تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۸  ، 
کد خبر : ۱۴۷۷۱۱

چیستی و چرایی هویت ایرانی

دکتر اصغر میرفردی / دکترای جامعه‌شناسی و استاد دانشگاه مقدمه: چه در بعد فردی ،اجتماعی و یا ملی ،‌همواره پرسش هایی در مورد چیستی خود مطرح می باشد . این پرسش ها در رویکرد جامعه شناختی به نام "پرسش های هویتی" شناخته می شوند. آنچه به عنوان هویت در علم جامعه شناسی مدنظر است همان هستی و ماهیت بودن و هستی است ، اما هستی ای که در حوزه مفهومی و انسانی معنی می یابد و نه در زمینه کائنات و امور مادی و جسمی. هر فردی به لحاظ ماهوی متأثر از زمینه های چند گانه ای است که می توان آنها را از سطح خرد به سطح کلان تقسیم بندی نمود: 1- زمینه محلی و قومی 2- زمینة ملی 3- زمینة دینی و عقیدتی و 4- زمینة جهانی. پس از انقلاب صنعتی و تحولات ساختاری اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن، زمینه های تعامل میان انسانها و جوامع بشری گسترش پیدا نمود. این تحولات به همراه شکل گیری ساختارهای سیاسی نوینی همچون دولت ملی و نهادهای بین المللی موجب واگرایی و همگرایی های نوینی در اجتماعات انسانی شدند. آنچه امروز از آن به عنوان « جهانی شدن» یاد می شود، نمودی از تحولات فراگیرجهانی است که نشانگر فروریزی محدوده ها و مرزهای سنتی در روابط و تعاملات بشری است. جامعة ایرانی دارای ویژگی هایی است که امروزه تا حدود زیادی - و البته نه کاملاً - می توان هویت ایرانی را در ارتباط با آنها تبیین نمود . این ویژگی ها مربوط به شرایط تاریخی، ویژگی فرهنگی و ترکیب قومیتی، شرایط توسعه ای، ساختار عقیدیتی و دینی و ارتباطات جهانی می باشند. در اینجا به تفکیک به این ویژگی ها می پردازیم:

شرایط تاریخی:
جامعه ایرانی به لحاظ تاریخی از تمدن های با دیرینة کهن است و آثار مادی و تمدنی و هچنین آثار مکتوب تاریخی مورخان ایرانی و غیر ایرانی نشانی بر این ادعا است. آنگونه که مورخان ذکر کرده اند آنچه امروز به نام سرزمین ایران شناخته می شود و بخشی از فلات ایران است، نام آن بر گرفته از قوم آریایی است که از حوزه قفقاز و آسیای میانه به سمت این سرزمین مهاجرت نمودند. ساکنان بومی این سرزمین شامل اقوامی همچون کاسیها ، لولویی ها و گوتی ها بودند که امروزه به طور مشخص نمی توان نشانی از نژااد و قومیت خالص آنان را در این سرزمین باز شناسدند به عبارت دیگر مهاجران آریایی با بومیان امتزاج قومی و نژادی یافتند. از نظرساختار سیاسی و حکومتی ،‌ایرانیان از جمله مللی بودند که برای نخستین بار ساختارحکومتی سازمان یافته را پایه ریزی کردند. سنگ نوشته های بیستون و تخت جمشید نشانگر سازمان حکومتی و قلمرو پادشاهی ایران می باشند. تصاویر حکاکی شده بر روی آثار تخت جمشید بیانگر شکوه و گسترگی قلمرو امپراطوری ایرانی و اقوام زیر مجموعه آن می باشد. فرهنگ مدنی آن زمان زمینه زیست اقوام گوناگون در یک قلمرو سرزمینی به نام ایران زمین را فراهم ساخته بود.
ورود اقوام بیگانه به درون سرزمین ایران چه به شکل مهاجرت و چه به شکل تهاجم از دیگر ویژگی های تاریخی زمینه ساز هویت ایرانی است. هجوم لشکر اسکندر و تشکیل سلسلة سلوکیان و به دنبال آن تأثیر پذیری از تمدن هلنی از نخستین گونه این تهاجم ها بود. ورود اعراب به ایران ،‌تهاجم غزنویان ،سلجوقیان، مغول، تیموریان، ترکان افشاری و... از نمونه های بارز هجوم و تأثیر گذاری اقوام بیگانه بود. با وجود این تهاجمات ، این فرهنگ و تمدن ایرانی بود که به دلیل غنای خود توانست اقوام مهاجم را در خود هضم نماید. تفاوت تأثیر پذیری دو جامعة مصر آفریقایی و ایران از مهاجمان عرب از اینگونه است. اگر چه ایرانیان آئین روشنگر اسلام را با آغوش باز پذیرا شدند، آئین ها و فرهنگ سنتی ایرانی را به شکل اصیل آن - و با اندک دگر گونی هایی- حفظ نمودند. پس از انقلاب صنعتی نیز با زمینه های متعددی همچون ورود میسیونرهای مذهبی و مشاوران فرنگی به ایران، اعزام دانشجویان ایرانی به اروپا و تأسیس مدارس نوین، ارتباط ایران با دینای جدید آغاز شد. ویژگی های تاریخی پیش گفته، بر هویت ملّی مردم ایران زمین کارساز بوده و با نگاهی جامعه شناختی می توان جایگاه این تأثیر گذاری های تاریخی را باز شناساند.
ترکیب قومیتی و ویژگی‌های فرهنگی:
جامعة ایرانی به عنوان یک موزائیک قومیتی ، در بردارندة قومیت های متعددی است. عناصر مشخصة قومیت مشتمل بر زبان، دین و آداب و رسوم می باشند . قومیت های موجود در سرزمین ایران عمدتاً در شاخصهای زبانی و آداب و رسوم متنوع می باشند و به لحاظ همگنی نسبی دینی و اکثریت شیعیان در ایران، تفاوت زیادی در شاخص دینی میان اقوام ایرانی وجود ندارد. زبان های مردمان ایران از خانواده زبانی "هند و اروپایی" و یا زبان های آریایی است. واژگان موجود در سرزمین ایران و حتی قومیت ها که شباهت زیادی با زبانهای هند و اروپایی دارند، گویای این حقیقت است. آداب و رسوم موجود در سرزمین ایران بر گرفته از ساختار مذهبی، ‌تاریخی و بوم شناسی انسانی و اجتماعی می باشد. در کنار فرهنگ ملی، که وجه مشترک همة اقوام ایرانی است، فرهنگ های محلی و قومی منطقه ای وجود دارند که دارای ویژگی های خاص خود می باشند. این خرده فرهنگ های قومی در برخی موارد مشابهت هایی با فرهنگ اقوام مشابه در کشورهای دیگر دارند. هویت مردم ساکن در مناطق عشیره ای و روستایی تا حد زیادی متأثر از ویژگی های محلی و قومیتی می باشد ولی در مناطق شهری به ویژه شهرهای بزرگ هویت اجتماعی و فردی مردم متأثر از قالب فرهنگی در پیکره ملی و همچنین ساخت جهانی می باشد.
شرایط توسعه‌ای:
توسعه اعم از توسعه جامع و پایدار ویا توسعه انسانی روابط دوسویه ای با هویت افراد یک جامعه دارد . اعتماد به نفس، منش ملی و نوعدوستی ملی از شاخصه های هویتی مناسب برای رفتارهای توسعه ای می باشند . از سوی دیگر توسعه به معنای عام آن زمینه های توجه و واکاوی به موضوعات هویتی را فراهم می سازد . شرایط توسعه یافتگی یک جامعه می تواند به هویت ملی سازنده و توانمند منجر شود . احساس از خود بیگانگی چه در سطح فردی و یا اجتماعی و ملی مانعی بزرگ برای شرایط توسعه ای است و می تواند دور باطل سرخوردگی و توسعه نیافتگی را به وجود آورد. احساس توان ملی و باور ملی می تواند جامعه ای را از شرایط توسعه نیافتگی برهاند. با نگاهی به خصیصه های فرهنگی درون جامعه ایرانی می توان تفاوت ویژگی های هویتی با توجه به شرایط توسعه ای را مشاهده نمود. اعتماد به نفس و احساس خود اتکایی در زمینه های توسعه یافته بیشتر به چشم می خورد، در مقابل در زمینه های توسعه نیافته و یا با توسعه کمتر احساس ناتوانی فردی و اجتماعی در حل مسائل زندگی وجود دارد.
