جغرافیای طبیعی و راهبردی خلیجفارس
خلیج فارس شیار هلالی شکلی است که بیش از یک چهارم ذخایر فسیلی جهان را در خودجای داده و از طریق دریای عمان به اقیانوس هند و آب آزاد راه مییابد. این خلیج طولی نزدیک به 900 کیلومتر و پهنایی نزدیک به 240 کیلومتر دارد و در کشاله و چین خوردگیهای پست و فرو افتاده جنوب زاگرس پدید آمده است. خلیج فارس به عنوان شعبه ای بزرگ از اقیانوس هند که بر سر راه کلیه خطوط دریائی در مشرق عدن واقع شده است مانند دالانی است که بین 24 دقیقه 30 درجه عرض شمالی و 48 دقیقه 50 درجه طول شرقی واقع شده است. حدود آن از شمال و شمال خاوری به سواحل ایران از شرق به دریای عمان از جنوب و غرب به شبه جزیره عربستان محدود است. رودخانه دجله و فرات و کارون و کرخه که از جبال ارمنستان و ترکیه سرچشمه گرفتهاند به انضمام رودخانههای جراح هندیان و رودهای کوچک دیگر به این دریا میریزند. آبهای خلیج فارس کم عمق و زیر بستر آن دارای منابع نفت و گاز (هیدروکربن) فراوان است. این عمق در دهانه خلیج 70 تا 90 متر است و هر قدر به طرف بالای خلیج میرود کمتر میشود و به مسافت 90 کیلومتری تا دهانه شط به 30 متر میرسد. عمق خلیج فارس در بیشتر موارد از 50 متر تجاوز نمیکند و حداکثر عمق آن به حدود صد متر میرسد. این امر به سادگی امکان حفاری و استخراج منابع آن را فراهم میسازد. در صیدگاههای مروارید عمق خلیج فارس کمتر از 36 متر استمساحت خلیج فارس 97 هزار مایل مربع است و طول آن از سواحل عمان تا راس دریا در حدود 50 مایل و عرض آن در مناطق گوناگون میان 29 تا 180 مایل است.
حاشیه خلیج فارس شامل کشورهای ایران، عراق، کویت، بحرین، عربستان، قطر، امارات و عمان میشود و در این بین بیشترین ساحل خلیج فارس که قابلیت کشتیرانی نیز دارد تحت حاکمیت ایران میباشد.
خلیج فارس به مثابه یک راه آبی و دریایی از آغاز تاریخ موقعیت برجسته سیاسی داشته است و به نوعی خاستگاه تمدنهای بزرگ خاور باستان با پیشینه ای چند هزار ساله است. از قرنها پیش عیلامیها از بندر بوشهر و جزیره خارک برای سکنا و کشتیرانی و حکمفرمایی بر سواحل خلیج فارس و بازرگانی با هند غربی و دره نیل استفاده میکردند.
اکثر مورخان یونانی از جمله هرودوت معتقدند که بابلیها وسائل مورد نیاز خود را که از عربستان و هندوستان تهیه میکردند از طریق خلیج فارس حمل مینمودند. به لحاظ موقعیت سوق الجیشی نیز بابل در حوالی خلیج فارس در کنار دجله و فرات قرار گرفته بود و سه دریای فارس هند و اسود را به هم مرتبط میساخت. همچنین هرودوت و استرابون تاکید میکنند که در این نواحی مراکز مهم تجارتی وجود داشته است.
هم اکنون نیز خلیج فارس مهم ترین آبراه بینالمللی جهان است که بیش از 50 درصد انرژی جهان در آن نهفته است. خلیج فارس و کشورهای ریز و درشت پیرامون آن (ایران، عراق، کویت، عربستان، سعودی، بحرین، قطر، امارات متحده عربی و عمان) نزدیک به 10 درصد ازگستره 44 میلیون کیلومتر مربع قاره آسیا را در بر میگیرند.
خلیج فارس در مقام محل و معبر مبادله کالا و تجارت میان شرق و غرب ؛ نه تنها از زمانهای دور صحنه رقابت و کشمکشهای ملل ذینفع و متجاوزان و استعمارگران بوده است بلکه همیشه و بیش از هر دریای دیگری مورد توجه علمای معرفه الارض و باستان شناسان و مورخان و جغرافیا نویسان قرار داشته است.
پیشینه تاریخی
بنابر مدارک متقن خلیج فارس از هزاران سال پیش نه توسط ایرانیان بلکه توسط ملتهایی که با ایرانیان مراوده داشتهاند از جمله یونانیان و رومیان با عنوان "دریای پارسی" نامیده شده است. عربها نیز قرنها آن را "خلیج فارس" یا "بحر فارس" نامیدهاند. خلیج فارس با همین نام طی هزاران سال گذشته شناخته شده و تمامیکشورها و اقوام مختلف از جمله اعراب از این نام استفاده کردهاند.
تمام متون قدیمی جغرافی جهان از نقشههای هکاتایوس و بطلمیوس تا آثار جغرافیدانان و جهانگردان مسیحی و مسلمانان شعبه ای بزرگ از اقیانوس هند را که از جنوب ایران به موازات بحر احمر تا قلب دنیای قدیم پیش رفته است خلیج فارس یا دریای فارس نامیدهاند.
از سدههای هفتم و هشتم پیش میلاد تمام عالمان از جمله آناکسی ماندر هکاتوس هرودوت اراتوستن هیپارک پومپونی مله کراتس مالوس استرابون بطلمیوس مایکروپیوس ایزیدورسویلی محمد بن موسی الخوارزمیابوزید بلخی ابن سرابیون ابن رسته ابن فقیه قدامه ابن فضلان ابن خردادبه مسعودی استخری ابن حوقل مقدسی ناصرخسرو ادریسی جیحانی فرازی بیرونی ابن جبیر یاقوت قزوینی مستوفی ابن بطوطه حافظ شرف الدین علی یزدی ابوالغازی و ... دریای جنوبی ایران را تحت اسامیو عناوینی نظیر خلیج فارس خلیج پارس دریای فارس بحرالفارس بحر فارس سینوس پرسیکوس ماره پرسیکوس گلف پرسیک پرژن گلف (گالف) پرزشیر گلف پرسیس یاپرسیکوس نامیدهاند.
بررسی و بازنمود اوضاع و احوال اجتماعی سیاسی و اقتصادی خلیج فارس و جزایر آن پس از اسلام تا برهه تجاوز پرتغالیها و تشریح وضعیت آن از عصر صفویه تا امروز مبحثی عظیم میطلبد که از حوصله این نوشتار خارج است. در ادامه به بررسی سندیت نام خلیج فارس از میان منابع تاریخی جغرافیایی ایرانی یونانی اسلامی غربی و اسناد حقوقی خواهیم پرداخت.
1 ـ منابع ایرانی:
خلیج فارس طبق اسناد موجود از هزاره هشتم پیش از میلاد مورد استفاده تجاری و نظامیملل دنیای قدیم قرار گرفته است. در سنگ نبشته داریوش هخامنشی در مصر متعلق به سال 518 تا 505 پیش از میلاد که هنگام حفر کانال سوئز به دست آمده است در عبارت "درایه تپه هچا پارسا آیی تی هنی" به معنای دریایی که از پارس میرود یا سر میگیرد نام دریای پارس آمده است.
ایرانیان در روزگار هخامنشی این دریا را "پارسا درایا" یا دریای پارس خواندند. در کتیبههایی که از داریوش در تنگه هرمز نیز یافت شده عبارتی پیرامون دریایی که از "پارس رود" سرچشمه میگرفته است به چشم میخورد.
در کتاب حدود العالم به عنوان قدیمیترین کتاب جغرافیا به زبان فارسی که حدود هزار سال قبل تالیف شده است آمده است: "خلیج پارس" از حد پارس برگیرد با پهنای اندک تا به حدود سند. میتوان گفت از هنگامی که بشر تاریخ نویسی را آغاز کرد دریای جدا کننده فلات ایران از شبه جزیره عربستان را "دریای فارس" یا "خلیج فارس" نامیده است و در هیچ یک از این ادوار تاریخی نام دیگری به آن نهاده نشده است.
2 ـ منابع یونانی:
طبق نوشته مورخان و جغرافی نگاران یونانی که پیش از میلاد مسیح زیستهاند چون هرودت (484 تا425 ق. م) کتزیاس (445 تا380 ق. م) گزنفون (430 تا352 ق. م) استرابن (63 ق. م 24 م) یونانیان نخستین ملتی هستند که به این دریا نام پرس و به سرزمین ایران پارسه پرسای پرس پولیس یعنی شهر یا مملکت پارسیان دادهاند.
نئارخوس سردار مقدونی نیز موجب اشتهار دریای مکران و پارس شده است. وی در سال 326 ق. م به دستور اسکندر مقدونی از رود سند گذشت و دریای مکران و خلیج فارس را با کشتی طی کرد و تا دهانه آن پیش رفت.
"هکاتیوس هلطی" از علمای قدیم یونان و ملقب به پدر جغرافیا در سال 475 قبل از میلاد از نام دریای پارس استفاده کرده است. در نقشه باستانی از قول هرودوت و گزنفون به این دریا دریای پارس 10 اطلاق شده است.
کلودیوس پتوله مااوس (بطلمیوس) جغرافی نگار نقشه نگار و ریاضی دان مشهور قرن دوم میلادی در کتاب جغرافیای عالم که به زبان لاتین نگاشته شده و هم چنین در نقشه ای که کشیده از خلیج فارس با نام پرسیکوس سینوس یاد کرده است.
"کوین توس کوروسیوس روفوس" مورخ رومیکه در قرن اول میلادی زیسته این دریا را دریای پارس یا آبگیر فارس خوانده است.
همچنین در کتابهای جغرافیایی لاتین آبهای جنوب ایران (دریای مکران و خلیج فارس) را ماره پرسیکوم یعنی دریای پارس نوشتهاند.
بنابراین مورخان و جغرافی نگاران یونانی پیش از میلاد در شرح وقایع تا سده 7 ق. م یعنی سقوط حکومت عیلام و تشکیل حکومت ماد و روی کار آمدن هخامنشیان دریای مکران و خلیج فارس را دریای پارس میخواندند.
3 ـ منابع اسلامی:
پس از فتح ایران توسط اعراب در سده هفتم پس از میلاد تلاشی برای تغییر نام "دریای پارسی" صورت نگرفت. اعراب مسلمان عموما این خلیج را "بحرالفارسی" (دریای پارسی) مینامیدند و این نام از سوی امپراتوریهای ایرانی ترک و عربی هم که در 1200 سال بعد منطقه را تحت سلطه خود داشتند مورد احترام قرار گرفت.
محققان اسلامی نظیر استخری مسعودی بیرونی ابن حقول مقدسی مستوفی ناصرخسرو الطاهرین مطهر المقدسی (بشاری) ابوالقاسم بن محمدبن حوقل و ... که مطالعه در اطراف این دریای ایرانی را تا قرن 15 ادامه دادند در اثار و نوشتههای خود از آبهای جنوب ایران به نامهای بحر فارس البحر الفارسی بحر مکران الخلیج الفارسی و خلیج فارس یاد کرده اند. حتی از این جغرافی دانان نقشههایی موجود میباشد که اقیانوس هند را البحر الفارسی نام گذاردهاند.
جغرافی دانان عرب و اسلامی این نام را از دو تمدن باستانی گرفتند و همزمان مورد استفاده قرار دادند. بدین ترتیب که "پارسا درایای" ایرانی را "بحر فارس" و "سینوس پرسیکوس" یونانی را "خلیج فارس" نامیدند و حتی منظور از دو دریا در سوره الرحمن قرآن مجید را نیز همان دریای فارس و دریای متوسط میدانستند.
