* مصاحبه کردن با شما کمی سخت است.
** من اینطور فکر نمیکنم. این مصاحبه می تواند مثل گفت و شنود دو همکار باشد.
* شما یک فرد مطبوعاتی هستید، این امر کار را کمی دشوار میکند. از سوی دیگر تشخیص حرفهای روزنامه خراسان با وجود سابقهای طولانی و مخاطبان متنوع و متکثری که دارد، حکم میکند که هیچگاه و در هیچ شرایطی گرایش محض به سمت جناح خاصی نداشته باشد و در این حال شما مدیرعامل خبرگزاری دولت، مشاور مطبوعاتی آقای احمدینژاد قبل از رییس جمهور شدن ایشان و تا اینک هستید و از نوشتهها و مواضع مندرج در وبلاگتان پیداست که گرایش و تمایل به طیف حامی دولت دارید. این تفاوت، مصاحبه ما را سخت میکند میگویم سخت برای اینکه فضای کشور، حکم میکند که مصاحبه به سمت صمیمیت برود اما میز گرد نشود و بیاعتنا به واقعیتهای جامعه هم نباشد گمان کنم با این ملاحظات شما هم موافقید.
** بله بسمالله
* برای شروع میخواهم زیر عنوان یاران نزدیکتر به رئیسجمهور چند نام را ذکر کنم؛ آقایان سعیدلو، محصولی، علیآبادی، زریبافان، ثمره هاشمی ... یک فهرست دیگر هم اینجا نوشتهام؛ آقایان شمقدری، جوانفکر، کلهر، الهام، رامین ... آه ... آقای مشایی را فراموش کردم. خب آقای مشایی البته به عنوان کاندیدای دوره بعد ریاست جمهوری هم مطرحاند. کسی که حوادث سیاسی را رصد میکند قابل فهم است که در این سه فهرست، آقای مشایی نسبت به گذشته رسانهایتر شدهاند. ضمنا این افراد در شرایط جدید و با جابجاییهایی که رخ نموده، تاثیر گذار و نزدیکتر یا کم تاثیر و کمی دورتر از رییس جمهور شدهاند. آقای ثمره در بعضی سفرها دیگر کنار رییس جمهور توی یک کادر نیست. آقای محصولی برای پست حساس وزارت کشور به فهرست وزرای پیشنهادی راه نیافت اما در فهرست دوم وزرای پیشنهادی جای گرفت و به یک وزارت مهم اقتصادی رفت. آقای الهام دیگر جزو هیئت وزرا نیست .حقوقدان شورای نگهبان است اما مواضعی در حمایت از دولت همچنان اتخاذ میکند. شما به ایرنا آمدهاید و نفر پیش از شما که از دفتر ریاست جمهوری به خبرگزاری جمهوری اسلامی آمده بود دو باره به دفتر تحت ریاست آقای مشایی بازگشت آقای مشایی به معاون اولی در دولت دهم نرسید اما روی صندلی کلیدی رییس دفتر رییس جمهور نشست. تحلیل شما چیست؟
** شما در ابتدای صحبتهایتان به یاران نزدیک یا طیف نزدیکتر به رئیسجمهور اشاره کردید من میخواهم بگویم که دولت یک ترکیب جناحی یا وابسته به یک طیف خاص سیاسی نیست.
* بله من شاید میتوانستم بگویم جناح یا گروه ولی گفتم طیف.
** بله بهتر است این جا این مسئله تفکیک شود که منظور از جناح یا گروه و طیف چیست؟ دولت آقای احمدینژاد در واقع ترکیبی از عناصر مستقل از گروهها و جریانهای سیاسی است. در واقع آقای احمدینژاد هیچگاه به گرایشهای سیاسی افراد توجه نکرده و در مورد افراد بیشتر به توانمندیها و کارآمدیهایشان در حوزه اجرایی توجه داشتهاند. توجه به این نکته مهم است که این افراد واقعا وابستگی جناحی به طیف خاصی ندارند اگر سوابقشان هم بررسی شود کاملا معلوم و مشخص است که نمیتوان آنها را در یک طیف یا جناح خاص سیاسی قرار داد. ما در یک کشور آزاد زندگی می کنیم و هر کس میتواند استدلال و نظر خودش را داشته باشد و البته محترم است. اما مبانی و معیارهای ما در ارزیابی همکاران و یاران دولت با نوع نگاه شما متفاوت است و بیشتر متوجه وظایف و کارهایی است که قانونا برعهده گرفته ایم و باید به انجام برسانیم. آقای احمدینژاد در ارتباط با خبرگزاری جمهوری اسلامی ، این برداشت را داشتند که خبرگزاری دولت باید تقویت شودو به سطح مناسبی از کارآمدی و حضور موثر در عرصه خبری ارتقاء یابد.
خصوصا در دولت نهم تا حدودی در سطوح مدیریت این سازمان، شاهد بیثباتی و تغییرات مکرر بوده ایم که این تغییرات نیز در وضعیت نامطلوب خبرگزاری موثر بوده است. بر این اساس وبا توجه به سابقه فعالیت و اشتغال بنده در این سازمان ، ماموریت یافتم به احیای مجدد خبرگزاری جمهوری اسلامی بپردازم. واضح است که ایرنا را نمیتوان حذف کرد یا نادیده گرفت؛ سازمانی با75 سال قدمت، 70 دفتر نمایندگی در سراسر کشور و 30 دفتر نمایندگی در خارج کشور. بنابراین ایرنا با رویکردی اصلاحی، نیاز به احیا داشت و من متعاقب این رویکرد دولت به این سازمان آمدهام. این برداشت درستی نیست که من از دولت دور شدهام و کسی یا کسان دیگر نزدیک شدهاند با یکسری اهداف سیاسی. من چنین برداشتی در این رابطه ندارم. هرچند که فکر میکنم همه میتوانند نظرها و ایدههای خودشان را داشته باشند و این امر هیچ اشکالی هم ندارد. اما نگاه من نسبت به این فضایی که شما تشریح کردید متفاوت است. وقتی ما از درون دولت به افراد و همکاران دولت نگاه میکنیم فعالیتها را کاملا براساس ماموریتها و وظایف قانونی مورد توجه قرار می دهیم نه با نگاه سیاسی.
* با کمال احترام باید بگویم نگاه بنده متفاوت است؛ بله یکسری وظایف حرفهای و قانونی وجود دارند که قابل قبول و محترماند، اما ما در سفرهای قبل آقای احمدی نژاد، آقای ثمره هاشمی را در کنارشان میدیدیم اما اکنون آقای مشایی را میبینیم یا آقای محصولی را، به هر حال این آقایان ویترین دولت و قابل دید هستند که میشود به حضور یا عدم حضور آنها در صحنههایی که قبلا دیده شده یا دیده نشدهاند، برای تحلیل روند امور دولت، استناد کرد و خصوصا کار رسانهای که روی آقای مشایی میشود که هدفمند است.
** من نمیخواهم برداشتهایی که از بیرون به این مسائل میشود داشت را تأیید یا رد کنم. عرض کردم، ما معیار ارزیابیمان کاملا متفاوت است ولی در مورد آقای مشایی اگر میبینید از طرف برخی دولتیها حمایت هایی صورت میگیرد به خاطر موج سنگین تبلیغاتی یا هجمه سنگین رسانه ای است که علیه ایشان شکل گرفته و ایشان را تهدید میکند و خوب در این ارتباط طبیعی یا بدیهی است که بالاخره بعضی از افراد یا دستگاهها از درون دولت به دفاع از وی بپردازند. من فکر می کنم که این هجوم تبلیغاتی از هیچ منطق قابل دفاعی برخوردار نیست و به همین دلیل نمیتوان در برابر آن کوتاه آمد. یک جریان سیاسی و تبلیغاتی فقط به دنبال تخریب و زدن یکی از افراد مورد اعتماد رئیس جمهور است و به طور طبیعی از درون دولت، افرادی که دستی بر رسانه دارند مطلبی، یادداشتی برای دفاع از وی می نویسند یا یک فعالیت رسانه ای را در این زمینه به انجام می رسانند. به نظر من شما باید این موضوع را در این چارچوب ببینید که در این صورت ،دفاع از آقای مشایی از درون دولت ، یک امر طبیعی جلوه خواهدکرد.
* ... بحث اصلا بر سردفاع از آقای مشایی نیست، منظور کار رسانهای است که خاص ایشان انجام میشود، ببینید سفرهایی که ایشان میروند، سخنرانیهایی که میکنند. مطالبی که از قول ایشان منتشر میشود که تا به حال در مورد رئیس دفتر رئیسجمهور اینطور نبوده است. ایشان در جاها و جایگاههایی که از شأن و جایگاه سازمانی ایشان(رئیس دفتر رئیسجمهور) خیلی بالاتر است، حضور پیدا میکنند، بعد سخنرانی میکنند که معمولا بازتاب دارد حالا دفاع از ایشان، شاید بخشی از بازتابهای سخنان آقای مشایی باشد که این مجموعه شامل آن کار رسانهای خاص می شود.
** درست است. پس بخشی مربوط به این قضیه است، بخش دیگر آن هم طبیعی است بالاخره ایشان از طرف رئیسجمهور در برخی از مناسبت ها و محافل شرکت میکنند، از طرف ایشان پیامی را انتقال می دهند که طبیعی است حتی رفتن و آمدنش خبرساز میشود. منظورم این است که اینها را میشود در یک فرآیند طبیعی مورد ارزیابی قرار داد یا بررسی کرد نه یک روند غیرطبیعی. من متوجه نمیشوم، یعنی شما میگویید آقای مشایی چون رئیس دفتر رئیس جمهور هستند نباید به سفر بروند یا سخنرانی کنند؟!
* دستکم کمی بیش از روال معمول این اتفاق دارد میافتد.
** خوب البته ممکن است اینطورباشد، ولی چه اشکالی دارد، یک نفر می تواند فعال تر از همتای قبلی خود در یک مسئولیت مشخص باشد. به نظر من باید او را تشویق کرد نه آنکه مورد سوال قرار داد.
* ممنونم که تا این حد میپذیرید اما اجازه بدهید بیشتر توضیح بدهم؛ ببینید، اگر خاطرتان باشد، مثلا آقای الهام، قبل از سخنگویی دولت، گاهی به عنوان رییس دفتر رییس جمهور و به نمایندگی از رئیسجمهور در محافلی سخنرانی میکردند اما در حد معمول و نه با این همه بازتاب و انعکاس وسیع رسانه و اینکه برای توضیح سخنرانی در یک جلسه سخنرانی در یک جلسه دیگر انجام شود که آن هم به نوبه خود بازتاب دارد.