ساختار عقیدتی و دینی:
جامعه شناسی دین به عنوان یکی از پنج نهاد اجتماعی است که به حفظ انسجام اجتماعی یاری می رساند. دین در تنظیم رفتارهای انسانی نقش قابل توجهی دارد. جامعه ایرانی از دیرباز جامعه ای دین مدار بوده است و از این قبل پیوند تنگاتنگی میان نهادهای گوناگون اجتماعی و دین وجود داشته است. دین به لحاظ تجویز هنجازها و اصول ارزشی در شکل گیری هویت فردی و اجتماعی اعضاء جامعه نقش دارد. روح جمعی و یا روح کلی حاکم بر جامعه تا حد زیادی ناشی از ساختار دینی و عقیدتی آن می باشد، بر این اساس برای واکاوی هویت اجتماعی هر جامعه ای، بررسی و توجه به ماهیت و جایگاه باورهای مذهبی ان ضرورت دارد. دورکیم جامعه شناس فرانسوی بر نقش دین در جامعه تأکید نمود و دین را به عنوان یک واقعیت اجتماعی مورد توجه قرار داده است. باورهای دینی در جهت دهی نگرشی و رفتاری افراد جامعه تأثیر دارند، به این دلیل نوع باورهای دینی افراد لازمه هویت اجتماعی آنان می باشد. اغلب افراد جامعه ایرانی مسلمان و از مذهب شیعه دوازده امامی می باشند و شاخصه های رفتاری و هویتی آنها در ارتباط نزدیک با این مذهب می باشد.
ارتباطات جهانی:
پدیده هایی چون جهانی شدن و همچنین فناوری اطلاعات و ارتباطات، ‌زمینه ارتباط فراگیرجهانی را فراهم ساخته است. امروزه اینترنت به عنوان پل پیوند افراد و جوامع مختلف می باشد. آنچه "مک لوهان" به عنوان دهکده جهانی از آن یاد می کند، ‌چیزی جز پیامد فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی نیست. در دهکده جهانی انسانها شناخت سریع و بیشتری از همنوعان خود در سراسر گیتی بدست می آورند و در نتیجه تأثیراتی از این حیث پذیرفته و متقابلاً بر دیگران تأثیر گذار می شوند.
رسانه های گروهی که در دهه های اخیر با بهره گیری از فناوری های ارتباطی حوزه فعالیت خود را گسترش داده اند، درشکل گیری دهکدة جهانی نقش نخست را ایفا نموده اند. بالطبع در چنین جامعه ای ویژگی های فرهنگی و هویتی تحت تأثیر تعامل با عرصه های جهانی می باشند. جامعه ایرانی از دوران قاجاریه در ارتباط با تمدن غربی بوده است و حدود 300 سال پس از "انقلاب گوتنبرگ[1]" در اروپا اولین صنعت چاپ را تجربه نمود. حدود بیست سال پس از اختراع امواج رادیویی از این فناوری شنیداری بهره گرفت و کمتر از یک دهه پس از اختراع شبکة جهانی اینترنت از آن استفاده نمود. امروزه کاربری چند گانه اینترنت و ماهواره در همة جوامع به ویژه جوامع توسعه یافته درشکل گیری و تحول حوزه های فرهنگی و اجتماعی نقش افرینی می کنند. مطبوعات که در قالب های گوناگونی عرضه می شوند، نقش مهّمی در ویژگی های هویتی افراد جامعه دارند. عوامل ذکر شده در این نوشتار هر یک به گونه ای در هویت اجتماعی ایرانیان نقش دارند.
تعدد زمینه های تأثیر گذاری بر هویت اجتماعی ایرانیان بیانگر دو نکته اساسی است:
1- هویت اجتماعی موضوع تک بعدی، ساده و مکانیکی نیست که با گمانه زنی پیرامون آن بتوان قالب کلی آن را به آسانی ترسیم و محاسبه نمود. هویت اجتماعی معجونی از ویژگی ها و عوامل پیچیده ای است که در یک دوره زمانی شکل می گیرد. 2- هویت اجتماعی پدیده ای پویا است که در پرتو دگرگونی های تاریخی اعم از سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شکل گرفته و تحول می یابد. هویت اجتماعی بسته به تحول در عناصر سازنده آن که بیش از این بطور گذرا به انها پرداخته شد، تحول می پذیرند.
با توجه به مطالب ذکر شده ، همواره این پرسش مطرح است که هویت اجتماعی ایرانیان بیشتر از چه زمینه ای تأثیر پذیرفته و یا به عبارتی بیشتر به کدام زمینه ربط پیدا می کند؟ آنچه امروزه در جامعه شاهد آن هستیم ،‌ترکیب ناموزون و نامتعادلی از عناصر بر گرفته از حوزه های مختلف ملی بین المللی و دینی و غیر دینی می باشد. از سوی دیگر عناصر هویتی در میان گروه های سنی جامعه ایرانی تا حد قابل توجهی از هم متمایز می باشد. به عنوان مثال گروه های سنی بالاتر بیشتر متأثر از حوزه های ملّی ، تاریخی، سنتی و مذهبی می باشند. در مقابل گروه های سنی جوانتر بیشتر تحت تأثیر حوزه های بین المللی ، نوین و مادی می باشند. در طی قرن چهاردهم خورشیدی دوره های عدم توازن در توجه به جنبه های اساسی هویت ایرانی (هویت تاریخی و هویت دینی) وجود داشته است. در دوران پهلوی به شکلی افراطی بر ایرانیت تأکید شده و جنبه های دینی و مذهبی تا حد قابل توجهی مغفول مانده بود.
در مقابل در دوره پس از انقلاب اسلامی، هویت تاریخی ایرانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بی توجهی به هر یک از ارکان یاد شده، با توجه به پیشینه تاریخی و مذهبی جامعه ایرانی،می تواند منجر به نوعی تکانه هویتی در جامعه ایرانی گردد. با توجه به تأثیر جهانشمول رسانه های جهانی به ویژه رسانه های غربی، امروزه بی توجهی به هویت و ریشه تاریخی آثار غیر قابل جبرانی را برای افراد جامعه به دنبال دارد. آنچه در کوی و برزن شاهد آنیم ،‌ نمادهای ظاهری است که بی ارتباط با هویت معنایی افراد جامعه ایرانی نیستند. چهره هایی که بیشتر به شکل "صورتک هایی" در جامعه ظاهر می شوند و درنگاه عامیانه به عنوان مد شناخته می شوند گویای سطحی شدن شاخصه های رفتاری و هویتی جوانان این مرز و بوم است. این شاخصه ها که عمدتاً از دنیای برون مرزی و بانگاه کورکورانه دریافت و پیاده می شوند، در نبود یک زمینه هویتی نسبتاً پایدار و تاریخی قدرت ظهور می یابند .
البته این بیان بدین معنا نیست که هویت اجتماعی و آنچه در سطح ملی به عنوان منش ملی از آن یاد می شود امر کاملاً ایستایی است، بلکه نشانگر پیوستاری است که ریشه وجودی آن به پیشینه تاریخی یک ملت بر می گردد. در یک کلام اینکه جامعه ایرانی، ‌همانند همة جوامع دیگر تحت تأثیر کانونهای مختلفی بوده و هویت اجتماعی آن نیز از پرتو همین تعاملات شکل می گیرد.جایگاه زمینة تاریخی – ناخواسته – رو به تحلیل رفته است که این در چگونگی هویت اجتماعی نسل های آینده بیشنر نمودار خواهد شد که به کارگیری تلاشی آگاهانه و جمعی را طلب می کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات