تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۱  ، 
کد خبر : ۱۴۷۳۶۳

راهبرد امنیت ملی آمریکا (بخش دوم)

مقدمه: رئیس‌جمهور آمریکا در راهبرد جدید امنیت ملی این کشور که به تازگی منتشر شده، ادعاهای غرب درباره برنامه هسته‌ای ایران را بار دیگر تکرار کرده و سعی دارد تا با مطرح کردن تهدیدهایی علیه ایران، از تهران اخاذی کند. به گزارش فارس، "باراک اوباما " رئیس‌جمهور آمریکا در گزارش جامع راهبرد جدید امنیت ملی واشنگتن که پنجشنبه هفته گذشته منتشر کرد، در دو بخش جداگانه به طور صریح به رویکرد آمریکا در قبال ایران پرداخت و بار دیگر ادعاهای پیشین غرب درباره موضوع هسته‌ای ایران را مطرح کرد. خبرگزاری فارس بنا به اهمیت این گزارش اقدام به ترجمه متن کامل آن کرده است که بخش دوم آن به شرح زیر خدمت خوانندگان محترم ارائه می‌شود.

ما در حال حمایت از توسعه نهادهایی هستیم که در درون دموکراسی‌های شکننده وجود دارند و از یکپارچگی حقوق بشر به عنوان بخشی از گفت‌وگوی ما با دولت‌های سرکوبگر حمایت می‌کنیم. همچنین از توسعه فناوری‌هایی که آزادی دسترسی به اطلاعات را تسهیل کنند حمایت می‌کنیم. و ما فرصت اقتصادی را به عنوان یک حقوق انسانی می‌پنداریم و در حال ارتقای جایگاه تمام مردان و زنان از طریق پشتیبانی از بهداشت جهانی، امنیت غذایی و واکنش‌های جمعی به بحران‌های انسانی هستیم.
در نهایت، تلاش‌های ما برای شکل دهی یک نظم بین‌المللی که یک صلح عادلانه را ارتقا دهد باید همکاری را تسهیل کند که قادر باشد مشکلات دوران ما را مورد توجه قرار دهد. این نظم بین‌المللی منافع دوران ما را حمایت خواهد کرد اما این نظم همچنین پایانی است که ما به نوبه خود به دنبال آن هستیم. چالش‌های جدید دربرگیرنده این چشم انداز فرصت است اما تنها در صورتیکه جامعه بین‌المللی عادات قدیمی بدگمانی به ساختن براساس منافع مشترک را کنار بگذارند. یک تلاش جهانی برای مبارزه با پدیده تغییر آب و هوایی باید بر اساس اقدامات ملی برای کاهش آلاینده‌ها طراحی شود و تعهدی برای کاهش آثار سوء این آلاینده‌ها باید در نظر گرفته شود. تلاش‌ها برای جلوگیری از درگیری‌ها و حفظ صلح پس از وقوع درگیری‌ها می‌تواند ناامنی ناشی از درگیری را متوقف سازد. همکاری جهانی برای جلوگیری از انتشار بیماری همه گیر می‌تواند سطح بهداشت عمومی را ارتقاء بخشد.
اجرای این دستور کار آسان نخواهد بود. برای موفقیت، ما باید تمام عناصر قدرت آمریکا را متوازن و یکپارچه کنیم و ظرفیت امنیت ملی خود را برای قرن بیست و یکم به روز کنیم. ما باید برتری متعارف نظامی خود را حفظ کنیم و در عین حال ظرفیت آن برای غلبه بر تهدیدات غیرمتقارن را افزایش دهیم. توانمندی‌های دیپلماسی و توسعه ما باید مدرن شوند و ظرفیت اعزامی نیروهای غیرنظامی تقویت شود تا از گستره کاملی از اولویت‌های ما حمایت صورت گیرد. تلاش‌های امنیت اطلاعاتی و داخلی ما باید با سیاست‌های امنیت ملی و همپیمانان و شرکای ما یکپارچه شود. و توانایی ما برای هماهنگ سازی اقداماتمان در عین برقراری ارتباط موثر با مردم کشورهای دیگر باید به منظور حفظ حمایت جهانی افزایش یابد.
با این همه، بزرگترین دارایی آمریکا هنوز مردم ما هستند. در دوره‌ای که با توانایی استفاده از فرصت‌های دنیای پیوند یافته شناخته می‌شود، این مردم آمریکا هستند که تمایز ایجاد خواهند کرد-نیروهای نظامی و غیرنظامی که در دولت ما مشغول به خدمت هستند؛ کسب و کارها، بنیادها و نهادهای آموزشی که در سراسر جهان فعالیت می‌کنند؛ و شهروندانی که از جنب و جوش، انگیزه و تنوع برای پیشرفت در جهانی که هر روز کوچکتر می‌شود، برخوردارند. به دلیل تمام خطرات آن، جهانی شدن به نوعی محصول رهبری آمریکا و ابتکار مردم آمریکاست. ما به طور منحصر بفردی آمادگی بهره بردن از این وعده را داریم.
داستان ما بدون نقص هم نیست. با وجود اینکه در هر برحه که تاریخ از ما خواسته است تا در آن رویداد به پا خیزیم، ما امنیت خود را خودمان به پیش برده‌ایم و در عین حال به مسبب این پیشرفت انسانی کمک کرده‌ایم. برای کمک به این موضوع، راهبرد امنیت ملی ما باید توسط مردم خودمان اطلاع داده شود، به وسیله کمک‌های کنگره ارتقا یابد و به وسیله اتحاد مردم آمریکا تقویت شود. اگر متوجه شویم که این روحیه‌ای جدید است، می‌توانیم جهانی با صلح، کامیابی و وقار انسانی بزرگتری بسازیم.
II. رویکرد راهبردی
«منافع ملت‌ها و انسان‌های امروز بیش از هر زمان دیگر در تاریخ با هم مشترک است. ایمان مذهبی که در قلبمان است می‌تواند مستوجب پیوندهای تازه میان انسان‌ها شده یا ما را از هم جدا کند. فناوری‌هایی که ما تحت کنترل در می‌آوریم هم می‌تواند روشنگر راه صلح باشد یا این راه را به ظلمت فرو برد. سوختی که ما مصرف می‌کنیم می‌تواند سیاره ما را حفظ یا آن را نابود کند. آن چه بر سر امید کودکی در نقطه‌ای از این جهان می‌آید، می تواند جهان ما را ثروتمند کرده یا آن را به فقر کشد.»
بخشی از سخنان باراک اوباما در مجمع عمومی سازمان ملل، 22 سپتامبر 2009
آمریکا باید رهبری خود را در جهان از طریق ایجاد و به کار گیری منابعی تجدید کند که منبع قدرت و نفوذ این کشور به شمار می‌روند. همانقدر که امنیت جهانی به رهبری قوی و مسئولانه آمریکا وابسته است، امنیت ملی ما به توانایی آمریکا در به کارگیری صفات منحصر به فرد ملی آن بستگی دارد. این صفات شامل توان نظامی، توان رقابت اقتصادی، هدایت و رهبری اخلاقی، تعامل جهانی و تلاش برای شکل دهی به یک نظام بین‌المللی است که در خدمت منافع متقابل کشورها و انسان‌ها باشد. زیرا دنیا تا حدود زیادی تغییر کرده و آمریکا باید خود را به گونه‌ای سازگار کند که منافع ما تامین شده و رهبری ما در جهان ادامه پیدا کند.
منافع آمریکا مسئله‌ای پرسابقه است. این منافع عبارتند از:
امنیت ایالات متحده، شهروندان،‌ شرکا و همپیمانان آمریکا.
 اقتصاد قوی، مبتکرانه و رو به رشد آمریکا در نظام اقتصادی باز بین‌المللی که فرصت و شکوفایی به همراه بیاورد.
احترام به ارزش‌های جهانی در داخل کشور و سراسر جهان. و یک نظم جهانی که با رهبری آمریکا به پیش برده شده باشد و صلح، امنیت و فرصت‌ها را از طریق همکاری قدرتمندتر برای رسیدگی به چالش‌های جهانی ارتقاء می‌بخشد.
هم‌اکنون آمریکا تمرکز خود را بر عملی کردن انتقال مسئولانه قدرت در عراق همزمان با پایان یافتن جنگ در این کشور، کسب موفقیت در افغانستان و شکست دادن سازمان القاعده و تروریست‌های منتسب به آن قرار داده است. ضمن این که اقتصاد آمریکا از رکود فاجعه‌بار به صورت پایدار و همیشگی بیرون آید.
