تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۱  ، 
کد خبر : ۱۴۸۱۱۲
گفت‌وگو با نوآم چامسکی

تهران زیر بار حرف زور نمی‌رود

مترجم: محمد جعفری مقدمه: نوآم چامسکی زبان شناس و نظریه پرداز مشهور آمریکایی در دهه 06 با ارائه نظریه معروف «دستور زایشی- گشتاری» انقلابی در زبان شناسی معاصر پدید آورد. وی استاد بازنشسته دپارتمان فلسفه و زبان شناسی موسسه تکنولوژی ماساچوست آمریکا است. چامسکی اگر چه از برچیدن دیوار برلین استقبال کرد، اما ترس او از این که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مجموعه درهم پیچیده نظامی - صنعتی آمریکا به دنبال دشمنانی جدید خواهد گشت تا وجود خود را موجه جلوه دهد، با اتفاقاتی که بعداً درجهان رخ داد تأیید شد. به نظر چامسکی اجرای موفقیت آمیز این برنامه وام دار «اتحادی نامقدس» میان دولت آمریکا و شرکت های رسانه ای است. انتشار این گفت وگو لزوماً به معنای تاکید تمام سخنان وی نیست.

* باراک اوباما درحالی برنده جایزه نوبل صلح سال 2009 شد که نیروهای موجود درافغانستان را افزایش داد. چه بلایی سرشعار «تغییر» آمده؟
** من از جمله معدود کسانی بودم که از دیدن چنین رفتاری ناامید نشدم چون هیچ انتظاری نداشتم. من درباره موضع و احتمال پیروزی او در انتخابات مطالبی نوشته بودم، حتی پیش از شروع مبارزات انتخابی اش. من به وبلاگ او سر زدم و برایم کاملا واضح بود که او یک دموکرات است، مانند بیل کلینتون. دقیقا همینطور است که شما می فرمایید، او حرف های قانع کننده زیادی درباره «تغییر» و «امید» زد. اما این تبلیغات مانند یک صفحه خالی عمل کرد که شما می توانستید هرچیزی را که دوست دارید روی آن ترسیم کنید. مردم در دوران بوش تا سرحد مرگ ناامید شده بودند و به دنبال امید می گشتند. اما اگر شما مطالبی را که اوباما گفته است را بطور جزئی تحلیل کنید خواهید دید که هیچ جایی برای امید نیست.
* دولت اوباما ایران را بخاطر غنی سازی اورانیوم یک تهدید معرفی می کند درحالی که هند، پاکستان، و اسرائیل با وجود داشتن بمب اتمی تحت هیچ گونه فشاری نیستند. ارزیابی شما درباره اینگونه مواضع چیست؟
** ایران بعنوان یک تهدید شناخته می شود زیرا از فرامین آمریکا اطاعت نکرده است. ایران به لحاظ نظامی هیچ تهدیدی ندارد. کشور ایران قرن هاست که خشونتی در رفتارش دیده نشده است. تنها رفتارخشونت آمیز آن ها از شاه سرزد که با پشتیبانی آمریکا دوعدد از جزیره های عرب را اشغال کرده بود. البته هیچ کسی نمی خواهد نه تنها ایران بلکه هیچ کشور دیگری به بمب هسته ای دست پیدا کند. کارنامه هم پیمانان آمریکا، عربستان سعودی و مصر درباره حقوق بشر هم معلوم است، آنها نمی توانند ایران را در زمینه حقوق بشر مورد انتقاد قرار دهند.
اسرائیل، با تأیید و همدستی آمریکا، پنج بار در طی سی سال به لبنان هجوم برده است. ایران هرگز چنین کاری نکرده است.
* با این وجود چرا این کشور بعنوان یک تهدید تلقی می شود؟
** چون ایران مستقل عمل می کند و زیر بار هیچ حرف زوری در روابط بین الملل نمی رود. آنها با شیلی نیز همین برخورد را کردند. هنگامی که سالوادور آلنده، این مرد سوسیالیست قدرت را دراین کشور به دست گرفت، آمریکا با هدف ایجاد ثبات، آن را بی ثبات کرد. تناقضی دراین جمله وجود ندارد چرا که آمریکا برای ایجاد ثبات و یا بهتر بگوییم احیای سلطه خود مجبور بود دولت آلنده را سرنگون کند. ما در منطقه خلیج فارس نیز با همین معضل روبرو هستیم. تهران حرف زور قبول نمی کند.
* شما تصمیم جامعه بین الملل را درسخت تر کردن تحریم ها علیه تهران چگونه می بینید؟
** جامعه بین الملل! واژه عجیبی است! اکثر کشورهای جهان جزو گروه «کشورهای عدم تعهد» هستند و به شدت با حق ایران برای غنی سازی اورانیوم با اهداف صلح آمیز حمایت می کنند. آنها بارها حمایت خود را تکرار کرده اند اما این طور که پیداست آنها جزو جامعه بین الملل به حساب نمی آیند. بنظر می رسد این جامعه بین الملل که شما از آن حرف می زنید از کسانی تشکیل شده است که از دستورات واشنگتن تبعیت می کند. آمریکا و اسرائیل به تهدید ایران ادامه می دهند و این تهدید باید جدی گرفته شود.
* چرا؟
** اسرائیل دارای صدها بمب اتمی است و همچنان سیستم های انتقال که خطرناک ترین آنها را از آلمان می آورد.
کشور آلمان، اسرائیل را با زیردریایی های دلفین مجهز به نیروی اتمی تأمین می کند که تا حدی هم غیر قابل شناسایی هستند. این زیردریایی ها قابلیت حمل کلاهک های هسته ای دارند. اسرائیل این زیر دریایی ها را وارد خلیج فارس کرده است. این زیردریایی ها می توانند زیر سایه دیکتاتوری مصر از کانال سوئذ عبور کنند. نمی دانم آیا خبرش به گوش آلمان رسیده یا خیر اما چند هفته پیش نیروی دریایی آمریکا اعلام کرد که مشغول ساخت یک پایگاه اتمی درجزیره دیگو گارسیا در اقیانوس هند است که زیر دریایی های مجهز به سلاح اتمی در آنجا مستقر خواهند شد. قدرت آتش آنها آنقدر بالاست که از پناهگاه هایی با ضخامت چندین متر سیمان عبور می کنند و تنها برای استفاده علیه ایران ساخته شده اند. تاریخ دان معروف و تا حدی محافظه کار اسرائیلی «مارتین لوی ون گرولد» در سال 2003 دقیقا پس از شروع حمله آمریکا به عراق اینطور نوشت: بعد از این حمله ایران اگر به فکر ساخت بمب اتمی نباشد، اهمال کاری کرده است. «واقعا راه دیگری هم برای مقابله با هجوم بیگانه است؟ چرا آمریکا به کره شمالی کاری ندارد؟ چون مانع وجود دارد. مجددا می گویم، هیچ کس نمی خواهد ایران به بمب اتمی مسلح شود گرچه احتمال اینکه این کشور از بمب اتمی استفاده کند بسیار ضعیف است. شما می توانید به برآورد سازمان اطلاعاتی آمریکا نگاه کنید. اگر تهران می خواست تنها یک موشک را مجهز به کلاهک هسته ای کند، این کشور احتمالاً از صفحه نقشه محو می شد. مهم نیست روحانی های مسلمان آنجا چقدر در قانون گذاری بد عمل می کنند، اما تاکنون هیچ گونه علاقه ای به خودکشی نشان نداده اند.
* اتحادیه اروپا برای آرام کردن این شرایط طوفانی چه کار می توانست بکند؟
** می توانست خطر جنگ را کاهش دهد. اتحادیه اروپا می توانست هند، پاکستان و اسرائیل، معروف ترین کسانی که از امضای قرار منع گسترش سلاح های اتمی خودداری کرده اند، تحت فشار قرار دهد تا آن را امضاء کنند. در اکتبر 2009 که این اتحادیه در مقابل برنامه هسته ای ایران با غضب برخورد می کرد، آژانس بین المللی انرژی اتمی با اتخاذ تصمیمی از اسرائیل خواست تا باNPT توافق کند و درب تجهیزات هسته ای خود را به روی بازرسان آژانس بگشاید. اروپا از آن سو سعی کرد تا از این کار جلوگیری کند. آمریکا نیز همینطور، اوباما بلافاصله از اسرائیل خواست که هیچ اهمیتی به این تصمیم ندهد!
پس از پایان جنگ سرد اتفاقات جالب توجهی در اروپا افتاد. کسانی که دل به تبلیغات دهه های پیش داده بودند فکر می کردند ناتو پس از 1990 از بین خواهد رفت. در اصل ناتو به منظور محافظت از اروپا در برابر نیروهای اتحاد جماهیر شوروی تشکیل شد. الان که دیگر خبری از آن اتحاد نیست، اما شاهد هستیم که این اتحادیه تمام تعهدات خود را با گورباچف زیرپا گذاشته و دبه کرده است. «ناتو یک قدم هم به سمت شرق پیشروی نخواهد کرد» گورباچف آنقدر ساده بود که وقتی رئیس جمهور بوش و صدراعظم هلموت گول این را گفتند باور کرد. او فکر می کرد که حرف آنها حرف است. تصور هوشمندانه ای نبود. امروزه ناتو قدم به قدم به سمت شرق پیش روی می کند، به دنبال یک استراتژی می گردد تا سیستم انرژی جهان، خطوط لوله و راه ها به دست گرفته و کنترل شوند. امروزه ناتو تبدیل به نیروی مداخله کننده جهانی شده است که توسط آمریکا فرماندهی می شود. چرا اروپا این را قبول می کند؟ برخورد عادلانه با آمریکا چه مشکلی دارد؟
* آمریکا می خواهد نیروی اول نظامی دنیا شود اما اقتصاد آنها در سال 2008 فرو ریخت. میلیون ها دلار لازم است تا بتوان وال استریت را نجات داد. بدون پول چین، آمریکا ورشکسته می شد.
** می دانم که درباره پول چین خیلی صحبت کرده ایم و در شرایط کنونی یکی از گزینه ها تغییر قدرت در جهان است. آیا چین می تواند جایگزین آمریکا شود؟ به نظر من این یک سؤال کاملاً ایدئولوژیکی است. کشورها بازیکنان اصلی در امور جهان نیستند. شاید تاحدی، اما نه کاملاً. بازیکنان اصلی که جهان را کنترل می کنند اقتصادها هستند، بانک ها و شرکت ها. این دیدگاه، رادیکالی نیست، حرفی است که آدام اسمیت، فیلسوف اسکاتلندی زده است اگر شما دقت کنید به اینکه چه کسی جهان را به دست گرفته وسیاست ها را تعیین می کند، متوجه یک تغییر قدرت واضح در جهان می شوید. چین بهترین نمونه است. تعاملات برون مرزی بسیاری بین شرکت ها، مؤسسات اقتصادی و کشورهای دنیا با چین وجود دارد. این است تغییر قدرت واقعی.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات