تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۹  ، 
کد خبر : ۱۴۵۵۳۶
با نزدیک شدن زمان انتخابات، قطب‌بندی‌های جدید شکل می‌گیرد

مصر در آستانه تغییر

مترجم: علی معرفی اشاره: کشور مصر مانند بیماری است که پس از گذراندن دوران طولانی امیدی به بهبود آن نیست و وضعیت ناپایداری را در سال جاری پیش رو دارد. اوضاع اقتصادی آن در پایین ترین سطح قرار دارد، اجاره خانه ها افزایش یافته است و 42درصد مردم مصر زیر خط فقر و در واقع با روزی دو دلار زندگی می کنند. در مقابل، تعداد پولدارهای مصر رو به افزونی است، چرا که فساد، پارتی بازی و زدوبندهای اداری و دولتی باعث این موضوع شده است. آنها بر اقتصاد، کارخانجات و وسایل ارتباط جمعی و... مصر چنگ انداخته و دست در دست دولتمردان حزب حاکم بر گرده فقرا و بیچارگان سوار شده اند. آیا مردم مظلوم، روزی به خیابان ها خواهند آمد، تا با تغییر در اوضاع سیاسی و اقتصادی حقوق حقأ خود را از دولت حسنی مبارک بگیرند؟ پاسخ این سؤال را تحولات آینده مصر خواهد داد. مردم مصر بر این موضوع واقفند که اوضاع از این که هست بدتر نخواهد شد، پس چرا به دنبال تغییر هستند؟ محمد البرادعی به عنوان یک قطب سیاسی برای مخالفت با رژیم حاکم مصر در حال حاضر از مقبولیت مردمی فراوانی برخوردار است به خصوص اینکه، به عنوان یک مصری غربگرا، خواستار تغییرات عمیق سیاسی و اقتصادی در کشورش شده است.

گرچه رژیم حسنی مبارک توانست با توسل به زور، تجمع جوانان در روز ششم آوریل (17 فروردین) را بر هم بزند و آن را پراکنده کند، اما هرچه به زمان انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری آن کشور نزدیک می شویم، تجمع های بیشتر و گسترده تری برگزار خواهد شد.
جوانان مصری بر تغییر و بهبود وضعیت معیشتی در جامعه مصر اصرار می ورزند، اما رفته رفته این خواسته رنگ و بوی سیاسی گرفته و بر لزوم تغییرات در قانون اساسی، لغو قانون حالت فوق العاده و... تأکید خواهند کرد.
گرچه رژیم دیکتاتوری حسنی مبارک، مانند همه رژیم های مستبد، برای مقابله با مخالفان خود، از تشکیلات امنیتی و ابزار زور استفاده می کند و با شدیدترین شیوه های ممکن، کوچکترین خواسته های مردم مصر را سرکوب می کند، اما در آینده باید دید که آیا همانند گذشته، این بار هم، رئیس جمهور فعلی مصر و حزب حاکم آن پیروز انتخابات خواهد بود یا نه.
گرچه برخی اختلاف ها در مورد نامزد احتمالی انتخابات ریاست جمهوری مصر وجود دارد، اما نمی توان این موضوع را نادیده گرفت که دبیرکل سابق انرژی اتمی اکنون به صورت یک قطب سیاسی برای اصلاح قانون اساسی درآمده، و جوانان مصری را به ایجاد تغییرات در آینده، امیدوار کرده است.
جنبش ششم آوریل به عنوان یک جنبش مردمی در مصر، با مشاهده این ویژگی ها در «محمد البرادعی»، به سوی او گرایش پیدا کرده است و تلاش دارد تا همه توان خود را برای دستیابی به تغییرات در آینده سیاسی مصر به میدان آورد.
محمد البرادعی برخلاف سایر احزاب مصر (به جز اخوان المسلمین) که از جایگاه ضعیفی در بین مردم برخوردارند، دارای عمق حمایت مردمی است و «جنبش ملی برای تغییر» به عنوان یک تشکیلات سیاسی، توانسته است، بسیاری از احزاب، گروه ها و مردم عادی را به طرف خود جذب کند.
البرادعی و رژیم‌های دیکتاتوری عرب
هنگامی که محمدالبرادعی مدیرکل سابق انرژی اتمی، رژیم های سیاسی عرب در منطقه خاورمیانه را، دیکتاتور خطاب می کند و کشورهای غربی را به دلیل حمایت از آنها مورد انتقاد قرار می دهد، بر سیاستمداران آمریکایی و انگلیسی است که با دقت و جدیت به سخنان وی گوش کنند و از حمایت این رژیم های فاسد و مستبد دست بردارند. این سخن بسیاری از سیاستمداران مخالف حسنی مبارک در مصر است چرا که به نظر آنها البرادعی را نمی توان یک سیاستمدار افراطی ضدغرب و تمدن آن دانست. گرچه، پیش از وی هرکسی که از خط مشی غرب و سیاستمداران آن انتقاد کرده است، انگ ضدغربی بر او زده اند. البرادعی برعکس این دیدگاه است، چرا که ریاست بر سازمان انرژی اتمی سازمان ملل به عنوان یک نهاد مهم بین المللی و دریافت جایزه صلح نوبل حاکی از تأیید چنین شخصی از سوی آمریکا و غرب دارد.
