفر حج کمک میخواست. آقای محمد هاشمی از رفسنجان، برای حساب سال و خداحافظی سفر مکه آمد... شب، در منزل آقای موسوی اردبیلی [رئیس دیوان عالی کشور] جلسه سران قوا داشتیم. پیشنهاد شد برای جلوگیری از فساد در ادارات، مرکزی تأسیس شود و العان شود که اگر کسی در مراجعه به ادارات، با مأمور رشوهگیر مواجه شود به آن مرکز- که مشخص میکنیم- مراجعه کند. [آقای میرحسین موسوی] نخستوزیر، مشکل را در دستگاه قضائی میدانست که قاطعانه تعقیب نمیکنند و متقاضی دادگاه انقلاب ویژه بود و آقای [موسوی] اردبیلی موافق با دادگاه ویژه نبود. قرار شد تا هفته دیگر، کیفیت کار مشخص شود. آقای خامنهای بر اساس نظریه شورای نگهبان، خواهان اعلان لغو وزارت وزرای مشاور بودند که قرار شد، سرعت عمل برای اصلاح قانون شود.(صص254-252)
شهریور 1363
پنجشنبه 1 شهریور 1363: ...ساعت هشت صبح، بمبی در میدان راهآهن [تهران] منفجر شده و تاکنون 5 شهید و صدها مجروح داشته است؛ گروه گمنامی از سلطنتطلبها، مسئولیت انفجار را به عهده گرفته است.(ص257)
جمعه 2 شهریور 1363: ...برای اقامه نماز جمعه، به دانشگاه تهران رفتم. مهندس موسوی [نخستوزیر]، قبل از خطبهها سخنرانی داشت... شب، آقای محسن رضائی آمد و طرح جامع خود را برای ادامه جنگ آورد. این طرح جالب به نظر نرسید. قرار شد با آقای صیاد [شیرازی] مذاکره کنند... از اینکه با تشکیل وزارت اطلاعات، سپاه قدرتی را از دست میدهد و آقای [محمد محمدی] ریشهری برای گرفتن نیروهای اطلاعاتی سپاه، فشار میآورد، ناراحتند. بعضیها هم، اینگونه مسائل و نیز موضوع بدست آوردن امتیازات بیشتر را، عامل رکود عملیات در جبههها میدانند.(صص259-257)
شنبه 3 شهریور 1363: ...پیش از ظهر، احمدآقا آمد. در مورد جنگ و اصلاح قانون اساسی و اوضاع جاری کشور و اختلافات دو خط سیاسی و اطلاعات صحبت شد. قرار شد که پس فردا به زیارت امام بروم... عصر، آقای [عبدالمجید] معادیخواه آمد. درباره بودجه و امکانات بنیاد تدوین تاریخ مذاکره شد؛ درخواست کرد با اختیاراتی که هیأت موسس به من داده، کارها را سرعت دهم. اول شب، آقایان صیاد [شیرازی] و [محسن] رضائی آمدند. برای شکستن بنبست مدیریت جنگ به توافق مقدماتی رسیدیم؛ قرار شد پس از ارائه طرحهای عملیاتی ارتش و سپاه، من و آقای خامنهای تصمیم بگیریم... خواستم که به وزیر علوم تذکر بدهد که با دانشجویان بسازد. دیروز، آقای [میرحسین موسوی] نخستوزیر نقل کرد که میخواهند آنها را از «ستاد انقلاب فرهنگی» کنار بگذارند.(ص259)
یکشنبه 4 شهریور 1363: ...گروه تولید برنامه «استعمار و تبعیضات نژادی» از صداوسیما آمدند و برای تهیه برنامه، کمک میخواستند. نظراتی ارائه کردم... آقای مجید انصاری [رئیس شورای سرپرستی سازمان زندانها] آمد. گزارشی از وضع زندانهای دادستانی انقلاب تهران داد؛ از تنبیهها، تعزیرها، سختگیریها و آزاد نکردن عدهای که مدت محکومت آنها تمام شده، ناراحت بود. قرار شده زندانها را از دست دادستانی [انقلاب] بگیرند و به شورای سرپرستی [زندانها] واگذار نمایند... [آقای رضا امراللهی] رئیس سازمان انرژی اتمی آمد و گفت آلمانها در انجام کار نیروگاه [اتمی] بوشهر، مسامحه میکنند و میخواهند تا بعد از جنگ جدی نباشند. کمک میخواست که از بالا به آلمانها فشار بیاید. عصر، در جلسه حزب [جمهوری اسلامی] شرکت نکردم.(ص260)
دوشنبه 5 شهریور 1363: به زیارت امام رفتم. گزارش توافق مقدماتی با آقایان صیاد [شیرازی] و [محسن] رضائی درباره مدیریت جنگ را به ایشان دادم؛ موافقت کردند. پیشنهاد اصلاح قانون اساسی را دادم که مورد توجه ایشان قرار گرفت؛ قرار شد [در این مورد] فکر کنند. در قانون اساسی موجود به خاطر عجله و کمی تجربه آن زمان، ابهامات و نواقصی وجود دارد... [آقای میرحسین موسوی] نخستوزیر، تلفنی اطلاع داد که درباره طرح برنج، دستور رسیدگی برای تجدید نظر داده است. مشورت کرد که آقای داود کریمی را به معاونت امور نظامی ارتش بگمارد.(ص261)
سهشنبه 6 شهریور 1363: ...اطلاع رسید که یک هواپیمای ما با یکصد و نود مسافر، در مسیر شیراز- تهران ربوده شده و به عراق رفته و در بغداد به زمین نشسته است... به سپاه و مدیر شرکت هواپیمائی اعتراض شد که چرا تصمیم مربوط به گذاشتن مأمور [امنیتی] در هواپیما را اجرا نکردهاند. حاج احمد آقا آمد و گفت آقای [اسدالله] لاجوردی، خدمت امام رسیده و از اینکه میخواهند [اداره امور] زندانها و اطلاعات را از ایشان بگیرند، شکایت داشته و اعلام خطر کرده است؛ ولی امام تاکید کردهاند که تسلیم قانون باشد و فقط مسئولیت دادستانی [انقلاب تهران] را داشته باشد و زندانها را تحویل شورای سرپرستی زندانها و اطلاعات [دادستانی] را هم تحویل وزیر اطلاعات بدهد ولی او ناراضی رفته است. آقای خامنهای، تلفنی درباره تغییرات در [فرماندهی] ارتش و وزیر دفاع مطالبی گفتند. قرار شد بعداً حضوری مذاکره کنیم.(ص262)
چهارشنبه 7 شهریور 1363: ...مهندس [مهدی] چمران، ماکت زیردریائی طراحی شده توسط خودش را آورد و خواهان تحویل کارگاهی از اموال مصادره شده جهت کار بر روی طرحهای خودش بود... [آقای سعدمجبر] سفیر لیبی برای خداحافظی آمد. پیشنهاد بکار گرفتن نیروهای مخالف حکومت عراق را داشت. همچنین درخواست قبول [اجازه] ملاقات امام با آقای جلود، در هنگام سفر ایشان به ایران را داشت. میگفت اطلاعاتی دارند که عربستان و آمریکا در صدد آوردن حکومت راستی در عراق به جای صدامند... آقای مهدیان مسئول دفتر نشر فرهنگ اسلامی که قبل از انقلاب با اموال مرحوم تولیت و با خواست من و آقای دکتر باهنر تأسیس شد، آمدند... شب در جلسه سران قوا، مهمان احمد آقا بودیم. امام هم شرکت کردند و اظهارات رادیوهای بیگانه، درباره هواپیمای ربوده شده را تعریف کردند؛ معمولاً امام رادیوهای بیگانه را گوش میکنند. درباره تجدید نظر در طرح برنج و سفر آیتالله خامنهای به دادگاه لاهه و اسکورتهای شخصیتها، تصمیم اتخاذ شد.(صص266-263)
پنجشنبه 8 شهریور 1363: ...ساعت ده صبح آقایان [محسن] رضائی و صیاد [شیرازی] آمدند؛ برای عرضه طرح جامعه خودشان برای جنگ، آقای صیاد طرحش را منقّح و زمانبندی شده و مکتوب عرضه کرد، نمونهای انضباط ارتش است. ولی آقای محسن رضائی، تنظیم نکرده بود و توضیح شفاهی داد. قرار شد در جلسه فردا با حضور رئیسجمهور، [طرح] کامل شده را بیاورد. با [آقای میرحسین موسوی] نخستوزیر، تلفنی در مورد طرح برنج و کفایت هفتصد هزار تن واردات برای سهمیه کوپن صحبت کردم و گفتم که فروش برنج داخلی را به کلی آزاد بگذاریم. با [مهندس سراجالدین کازرونی] وزیر مسکن هم درباره تسریع در تحویل زمین به تعاونیهای مسکن، تلفنی گفتگو کردم... اول شب، آقای بهزاد نبوی آمد. از اینکه [آقای اسدالله لاجوردی] دادستان انقلاب تهران، دوستانش را به خاطر تعقیب پرونده انفجار [ساختمان] نخستوزیری، بازداشت کرده است، سخت ناراحت و پریشان بود. معتقد بود خطی برخورد شده و میخواهند، خرد حسابها [ی سیاسی] را صاف کنند... آقای علی تهرانی [کارمند نخستوزیری] که از اول تاکنون بازداشت بوده است، مطالبی گفته که شک و تردید به وجود آمده است.(صص268-266)
جمعه 9 شهریور 1363: امام جمعه تهران، آیتالله خامنهای، خودشان اقامه نماز جمعه کردند. ساعت ده صبح احمد آقا آمد. از وضع تبلیغات راکد ما در مورد هواپیمای مسافربری ربوده شده، انتقاد داشت؛ من هم تأیید نمودم. به وزارت خارجه گفتیم که مسئولی برای تعقیب جریان و خبرسازی و زنده نگه داشتن قضیه و فشار بر مجامع بینالمللی، معین کنند... آخر وقت، از پل عظیمی که بر روی رودخانه کرج میزنند- که برای مسافران [تهران-] چالوس راه را نزدیک میکند و نیز از ترافیک کرج میکاهد- دیدن کردیم. دهانه پل، سیصد متر است. برای پایههای پل فقط چهار ستون بکار برده میشود. مهندس شهرستانی، مجری طرح میگفت که فقط چهار پل نظیر آن در دنیا طراحی شده است و با تکمیل تجربه آنها دارد به پایان نزدیک میشود. از سال 1357 تاکنون، کار آن ادامه دارد.(ص268)
شنبه 10 شهریور 1363: ...احمدآقا آمد. درباره کیفیت تعقیب پرونده انفجار نخستوزیری [و شهادت رجایی و باهنر] از من نظر خواست.(ص268)
یکشنبه 11 شهریور 1363: صبح زود، به دفتر رئیسجمهور رفتم و با ایشان راجع به دو طرح آقایان صیاد و محسن رضائی بحث کردیم. طرح آقای رضائی را قبول کردیم و [طرح] صیاد غیرعملی تشخیص داده شد. راجع به وزارت دفاع و ستاد مشترک و فرمانده نیروی دریائی و نماینده امام در شورای عالی دفاع هم بحث و تصمیمگیری شد. قرار شد با امام هم مطرح کنیم. راجع به حزب [جمهوری اسلامی] هم کمی بحث کردیم؛ آقای خامنهای از کم توجهی من به حزب گله داشت. من گفتم جناح بازیها در حزب مایه دلسردی است... آقای [حسین] نیلی وزیر معادن [و فلزات] آمد و از عدم پذیرش ملاقات توسط آیتالله منتظری ناراحت بود و کمک میخواست... آقای فرشاد مؤمنی از یک بعدی شدن حزب [جمهوری اسلامی] ناراحت بود و از ناراحتی بعضیها و ایراد رادیکالها از دستور اخیر امام، در خصوص شرکت بخش خصوصی در امر تجارت خارجی و تولید گفت... در شورای [مرکزی] حزب [جمهوری اسلامی] شرکت کردم. وضع بد مالی حزب مطرح بود و سخنرانی آقای [جلالالدین]فارسی در جمع حزبیها را تفرقهافکن خواندند. شب با آقایان خامنهای و طبسی، درباره یک بعدی شدن حزب بحث کردیم و قرار شد ادامه بحث بدهیم. وزیر بازرگانی آمد و راجع به طرح برنج مشورت کرد. من و آقای [آیتالله] خامنهای نظرمان این بود که دولت به هر فرد از هر خانواده، یک کیلو برنج در ماه بدهد و برای بخش خصوصی خرید برنج داخلی آزاد باشد.(صص270-269)
دوشنبه 12 شهریور 1363: ...ظهر، آقای طبسی و آقای [آیتالله] خامنهای و احمد آقا مهمان من بودند. پیش از ظهر همراه آقای خامنهای، به زیارت امام رفتیم. ایشان برای سفر به سوریه، الجزایر و لیبی از امام خداحافظی کردند... احمد آقا از گلههای دیروز شورای نگهبان خدمت امام و جوابهای امام به آنها تعریف کرد؛ برعکس مقصود ایشان [اعضای شورای نگهبان] پیش آمده است. آقای امامی [کاشانی] از مشهد تلفن کرده و گفته، ممکن است با پخش اظهارات تلخ امام نسبت به شورای نگهبان، شورا از هم بپاشد. انتظار نداشتهاند [اظهارات امام] از رسانهها پخش شود. امام آنها را نصیحت کردهاند که مراعات کنند و نسبت به دولت، سختگیری نکنند. آقای نخستوزیر، تلفنی درباره پذیرفتن مسافران هواپیمای ایرباس از عراق- بدون خود هواپیما- مشورت کرد.(صص271-270)
سهشنبه 13 شهریور 1363: ...مسافران هواپیمای ربوده شده در عراق، امروز برگشتند. هواپیما را پس ندادهاند. خبرگزاری عراق، ادعا کرده که سه نفر از مسافران در عراق ماندهاند. نخستوزیر و احمد آقا خبر دادند، حدود سی نفر از آنها از دادستانی انقلاب [تهران]، برای تحقیق در مورد رفتار آنها در عراق از فرودگاه به زندان اوین برده. به نظر میرسد [دادستانی انقلاب] کار خوبی نکرده [است]، تذکر دادم که آزادشان کنند.(صص272-271)
چهارشنبه 14 شهریور 1363: ...انبار اشیاء عتیقه و اجناس قیمتی بنیاد مستضعفان را بازدید کردم؛ خیلی عجیب و عظیم است. اینگونه اجناس را از خانههای عوامل رژیم شاه که اموالشان مصادره شده، جمع کردهاند. هزاران قطعه اشیاء نفیس است که بعضی از آنها عتیقه و گران قیمت است و میتواند چند موزه را پر کند... آقای بهزاد نبوی همراه آقای [محمد امین] سازگارا آمد. سازگارا شرح ماجرای بازداشت و آزادیش را داد. در رابطه با انفجار ساختمان نخستوزیری از ایشان بازجوئی شده است. سپس به دستور امام، با دو سه نفر دیگر آزاد شدهاند. قرار شده بازجوئی [از متهمین پرونده] در محیط خارج [از زندان] انجام شود که بوی باندبازی و حرکت سیاسی نداشته باشد و مسئولان را به صرف آنها، بدنام نکنند... عصر، در جلسه شورای عالی دفاع شرکت کردم. بحث بیشتر در مورد ترمیم حقوق ارتشیها بود. سپس با فرماندهان سپاه و نیروی زمینی و رئیسجمهور جلسه داشتیم. طرحهای آقایان محسن رضائی و صیاد [شیرازی] را برای آخرین بار، مورد بحث قرار دادیم و بالاخره طرح محسن [رضایی] پذیرفته شد. طبق پیشنهاد خود صیاد و موافقت امام، قرار شد محسن فرمانده عملیات و صیاد به عنوان معاون او عمل کنند؛ اما فقط خود ما از این تصمیم مطلع باشیم. صیاد با اینکه این نتیجه، با پیشنهاد خودش بدست آمده بود، ناراحت بود... سپس جلسه سران قوا، با حضور احمدآقا و [علی اکبر ولایتی] وزیر امور خارجه تشکیل شد. راجع به [فروش] نفت [به] سوریه بحث شد که به قرارداد عمل نمیکند. قرار شد دو ماه مهلت پرداخت بدهیم و اگر نپرداختند، صدور نفت را قطع کنیم. راجع به وضعی که آقای دکتر [محمود] کاشانی در لاهه که درگیری با داوران دیگر دارد. با حضور آقای [گودرز] افتخار جهرمی، بحث شد. نخستوزیر بنا دارد آقای کاشانی را بردارد.(صص274-272)
پنجشنبه 15 شهریور 1363: ...[محمدتقی] فلسفی گفت آقای هشترودی که در آلمان بستری است، برای مخارج معالجه از من کمک خواسته است. به آقای [مهدوی] کروبی گفتم که بپردازد. در حسینیه جماران، امام سخنرانی کردند؛ مطلب مهمی نداشتند... رئیسجمهور، امروز به سوریه رفت. اولین سفر ایشان به خارج و اولین سفر رئیسجمهوری اسلامی به خارج [از کشور] است.(ص276)
جمعه 16 شهریور 1363: برای اقامه نماز جمعه، به دانشگاه تهران رفتم. خطبه اول را به موضوع تجارت خارجی و به توضیح خط حاکم بر نظام و توضیح اظهارات اخیر امام در ملاقات هیأت وزراء اختصاص دادم. ابهامات زیادی به وجود آورده بودند؛ خواستم رفع ابهام کنم.(صص277-276)
شنبه 17 شهریور 1363: ...اطلاع دادند که یک هواپیمای دیگر ما در راه بندرعباس به تهران، ربوده شد. به طرف جنوب خلیج فارس رفته است. سپس خبر رسید در بحرین نشسته [است]. به [مقامات] بحرین گفتیم که سوخت و اجازه پرواز ندهند، ولی بعد معلوم شد، سوخت و اجازه [پرواز] دادهاند... از سپاه و [سازمان] هواپیمائی کشور بازخواست کردم.(ص277)
یکشنبه 18 شهریور 1363: ...هواپیمای بوئینگ 727 [ربوده شده] ما را که به قاهره برده بودند.به طرف عراق بردهاند و در بصره به زمین نشسته است. [ربایندگان هواپیما] ازایادی [شاپور] بختیار هستند. لابد عراق این هواپیماها را پس نمیدهد؛ این سومین هواپیمای ما است که در خاک عراق مانده است... عصر، شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] در دفترم جلسه داشت. راجع به کارهای تشکیلات تهران و مخالفان دولت بحث و انتقاد شد و راجع به سفر آیتالله خامنهای رئیس جمهور [به سوریه، لیبی و الجزایر صحبت کردیم] و [همچنین درباره] نیاز شدید حزب به پول مذاکره شد که به جائی نرسیدیم. آخر شب، نخستوزیر تلفنی اطلاع داد که از طرف امام گفته شده که در هواپیماهای ارتشی هم محافظ بگذاریم؛ نگران عکسالعمل خلبانها بود. از احمد آقا در این مورد سوال کردم، معلوم شد دستوری نبوده، بلکه [امام] به فکر چارهجوئی هستند.(صص279-278)
دوشنبه 19 شهریور 1363: ...پیش از ظهر، احمد آقا آمد. روزنامههای ضدانقلاب خارج [از کشور] را آورده بود که اختلافات در بین خودشان شدید شده و به هم میپرند. گفت آقا [امام] از خطبههای نماز جمعه گذشته من راضیاند؛ گرچه گروهی از طرفداران سرمایهداری که میخواستند به دنبال اظهارات امام علیه دولت جوسازی کنند، ناراضیند.(صص281-279)
سهشنبه 20 شهریور 1363: ...مایل بودم که به استقبال آیتالله خامنهای [که از سفر خارج برمیگشت] به فرودگاه بروم، ولی چون خیلی زود وارد میشدند- ساعت شش صبح-و نیاز به عدهای پاسدار بود که بایستی آنها را احضار کنم و اسباب زحمت آنها میشد و از لحاظ امنیت هم درست نبود که همه ما در فرودگاه جمع شویم، نرفتم. ایشان ساعت هفت صبح، از منزلشان تلفن کردند و احوالپرسی کردند؛ خوشحال شدم... ساعت دوازده، آقای خامنهای بدون اطلاع قبلی وارد منزل شدند. خوشحال شدم. خدمت امام رفته بودند. به صورت جامع، از سفر به سوریه و لیبی و الجزایر و مذاکره با سران این کشورها صحبت کردند. در مورد تلاش برای اخراج اسرائیل از سازمان ملل و تشکیل ستاد مشترک اسلامی برای جنگ با اسرائیل و تشکیل کمیتهای برای بررسی راههای مبارزه با اسرائیل و تشکیل جلسه سران چهار [سوریه، لیبی، الجزایر و ایران] در آینده با [حافظ] اسد و [معمر] قذافی و شاذلی بن جدید به توافق رسیده بودند؛ در مجموع از نتایج سفر راضیاند. احمد آقا هم آمد و ناهار را با هم خوردیم. کباب برگ و آش رشته داشتیم. پیشنهادی در مورد تقاضای پناهندگی! یک مقام آمریکائی به ایران را مطرح کردم؛ پذیرفته شد.(صص282-281)
چهارشنبه 21 شهریور 1363: ...آقای [اسدالله] بادامچیان آمد. درباره اظهارات [خطبههای نماز] جمعه من انتقاد داشت و برای حل مشکل حزب [جمهوری اسلامی] و حل اختلافات پیشنهادهایی مطرح کرد؛ پیشنهاد کنار گذاشتن جناح خودشان و جناح مقابل و ابقاء جریان وسط را میداد؛ پیشنهاد کنار کشیدن من و آقای خامنهای [از حزب جمهوری اسلامی] و به حال خود گذاشتن سه جریان موجود را. شب، سران قوا در منزل ما مهمان بودند. درباره پناهندگی مقام «سیا» [سازمان اطلاعات مرکزی] آمریکا به ایران و مسائل جنگ و هواپیماربائی و... بحث شد. از اقداماتی که بعد از واگذاری اختیارات دو هیأت موسس دانشگاه آزاد اسلامی و بنیاد تاریخ [انقلاب اسلامی] به من، انجام گرفته، گزارش دادم؛ تشکر کردند. امروز ظهر، هواپیماربایان قصد ربودن ایرباس دیگری را داشتهاند، اما گاردی که اخیراً در هواپیماها گذاشتهایم، با آنها درگیر شده و چهار نفر را دستگیر و توطئه را کشف و ضربهای کاری بر این توطئه وارد کردهاند... آیتالله خامنهای اظهار تمایل کردند که نماز جمعه این هفته را اقامه کند؛ قبلاً به آقای امامی [کاشانی] محول کرده بودم. به آقای امامی اطلاع دادم و قرار شد ایشان بروند.(صص287-285)
پنجشنبه 22 شهریور 1363: ...احمد آقا آمد. درباره عکسالعملها و حرکات مخالفان دولت و محافظهکاران درباره اظهارات امام، در خصوص بیشتر شرکت داشتن بخش خصوصی در فعالیتهای اقتصادی بحث کردیم. گفت امام از توضیحات شما در خطبه جمعه گذشته راضیند. با آیتالله خامنهای، تلفنی صحبت کردیم که پدافند جزیره خارک تقویت شود... دیروقت آقای محسن رضائی آمد. گزارشی از کیفیت درگیری در هواپیمای ایرباس و بازداشت هواپیماربایان را داد... گزارشی از پیشرفت کارهای مقدماتی عملیات آینده ارائه داد. نیازها [ی عملیات] را خیلی وسیع لیست کردهاند. به نظر میرسد برای بدست آوردن مهلت زمانی بیشتر، لیست نیازمندیها را بزرگتر گرفتهاند؛ این نکته را به رئیسجمهور گوشزد کردم.(صص288-287)
جمعه 23 شهریور 1363: ...خانم دکتر لی- پزشک طب سوزنی اهل کره جنوبی که در ایران کار میکند- برای مسلمان شدن آمد. توضیحاتی درباره علت مسلمان شدنش داد. با خواندن قرآن با ترجمه انگلیسی، توجه پیدا کرده که اسلام نسبت به ادیان دیگر، کاملتر است... امروز، امام در سخنرانی برای ملاقات کنندگان، از دولت به شدت حمایت کردند و از مخالفان دولت که پس از بیانات امام در مورد بخش خصوصی، اعمال گذشته دولت را مخالف شرع معرفی میکردند، به سختی انتقاد فرمودند. در حقیقت، اظهارات من را که در جمعه گذشته گفته بودم، و مورد انتقاد محافظهکاران بود، تأیید کردند.(ص288)
یکشنبه 25 شهریور 1363: ...عصر، آقایان [محسن] رضائی و [علی] شمخانی آمدند. درباره عملیات آینده و پناهندگی مقام «سیا» [سازمان اطلاعات مرکزی] آمریکا به ایران و هواپیماربایان هواپیمای عراقی صحبت کردیم. به جلسه شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] نرفتم؛ امروز دو کشتی در خلیجفارس با تیر غیب، حادثه دیدهاند.(ص292)
دوشنبه 26 شهریور 1363: ...احمدآقا آمد. اطلاع داد که امروز سه هواپیماربا را در فرودگاه قبل از رفتن به هواپیما گرفتهاند؛ جالب است. خبر داد که نظر امام، کمکم نسبت به حزب جمهوری [اسلامی] دارد بد میشود. فکر میکنم گزارشهای اخیر در مورد مخالفت جناح حاکم حزب با دولت، امام را متاثر کرده است. مقداری برای پیدا کردن راه اصلاح، مذاکره کردیم. آقای [دکتر عبدالله] جاسبی، تلفنی درباره شهریه دانشگاه آزاد و معافی دانشجویان [از خدمت سربازی] و مواضع حزب صحبت کرد... آقای ولایتی [وزیرامور خارجه]، تلفنی از اینکه آقای [موسوی] خوئینیها [نماینده امام خمینی و سرپرست حجاج ایرانی] با نظر امام و با ارسال پیام به عربستان، اجازه تظاهرات جدید- مشروط به عدم خونریزی- خواسته است؛ نگران بود.(ص292)
سهشنبه 27 شهریور 1363: ...پیش از ظهر، احمدآقا آمد. راجع به کیفیت مصاحبه با هواپیماربایان، پیشنهادهایی داشت؛ خوب است. آقای ریشهری [وزیر اطلاعات] برای آن [مصاحبه]، اجازه امام را خواسته بود که موافقت فرموده بودند. قرار شد احمدآقا نظارت نماید... عصر، آقایان [محسن] رفیقدوست و محسن رضائی و رحیم صفوی آمدند. درباره عملیات و نیازهای مالی و تدارکاتی جبهه و مشکلات سپاه بحث بود. آقای [محسن] رضائی از دخالتهای زیاد آقای محلاتی [نماینده ولیفقیه در سپاه] در امور سپاه گلایه داشت و نامهای [در این مورد] به امام نوشته است. قرار شد من از طریق مجلس و دولت، یک و نیم میلیارد تومان برای مخارج جنگ تهیه کنم. خبر از توافق کامل با آقای صیاد شیرازی دادند.(صص293-292)
چهارشنبه 28 شهریور 1363: ...آقایان رضوی و داداشی آمدند. از برخورد مأموران دادستانی تهران، در ده روز بازداشتشان در رابطه با پرونده کشمیری [مربوط به بمبگذاری در نخستوزیری و شهادت رجایی و باهنر] و از سوءظن آنها به گروه رادیکال مجاهدین انقلاب اسلامی گله داشتند... شب، مهمان آقای[موسوی] اردبیلی [رئیس دیوان عالی کشور] بودیم. آقای [موسوی] اردبیلی از موضعگیریهای من، بعد از اظهارات امام به هیأت دولت، متشکر بود. درباره وزیر آموزش و پرورش بحث شد که [آقای میرحسین موسوی] نخستوزیر و [آیتالله خامنهای] رئیسجمهور توافق ندارند؛ مشکل خواهیم داشت.(صص295-294)
پنجشنبه 29 شهریور 1363: ...آمریکا و اسرائیل علیه اقدام ایران، برای اخراج اسرائیل از سازمان ملل، فعالیت شدیدی را شروع کردهاند.(ص295)
جمعه 30 شهریور 1363: ...حاج احمد آقا، از نامه فرمانده سپاه به امام گفت که از تداخل مسئولیتها با نماینده امام [در سپاه] و از مشکلات دخالت آنها گله دارند. احمدآقا از برنامه سیمای فرزانگان که این روزها از رادیو پخش میشود و مربوط به حاج شیخ عبدالکریم [حایری موسس حوزه علمیه قم] است، ناراحت بود... آقایان محسن رضائی و رحیم صفوی آمدند. توضیحاتی دادند که عملیات محدودی که قرار بوده [در مرزهای جنوب غرب] انجام شود، انجام نشود. سپاه ضعیف شده و با احتیاط عمل میکند.(صص299-298)
مهر 1363
یکشنبه 1 مهر 1363: ...عصر، جلسه شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] داشتیم. تأسیس یک شرکت با عضویت و سهام اعضای حزب و ایجاد یک کارخانه نئوپانسازی برای درآمد حزب، تصویب شد. شب با آیتالله خامنهای، جلسه دو نفری داشتیم؛ درباره جنگ بحث کردیم و تصمیماتی گرفتیم. در مورد یک بعدی شدن حزب، من صحبت کردم و ایشان هم قبول دارند؛ قرار شد در جهت معتدل کردن حضور دو جریان فکری [درحزب جمهوری اسلامی]، مشاوره و اتخاذ تصمیم نمائیم.(صص304-303)
دوشنبه 2 مهر 1363: ...نزدیک ظهر، احمدآقا آمد. نوار مصاحبه گروه دوم هواپیماربا را- که دستگیر شدهاند- آورد؛ توضیحاتی داد و قرار شد با اصلاحاتی پخش شود. نتیجه مذاکرات درباره جنگ را توسط ایشان به امام پیغام دادم.(ص304)
سهشنبه 3 مهر 1363: ...عصر، جلسه کمیسیون مخصوص تعیین مواضع حزب جمهوری اسلامی داشتیم و قرار شد که متن نهائی مواضع که به تصویب رسید، چاپ شود.(ص305)
چهارشنبه 4 مهر 1363: ...شب با سران قوا، مهمان احمد آقا بودیم. امام هم در جلسه شرکت کردند و مقداری از خاطرات زمان تبعید در ترکیه و دوران مبارزات [قبل از انقلاب] را تعریف کردند. امام تعریف کردند، اولین بار که ساواک ایشان را به حمام عمومی برده بودند، مأموران به دلاک گفته بودند که این شخص دیوانه است؛ تا اگر امام چیزی بگویند، باور نکند.(ص307)
پنجشنبه 5 مهر 1363: ...شب، با آقای خامنهای، جلسه خصوصی داشتیم. درباره [انتخاب] وزیر دفاع و وزیر آموزش و پرورش و رئیس ستاد [مشترک ارتش] و فرمانده نیروی دریائی [ارتش] صحبت شد؛ نتایجی بدست آمد.(ص310)
جمعه 6 مهر 1363: ...برای نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم؛ عفت هم آمد... آقای [محسن] رضائی خبر مثبتی از پیشرفت کار جنگ داد... عصر، رئیسجمهور تلفنی خبر دادند که آقای ولایتی [وزیر امور خارجه] از نیویورک، درباره طرح ژاپن برای صدور قطعنامه در سازمان ملل استفسار کرده است. پیشنهاد ژاپن شامل: 1- تقدیر از ایران به خاطر نزدن شهرها. 2- منع استعمال سلاح شیمیائی. 3- امنیت تنگه هرمز. 4- نزدن بندرها و کشتیها است. من گفتم [این طرح] به نفع ما است و موافقم، ولی باید نظر امام را پرسید. به احمد آقا گفتم از امام نظر بخواهند. احمد آقا، از زیادی موزیک عزا [در تلویزیون] گفت.(ص311)
شنبه 7 مهر 1363: ...امروز، عراق پنج موشک به بندر امام پرتاب کرده است. در پتروشیمی [بندرامام] چهار نفر شهید و 30 نفر مجروح و مقداری خسارت داشتیم.(ص312)
یکشنبه 8 مهر 1363: ...عصر در شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] شرکت کردم. بحث درباره ایجاد شرکت صنعتی حزبی و واحد اقتصادی حزب برای ممر درآمد بود. شب، با آقایان خامنهای و ربانی [املشی] جلسه داشتیم؛ درباره نجات حزب از یک بعدی شدن، صحبت کردیم.(صص315-313)
دوشنبه 9 مهر 1363: ...آقای محلاتی پیش از ظهر آمد، از دستور امام مبنی بر محدود کردن اختیارات ایشان در سپاه، ناراحت بود. گفتم [این محدودیت]، موقت است و باید بعداً حدود [اختیارات] روشن شود و خواستم که فعلاً به خاطر جنگ همکاری کند. به احمد آقا گفتم با ایشان صحبت کند؛ رفت به ملاقات و نتیجه داد.(ص315)
سهشنبه 10 مهر 1363: ...شورای عالی دفاع جلسه داشت؛ درباره کسر بودجه ارتش و سپاه و مسئله نگهداری اسرا و چیزهای دیگر بحث و تصمیمگیری شد. بعد از جلسه رسمی، با رئیسجمهور و نخستوزیر، درباره رئیسجدید ستاد مشترک ارتش و فرمانده نیروی دریائی و وزیر دفاع مذاکره کردیم؛ مفید بود.(ص317)
چهارشنبه 11 مهر 1363: ...آقای جاسبی آمد. راجع به حزب [جمهوری اسلامی] و مواضع حزب و بودجه دانشگاه آزاد و حل مسئله سربازی دانشجویان دانشگاه آزاد مطالبی داشت... شب، جلسه سران [قوا]، در منزل رئیسجمهور بود. احمدآقا از امام، پیامی راجع به ضعفهای حزب [جمهوری اسلامی] و اشتباه آیتالله منتظری، در اظهارات انتقادآمیز آورد که به ایشان برسانیم. گفتیم بهتر است خود امام به ایشان بگویند... درباره قطعنامه پیشنهادی ژاپن و ستاد انقلاب فرهنگی و مدیریت دانشگاهها بحث شد.(ص318)
پنجشنبه 12 مهر 1363: ...عصر، حاج احمدآقا آمد و راجع به جنگ و حدود اختیارات نماینده امام در سپاه مذاکره شد... نامهای که در جواب [یاسر] عرفات رئیس [جنبش] الفتح نوشته بودم، آوردند اصلاح کردم. عرفات در نامهای، پیشنهاد صلح با عراق داده است: بر اساس تشکیل محکمه برای محاکمه متجاوز و تشکیل صندوقی برای پرداخت خسارتها و تشکیل ارتشی از کشورهای اسلامی برای حائل شدن میان ما و عراق. آقای رئیسجمهور، تلفنی گفتند، اعلان نیازها برای عملیات از طرف سپاه، آنقدر زیاد است که قسمتی قابل تأمین نیست و احتمال دارد، بهانه باشد.(ص319)
جمعه 13 مهر 1363: ...برای [اقامه] نماز جمعه، به دانشگاه [تهران] رفتم... شب، آقای دکتر ولایتی به منزل ما آمد. گزارش سفر به سازمان ملل را داد. درباره کارشکنی آمریکا با تأخیر در صدور ویزا و در نتیجه عدم ملاقات با [آندره] گرومیکو [وزیر امور خارجه شوروی] و مذاکرات برای احیای جبهه پایداری و ملاقاتهای فراوان با هیأتهای کشورهای دیگر و گله از آقای [محمد] موسوی خوئینیها [نماینده امام و سرپرست حجاج ایرانی] در کوتاه نیامدن با عربستان گزارش داد.(ص320)
شنبه 14 مهر 1363: امروز [عاشورا]، در منزل بودم. آقایان [عباس] کوثری و سیدعباس حسینی از وعاظ قم آمدند و در منزل روضه خواندند؛ به هر یک هزار تومان دادم و یک قواره پارچه به آقای کوثری که بهتر [روضه] میخواند.(ص320)
یکشنبه 15 مهر 1363: ...شب، احمد آقا به منزل آمد. اطلاع داد که روز تاسوعا [در مسیر] مشهد- تهران میخواستهاند، هواپیمائی را بربایند که [ربایندگان] دستگیر شدهاند. گله داشت که وزارت اطلاعات برای کشف توطئه و... جدی برخورد نکرده است... با آیتالله خامنهای، تلفنی صحبت کردم. قرار شد، نماز جمعه آینده را ایشان اقامه کنند؛ با اینکه ایشان امام جمعه تهران هستند، اما از زمان ترور ایشان [در ششم تیرماه سال 1360]، هنوز مسئولیت ادای نماز [جمعه]، به طور اصولی به عهده من است.(صص322-321)
دوشنبه 16 مهر 1363: ...آقای محسن رضائی [فرمانده سپاه پاسداران]، آمد. گزارش پیشرفت کار برنامه جنگ را داد؛ حرف تازهای نداشت... احمد آقا هم در مذاکرات شرکت داشت. خبر ورود افرادی از گردان موشکی لیبی [که برای آموزش نحوه استفاده از موشکهای خریداری شده از لیبی به ایران آمده بودند] را هم داد آقای خامنهای هم قرار بود در جلسه شرکت کنند که نیامدند.(ص322)
سهشنبه 17 مهر 1363: ...دکتر [عبدالله] جاسبی آمد و از عدم موافقت وزارت علوم با معافیت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی [از خدمت سربازی] شکایت داشت... حدود صدنامه، برای رؤسای مجالس دنیا [جهت همراه شدن در تصمیم اخراج اسرائیل از سازمان ملل] امضاء کردم... با حضور احمدآقا، رئیسجمهور و آقایان محسن رضائی و محلاتی جلسهای داشتیم؛ برای رفع اختلافات آقایان محلاتی و [محسن] رضائی. نتیجه بخش بود و مقداری از اختیارات آقای [شیخفضلالله] محلاتی نماینده امام در سپاه را به خاطر تقویت فرماندهی و پیشرفت کار جنگ محدود کردیم.(صص324-323)
چهارشنبه 18 مهر 1363: ...جلسه نمایندگان تهران داشتیم. گزارش وضع گودنشینها [ی جنوب تهران] را آوردند. کمیسیونی برای تهیه طرح نهائی اصلاح وضع آنها، تعیین شد. وضعیت زندگی آنها خیلی تأسفآور است. گفتند چهار هزار و پانصد خانه نیمه مخروبه با حدود هشت هزار خانوار در آنجا هستند که برای دو هزار و پانصد خانه، طرح، نزدیک به اتمام است و اسکان داده شدهاند؛ دو هزار خانه باقی است... شب، با سران دیگر، مهمان آقای نخستوزیر بودیم. آقای [محمد محمدی] ریشهری وزیر اطلاعات در جلسه شرکت کرد؛ با شورای عالی قضائی در محدوده حقوق و وظایف اطلاعات اختلافنظر دارند. جلسه، به نفع وزیر اطلاعات نظرداد که بازجوئیها در صلاحیت وزارت اطلاعات است نه قوه قضائیه. گرچه بازپرسی مجدد برای قضاوت، حق قوه قضائی است. درباره معافیت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی [از خدمت سربازی] و کنترل خروج برنج از شمال و تعیین وزرای دفاع و آموزش و پرورش هم، بحث و اتخاذ تصمیم شد.(صص326-325)
پنجشنبه 19 مهر 1363: ...آقای [ایرج] فاضل وزیر علوم آمد. از ستاد انقلاب فرهنگی و جهاد دانشگاهی و دانشجویان و اساتید حزباللهی گله داشت؛ اختلافنظر شدیدی دارند. صحبت از کنارهگیری هم داشت. من راه حل را در جایگزینی شورای عالی آموزش به جای ستاد انقلاب فرهنگی میدانم؛ او هم پذیرفت. درباره سربازی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی هم، به ایشان تأکید کردم که برای معافیت آنها کمک کند.(ص327)
جمعه 20 مهر 1363: نماز جمعه را آیتالله خامنهای اقامه کردند... خبر رسید که هتل محل کنفرانس خانم [مارگارت] تاچر نخستوزیر انگلستان و کابینهاش و سران حزب محافظهکار در شهر برایتون منفجر شده است؛ جمعی کشته و جمعی زخمی شدهاند.(صص328-327)
شنبه 21مهر 1363: ...عصر، آقای [عبدالمجید] معادیخواه آمد. گفت بنیاد تدوین تاریخ مشکل بودجه دارد. به آقای [واعظ] طبسی در این مورد تلفن کردم، ایشان پذیرفتند که بنیاد در اختیار آستان [قدس رضوی] باشد و مخارج آن را بدهد؛ تقریباً سالی شش میلیون تومان خرج خواهد داشت.(ص328)
یکشنبه 22 مهر 1363: ...کاردارمان در قطر آمد. گزارشی مبنی بر کثرت و قدرت ایرانیان در قطر و خشکسالی و وضع بد اقتصادی این کشور و ترس آنها و علاقه باطنی آنها به دوستی با ایران داد. گفتم اگر آنها بخواهند ما میتوانیم با یک لوله از زیر دریا، آب شیرین به قطر بدهیم؛ مشروط به اینکه خودشان سرمایهگذاری کنند؛ مدعی بود حدود پنج میلیارد دلار به عراق کمک کردهاند... در شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] شرکت کردم... شب، جلسه مختصری در دفتر رئیسجمهور داشتیم... با [آقای میرحسین موسوی] نخستوزیر، تلفنی راجع به معرفی وزیر دفاع و برداشتن سقف یکصد هزار تومان، از واردات کالا توسط کارگران ایرانی در کشورهای حاشیه خلیجفارس صحبت شد. ایشان خواهان تشکیل جلسه مشورتی برای وضع بد ارز بودند.(صص332-329)
دوشنبه 23 مهر 1363: ...آقای [مصطفی] کفاشزاده، پیام مسئول امور تجارت فرانسه در ایران را آورد که فردی از مشاوران [فرانسوا] میتران [رئیسجمهور فرانسه] را معرفی کرده بود که برای تحسین روابط، میخواهد با مقام ایرانی به طور سری تماس بگیرد. گفتم در سوریه، در زمان سفر آقای میتران، با مسئول سفارت ما در سوریه تماس بگیرند.(صص333-332)
سهشنبه 24 مهر 1363: ...آقای ناطقنوری [وزیر کشور] آمد و راجع به استاندارها مشورت کرد و با تحویل حفاظت شخصیتها، [از کمیتههای انقلاب اسلامی] به سپاه، اظهار موافقت نمود.(ص333)
چهارشنبه 25 مهر 1363: ...ظهر، چند ملاقات داشتم. عصر، جلسه هیأت رئیسه [مجلس شورای اسلامی] داشتیم و سپس جلسه شورای اقتصاد که درباره ارز و کمبود آن، بحث بود؛ از [آقای غرضی] وزیر نفت گله داشتند که با فروش تهاتری نفت همکاری نمیکند؛ بالاخره ایشان مکلف شد که همکاری کند. ذخیره ارزی کشور، دو میلیارد و سیصدمیلیون دلار است. خطرناک و نیازها زیاد است. شب، با سران قوای دیگر، مهمان آقای [موسوی] اردبیلی [رئیس دیوان عالی کشور] بودیم. درباره اختلاف دستگاه قضائی سیستان و بلوچستان با استاندار و امام جمعه، در کیفیت برخورد با اشرار تائب و درباره تعیین فردی برای مذاکره با مشاور [فرانسوا] میتران [رئیسجمور فرانسه] در سوریه بحث شد.(ص336)
پنجشنبه 26 مهر 1363: ...دستور رسیدگی به تقاضای رأی اعتماد دو وزیر پیشنهادی برای دفاع و آموزش و پرورش بود. بالاخره سرهنگ فرخ عظیمی اعتمادی- وزیر پیشنهادی دفاع- رأی نیاورد [و آقای سیدکاظم اکرمی وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش رأی اعتماد گرفت].(ص338)
جمعه 27 مهر 1363: ...برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه [تهران] رفتم. باران هم میبارید. در خطبه دوم، درباره موفقیت نیروهایمان در جنگ و انتقاد از ترکیه و عراق در خصوص دخالت مسلحانه ترکیه از شمال عراق علیه کردهای مخالف صدام، صحبت کردم.(ص338)
شنبه 28 مهر 1363: ...جلسه شورای سرپرستی [صداوسیما] داشتیم... درباره پخش فیلمهای خارجی [از تلویزیون]، بحث شد. قرار شد که کنترل و سانسور بیشتری- از لحاظ اخلاقی- بشود و برای تهیه فیلمهای سالم ایرانی، بیشتر تلاش شود.(ص340)
یکشنبه 29 مهر 1363: ...دیشب عراقیها در جبهه میمک، ضدحملهای انجام دادهاند ولی به سختی شکست خوردهاند. قبل از دستور، درباره عملیات و توطئه غربیها برای پایین آوردن قیمت نفت، صحبت کردم.(ص341)
دوشنبه 30 مهر 1363: ...نزدیک ظهر، برای احوالپرسی خدمت امام رفتم. در مورد شورای عالی فرهنگ هم صحبت کردم که به جای ستاد انقلاب فرهنگی عمل میکند؛ [آقای ایرج فاضل] وزیر علوم از آن ناراضی است. راجع به جواز نرخ گذاری دولت [روی کالا و خدمات] پرسیدم که فتوای ایشان حکم اولی است یا ثانوی؛ کمیسیون بازرگانی [مجلس به این حکم] نیاز دارد. فرمودند ثانوی است و قرار شد بنویسند. از جنگ هم گزارش دادم و ایشان بر ضرورت تقویت امکانات فنی صداوسیما، برای جلوگیری از خرابکاری کشورهای همسایه در ارتباطات، تأکید فرمودند. از ایشان خواستم که بیشتر با مردم حرف بزنند.(ص343)
آبان 1363
سهشنبه 1 آبان 1363: ...عصر، کاردارمان از عربستان سعودی آمد. گزارشی داد و راجع به سیاست [جمهوری اسلامی ایران] با عربستان پرسید؛ گفتم تلاش کند تا روابط حسنه شود. [مسئولان] وزارت خارجه، جرأت ندارند قدم صریحی در اینباره بردارند، [به دلیل اینکه] رادیکالها، هو میکنند... اخوی محمد، درباره اختلاف نظر وزارت امور خارجه و نخستوزیر در مورد روابط خارجی، برای انعکاس در صداوسیما پرسید. احمدآقا، تلفنی از عدم اجرای تصمیمات، درباره طرح ژاپن در سازمان ملل، گله داشت. رئیسجمهور تلفنی از خوب اجرا شدن تصمیمات، درباره استعفای آقای ظهیرنژاد از ستاد مشترک ارتش و جانشینی ایشان صحبت کردند.(ص348)
چهارشنبه 2 آبان 1363: ...عصر، آقای [حسین] کمالی، نماینده تهران آمد. از فشار جناحی از حزب [جمهوری اسلامی]، بر خانه کارگر- که جناح رادیکال حزب است- شکایت داشت. آقای محسن رضائی، گزارش عملیات میمک را آورد. حدود دویست و پنجاه شهید و پیروزی قابل توجهی داشتهایم. در مورد عملیات پنجوین، ابراز تردید میکند... شب، سران قوا، در مجلس مهمان من بودند. درباره مقابله به مثل و کارهای ایذائی دشمنان ما در ارتباط با ریال ایران و اجرای تصمیمات در خصوص طرح ژاپن در[باره آتشبس در جنگ در منطقه] خلیجفارس و سفر آقای سعودالفیصل [وزیر امور خارجه عربستان سعودی] به ایران بحث شد.(صص350-349)
پنجشنبه 3 آبان 1363: ...آقای [حسن غفوریفرد] وزیر نیرو آمد. درباره کاری که در جبهه جنوب در هورالهویزه به عهده آنها گذاشتهاند، صحبت کردیم؛ آن کار را زیاد و سنگین میداند... بعضی از نمایندگان به آمدن [تانری بری] وزیر کشور ترکیه، در این شرایط و بعضی به تندروی و اظهارات شعارگونه نخستوزیر در جلسه سفرا، اعتراض داشتند... عصر، آقای دکتر ولایتی [وزیر امور خارجه] آمد؛ برای توضیح علت عدم اجرای تصمیمات سران قوا در مورد آمدن [آقای سعودالفیصل] وزیر خارجه عربستان و طرح ژاپن در سازمان ملل، ولی بیشتر از تندروی و اظهارات تند نخستوزیر درباره روابط خارجی و مخصوصاً از اظهارات ایشان در جلسه سفرا گله داشت؛ تأکید کردم که تصمیمات را اجرا نمایند.(صص351-350)
جمعه 4 آبان 1363: ...با آقای خامنهای تلفنی صحبت کردم؛ راجع به درخواست آقای دهدشتی از آبادان مبنی بر این که به نحوی جلوی اصابت گلولههای عراق به آبادان را بگیریم. قرار شد وزارت خارجه به سازمان ملل در مورد نقض قرارداد نزدن شهرها از طرف عراق، اخطار کند و در مورد تهدید به مقابله به مثل، برای حمایت از کشتیهای نفتکش که از خارک بارگیری میکنند، هم مذاکره کردیم؛ مخصوصاً با استفاده از رادار بهبهان که اخیراً با همت کارشناسانمان فعال شده است. رادارهای A.D.S.4 ، آمریکائی است که از دوره قبل از انقلاب به جا مانده است و کارشناسان ایرانی، آنها را راهاندازی کردهاند... آقای [شیخ علیاصغر] مروارید هم، تلفنی برای در اختیار گرفتن ساختمان خرّم برای مجموعه فرهنگی زیر نظر خود، تأکید کرد؛ قبلاً نامهای نوشته و از امام تقاضای آن را کرده است.(ص352)
شنبه 5 آبان 1363: ...بوقهای تبلیغاتی دشمنان ما، درباره کشته شدن هفت اسیر عراقی در اردوگاه اسرا در گرگان، سروصدا به راه انداختهاند. چند روز قبل، هنگام بازدید مأموران صلیب سرخ [از اردوگاهها]، بین اسرای بعثی و اسرای مسلمان توبه کرده، درگیری شده و چند نفر کشته و زخمی شدهاند و این حادثه به دخالت پاسداران خاتمه یافته است. آقای [کمال] خرازی [رئیس ستاد تبلیغات جنگ] در مورد مصاحبه نماینده وزارت امور خارجه و توضیح واقعه اردوگاه اسرا مشورت کرد؛ موافقت کردم.(ص353)
یکشنبه 6 آبان 1363: ...جمعی از نمایندگان «خط سه» مراجعه کردند و به خبر نصب آقای [احمد] سالک به ریاست کمیتههای انقلاب اسلامی اعتراض داشتند؛ نصیحتشان کردم... عصر، ملاقاتی با [آقای رحمت صالح] وزیر بازرگانی اندونزی داشتم... در جلسه شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] شرکت کردم. آقای ناطق از آزاد کردن بیرویه اعضای گروهکها [ی بازداشت شده]، اظهار نارضایتی میکرد. برای کارخانه نئوپان سازی حزب [جمهوری اسلامی] تعهد خریدن سهم کردیم. من صدوپنجاه سهم خریدم. امید دارند از این رهگذر، بخشی از نیازهای مالی حزب تأمین شود... آقای [محمد مهدی] ربانی [املشی] راجع به اهانتهائی که آقای [صادق] خلخالی [نماینده قم] در خاطرات سیاسی خود در روزنامه صبح آزادگان به ایشان و آقای [محمد] مؤمن و بعضی دیگر از اعضای جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم] دارد، شاکی بود. توقع داشت که ما علاج کنیم؛ آقای [محمد] یزدی هم قبلاً شاکی بود.(صص356-353)
دوشنبه 7 آبان 1363: ...تلفنی از حاج احمدآقا خواستم که به آقای موحدی کرمانی، وقت ملاقات با امام، برای گفتن مسائل کرمانشاه بدهند. درباره جواب امام به سؤال کمیسیون بازرگانی هم صحبت شد... آقای معادیخواه از تفاهم با آقای [واعظ] طبسی [تولیت آستان قدس رضوی] درباره تأمین هزینههای بنیاد تدوین تاریخ گفت. آقای بهزاد نبوی [وزیر صنایع سنگین] از ایذاءهای قضات دادگستری در مورد شکایت آقای [سیدرضا] زوارهای در خصوص خرید از رومانی گفت و کمک خواست... آقای خوئینیها برای ملاقات دانشجویان خط امام، تلفنی وقت خواست.(ص357)
سهشنبه 8 آبان 1363: ...شب، در [جلسه] شورای عالی دفاع شرکت کردم. پس از جلسه شورا، مصاحبه تلویزیونی درباره عملیات میمک و صلیب سرخ و اردوگاه اسیران عراقی درگرگان [داشتم].(ص358)
چهارشنبه 9 آبان 1363: ...آقایان [مسیح] مهاجری و [سیدمحمدرضا] بهشتی آمدند و از جناح مقابلشان در حزب [جمهوری اسلامی]، گله کردند و پیشنهاد استعفا از حزب را داشتند. گفتم با آیتالله خامنهای توافق شده که تعادل [در بین اعضای حزب جمهوری اسلامی] به وجود آید؛ پذیرفتند که صبر کنند... شب، مهمان احمدآقا بودیم. امام هم شرکت کردند و درباره دوران اقامت در نجف، کمی حرف زدند. درباره کیفیت برخورد با جمعی از سران ضدانقلاب کردستان- که میخواهند تسلیم [جمهوری اسلامی]- شوند و هم درباره رسیدگی بیشتر به خانواده مفقودان بحث شد. آقای [موحدی] کرمانی، تلفنی اطلاع داد که در اهواز با آقا شیخ محمد کرمی صحبت کرده و مشکل او را حل کرده است، ولی آقای خامنهای معتقدند این اقدام کافی نیست.(صص362-359)
پنجشنبه 10 آبان 1363: ...مسئله مهم، کشته شدن خانم [ایندیرا] گاندی [نخستوزیر هند] و توافق اوپک و کاهش [تولید] 5/1 میلیون بشکه نفت در روز، برای حفظ قیمت و مبارزه با توطئه غربیها است... ظهر، گروهی از دانشجویان پیرو خط امام که روی اسناد لانه جاسوسی آمریکا کار میکنند، آمدند و حدود پنجاه نسخه چاپ شده از این اسناد را آوردند و گزارشی از کارشان دادند و من هم مفصل برای آنها صحبت کردم.(صص363-362)
جمعه 11 آبان 1363: ...آقای خامنهای [نماز] جمعه را اقامه کردند. عصر آقایان [سیدمحمد] خاتمی [وزیر ارشاد اسلامی]، [محمد]عبائی [خراسانی]، [اسدالله] بیات، جعفری لنگرودی، هادی خامنهای، [مهدی] کروبی، [محمدعلی] هادی [نجفآبادی] آمدند. نگران پیشرفت خط محافظهکار به تعبیر آنها از طریق جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم] و حزب [جمهوری اسلامی] و [جامعه] روحانیت مبارزه [تهران] و انزوای آقای منتظری بودند و در این باره چارهجوئی میکردند. گفتم باید [حزب جمهوری اسلامی] و [جامعه] روحانیت مبارز [تهران] تعدیل شود و تأکید کردم که رابطه خود را با آقای خامنهای [رئیسجمهور] بیشتر کنند و آنها را از برخوردهای حذفی و طرد دیگران تحذیر نمودم و استفاده تعبیراتی مثل راست و محافظهکار مرتجع را نادرست خواندم.(صص364-363)
یکشنبه 13 آبان 1363: ...احمد آقا، تلفنی گزارش ملاقات [ایرج فاضل] وزیر علوم و ستاد انقلاب فرهنگی را داد که امام اشاره به امکان جایگزینی شورای عالی فرهنگی به جای ستاد [انقلاب فرهنگی] فرموده بودند.(ص367)
دوشنبه 14 آبان 1363: ...احمد آقا آمد. راجع به حزب [جمهوری اسلامی] و خطوط موجود و ستاد انقلاب فرهنگی و مطالب دیگر مذاکره شد. عصر، آقای [عبدالمجید] معادیخواه آمد و راجع به کار بنیاد تدوین تاریخ، مذاکره شد.(ص367)
سهشنبه 15 آبان 1363: ...دیشب دو نفر یمنی یک هواپیمای عربستان سعودی را آوردهاند، در فرودگاه مهرآباد نشاندهاند. با [آقای ولایتی] وزیر خارجه در این باره صحبت کردم. قرار شد که هواپیما را سعی کنیم صحیح و سالم بگیریم و [به عربستان سعودی] پس بدهیم. ظهر گفتند که خود مسافران، هواپیمارباها را دستگیر کردهاند... بعداً معلوم شد که خبرها را اشتباهاً گفتهاند، نیروهای ما، آنها را وادار به تسلیم کردهاند... بحث درباره اعتبارنامه آقای [اکبر] حمیدزاده [نماینده بوئینزهرا] به تقاضای نمایندگان مجلس، جلسه را خصوصی و غیررسمی و سرّی کردیم. مخالفان و موافقان درباره اعتبارنامه او صحبت کردند. مصلحت نبود که از تریبون پخش شود. این جلسه تا نزدیک ساعت سه بعدازظهر، طول کشید... شب، دو فیلم «خط قرمز» و «خانه عنکبوت» را دیدم که علیه ضدانقلاب ساخته شده است. اولی را چپیها ساختهاند؛ فیلم خوبی نیست. دومی، بد نیست.(صص370-369)
چهارشنبه 16 آبان 1363: ...آقای حبیبی وزیر دادگستری آمد و درباره سازمان جدید وزارت دادگستری گزارشی داد؛ کمکم دارد احساس کم اختیاری میکند؛ تاکنون راضی بود. با نمایندگان تهران و مسئولان شهرداری و استانداری و وزارت مسکن، جلسه داشتیم. کمیسیون از بازدید طرحهای انتقال آبهای جنوب تهران به رودخانه کرج و کن و خشکاندن باتلاقها، گزارش داد و قرار شد درباره فاضلاب کلی تهران و انتقال آب به اراضی جنوب تهران، کار شود... اول شب در دفتر رئیسجمهور، با مسئولان ارتش و سران سه قوه، برای تأمین کمبود پول ارتش، جلسهای داشتیم. سپس با اعضای ستاد انقلاب فرهنگی- که امام ابقاء یا انحلال آن را موکول به نظر سران سه قوه کردهاند- جلسه داشتیم. دو طرف مفصلاً حرف زدند. اعضای ستاد [انقلاب فرهنگی] مخالف انحلال [ستاد] بودند و [آقای ایرج فاضل] وزیر فرهنگ و آموزش عالی مخالف ادامه کار آن بود و سپس در جلسه خودمان، برای چاره اختلاف، بحث شد. انحلال [ستاد انقلاب فرهنگی] را به صلاح ندانستیم. بیشتر روی تقویت آن، با اضافه شدن سران سه قوه نظر داشتیم. از آنها هم خواستیم که در مسئله معافیت تحصیلی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی از سربازی تصمیم بگیرند؛ مخالف بودند، ولی در این مورد تأکید کردیم.(صص372-370)
پنجشنبه 17 آبان 1363: چند مراجعه قبل از جلسه در مورد اعتبارنامه آقای حمیدزاده داشتم. طرفدارانش از آقای یزدی گله داشتند که دیروز نوار کاستی را که به ضرر او بوده، به نمایندگان میدادهاند و نواری که به نفع او و تکذیب نوار اول بوده، به نمایندگان نمیدادهاند. از آقای اسلامیت، منشی کمیسیون تحقیق، در این مورد بازخواست کردم. چون مشکوک به نظر رسید، عصبانی شدم... بالاخره علیرغم تلاشهای زیاد مخالفانش، اعتبارنامه تصویب شد... آقای سعیدالذاکرین [مدیر روابط عمومی مجلس] آمد. راجع به کارهای روابط عمومی و خبرنامه حرف زد. عصر، آقایان [محسن] رضائی و [محسن] رفیقدوست آمدند و آقای دهقان را به عنوان فرمانده سپاه منطقه یک تهران، معرفی کردند... من در مورد عدم سختگیری با عشایر عرب خوزستان، تأکید کردم. آقای [محمد علی] زم، مسئول حوزه هنری سازمان تبلیغات آمد. گزارشی از وضع فیلمهای خودشان و شیطنت فیلمسازان غیراسلامی داد و [برای مقابله با اقدامات فیلمسازان غیراسلامی] کمک میخواست. آقای معادیخواه همراه سرگروههای بنیاد تدوین تاریخ انقلاب اسلامی آمدند. گزارشی از اقداماتشان دادند و برای ادامه کار تشویقشان کردم. منظورشان از ملاقات، پخش خبر و معرفی بنیاد بود.(صص373-372)
جمعه 18 آبان 1363 : ...برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه [تهران] رفتم. امام جمعه دهلیهند هم آمده بود و بین دو نماز صحبت کرد.(ص375)
شنبه 19 آبان 1363: ...عربستان، پیغام سری به مقامات ایرانی داده که دیگر به عراق کمک نمیکند. حزب محافظهکار انگلیس، خواهان ارتباط بیشتر با ما شده [است]... با [آقای میرحسین موسوی] نخستوزیر و [آقای طباطبایی] مسئول بنیاد مستضعفان، درباره شرکت ساختمانی جدیدشان، مذاکره کردم. آقای [احمد] توکلی از عدم پیشرفت کار گله داشت.(ص377)
یکشنبه 20 آبان1363: ...آقای [محمد] صالحی عضو شورای نگهبان آمد، برای استعفاء از شورا و رفتن به مأموریت خارج از کشور مشورت کردم. از محیط حاکم بر شورا راضی نیست؛ موافقت نکردم. آقای خیّر آمد. راجع به خرید قطعات و لوازم ابزار جنگ گزارشی داد... مدعی بود، دارند تکنولوژی ساخت قطعات مهم موشک «هاگ« را [به ایران] میآورند.(ص377)
دوشنبه 21 آبان 1363: ...عصر، جلسه کانون حزب [جمهوری اسلامی] داشتیم. مقداری درباره جنگ و سیاست خارجی توضیح دادم. درباره لزوم اتحاد نیروهای اسلامی و احتراز حزب از عوامل تفرقه و خطبازیها، بحث کردم. شب، با رئیسجمهور، درباره لزوم جامعیت حزب و جذب نیروهای جوان انقلابی، جلسه خصوصی داشتیم. و قرار شد برای رفع این خطر تفرقه و خطبازی سیاسی به تعادل در واگذاری مسئولیتهای حزبی و تقسیم آنها بین دو سه جریان، تأکید شود. و از ایشان خواستم که بیشتر [برای اقامه] نماز جمعه بروند که قرار شد دو هفته من و دو هفته ایشان و یک هفته یکی از آقایان دیگر باشیم.(صص379-378)
سهشنبه 22 آبان 1363: ...آقای سیدمهدی طباطبائی آمد و از ضعف تعلیمات حزب [جمهوری اسلامی] و بزرگنمائی اشتباهات ایشان در واگذاری زمینهای تهران از طرف مقامات، گله داشت. آقای [سیدحسین] حسینی، نماینده قائنات هم درباره حزب [جمهوری اسلامی] مطالبی داشت. نگران اثر سوء انتقادات زیاد و افراطی نمایندگان در نطقهای قبل از دستور بود که من هم تأکید کردم... جلسه شورای عالی دفاع داشتیم؛ کیفیت برخورد با پیشنهاد ژاپن در مورد آتشبس در خلیجفارس در دستور بوده که نظرم را درباره پیشنهاد، به آقای خامنهای گفتم. شب، به منزل آمدم. آقای [واعظ] طبسی از مشهد، مخالفت خود را با تشکیل سمینار محققان تدوین تاریخ انقلاب، تلفنی مطرح کرد؛ نپذیرفتم.(صص380-379)
چهارشنبه 23 آبان 1363: ...شب، به نخستوزیری رفتیم. با سران دیگر قوا، مهمان نخستوزیر بودیم. درباره تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی به جای ستاد انقلاب فرهنگی، با شرکت سران قوا، برای پیشنهاد به امام، به دستور خودشان، تصمیمگیری شد. درباره تعویق محاکمه سران حزب توده تا پایان جنگ و تحکیم روابط با شوروی به خاطر جلوگیری از بهرهگیری غرب از سردی روابط ایران و شوروی، توافق شد. قرار شد حق استفاده از ساختمان خرم که قبلاً در دست آقای [شیخ علی اصغر] مروارید بود، به عنوان کتابخانه به ایشان واگذار شود.(ص380)
پنجشنبه 24 آبان 1363: ...احمدآقا آمد. از سفر ده روزه برگشته. به روستاهای اطراف اصفهان، کاشان، نجفآباد و قم رفته [بودند]. از روحیه و رضایت روستائیان و کمکهای جهاد سازندگی و دولت به این مناطق، خیلی راضی است. تصمیمات جلساتی که در غیبت ایشان، با سران قوا درباره ستاد انقلاب فرهنگی داشتیم، به ایشان گفتم که خدمت امام بگویند... آقای عسکر اولادی آمد... میخواست نتیجه بگیرد که دولت، خوب عمل نکرده است. بر ضرورت همکاری بیشتر من با جامعه مدرسین اصرار داشت... به ایشان توصیه کردم که لازم است انقلاب را از اتهام ناروای طرفداری از سرمایهداران دور کنیم و حزب [جمهوری اسلامی] هم لازم است، نیروهای خود را حفظ کند و گفتم حمایتهای امام برای حزب مهم است و اکنون کسانی تلاش میکنند که امام را قانع کنند که حزب از سیاستهای امام فاصله گرفته است. یادآوری کردم، آخرین بار که من برای گرفتن اجازه تأسیس حزب با امام مذاکره کردم، ایشان نگران بودند که ماها به جای حالت پدری برای کل نیروهای انقلاب، در یک بخش از نیروها محصور شویم و اکنون افق چنین نگرانی، بیشتر نمایان شده است.(ص382)
جمعه 25 آبان 1363: برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم... آقای [محسن] رفیقدوست اطلاع داد که امروز در باختران، در جلسهای از طرف بعضی از پاسداران، به [محسن رضایی] فرمانده [سپاه پاسداران] اعتراض و اهانت شده است... این پاسداران دو سه شب پیش، به خود من هم گفتند که نصیحتشان کردم. به برکناری آقای عبدالوهاب از فرماندهی منطقه 10 سپاه، اعتراض دارند و مدعی برخورد خطی با او هستند.(صص383-382)
شنبه 26 آبان 1363: پیش از ظهر، شورای سرپرستی [صداوسیما] جلسه داشت. درباره بودجه و کیفیت نمایش زنان در فیلمها، بحث شد. تصویب کردیم که در صداوسیمای شهرستانها، زبانهای قومی مثل ترکی [آذری] و کردی و... به کار گرفته شود و مانع نمایش لباسهای بومی در سینماهای محلی نباشیم. عصر، آقای ریشهری [وزیر اطلاعات] آمد و گزارش مفصلی از کشف گروه ضدانقلاب در ارتش و... داد و از نحوه شناخت عناصر نفوذی بعضی از جریانهای ضد انقلاب که مهم و جالب است. گزارشی هم از پیشرفت کار وزارت [اطلاعات] در تشکیلات و امکانات داد؛ خوب کار کردهاند... با آقای ناطقنوری درباره کارهایش، تلفنی صحبت کردم. اطلاع داد که [گروه] حزبالله [تهران] اعلان تظاهرات، علیه بیحجابی کرده است.(ص384)
یکشنبه 27 آبان 1363: ...آقای [شیخفضلالله] محلاتی [نماینده امام در سپاه] آمد. گزارشی از موج مخالفت با فرماندهی سپاه گفت و اعلان خطر کرد و از عدم توجه فرماندهی [سپاه پاسداران] به نصایح خودش و تضیعف ایشان، گله داشت. عصر، در شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] شرکت کردم... رئیسجمهور درباره کرمان که به زودی به آنجا مسافرت میکنند، مشورت کردند... من در این جلسه، تذکر دادم که حزب [جمهوری اسلامی] با یک بعدی شدن، تدریجاً حمایت امام را از دست خواهد داد و از هماکنون نیز، شکایات زیادی از این جهت، به امام میرسد.(ص386)
دوشنبه 28 آبان 1363: احمدآقا اطلاع داد که آقای خامنهای به دفتر امام آمدهاند که با هم، به زیارت امام برویم؛ رفتیم. موضوع دانشگاهها و اختلافات [آقای ایرج فاضل] وزیر [فرهنگ و آموزش عالی] با ستاد انقلاب فرهنگی و مسئله اصلاح ستاد انقلاب فرهنگی مطرح بود. در جهت تعدیل ستاد و درباره دانشجویان و تندروها صحبت شد. امام لازم میدانستند که آنها را باید راضی نگه داشت. موضوع طرح ژاپن در مورد آتشبس در منطقه خلیجفارس هم مطرح شد که در گذشته [امام با این طرح] موافقت کرده بودند؛ ولی فعلاً موافق نیستند و احتمال تأثیر منفی، در روحیه مردم و تضعیف جبههها و بهرهبرداری مخالفان را میدادند... سپس احمدآقا به منزل آمد و راجع به مشکل اراضی واگذاری حاکم شرع شهرداری و سئوالی که دادستان تهران در این خصوص از امام کرده بود، مشورت کرد... درباره مشکلات سپاه و مسئله مخالفت جمعی از پاسداران با فرماندهی بحث شد. آقای معادیخواه، درباره پیشنهادهای اصلاحی آستان قدس [رضوی] درباره اساسنامه بنیاد تدوین تاریخ، تلفنی صحبت کرد که یک طرفه است؟ آن راخواندم، درست میگوید. شب، اعضای شورای فرماندهی سپاه آمدند و برای مشکل مخالفتهای پاسداران با فرماندهی، تقاضای چارهجوئی داشتند. قرار شد من با آنها صحبت کنم و آنها را از مخالفت در این موقعیت جنگ، برحذر دارم.(صص387-386)
