ناتو یک نهاد منطقهای است نه جهانی
رابرت هدیک در ادامه با بیان اینکه این گزارش با توجه به تجارب بهدست آمده در افغانستان تهیه شده است، میافزاید: اما تلاش این گروه نمایانگر میراث ناتو در افغانستان است. این گزارش خواستار دستورالعملهایی است مبنی بر اینکه چه وقت و در چه جایی این پیمان بطور مجدد در خارج از مرزها، عملیاتی خواهد شد. نویسندگان، این مطلب را به مخاطبان خود یادآور میشوند که " ناتو یک نهاد منطقهای است، نه جهانی و منابع مالی آن محدود و منوط به دیگر اولویتها است؛ و تمایلی به پذیرفتن مأموریتهایی ندارد که دیگر کشورها و نهادها قادر به انجام آن هستند. "
اگر چه این گزارش باب این احتمال فرضی را باز گذاشته که ناتو میتواند به مأموریت خارج از منطقه نیز بپردازد، اما بهطور آشکارا در مورد محدودیتهای سیاسی در کشورهای عضو، بحث و مذاکره میکند. بدون شک اعضای ناتو و گروههایی مستقر در افغانستان برای خروج از این کشور در سال 2011 مشتاق پیوستن به نیروهای ایالات متحده هستند. جدای از این موضوع، هزینههای مالی هنگفت که غیر اقتصادی بودن مأموریت در افغانستان را در پی داشته، باعث شده اعضای اروپایی ناتو که توان اعزام گسترده نیروهای نظامی را ندارند، منطقه را ترک کنند.
نویسنده نشریه فارن پالسی در ادامه اظهار میدارد: سرانجام، این گروه اهمیت چگونگی روابط در ناتو را مورد بازنگری قرار داد، روابطی که ایالات متحده، اتحادیه اروپا، روسیه، دریای سیاه و مناطق قفقاز، آسیای مرکزی و آفریقا را شامل میشود. همچنین در این گزارش نیاز به این نظریه که ناتو باید مشارکت با سازمانهای غیردولتی و غیرنظامی را گسترش دهد مورد بحث قرار گرفت. نویسندگان معتقدند، "ناتو بسیار قاطع و ماهر است اما این بدان معنا نیست که برای هر کاری مناسب باشد. " این گزارش در واقع دعوت ناتو به استفاده از روابط خود برای پیشبرد اهداف مورد نظر در قبال دیگران بود.
وی در پایان قسمت اول مقاله خود شکسته شدن تابلوی ناتو را یادآور شده و مینویسد: بحث مفصل گزارش این مشارکتها، که ترکیبی از کاهش قطعی در ظرفیت نظامی ناتو و علاقه بسیار کم آنها برای اعزام نیروهای جدید بود، به نقش گسترش پیمان اشاره دارد. روزهایی ناتو به عنوان یک "فالانکس " (سیستم متوقف کردن دشمن) همچون سدی در برابر ارتش شوروی سابق قرار میگرفت، اما در حال حاضر ناتو با توجه به گذشته خود دچار ابهام و چالش شده است. پس از افغانستان، ابهتِ نظامی ناتو کاهش یافته و باید بهدنبال نقش سیاسیتری باشد. کارکنان در بروکسل (کسانی که پس از لغزش گروههای چپگرا باقی ماندند) زمان بیشتری را صرف شکلگیری و هماهنگی با سازمانهای غیر دولتی خواهند کرد تا تجهیزات نظامی.
در ادامه رابرت هدیک به بررسی موضعگیری و برخورد کشورهای غربی و در راس آنها آمریکا با بیانیه سه کشور ایران، ترکیه و برزیل مبنی بر تبادل انرژی هستهای پرداخته است.
هدیک با شگفتانگیز خواندن این بیانیه مینویسد: برخورد ناگهانی در هفتههای اخیر با ایران در مورد برنامه هستهای این کشور با ارائه قطعنامه تحریم دیگری از سوی ایالات متحده در شورای امنیت سازمان ملل به پایان رسید. دقیقاً یک روز پس از آشکار کردن بیانیه شگفتانگیز سه کشور ایران، ترکیه و برزیل مبنی بر تبادل مقداری از اورانیوم غنی شده با درصد پایین برای سوخت رآکتور تحقیقات پزشکی در تهران، این قطعنامه از سوی ایالات متحده ارائه گردید. وزیر امور خارجه ایالات متحده ادعا کرد که قطعنامه تحریمها از سوی این کشور مورد حمایت روسیه، چین و اروپا نیز است.
بروز شکاف در شورای امنیت
نویسنده هدف از تصویب این قطعنامه را لغو بیانیه ایران – ترکیه - برزیل دانسته و معتقد است که بیانیه مذکور به منظور لغو قطعنامه تحریمها علیه ایران طراحی شده بود. اما تحقق آن نیازمند روسیه و فرانسه است که طبق اظهارات "کلینتون "، حمایتکنندگانِ بیشتر شدن تحریمها هستند تا بتوانند از این طریق سوخت رآکتور تحقیقات پزشکی ایران را به عنوان قسمتی از توافقنامه تبادل تأمین کنند. در مقام نظر پیشنهاد تحریمها و توافقنامه تبادل با هم تناقضی ندارند، اما از لحاظ سیاسی متناقض هم هستند. در نتیجه ممکن است شکافی را در شورای امنیت میان پنج عضو دائم و برخی از کشورهای در حال توسعه که در حال حاضر شامل برزیل و ترکیه است، ایجاد کند.
وی همچنین تضاد میان بیانیه ایران – ترکیه - برزیل و قطعنامه تحریمهای ایالات متحده علیه ایران را باعث شکست توافقات پیشین شورای امنیت در قبال ایران دانسته و میافزاید: حتی مسئله خطرناکتر برای برنامه دولت "اوباما " تضادی است که میتواند باعث اختلال در کنفرانس بازنگری پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای که در حال برگزاری است، شود و منجر به شورش کشورهای در حال توسعه در برابر بازرسیهای جدیتر هستهای که بسیار مورد توجه ایالات متحده است، گردد.
تحریمها نمیتواند باعث تغییر ایران شود
نویسنده با اشاره به اینکه این قطعنامه تحریمهایی ارائه شده توسط کلینتون است، اینچنین مینویسد: این قطعنامه نتیجه ماهها مذاکره با روسیه و چین است، که حدود کلی آنچه را که شورای امنیت میتواند در مورد آن به توافق برسد مشخص میکند. این قطعنامه محدودیتهایی را در مورد تجارت نفت، سرمایهگذاریها در بخش انرژی ایران اعمال میکند و همچنین ممنوعیت جامع معاملات مالی با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و یا نهادهای وابسته را شامل میشود. اما هیچیک از این اقداماتِ قطعنامه نخواهند توانست تأثیر چندانی بر ایران بگذارند که باعث تغییر در رفتار این کشور شود.
مقامات ایالات متحده امیدوارند که تصویب قطعنامه توسط شورای امنیت راه را برای دولتهای متمایل به دیدگاه آمریکا هموار سازد و نیز بتواند محدودیتهای خود را به صورت یک جانبه در مورد ایران، بهویژه در مورد سرمایهگذاریها در بخش نفت و گاز و معاملات مالی به سپاه پاسداران تحمیل کند.
چرا قطعنامهها ضعیف هستند؟
وی در ادامه با تاکید بر اینکه ایالات متحده هیچگونه همکاری از جانب چین مشاهده نمیکند، میافزاید: دلیل اصلی اینکه چرا قطعنامه تحریمها بسیار ضعیف میباشد، همین است. چین علاقه شدیدی به نفت ایران دارد که هرگونه نگرانی در مورد امکان توانایی سلاحهای هستهای ایران را از بین میبرد. این کشور یک سرمایهگذار برجسته در بخش انرژی ایران و نیز یک مشتری برای نفت ایران به شمار میرود. همانطور که ایالات متحده، اروپا و دیگر متحدان آنها قصد سرکوب کردن ایران را دارند، چین از طریق گسترش روابط خود با ایران در حال ایجاد شکاف در شورای امنیت است. نتیجه اینکه، چین با یک " بازی متفاوت " به طور آشکار در پی اضافه کردن ایران به لیست کره شمالی، برمه و سودان است.
از دیدگاه پکن، اقدامات چین عملی و معاملهای است. طبق اظهارات چین، این کشور قصد برخورد با ایالات متحده یا غرب را ندارد. این اظهارات صرفا بهرهگیری از فرصتها برای تغذیه ماشینهای صنعتی در حال رشد و در نتیجه بالا بردن استانداردهای زندگی مردم است.
این نشریه آمریکایی در پایان به انتقاد از عدم همراهی چین با مواضع آمریکا پرداخته و مینویسد: اما ممکن است سایر کشورها اینگونه نتیجهگیری کنند که چین در حال ایجاد الگوی رفتاری است که نشان میدهد یک مقام مسئول در سیستم بینالمللی نیست. چنین گرایشی، خطر رویارویی در آینده را افزایش میدهد. چین چگونه به درخواست مجازات کره شمالی بهعلت غرق کردن یک ناو جنگی کره جنوبی که اخیر صورت گرفته پاسخ خواهد داد و آزمایش دیگر این خواهد بود که آیا چین میخواهد به عنوان یک مقام مسئول در داخل نظام بینالمللی باشد، نه یک نیروی به هم زننده در خارج از آن. نتیجه میتواند یک لیست در حال رشد از کشورهایی باشد که به طرز قابل ملاحظهای چین را مسئول خطاهای "دوگانه " میدانند که از آن حمایت میکند.