کشورهای غربی و آمریکا، به طور قطع تحت لوای حفظ ثبات و آرامش منطقه، از رژیم های دیکتاتوری فاسد و سرکوبگر حمایت می کنند، اما حقیقت مغایر این موضوع است، چرا که فساد رژیم های دیکتاتوری، راه را برای غرب و آمریکا برای دستیابی و تسلط بر ثروت های آن ملت ها و حمایت از اشغالگری اسرائیل، هموار می کند.
ادامه حیات اسرائیل به عنوان یک رژیم تا دندان مسلح و مجهز به همه انواع سلاح های کشتارجمعی به عنوان اصل اساسی و محوری در استراتژی های آمریکا و غرب در منطقه خاورمیانه است. این موضوع به شکل واضح در استراتژی آنها دیده می شود چرا که در بلندمدت و در سایه کشورهای دارای رژیم های دیکتاتوری فاسد، منافع خود را حفظ خواهند کرد. اگر در این راستا، به طور مثال، کشور مصر را از این موضوع مستثنی کنیم، خواهیم دید که داشتن یک دموکراسی حقیقی، با مجلسی از نمایندگان واقعی مردم که به موضوع های مردمی واکنش نشان داده اند و دولت را در مورد اقدامات و مواضع سیاسی مورد مؤاخذه قرار دهد، غیرممکن خواهد بود. در این صورت سیاست دولت مصر، در هماهنگی کامل با واشنگتن بهبود هر چه بیشتر روابط با اسرائیل، محاصره غزه و سکوت در برابر جنایات علیه فلسطینی ها و فروش گاز با قیمت بسیار پایین به رژیم صهیونیستی نخواهد بود.
دکتر البرادعی، هنگامی که به مقایسه مواضع کشورهای غربی در مورد انتخابات در ایران با برگزاری انتخابات در مصر و برخی کشورهای عربی اشاره کرد، این حق را داشت که موضع دوگانه آنها را مورد انتقاد قرار دهد که چرا در مورد انتخابات ایران به طور وسیع از مخالفان حمایت اما در مقابل تقلب وسیع در انتخابات مصر، سکوت اختیار کرده اند. پاسخ این سؤال روشن است، رژیم مصر، هر چه را که غرب دیکته می کند، آن را اجرا می کند که در این زمینه می توان به ادامه محاصره غزه، حمایت از اشغالگران آمریکایی در عراق، و جنگ با تروریسم از سوی حکومت مبارک اشاره کرد.
تناقض آشکاری بین مواضع و سیاست های غرب در مورد دموکراسی که آنها، شب و روز به آن می بالند و تمدن لیبرالی و مبارزه با فساد را به رخ دیگران می کشند، وجود دارد، این موضوع زمانی بیشتر آشکار می شود که به برخورد آمریکا و غربی ها در مقابل کشورهای عربی و اسلامی دقت کرد که چگونه غرب با خدعه و نیرنگ با مواضع دوگانه خود، اهداف و سیاست های خود را تاکنون پیش برده است.
انتقادات البرادعی گرچه برای غرب و آمریکا، چیز جدیدی نیست اما این موضوع را نشان می دهد که آنها مصمم به این هستند که نگذارند، دموکراسی به طور کامل در جهان عرب و اسلام در همه زمینه ها اجرا شود، چرا که در غیر این صورت شیرهای نفت بسته خواهد شد و همزیستی با اسرائیل از بین خواهد رفت.
عرصه سیاسی مصر، این روزها شاهد کشمکش های گوناگون و بحث انگیز بین احزاب و گروه های مخالف دولت از یک طرف و حزب ملی حاکم مصر از سوی دیگر است.
دراین میان غیبت حزب حاکم مصر، سوالات فراوانی را دراین مورد مطرح کرده است.
نزاع های سیاسی درمصر که درحال حاضر به بالاترین حد ممکن خود رسیده است، به دلیل فعالیت نکردن حزب ملی حاکم مصر که جمال مبارک فرزند حسنی مبارک (رئیس جمهور کنونی مصر) رهبری آن را برعهده دارد، این موضوع را در اذهان مردم جا انداخته است که رژیم حاکم حرفی برای گفتن ندارد.
توجیه کلی درمورد غیبت جمال مبارک و حضور نیافتن وی در مناسبت های دولتی و غیر دولتی این است که او گرفتار مسائل مربوط به سلامتی پدرش حسنی مبارک است.