از آنجایی که ما با این بحران‌ها دست به گریبان هستیم، راهبرد امنیت ملی ما باید دیدگاهی بلندمدت‌تر دنبال کند. ما باید بنیان قوی برای رهبری آمریکا ایجاد کرد و تلاش کنیم شکل بهتری به نتایجی دهیم که برای مردم ما در قرن بیست‌ویکم به عنوان اصلی‌ترین و بنیادیترین اصول به شمار می‌روند.
محیط راهبردی: جهان به آنگونه که هست
در طول دو دهه از زمان پایان جنگ سرد تاکنون، جریان آزاد اطلاعات، مردم، کالا و خدمات تاحدود بی سابقه‌ای تسهیل شده است. این ارتباط داخلی به مردم قدرت داده و موجب به چالش‌ کشیده شدن نهادهای بین‌المللی دولتی‌ای شده است که اغلب بعد از جنگ جهانی دوم از سوی سیاستمدارانی تشکیل شده‌اند که چالش‌های متفاوتی در ذهن داشتند. بازیگران غیر دولتی (مردم‌نهاد) می‌توانند نفوذ قابل توجهای بر جهان پیرامون آنها داشته باشند. رشد اقتصادی، فقر را کاهش داده و مراکز نفوذ جدیدی ایجاد کرده است. اکنون ملت‌های بیشتری هستند که تلاش دارند خود را به صورت منطقه‌ای و جهانی تثبیت کنند. زندگی و حیات شهروندان ما، امنیت و شکوفایی آنها، بیش از گذشته به حوادثی بستگی دارد که خارج از مرزهای ما در جریان است.
در چنین محیطی، حملات 11 سپتامبر 2001 حادثه‌ای دگرگون کننده برای آمریکا بود و نشان داد چگونه روند تحولات در فاصله‌‌ای بسیار دورتر از سواحل آمریکا می‌تواند بطور مستقیم امنیت شخصی و گروهی مردم آمریکا را به خطر اندازد. این حملات موقعیت آمریکا به عنوان تنها ابرقدرت دنیا، خطرات افراط‌گرایی خشونت‌آمیز و بروز تدریجی مناقشات بعد از اتمام بدون خونریزی دوران جنگ سرد را مورد توجه خاص قرار داد. این حملات به واکنش قوی و فوری از سوی آمریکا، همپیمانان و شرکایش در افغانستان منجر شد. این واکنش با تصمیم ما به ورود به جنگ با عراق ادامه پیدا کرد و به دنبال آن به مدت چندین سال نیروهای آمریکا، منابغ و راهبرد امنیت ملی بر این مناقشات تمرکز پیدا کردند.
آمریکا هم اکنون در دو جنگ درگیر است و جان هزاران نفر از مردان و زنان آمریکا در معرض خطر قرار گرفت و هزاران میلیارد دلار بودجه به این مناقشات اختصاص یافت. در عراق ما از انتقال مسئولانه قدرت به یک دولت مستقل عراقی حمایت می‌کنیم. ما از امنیت و شکوفایی شرکای خود در افغانستان و پاکستان حمایت می‌کنیم و این حمایت بخشی از تلاش گسترده‌تر ما برای از هم گسستن، برچیدن یا شکست سازمان القاعده و افراط‌گرایان خشونت‌طلب منتسب به آن به شمار می‌رود.
با این حال، این جنگ ها و تلاش‌های جهانی ما باری مقابله موفقیت‌آمیز با افراط‌گرایی خشونت‌آمیز تنها یکی از عناصر محیط راهبردی ما است و معرف تعامل آمریکا با جهان نیست. تروریسم یکی از بسیاری خطراتی است که در عصر جهانی از اهمیت بیشتری برخوردار است. سلاح‌های کشتار جمعی و بخصوص سلاح‌های هسته‌ای، سهمناک‌ترین خطر برای مردم آمریکا و امنیت جهانی به شمار می‌روند. قابلیت‌های فضایی و سایبری که به زندگی روزمره ما و همچنین عملیات‌ نظامی ما قدرت می‌دهند در مقابل اختلالات و حملات آسیب‌پذیر هستند. وابستگی به سوخت‌های فسیلی گزینه‌های ما را محدود کرده و محیط زیست ما را آلوده می‌سازد. تغییرات آب و هوایی و بیماری‌های مسری امنیت مناطق و بهداشت و ایمنی مردم آمریکا را تهدید می‌کنند. کشورهای ناتوان مناقشه با خود به همراه دارند و امنیت منطقه‌ای و جهانی را به خطر می‌اندازند. شبکه‌های جنایتکار جهان ناامنی را به خارج تعمیم داده و موجب انتقال افراد و کالاهایی در امتداد مرزهای ما می‌شوند که مردم ما را به خطر می‌اندازند.
