به گزارش دفتر مطالعات بینالملل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، برخی معتقدند که همراهی خانهای ارمنی قرهباغ با روسها به عنوان یکی از علل اصلی شکست ایران در جنگ اول ایران و روسیه که به بسته شدن معاهده گلستان منجر شد، آغاز داستان منازعات در این سرزمین بوده است، اما به نظر میرسد جنگ دیرین حامیان متعصب مذاهبی که ریشههای مشترک بسیاری دارند علت صوری این درگیری و جنگ قدرت و استقلال خواهی و سلطه، علتالعلل کشتارهاست.
پس از انعقاد قرارداد گلستان و ترکمنچای، روسها اقدام به کوچاندن ارامنه ایران به منطقه تحت تسلط خود کردند و ایالات مسلماننشین ایروان و قره باغ را برای اسکان ارامنه تازه وارد درنظر گرفتند.
پس از جنگهای عثمانی و روسیه، ارامنه مناطق شرقی امپراطوری عثمانی که همراه روسها علیه عثمانیها وارد جنگ شده و پیروزیهایی بدست آورده بودند، پس از عقب نشینی روسها مجبور به مهاجرت به داخل مرزهای روسیه شده و ترکیب جمعیتی خاننشین ایروان و قره باغ را به نفع ارامنه تغییر دادند و از جمعیت 192 هزار نفری قره باغ در سال 1988 میلادی، 76 درصد آنان را ارامنه و 23 درصد را آذربایجانیها و بقیه را روسها و کردها تشکیل دادند.
منطقه قره باغ در تقسیمات اداری شوروی بخشی از جمهوری آذربایجان بود و در سال 1988 نیروهای ارمنی جنگ خود را برای تصرف این زمینها آغاز کردند. مدتی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، جنگ تشدید شد و در سال 1994 پس از اینکه ارتش ارمنستان این بخشها را به تصرف خود درآورد، جنگ با آتشبس تمام شد.
تصاویر کشتارهای این درگیریها همان تصاویری است که تا کنون به عنوان نشانههای درگیری فاجعه بار قره باغ به مخاطبان نشان داده شده است.
مردم این منطقه خود را "آرتساخ" مینامند و در شش بخش "آسکران" (بخشی از استانهای خانکندی و خوجالی)، "هادروت" (بخشی از خوجهوند)، "مارتاکرت" (بخشهایی از کلباجار و تارتار)، "مارتونی" (بقیه خوجهوند)، "شاهومیان" (بخشی از نفتالان) و "شوشی" (شوشا) زندگی میکنند.
مقامات این منطقه خود را یک کشور مستقل میدانند. در ساختار داخلی این استقلالطلبان، سه رکن قدرت منتسکیو، دولت و مجلس جایگاه ویژهای دارد؛ اما تا امروز هیچ کشوری این جمهوری خودخوانده را به رسمیت نشناخته است. سازمان ملل نیز هنوز این بخش را بخشی از خاک جمهوری آذربایجان میداند و در رسانههای جهان بر اساس الزام دیپلماتیک سازمان ملل در هنگام نام بردن از این ناحیه یا رهبران آن، با لفظ "خودخوانده" یاد میشود.
شاید علت اصلی خودخواندگی این منطقه را بتوان تفاوت فرهنگی و مذهبی بافت جمعیتی آن با سایر مناطق آذربایجان دانست، اما واقعیت این است که هنوز مساله قره باغ با وجود تلاشهای بینالمللی، همکاری همسایگان و نشستهای متعدد به پایان نرسیده است.
در حالی که نمایندگان پارلمان ارمنستان و آذربایجان برای حل مناقشهی قره باغ در دو سال گذشته با یکدیگر نشستهایی را برگزار کردهاند، اما همچنان این مشکل به نظر لاینحل میآید.
تاکید بر این نشستهای پارلمانی، اهمیت پارلمان جمهوری خودمختار قره باغ را نیز نمایان میسازد، اما به دلیل به رسمیت شناخته نشدن این پارلمان، تغییر در گروههای حاکم بر آن که از نظر تعداد اعضا با همتایان همسایگان خود قابل مقایسه نیست، اهمیت آن را کاهش میدهد.
این در حالی است که با وجود کمبود منابع درباره این درگیریها، تناقض آشکار در اهمیت پارلمان این منطقه در دیگاههای رسانههای مختلف به چشم میخورد.
انتخابات به عنوان فاکتوری دیگر - به جز ساختار حکومتی دولتی و پارلمانی - برای اثبات حاکمیت مسالمت آمیز بر سرزمین قره باغ برای این استقلال طلبان مطرح است و نیز برگزاری آرام و سالم برای تثبیت آنها در جامعه جهانی لازم است.
روز دوم خرداد ماه برابر با 23 مه 2010 جمهوری خود مختار قره باغ کوهستانی پنجمین انتخابات پارلمانی را برگزار کرد و با بیتوجهی به اعتراضات رسمی ترکیه، چهار حزب بزرگ این منطقه بر سر 33 کرسی پارلمان منطقه قره باغ که اعضای آن برای پنج سال انتخاب میشوند، با یکدیگر رقابت کردند و روز یکشنبه مردم را به پای صندوقهای رأی کشاندند.
احزاب «وطن آزاد» (دارای 35 نفر در فهرست)، حزب دمکراتیک آرتساخ (32 نفر)، حزب داشناکسوتیون (10 نفر) و حزب کمونیستی قره باغ کوهستانی (5 نفر) روز یکشنبه با یکدیگر در انتخاباتی به رقابت برخواستند که از سوی همسایگان خود و اتحادیه اروپا به سرعت محکوم شد.
نزدیک به 90 هزار تن در قره باغ واجد شرایط رأی دادن بودند که بیش از 25 درصد از آنها در این انتخابات شرکت کردند و برای خود نماینده انتخاب کردند و این انتخابات هم مانند چهار مرحله گذشته از سوی ناظران مستقل بین المللی، مثبت ارزیابی شد.
طبق اطلاعات مقدماتی کمیسیون مرکزی انتخابات جمهوری قره باغ کوهستانی، در انتخابات پارلمانی 23 مه حزب «میهن آزاد» که رئیس آن "آرا هاروتیونیان" نخست وزیر این جمهوری میباشد، پیروز شده است و حزب دمکراتیک آرتساخ تحت ریاست "آشوت قولیان" رئیس مجلس جایگاه دوم، حزب داشناکیوتیون به ریاست "هراند ملکومیان" در جایگاه سوم قرار گرفتند و کمونیستهای آرتساخ (اولین شخص فهرست آرمن سرکیسیان است) به حد نصاب شش درصدی انتخابات نرسیدند.
اما آنچه در میان مخالفتهای بینالمللی نادیده گرفته میشود و در میان اخبار محکومیت این انتخابات از چشمها پنهان میماند، همزمانی حمایتهای مالی دولتهای فرا منطقهای و مخالفتهای آنان با این انتخابات است. بازی منافع در این منطقه نیز برای هر یک از این دولتها در جریان است.
هر چند کشورهای منطقه از جمله ایران، ترکیه و روسیه مداخلهای در این میان نداشتهاند، اما دولتهای فرامنطقهای چون آمریکا با اهدای کمکهای مالی بلاعوض چون کمک 8 میلیون دلاری آمریکا به جمهوری خودخوانده قره باغ در بهمن ماه گذشته، شائبه دخالت را در اذهان زنده میکنند.
ایران به گواه اسناد وزارت خارجه، در مناقشات دهه اخیر دخالت و جانبداری از هیچ یک از نهادهای قدرت جمهوری خودمختار قره باغ نداشته است و روابط منطقهای خود را با ارمنستان، آذربایجان و ترکیه به شکل مجزا دنبال میکند.
احترام به تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان به عنوان دولت رسمی شناخته شده بینالمللی نه تنها از سوی ایران بلکه با حل صوری مشکلات ترکیه و ارمنستان در سال گذشته از سوی آنها نیز با وجود همه کارشکنیها، اصل غیر قابل تجاوزی شناخته شده است.
پس از 15 سال میانجیگری برای ایجاد توافقنامه نهایی صلح، این تلاشها ناکام بوده است و جمهوری آذربایجان نیز که در بیانیهای اعلام کرد نمایش انتخابات در این منطقه بر خلاف قانون اساسی آذربایجان و قوانین بین المللی است، معتقد است که برای "بازپس گیری این منطقه بر اساس قانون اساسی" حتی از "اهرم زور" نیز استفاده خواهد کرد.
در حالی که جنگ در فلسطین اشغالی، افغانستان و عراق همچنان ادامه دارد و درگیریهای مرز پاکستان و افغانستان رو به گسترش است، کشتارها تنها در خاورمیانه اتفاق نمیافتد و با حمایت دستهای آشکار و پنهان نزاع بر سر منافع سیاسی و دیپلماتیک به شکل استقلال طلبی در قره باغ ادامه دارد.