گرچه موضوع انجام عمل جراحی حسنی مبارک در بیمارستانی در هایدلبرگ آلمان با بازگشت آن به مصر خاتمه یافت اما، از زمان بازگشت وی تاکنون، جمال مبارک در انظار عمومی دیده نشده است.
درحالی که عرصه سیاسی مصر با فعالیت مخالفان حسنی مبارک تابستان گرمی را نوید می دهد، حزب ملی حاکم این کشور در آینده گرفتار زمستان سردی خواهد شد.
موعد انتخابات
از سوی دیگر، منابع مطلع درحزب ملی حاکم مصر از آماده شدن آن برای شروع تبلیغات انتخاباتی خبر دادند. به گفته این منابع تبلیغات و فعالیت های حزب ملی، همزمان با آغاز زمان تبلیغات انتخاباتی پارلمان مصر در ماه نوامبر خواهد بود.
این منابع تاکید کردند: حزب ملی، همه توان خود را برای پیروز شدن دراین انتخابات به میدان خواهد آورد، گرچه، انتخابات پارلمانی از سوی احزاب مخالف دولت حسنی مبارک زیاد جدی گرفته نشده است، اما حزب حاکم می خواهد درآن پیروز شود.
درهمین حال، به گفته منابع مطلع، حزب حاکم، عجله چندانی برای اعلام نامزدهای خود جهت انتخابات پارلمانی ندارد و ترجیح می دهد که درموعد مقرر نسبت به آن اقدام کند.
خطر ششم آوریل
با وجود اینکه صحنه سیاسی مصر نسبت به سال های گذشته با وارد شدن البرادعی دچار تغییراتی شده است، اما جنبش ششم آوریل همانند دو سال قبل توانست درآن عرض اندام کند و با حمایت از نامزد احتمالی ریاست جمهوری مصر، دولت حاکم را به چالش بکشد.
به کارگیری خشونت شدید درمقابل تظاهرکنندگان جنبش ششم آوریل از سوی نیروهای امنیتی و پلیس، نشان داد که دولت و مخالفان آن، هرکدام به نحوی نگران اوضاع سیاسی کشور هستند.
طرف های امنیتی، به طور سنتی، اقدام به شناسایی مخالفان دولت، تعقیب و پرونده سازی برای آنها و زیر نظر قرار دادن تحرکاتشان کرده اند و این موضوع از خلال اطلاعیه ها و بیانیه های شان اعلام شده است.
گرچه، دنبال کردن خط فکری مخالفان دولت و تخطئه آن، از روش های سنتی سازمان امنیت مصر است و درمورد اخوان المسلمین نیز قبلاً جواب داده است.
نسل جدید مصر
سرکوب شدید معارضان دولت مصر، مخالفان آن را برای یافتن راه های جدیدتری برای ابراز نارضایتی خود سوق داده است و دراین مورد، اینترنت، بهترین ابزار در مبارزه با استبداد و خود کامگی رژیم حسنی مبارک در تظاهرات ششم آوریل امسال بود.
با پیدایش روش های جدید و پیشرفته در زمینه ارتباطات دراینترنت، اسلوب های مبارزه با دولت مستبد نیز تغییر کرده است.
جوانان مصری با استفاده از این روش ها و ابزارهای پیشرفته ارتباطات توانستند، ارتباطات خود را گسترده تر کرده و آن را از فضای مجازی به واقعیت مبدل کنند.
این موضوع در تظاهرات اخیر جنبش ششم آوریل در قاهره و چند استان دیگر مصر، قابل مشاهده بود. اگر چه، برخورد پلیس و نیروهای امنیتی همانند گذشته بسیار شدید و سرکوبگرانه بود و دولت کلی درمورد برگزاری تظاهرات بدون مجوز به گروه های غیر قانونی هشدار داده بود. اما با وجود این، جوانان مصری از طریق فضای مجازی، پا به عرصه واقعی جدال با دولت گذاشتند.
پس از پایان تظاهرات در خیابان ها که به دستگیری و بازداشت ده ها تن از جوانان منجر شد، احزاب سنتی مصر، خود را عاجز از آوردن مردم به صحنه با روش های گذشته دیدند.
آنها به این موضوع پی بردند که بدون ابتکارات و روش های جدید نخواهند توانست، مردم مصر را به صحنه بکشند تا خواسته های خود را جامه عمل بپوشانند. درحالی که در مقابل آنها، جوانان جنبش ششم آوریل با استفاده از شیوه های جدید به سرعت اقدام به برگزاری تظاهرات در خیابان یا دانشگاه می کردند.
این موضوع بازهم نشان داد احزاب سنتی مصر، از قافله تحولات سیاسی عقب مانده اند، گرچه خود حزب ملی حاکم نیز همانطور که در قبل اشاره کردیم، جایگاه چندانی در بین مردم و به خصوص در دانشگاه ها نداشته است.
ابتکارات جنبش ششم آوریل در برخورد با موضوعات اجتماعی و مسائل سیاسی به همین جا ختم نمی شود، بلکه این جنبش با ظرافت خاصی توانسته است با ربط دادن این دو، بهترین بهره را از جنبش دانشجویی ببرد.
بسته بودن فضای سیاسی مصر و ارتباط دادن آن با وضعیت معیشتی که میلیون ها جوان فارغ التحصیل و بیکار دچار آن هستند از دیگر ابتکارات سیاسی این جنبش است.
این درحالی است که حزب حاکم درصورتی که نتواند راه حلی برای این بحران ها پیدا کند، باید در آینده خود را برای مقابله با خشم و غضب جوانان معترض آماده کند.
در این مورد، انقلاب دانشجویی که کشور فرانسه در سال 1968 شاهد آن بود، می تواند بهترین مثال در این زمینه باشد. البته جوانان مصری بعدها با الهام از این خیزش دانشجویی، در دهه 70 میلادی، جنبش دانشجویی وسیعی را به راه انداختند.
بازگشت به واقعیت
با فروکش کردن تظاهرات سیاسی، جنبش ششم آوریل، نیز به این واقعیت پی برد که به تنهایی نخواهد توانست، پنجه در پنجه رژیم حاکم بر مصر بیندازد. اگرچه در این مورد، نحوه مبارزات سیاسی البرادعی که تلاش می کند ازطریق موضع گیری های سیاسی، پیام خود را به گوش تعداد بیشتری از مصریان برساند، قابل تأمل است.
این نامزد احتمالی ریاست جمهوری در حال حاضر به خوبی بر این موضوع واقف است که همانند جنبش ششم آوریل نمی تواند در خیابان ها به رویارویی مستقیم با رژیم مصر بپردازد. بنابراین با عملکرد سیاسی از طریق به کارگیری احزاب، گروه ها، سازمان ها و جنبش های ضددولتی، تلاش می کند که فعالان سیاسی را به صحنه آورده و دولت حاکم را برای دادن تضمین های کتبی برای برگزاری یک انتخابات شفاف و آزاد، در تنگنا قرار دهد.
البرادعی از این کار دو هدف را دنبال می کند، یکی اینکه، اگر دولت این شروط را بپذیرد، در آن صورت عمرش کوتاه خواهد بود و در صورت مخالفت، با نفرت عمومی روبه رو خواهد شد.
مسلماً این موضع دولت، باعث موج آفرینی در دریای راکد مصر خواهد شد و تسلیم نشدن در مقابل خواسته های مردمی به معنای پیچیده شدن تومار حکومت خواهد بود.
باتوجه به جایگاه کشور مصر در عرصه تحولات بین المللی، بسیاری از نزدیک تحولات داخلی آن را دنبال می کنند. آمریکا به عنوان نزدیکترین هم پیمان حسنی مبارک در این زمینه با اتخاذ موضع دوگانه ای تلاش می کند که هم مبارک و هم مخالفان او را داشته باشد.
در این مورد، می توان به موضع گیری «هیلاری کلینتون» وزیر خارجه آمریکا اشاره کرد که در اظهارنظری درمورد انتخابات آینده ریاست جمهوری مصر، درمورد عواقب وخیم، بی توجهی دولت به خواسته اصلاح طلبان هشدار داده است.
اما دولت مصر و در رأس آن حزب حاکم، بدون توجه جدی به این موضوع همچنان به روش های خود برای قلع و قمع مخالفان ادامه می دهد.
اما این وضعیت طولی نخواهد کشید و کم کم با جمع شدن ابرهای سیاسی در آسمان مصر، شاهد زمستانی طولانی برای حزب ملی حاکم خواهیم بود.
با وجود این، یک سال پس از انتخاب شدن باراک اوباما به پست ریاست جمهوری آمریکا و تاکید وی بر دموکراسی، هنوز حکومت وی تعامل خوبی با دولت حسنی مبارک در مصر دارد.
آمریکا به طور کلی از این موضوع بدش نمی آید که رژیم حاکم مصر، جای خود را به یک حکومت دارای مقبولیت مردمی بدهد و در وضعیت فعلی که شخصی مانند البرادعی در صحنه سیاسی مصر ظاهرشده، می تواند فرصت خوبی برای ایالات متحده باشد.
موضعگیری های دوپهلوی آمریکا در مورد اوضاع سیاسی داخلی مصر، هرچند که به مزاق حکومت حسنی مبارک خوش نیامده است، اما رژیم حاکم با اغماض از کنار آن گذشته است. بازگشت البرادعی، بیماری حسنی مبارک، تظاهرات ضددولتی مردم مصر، موضوعاتی است که دغدغه اصلی اوباما و دستگاه دیپلماسی او را در حال حاضر تشکیل می دهد.
