زینب فضلی - کارشناس ارشد تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه تهران
در دوره اسلامی، مسجد به عنوان یک مرکز دینی نقش بسیار مهمی در حیات مذهبی و نیز سیاسی و اجتماعی جوامع مسلمان داشته است. در هر شهر یا سرزمینی که به وسیله مسلمانان فتح میشد، بنای مسجد جزء مکمل سیاست فتح بود. وجود این نهاد مهم، در سرزمینهای تازه فتح شده به دین اسلام حیات میبخشید و در واقع وجود مسجد اعلام حضور اسلام در آن سرزمینها بود. بنای جامع الازهر پس از فتح مصر به وسیله فاطمیان و همزمان با بنای شهر قاهره (359ق) را میتوان در راستای این سیاست مورد توجه قرار داد، با این تفاوت که هدف آنان نشر و گسترش مذهب اسماعیلی و جایگزین کردن آن به جای تسنن رایج در میان اکثریت مردم مصر بود. این مسجد در ابتدا به "جامع القاهرة" شهرت داشت.1 ولی حدود یک قرن بعد از بنای آن نام دیگری یافت و "جامع الازهر" نامیده شد.2 بنای جامع الازهر در سال 361ق به پایان رسید و در عید فطر سال 362ق، به وسیله معز اولین خلیفه فاطمی در مصر، به عنوان جامع اصلی پایتخت افتتاح گردید و رسماً در خدمت جامعة اسماعیلی قرار گرفت.3
با وجود آنکه تسامح و مدارای مذهبی، سیاست کلی دولت فاطمی در قبال رعایای مصری آن بود که اکثر آنها بر مذاهب اهل سنت بودند،4 این مسئله به معنی مسکوت گذاشتن ترویج و اشاعة مذهب اسماعیلی در قلمرو جدید فاطمیان نبود.بویژه پس از اینکه مقر خلیفة فاطمی و در واقع همان امام اسماعیلی به مصر انتقال یافت، ضرورت ترویج عقاید اسماعیلی در میان مردم مصر، از سوی دستگاه فاطمی بیش از پیش احساس شد. از آنجایی که جامع الازهر به عنوان مرکزی عبادی، محل گرد آمدن قابل توجهی از مسلمانان برای انجام فرایض دینی بود، استفاده از آن به عنوان مرکزی برای تعلیم و اشاعة علنی و عمومی عقاید و بویژه فقه اسماعیلی در دستور کار قرار گرفت. از این رو، در راستای سیاست المعزلدینالله (حک: در مصر362-365 ق) مبنی بر تبلیغ و ترویج عمومی عقاید اسماعیلی، قاضی علی بن نعمان
(د. 374ق) عهدهدار تدریس دروس اعتقادی و فقه اسماعیلی در جامع رسمی دولت فاطمی یعنی الازهر شد. در صفر سال 365ق، در حالی که جمع کثیری در جامع الازهر حاضر شده بودند علی بن نعمان در این جامع حاضر شد و به تعلیم و تدریس فقه اسماعیلی بر اساس کتاب فقهی الاقتصار5قاضی نعمان (د.363ق) پرداخت. او حتی برای اینکه رسمیت بیشتری به جلسه ببخشد در پایان جلسة تدریس، اسامی حاضران را ثبت کرد.6 بدین ترتیب برنامه آموزشیـتبلیغی الازهر آغاز گردید و این جامع به مرکزی برای تبلیغات مذهبی اسماعیلیه و محلی برای آشنا ساختن مردم مصر با فقه اسماعیلی و عقاید این مذهب تبدیل شد. هدف از تعلیم فقه اسماعیلی در الازهر، جایگزین کردن آن به جای فقه اهل سنت بود که پیش از این دوره در مصر رواج داشت.7