** خوب به نظرم باز هم بیدلیل به آقای مشایی ایراد وارد میکنند.
* از بابت این تعبیر بیدلیل از شما گلایه میکنم ولی وارد بحث نمیشوم.
** چرا وارد نمیشوید خوب بگویید؟
* برای اینکه تا به حال، راجع به آن سخنان و دلایل ایرادها، خیلی بحث شده و من اصلا از آقای جوانفکر انتظار ندارم که بگویند آنچه راجع به ایشان گفته میشود بیدلیل است.
** خوب دلیلش را بگویید با هم بحث میکنیم چه اشکالی دارد؟
* اجازه بدهید عبور کنیم چون سر این موضوع، بسیار بحث شده است.
** پس گلایه نکنید چون من همچنان منطق خودم را دارم و میگویم بیدلیل بوده است.
* بنده شما را ارجاع میدهم به آنچه در گذشته راجع به ایشان گفته شده و دیدگاههایی که وجود داشته است چون نمیخواهم با بحث در این زمینه که زیاد هم مطرح شده، خط مصاحبه که طراحی حرفهای خودش را دارد، عوض بشود. میگذریم اما گله بنده از شما به دلیل اینکه محکم میگویید بی دلیل بوده، سر جایش هست در حالی که دفاع خود شما هم بنا به دلایلی بوده است.
** خوب بله من دفاع کردهام به دلیل بیدلیل بودن حملات. چون به نظرم ایشان مظلوم واقع شده و احساس کردم حقش در حال ضایع شدن است به دلیل اینکه میدیدم یک جریانی پشت صحنه این موج حملات را مدیریت میکند بنابراین دفاع کردم، پشتش ایستادم، الان هم دفاع میکنم، من برای این کار منطق قابل دفاعی را ارائه می کنم.
* ولی من در این مصاحبه نمیخواهم وارد این بحث بشوم.
** اشکالی ندارد وارد نشوید، عبور کنید. میخواهم بدانید اگر گلایه میکنید بنده هم منطق خودم را دارم و بیدلیل دفاع نمیکنم. با ایشان هیچ نسبت فامیلی یا رفاقت خاصی ندارم. ایشان یکی از اعضای دولت و رئیس دفتر رئیس جمهور است و البته قبلا هم در دولت و پیش از آن در شهرداری تهران منشاء خدمات مهمی بوده اند.
* بله خوب این دلیل کافی میتواند باشد بنده هم اگر در شرایطی قرار بگیرم از همکارم دفاع میکنم.
** بله بنده در هر موردی که احساس تکلیف برایم ایجاد شود، دفاع میکنم. در مورد مرحوم کردان هم دیدید که از ایشان در برابر یک هجوم گسترده و ناعادلانه سیاسی و تبلیغاتی دفاع کردم.
* آنچه شما میگویید یک اصل شکلی در رفتار اجتماعی است. بله بنده هم جای شما بودم دفاع میکردم. اما بحث مطرح شده در باره ایشان محتوایی است من حالا وارد نمیشوم.
** نه اینطور نیست که چون من در درون دولت هستم پس به دفاع از یک همکار خود در دولت اقدام کرده ام. این اصلا روش زندگی من بوده است. شما سوابق کاری من را اگر بررسی کنید میبینید که در همه صحنه های زندگیام، هرگاه با ضایع شدن حقی از کسی مواجه شده ام ایستاده ام و به وظیفه اخلاقی و دینی خود عمل کرده ام و برایم اصلا فرقی نداشته که این فرد با من چه نسبتی داشته یا نداشته و البته با اصولم زندگی کردم.
* خوب هر کس به چیزی اعتقاد دارد و به آن پایبند است. سراغ موضوع بعدی میرویم. بنده برای مقدمه، میخواهم از بخشی از بحث شما وام بگیرم. آنجا که در باره ایرنا و ماموریتی که به شما داده شد، که اشاره کردید "خبرگزاری دولت باید بازنگری در درون خودش داشته باشد و همینطور کارآمدیهای خود را پیدا کند"، خب؛ همانطور که اشاره کردم شما مشاور مطبوعاتی آقای احمدینژاد قبل از ریاست جمهوری و تا اینک هستید. میخواهم به اتفاقاتی در باره مطبوعات اشاره کنم که به ویژه در دولت دهم قویتر شده، حتی در این زمینه خود شما در وبلاگتان مطلب نوشتید. قبول دارم فضای خاصی داشتیم اما کاملا واضح و روشن است خصوصا کاری که با مطبوعات در دولت دهم شده، اصلا مطلوب نبوده و این در حالی است که در همین کارکردی که مطلوب نبوده، دولت دهم، با یک نشریه خاص جور دیگری رفتار کرد نشریه همت را میگویم و صحبتهای آقای احمدینژاد و دفاعی که ایشان بطور غیرمستقیم از این نشریه کردهاند در واقع دفاع رئیسجمهور در سخنرانی معارفه شما از روزنامهنگاران ترجمه شد به دفاع از مسئولین و دستاندرکاران نشریه همت و حتی اعتراض جدی و تند آقای رییس جمهور به زندانی کردن روزنامهنگاران که البته درست بلافاصله بعد از توقیف نشریه همت مطرح کردند؟
** خوب این را بطور کلی گفتند برای همه روزنامهنگاران مگر این همان رئیسجمهوری نبوده که در 17 مرداد سال گذشته یعنی در روز خبرنگار در دفاع از خبرنگاران ، همه دستگاههای اجرایی را مکلف به پس گرفتن شکایات خود کردند. مگر ایشان همان رئیسجمهوری نیست که با وجود این همه تهمتها و افتراهایی که به ایشان در طول 4 سال گذشته زده شد، هیچوقت از آنها شکایت نکردند.رئیس جمهوری هستند که هیچ وقت دست به شکایت نبردهاند. حالا ایشان آمدهاند در برابر اقدام قضایی یک دادگاه ، از حقوق یک عده خبرنگار دفاع کردهاند. آیا به این موضوع باید اشکال وارد کرد یا آن را مورد تشویق و حمایت قرار داد؟
* چرا فقط برای نشریه همت این اتفاق افتاد؟
** خوب چون این افراد مجرم شناخته شدهاند.
* پس رئیسجمهور نشریه را دیده اند؟
** نه بعید می دانم که ایشان نشریه را دیده باشند. رئیسجمهور به نوع این عمل اعتراض کردند.
* البته به نظر بنده اصلا نشریه خوبی نبود.
** من چی باید بگویم.
* شما، در مورد نشریه همت صحبت کنید.
** من اصلا این نشریه را ندیدم.
* آقای جوانفکر شما چطور به عنوان مشاور مطبوعاتی رئیسجمهور این نشریه را ندیدید؟
** بله. حالا شاید این مساله یک ایراد باشد اما من این نشریه را ندیدهام و فکر نمیکنم رئیسجمهور هم آن را دیده باشد.
* به هر حال آن روز رئیسجمهور در برابر زندانی کردن روزنامهنگاران و توقیف روزنامهها موضع گرفتند. درست 2- 3 روز بعد از توقیف آن نشریه. آقای جوانفکر چطور میشود رئیسجمهور ندیده باشد.
** خوب به هر حال شما میتوانید قضاوت خودتان را داشته باشید.
* من نمیتوانم قبول کنم رئیسجمهور ندیده باشد.
** اشکالی ندارد.شما قضاوت خودتان را داشته باشید.من گفتم بعید میدانم رئیس جمهور دیده باشد. اما در باره خودم صادقانه میگویم که این نشریه را هنوز هم ندیده ام و آقای رئیسجمهور هم احتمالش خیلی ضعیف است که دیده باشند مگر اینکه کسی این نشریه را برده باشد برای ایشان.
* پس چرا رئیسجمهور بعد از توقیف بعضی روزنامههای دیگر هیچ حرفی نمیزنند؟ مثل روزنامه همشهری.
**شما حتما متوجه توقیف یک نشریه براساس تصمیم مراجع قانونی و زندانی کردن افراد بدون رعایت موازین قانونی هستید. بازداشت افراد مطبوعاتی و محکومیت آنها در دستگاه قضایی باید براساس موازین قانونی مثل حضور هیأت منصفه انجام شود.
* خوب آقای جوانفکر خیلی از افراد دیگر هم بازداشت شدند.
** موارد دیگری نداشتیم که افراد را به خاطر انجام کار روزنامه نگاری بازداشت کرده باشند.
* خوب بعد از انتخابات خیلی از این افراد بازداشت شدند.
** بازداشت این افراد به خاطر کار رسانهای نبوده است یا به عنوان این که چیزی نوشته باشند نبوده است. رئیسجمهور به عنوان مجری قانون اساسی وظیفه دارد به مواردی که ناقض قانون اساسی است معترض شود. این وظیفه رئیسجمهور است.
* شما قبول ندارید این اتفاق غیر از همت برای روزنامههای دیگری نیفتاده؟
** اگر مورد مشخصی دارید مطرح کنید تا بتوانیم قضاوت کنیم اما یک بحث کلی را شما مطرح می کنید و بنده هم نمی توانم قضاوتی داشته باشم.
* با این همه بنده قانع نشدم که آقای رئیسجمهور نشریه را ندیدهاند.
** این نشریه چقدر تیراژ داشته؟
* من عدد نمیگویم اما همینقدر را میگویم که من یا دوستانم در مناطق مختلف تهران، صبح که به محل کار میرفتیم جلوی همه دکههای روزنامهفروشی سر راه این نشریه را دیدهایم.
** ولی من این نشریه را ندیده ام چون اینگونه نشریات موسمی و در زمانهای نامشخص منتشر می شوند و معمولا در چرخه خرید منظم رسانه ها قرار نمی گیرند.
* خوب از بحث نشریه همت وارد فضای مطبوعاتی شویم. در چندماهه اخیر همانطور که میدانیم تذکرات وزارت ارشاد به مطبوعات خیلی بالا گرفت در واقع با تلاش معاونت مطبوعاتی از طریق هیأت نظارت بر مطبوعات این اتفاق افتاده است این را که دیگر حتما قبول دارید؟
** چه چیزی را باید قبول داشته باشم. بله خوب تذکرات بوده مقطعی بوده که به نظر من روی این مسئله جوسازی هم خیلی شده، شما چند تا تذکر را دیدهاید به صورت عدد؟
* من البته اصلا عدد ندارم، اما سند دارم که همزمان یعنی در یک روز، به 15 تا روزنامه تذکر دادهاند.
** خوب این تذکر مربوط به یک موضوع بوده که به 15 تا نشریه منعکس شده است . این مساله چه اشکالی دارد؟
* شما مدافع ما مطبوعاتیها در دولت هستید آقای جوانفکر. دستکم توی این مقطع.
** مسائل را با هم قاطی نکنید. تذکر که اشکال ندارد همه ما می توانیم در معرض تذکر باشیم چون هر کسی ممکن است مرتکب اشتباهی بشود و با تذکر می شود اشتباه را گوشزد کرد تا برطرف شود. پس تذکر چه اشکالی دارد؟ یعنی ما چون کار مطبوعاتی و رسانه ای می کنیم از احتمال خطا بری هستیم و نباید تذکر دریافت کنیم؟
* نه ما یک روالی داریم مثلا من با آقای جوانفکر تلفنی صحبت کردهایم و به هم تذکر دادهایم. اما اینجا یک روال رسمی مطرح است و این فرق میکند؟
** بله من قبول دارم
* و اینکه تذکرها خیلی زیاد بوده؟
** نه این را قبول ندارم. شما میگویید خیلی این خیلی چقدر بوده؟ یک مورد را به 15 تا نشریه تذکر دادهاند خوب این یک مورد بوده. موارد دیگر چه بوده؟ اولا تذکر اصلا اشکالی ندارد. دوما من اعتقادم این است که هم تذکر شفاهی لازم است هم تذکر مکتوب. چون ما هدفمان اصلاح امور است، چیز دیگری نیست اما در کنار این تذکرات شما میبینید یک موج سنگین رسانهای هم وجود داشته است که البته اشکالی هم ندارد جامعه ما آزاد است، آنها تذکر میدهند و این تذکرات با واکنش هایی مواجه می شود و مردم هم قضاوت خودشان را میکنند.
* موضوع اینجاست که اگر این روال در دولت باشد که به صورت متراکم تذکر به مطبوعات داده شود آن دولت دیگر حاضر به پذیرش نقد نیست.
** نه اینطور نیست چون مطبوعات دارند همچنان اعتراضات خود را مینویسند . گذشته از آن اصل بر وجود جریان نقد در کشور است نه پذیرش نقد. نبایدانتظار داشته باشیم که هرنقدی صورت میگیرد مورد پذیرش واقع شود. مهم آن است که در جامعه نقد وجود داشته باشد.
* به هر حال وقتی اعتراضات مکتوب زیاد شود، نشریهها هم توقیف شوند؛ احتیاط میکنند و سخن جاری نمیشود.
** فکر می کنم که نباید مسائل را قاطی کنیم. اگر تذکر خارج از قاعده و قانون صورت گرفته باشد، این امر میتواند محل اعتراض باشد و هیچ اشکالی هم ندارد، خیلی هم خوب است. اما به اصل تذکر نباید اشکال وارد کنیم، همه ما باید خودمان را در معرض تذکر بدانیم و با آن یک تعامل منطقی برقرار کنیم. حالا اگر شما به شیوه تذکرات اعتراض دارید ، مطرح کردن آن هیچ اشکالی ندارد. بالاخره میتواند در تعدیلش موثر باشد، همانطور که بوده است قبول دارید؟
* تعدیل تذکرات؟
** بله، بالاخره قبول دارید تعدیل شده یا نه؟
* نه خوب با این روند ما قبول میکنیم یک اشتباهی رخ داده و دارد اصلاح میشود.
** ا ینطوری نگویید. بالاخره یک حرکتی انجام میشود یک تصمیمی گرفته میشود که ممکن است فراز و نشیبهایی داشته باشد تا به یک نقطه تعادل برسد واکنش ها و اعتراضاتی هم می تواند وجود داشته باشد که یک امر کاملا طبیعی است.
* پس ما با هم توافق میکنیم در یک مقطعی نامتعادل بوده، الان به یک تعادلی رسیده.
** نه اینطور نگویید.
* چرا چون من خبر دارم که شما و امثال شما باعث شدهاید این مشکل پیش آمده به یک نقطه تعادل برسد.
** بهتر است اینطور ببینید که هر اقدامی فراز و نشیبهایی دارد و همینطور واکنشهایی را به دنبال دارد که این واکنشها باعث میشود آن حرکت به یک نقطه تعادل برسد. بیایید اینطوری ببینیم؛ نه اینکه یک حرکت تند افراطی شروع شده بعد یک موجی مقابلش آمد. جامعه ما یک جامعه آزاد است و در چنین جامعه ای رفتارها و مواضع بر یکدیگر اثر می گذارند و نقطه تعادل از برآیند آنها خودنمایی می کند.
* به هر حال محتوای تذکرات هم مهم است که با تندی به مطبوعات تذکر میدهند؟
** بله من اصلا در تأیید متن نیستم چون اطلاعی از محتوای تذکرات ندارم.
* چرا؟ اطلاع ندارید واقعا؟ شما مشاور مطبوعاتی رئیسجمهورید!
** من مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور هستم نه معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی . بنابراین نباید انتظار داشته باشید که بنده وارد تک تک تذکرات بشوم. اگر اقدامی خلاف قانون باشد، همه باید واکنش نشان بدهند اگر هم خلاف قانون نیست ، در فرآیند تحولات ، هر تصمیمی به نقطه تعادل خودش میرسد. بالاخره در یک جامعه آزاد ، زنده و با نشاط ، تصمیمات مرتبط با مسائل عمومی با واکنشهایی مواجه می شود که یک امر کاملا طبیعی و در عین حال شایسته و بایسته است .
* ولی من پیشبینی میکنم که در بهار سال آینده آقای رامین معاون مطبوعاتی نخواهد بود حالا ببینیم میشود یا نه؟
** این هم اشکالی ندارد ممکن است شما این پیشبینی را هم بکنید که تا 10 روز دیگر آقای جوانفکر توی این سمت نیست.
* نه اتفاقا به شما امیدوارم.
** من هم این مسائل را مثبت میبینم ما در یک جامعه در حال حرکت روبه جلو هستیم طبیعی است در این حرکت رو به جلو یکسری فعل و انفعالات اتفاق بیفتد. این فعل و انفعالات هم طبیعت این حرکت رو به جلوست.
سوالات خانم امیرخانی
* خب، خط سوالات را عوض کنیم شما ریشه حوادث بعد از انتخابات را در چیز بیشتری میبینید؟ ذهنیت تقلب یا آن هیجانات و احساسات به وجود آمده در مناظرهها؟
** هیجانات و احساسات که در همه دورهها بوده است و اگر نگاه کنید در هر دوره نسبت به دوره پیش، بیشتر هم شده است که این امر را می توان به نشاط و پویایی جامعه مربوط دانست اما ذهنیت تقلب، من معتقدم که از قبل طراحیهایی صورت گرفته بود تا بحث تقلب را در جامعه مطرح کنند و به آن دامن بزنند من خاطرم هست یکی از سایتهای خبری ، پیش از انتخابات ، سئوالات متعددی را طراحی کرده بود که به آنها جواب دادم . تعدادی از این سئوالات اینطور بود: که شما آیا تقلب را جایز میدانید؟ آری یا نه. به همین صراحت. بعد هم که کمیته صیانت از آراء و داستانهای دیگر. ذهنیت تقلب در انتخابات را اینها هدفمند به وجود آوردند در حالی که انتخابات بر اساس یک ساختار قانونمند و مشخص انجام می شود و این همان ساختاری است که پیش از آن ،مدعیان تقلب مورد تایید صلاحیت قرار گرفتند و با آن ، در مصادر امور قرار گرفته بودند.
* یعنی شما اصلا فضای مناظرههای کاندیداها را دخیل نمیدانید؟ ادبیاتی که به کار رفت؟ ادبیات شخص آقای رئیسجمهور به نظر شما تحریک کننده نبود؟
** نه به هیچ وجه. به نظر من اینها همه بحثهای انحرافی است که مطرح میکنند. میخواهند فرافکنی کنند و اصلا ربطی به فضای مناظره نداشت. جالب است که همین دوستانی که این بحث را مطرح میکنند اظهارنظرشان در مورد مناظرههای اخیر اینطور بود که ببینید چقدر مناظره خوب و موثر است و حلال مشکلات است.
* بله اصل مناظره را همه قبول میکنند روی این بحث نیست منظورم فضایی که ایجاد شد و ادبیاتی که به کار رفت، است؟
** نه من این را نمیپذیرم.هر فضایی که در مناظره ها وجود داشته در معرض قضاوت مردم بوده و آنها را به تصمیم رسانده است . آیا باید به این قضاوت عمومی احترام بگذاریم یا به آن توهین کنیم.مردم با دیدن همین مناظرهها در انتخابات شرکت کردند و رای دادند. به نظر من بعضی جریانها و افراد ، برای فرار از پذیرش واقعیت ، فرار به جلو را در دستور کار خود قرار دادند و با فرافکنی و طرح ادعاهای بی اساس ، به شعور مردم توهین کردند.
* به نظر شما برای جلوگیری از مسایلی که پیش آمد و اقناع اذهان عمومی چه اقدامی باید صورت می پذیرفت؟
** اگر به خاطر داشته باشید، رویکرد آقای رئیس جمهور در تجمع بزرگ مردم در میدان ولیعصر که برای جشن پیروزی انجام شد مبتنی بر یک نگاه فراگیر به صحنه پیش رو بود.ایشان به صراحت به 40 میلیون نفری که پای صندوق آمده بودند اشاره کردند و در کنار آن به عده معدودی هم به عنوان خس و خاشاک اشاره کردند که خلاف جهت اکثریت قاطع ملت حرکت می کردند. فردای آن روز دیدیم که باالقاء یک برداشت غلط از سخنان رئیس جمهور ، اذهان رای دهندگان به نامزدهای دیگر را دست کاری کردند و کوشیدند با تحریک آنها ، فضای مانور سیاسی برای خودشان فراهم آورند.
* یعنی راهپیمایی آن روز و صحبتهای آقای احمدینژاد تحریککننده نبود؟ این موضوع را برخی دوستان اصولگرا هم عنوان کردهاند که اگر با تأخیر زمانی بیشتر و بعد از تمام شدن هیجانات مردم آن مراسم برگزار میشد جلوی حوادث بعدی گرفته میشد؟
** خیر ، صحبت های آقای احمدی نژاد به هیچ وجه تحریک کننده نبود اما جریان فتنه با دروغ پراکنی و تحریف تلاش کرد تا منویات خودش را دنبال کند. مردم در دوره پیش هم که آقای احمدینژاد انتخاب شدند نتوانستند جشن پیروزی را برگزار کنند. اگر خاطرتان باشد آقای احمدینژاد گفتند مردم در مساجد، نماز شکر به جای آورند این بار هم آقایان میگویند نباید جشن میگرفتیم پس حق 25 میلیون نفر چه میشود؟
* درباره مسئولیت حوادث ناگواری که رخ داد مثل قضیه کهریزک چرا هیچ نهادی حاضربه پاسخگویی نیست؟آیا نباید هر سازمان یا دستگاهی که در ماجرای کهریزک دخالت داشته بخشی از مسئولیت آن را بر عهده بگیرد؟
** خوب همه جریانها و کسانی که مسبب بروز این حوادث بودند باید سهم خود را در این زمینه برعهده بگیرند. حوادث و رویدادها بر یکدیگر تاثیر می گذارند و این تبعات غیر قابل گریز است .اینطور نیست که یک عده تصمیم به انجام رفتار غیرقانونی بگیرند و بعد هم حوادث متعاقب آن را به گردن دیگران بیندازند. بهتر است با واقع بینی هرکس مسئولیت رفتار نادرست وغیرمسئولانه خود را بپذیرد . من هم معتقدم هر نهادی که به نوعی در قضیه کهریزک دخالت داشته باید با جسارت مسئولیت آن را به عهده بگیرد.
* در مورد راه حلها بر مبنای جذب حداکثری و دفع حداقلی چه نظری دارید البته برخی صاحبنظران و گروههای مختلف پیشنهادهایی دادهاند مثلا آقای مطهری از یک برنامه 7 مادهای صحبت کرده، آقای هاشمی محور وحدت را رهبری میدانند، آقای رضایی همینطور که برآیند نظرات فصلالخطاب بودن مقام معظم رهبری است در عین حال در آرای گروههای حامی دولت هم جست و جو برای راه برون رفت از وضعیتی که پیش آمده ملموس نیست بلکه ظن حذف دیگران در آنها دیده میشود نظر شما چیست؟
** جهتگیری رهبر عزیز انقلاب مبتنی بر ایجاد تعادل درجامعه است . اگر خط ما همسو با رهبری باشد باید جذب حداکثری و دفع حداقلی را به عنوان این یک اصل دنبال کنیم. به نظر من آقای احمدینژاد با بیان اینکه 40 میلیون نفر در انتخابات به نظام و انقلاب رای دادند، در واقع در مسیر جذب حداکثری حرکت کردند.
* درست اما یاران و حامیان رئیسجمهور عکس این را در عمل نشان دادهاند چطور اگر آقای احمدی نژاد در همین مسیر است اطرافیانشان برعکس عمل میکنند؟
** نه اینطور نیست اصلا نگویید حامیان، حامیان ایشان همان 25 میلیون نفریاند که رای دادهاند. روی افراد هم اگر بحث می کنید باید به موارد مشخص اشاره کنید تا بشود قضاوت کرد. البته در هر طیف و گروهی ، ممکن است افرادی وجود داشته باشند که تندروی کنند به نظر میرسد اگر خط، خط رهبری است که رئیسجمهور هم آن را دوباره به شیوه دیگری در میدان ولیعصر بیان کردند، همه باید در پی عمل به آن باشیم.
* مصداقیتر نظر و راه کار خودتان برای حل و فصل مسائل چیست؟
** محور وفاق و وحدت در جامعه، کسی جز رهبری عزیز نیست .اما انتظار این است که هرکس این اصل را بر زبان می آورد باید به آن اعتقاد هم داشته باشد و مصلحت اندیشانه به این موضوع نگاه نکند. قابل انکار نیست که برخی افراد با توسل به این مهم در صدد پنهان شدن یا سنگر گرفتن در پشت سر رهبری هستند. چنین رفتاری را هیچ کس نمی پذیرد.وقتی رهبری را محور وفاق اعلام می کنیم معنی آن این است که در کنار رهبری قرار بگیریم و منویات رهبری را اجرا و دنبال کنیم و در عمل به بازوی کارآمدی در خدمت رهبری تبدیل شویم.
* پس میفرمایید عدهای از مدعیان پیروی از رهبری پشت سر ایشان پنهان شده اند؟
** نظرات رهبری کاملا شفاف ، روشن و مشخص است. اما قابل انکار نیست که عدهای میخواهند هم اسم رهبری را بیاورند و هم درپوشش چنین رویکردی، منویات خودشان را دنبال کنند. نمی شود بگوییم ما پیرو رهبری هستیم اما نظرات خودمان را داریم وبه تشخیص مان عمل می کنیم.
* شما در افراد ی که در هر دو طیف هستند این تندرویها را میبینید؟
** من اسم فرد مشخص یا طیف خاصی را نمیبرم و به صورت کلی مطلبی را مطرح می کنم. البته تجربه نشان می دهد که مردم به این تندرویها یا کندرویها، توجهی ندارند و انتخاب خودشان را میکنند، مردم یعنی کسانی که 9 دی و 22 بهمن را حماسهسازی کردند، با هوش و نسبت به مسائل کشور حساس هستند لذا دیدیم که نسبت به مخدوش شدن اصول ، مبانی و ارکان نظام با سرعت و جدیت از خودشان حساسیت نشان دادند. این نظام دستاورد خون صدها هزار شهید مظلوم است بنابراین نمیتوان نسبت به آن بیتفاوت بود و مردم به خوبی ثابت کردهاند که پای انقلاب ایستادهاند و از کیان کشور و انقلاب خود دفاع میکنند. نکته دیگر که واقعیت دارد این است که ما نباید نظام و انقلاب را متکی به افراد بکنیم . نظام رهبری دارد قاعده و قانون دارد و بر دوش ملت و با تحمل هزینه های آن دارد جلو میرود. سختی و رنجهایش را ملت تحمل می کند. پس متکی بر مردم است، رهبری هم با درایت و تدبیر آن را مدیریت میکنند، بقیه هم در جایگاه خودشان باشند. ضمن اینکه من دوست دارم این نکته را گوشزد کنم که در نظام متکی بر مردم ،هیچکس استوانه نظام نیست و افراد نباید برای خودشان حیطه ای از اقتدار یا اختیارات خاص ایجاد کنند. چنین رویکردی برای کشور و آینده نظام دردسر ساز می شود و بهتر ازآن اجتناب کنیم.