آمریکا نیز گاه گاهی برای پیشبرد خواسته هایش با کم و زیادکردن کمک های مالی سالیانه خود، تلاش کرده است مقاصد سیاسی را پیش ببرد.
مثلا در مورد کمک های مالی 50 میلیون دلاری برای دموکراسی در مصر، این مبلغ در حال حاضر به 20 میلیون دلار تنزل یافته است. یا سایر کمک های مالی از جمله کمک به توسعه مصر که 32 میلیون دلار را درسال شامل می شد، اکنون به هفت میلیون دلار کاهش یافته است.
البته دولت حاکم مصر هم بیکار نشسته و با فشارآوردن به دولت باراک اوباما، خواستار ایجاد یک صندوق مستقل برای دریافت کمک های مالی از آمریکا شده است که تاکنون به این درخواستش پاسخی داده نشده است.
محمدالبرادعی کیست؟
«محمدمصطفی البرادعی» متولد 17 ژوئیه 1942 یک دیپلمات مصری و مدیرکل سابق آژانس بین المللی انرژی اتمی است که درسال 2005 موفق به کسب جایز نوبل شد.
وی در محله «الدقی» (یکی از محلات کنونی استان جیزه» مصر درسال 1942 به دنیا آمد و پدرش وکیل معروفی بود.
البرادعی درسال 1962 با کسب دانشنامه حقوق از دانشگاه القاهره فارغ التحصیل شد و همسرش نیز «عایده الکشاف» که به کار معلمی و سپس در مدرسه بین المللی وین در اتریش به تدریس اشتغال داشت دارای دو فرزند به نام های لیلی (وکیل) و مصطفی که رئیس یک استودیو در تلویزیون خصوصی است که هردو در لندن به سر می برند.
محمد البرادعی فعالیت سیاسی خود را با اشتغال در بخش الهیات درسال 1964 به هنگامی که به عنوان عضوی از هیئت نمایندگی مصر در سازمان ملل در نیویورک و ژنو پذیرفته شده بود در وزارت خارجه مصر آغاز کرد.
البرادعی پس از سفر به آمریکا، درجه دکترای خود را در رشته حقوق بین الملل درسال 1974 از دانشگاه نیویورک دریافت کرد.
او در همان سال به مصر بازگشت و به عنوان معاون وزیر خارجه وقت (اسماعیل فهمی) در وزارت امور خارجه مشغول به کار شد، اما پس از اینکه به عنوان یکی از مسئولان مصری قرار شد در چارچوب طرح و برنامه قانون بین المللی به انستیتوی سازمان ملل متحد اعزام شود، مصر را ترک کرد.
البرادعی در طول سال های 1980 تا 87 به عنوان استاد رشته حقوق بین الملل در دانشکده قانون دانشگاه نیویورک مشغول به کار شد.
او در طول دوران تدریس خود در دانشگاه نیویورک به لطف آشنایی با قوانین بین المللی و مسئولان بلندپایه سازمان ملل به عنوان کارشناس برجسته در امور صلح و توسعه جهانی به عضویت آن درآمد و مقالات متعددی نیز در این زمینه تالیف کرد و در همان حال عضویت مؤسسات برجسته حقوق بین المللی در آمریکا را دارا بود.
وی در سال 1984 به آژانس بین المللی انرژی اتمی پیوست و به پست های مهمی همچون، مشاور قانونی مدیرکل آژانس منصوب و در سال 1993 نیز معاون روابط بین الملل آن شد.
البرادعی بالاخره در اول دسامبر سال 1997 به جای «هانس بلیکس» بر مسند ریاست آژانس بین المللی انرژی اتمی تکیه زد و این دوره در سال 2001 نیز تمدید و تا سال 2005 ادامه یافت.
این سیاستمدار مصری در سال 2005 به دلیل تلاش هایش در امر جلوگیری از گسترش سلاح های اتمی موفق به دریافت جایزه صلح نوبل شد.
البرادعی معتقد است که جنایت، جنگ، تروریسم و افراطی گری ریشه در فقر و ناامیدی بشر دارد، گرچه وی اعلام کرد بخشی از عواید ناشی از جایزه خود را به کودکان یتیم در مصر و مابقی را برای پاکسازی میدان های مین در کشورهای در حال توسعه اختصاص داده است.
وی همچنین دارای چندین دکترای افتخاری از آمریکا، ژاپن، چین، رومانی، اسپانیا، فرانسه، آرژانتین و... است.
البرادعی گرچه تلاش کرد مابین سیاست های دیکته شده غرب و آمریکا در مورد عراق و ایران حد وسط را بگیرد، اما در بیشتر زمینه ها، مجری بی چون و چرای این سیاست ها بود و به هنگام اشغال عراق از سوی آمریکا در سال 2003 با سکوت خود، این موضوع را تائید کرد.
اما خود البرادعی معتقد است، در گزارش هایی که به همراه هانس بلیکس از عراق در دوران قبل از اشغال آمریکا به سازمان ملل ارائه کرده است، بر عاری بودن این کشور از سلاح های اتمی تاکید داشته است و به این علت آمریکا، با ریاست وی برای دوره سوم آژانس اتمی مخالفت و حتی در اواخر اقدام به شنود مکالمات وی برای به دست آوردن مستمسکی برای به چالش کشیدن وی کرده است.
متاسفانه، موضعگیری های دوپهلوی البرادعی در مورد ایران، باعث جسورتر شدن آمریکا و عراق و هماهنگی هرچه بیشتر آنها برای وارد آوردن فشارها به کشورمان شد، تا جایی که حتی در آخرین روزهای ریاست خود بر آژانس بین المللی انرژی اتمی، این موضع گیری وی ادامه داشت.
انتخابات ریاست جمهوری مصر
در نوامبر سال 2009 در جریان بحث و جدل های سیاسی پیرامون انتخابات ریاست جمهوری مصر (که قرار است در سال 2011 برگزار شود) و موانع موجود در زمینه نامزدی براساس اصلاحیه ماده 76 قانون اساسی و شایعات جانشینی جمال مبارک به جای پدرش حسنی مبارک، ناگهان البرادعی اعلام کرد در صورت دریافت اطمینان کافی از برگزاری آزاد انتخابات در آن شرکت خواهد کرد.
وی به سی ان ان گفت: من امکان نامزدی خود را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری مصر، پس از اینکه اطمینان حاصل کنم که شفاف و آزاد برگزار خواهد شد اعلام و در آن حضور خواهم یافت.
به هر حال کاندیداتوری البرادعی در انتخابات ریاست جمهوری مصر، در عرصه سیاسی این کشور، بازتاب های متفاوتی را در پی داشت.
برخی آن را پیام ویژه ای از سوی یک شخصیت بین المللی که دارای جایگاهی معتبر در عرصه جهانی است به رژیم مصر عنوان کردند مبنی بر اینکه ادامه حکومت حسنی مبارک، احتیاج به تجدیدنظر دارد.
اما برخی دیگر از مردم مصر، همانند البرادعی معتقد بودند که برای باز شدن افق جدیدی در چارچوب تنگ و بسته مصر در آینده باید تلاش کرد.
همچنین البرادعی در یادداشتی که از دفتر خود در وین برای روزنامه «الشروق» ارسال کرد متذکر شد که هنوز در مورد نامزدی خود برای انتخابات ریاست جمهوری مصر، تصمیم گیری نکرده است.
این در حالی بود که حزب الوفد (مخالف دولت) و سایر گروه های مخالف رژیم حسنی مبارک، آمادگی خود را برای همکاری با البرادعی در صورت کاندیداتوری وی بعد از پایان ریاستش بر آژانس و در سال 2009 اعلام کردند.
با وجود این، البرادعی در دسامبر 2009 اعلام کرد که به شرط اینکه مواد 76، 77 و 88 قانون اساسی اصلاح و راه را برای نامزدهای مستقل هموار کند، حاضر است در انتخاباتی شفاف و آزاد به عنوان نامزد ریاست جمهوری شرکت کند.
البرادعی به همین موضوع بسنده نکرد بلکه از دولت حسنی مبارک خواست کتبا بر شفافیت و برگزاری آزاد انتخابات در مصر صحه بگذارد و زیرنظر، نظارت های بین المللی آن را برگزار کند این موضعگیری بود که باعث شد بسیاری از مخالفان رژیم کنونی مصر به سوی او گرایش پیدا کنند.
البرادعی نامزد احتمالی ریاست جمهوری مصر در روز جمعه 19 فوریه سال جاری میلادی وارد فرودگاه قاهره شد و از سوی بسیاری از مخالفان سیاسی و تعداد بی شماری از جوانان مصری که از استان های مختلف آمده بودند، مورد استقبال قرار گرفت، به گونه ای که رژیم حسنی مبارک از این موضوع نگران شد.
او در همان هفته اول ورود خود به قاهره، با بسیاری از فعالان گروه ها و احزاب سیاسی مصر، دیدار کرد و برای شناساندن خود به مردم مصر، به گفت وگو با رسانه های داخلی و خارجی پرداخت و در نهایت با اعلام شکل گیری گروه معارضان مصری فشار وارد آوردن به دولت ادامه یافت. خواسته های اولیه این گروه، لغو حالت فوق العاده و اصلاح قانون اساسی بود که بسیاری از گروه ها و احزاب عضو آن، بارها خواستار اجرای آن شده بودند.
اما نکته جالب توجه در این میان، سکوت رسانه های خبری رسمی مصر بود که یا آن را کم اهمیت تلقی کرده یا اینکه بدون اشاره به موضوع از کنار آن می گذشتند، درحالی که روزانه بسیاری از سایت های خبری و روزنامه های داخلی مخالف رژیم مبارک به آن می پرداختند.
مهم تر از آن، همین موضع گیری دولت مصر، باعث شد که محبوبیت البرادعی به عنوان سمبل مخالفت با رژیم حسنی مبارک و سردمدار اصلاحات روز به روز افزایش یابد تا جایی که بعدها دولت مصر، محدودیت های بسیاری برای فعالیت طرفداران وی ایجاد کرد.
چه کسی وارث مبارک در مصر می‌شود؟
دوران طولانی حکومت حسنی مبارک بر سرزمین مصر، با افزایش سن و بیماری اش، کم کم آن کشور را متلاطم خواهد کرد بسیاری از کارشناسان مسائل مصر، این سوال را مطرح می کنند که تا چه زمان این وضعیت ادامه خواهد داشت.
در این حال، حسنی مبارک 81 ساله در این مورد سخنی به میان نیاورده است که آیا برای دوره بعدی ریاست جمهوری خود را کاندیدا خواهد کرد یا نه و این موضوع بر پیچیدگی مسئله افزوده است.
بسیاری از مردم مصر بر این عقیده هستند که حسنی مبارک در پایان دوره ریاست جمهوری خود در سال 2011 از قدرت کناره گیری می کند و راه را برای حکومت پسرش جمال هموار خواهد کرد. اما به هر جهت در عرصه انتخابات ریاست جمهوری مصر، چند کاندیدای قابل توجه به چشم می خورند که اشاره به سوابق و فعالیت های سیاسی آنها خالی از لطف نیست.
جمال مبارک
جمال مبارک 46 ساله فرزند بزرگ رئیس جمهور کنونی مصر است و هدایت حزب ملی حاکم آن کشور را به عهده دارد.
گرچه جمال مبارک و پدرش بارها و بارها، شایعه نامزدی خود را برای انتخابات ریاست جمهوری مصر، رد کرده اند، اما دور از ذهن نیست که در رقابت های انتخاباتی آینده در این کشور، جمال مبارک حضور فعالی خواهد داشت.
نظامی نبودن، یکی دیگر از ویژگی های جمال مبارک است، چرا که وی برخلاف پدرش و دو رئیس جمهور قبلی مصر (انور سادات و جمال عبدالناصر) فردی نظامی نیست که به قدرت رسیده باشد، بلکه بالعکس او فردی سیاسی و اقتصادی است که در خط مشی اقتصادی این کشور نیز به واسطه پدرش تأثیرگذار است.
عمر سلیمان
عمر سلیمان رئیس تشکیلات امنیتی مصر، یکی دیگر از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری مصر است که هنوز خود در این باره سخنی به میان نیاورده است.
عمر سلیمان را مرد سایه ها در مصر می نامند و پس از جمال مبارک دومین شخصیت تأثیرگذار در عرصه سیاست داخلی آن کشور به شمار می رود. او همچنین دست راست حسنی مبارک در عرصه سیاسی و تصمیم گیری خط مشی خارجی در مقابل اسرائیل و دارای روابط بسیار گرم و نزدیک با رژیم صهیونیستی است.
عمر سلیمان بارها به عنوان میانجی گری مصر در مسائل خاورمیانه به اسرائیل سفر کرده است، اما هیچ گونه سخنی از مأموریت های آشکار و پنهان خود نگفته است.
با این حال بسیاری در مصر بر این اعتقاد هستند که حتی اگر او خود را کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در این کشور نکند، به عنوان معاون رئیس جمهور آینده، باز هم به ایفای نقش خواهد پرداخت.
تحلیل گران مسائل مصر، کاندید شدن یک نظامی برای انتخابات ریاست جمهوری مصر در سال 2011 را دور از ذهن نمی دانند و برای اثبات سخن خود به سه رئیس جمهور مصر که از سال 1952 تاکنون زمام امور را در این کشور در دست داشته اند اشاره می کنند که هر سه نفر از افسران بلندپایه ارتش بودند.
گرچه حسنی مبارک قبل از اینکه حکومت مصر را در سال 1981 به دست بگیرد به عنوان معاون رئیس جمهور وقت (انورسادات) ایفای نقش می کرد ولی از آن سال تاکنون بدون اینکه معاونی برای خود تعیین کند حکومت را در دست دارد.
ایمن نور، سیاستمدار مخالف
ایمن نور، یکی از شناخته ترین نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در مصر است که در انتخابات سال 2005 در رقابت با حسنی مبارک نفر دوم شد و در همان سال به علت متهم کردن دولت به تقلب در انتخابات به زندان محکوم شد و سال گذشته پس از طی محکومیت خود آزاد شد.
دلیل آزادی وی از زندان، مسائل پزشکی بود، چرا که وی به 5 سال زندان محکوم شده بود، اما پس از گذراندن سه سال از دوران محکومیت خود به دنبال در خطر قرار گرفتن سلامتی اش به دستور حسنی مبارک آزاد شد. ایمن نور با نزدیک شدن به موعد انتخابات ریاست جمهوری مصر، از حزب «الغد» که ریاست آن را برعهده دارد، به عنوان نامزد احتمالی کاندیدا شده است.
اما مسلماً با وضعیت کنونی، وی نخواهد توانست به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری در آینده عرض اندام کند، چرا که از لحاظ قضایی، هنوز دوران محکومیت پنج ساله خود را به طور کامل سپری نکرده است.
ایمن نور در این باره گفته است: من نسبت به لغو این حکم قضایی که مانع از هموار شدن راه برای کاندیداتوری ریاست جمهوری مصر است، اعتراض خواهم کرد.
در مقابل بسیاری از صاحبنظران مسائل مصر، معتقدند، ایمن نور، توانایی چنین کاری را ندارد و بعید است که در آینده به عنوان یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری در سال 2011 به حساب آورده شود.
احمد نظیف
این سیاستمدار به ظاهر آرام و بی سرو صدا می تواند در آینده به عنوان یکی از گزینه های انتخابات ریاست جمهوری در مصر محسوب شود.
حسنی مبارک رئیس جمهور کنونی مصر، پیش از اینکه برای انجام عمل جراحی به آلمان سفر کند، همه اختیارات خود را به احمد نظیف داده بود.
او که تکنوکراتی بدون جایگاه مردمی در مصر است، بیشتر به خاطر برنامه های اقتصادی اش در این کشور، دارای جایگاه و اسم و رسم است، گرچه بیشتر این سیاست های اقتصادی، بدون پشتوانه و سطحی بوده است، اما همانطور که گفته شد، به علت نداشتن جایگاه مردمی از شانس کمتری برای انتخابات به عنوان رئیس جمهور برخوردار است.
براساس قانون اساسی مصر، درصورت پیش آمدن اتفاقی که به ناتوانی یا مرگ رئیس جمهور منجر شود، رئیس مجلس، جانشین وی خواهد شد و بایستی ظرف دو ماه پس از آن، زمینه را برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری فراهم کند.
اخوان المسلمین
بی شک، نادیده گرفتن نقش و تأثیرگذاری، جماعت اخوان المسلمین در عرصه سیاسی مصر، اشتباه بزرگی است، چراکه این گروه مخالف دولت دارای جایگاه ویژه ای در میان مردم است. این گروه که اصلی ترین رقیب حزب ملی حاکم مصر در پارلمان به شمار می رود دارای پنج نماینده در مجلس است که هیچ گروه مخالفی، دارای این تعداد کرسی مخالفت در آن کشور نیست.
این گروه که هر از چندگاهی اعضای آن مورد ضرب و شتم قرار می گیرند، به دلیل دیدگاه دینی خود که براساس قوانین مصر فعالیت آنها ممنوع شده، غیرقانونی اعلام شده است.
باوجود این، گروه اخوان المسلمین در انتخابات پارلمانی، کاندیداهای خود را به عنوان نامزد مستقل به پارلمان فرستادند و درصورت ورود به عرصه انتخابات ریاست جمهوری چاره ای ندارند، جز آنکه نامزد مستقلی را در این مورد انتخاب و مورد حمایت خود قرار دهند.
تعیین نامزد مستقل، هم به این معنا است که 250 نماینده پارلمان مصر او را مورد تأیید قرار دهند و این موضوع باوجود سیطره حزب ملی حاکم در مجلس اجرا شدنی نیست.
رهبران احزاب مخالف
براساس قانون اساسی مصر، هر شخص مصری که در کمیته عالی یک حزب، یک سال پیش از انتخابات داری عضویت باشد و حزب او هم حداقل دارای پنج سال فعالیت باشد، می تواند در انتخابات به عنوان کاندیدا شرکت کند.
احزاب مخالف مصر ازجمله حزب «الوفد» (که در زمان مبارزه با استعمار انگلیس تشکیل شد) گرچه در سال 2005 در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند، اما رأی بسیار کمی را به خود اختصاص دادند.
به گفته تحلیل گران، شکست این احزاب درنتیجه سرکوب آنها از سوی دولت و خاموش شدن صدای مخالفان بوده است، چراکه نتوانستند صدای مخالف خود را به گوش مردم برسانند.
خودداری البرادعی در پیوستن به احزاب مصری برای انتخابات ریاست جمهوری مصر، نیز ناشی از این موضوع شده است، چراکه در این صورت او به قانونی بودن حکومت حسنی مبارک که منتقد آن است، اعتراف کرده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات