عرفان کریمی
انرژی هسته ای و تلاش برای دستیابی، گسترش و استفاده صلح آمیز از آن از جمله مسائل مهم سیاسی ایران در سال های اخیر چه در داخل کشور و چه در صحنه روابط بین الملل بوده و هست. در این میان برخی کشورها با اتخاذ انواع سیاست های خصمانه و با دست یازیدن به هر وسیله و حربه ای درصدد ممانعت از نیل ایران به حقی مسلم و طبیعی بوده و هستند. بی تردید ایالات متحده آمریکا بیش از هر کشور دیگری در پی مانع تراشی و ممانعت از دستیابی ایران به فناوری هسته ای است. این سیاست در حالی از سوی دولتمردان آمریکایی اتخاذ شده است که این کشور اولین کشورى بود که سبب شد ایران در راه استفاده صلح آمیز هسته ای قدم گذارد و در طی این مسیر کمک های فراوان مادی و معنوی را به ایران (البته قبل از انقلاب) داشته است. در این مقال به بررسی روابط هسته ای آمریکا با رژیم پهلوی پرداخته می شود و با مستنداتی از روابط ایران و آمریکا بیان خواهیم نمود که اصلی ترین دشمن ایران در حال حاضر در دوران پیش از انقلاب بیشترین سهم را در ایجاد و گسترش موسسات اتمی در ایران داشته و در این راه کمک های فراوانی به ایران نموده است.
اولین اقدامی که در راستای ورود فنآوری هسته ای به ایران و ایجاد تأسیسات هسته ای در کشور انجام یافت هنگامى صورت گرفت که آمریکاییها براى توسعه دانش هستهاى هند وارد عمل شدند. در این زمان علیاصغر حکمت، سفیر وقت ایران در هند در تاریخ 22/10/1333 طی نامهای به وزارت امور خارجه اطلاع داد که دولتهاى هند و پاکستان در صدد توسعه دانش هستهاى هستند و مؤسساتى را براى این منظور ایجاد کردهاند. وی همچنین اظهار داشت که در هندوستان کنفرانسى به این منظور تشکیل دادهاند و جواهر لعل نهرو نخست وزیر آن کشور طى سخنانى لزوم توسعه صنایع اتمى را گوشزد نموده است. حکمت یادآوری کرد که یک هیئت اتمى آمریکایى به هند رفته و مؤسسات اتمى آن کشور را بازدید نموده و قرار شده در این قسمت کمکهاى بسیارى به دولت هند بنماید. در نهایت وی پیشنهاد کرد با توجه به اهمیت نیروی اتم، ایران نیز اقداماتی را در راستای دستیابی به دانش هسته ای انجام دهد.
دو سال بعد، وزارت امور خارجه طى گزارشى به نقل از سفارت ایران در امان مبتنى بر مندرجات روزنامه اسرائیلى ژروزالمپست، از کمک کشور آمریکا به اسرائیل جهت تأسیس آموزشگاه انرژی هستهای یاد کرد که قرار بود آمریکا موافقتنامهاى با اسرائیل منعقد نماید که برطبق آن اسرائیل میتوانست لابراتوارى جهت آزمایش اتمى برپا سازد. موافقتنامه مزبور، این امکان را به اسرائیل میداد که گامهاى عملى در راه استفاده از نیروى اتمى بردارد.
بر اساس گزارش روزنامه مذکور یک موافقتنامه شبیه به آن نیز با لبنان به پاراف رسید که بر طبق آن، کشور لبنان مقدار شش کیلوگرم اورانیوم غنیشده دریافت میکرد. همچنین انتظار میرفت موافقتنامههاى مزبور طبق آنچه که با ترکیه، برزیل و کلمبیا منعقد شده بود با ژاپن و اسپانیا و کشورهاى دیگر نیز که مورد مذاکره قرار گرفته بودند، انجام گیرد.
حسین علاء، نخست وزیر وقت در پاسخ به این گزارش وزارت امور خارجه اظهار داشت: "گزارش مزبور بسیار قابل توجه است دستور فرمایند توضیحاً اعلام دارند چرا تاکنون براى ایران با دولت آمریکا چنین مذاکرهاى به عمل نیامده است؟"
وزارت امور خارجه در اجراى دستور نخست وزیر به نمایندگیهاى ایران مقیم کشورهایى که در دانش هستهای پیشرفته اى داشتند دستور داد کلیه اطلاعات مربوط به استفاده از نیروى اتم را مرتباً ارسال دارند. به دنبال این مکاتبات و در پی مذاکراتى که توسط وزارت امور خارجه و سفارت ایران در واشنگتن با مقامات آمریکایى صورت گرفت نمایشگاه سیار علمى اتم در پاییز 1954 در دانشگاه تهران برگذار شد.
پس از این مقدمات بود که منوچهر اقبال، رئیس وقت دانشگاه تهران، نخستین گام را در جهت استفاده از کمکهاى آمریکا برای استفاده صلحآمیز از انرژى اتمى برداشت.
منوچهر اقبال و هیئت همراه وی در حالی که لیستی از تجهیزات لازم برای تأسیسات هسته ای را آماده کرده بودند با لویى هندرسن، معاون وقت وزارت امور خارجه آمریکا دیدار و مذاکره نمودند. در جریان این مذاکرات هندرسن نسبت به عملی شدن پیشنهاد اقبال اظهار علاقه نمود و به طور شفاهى قول مساعدت داد.
پس از مذاکرات منوچهر اقبال، وزارت امور خارجه ایران با سفارت آمریکا در تهران مذاکره نمود. پاسخ سفارت آمریکا این بود که دادن راکتور اتمى به ایران منوط به انعقاد قراردادى بین دو دولت است که طبق آن از طرف وزارت خارجه آمریکا اجازه لازم براى فروش و صدور این وسایل به مؤسسات خصوصى داده شود. هر چند چنین قراردادی مىبایست به تصویب کنگره آمریکا برسد اما قانون، از تاریخ امضا قابل اجرا بود و ایران میتوانست با یکى از سازندگان راکتور اتمى آمریکا وارد مذاکره شود. در پى همین مذاکرات موافقتنامه همکارى بین دولت آمریکا و دولت ایران راجع به استفاده غیرنظامى از انرژى اتمى به امضا رسید.
مطابق مفاد این قرارداد دولت ایران از لحاظ تأمین کادر فنى براى اداره امور فنى راکتور اتمى تعهداتى داشت و دولت آمریکا کتباً پرداخت کمک مالى مربوط به انجام این طرح را موکول به تأمین این کادر فنى کرد. بدین ترتیب استخدام عدهاى به منظور انجام قسمتى از تعهدات کشور ایران ناشى از قرارداد مزبور در برابر کمیسیون انرژى اتمى آمریکا صورت گرفت.
هنگامى که مدت این قرارداد به پایان نزدیک مىشد براى تجدید آن از طرف دولت آمریکا دو راه پیشنهاد شد:
1. موافقتنامه سهجانبه جدیدى بین دولتین ایران و آمریکا و آژانس بین المللى انرژى اتمى منعقد گردد که بر اساس آن مواد و تجهیزات اتمى از طرف دولت آمریکا به ایران انتقال یابد و مسئولیت حفاظت مواد و تجهیزات به آژانس محول گردد.
2. قبل از 26 مارس 1964 موافقت دولت ایران نسبت به تمدید موافقتنامه دوجانبه با اصلاحاتى که دولت آمریکا پیشنهاد مینمود به دولت آمریکا اعلام شود و بلافاصله پس از تمدید قرارداد تجدیدنظرشده از آژانس بین المللى نیروى اتم تقاضا شود با همکارى دو دولت قسمتى از مسئولیت حفاظت مواد و تجهیزات مربوطه را متقبل شود. سپس موافقت نامه سه جانبه اى بین دو دولت و آژانس به امضا برسد. کمیسیونى که براى اظهار نظر درباره این پیشنهادها تشکیل گردید با پیشنهاد دوم موافقت نمود.
بنابراین وزارت امور خارجه از نخست وزیر خواست براى اینکه بین زمان انقضاى موافقتنامه با آمریکا فاصله زمانى ایجاد نشود و در این مورد دولت ایران مجبور به اجراى قسمت دوم ماده یازدهم موافقتنامه 1957 درمورد تحویل کلیه عناصر سوختى دریافتى از کمیسیون نیروى اتمى آمریکا به آن کشور نگردد در انعقاد قرارداد با آمریکا براى دریافت سوخت اتمى تعجیل شود. از آن پس ایران با سازمانهاى بین المللى و بعضى کشورها جهت تهیه مقدمات استفاده صلح آمیز از انرژى اتمى وارد مذاکره شد و مقامات ایرانى در پى آن برآمدند که از امکانات کشورهاى پیشرفته نیز در این زمینه استفاده نمایند.
به استناد قراردادهاى دوجانبه منعقده بین دولتین ایران و آمریکا و همچنین قرارداد سه طرفه بین دولتین ایران و آمریکا و آژانس بین المللى انرژى اتمى روش تهیه سوخت اورانیوم غنیشده بیش از 90% معین شده بود که از آمریکا گرفته شود.
در دیماه 1345 قانون اصلاحیه موافقتنامه همکارى بین دولت ایران و دولت آمریکا راجع به استفادههاى غیرنظامى از انرژى اتمى و موافقتنامه بین آژانس بین المللى انرژى اتمى و دولتهای ایران و آمریکا براى انجام اقدامات تأمینى براى اجرا به امضاى محمدرضا پهلوى رسید.
همکارى ایران، آژانس و آمریکا به این ترتیب ادامه یافت تا اینکه در تاریخ 18/1/1353 فرمان اجراى قانون مربوط به موافقتنامه بین دولت ایران و آژانس بینالمللى انرژى اتمى و پروتکل تعلیقى موافقتنامه سهجانبه بین دولتهای ایران وآمریکا و آژانس بین المللى انرژى اتمى توسط محمدرضا پهلوى امضا شد.
از آن پس بحث تهیه اورانیوم از مباحث عمده بود که در گفتگو میان صاحب نظران ایرانى و آمریکایى و نمایندگان آژانس مطرح میشد. در سفر رئیس کمیسیون انرژى اتمى آمریکا به ایران امکانات همکارى آمریکا در اجراى برنامههاى ایران بررسى شد. مسئله مهمى که در مذاکرات مزبور مورد بررسى قرار گرفت تهیه اورانیوم غنی شده براى نیروگاه هاى اتمى ایران بود. در آن زمان دولت آمریکا در نظر داشت گنجایش غنی کردن اورانیوم را در آمریکا بالا ببرد و براى این امر سیاست دولت آمریکا این بود که بخش خصوصى را وادار کند که در این زمینه سرمایه گذارى نماید و در صورتى که بخش خصوصى نتواند به اندازه کافى سرمایه گذارى نماید دولت آمریکا به سرمایه گذارى خود در این زمینه ادامه دهد.
پس از این مقدمات ایران در پى استفاده از انرژى هستهاى جهت تولید برق برآمد و مطالعات در مورد نیروى برق اتمى در ایران طى قراردادى در شهریورماه سال 1352 به مؤسسه مشاورین ماوراى بحار آمریکا واگذار گردید. پس از این قرارداد با چند مؤسسه آمریکایى مذاکراتى به عمل آمد. از جمله کمپانى وستینگهاوس بعد از اطلاع از رئوس برنامههاى ایران، وعده داد که پیشنهادات خود را ارائه دهد. به این منظور اقدامات لازم براى انعقاد موافقتنامه جدیدى بین ایران و آمریکا در مورد تأمین سوخت اتمى نیروگاههاى اتمى ایران به عمل آمد.
براى تأمین اورانیوم غنیشده براى نیروگاههاى اتمى ایران مذاکراتى در تهران با نماینده کمیسیون انرژى اتمى آمریکا به عمل آمد و مسائل مربوط به عقد قرارداد لازم مورد بررسى قرار گرفت. طبق مقرراتى که دولت آمریکا وضع کرده بود قرارداد مورد نیاز حداکثر تا تاریخ نهم تیرماه 1353 باید امضا میشد. طبق این قرارداد کمیسیون انرژى اتمىآمریکا تعهد میکرد که خدمات مربوط به غنیکردن اورانیوم را براى نیروگاههاى اتمى ایران که از ابتداى سال 1980 تا پایان سال 1984 میلادى به کار گذارده میشد تأمین نماید. مجموع این نیروگاهها هشت واحد بود و در مجموع 7200 مگاوات قدرت داشت. طبق این قرارداد سوخت این نیروگاهها بایستى تا مدت 10 سال تأمین میشد.
همچنین مطابق این قرارداد فقط خدمات مربوط به غنی کردن اورانیوم خریده مىشد و اورانیوم طبیعى لازم می بایست به موقع تهیه و براى غنی کردن در اختیار کمیسیون انرژى اتمى قرار می گرفت.
در این میان کشورهای غربی براى پیشبرد منافع خود فعالیتهاى تبلیغاتى علیه کشورهایى که در حوزه انرژى اتمى وارد شده بودند آغاز کردند. در راستای همین سیاست جرج کنان سفیر سابق آمریکا در شوروی، در مصاحبه ای در پاسخ به این سؤال که آمریکا قبلا خاورمیانه را مسلح کرده و اکنون نیز در باب تحویل مقادیر زیادى تسلیحات به ایران مشغول مذاکره است، اظهار داشت: موضوع مذاکرات سالت و جلوگیرى از توسعه تسلیحات هستهاى براى دولت کارتر مهمترین مسئله به شمار می رود ما در مقابل جهان امروز خود را گناهکار حس میکنیم، زیرا فرصتهاى بسیارى را که براى جلوگیرى از توسعه تسلیحات هستهاى و مسابقه بین المللى مرگ به وجود آمده است، از دست دادهایم و تسلیحات مرگبار اتمى را به میزان هراس آورى افزایش دادهایم. ما در حدود 25 الى 30 هزار سلاح مجهز به کلاهکهاى اتمى در اختیار داریم. تنها در اروپا بیش از 7 هزار سلاح هستهاى تاکتیکى متمرکز ساختهایم که قدرت تخریبى ضعیفترین سلاح ما در اروپا، بیش از 3 برابر قدرت انفجار اتمى هیروشیما است. حال باید دید ما میخواهیم با این 7 هزار سلاح مخوف هستهاى که تنها در اروپا داریم بر سر دنیا چه بیاوریم در حالیکه طبق نظر کارشناسان براى نابودى کامل کره زمین ده الى 20 عدد از این سلاحها کافى است.
بهرغم تمام این تبلیغات، باز هم تعدادى از کشورهاى غربى با ایران در خصوص اورانیوم همکارى میکردند. از جمله مقاولهنامهاى بین سازمان انرژى اتمى ایران و شرکتهایى از ایتالیا و فرانسه به منظور اجراى عملیات اکتشاف و استخراج اورانیوم در کشور نیجریه در منطقهاى به وسعت 6000 کیلومتر مربع به امضا رسید. در این مشارکت ، سهم ایران 26 درصد تعیین شده بود.
شرکتهاى آمریکایى نیز در این زمینه با دولت ایران همکارى نزدیکى داشتند. سفارت ایران در واشنگتن در مورخ 31/3/1357 طى تلگرافی به نقل از یکی از روزنامه های آمریکایی گزارش داد نظرات ایران و آمریکا در مورد خرید هشت نیروگاه هستهاى به یکدیگر نزدیک میشود و تنها مشکل، یافتن واژه هایى است که باید در قرارداد فروش به کار رود. بدیهى است چنانچه این مشکل برطرف شود آمریکا میتواند با استفاده از آن اقدام به انعقاد قرارداد فروش نیروگاههاى هستهاى به 26 کشور دیگر بنماید.
با اینکه برخی صاحب نظران بر این باورند روابط ایران و آمریکا در دروان ریاست جمهوری کارتر دچار نوسان و دستخوش تحول اساسی شد و حتی برخی از سردمدارن سیاست خارجی آمریکا تلاش کردند از همکاری با ایران در زمینه های مختلف خودداری کرده و یا محدودیت های برای برخی همکاری ها قائل شوند.
حتی در این دوره نیز روابط حسنه هسته ای بین ایران و آمریکا برقرار ماند وشخص جیمی کار با فروش راکتور به ایران موافقت کرد. اما سیاستگذاران ایالات متحده پس از وقوع انقلاب اسلامی چرخشی کامل داشته و همواره در صدد برآمده اند در مقابل تلاش ایران برای دستیابی و استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی مانع تراشی نموده و از هیچ خصومت، کارشکنی و مخالفتی دریغ نورزند.