* منظورتان این است که چرخش نخبگان تا به حال اتفاق نیفتاده است؟
** به نظرم با وجود تلاشهای به عمل آمده از سوی برخی دلسوزان کشور، چرخش نخبگان در درون نظام وجود نداشته است و به دلایل واهی ، برخی افراد در سیستم نگه داشته می شوند. راه تشکر از کسانی که در یک مقطع زمانی منشاء کارهای مثبت و سازنده ای بوده اند ، حفظ و ریشه دار کردن آنها در درون نظام نیست . نظام اسلامی ، رهبری و ارکان آن مانند یک اصل ثابت هستند و کسانی که در مقاطعی از زمان مسوولیتهایی را برعهده می گیرند ، فرعیات هستند. اصل نظام و رهبری مانند تنه اصلی درخت هستند و سایرین مانند برگها یا میوه درخت محسوب می شوند. تنه درخت همیشه ثابت و سرزنده است اما برگها و میوه ها ، موسمی هستند . نظام باید از کسانی که در یک مقطع از زمان منشاء کارهای مثبت و سازندهای بوده اند، تشکر و قدردانی کند و آنها جای خود را به افراد نخبه و تازه نفس دیگری بدهند. رسوب افراد در درون نظام می تواند به یک تهدید تبدیل شود به خصوص که از یک حوزه قدرتی و مشخص وارد حوزههای دیگر شوند. این افراد چون دارای عقبه سنگینی از نیروهای مختلف هستند با هر جابه جایی ، این عقبه را هم با خود جا به جا می کنند. البته این یک بحث کلیدی و اساسی است که بحث خود را می طلبد.
* خوب است مصاحبه را با یک خواهش و درخواست تمام کنیم. از جنابعالی به عنوان مشاور مطبوعاتی رئیسجمهور خواهش میکنم یک نسخه از دو شماره مورد بحث نشریه همت را بگیرید و حتما ببینید. ای کاش دیده بودید تا من اینجا خلع سلاح نشده بودم تا میتوانستیم راجع به آن بحث کنیم. مثلا اینکه در این نشریه عکسها در قالبی خاص کنار هم چیده شده بود و محتوای مطالب طوری بود که به نظر میرسید دنباله فرازهایی از صحبتهای آقای احمدینژاد در مناظره 13 خرداد بود. و اینکه عکس بعضی از آدمها آنجا غایب بود مثل آقای مشایی، آقای رامین و به همین دلیل گفته شد که این نشریه کار خود آقای مشایی است و علائق بسیار ویژه و خاصی که آقای رئیسجمهور به ایشان دارند باعث دفاع ایشان از دستاندرکاران و مدیریت نشریه همت شد. غلط یا درست این گمانه به طرزی قوی راجع به آن نشریه وجود دارند پس خواهش میکنم آن را تهیه کنید و ببینید و چیزی در وبلاگتان بنویسید.
** حالا اگر شما دارید به ما کمک میکنید تا ببینیم حتما اگر نقطه نظری باشد از بیان آن ابایی ندارم.
* نه من ندارم.
** ادبیات و محتوای آن چه بوده؟
* اتهام به فرزندان آقای ناطق، آقای هاشمی و حتی فرزندان شهید مطهری.
** بله خوب این مسئله را واقعا باید حل کرد. بازار تهمت به افراد را نباید داغ کرد. اگر واقعا کسانی نسبت به این افراد شکایتی یا اتهامی دارند باید از طریق سیستم قضایی حل شود و مختومه شود این استخوان لای زخم نگه داشتن از طرف دستگاه قضایی است که بازار تهمت را در جامعه رواج میدهد. بالاخره این را باید جزء مطالبات مردم از نظام گنجاند. دستگاه قضایی شجاع ما جسورانه باید وارد عمل شود و بدون ملاحظه به وضعیت افراد در مناصب و پست های مختلف رسیدگی کند.اگر بیگناه هستند ثابت شود و از آن دفاع لازم به عمل آید و اگر مجرم هستند به سزای اعمال خود برسند. وقتی میگویند مثلا فلانی در تظاهرات غیرقانونی حضور داشته و باعث تحریک و آشوب شده؟ چرا قوه قضاییه وارد عمل نمیشود و به پروند آنها رسیدگی نمی کند؟ به نظرم اگر اطلاعرسانی در این زمینه به صورت شفاف و کامل صورت گیرد، مردم قانع خواهند شد و بازار تهمت نیز شیوع پیدا نمیکند ، اما اگر به اتهامات افراد رسیدگی نشود، مردم مسئلهدار میشوند و شایعات در بستری از ابهامات و شبهات ذهنی رواج پیدا می کند، بنابراین علت این موضوع بیش از هرچیز به نحوه واکنش دستگاههای مسئول باز می گردد که باید توجه آنها را به تبعات رفتارشان جلب کرد.
* از اینکه با حوصله به پرسشهای ما پاسخ دادیم باید از شما سپاسگزاری کنیم.
** بنده هم از شما و روزنامه شما سپاسگزارم.