ابوعلی احمد بن عمر معروف به ابن رسته در کتاب الاعلاق النفسیه که در سال 290 هجری به رشته تالیف درآورده تصریح میکند: "فاما البحر الهندی یخرج منه خلیج الی ناحیه فارس یسمیالخلیج الفارسی". اما از دریای هند خلیجی بیرون میآید به سمت سرزمین فارس که آن را "خلیج فارس" مینامند.
به گفته جرجی زیدان تاریخ دان عرب "بحر فارس" محدود به آبهایی شود که دنیای عرب را دور میزند. جرجی زیدان میگوید: "بحرفارس ویراد به عندهم کل البحور المحیطیه ببلاد العرب من مصب ما دجله فی العراق الی ایله فیدخل فیه مانعبر عنه الیوم بخلیج فارس و بحرالعرب و خلیج عدن و البحر الاحمر و خلیج العقبه ...". "دریای فارس نزد آنان مقدم بر همه دریاهایی که سرزمینهای عرب از مصب آب دجله گرفته تا ایله را احاطه میکند به عنوان دریای فارس تعبیر میشده و از آن جمله است آنچه را که ما امروز از آن به "خلیج فارس" و دریای عرب و خلیج عدن و دریای سرخ و خلیج عقبه تعبیر میشده و از آن جمله است آنچه را که ما امروز از آن به "خلیج فارس" و دریای عرب و خلیج عدن و دریای سرخ و خلیج عقبه تعبیر میکنیم".
محمد عبدالکریم صبحی نیز در کتاب "علم الخرائط" در نقشههایی که با ترجمه عربی نقل کرده است دریای جنوب ایران را "الخلیج الفارسی" و "بحر فارس" نامیده است.
نقشههای فراوانی که از این قرون در دست است علاوه بر تاکید و تایید نام خلیج فارس دگرگونی یاد شده در تغییر نام بحر فارسی و دگرگونی در دایره شمول این نامها را ترسیم میکنند. با توجه به اینکه کوششهای ملی گرایان افراطی عرب برای تغییر نام "خلیج فارس" به "خلیج عربی" در سطح بینالمللی از هیچ گونه پایه و اساس علمیبرخوردار نیست کوشش آنها تنها وحدت واقعی جهان اسلام را به مخاطره میاندازد. بعضی کشورهای عربی که در تقابل با ایران به سر میبرند در قبال نام خلیج فارس به دنبال منافع خود هستند و در این بین وحدت جهان اسلام را نادیده میگیرند. این عمل در شرایطی صورت میپذیرد که نیروهای فرامنطقه ای حضور روز افزون خود را با استفاده از همین گونه تنشها و اختلافات تثبیت میکنند.
بنابر مدارک متقن خلیج فارس از هزاران سال پیش نه توسط ایرانیان بلکه توسط ملتهایی که با ایرانیان مراوده داشتهاند از جمله یونانیان و رومیان با عنوان "دریای پارسی" نامیده شده است. عربها نیز قرن آن را "خلیج فارس" یا "بحر فارس" نامیده اند. خلیج فارس با همین نام طی هزاران سال گذشته شناخته شده و تمامیکشورها و اقوام مختلف از جمله اعراب از این نام استفاده کردهاند.
از هنگامیکه بشر تاریخ نویسی را آغاز کرد دریای جدا کننده فلات ایران از شبه جزیره عربستان را "دریای فارس" یا "خلیج فارس" نامیده است و در هیچ یک از این ادوار تاریخی نام دیگری به آن نهاده نشده است.
ابوعلی احمد بن عمر معروف به ابن رسته در کتاب الاعلاق النفسیه که در سال 290 هجری به رشته تالیف درآورده تصریح میکند: "فاما البحر الهندی یخرج منه خلیج الی ناحیه فارس یسمیالخلیج الفارسی". اما از دریای هند خلیجی بیرون میآید به سمت سرزمین فارس که آن را "خلیج فارس" مینامند.