گسترش فعالیتهای آموزشیـ تبلیغی در جامع الازهر در دورة عزیز (365-386ق) صورت گرفت. با توجه به اینکه قدرت و جایگاه دولت فاطمی در این زمان، تا حدود زیادی تثبیت و تحکیم شده بود، همین امر موجب شد تا توجه قابل توجهی به اشاعة عمومی عقاید اسماعیلی شود. در این راستا، فعالیتهای مذهبی الازهر توسعه پیدا کرد و علما و فقهایی که در این جامع فعالیت داشتند، مورد حمایت قرار گرفتند. یعقوب بن کلّس، وزیر خلیفه العزیز بالله، در کنار انجام وظایف سیاسی و اداری خود، در عرصة تعلیم و ترویج عقاید اسماعیلی هم اقدامات مهمی را انجام داد که بخش قابل توجهی از آنها در جامع الازهر ظهور و بروز پیدا کرد. اقدامات ابنکلس در این راستا از دو لحاظ قابل توجه است: از طرفی شخصاً در امر تعلیم عقاید اسماعیلی فعال بود؛ روزهای جمعه در جامع الازهر مجلسی را تشکیل میداد و به تعلیم فقه وعقاید اسماعیلی بر اساس الرسالة الوزیریة میپرداخت که خود در فقه اسماعیلی تألیف کرده بود. از آنجایی که تعلیم عقاید اسماعیلی به خواص و عامة مردم هدف اصلی این مجالس و جلسات بود، علاوه بر قضات، فقها، قرّا و محدثان، ورود عموم مردم هم برای شرکت در این جلسات آزاد بود.8
جنبة دیگر اقدامات ابنکلس این بود که دولت فاطمی در نتیجة مساعدتهای او، برای تشویق بیشتر علما و فقهای فعال در جامع الازهر، امکانات رفاهی قابل توجهی را برای آنها مهیا کرد و به حمایت مالی از آنها پرداخت. در سال 372ق به درخواست ابنکلس، عزیز مستمری (رزق) خاصی را برای یک گروه سی و پنج نفری از فقهای اسماعیلی فعال در الازهر تعیین کرد و در جوار الازهر خانهای را برای آنان اختصاص داد.9 بدون شک این اقدامات با فراهم کردن رونق هر چه بیشتر فعالیتهای تبلیغیـاسماعیلی، میتوانست موجب رواج و گسترش عقاید اسماعیلی در جامعة مصر گردد. بدین ترتیب پس از سپری شدن مدتی از خلافت عزیز، از الازهر به عنوان مرکزی برای اشاعه تعلیمات اسماعیلی بهرهبرداری شد. بنا بر تصوّر رایج، الازهر مرکز دعوت اسماعیلی در مصر بود، با وجود این، هاینس هالم با این نظر یعنی مرکزیت الازهر برای دعوت اسماعیلی موافق نیست.10 به نظر این پژوهشگر، الازهر از همان آغاز به عنوان یک نهاد تعلیمی و تربیتی ایفای نقش میکرد و آنچه در آن آموخته میشد عقاید باطنی اسماعیلی، یعنی حکمت نبود بلکه فقه اسماعیلی بود که بر طبق مذهب اسماعیلی به ظاهر شریعت میپرداخت نه به آنچه اسماعیلیان از آن به نام "باطن" یعنی علم به کلام منزل یاد میکردند.11 به نظر میرسد این دو نظر تناقض چندانی باهم نداشته باشند. جامع الازهر برای هر دو منظور استفاده میشد، بدین صورت که در مجالس عمومی که در این مسجد برگزار میشد، فقه اسماعیلی تدریس میشد تا حاضران و مستمعان با آن آشنا شوند. مجالس الحکمه که اغلب در قصرهای خلفای فاطمی برگزار میشد، در زمانهای خاصّی در این محل نیز برپا میگردید.12 با وجود اینکه الازهر مرکزیت خود را به عنوان عمدهترین نهاد تعلیم و ترویج عقاید اسماعیلی، آن هم به صورت عمومی در تمامی دورة فاطمیان در مصر حفظ کرد،13 با این حال، از آنجایی که به تدریج دارالعلم وجهة مذهبی به خود گرفت و به مرکز اصلی سازماندهی دعوت اسماعیلی و محل گردهمایی داعیان و فقهای اسماعیلی و نیز محل تقریر عقاید اسماعیلی به وسیله داعیالدعاة تبدیل شد، از اهمیت الازهر به شدت کاسته شد.14
در دورة عزیز بنای جامع دیگری در قاهره آغاز شد15 ولی کار بنای آن در زمان حاکم به پایان رسید. این جامع که به جامع الحاکم مشهور شد در سال 404 ق به اتمام رسید. پیش از افتتاح این جامع به وسیلة حاکم در همین سال، نمازهای جمعه در قاهره در جامع الازهر برگزار میشد. ولی با آغاز به کار جامع جدید، حاکم برای جلب توجه عموم مردم به این جامع، نمازهای جمعه را در این محل برگزار کرد و به عبارت دیگر جامع الحاکم به جای جامع الازهر، جامع اصلی قاهره لقب گرفت.16 او حتی از مدرسان الازهر خواست بخشی از دروس خود را در جامع جدید (الحاکم) برگزار کنند.17 با وجود اینکه شهرت جامع الحاکم، هیچ وقت به پای شهرت جامع الازهر نرسید، اما از آنجایی که الازهر از این زمان به بعد، جامع اصلی قاهره و نیز جامع رسمی دولت فاطمی به شمار نمیرفت و دیگر در مرکز توجه مردم مصر و حتی خلفا و جامعة اسماعیلی قرار نداشت، تا حدود زیادی از اعتبار و رونق پیشین جامع الازهر کاسته و تأثیر منفی بر فعالیتهای مذهبی آن نهاد.
از آنجایی که جامع الازهر به عنوان نهادی در خدمت اسماعیلیه، یک جامعِ دولتی به شمار میرفت، خواهناخواه میزان فعالیتهای آن در عرصة مذهبی مصر نیز به اقتدار و ضعف دولت فاطمی بستگی داشت. بنابر اطلاعات موجود در منابع، پس از دورة حاکم (د.411ق) جامع الازهر تا زمان سقوط دولت فاطمی در نیمة دوم قرن ششم هجری، با وجود فراز و نشیبهای فراوان، همچنان به عنوان مرکزی برای ترویج و اشاعه مذهب اسماعیلی و تا حدود زیادی نمادی از حضور فعال اسماعیلیه در عرصة حیات مذهبی مصر به شمار میرفت.18 پس از تعطیل شدن دارالعلم به وسیلة ملک افضل در سال 513 ق بنابر مصالح سیاسی و مذهبی، الازهر یکبار دیگر به عنوان مهمترین نهاد آموزشی و تبلیغی فاطمیان مطرح شد و مورد توجه دوباره و جدیتر خلفای فاطمی قرار گرفت.19 در طول این دوره، با وجود آنکه به علت ضعف روز افزون دولت فاطمی، جایگاه مذهب اسماعیلی در مصر روز به روز بیشتر تضعیف میشد، الازهر با حضور داعی الدعاتها و فقهاء برجسته اسماعیلی و ارائه تعلیمات مرتبط با مذهب اسماعیلی، نقش مهمی را در حفظ حضور حداقلی اسماعیلیه در مصر، ایفا کرد20 و به همین دلیل است که اغلب از آن به عنوان مهمترین نهاد مذهبیـآموزشی فاطمیان در مصر یاد میشود.
در اواخر دورة فاطمیان و پیش از برافتادن دولت فاطمی به دست صلاحالدین ایوبی در سال 567 ق با برگزار شدن دوبارة نمازجمعه در الازهر، این جامع این فرصت را پیدا کرد تا یکبار دیگر به عنوان جامع اصلی قاهره لقب بگیرد.21 باسقوط دولت فاطمی (567ق) و انتقال قدرت از فاطمیان اسماعیلی مذهب به ایوبیان سنی مذهب متعصب، مذهب اسماعیلی نیز به علت نداشتن پیرو قابل توجه در مصر که عدم کارآیی مؤثر نهادهای تبلیغی از عوامل عمدة آن بود، از این سرزمین رخ بربست. جامع الازهر نیز که نماد حضور اسماعیلیه و مذهب اسماعیلی در مصر به شمار میرفت با قرار گرفتن در خدمت اهداف مذهبی اهل سنت و دستگاه ایوبی،22 به نماد شکست مذهب اسماعیلی در مصر تبدیل گردید.
با بررسی مختصری که از فعالیتهای آموزشی و تبلیغی جامع الازهر صورت گرفت مشخص میشود این جامع به عنوان یکی از مهمترین نهادهای مذهبی فاطمیان، حیات یکنواخت و مستمری را در عرصة تبلیغ و ترویج مذهب اسماعیلی در مصر تجربه نکرد. الازهر از اوایل انتقال مرکز دعوت اسماعیلی به مصر، در خدمت اسماعیلیه و ترویج عقاید اسماعیلی در مصر قرار گرفت و در دورة عزیز با توجه به حمایتهای این خلیفه و وزیر او یعقوب ابنکلّس(د.380ق)، فعالیتهای مرتبط با اشاعة مذهب اسماعیلی در این جامع گسترش چشمگیری یافت، اما در دورة حاکم (386-411ق) و تحت تأثیر تأسیس نهادها و مراکز دیگری مانند دارالعلم، از اهمیت آن کاسته شد. با فرا رسیدن دوران ضعف فاطمیان که از زمان حکومت المسنتصر بالله (427-487ق) آغاز شد، توجه وحمایتهای کمتری از سوی خلفای فاطمی و وزرای نظامی مسلط بر دستگاه فاطمی نسبت به این جامع صورت گرفت و به همان میزان از رونق و کارآیی الازهر نیز کاسته شد.
معمولاً زمانی که حیات مذهبی در مصر عهد فاطمی و فعالیت مراکز علمی و آموزشی در این دوره مورد بررسی قرار میگیرد، اغلب نهادهای رسمی فاطمیان و مراکز تبلیغی اسماعیلیه مانند جامع الازهر یا دارالعلم در کانون توجه قرار میگیرد و البته بیشتر اطلاعات موجود در منابع نیز به نهادهای مذکور در فوق مربوط میشود. حال آنکه مراکز و نهادهای مربوط به اهل سنت و مساجدی که مرکز تسنّن بودند مثل مسجد عمروعاص در فسطاط و مسجد ابن طولون، اگرچه تحت تأثیر شهرت جوامع و نهادهای اسماعیلیـفاطمی مصر در این دوره قرار داشتند، با این حال، در انجام وظایف مذهبی خود به خوبی ایفای نقش کردهاند و بقای تسنن در مصر، با وجود قرار گرفتن تحت فرمان و سلطة دولتی اسماعیلی مذهب، بیش از هر چیز دیگر مدیون این جوامع است که در این دوره به مثابه محل مقاومت دینی و فکری اهل سنت عمل کرده و از شعاع نفوذ و تأثیرگذاری مراکز تبلیغ و ترویج اسماعیلی مانند جامع الازهر کاسته و تا حدود زیادی آن را بیتأثیر کردند. اگر چه به علت سکوت منابع، ارائة نمونههای تاریخی در این باره بسیار دشوار است، اما ماندگاری و بقای مذاهب تسنن در مصر، با وجود حاکمیت و برتری سیاسی اسماعیلیه و فعالیتهای تبلیغی قابل توجه آنها، خود گواهی آشکار و متقن در این باره است. البته نباید فراموش کرد که تمایل بیش از حد فاطمیان به سیاست تسامح و مدارا با اهل سنت، این فرصت را در اختیار جامعة تسنن در مصر قرار داد تا با استفاده از آن، عقیده و اندیشة مذهبی خود را حفظ کنند. 23
فعالیت این مساجد و مرکزیت آنها برای اهل سنت موجب شد تا با وجود رسمیت مذهب اسماعیلی، تفکر تسنن با تلاش حامیان اصلی آن یعنی علمای سنی، همچنان به حیات خود در مصر ادامه داده و مذهب اکثریت مردم مصر به مانند سابق باقی بماند.