نوآوری، اقتصادهای در حال ظهور، دوره انتقال به سوی استفاده از منابع انرژی غیرکربنی و خروج از رکود فاجعه‌بار اقتصادی، اقتصاد جهانی را از نو شکل داده است. همگرایی ثروت و استانداردهای زندگی در اقتصادهای در حال توسعه یا در حال ظهور نوید رشد متوازن‌تر جهانی را می‌دهد اما نابرابری شدید همچنان درون ملت‌ها یا بین آنها وجود دارد. تنش‌های عمیق فرهنگی و جمعیتی، افزایش تقاضا برای منابع و رشد سریع شهرنشینی می‌تواند برخی کشورها یا کل یک منطقه را تغییر شکل دهد.
همانطور که ارتباطات درونی در جهان رشد پیدا می‌کند، افراد بیشتری درباره حقوق جهانی خود اطلاع یافته و ظرفیت پیگیری آن حقوق را دارند. دموکراسی‌هایی که به حقوق مردم خود احترام می‌گذارند در زمره کشورهای موفق و همچنین در زمره نزدیک ترین همپیمانان آمریکا باقی مانده‌اند. با این حال پیشرفت دموکراسی و حقوق بشر در بسیاری از بخش‌های جهان متوقف مانده است. بازیگران بیشتری هستند که به اعمال قدرت و نفوذ می‌پردازند. اروپا اکنون متحدتر، آزادتر و در آرامش بیشتری به نسبت دیگر زمان‌ها است. اتحادیه اروپا یکپارچگی خود را تقویت کرده است. روسیه بار دیگر در صحنه بین‌المللی ظهور پیدا کرده و سهم مهمی در این صحنه دارد. چین و هند- پرجمعیت‌ترین کشورهای دنیا- به تعامل بیشتری با دنیا وارد شده‌اند. از آمریکای لاتین گرفته تا آفریقا و اقیانوسیه، قدرت‌های نوظهور یا در حال ظهور از فرصت‌ها برای مشارکت استفاده می‌کنند با وجود آن که تعداد اندکی از کشورها هستند که امنیت منطقه‌ای و جهانی را با زیرپا نهادن معیارهای بین‌المللی به خطر می‌اندازند. نهادهای بین‌المللی نقش مهمی در تسهیل همکاری‌ها دارند اما برخی اوقات نمی‌توانند بطور کارآمدی به تهدیدهای تازه رسیدگی کرده یا فرصت‌های تازه را مغتنم بشمارند.
در عین حال، افراد جامعه، شرکت‌ها و جامعه مدنی نقش فزاینده و مهمی در شکل‌دهی تحولات در سراسر جهان بازی می‌کنند. آمریکا دارای توانایی و قدرتی است که رهبری ما را برای دهه‌های متعدد میسر ساخته است. جامعه‌ ما از نظر آزادی، تنوع فراوان، انعطاف و داشتن شهروندان فعال و تعامل کننده استثنایی است. بخش خصوصی و جامعه مدنی ما نبوغ و نوآوری فراوانی از خود به نمایش گذاشته است و کارگران ما قابل و کوشا هستند.
ما بزرگترین اقتصاد دنیا هستیم و قویترین نیروی نظامی، همپیمانان قوی و فرهنگ پرطراوت و منعطف را دارا هستیم و سابقه هدایت توسعه اقتصادی و اجتماعی را در کارنامه خود داریم. هنوز مهاجران سراسر دنیا، کشور ما را به عنوان مقصد خود انتخاب می‌کنند. مهاجرانی که جامعه ما را غنی‌ ساخته‌اند. ما دموکراسی شفاف و پاسخگو و جمهوری پویا در اختیار داریم که ارتباط عمیقی با مردم سراسر دنیا دارد. ما همچنان آغوش خود را به روی ارزش‌هایی می‌گشاییم که آزادی و فرصت در داخل و خارج کشور برایمان به ارمغان آورده‌اند.
اکنون باید به حالت سیال موجود در نظام بین‌الملل که بوجود آورده چالش‌های تازه است به چشم فرصتی برای همکاری‌های بین‌المللی تازه نگریست. ما باید بار دیگر در اولویت‌های بلندمدت خود توازن ایجاد کرده تا بتوانیم بطور موفقیت‌آمیزی از جنگ‌های کنونی بیرون آمده و توجه و منابع خود را بر کشورها و چالش‌های گسترده‌تری معطوف سازیم. ما باید از فرصت‌هایی که با توجه به ارتباط درونی در جهان پیش می‌آید، بهره گیریم. ضمن این که بتوانیم بطور کارآمد و جامع به خطرات آن واکنش نشان دهیم. ما باید از ارتباطات نامتوازی که میان دولت آمریکا، بخش خصوصی و شهروندان آن در سراسر جهان وجود دارد، بهره‌گیریم.
رویکرد راهبردی- جهانی که ما به دنبال آن هستیم
در گذشته، آمریکا زمانی رونق گرفت که ملت و سیاست امنیت ملی ما به گونه‌ای شکل گرفتند که بتوانند به تغییرات شکل دهند نه این که با تغییرات به آنها شکل دهند. به عنوان مثال، وقتی انقلاب صنعتی اثرات خود را آغاز کرد، آمریکا اقتصاد ما و نقش ما را در جهان تغییرشکل داد. زمانی که دنیا با فاشیسم مواجه شد، آمریکا خود را برای پیروزی در جنگ آماده کرد و به صلحی که پیامد آن حاصل شد، شکل داد. زمانی که آمریکا با تهدید ایدئولوژیکی، اقتصادی و نظامی از سوی کمونیسم مواجه گشت، ما به عملکردها و نهادهایمان در داخل کشور و سیاست‌های خارج شکل دادیم تا بتوانیم به این چالش رسیدگی کنیم. اکنون ما باید یک بار دیگر آمریکا را در موقعیتی قرار دهیم که منافع متقابل میان ملت‌ها و مردم را حمایت کند.
ساختن اصول بنیادی ما
امنیت ملی ما از داخل کشور آغاز می‌شود. آن چه که در درون مرزهای ما اتفاق می‌افتد همواره منشاء قدرت ما بوده است و این امر اکنون و در عصر ارتباطات میان مردم مصداق بیشتری دارد.
در گام نخست ما باید اصول بنیادی قدرت آمریکا را تجدید کنیم. در بلندمدت، رفاه مردم آمریکا تعیین کننده قدرت این کشور در جهان خواهد بود. شکوفایی ما سرچشمه قدرت ما است. این شکوفایی ما است که هزینه نظامی ما را می‌دهد، دیپلماسی و تلاش‌های توسعه ما را تضمین می‌کند و به عنوان منبع اصلی نفوذ ما در جهان به شمار می‌رود. گذشته از این، سرمایه‌گذاری و تجارت ما حامی میلیون‌ها شغل آمریکایی‌ها است و ارتباط میان کشورها را موجب شده و توسعه جهانی را ترغیب می‌کند و سهم مهمی در محیط اقتصادی، سیاسی آرام دارد.
با وجود آن که ما مزیت‌های نظامی خود را حفظ کرده‌‌ایم، توانایی رقابتی ما در سال‌های اخیر کاهش پیدا کرده است. ما مشغول احیای کاهش شدید سرمایه‌گذاری در حوزه‌هایی هستیم که به عنوان محور قدرت آمریکا محسوب می‌شدند. ما بطور مناسب اولویت‌هایی خود در بخش آموزش، انرژی، علوم و فناوری و بهداشت و درمان را توسعه نداده‌ایم. اولویت‌هایی که همه آنها برای حفظ قدرت رقابتی آمریکا، شکوفایی بلندمدت و توان این کشور اموری اساسی به شمار می‌روند. سال‌های افزایش کسری بودجه و تجارت همچنین انتخاب گزینه‌های دشوار در سال‌های آتی را می‌طلبد.
این همان دلیلی است که ما در حال بازسازی اقتصادمان به گونه‌ای هستیم که همچون ماشین ایجاد کننده فرصت برای مردم آمریکا و منبع نفوذ آمریکا در خارج از این کشور باشد. ایالات متحده باید تضمین کند که ما بهترین نیروی کار آموزش دیده داشته باشیم. بخش خصوصی مشوق نوآوری داشته و شهروندان و کسب‌وکارهایی در اختیار داشته باشیم که به سیستم بهداشت و درمانی دسترسی دارند که می توانند در اقتصاد جهانی‌شده رقابت کنند. ما باید در نحوه استفاده خود از انرژی تغییر ایجاد کنیم - در منابع انرژی تنوع ایجاد کرده، در نوآوری سرمایه گذاری کرده و فناوری‌های انرژی پاک را به کار گیریم. با انجام این کار ما امنیت انرژی خود را تضمین خواهیم کرد، ایجاد شغل کرده و با تغییرات آب‌وهوایی مقابله خواهیم کرد.
بازسازی اقتصاد ما باید شامل قرار دادن خودمان در یک مسیر مالی پایدار باشد. در این راستا، اجرای راهبرد امنیت ملی بر لزوم رویکرد منظم برای تدوین اولویت‌ها و سبک و سنگین کردن برنامه‌های و فعالیت‌هایی که برای کسب اولویت با هم در رقابت هستند، تاکید دارد. روی هم رفته، این تلاش‌ها ملت‌ ما را در مسیر موفقیت در بازار جهانی قرار داده و در عین حال از ظرفیت‌های امنیت ملی ما یعنی قدرت و توان نظامی آمریکا، اطلاعات، دیپلماسی و توسعه کشور و همچنین امنیت و انعطاف میهمن ما حمایت می کند.
ما اکنون به سمت مسایلی فراتر از تمایزات سنی میان امنیت داخلی و ملی در حرکت هستیم. امنیت ملی بر اساس قدرت و انعطاف‌پذیری شهروندان، جوامع و اقتصاد آمریکا ترسیم می‌گردد. این امر شامل عزمی است برای جلوگیری از حملات تروریستی علیه مردم آمریکا از طریق هماهنگی کامل میان اقداماتی که ما در خارج از مرزهای آمریکا اتخاذ می ‌کنیم و تدابیر احتیاطی که در داخل خاک آمریکا در پیش می‌گیریم. این امر همچنین باید شامل تعهد با ساختن یک کشور امن و منعطف و در عین حال بازنگهداشتن در ورود کالاها و مردم به کشور باشد. ما به توسعه ظرفیت‌ها برای رسیدگی به تهدیدات خطراتی که مقابلمان قرار دارد، ادامه می‌دهیم، ضمن این که زیرساخت‌های خود را برای تضمین امنیت مردم و همکاری با دیگر ملت‌ها بار دیگر توسعه می‌دهیم.
الگو بودن آمریکا همچنین بخشی حیاتی از اصول اساسی ما است. حقوق بشر که آمریکا از زمان بنیان نهاده شدنش از آن حمایت کرده امکان رهبری ما را فراهم ساخته و به نوعی الهام‌بخش مردم جهان بوده است و تمایزی روشن میان آمریکا و همپیمانان دموکراتیک با آن دسته از ملت‌ها و شخصیت‌هایی ایجاد کرده است که حقوق بشر را تکذیب یا آن را سرکوب می‌کنند. تلاش‌های ما برای زندگی بر اساس ارزش‌های خود و حفظ مبانی دموکراسی در جامعه خودمان تاکیدی است بر حمایت ما بر تمایلات کسانی که در خارج از مرزهای امریکا مظلوم واقع شده‌اند. این مظلومین می دانند که می‌تواند برای هدایت و رهبری بر اساس عدالت و امید می‌توانند به آمریکا روی آورند.
رهبری معنوی و اخلاقی ما بطور اساسی ریشه در قدرت الگو بودن ما دارد- نه این که ریشه در تلاش برای تحمیل سیستم ما به دیگر مردم داشته باشد. با این حال طی دوره زمانی، برخی روش‌هایی که در راستای پیگیری امنیت ما پیاده شدند، میزان وفاداری ما به ارزش‌هایی که به دنبالشان هستیم و رهبری آمریکا در حمایت از این ارزش‌ها را به خطر انداخته است. این امر توانایی ما در حمایت از جنبش‌های دموکراتیک در دیگر کشورها، به چالش کشیدن ملت‌هایی که معیارهای حقوق بشری را زیر پا می‌گذارند، کاهش داده است. به همین دلیل است که ما با زندگی کردن بر اساس ارزش‌های مان از آنها حمایت می‌کنیم. تقلای ما برای حفظ و پایبندی به ارزش‌ها و قانون اساسی همواره همچون چراغ هدایت برای مردم آمریکا و کسانی بوده است که در اشتیاق ما به شان انسانی شریک هستند.
ارزش‌های ما به ما این امکان را داده تا بهترین‌ها را در درون مرزهای خود پیاده کرده و برای کسانی که در خارج از کشور با آمال و اهداف ما شریک هستند، الهام بخش باشیم و این اعتبار را کسب کنیم که در مقابل استبداد به پا می‌خیزیم. آمریکا باید در کلام و در عمل خاصیت ارتجاعی بودن ارزش‌ها و قانون اساسی ما را به نمایش گذارد. به این خاطر که اگر ما بخاطر امنیت بر ارزش‌های خود معامله کنیم،‌ هر دو مسئله را تضعیف خواهیم کرد. اگر ما بر استحکام امنیت و ارزش‌ها تاکید کنیم، می توانیم یکی از منابع اصلی و مهم قدرت و رهبری خود در جهان را حفظ خواهیم کرد- منبعی که ما را وا می دارد تا میان دشمنان و رقبای احتمالی خود تمایز قایل شویم.
پیگیری تعامل جامع
اصول بنیادی ما از تلاش‌هایمان برای تعامل با ملت‌ها، نهادها و مردم جهان بر اساس منافع مشترک و احترام متقابل حمایت می‌کند.
تعامل عبارتست از مشارکت فعال آمریکا در فراتر از مرزهای کشور. به عبارت ساده، این امر عبارتست از مخالفت با انزوای خود بخودی که تواناییمان را در شکل دهی به نتایج و سرانجام کار از بین می‌برد. در حقیقت، آمریکا هیچ گاه با انزواطلبی موفق نبوده است. به عنوان کشوری که در ساخت و بنیان نظام بین‌المللی بعد از جنگ جهانی دوم همیاری کرد و جهانی‌سازی را در پایان جنگ سرد ارایه کرد، ما باید بار دیگر با جهان به گونه‌ای پایدار و جامع وارد تعامل شویم.
تعامل از نزدیک‌ترین دوستان و همپیمانان ما از اروپا گرفته تا آسیا ، از آمریکای شمالی تا خاورمیانه آغاز گردد. این ملت‌ها سابقه مشترکی از تلاش در حمایت از امنیت، شکوفایی و دموکراسی دارند. آنها ارزش‌های مشترکی داشته و تعهدات مشترکی به معیارهای بین‌الملل دارند. معیارهایی که حقوق و در عین حال مسئولیت‌های همه کشورهای مستقل را به رسمیت می‌شناسند. امنیت ملی آمریکا بستگی به این همپیمانان متعدد دارد و ما باید با آنها به عنوان شرکای فعال خود تعامل داشته باشیم تا به اولویت‌های امنیتی منطقه‌ای و جهانی رسیدگی کرده و فرصت‌های تازه‌ای برای پیشبرد منافع مشترک کسب کنیم. به عنوان مثال، ما همکاری منظم و نزدیکی با همپیمانان نزدیک خود مانند انگلیس، فرانسه و آلمان در موضوعاتی داریم که نگرانی مشترک و جهانی درباره آن موضوعات وجود دارد.
ما به تعمیق همکاری خود با دیگر مراکز نفوذ قرن بیست و یکم یعنی چین،‌ هند و روسیه بر اساس منافع مشترک و احترام متقابل ادامه خواهیم داد. ما همچنین دیپلماسی و توسعه را در پیش خواهیم گرفت که از ظهور شرکای تازه و موفق در قاره آمریکا، آفریقا،‌ خاورمیانه و جنوب شرق آسیا حمایت می‌کند. توانایی ما برای پیشبرد همکاری سازنده برای امنیت و شکوفایی مناطق خاص و تسهیل همکاری جهانی درباره موضوعات مختلف از افراط‌گرایی خشونت‌طلب و گسترش تسلیحات هسته‌ای گرفته تا تغییرات آب‌وهوایی و بی‌ثباتی اقتصاد جهانی اساسی است- موضوعاتی که چالشی برای همه ملت‌ها بوده اما هیچ ملتی به تنهایی نمی‌تواند از پس آنها بر آید.
ما به دولت‌های مسئول راه روشنی ارایه می‌کنیم: از معیارهای بین‌الملل تبعیت کنید و از سود اقتصادی و سیاسی در کنار همگرایی بیشتر با جامعه بین الملل بهره‌مند شوید. یا در صورت رد این راهکار،‌ تحمل پیامدهای این تصمیم را داشته باشید که شامل انزوای بیشتر می‌شود. ما از طریق تعامل می توانیم فرصت‌هایی برای حل اختلافات،‌ تقویت حمایت جامعه بین‌الملل از اقدامات ما به دست آورده و درباره مقاصد، نیات و ماهیت نظام‌های بسته اطلاع یافته و به جامعه‌های این ملت‌ها نشان دهیم که دولت‌های آنها مقصر انزوای آنها هستند.
تعامل موفقیت‌آمیز به استفاده کارآمد و یکپارچه از عناصر متفاوت از قدرت آمریکا بستگی دارد. قابلیت‌های دیپلماسی و توسعه ما باید بتواند به ما در جلوگیری از مناقشات، تشویق رشد اقتصادی، تقویت کشورهای ضعیف یا ناتوان، خارج کردن مردم از فقر،‌ مبارزه با تغییرات آب‌وهوایی و بیماری‌های مسری، تقویت نهادها و اداره حکومتی دموکراتیک، یاری رساند. نیروی نظامی ما همچنان به تقویت توان خود در همیاری با همتایان خارجی، آموزش و کمک به نیروهای امنیتی و پیگیری تعاملات نظامی با شمار فراوانی از کشورهای و دولت‌ها ادامه خواهد داد. ما به تقویت تعاملات اقتصادی و مالی برای پیشبرد شکوفایی مشترکمان ادامه خواهیم داد و نهادهای اطلاعاتی و انتظامی ما باید بطور کارآمدی با دولت‌های خارجی همکاری کرده تا حوادث را پیش‌بینی کرده و به بحران‌ها واکنش نشان داده و امنیت و ایمنی را فراهم سازند.
نکته آخر این که، ما تعامل میان مردم - نه فقط دولت‌ها- جهان را پی خواهیم گرفت. دولت آمریکا تلاش مداومی برای تعامل با جامعه و شهروندان مدنی انجام خواهد داد و ارتباط میان مردم آمریکا و مردم جهان را تسهیل خواهد کرد- از طریق تلاش‌های مختلف از خدمات عمومی و مبادلات آموزشی گرفته تا افزایش تجارت و مشارکت‌های بخش خصوص. در بسیاری از موارد، این الگوهای تعاملی اثرات قوی و پایدار در خارج از مرزهای آمریکا به جا خواهند گذاشت و راهکاری مقرون به صرفه برای ارایه دیدگاه مثبت درباره رهبری آمریکا به شمار می‌رود. بارها مشاهده کرده‌ایم که بهترین سفرای ارزش‌ها و منافع آمریکا مردم آمریکا- شرکت‌ها، سازمان‌های غیردولتی، دانشمندان، ورزشکاران، هنرمندان، پرسنل نظامی و دانشجویان ما هستند.
تسهیل در تعامل بیشتر بین‌المللی غیردولتی به کشور کمک خواهد کرد تا در یک اقتصاد جهانی رونق و شکوفایی به دست آورد، ضمن این که حسن نیت و روابطی را می سازد که دارای ارزش فوق‌العاده در حفظ رهبری آمریکا هستند. این امر همچنین به تقویت توانی منجر می‌شود که منحصر به آمریکا است یعنی جمعیت متنوع، گشاده‌رویی و خلاقیت و ارزش‌هایی که با زندگی مردم آمریکا عجین شده‌اند.            ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات