ارزشها
«ما گرانبهاترین ارزشهای خود را نه تنها به دلیل اینکه کار درستی است حفظ میکنیم، بلکه به این دلیل است که این ارزشها کشور ما را تقویت میکند و ما را ایمن نگه میدارد. در گذشته و حال، ارزشهای ما بهترین دارایی امنیت ملی ما بوده است-در جنگ و صلح، در دوران آرامش و در دوران شورش. وفاداری به ارزشهای ما دلیل آن است که ایالات متحده آمریکا از یک مجموعه مستعمراتی تحت امر یک امپراطور به قدرتمندرترین کشور در جهان تبدیل شد.»
باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا، 21 مه 2009
ایالات متحده بر این باور است که ارزشهای مشخص، جهانی هستند و برای ارتقای این ارزشها در سراسر جهان تلاش خواهد کرد. این ارزشها شامل آزادی فردی برای بیان دیدگاهها، تجمع بدون ترس و نگرانی، آزادی مذهبی و انتخاب رهبران خود است. ارزشهای مشخص همچنین شامل وقار، تحمل و برابری میان تمام انسانها و انصاف و اجرای منصفانه عدالت است. ایالات متحده بر اساس باور در چارچوب این ارزشها بنیان نهاده شده است. در داخل آمریکا، وفاداری به این ارزشها وعده آمریکا را بیش از پیش حتی به مردم بیشتری، افزایش داده است. در خارج از آمریکا، این ارزشها توسط مردم تمام نژادها، مناطق و مذاهب مطالبه شده است. بیشتر کشورها طرفهای مقابل توافقات بینالمللی هستند که این وجه اشتراک را به رسمیت میشناسند. و کشورهایی که این ارزشها را برای شهروندان خود حفظ میکنند نهایتا موفقتر-و دوست تر با آمریکا- هستند از آنهایی که این ارزشها را رعایت نمیکنند.
با این وجود پس از یک دوره که شاهد دستاوردهای اساسی این ارزشها در سراسر جهان بودهایم، توسعه دموکراتیک در سالهای اخیر متوقف شده است. در برخی فرهنگها، این ارزشها مساوی با چهره زشت مدرنیته است و بر اساس هویتهای ارزشمند، امری متجاوز تلقی میشوند. در دیگر کشورها، حاکمان استبدادی حقوق بشر اساسی و روشهای دموکراتیک را به نام توسعه اقتصادی و وحدت ملی سرکوب کردهاند. حتی در کشورهایی که دولتها روشهای دموکراتیک را پذیرفتهاند، حاکمان استبدادی فرایندهای انتخابای را تضعیف کردهاند و فضا را برای مخالفان و جامعه مدنی محدود کردهاند، یعنی شمار در حال افزایشی از محدودیتهای قانونی را تحمیل میکنند تا مانع از حقوق مردم در جمع آوری و دسترسی به اطلاعات شوند. و در عین حال، پیشرفتی اساسی در مبارزه با فقر در بسیاری از بخشهای جهان حاصل شده است اما شمار بسیار زیادی از مردم جهان هنوز فاقد شأنی هستند که به همراه فرصت داشتن یک زندگی بهتر به وجود میآید.
ایالات متحده از کسانی که به دنبال تحقق حقوق جهانی در سراسر دنیا هستند، حمایت میکند. ما تمام ارزشهای خود را مافوق تمام امور با زنده نگه داشتن آنها در داخل آمریکا، ارتقا میبخشیم. ما به تعامل با کشورها، نهادها و مردم در پیگیری این ارزشها در خارج از آمریکا ادامه میدهیم. و ما رابطه بین توسعه و پیشرفت سیاسی را درک میکنیم. در انجام این امور، اهداف ما واقعگرایانه هستند، زیرا ما بر این باوریم که فرهنگها و سنتهای مختلف به این ارزشها به روشهای متمایزی زندگی میبخشد. علاوه بر این، نفوذ آمریکا از تکامل نشأت نمیگیرد بلکه از تلاش ما برای غلبه بر نواقصمان ناشی میشود. مبارزه مداوم برای تکامل اتحادمان آن چیزی است که این داستان آمریکایی را الهام بخش ساخته است. به همین دلیل شناخت کمبودهای گذشته و برجسته ساختن تلاشهای ما برای درمان آنها راهی برای ارتقای ارزشهای ماست.
آمریکا هیچگونه نظام دولتی را بر کشور دیگری تحمیل نخواهد کرد اما امنیت و کامیابی طولانی مدت ما به حمایت محکم ما از ارزشهای جهانی بستگی دارد که ما را از دشمنانمان، دولتهای خصمانه و بسیاری از رقبای بالقوه تاثیرگذاری، جدا میسازد. ما این کار را از طریق انواعی از روشها انجام میدهیم که عبارتند از ابراز عقیده برای حقوق جهانی، حمایت از دموکراسیهای شکننده و جامعه مدتی و حمایت از وقاری که از توسعه ناشی میشود.
تقویت قدرت الگوی ما:
بیش از دیگر اقداماتی که ما تا کنون اتخاذ کردهایم، قدرت الگوی آمریکا به اشاعه آزادی و دموکراسی در خارج از این کشور کمک کرده است. به همین دلیل ما باید همواره به دنبال حفظ این ارزشها نه تنها در دوران راحتی بلکه در زمان سختیها نیز باشیم.
پیشبرد منافع ما ممکن است شامل ترتیبات جدید برای مبارزه با تهدیداتی مانند تروریسم است، اما این روشها و دستورالعملها همواره باید مطابق ما قانون اساسی ما باشد، حریم خصوصی مردم ما و آزادیهای مدنی ما را حفظ کند و در مقابل کنترلها و توازنهایی که به خوبی در خدمت ما هستند، مقاومت کند. به منظور حفظ وفاداری ما به ارزشهایمان-و حفظ اعتبار ما برای ارتقای آنها در سراسر جهان- ما موارد زیر را ادامه خواهیم داد:
ممانعت از شکنجه بدون استثناء یا اقدامات دوپهلو:
روشهای خشن بازجویی با ارزشهای ما در تناقض است، اجرای قانون را تضعیف میکند و راه موثری برای کسب اطلاعات نیست. روشهای خشن بازجویی ایالات متحده را با جهان بیگانه میکند. این روشها به عنوان یک ابزار عضوگیری و تبلیغات سیاسی برای تروریستها عمل میکند. این روشهای خشن بازجویی اراده دشمنان ما برای نبرد علیه ما را افزایش میبخشد و نیروهای ما را در هنگام دستگیری به خطر میاندازد. ایالات متحده از این روشها استفاده و حمایت نخواهد کرد.
جنبههای قانونی مقابله با تروریسم: خطر افزایش یافته تروریسم ضرورت توانایی بازداشت و بازجویی افراطگرایان خشونت طلب مظنون را ایجاد میکند اما این چارچوب باید به منظور موثر و پایدار بودن، با قوانین ما مطابق باشد. هنگامیکه ما توانمند هستیم، ما تروریستها را در دادگاههای فدرال یا در کمیسیونهای نظامی اصلاح شده که منصفانه، قانونی و کارا هستند تحت پیگرد قانونی قرار خواهیم داد. برای آن دسته از دستگیرشدگانی که امکان تحت پیگرد قرار دادن آنها وجود ندارد-اما خطری برای مردم آمریکا محسوب میشوند- ما باید استانداردهای شفاف، قابل دفاع و قانونی داشته باشیم. ما باید روندهای دادرسی منصفانه و یک فرایند دقیق بازبینی دورهای داشته باشیم ، تا اینکه تمام بازداشتهای طولانی شده به دقت ارزیابی و توجیه شود. و برای مطابق بودن با قانون اساسی ما، این روشهای بازجویی موضوع کنترلها و توازنها خواهند بود. هدف از آن رویکردی است که میتواند به وسیله دولتهای آینده با حمایت از جانب احزاب سیاسی و تمام سه شاخه دولت، حفظ شود.
توازن موارد ضروری محرمانه بودن و شفافیت: به خاطر امنیتمان، برخی اطلاعات باید از افشای عمومی شدن حفظ شود-برای مثال، برای حفاظت از نیروهای ما، منابع و روشهای جمع آوری اطلاعت یا اقدامات محرمانه که مردم آمریکا را ایمن نگه میدارد. با وجود اینکه دموکراسی ما به شفافیت وابسته است و هر زمان ممکن است، ما در حال در دسترس قرار دادن اطلاعات برای مردم آمریکا هستیم تا آنها بتوانند قضاوتهای آگاهانه انجام دهند و رهبران خود را نیز پاسخگو حفظ کنند. برای مثال، هنگامیکه ما "اسرار دولتی " را محرمانه میکنیم، از روشهای شفافی پیروی خواهیم کرد تا امکان پاسخگویی بیشتری فراهم شود از این اطمینان وجود داشته باشد که این امتیاز محرمانه هنگامی به کار میآید که ضروری باشد و البته شکل به شدت محدود. ما هرگز این امتیاز محرمانه را برای پنهان کردن نقض قانون یا برای خودداری از درد سر و گرفتاری برای دولت، استفاده نخواهیم کرد.
حفاظت از آزادیهای مدنی، حریم خصوصی و نظارت: حفاظت از آزادیهای مدنی و حریم خصوصی مکمل شور دموکراسی ما و برقراری آزادی است. ما در حال ایجاد توازن تعهدات جدی خود برای این مزایا به همراه حکم آن برای تامین امنیت مردم آمریکا هستیم. نظارت سرسخت بر فعالیتهای امنیت ملی به وسیله سه شاخه دولت و پیروی آگاهانه از قانون به ما اجازه میدهد تا این توازن را حفظ کنیم، به دوستان و همپیمانان اثبات کنیم که ایدهآلهای قانون اساسی را مراعات میکنیم.
حفظ حکومت قانون: حکومت قانون-و توانایی ما برای اجرای آن-امنیت ملی را به پیش میبرد و رهبری ما را تقویت مینماید. در داخل آمریکا، وفاداری به قوانین و حمایت از نهاد اجرای قانون ما شهروندان و منافع آمریکا را حفظ میکند و در عین حال از ارزشهای ما حفاظت خواهد کرد و آنها را به پیش میبرد. در سراسر جهان، اجرای قانون به ما اجازه میدهد تا عوامل و بازیگران را پاسخگو نگه داریم و در عین حال از امنیت بینالملل و ثبات اقتصاد جهانی حمایت کنیم. تعهد آمریکا به حکومت قانون برای تلاشهای ما در جهت ساختن یک نظم بینالمللی که قادر به مواجه با چالشهای در حال ظهور قرن بیست و یکم باشد، ضروری است.
الهام پذیرفتن از تکثر و تنوع: ایالات متحده در سراسر تاریخ ما سود برده است و آن هنگامی است که ما قدرت را از تنوع خود نشات گرفتیم. در عین حال آنهایی که از ایدئولوژیهای افراطگرایانه حمایت میکنند به دنبال ایجاد اختلاف بین گروههای قومی و مذهبی هستند، آمریکا به عنوان این الگو مطرح است که چگونه مردم با پیشینههای مختلف میتوانند از طریق تعهد خود به ارزشهای مشترک متحد باشند. در درون جوامع ما، آنهایی که به دنبال استخدام و افراطی کردن افراد هستند اغلب سعی به کار گیری افراد با منزوی سازی و بیگانه کردن خواهند داشت. تعهد ما به گسترش وعده آمریکا هم به ایجاد تناقض با کسانی که سعی در اختلاف انداختن در میان مردم را دارند خواهد شد و در عین حال با اقدامات عضوگیری افراد در گروههای افراطگرای ایدئولوژیکی، مذهبی یا قومی مبارزه میکند.
پیگیری دموکراسی و حقوق بشر در خارج از کشور
ایالات متحده آمریکا از توسعه دموکراسی و حقوق بشر در خارج از آمریکا به این دلیل حمایت می کند که دولتهایی که از این ارزشها حمایت میکنند عادلانهتر، صلحآمیزتر و مشروعتر هستند. ما همچنین به این دلیل چنین حمایتی را انجام می دهیم که موفقیت این موفقیت آنها در خارج از کشور محیطی را ترغیب می کند که حامی منافع ملی آمریکا است. نظامهای سیاسیای که به حقوق جهانی احترام میگذارند، باثباتتر، موفقتر و امنتر هستند. همانگونه که تاریخ ما نشان داده، ایالات متحده آمریکا زمانی می تواند بطور موثری اجماع لازم برای رسیدگی به چالشهای مشترک را ایجاد کند که با دولتهایی که منعکس کننده اراده و احترام به ملت خود هستند، همکاری دارد نه دولتهایی که تنها نماینده عده اقلیت حاکم به شمار میروند. آمریکا از طرق زیر ارزشهای جهانی را به پیش میبرد:
- تضمین این امر که دموکراسیهای نوپا و شکننده بهبود ملموسی در وضعیت شهروندان خود ایجاد کنند:
ایالات متحده آمریکا باید از دموکراسی، حقوق بشر و توسعه در کنار هم حمایت کند، چرا که این سه محور بطور متقابل همدیگر را تقویت میکنند. ما در حال همکاری نزدیک با شهروندان، جوامع و سران سیاسی و جامعه مدنی هستیم تا نهادها و موسسات مهمی که بطور دموکراتیک پاسخگو هستند را تقویت کنیم - دموکراتیک از نظر روندهای آزادانه و منصفانه انتخاباتی، قانونگذاران قوی، کنترل غیرنظامیان بر نهادهای نظامی، نیروهای پلیس درستکار، قوه قضاییه مستقل و عادل، مطبوعات مستقل و آزاد، بخشهای خصوصی پرجنبش و جامعه مدنی قدرتمند. برای انجام این کار، ما در حال استفاده از قابلیتهای دوجانبه و چندجانبه برای کمک به دموکراسیهای نوپا به گونهای هستیم که بتوانند خدماتی را ارایه کنند که پاسخگوی نیازهایشان و اولویتهای شهروندانشان است، زیرا دموکراسیهای فاقد توسعه و پیشرفت به ندرت می توانند بقاء داشته باشند.
تمرین تعامل اصولی با نظامهای غیردموکرتیک:
حتی اگر ما تمرکز خود را روی منافعی مانند مبارزه با تروریسم، منع گسترش هستهای یا تقویت روابط اقتصادی بنا نهاده باشیم، ما همواره به موازات این منافع به دنبال توسعه حقوق افراد و فرصتها از طریق تعامل دوجانبه خواهیم بود. آمریکا در حال پیگیری رویکرد دو سویهای است که طی آن ما به دنبال بهبود روابط دولت با دولت بوده و از این گفتوگو برای پیشبرد حقوق بشر استفاده میکنیم. ضمن این که با جامعه مدنی و مخالفان سیاسی صلحجو تعامل کرده و بازیگران و عوامل غیردولتی آمریکا را نیز به انجام همین کار ترغیب میکنیم.
نکته اساسیتر این که روابط دولت با دولت می تواند شرایط سهلگیرانهای را برای عملکرد جامعه مدنی ارایه کرده و زمینههای تبادلات مردم با مردم را فراهم آورد. اما وقتی که رویکردهای ما رد شوند، ما باید جامعه بین الملل را در استفاده از دیپلماسی عمومی و خصوصی هدایت کرده و مشوقها یا بازداشتنهایی را ارایه کنیم تا رفتار سرکوبگرانه را تغییر دهیم.
درک و تشخیص مشروعیت همه جنبشهای دموکراتیک صلح آمیز:
آمریکا به این حق همه صداهای صلحآمیز، قانونمدار و غیرخشونتبار احترام میگذارد که صدایشان به گوش همه جهانیان برسد، حتی اگر ما با آنها مخالف باشیم. حمایت از دموکراسی نباید حمایت از یک کاندیدا یا جنبش خاص باشد. آمریکا از همه دولتهای صلحآمیزی که به صورت مشروع انتخاب شده باشند، حمایت میکند در صورتی که آنها احترام به حقوق و سرنوشت همه مردم خود را رعایت کرده و در راستای تعهدات بینالمللی خود گام بردارند. آنهایی که به دنبال دموکراسی هستند تا قدرت به دست آورند و بعد از کسب قدرت ظلم میکنند از حمایت ایالات متحده آمریکا محروم میگردند. حکومتها باید قدرت خود را از طریق رضایت و نه تهدید و اجبار و همچنین از طریق ترجیح دادن روندهای سیاسی به منافع حزبی و خاص، حفظ کنند.
حمایت از حقوق زنان و دختران:
زنان باید به همان فرصتهایی دسترسی داشته باشند که مردان دارند و همان انتخابات و گزینههایی را پیش روی خود داشته باشند که مردان دارند. تجربه نشان داده کشورهایی قویتر و شکوفاتر هستند که زنان به حقوق و فرصتهای برابر دسترسی داشته باشند. وقتی این حقوق و فرصتها نفی می شود، کشورها معمولا از قافله عقب میمانند. علاوه بر این، زنان و دختران بطور نامتناسبی بار بحرانها و مناقشات را به دوش میکشند. از این رو، ایالات متحده آمریکا مشغول همکاری با سازمانهای منطقهای و بینالمللی است تا از خشونت علیه زنانو دختران بخصوص در منطقه درگیری و مناقشه جلوگیری کند. ما در حال حمایت از دسترسی برابر زنان به عدالت و مشارکت آنها در روند سیاسی هستیم. ما در حال ارتقای بهداشت نوزادان و مادران هستیم. ما در حال مبارزه با قاچاق انسان، بخصوص زنان و دختران هستیم و این کار را از طریق قوای انتظامی داخلی و بینالمللی انجام میدهیم. ما همچنین در حال حمایت از تحصیل، اشتغال و پشتیبانی کلان مالی هستیم تا زنان را در سراسز جهان تقویت سازیم.
تقویت معیارهای بینالمللی علیه فساد:
ما در حال کار در درون نظام گستردهتر بین المللی از جمله سازمان ملل، گروه بیست و سامزمان همکاریهای اقتصادی و توسعه OECD و نهادهای مالی بین المللی هستیم تا امکان این درک و شناخت را ارتقاء بخشیم که فساد فراگیر در حقیقت یک نوع نقض حقوق اساسی بشر بوده و همچون مانعی برای توسعه و امنیت بینالمللی به شمار میرود. ما با دولتها، جامعه مدنی همکاری خواهیم داشت تا شفافیت و پاسخگویی بیشتری به بودجههای دولتی، هزینهها و داراییهای مقامات عمومی ارایه کنیم. ما همچنین اقداماتی را در جریان کمکهای بینالمللی، بانکداری بینالمللی و سیاست مالیاتی و تعامل بخش خصوصی با منابع ملی نهادینه خواهیم کرد تا امکان دزدی را برای مقامات کشورها دشوار کرده و تلاشهای شهروندان به پاسخگو دانستن حاکمان خود را قوت بخشیم.
