تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۱۳  ، 
کد خبر : ۱۴۶۷۶۸
یادداشت تحلیلی فارس:

رابطه منسوبیت و مصونیت

یادداشت از: محمدسعید ذاکری

بزرگان هر جامعه همواره به تناسب شعاع وجودی و سعه معرفتی خود در طول حیات و حتی پس از آن، قدرت تأثیرگذاری و پرتوافکنی به اطراف خویش داشته‌اند و به تناسب این قدرت، همرهان و یاورانی برای پیشبرد این پرتوافکنی یافته‌اند.
شاید در برخی موارد، اولین و معتقدترین این همرهان در میان نزدیکان نسبی و قرابتی‌شان یافت شده است. این قاعده اما در موارد متعددی نیز شاهد نقض‌های گسترده بوده و درست در جهت عکس آن، مشاهده شده که سرسخت‌ترین و دشمن‌ترین افراد، منسوبی نسبی و قریبی آشنا‌تر از سایرین به آن صاحب منسب و مقام بوده که علم مخالفت و عناد با وی را بر دوش کشیده است.
این معادله در زمان حضور و ظهور آن "بزرگ " داستان ما، کمی ساده‌تر و قابل حل‌تر از زمانی است که اجل، فرصتی برای او باقی نگذارده و وی را به جمع مرتحلین سوق داده است.
اینجا یک مجهول دیگر به معادله افزوده می‌شود و آن هم باقی ماندن "نسب " از یکسو و لزوم پی‌گیری آرمان و خط آن "بزرگ " سفر کرده از سویی دیگر است. برگزیدن هر یک در صورت تضاد با یکدیگر، منتهی به فرو نهادن دیگری خواهد بود و البته چه مصیبت‌هایی که از این حیث دامنگیرهم خواهد شد.
این در حالی است که در موارد متعدد دیگری به عکس ، "بزرگ " دارای مقام، منحصراً پیروی از منسوب قریب خویش را به رهروان مسلک خود سفارش نموده و راهروان را از پیمودن مسیری دیگر برحذر داشته است.
چنانچه نمونه بارز آن در وصیت رسول مکرم اسلام (ص) - او که به نص صریح قرآن مجید اسوه حسنه برای تبعیت مسلمانان به شمار می‌رفت - مشاهده می شود که به قید انحصار، مودت اقربا - اهل بیت عصمت و طهارت - علیهم السلام - تنها اجر دوران رسالت ایشان شمرده شده و باقی ماندن قرآن و اهل بیت - علیهم السلام - دو گران‌سنگ جاودان - تنها میراث نبوت خاتم‌المرسلین معرفی شده است.
این توهم "اصالت نسب " دیگر زوایه‌ای است که می‌تواند برخی از ساده‌‌اندیشان را گرفتار ساخته و توهمی برای آنان پدید آورد و به تبع نسب، مصونیت نیز برای منسوبین به ارمغان خواهد آورد.
دیدی عمیقتر و ژرف‌نگرتر اما به حقیقت ماجرا دست پیدا می‌کند و آن این است که در رابطه میان نسب و آرمان، اصالت نه با نسب که با آرمان و شاخص خط و اولویت با اوست. نسبت نیز که حتی بسیاری از بزرگان، رهروان خویش را بدان رهنمون ساخته‌اند نیز بدان جهت دارای اهمیت دانسته شده که به عقیده آنان، این منسوبان بهترین و شایسته‌ترین افراد برای رهروی طریقت وی به شمار آمده و دیگران از عهده این مهم برنمی‌آیند.
براساس نص صریح قرآن و احادیث، این "وصایت به نسب " از سوی حضرت خاتم النبیّین صلوات‌الله علیه و آله درباره ائمه طاهرین علیهم السلام صورت پذیرفت. چرا که آنان تنها راه‏برندگان مکتب نورانی نبی‌اکرم(ص) به شمار می‌رفتند. اما براساس همین نصوص نیز سرایت "امامت " - این مقام بلند دست یافته ابراهیم خلیل - به فرزندان و منسوبین او به جهت اتصاف به رذیله ظلم و ستم دست نایافتنی می‌شود که: "لاینال عهدی الظالمین "(1)
و بالطبع آن هنگام که نسب به‌واسطه عدم حرکت در مسیر حق محترم شمرده نشود، مصونیت نیز در پی نخواهد بود و آن چنین خواهد شد که زاده نوح نبی‌الله در آیات شریفه قرآن مستحق عذاب الهی و عملی غیر صالح معرفی و مستحق لعن و نفرین ابدی خواهد شد:
"قال یا نوح انّه لیس من اهلک انّه عمل غیر صالح... "(2)
خداوند به نوح گفت که او (پسر ناخلف تو) از جمله اهل و منسوبین تو به شمار نمی‌رود بلکه او کرداری ناشایست است.
چنانچه همسر لوط نبی نیز به‌واسطه زیر پا نهادن مکتب از جمله غابرین منظور می‌شود که:
"قال ان فیها لوطاً قالوا نحن اعلم بمن فیها لننجّینّه و اهله الا امراته کانت من الغابرین "(3)
"گفت لوط نیز در آنجاست گفتند ما بهتر می‌دانیم چه کسانی در آنجا هستند او و اهلش را جز زنش که از باقی ماندگان [در خاکستر آتش] است حتماً نجات خواهیم داد. "
از اینروست که "وصایت به نسب " و به‏تبع آن "لزوم تبعیت از نسب " و به همین حیث، "مصونیت نسب " مبتنی بر دو مؤلفه مهم است: اولاً انجام وصایت به نص و تصریح از سوی وصیت‌کننده و ثانیاً تبعیت وصیت شونده‌ از راه و مسلک وصیت کننده. و آن هنگام که یکی از این 2 قید یا هردو مفقود گردد به ترتیبی که یا‌ "بزرگ صاحب منسب " وصی خویش در پیمودن طریق خود را "نسب قریب خویش " معرفی نکرده و یا وصی از راه، فاصله گرفته باشد ،دیگر نسب و مصونیتی برای منسوب قابل تصور نیست.
و کلام آخر آنکه با نگاهی کوتاه و هرچند گذرا به وصیت‌نامه سیاسی - الهی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام راحل- قدس‌الله نفسه الزکیه - و کلمات گهربار آن عزیز سفر کرده در طول دوران حیات پرثمرش، به روشنی این حقیقت خود را متظاهر می‌سازد که حضرت روح‌الله - ره- مکتبی‌ها، انقلابیون، بسیجی‌ها، پابرهنه‌ها و مستضعفین را به عنوان وصی خویش معرفی کرده و آنان را به پیروی از راه ولایت و شخص ولی فقیه پس از خود فرا خوانده است ؛چنانچه در هیچ کجا از سیره عملی ایشان وصیت به منسوبان نسبی مشاهده نشده و ملاک همگان پیروی خطوط و شاخص‌های انقلابی دانسته شده است.
منسوبان آن عزیز راحل نیز مادامی که رهروی راه ایشان را در تبعیت از وصایای جاودانه و پیروی از ولایت فقیه و دیگر شاخص‌های خط امام (ره) طی نمایند، منسوب ایشان تلقی شده و حفظ حرمت و حریم آنان به‌واسطه این رهروی فرض دانسته می‌شود. چنانچه در غیر این صورت فرزندان و نوادگان معنوی حضرت روح‌الله - ره- احق به اتصاف صفت "منسوب " و برخوردار از حرمت و احترام خواهند بود.
بی‌جهت نیست که جمعیت میلیونی مشتاق امام (ره) در بیست‌‌ویکمین سالگرد رحلت ایشان بارها فریاد برمی‌آوردند که: " نواده روح‌الله، سیدحسن نصرالله ".

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات