هنوز چند ماه از عملیات ناکام 18 تیر توسط اصلاح طلبان نگذشته بود که آنان در محافل خصوصی زمزمه هایی به راه انداختند مبنی بر اینکه اصلاح طلبی، شهید می خواهد تا بتواند جایگاهی در میان مردم پیدا کند و بدین ترتیب بود که در نخستین ساعات روز بیست و دوم اسفند ماه سال 1378 سعید حجاریان، عضو شورای شهر تهران و مشاور سیاسی خاتمی در حالی که قصد ورود به ساختمان شورای شهر را داشت، مورد سوء قصد چند مرد مسلح قرار گرفت و به شدت از ناحیه سر، صورت و گردن، مجروح شد.
خبرگزاری ایسنا دقایقی بعد در اولین خبر ارسالی اش از ترور حجاریان گزارش داد: ساعت 8:30 صبح امروز سعید حجاریان عضو شورای شهر تهران و صاحب امتیاز و مدیر مسئول روزنامه صبح امروز ، در حین وارد شدن به ساختمان شورای شهر در خیابان بهشت مورد اصابت گلوله از سوی دو موتور سوار قرار گرفت. ،شورای شهر تهران ساعت8:30 امروز صبح یک جلسه غیر علنی داشت. به گفته ناظران عینی از ساعت 6 صبح موتوسیکلتی با دو راکب در خیابان بهشت مشغول گشت زدن بود. این گزارش حاکی است در ساعت 8:35 هنگام پیاده شدن حجاریان از خودرو یکی از راکبین موتور به آرامی پیاده شده و به طرف او میآید و با شلیک دو گلوله وی را از ناحیه گونه و کتف مجروح میکند . یکی از خانمهای کارمند شورای شهر که از پشت پنجره شاهد واقعه بوده است، اظهار داشته که سرنشینان موتور که کلاه کاسکت بر سرداشتهاند، قوی هیکل و دارای ریش و سبیل بودهاند. سعید حجاریان بلافاصله پس از زخمی شدن توسط احمد حکیمیپور به بیمارستان سینا انتقال مییابد. حجاریان در حال حاضر تحت عمل جراحی است و حال وی اصلاً مساعد نیست بطوریکه نزدیکان وی اعلام داشتهاند: حجاریان با مرگ دست و پنجه نرم میکند.
نیم ساعت بعد ،محمود علیزاده طباطبایی دیگر عضو شورای شهر تهران در گفت و گو با ایسنا اظهار داشت که طبق مصوبه ماه گذشته شورای عالی امنیت ملی، قرار بود آقای حجاریان از محافظ شخصی استفاده کنند اما تا امروز این مصوبه به اجرا درنیامد. در ادامه گزارش دوم ایسنا آمده بود: بنابه آخرین گزارشهای رسیده، ضاربین مهندس سعید حجاریان که ملبس به اورکتهای امریکایی وکلاه پشمی بودهاند در حالی وی را مورد سوء قصد قرار دادند که نگهبانهای ساختمان شورای شهر تهران از اسلحههای خود جهت مقابله با آنها استفاده ننمودند. یکی از این نگهبانها در گفت و گو با خبرنگار ایسنا تصریح کرد، علیرغم این که جهت محافظت از ساختمان و اعضا اسلحههای یوزی در اختیار آنان قرار گرفته اما این اسلحهها فاقد خشاب هستند. گفتنی است که طبق گزارش خبرنگاران ایسنا حجاریان پس از پیاده شدن از ماشین خود در محاصره ارباب رجوعی قرارگرفت که امروز بیش از حد متعارف و معمول در محل حاضر بود، در این حال یکی از ضاربین از موتور پیاده شده و از فاصله 40 سانتیمتری حجاریان را مستقیماً هدف قرار داد.
اولین تئوریها
اما در حالی که هنوز ساعتی از ترور حجاریان نمی گذشت، تعدادی از عناصر سیاسی تندرو مانند کسری نوری ، اکبر گنجی ، محمد عطریانفر و علیرضا علویتبار در روزنامه صبح امروز حضور یافتند و ضاربان را مخالفان جنبش اصلاح طلبی در ایران معرفی کردند.
هنوز روز بیست و دوم اسفند به ظهر نرسیده بود که ابوالفضل فاتح، مدیرعامل ایسنا نیز اعضای دفتر مرکزی این خبرگزاری را فراخواند و در تحلیلی جدی گفت: قضیه ترور آقای حجاریان، هم راستا با ماجرای قتلهای زنجیرهای و در جست وجوی تکمیل اهداف ناتمام و بحرانآفرین قتلهای پائیز 77 است. صریحترین اظهارنظر را نیز محسن آرمین داشت که ترور را کار گروههای سازمان یافته و تابلودار داخلی و خارجی ندانست وآن را یک کارمحفلی عنوان کرد. استفاده از لغت محفلی در روزهای بعد نیز ادامه یافت و پس از دستگیری عوامل حادثه معلوم شد که ترور واقعاً یک کار محفلی بوده است! این سخنان در حالی بود که همسر و فرزند سعید حجاریان در ساعات اولیه درباره عوامل ترور نظر دیگری داشتند. سید سراج الدین میردامادی نیز که از دقایق اول ترور حجاریان در بیمارستان حضور داشته روایت میکند که همسر و پسر سعید حجاریان که کاملاً بر خلاف خودش متمایل به اقتدارگرایان بودند ، سعی داشتند هنوز تحقیقات به نتیجه نرسیده همگام با کیهان و دیگر بلندگوهای اقتدارگرایان ضارب را وابسته به نهضت آزادی معرفی کنند!
در ساعت 14 خبرگزاری ایسنا گزارش داد که حجتالاسلام یونسی وزیر اطلاعات و حجازی ازسوی دفتر مقام معظم رهبری بر بالین سعید حجاریان حضور یافتند و تیم پزشکی معالج ،آنها را در جریان آخرین تلاشها برای بازگرداندن وی به حالت طبیعی قرار داده است.
بازار داغ اظهارنظر
علی ربیعی، دبیر اجرایی شورای عالی امنیت ملی نیز از افرادی بود که در ساعات اولیه به بیمارستان آمده بودند. او پس از بازدید از وضعیت حجاریان به میان خبرنگاران آمد و در معدود گفت وگوهای رسانهایاش به شرح ماوقع صبح 22 اسفند پرداخت و اظهار داشت: صبح امروز یک موتور سوار با دو راکب در جلوی شورای شهر مشاهده شده و به محض پیاده شدن آقای حجاریان از اتومبیل پیکان او را هدف گلوله قرار دادند. آنها ساعت ورود و خروج وی را از قبل کاملاً میدانستند.
علی ربیعی افزود: 2گلوله به سمت ایشان شلیک شده که یکی از آنها به گونه سمت چپ اصابت کرده است از کنار نخاع گذشته و زیر پوست گردن متوقف مانده است.
مشاور خاتمی همچنین به اقدامات امنیتی پیرامون این ترور اشاره کرد و گفت: کمیتهای متشکل از وزارت کشور و وزارت اطلاعات و شورای عالی امنیت کشور تشکیل شده است و امروز جلسهای نیز در وزارت کشور تشکیل خواهد شد. ضمن اینکه در حال حاضر نیروهای امنیتی در شهر حالت آماده باش دارند. بعد از جلسه امروز کمیته، احتمالا از برخی افراد محافظت بیشتری خواهد شد. ربیعی که سابقه رفاقت با حجاریان را داشت به ترور حجاریان توسط منافقین در سال 60 پرداخت و گفت: حجاریان از نیروهای فکری، تحلیلگر و موثر کشور است. ایشان یکبار دیگر در سال 60 نیز در محله نازی آباد تهران توسط سازمان منافقین مورد سوءقصد قرار گرفته بود. وی در مورد اینکه ترورکنندگان باموتور سی سی 1000 تردد میکردهاند، گفت: احتمال اینکه آنها با کارت جعلی تردد کرده باشند بسیار زیاد است. ربیعی در مورد عدم استفاده حجاریان از محافظ گفت: شورای امنیت ملی تصویب کرده بود که ایشان محافظ داشته باشند اما ایشان امتناع کرده بودند و اظهار تمایل نمیکردند که از اسلحه هم استفاده کنند.
پس از علی ربیعی، علی رضا نوری برادرعبدالله نوری هم به جمع خبرنگاران آمد و خبر داد که براساس اظهارات قبلی حجتالاسلام یونسی وزیر اطلاعات آقایان عبدالله نوری و سعید حجاریان در لیست ترور قرار داشتند که متأسفانه این طرح امروز در مورد سعید حجاریان جامه عمل پوشید.
بازار اظهار نظر همچنان در بیمارستان سینا داغ بود، صفایی فراهانی درباره احتمال شناسایی سریع ضاربان میگفت: وسیلهای که ضاربان در اختیار داشتند، در اختیار مردم عادی نیست و نمیتوان ضاربان را در بین 60 میلیون جمعیت کشور جست وجو کرد، بلکه کافی است آنها را از بین 300 الی 400 نفر به راحتی شناسایی کرد. عباس عبدی هم در پاسخ خبرنگاری که از وی پرسیده بود آیا بعد از این حادثه شما نیاز به محافظ ندارید، اظهار می داشت:جبهه دوم خرداد، هزینه خواست عمومی را میدهد و خواهد داد.
مانند ناصرالدینشاه
اما جدا از اظهار نظرها اولین اقدام اجرایی برای شناسایی ترورکنندگان، از سوی شورای امنیت کشور صورت گرفت. علی ربیعی در بیمارستان صدرا از تشکیل کمیته ای به ریاست سیدعبدالواحدموسوی لاری وزیر کشور و با حضور نماینده وزارت اطلاعات خبر داد. ربیعی که مشاور رئیس جمهور نیز بود در یک اظهار نظر رسمی اعلام کرد: «کسانی که حجاریان را برای ترور انتخاب کرده اند، می دانستند که با این اقدام، کشور را به بحران میکشانند.» هرچند بعد از افشای نوار مکالمه ترورکنندگان با یکی از اعضای شورای شهر اول و درز برخی اطلاعات درباره اهداف این ترور به رسانه ها هیچگاه مشخص نگشت چه کسانی سعید حجاریان را انتخاب کرده بودند.
محمد علی ابطحی سالها بعد خاطراتش از روز ترور حجاریان را منتشر کرد و نوشت: با مسئولان امنیت تماس گرفتم و گفتم مراقب باشند. در این شرایط باید مراقب خیلی کسان دیگر هم باشند. ترور کسانی مثل گنجی، علیرضا نوری، رضا خاتمی و حتی (آیت الله) مصباح یزدی و حسین شریعتمداری میتواند خیلی معادلات را بر هم بزند. با روحانیون مبارز هم تماس گرفتم که بیانیه بدهند. وزارت کشور و وزارت خارجه هم بیانیه دادهاند. در وزارت اطلاعات هم ستادی تشکیل شده است. از طرف دیگر، منافقین هم اعلام کردهاند که کار ما نبوده است. ساعت ۱۰ و نیم صبح به اتفاق موسوی لاری، بهزاد نبوی، تاجزاده، امینزاده و خانیکی جلسهای در دفتر من تشکیل شد. دوستان معتقد بودند که سبک کار (انتخاب سوژه و عملکرد آماتوری) نشان میدهد که این ترور کار منافقین نبوده؛ احتمالاً فضای اجتماعی سریعاً به این سمت خواهد رفت که جناح مقابل کارگردان ماجرا بوده؛ زمان حادثه (بعد از شکست جناح راست در انتخابات) و شخص ترور شده (تئوریسین جناح چپ) مؤید این فرضیهاند. اگر این فرضیه درست باشد زمینهها و اهداف مختلفی دارد: ۱. این عمل محصول خشم و نفرت ناشی از شکست است. ۲. تلاش میشود فضای کشور از فضای سیاسی به فضای امنیتی منتقل شود. ۳. ممکن است هدف اصلی ابطال انتخابات باشد. به لحاظ تبلیغاتی باید تلاش کنیم که همه این کار را محکوم کنند.
ابطحی نکته جالبی نیز از قول بهزاد نبوی نقل می کند: نبوی تأکید داشت که اگر سعید شهید شد، مثل ناصرالدین شاه فعلاً او را زنده اعلام کنیم تا بتوانیم اوضاع را به کنترل در آوریم و تصمیم بگیریم.
چرا حجاریان؟
سعید حجاریان متولد ۱۳۳۳ هجری شمسی است. حجاریان که به گفته خودش پیش از انقلاب سابقه زندان ندارد ، پس از پیروزی انقلاب به واسطه ارتباطاتش به عضویت کمیته ضدکودتا در کودتای نوژه در میآید و با تأسیس معاونت اطلاعات نخست وزیری به همراه خسروتهرانی، تقی محمدی و عباس عبدی به این دستگاه امنیتی می پیوندد. او که از متهمان انفجار نخست وزیری بوده ، پس از روی کار آمدن میرحسین موسوی به او نزدیک شده و مامور تاسیس وزارت اطلاعات می شود. او درباره تاسیس وزارت اطلاعات می گوید: با توجه به تجربیاتی که کسب کرده بودیم و وضعیت عمومی امنیت در کشور با کمک بچههای کمیته ستاد مشترک و دفتر اطلاعات نخست وزیری طرحی را تدوین کردیم و توسط آقای الویری در مجلس اول 16 امضا برایش جمع کردیم و به هیات رئیسه ارائه شد. این طرح ابتدا مخالفتهای جدی را برانگیخت. درکمیسیون داخله ابتدا به مسوولیت آقای موحدی کرمانی و بعد با مسوولیت مرحوم موحدی ساوجی و بعدها هم که کمیسیون ویژهای با مسوولیت آقای روحانی برای این موضوع تشکیل شد، طرح مورد بررسی قرار گرفت. درهمه این مدت چه زمان پیشنهاد و چه زمان بررسی و دفاع از طرح، من به عنوان نماینده دولت حضور داشتم. به طور جدی میتوان گفت که این طرحی بود که در ابتدا همه با آن مخالف بودند. من خیلی تلاش کردم برای اینکه این طرح جا بیفتد. روسای سه قوه مخالف این طرح بودند. سپاه مخالف این طرح بود. هر یک به نوعی استدلال میکرد که تمرکز کار اطلاعاتی در وزارتخانه مخالف مصلحت کشور و یا تقسیم کار حکومتی است. عمده کار این طرح هم در مجلس دوم انجام شد که مجلس نسبتا راستی بود و به طورطبیعی با من که از نظر آنها سابقه جالبی نداشتم و مرا به عنوان عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی میشناختند که در دفترنخستوزیری با سابقهای که از کشمیری به جامانده بود فعال بودم و... سر سازگاری چندانی نبود. با این حال تلاش فوقالعادهای صورت گرفت که این طرح رای لازم را بیاورد. آقای موسوی اردبیلی با این طرح مخالف بود و استدلال میکرد که اطلاعات ذیل و ضابط قضائی است و از بازجویی، تعقیب، مراقبت و دستگیری گرفته تا محصول کار آنها به کار قوه قضائیه مربوط میشود و در واقع یک پلیس قضائی باقدرت است.
از این جهت با تشکیل وزارتخانه زیرنظر دولت مخالف بود. (آیتالله) آقای خامنهای که رئیس جمهور وقت بودند استدلالشان این بود که برای رئیسجمهور ابزاری باقی نمانده است و باید دو نهاد به عنوان بازوی رئیسجمهور زیر نظراو باشد؛ یکی سازمان برنامه و یکی هم اطلاعات. از طرف ایشان آقای جواد مادرشاهی میآمد که از قدرت استدلال و نطق بالایی برخوردار بود. انصافاً هم کار کرده بود و تمام سرویسهای کشورهای مختلف را مورد مطالعه قرار داده بود. نمودار میآورد. چارت تشکیلاتی سرویسها را روی تخته میکشید و خلاصه برای طرح استدلالهای خودش معرکه میگرفت و من هم مجبور بودم با او مخالفت کنم. آقایهاشمی هم که رئیس مجلس بود و چون عملا فرماندهی نیروهای مسلح و ریاست شورای عالی دفاع را هم داشت با سپاهیها نزدیک بود. سپاهیها آن موقع جدیترین مخالفتها را میکردند. یادم میآید محسن رضایی و رضا سیفاللهی به من میگفتند تو از کشمیری بدتری. چرا که امام دو بازو دارد یکی بازوی نظامی و دیگری بازوی امنیتی. تو میخواهی با تمرکز اطلاعات در دولت عملا یک بازوی امام را قطع کنی و آن را بوروکراتیزه کنی. توقع آنها این بود که این دو بازو هر دو در سپاه جمع شوند.هاشمی هم طرفدار استدلال آنها بود. شهید محلاتی هم که نماینده امام در سپاه بود از این استدلال دفاع میکرد. اما با همراهی مجلس دوم و تاکید امام خمینی برای وزارتخانه شدن دستگاه اطلاعاتی ،در نهایت طرح حجاریان به نتیجه می رسد اما نکته قابل توجه آنجاست که حجاریان که به عنوان نماینده دولت در جلسات مجلس درباره تاسیس وزارت اطلاعات حاضر می شده درباره شرط مجتهد بودند وزیر اطلاعات سکوت می کند. با تاسیس وزارت اطلاعات، حجاریان به این وزارتخانه می رود و گفته میشود معاونت امنیت داخلی را برعهده می گیرد . حجاریان مدتی کوتاه نیز معاون محسن میردامادی در استانداری خوزستان می شود و با آغاز به کار دولت اکبرهاشمی رفسنجانی با خروج از وزارت اطلاعات به مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری میرود. حجاریان که از شاگردان ارشد حسین بشیریه بود، در انتخابات مجلس پنجم کاندیدا شد اما نتوانست رای بیاورد. با پیروزی محمدخاتمی در دوم خرداد، حجاریان مشاور سیاسی –امنیتی خاتمی می شود و با شرکت در انتخابات شوراها به شورای شهر تهران راه می یابد. او همچنین روزنامه صبح امروز را نیز تاسیس می کند . بسیاری از فتنه ها و جنجالهای سالهای 79-76 با تئوری پردازی و هدایت حجاریان انجام شد.
به نظر می رسید انتخاب حجاریان برای ترور کاملاً حساب شده بود و قتل او در آن فضای پرالتهاب سیاسی می توانست به یک فتنه بزرگ، در تاریخ انقلاب اسلامی تبدیل شود. پس از وقوع این حادثه، عمده شخصیت های حقیقی و حقوقی سیاسی و مذهبی، با تمام سلیقه هایی که داشتند، این ترور را به شدت محکوم و آن را اقدامی در جهت به بحران کشاندن نظام ارزیابی کردند. رهبر معظم انقلاب نیز با صدور پیامی مهم، این اقدام را جنایت آمیز و ناجوانمردانه خواندند و از نیروهای امنیتی و انتظامی کشور مؤکداً خواستند که با دقت و سرعت هر چه تمام تر، در شناسایی و مجازات عاملین این توطئه سازمان یافته، اقدام نمایند. مقام معظم رهبری در بخش دیگری از اطلاعیه، این اقدام را گوشه ای از یک توطئه خطرناک بر ضد مصالح کشور، ملت و نظام توصیف کرده و اضافه فرمودند: «بزرگ ترین خدمت به جنایتکاران و دشمنان انقلاب این است که به جای هوشمندی و شناخت دشمن توطئه گر، کسانی از این حادثه تلخ برای هیجان افکار عمومی و ایجاد جوّ سوءظن و اغتشاش استفاده کنند و کار را برای مأموران امنیت ملی دشوار سازند. . . کسانی که با تهییج افکار عمومی و نشانه گرفتن اشخاص و جناح های داخلی، جو اضطراب و ناامنی را تشدید می کنند، دانسته یا ندانسته به دشمن کمک می رسانند. »
اما آنچنان که اشاره شد ، دقایقی پس از ترور سعید حجاریان یک جریان سیاسی که فرصت را برای تسویه حساب ، از هر جهت مناسب یافته بود، دست به غوغاسالاری، گمانه زنیها و اتهامات بیاساس علیه برخی از شخصیتهای شاخص سیاسی و دینی، مراجع عظام تقلید، نهادهای انقلابی و نظامی و گروه های ارزشی وفادار به آرمانهای امام زد. در این ماجرا صدا و سیمای جمهوری اسلامی سخت مورد تهاجم و تعرض قرار گرفت. بهانه این تهاجم نیز صرفاً انعکاس اطلاعاتی از منابع قضایی و امنیتی کشور، در خصوص برخی از متهمین این پرونده بود. حدوداً پنجاه روز پس از دستگیری مظنونین اصلی این جنایت، از جمله شخصی به نام «محمد علی مقدمی» رازی از پرده برون افتاد که همه تحلیل ها و اتهامات بی اساس جبهه اصلاح طلب، به یک باره زیر سؤال رفت و موج اتهامات و جنجال علیه جناح راست، به ناگاه فرو خوابید، چرا که محمد علی مقدمی که یکی از عوامل اصلی این ترور بود، از فعالان جبهه مشارکت ایران اسلامی به شمار می آمد و گرایش این شخص به حزب مشارکت و همکاری با آن به قدری روشن بود که کسی نمی توانست آن را انکار کند. هر چند جبهه مشارکت با انکار عضویت وی در آن حزب تلاش کرد تا گرایش سیاسی وی به جریان اصلاح طلب را نیز مورد تردید قرار دهد. محمد علی مقدمی در ماجرای ترور حجاریان، مأموریت داشت تا با تحویل نامه ای از حکیمی پور (یکی از اعضای نخستین شورای شهر تهران) به سعید حجاریان، وی را برای لحظاتی متوقف سازد، تا دوست دیگرش (سعید عسگر) با استفاده از این فرصت، حجاریان را مورد هدف قرار دهد.
در نامه ای که حکیمی پور به سعید حجاریان نوشته بود، در آن از میزان وابستگی محمد علی مقدمی به جبهه مشارکت و نقش وی در انتخابات مجلس ششم و ریاست جمهوری، به خوبی پرده برداشته شد. متن این نامه چنین است:
«برادر گرامی، جناب آقای حجاریان، سلام علیکم حامل نامه آقای مقدمی از برادران فعال جبهه مشارکت و مجمع روحانیون مبارز، در انتخابات اخیر و ریاست جمهوری در منطقه 17 تهران که سابقه شش سال فعالیت مستمر در حفاظت مجلس دارند، به خدمت می رسند. ایشان اخبار مهمی از فعل و انفعالات امور داخلی و اداری مجلس در این ایام دارند که اطلاع آنها بسیار ضروری میباشد. حکیمی پور»
دستگیری عاملان ترور
چند روز از سال 79 نگذشته بود که مشخص شد که واحد اطلاعات سپاه، برخی عاملان ترور سعید حجاریان را بازداشت کرده و در اختیار وزارت اطلاعات قرار داده است. پس از چند روز بازجویی در وزارت اطلاعات ، قوه قضائیه متهمان را در اختیار گرفت . متهم اصلی سعید عسگر دانشجوی مهندسی شیمی دانشگاه آزاد اسلامی تهران جنوب بود.او به همراه محسن (مرتضی) مجیدی همدست که موتور را میراند، حجاریان را در اسفند هفتادوهشت در روی پلکان ساختمان شورای شهر مورد سوءقصد قرار داده بودند.
چند روز بعد پدر سعید عسگر که از رؤسای آموزش و پرورش شهرری و از اعضای حزب مشارکت بود در نامهای به محمد خاتمی مدعی شد که پسرش مقصرنبوده و هنگام ترور در خانه بود و برای گفته اش سند دارد و حاضر به ارائه سند است. اما سعید عسگر با حضور در دادگاه گفت: از آنجا که به جز من و مجیدی و مقدمی بقیه اعضای گروه تصور میکردند که قرار است حجاریان فقط مورد ضرب و شتم قرار گیرد پس از انجام کار همراه با مهدی روغنی به سینما رفتم. وی ادامه داد: ما فکر میکردیم که حجاریان را فقط تنبیه میکنیم و بعد میرویم یک فیلم هم میبینیم! عسگر متعاقب چنین صحبتی خندید که به گفته برخی از حاضران این خنده نشان از روحیه بالای او داشت.
در ادامه جلسه دادگاه که روز هفت اردیبهشت 79 برگزار شد، رئیس دادگاه از سعید عسگر سن و شغل وی را پرسید و سوال کرد آیا اتهامات مطرح شده از سوی مدعی العموم را قبول دارد یا نه؟ سعید عسگر گفت: ۲۰ ساله و دانشجو هستم و اتهامات مطرح شده را قبول دارم. قاضی رازقندی سپس از متهم خواست درباره نحوه ترور و شکلگیری گروه توضیح دهد. عسگر گفت: ما پس از اتمام ورزش در باشگاه دور هم جمع میشدیم و بهخاطر فسادی که در محل بود تصمیم گرفتیم برای اصلاح این فساد دور هم جمع شویم. وی در ادامه افزود: این تصمیم پس از جریانات کوی دانشگاه بود. وی در خصوص ترور حجاریان گفت: مقدمی به مجیدی گفته بود که نیت شما خیر است و برای اصلاح فساد کار میکنید. عامل اصلی فساد حجاریان است و با دلایلی که آورده بود گفته بود حجاریان دین شما را زیر سوال میبرد و قصد ضربه زدن به دین اسلام را دارد. متهم ردیف اول ترور حجاریان افزود: مقدمی با این سخنان مجیدی را اغفال کرده بود که بعد ما نیز فریب خوردیم و این کار انجام شد.
چند روز قبل از صدور حکم، روزنامه همشهری نوشت که سعید حجاریان تلویحا از قاضی پرونده خواسته بود تا در صورت وضعیت جسمانی مناسب در جلسههای بعدی دادگاه حاضر و ناگفتههایی از پرونده ترور را بگشاید، اما حجاریان در همه مصاحبه های بعدی اش درباره ترورش گفت که هیچ چیزی به یاد ندارد و حافظه اش یاری نمیکند که بگوید سعید عسگر ضارب بوده است یا نه! او حتی حاضر نشد از سعیدعسکر شکایت شخصی کند و عسگر و تیمش به جرم اقدام علیه امنیت ملی محاکمه شدند.پنجشنبه بیستو نه اردیبهشت 79 دادگستری کل استان تهران اعلام کرد: برابر رأی شعبه سیو دو دادگاه انقلاب اسلامی تهران عاملان ترور حجاریان به زندان محکوم شدند متهم ردیف اول: سعید عسگر فرزند محمد، دانشجو بیست ساله دایر بر اقدام علیه امنیت کشور از طریق مباشرت به ترور سعید حجاریان و ابوالقاسم شفیعی به مجازات پانزده سال حبس در زندان اصفهان محکوم شد.
سید محسن مجیدی نیز به اتهام اقدام علیه امنیت کشور از طریق معاونت در ترور حجاریان و شفیعی و کاوه به ده سال حبس در زندان شیراز محکوم شدند و محمدعلی مقدمی به اتهام اقدام علیه امنیت کشور از طریق معاونت در ترور حجاریان به هفت سال حبس در زندان کرمانشاه محکوم شد. بقیه متهمان نیز به حبس از چهار تا سه سال محکوم شده و موسی جان نثاری، مهدی روغنی و سعید گگونانی نیز تبرئه شدند.سعید عسگر یک سال بعد از زندان آزاد شد اما در ماجرای حمله به خوابگاه طرشت در خرداد 82 با شکایت قالیباف فرمانده وقت نیروی انتظامی بازداشت و محاکمه مجدد شد. او هم اکنون آزاد است و یک قهوه خانه را در شهرری اداره می کند.سعید عسگر در انتخابات دهم ریاست جمهوری در ستاد انتخابات میر حسین موسوی در شهر ری حضوری فعال داشت.