ایجاد ائتلاف گستردهتری از بازیگران برای پیشبرد ارزشهای جهانی:
ما در حال فعالیت برای کسب حمایت از دموکراسی، حاکمیت قانون و حقوق بشر از طریق همکاری با دیگر دولتها، سازمانهای غیردولتی و مجمعهای چندجانبه هستیم. ایالات متحده آمریکا متعهد به همکاری برای شکلدهی و تقویت موسسات و نهادهای موجودی است که در اندازه ظرفیتهای خود فعال نیستند مانند شورای حقوق بشر سازمان ملل. ما مشغول کار در چارچوب نظام گسترده تر سازمان ملل و مکانیزمهای منطقهای برای تقویت نظارت بر حقوق بشر و اجرای مکانیزمها هستیم، به گونهای که افراد حقیقی و کشورها پاسخگوی اقدامات خود در نقض معیارهای بینالمللی حقوق بشر باشند. و ما بطور فعالانه ای از رهبری دموکراسیهای نوظهور حمایت میکنیم. این حمایت همزمان با حرکت این دموکراسیهای نوپا در ایفای نقش فعالتر در پیشبرد حقوق بشر و ارزشهای دموکراتیک در منطقههایشان و صحنه جهانی ارایه میشود.
تجمیع فناوریهای نوین و ارتقای حق دسترسی به اطلاعات:
ظهور فناوریهایی مانند اینترنت، شبکههای بیسیم، تلفنهای هوشمند همراه، وسایل تحقیقات جنایی، ماهواره و تصویربرداری هوایی و زیرساختهای کنترل از راه دوری هستیم که فرصتهای بالایی برای پیشبرد دموکراسی و حقوق بشر در اختیار می گذارند. این فناوریها به جنبشهای سیاسی مردمی قدرت میدهند و امکان این امر را فراهم می آورند تا تمرکز تقریبا ناگهانی بر موارد نقض حقوق بشر قرار گیرد و بسترهای فزایندهای برای آزادی بیان و ارتباطات بدون محدودیت در سراسر دنیا فراهم آید. ما از انتشار و استفاده از این فناوریها در راستای تسهیل آزادی بیان، توسعه دسترسی آزاد به اطلاعات، شفافیت و پاسخگویی بیشتر حکومتها حمایت می کنیم و با اعمال محدودیتها در استفاده از این فناوریها مقابله میکنیم. ما همچنین از این فناوریها استفاده بهتری خواهیم کرد تا بطور کارآمدتری پیام خود را به جهانیان برسانیم.
ارتقای شئون از طریق عمل به نیازهای اصلی
آزادیای که آمریکا حامی آن است شامل آزادی خواستها است. حقوق اساسی انسانی در اماکنی قابل ترویج و ترغیب نیست که انسانها به غذای کافی، آب تمیز یا داروی مورد نیاز برای بقای خود دسترسی ندارند. ایالات متحده آمریکا از اهداف توسعهای هزاره سازمان ملل استقبال کرده و در حال همکاری با دیگر طرفهای در پیگیری ناودی فقر مطلق است - تلاشهایی که بطور خاصی برای آینده ملتها و مردم قاره آفریقا حیاتی هستند. ما همچنین به تلاش برای ارتقای شأن و منزلتی که از طریق تلاشهای توسعهای زیر ایجاد می شود، ادامه خواهیم داد:
پیگیری یک راهبرد جامع سلامت جهانی:
ایالات متحده آمریکا منافع اخلاقی و راهبردی در بهبود سلامت جهان دارد. وقتی کودکی بخاطر مرضی میمیرد که قابل پیشگیری است، وجدان ما تحت تاثیر قرار میگیرد. زمانی که یک بیماری کنترل نگردد، سلامت خود ما را به خطر میاندازد. زمانی که فرزندان بیمار می شوند، توسعه از حرکت باز میماند. به این دلیل است که ما به سرمایه گذاری در مبارزه با ایدز و ویروس اچآیوی ادامه میدهیم. از طریق ابتکار بهداشت و سلامت جهانی، ما به تقویت نظامهای بهداشتی و سرمایهگذاری در رسیدگی به حوزههایی که از قافله دور مانده اند مانند بهداشت مادران و کودکان ادامه خواهیم داد. ما همچنین هدف کاهش هزینه های مالاریا و مرض سل را پیگیری میکنیم و به دنبال از میان برداشتن بیماریهای استوایی هستیم که مورد غفلت واقع شدهاند.
بهبود امنیت غذایی:
ایالات متحده آمریکا در حال همکاری با شرکای خود در سراسر جهان است تا طرح و ابتکار عمل امنیت غذایی را برای مبارزه با گرسنگی به پیش ببرد و ظرفیتهای کشورهای برای سیرکردن شکم مردم خود را بسازد. در عوض روش ساده ارایه کمک به کشورهای در حال توسعه، ما در حال تمرکز بر روشها و فناوریهای تازه برای توسعه کشاورزی هستیم. این امر در راستای رویکردی است که در آن ارایه کمک تنها راهکار نیست. هدف از کمکهای ما به خارج ایجاد شرایطی است که طی آن دیگر نیازی به این گونه کمکها در کار نباشد.
هدایت تلاشها برای رسیدگی به بحرانهای انسانی:
دولت آمریکا در کنار مردم این کشور و جامعه بین الملل، به واکنش خود در قبال بحرانهای انسانی ادامه خواهد داد تا مطمئن گردد کسانی که در معرض نیاز هستند به حمایتها و کمکهایی مورد نیاز خود دسترسی خواهند داشت. در چنین شرایطی، ما همچنین تاکید بیشتری بر ترغیب احیای بلندمدت کشورها از بحرانها داریم. زمینلرزه شدید هائیتی تنها یکی از تازهترین نمونهاهی پیامدهای جانی و مالی بلایای طبیعی است. تغییرات آبوهوایی پیشبینی آیندهای را میکند که در آن آمریکا باید آمادگی و منابع بهتری برای تقویت رهبری خود در ارایه کمک به نیازهای انسانی و حیاتی به مناطق بحرانزده داشته باشد.
نظام بین المللی
"به عنوان رئیس جمهور آمریکا، من بطور خستگی ناپذیر سعی خواهم کرد از امنیت آمریکا حفاظت کرده و منافع ما را به جلو ببرم. اما هیچ ملتی به تنهایی نمیتواند به چالشهای قرن بیستویکم رسیدگی کند و نمیتواند شرایط خود را به جهان دیکته کند. به این دلیل است که آمریکا به دنبال نظامی بینالمللی است که ملتها را قادر سازد منافع خود را به صورت صلحآمیز پیگیری کنند بخصوص زمانی که این منافع در تضاد با هم قرار می گیرند. نظامی که در آن حقوق جهانی انسانها محترم شمرده شده و نقض این حقوق مورد مخالفت قرار گیرد. نظامی که در آن ما پایبند به معیارهایی باشیم که برای دیگر ملتها اعمال می کنیم با حقوق و مسئولیتهایی برای همه. "
باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، مسکو هفتم ژوئیه 2009
آمریکا از مردم خود حمایت خواهد کرد و شکوفایی خود را بدون درنظرگرفتن اقدامات ملتی دیگر پیگیری خواهد کرد، اما ما منافعی در نظم جهانی پایدار و عادلانه داریم که می تواند اقدام جمعی در مواجهه با چالشهای مشترک را ترغیب کند. این نظم بینالمللی از تلاشهای ما برای پیشبرد امنیت، شکوفایی و ارزشهای جهانی حمایت خواهد کرد. این نظام همچنین نهایت آن چیزی است که ما به دنبالش هستیم. زیرا بدون چنین نظام بین المللی، قوای بیثباتی و بینظمی امنیت جهانی را تضعیف خواهند کرد. بدون مکانیزمهای کارآمد برای ایجاد همکاریهای بینالمللی، چالشهایی که مرزی نمیشناسند - مانند تغییرات آبوهوایی، بیماریهای مسری و جرایم فراملی - ادامه یافته و احتمالا گسترش خواهند یافت.
نهادهای بینالمللی- در راس آنها سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و سازمان ملل متحد - در مرکز تمرکز ما از اواسط قرن بیستم بودهاند. با این حال، معماری بینالمللی که بعد از جنگ جهانی دوم ایجاد شده در حال خم شدن زیر بار تهدیدات جدید است و از قابلیت ما برای استفاده از فرصتهای جدید میکاهد. اگر چه بسیاری از روندهای تعیین کننده قرن بیستویکم بر همه ملتها و مردم تاثیر می گذارند، منافع مشترک ملتها و مردم بخاطر سوءظنها و رقابتها نادیده انگاشته میشوند.
از این رو آنچه نیاز است، آرایش مجدد اقدامات ملی و نهادهای بینالمللی بر اساس منافع مشترک است. و زمانی که منافع ملی به هم برخورد میکنند یا کشورهای منافع ملی خود را به طرق دیگری اولویتبندی میکنند، ملتهایی که معیارهای بینالمللی را نادیده میگیرند یا نمیتوانند به مسئولیتهای مستقل خود عمل کنند از مشوقهایی که برای همگرایی بیشتر و همکاری با جامعه بینالملل عاید می شود، محروم خواهند ماند.
هیچ نظم بینالمللیای نمیتواند به تنهایی از سوی موسسات بینالمللی مورد حمایت قرار گیرد. منافع مشترک ما باید از طریق راهبردهای دوجانبه، چندجانبه و جهانی که به منشاءهای اصلی ناامنی رسیدگی کرده و حوزه جدیدی برای همکاریها فراهم میآورد، تقویت گردد. برای نیل به این هدف، تقویت همکاری دوجانبه و چندجانبه نمیتواند به سادگی از طریق همکاری در درون نهادها یا چارچوبهای رسمی صورت گیرد. این امر مستلزم همکاری مداوم با دولتهای خارجی، سران سیاسی و دیگر اجزای مهمی است که باید قابلیتها و منابع لازم را برای اقدام کارآمد و جامع به کار گیرند. این امر همچنین به معنی ساختن ائتلاف سنتی ما ضمن استفاده از مشارکت با مراکز جدید قدرت و نفوذ است. این رویکردها روی هم رفته به ما امکان میدهد که همکاری کارآمدتر جهانی برای مقابله با چالشهایی ایجاد کنیم که هیچ حد و مرزی نمی شناسند و بر بسیاری از ملتها تاثیر میگذارند.
جلب ائتلافهای قوی
اصول بنیادی آمریکا، امنیت منطقهای و جهانی جزوی از روابط آمریکا با متحدانش باقی خواهند ماند و تعهد ما به امنیت این متحدان قابل تزلزل نیست. این روابط باید بطور مرتب ترویج شوند نه به این خاطر که آنها در زمره اهداف لاینفک امنتی ملی و منافع آمریکا باشند بلکه به این خاطر که این روابط برای امنیت جمعی ما از اصول اساسی است. ائتلافها باعث چندبرابر شدن قدرت میشوند: از طریق همکاری و هماهنگی چندملیتی، جمع اقدامات ما همواره بزرگتر از موقعی خواهد بود که ما به تنهایی دست به عمل میشویم. ما به حفظ ظرفیتها برای دفاع از اتحاد علیه تهدیدات قدیمی و جدید ادامه خواهیم داد. ما همچنین به رایزنی نزدیک با متحدان خود بعلاوه شرکاء و سازمانهای نوظهور ادامه خواهیم داد تا بتوانیم همکاری خود را از نو احیاء و توسعه بخشیده و به اهداف عمومی خود دست پیدا کنیم. ما همچنین به بهرهبردن متقابل از منافع امنیت جمعی ارایه شده از سوی ائتلاف قوی ادامه خواهیم داد.
با وجود آن که آمریکا و همپیمانان و شرکای آن ممکن است گاهی اوقات درباره موضوعات خاص اتفاقنظر نداشته باشند، اما ما بر اساس احترام متقابل و به گونه ای عمل خواهیم کرد که نظمی بینالمللی را تقویت سازیم که برای همه بازیگران مسئولیتپذیر بینالمللی مفید باشد.
تقویت روابط امنیتی:
توانایی ما برای ادامه دادن این اتحاد و ائتلافهای در راستای حمایت از اهداف مشترک تا حدودی بستگی به توانایی نیروهای مسلح آمریکا دارد. همینطور، روابطی که نیروهای مسلح ما با نیروهای نظامی خارجی برقرار کرده، در زمره اجزاء مهم تعامل جهانی ما و حامی امنیت جمعی ما است. ما به تضمین این امر ادامه خواهیم داد که میتوانیم در برابر بعد وسیعی از دشمنان احتمالی- اعم از کشورهای متخاصم و عوامل غیردولتی- پیروز شده و در ضمن بطور گستردهای بتوانیم به محیط راهبردی با استفاده از همه ابزار لازم برای پیشبرد امنیت مشترک ما شکل دهیم.
ما همچنین از طریق حفظ توانایی خود در ارایه قابلیتهای دقیق، مداوم و کارآمد در برابر بعد وسیعی از تهدیدات نظامی و شکست نیروهای قدرتهای متخاصم می توانیم به متحدان و شرکای خود اطمینان خاطر بدهیم. ما با همپیمانان و شرکای خود برای تقویت قابلیت انعطافپذیری موضع و امکانات خود در برابر حملات احتمالی، همکاری خواهیم کرد. دست آخر این که، ما مواضع بازدارندگی منطقهای خود را تقویت خواهیم کرد - به عنوان مثال، از طریق طرحهای دفاع موشکی مرحلهای و تطبیقی - تا از این امر اطمینان حاصل کنیم که دشمنان منطقهای نتوانند با دست یافتن به قابلیتهای تهاجمی نظامی و نوین به مزیت و برتری در برابر ما دست پیدا کنند.
همپیمانان اروپایی:
رابطه ما با همپیمانان اروپا هنوز به عنوان الگو و اساسی برای تعامل آمریکا با دنیا به شمار رفته و نقش محرک برای اقدامات بینالمللی ایفاء میکند. ما با همپیمانان خود بطور دوجانبه تعامل خواهیم داشت و درباره موضوعات مهم امنیتی و اقتصادی از نزدیک مشورت خواهیم کرد. سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) یکی از ائتلافهای برجسته امنیتی در جهان امروز به شمار میرود. ما با در اختیار داشتن 27 متحد عضو ناتو و شرکای دیگری که ناتو با آنها همکاری دارد، می توانیم توانایی جمعی خود را برای ارتقای امنیت، ممانعت از تهدیدات مهم و دفاع از مردم خود تقویت سازیم. مفهوم راهبرد نوین سازمان ناتو فرصتی برای احیاء و اصلاح این ائتلاف فراهم میآورد. ما متعهد به تضمین این امر هستیم که سازمان ناتو قادر است بطور کامل به چالشهای قرن بیستویکم رسیدگی کند، ضمن این که به عنوان اساس و بنیاد امنیت اروپا عمل کند. ما همچنین تعهد خود را به ماده پنجم که اساس امنیت جمعی ما است اعلام میکنیم.
با توجه به تمایلات اروپاییها برای یکپارچگی بیشتر، ما متعهد به مشارکت با اتحادیه اروپای قویتر هستیم تا اهداف مشترک خود را بخصوص در ارتقای دموکراسی و شکوفایی در کشورهای اروپای شرقی که هنوز روند انتقال دموکراتیک خود را کامل نکردهاند و پاسخگویی به موضوعات مهم و متقابل مورد نظر، به پیش ببریم. ما تمام تلاش خود را صرف پیشبرد ثبات و دموکراسی در منطقه بالکان و حل و فصل مناقشات در قفقاز و قبرس خواهیم کرد. ما به تعامل با ترکیه در بعد وسیعی از اهداف مشترک بخصوص در رابطه با پیگیری ثبات در آن منطقه، ادامه خواهیم داد. ما همچنین به دنبال تقویت نهادهای موجود اروپایی خواهیم بود تا آنها در زمینه اعتمادسازی، کاهش تنشها و حفاظت از آزادی کارآمدتر باشند.
همپیمانان آسیایی:
ائتلاف ما با ژاپن، کره جنوبی، استرالیا، فیلیپین و تایلند سنگ بنای امنیت در آسیا و ساسی برای شکوفایی در منطقه آسیا-اقیانوسیه به شمار میرود. ما به تعمیق و به روز کردن این ائتلافها ادامه خواهیم داد تا دربرگیرنده پویایی منطقه و روندهای راهبردی قرن بیستویکم باشد. ژاپن و کرهجنوبی بطور فزایندهای به عنوان رهبران اصلی رسیدگی به مسایل منطقهای و جهانی و همچنین ارتقای ارزشهای مشترک دموکراتیک ما تبدیل شدهاند. ما در حال مدرنیزه کردن روابط با هر دو کشور هستیم تا بتوانیم با چالشهای جهانی در حال تحول قرن بیستویکم مواجه شده و مبنانی مشارکت برابر با آمریکا را نشان داده و اساسی پایدار برای حضور نظامی آمریکا در آنجا فراهم سازیم. ما در کنار همپیمانان خود در حال همکاری برای توسعه دستورالعمل امنیتی مثبت برای منطقه هستیم که بر امنیت منطقهای تمرکز داشته و با اشاعه سلاحهای کشتار جمعی، تروریسم، تغییرات آبوهوایی، دزدی دریایی بینالمللی، بیماریای مسری و امنیت سایبری مباریه کرده و رشد متوازن و حقوق بشر به ارمغان بیاورد.
با مشارکت با همپیمانان خود، آمریکا در حال کمک به ارایه آیندهای همراه با امنیت و یکپارچگی برای همه ملتهای آسیایی است تا حقوق اساسی و شأن همه این مردم حفظ و تعمیم یابد. این ائتلافها صلح و امنیتی را که به سختی به دست آمده است، حفظ کرده و در نیمه دوم قرن بیستم تفاهمات در سراسر منطقه اقیانوس آرام را تقویت کردهاند. پویایی و کارایی این ائتلافها در قرن بیستویکم برای آمریکا، آسیا و امنیت جهانی امری اساسی است. ادامه دارد...