سهشنبه 29 آبان 1363: ...ظهر، پسر آقای موحدی کرمانی- که یکی از فرماندهان سپاه است- آمد و انتقاداتی به شیوه عمل فرماندهی سپاه داشت و مشورت میکرد برای ماندن در سپاه که گفتم بماند؛ آقای سیدمحمدرضا بهشتی، [فرزند شهید بهشتی] آمد. برای سازمان فجر اسلام، کمک میخواست و خبر از کامل شدن نامه انتقاد به حزب [جمهوری اسلامی] توسط پنج نفر را داد... آقای عبدالوهاب فرمانده معزول منطقه ده سپاه تهران آمد. گزارشی از برخورد و اختلافاتش با فرماندهی سپاه داد و ادعای مظلومیت دارد. ناراحتیهای اخیر [سپاهیان]، تا حدودی مربوط به طرفداران ایشان است. ایشان را نصیحت کردم که در زمان جنگ، چارهای جز صبر و گذشت نیست.(ص390)
چهارشنبه 30 آبان 1363: ...آقای [دکتر عبدالله] جاسبی آمد. گزارش پیشرفت کار دانشگاه آزاد اسلامی را داد و کمک خواست. درباره حزب [جمهوری اسلامی] و سازمان زنان اسلامی، صحبت کرد. آقای [رضا] امراللهی مسئول سازمان انرژی اتمی آمد و گفت، آلمان حاضر نیست در زمان جنگ، کار نیروگاه اتمی بوشهر را به طور جدی شروع کند و حتی ممکن است بعد از جنگ هم، همکاری لازم را ننمایند و تحت فشار آمریکا است... شب، نخستوزیر آمد. به خاطر مسافرت آقایان خامنهای و موسوی اردبیلی جلسه سران قوا نداشتیم؛ ولی با آقای میرحسین موسوی درباره حزب [جمهوری اسلامی] صحبت کردیم؛ ایشان و دوستانش، بنا دارند در صورت تداوم سیاست کنونی، از حزب کنارهگیری کنند. من به ایشان پیشنهاد کردم که بهتر است در جهت اصلاح حزب حرکت کنند. قرار شد برای اصلاح اقدام شود.(صص394-391)
آذر 1363
پنجشنبه 1 آذر 1363: ...آقای محسن رضائی آمد. گزارشی از پیشرفت کار تهیه مقدمات عملیات آینده دارد و مخصوصاً از ابتکار [ساخت] بولدوزر فعال در آب راضی بود. از تحرک مخالفانش در سپاه و کارشکنی در منطقه تهران، علیه فرماندهی [سپاه] اظهار ناراحتی شدیدی و درخواست اجازه برخورد خشنتر و تنبیه مخالفان را داشت.(ص399)
جمعه 2 آذر 1363: ...اقامه نماز جماعت جمعه را به عهده آقای امامی کاشانی گذاردم و طبق معمول درباره مطالب روز مشورت کردند و موضوعاتی را [برای ارائه] تذکر دادم... عصر، جمعی از اعضای مؤتلفه [اسلامی] آمدند؛ انتقاداتی به وضع قوه قضائیه... و نیز انتقاداتی به دولت، در مورد حذف نیروهای مخالف خط خودش و ضعف مدیریتها داشتند. از عدم هماهنگی من در مجلس، با خط خودشان، گله داشتند. توضیحاتی دادم و خطر حمایت از سرمایهداری و عدم حمایت از محرومان را [به آنها] تذکر دادم.(صص401-400)
شنبه 3 آذر 1363: ...عصر، آقای طباطبائی مسئول بنیاد مستضعفان آمد. از دخالتهای زیاد آقای- نخستوزیر- در کارش و بهم زدن برنامههایش شکایت داشت. میخواهد استعفاء بدهد و فکر میکنم، نخستوزیر هم میخواهد، ایشان را عزل کند... آقای [کمال] خرازی و آقای [علی اکبر] ولایتی، تلفنی درباره کیفیت برخورد با اعلامیه الکساندر هِی، رئیس صلیب سرخ بینالمللی- که در مورد اسرای عراقی، مغرضانه با ما برخورد کرده- مشورت کردند.(ص402)
یکشنبه 4 آذر 1363: ...شب، آقای محسن رضائی آمد. از من میخواست در مراسم معرفی فرمانده سپاه مرکز که احتمال ابراز مخالفت از طرف بعضیها میرود، شرکت کنم. گفتم صلاح نیست. نشان از ضعف شما و قدرت مخالفان است. قرار شد آقایان ساداتیان و اقبالی بروند.(ص405)
دوشنبه 5 آذر 1363: ...ظهر، آقایان [محسن] رضائی و [محسن] رفیقدوست و [سیدجلال] ساداتیان آمدند. گزارش مراسم معرفی فرمانده سپاه [پاسداران] تهران را آوردند که عدهای از مخالفان فرماندهی، شلوغ و اغتشاش کرده بودند. اجازه تعقیب آنها را میخواستند... آقایان [شیخ حسن] صانعی و [محمدعلی] انصاری آمدند و گفتند، امام سرماخوردگی دارند و از اندرون بیرون نمیآیند. احمدآقا هم از شهر بیرون رفته است. به خدمت امام رفتم. امام در اندرون، تنها بودند و سرفه میکردند. دکتر سفارش کرده است از اتاق بیرون نروند. به امام ورود [محموله] اسلحه مهم از لیبی به ایران را اطلاع دادم. خبر عملیات آینده را گفتم و راجع به [جایگزینی] شورای انقلاب فرهنگی به جای ستاد انقلاب فرهنگی هم صحبت کردم.(ص407)
سهشنبه 6 آذر 1363: ...به جلسه علنی رفتم. [آقای ایرج صفاتی دزفولی به عنوان] رئیس دیوان محاسبات انتخاب شد... مسئله اختلافات داخلی سپاه درباره فرماندهی خیلی وقتم را گرفت. عصر، آقای ناطقنوری آمد. از درگیریهای افراد سپاه [پاسداران] با افراد کمیته [انقلاب اسلامی] بر سر مسائل حجاب، نگران بود.(ص407)
چهارشنبه 7 آذر 1363: ...شب، مهمان آقای [موسوی] اردبیلی بودیم. آقای [موسوی] اردبیلی مذاکرات خصوصی خود با آقای حافظ اسد [رئیسجمهور سوریه] را نقل کرد. درباره مسئله ستاد انقلاب فرهنگی و وزیر علوم هم بحث شد. [در این باره] به جایی نرسیدیم. درباره آزاد کردن [خرید و فروش] بخشی دیگر از کالاها، مثل برنج و درباره تقویت صادرات و اجازه استفاده از ارز صادراتی به صادر کنندگان صحبت شد.(ص410)
پنجشنبه 8 آذر 1363: ...آقای [جواد] اژهای آمد و رونوشت نامهای را که به امضای پنج نفر: آقایان مهندس [میرحسین] موسوی، [مسیح] مهاجری، [جواد] اژهای، [سیدمحمدرضا] بهشتی و [ابوالقاسم] سرحدیزاده به آیتالله خامنهای نوشتهاند- و به خط غالب در حزب انتقاد کردهاند- آورد... ظهر، عبدالله نوری آمد و راجع به مسائل جاری و تلاش برای طرد انقلابیها و محاصره آیتالله منتظری و... اظهار نگرانی نمود... آقای [شیخ حسن] صانعی [از دفتر امام] تلفن کرد و گفت امام دستور دادهاند، سران قوه درباره وضع دانشگاهها، فوراً تصمیمگیری نمایند. گفتم ما تصمیم گرفتهایم و خدمت امام هم گفتهایم. رئیسجمهور و نخستوزیر هم تلفن کردند و در همین باره صحبت کردیم.(صص411-410)
جمعه 9 آذر 1363: نماز جمعه را آیتالله خامنهای اقامه کردند... شب، آقای حسین مرعشی، معاون استاندار کرمان آمد.(ص412)
شنبه 10 آذر1363: ...جلسه شورای [سرپرستی صداوسیما] تشکیل شد. معاون فنی [صداوسیما] درباره اولویتهای پوشش دادن سیما به روستاها، مشورت داشت. گزارش داد که سیوسه هزار روستا (نصف روستاهای کشور)، [به دلیل عدم پوشش فرستنده سیما]، از تماشای تلویزیون محرومند.(ص412)
یکشنبه 11 آذر 1363: ...قبل از دستور، در مقابل اظهارات آیتالله منتظری تشکر کردم و با تشکر، راه سوءاستفاده نفاق افکنان را- که شروع کرده بودند به گفتن اینکه، ایشان از مجلس انتقاد کرده است- بستم و متقابلاً از ایشان خواستم که به مسائل بنیادی فکری بپردازند... در جلسهای در دفتر رئیسجمهور با حضور آقای محسن رضائی شرکت کردم. بیشتر وقت را، بحث درباره مشکل مخالفان فرماندهی سپاه گرفت. [آقای محسن رضایی] درباره عملیات آینده توضیحاتی داد... آقای [شیخ حسن] صانعی، تلفنی از امام دستور ابلاغ کرد که سعی کنیم در مورد ستاد انقلاب فرهنگی با آقای خامنهای به وحدت نظر برسیم و نتیجه را به امام پیشنهاد نمائیم؛ مذاکره کردیم. اضافه شدن افرادی را بر تعداد مورد نظر گذشته، توافق کردیم. قرار شد بعداً روی [انتخاب] افراد، تصمیم بگیریم... در شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] شرکت کردم. بیشتر بحثها راجع به [تأمین] بودجه [حزب] بود. مخالفان دولت، از [میزان] بودجه [حزب] انتقاد میکردند.(صص414-412)
دوشنبه 12 آذر 1363: ...تلفنی با نخستوزیر، رئیسجمهور، رئیس دیوان عالی کشور، بیت امام، صداوسیما و با دفترم، درباره امور جاری مذاکره نمودم. از نخستوزیر خواستم که یکی از معاونانش را در امر تدارکات جنگ تعیین کند. با آقای مهدوی کنی درباره نماز جمعه، تلفنی گفتگو کردم.(ص414)
سهشنبه 13 آذر 1363: ...ربوده شدن یک هواپیمای کویتی با 155 سرنشین و 11 خدمه و آمدن [هواپیمای ربوده شده] به فرودگاه مهرآباد مطرح بود... آقای محمدجواد حجتی کرمانی که اخیراً مشاور فرهنگی رئیسجمهور و معاون علمی کتابخانه مجلس [شورای اسلامی] شده آمد؛ حرفهای تازهای نداشت. روحیهاش بهتر شده است. از لزوم بیداری در مقابل توطئه ایجاد تفرقه، مخصوصاًبین من و آقای خامنهای گفت... ربایندگان هواپیما، از عربهای مسلمان انقلابی هستند و آزادی همرزمانشان را از زندان کویت میخواهند که پس از انفجار سفارت آمریکا در کویت بازداشت و محکوم شدهاند. [پس از ربودن هواپیما]، یک آمریکائی را کشته و جسدش را تحویل دادهاند و عدهای [از مسافرین هواپیما] را آزاد کردهاند. میگویند، شخصیتهای مهم کویتی، پاکستانی و آمریکائی در هواپیما گروگان هستند.(صص417-414)
چهارشنبه 14 آذر 1363: ...شب، سران قوا در مجلس، مهمان من بودند. بخشی از بحث، در کیفیت برخورد با هواپیماربایان گذشت. خواستشان آزادی زندانیان مسلمان مجاهد کویت است و برای انتقام از دولت کویت به خاطر همکاری آنها با عراق، در بردن هواپیمای ربوده شده ایرانی به عراق آوردهاند.(ص417)
پنجشنبه15 آذر 1363: از وضع هواپیمای ربوده شده، استفسار کردم؛ بحرانی است... راجع به هفته وحدت و حادثه ناگوار پخش مواد سمی از کارخانه شیمیائی آمریکائی، در «بوپال» هندوستان- که منجر به مرگ حدود دو هزار نفر و مسموم شدن حدود هفتاد هزار نفر شده است، - صحبت کردم... خبر رسید که امروز هواپیما ربایان یک [مسافر] آمریکائی [دیگر] را کشتهاند... شب، با تماس تلفنی با مراجع مسئول، وضعیت هواپیمای کویتی را استفسار کردم. قائممقام وزارت امور خارجه، آقای [علی محمد] بشارتی گفت، امید به حل مسالمتآمیز [جریان هواپیما ربایی] بیشتر شده است.(صص421-418)
جمعه 16 آذر 1363: با آقایان خامنهای و [میرحسین] موسوی درباره سرنوشت هواپیمای ربوده شده کویتی، صحبت کردم. پیشرفتی [در حل مسئله هواپیماربایی] نیست... نامهای هم از [طرف رونالد] ریگان [رئیسجمهور آمریکا] به خاطر اهمیت آمریکائیان موجود در هواپیما، به امیر کویت آمده است. قرار شده بیانیه هواپیماربایان در مقابل آزادی گروهی از گروگانها، از رسانهها پخش شود... به خبرگزاری جمهوری اسلامی گفتم، اعلامیه هواپیماربایان [از رسانهها] پخش کنند و منتظر موافقت دولت کویت نباشند... از رئیسجمهور خواستم که دستور آماده باش به پدافند [هوایی] بدهند. احتمال ماجراجوئی آمریکائیها [درباره هواپیمای ربوده شده] میرود.(صص422-421)
شنبه 17 آذر 1363: اسامی جمعی از دانشگاهیان را برای عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی که مورد توافق [آیتالله خامنهای] رئیسجمهور و من بود، برای امام فرستادم. احمدآقا هم تلفن کرد و درباره آن افراد و متن بیانیه امام [درباره عضویت آن افراد در شورای عالی انقلاب فرهنگی] مشورت کرد.(ص422)
یکشنبه 18 آذر 1363: ...مسئله هواپیمای کویت، حاد شده بود. [ربایندگان هواپیما] اعلام داشته بودند که هواپیما را با هفت نفر باقی مانده- که گویا آمریکائی و کویتی بودند- منفجر خواهند کرد... عصر هم دکتر ولایتی آمد، [از جریان هواپیماربایی] ناراحت بود. بالاخره قرار شد مسئله را حتی [اگر شده]، با عملیات نظامی ختم کنیم. تصمیم به مسئولان سپاه ابلاغ گردید و قرار شد [جریان بازپسگیری هواپیما] حتیالامکان، بدون تلفات صورت گیرد.(صص425-423)
دوشنبه 19 آذر 136: خبر پایان یافتن جریان هواپیمای ربوده شده کویت را- که انتظار [خبر] آن را داشتم- شنیدم. نیروهای ویژه ما، در یک عملیات برقآسا، آنها را خلع سلاح کرده و گروگانها را آزاد کردهاند... آیتالله منتظری، بعد از ملاقات با امام، به منزل ما آمدند و دو ساعتی با هم درباره امور کشور و جنگ مذاکره کردیم. ایشان، طبق معمول از کمبودها و نارسائیها گفت. من از ایشان به خاطر انتقاد زیاد از دولت و خالی کردن دل مردم، گله کردم و در خصوص جنگ، به ایشان حسن پیشرفت امور را تأکید نمودم.(صص427-425)
سهشنبه 20 آذر 1363: ...به مناسبت عید میلاد [حضرت رسول اکرم(ص)]، برای زیارت امام، به حسینیه جماران رفتیم. حدود یک ماه بود که امام، ملاقات عمومی رسمی نداشتند... بعد از مراسم، رئیسجمهور و آقایان صیاد [شیرازی] و محسن رضائی آمدند. درباره نیازهای عملیات آینده بحث کردیم. نظامیها، [فرماندهان سپاه و ارتش] عملیات را وسیعتر از حد مورد نظر، ترسیم کردهاند و نیازهای جدید [ی برای عملیات] خلق شده است... اول شب، آقای [مصطفی] کفاشزاده آمد. از فرانسه آمده و مدعی است که شخصیتی از نزدیکان [فرانسوا] میتران [رئیسجمهور فرانسه]، میخواهد با نمایندهای از طرف من، صحبت کند. قبلاً قرار بود [این شخص] همراه [فرانسوا] میتران به سوریه برود و در آنجا با آقای محتشمی [سفیر ایران درسوریه] صحبت کند؛ نتوانسته به آنجا برود.(صص428-427)
چهارشنبه 21 آذر 1363: ...عصر، آقایان محسن رضائی و [علی] شمخانی آمدند و برای ملاقات با آیتالله منتظری مشورت کردند... شب، با سران دیگر قوا، مهمان رئیسجمهور بودیم. درباره برنامههای صداوسیما، جنگ، مسافرت نخستوزیر به ترکیه و آلمان شرقی، مالیاتها، دادگاهها، تعویض آقای [اسدالله] لاجوردی [دادستان انقلاب تهران]، شورای عالی انقلاب فرهنگی و موارد دیگر بحث شد.(ص430)
پنجشنبه 22 آذر 1363: ...آقای [شیخ حسن] صانعی از طرف امام پیغام داد که من با مخالفان فرماندهی سپاه صحبت کنم. بنا بود، خود امام با آنها صحبت فرمایند. رئیسجمهور در این مورد نظر مخالف دادهاند و امام منصرف شدهاند. گفتم روز شنبه، خدمت امام خواهم رسید. با آقای [واعظ] طبسی درباره بنیاد تدوین تاریخ انقلاب صحبت کردم. از به عهده گرفتن مسئولیت آن بنیاد منصرف شدهاند. با آقای [ابوالفضل] توکلیبینا صحبت کردم، ساختمان زرگنده را که بنیاد مستضعفان در اختیار دانشگاه آزاد اسلامی گذاشته است، تکمیل نماید.(ص431)
جمعه 23 آذر 1363: ...برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم.(ص432)
شنبه 24 آذر 1363: خدمت امام رسیدم. راجع به ملاقات امام در یک جلسهای با فرماندهان سپاه و مخالفان آنها و نصیحت مخالفان و ضبط مذاکرات، نظر موافق دادم. قبلاً هم نظر خود امام، همین بوده است. ولی آقای رئیسجمهور، مصلحت نمیدانند که مخالفان برای ملاقات با امام دعوت شوند. قرار شد در این مورد با رئیسجمهور مذاکره شود. در مورد شورای عالی انقلاب فرهنگی، پیشنهاد کردم که امام در دستوری تصریح فرمایند که سیاستگذاری و تصویب برنامهها با شورا، و کارهای اجرائی برعهده مجریان باشد. راجع به فکر مخالفت با اصل مالیات به عنوان حکم اولی که بعضیها دارند وآقای [احمد] آذری قمی هم در این خصوص جزوهای پخش کرده است، با امام صحبت کردم.(صص433-432)
یکشنبه 25 آذر 1363: ...پیغام شفاهی امام را قبل ازشروع جلسه به نمایندگان گفتم که امام از دخالت بعضی از نمایندگان در امور سپاه و همراهی با مخالفان فرماندهی، ابراز نارضایتی کرده بودند. برای خواباندن سروصداها خیلی مؤثر افتاد. گرچه آنها را خیلی دمق کرد. حدود نود نفر از نمایندگان به من نامهای نوشته بودند و خواسته بودند نمایندگان مخالف، اعتراضاتشان را [در مورد فرماندهی سپاه] در حضور نمایندگان مجلس، علیه فرماندهی مطرح کنند... شب، با شورای سپاه با حضور رئیسجمهور جلسه داشتیم. درباره کیفیت حل مشکل مخالفتها در سپاه بحث بود. بالاخره قرار شد از امام بخواهم، پیامی شبیه به نمایندگان مجلس به سپاهیان بدهند.(ص433)
دوشنبه 26 آذر 1363: ...[آقای محمد نبی حبیبی] شهردار تهران و گروهی از مسئولان متروی تهران آمدند. به وضع طرح مترو، رسیدگی شد. قرار شد برای فعال شدن آن اقدام شود. در قوانین قبلی [مسئولیت طرح مترو] در اختیار شهرداری تهران بوده و شورای انقلاب، آن را در اختیار وزارت کشور گذاشته و هیأت دولت دو، سه سال پیش، بیجهت طرح مترو را متوقف کرده است... عصر، واحد حزب [جمهوری اسلامی] مجلس، جلسه کانون داشت. آیتالله خامنهای صحبت کردند.(ص434)
سهشنبه 27 آذر 1363: ...ظهر، آقای صابری همدانی آمد. قبلاً نماینده آقای آیتالله بروجردی در ترکیه بوده است. پسرشان در اسپانیا به اتهام نادرست شرکت در باند تروریستی ایرانی دستگیر شده؛ برای استخلاص او کمک میخواست. مدتی است چند نفر از جوانان ایرانی به این اتهام، در آنجا بازداشتند... شب، اولین جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی، در دفتر رئیسجمهور تشکیل شد. آیتالله خامنهای به عنوان رئیس [شورای عالی انقلاب فرهنگی] انتخاب شدند. قرار شد محدوده کار شورا، در سیاستگزاری و تصویب برنامهها باشد و در مسایل اجرایی دخالت نکنیم.(صص436-434)
چهارشنبه 28 آذر 1363: ...یکی از سران ساواک زمان شاه آمد. چند سال در زندان بوده و عفو خورده است؛ پیشنهاد همکاری با جمهوری اسلامی میکرد. سئوالاتی از او کردم. مدعی است در یک پارکینگ، اغذیهفروشی دارد و امرار معاش میکند. قرار شد، بعداً به او اطلاع بدهم. شب در جلسه سران قوا در این مورد مشورت کردم؛ موافق بودند که از او استفاده شود... در جلسه نمایندگان تهران با مسئولان مترو، شرکت کردم. برای شروع کار متروی شهر تهران تصمیم نهائی را گرفتیم. قرار شد برای رفع مشکلات و تأمین بودجه اقدام شود... در جلسه سران قوا در دفتر نخستوزیر، درباره کیفیت مبارزه با فساد اخلاقی- که رو به توسعه است- بحث شد. قرار شد [آقای ناطقنوری]، وزیر کشور، طرحی بیاورد. نامه وزیر نفت از اوپک، مطرح شد که وزیر نفت مصر، پیامی از [آقای حسنی مبارک] رئیسجمهور مصر به رئیسجمهور داده که مایل است با ایران، روابط صمیمی بشود و مدعی است که دیگر به عراق کمک نمیکند و خانواده شاه معدوم را به مصر راه نمیدهد.(صص437-436)
پنجشنبه 29 آذر 1363: ...ملاقاتی با فرماندهان کمیتههای انقلاب [اسلامی] داشتم. گزارشی از کارشان دادند و من هم مفصلاً در دلداریشان صحبت کردم. از اینکه امام، مانع انتقال [مسئولیت] حفاظت [از شخصیتها] از سپاه به کمیته [انقلاب اسلامی] شدهاند، ناراحتاند.(ص438)
جمعه 30 آذر 1363: ...برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم. تلفنگرام وزارت نفت رسید که به دو کشتی نفتکش نروژی و لیبریائی که از خارک بارگیری کرده بودند، موشک عراقی خورده است... با رئیسجمهور در این خصوص، تلفنی صحبت کردم.(ص438) ادامه دارد ...