تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۰  ، 
کد خبر : ۱۴۸۱۱۹
نگاهی به امتیاز کاپیتولاسیون در ایران

درمان زخمی به عمق 150 سال

غلامعلی زاهدی مقدمه: 23 اردبیهشت ماه، سالروز لغو امتیاز ننگین کاپیتولاسیون است. داغ کاپیتولاسیون اولین بار در سال 1208 و طی قرارداد ترکمنچای بر پیشانی ایران خورد و دقیقاً یک و نیم قرن طول کشید تا این ننگ از دامن این سرزمین پاک شود. اگر کاپیتولاسیون را یکی از زمینه های وقوع انقلاب اسلامی بدانیم، ادعای گزافی نیست. در این نوشتار از جنبه تاریخی، برخی از ابعاد این ماجرا را مرور می کنیم.

کاپیتولاسیون چیست؟
ریشه لغت کاپیتولاسیون فرانسوی است و چهار قرن سابقه دارد. زبان دیپلماتیک در آغاز فرانسه بوده است . کلمه فرانسوی کاپیتول که به معنای بخش، قسم ، پاراگراف می باشد در زبان انگلیسی نیز به کار گرفته شد که به کاپیتولیشن ترجمه شد که به معنای بند ، ماده ، فصل ، بخش، رئوس مطالب و سرفصل است
زمانی که قراردادها و یا پیمان ها به زبان انگلیسی نوشته شدند در ترجمه این قوانین را کاپیتولیشن خواندند و هیچ ربطی به کلمه نظامی کاپیتولاسیون که به معنای(surrender ) یا تسلیم است نداشته و ندارد. این واژه به مفهوم بستن قرارداد یا عهدنامه یا بستن پیمان بکار گرفته شد و به معنای نوشته ای است که دارای فصل ها و مواد گوناگون است. نخستین کاپیتول درباره موقعیت و وضعیت اتباع خارجی در 20 مارس 1604 بین پادشاه فرانسه هنری چهارم و احمد اول سلطان عثمانی بسته شد دارای دو کاپیتول جداگانه برای امنیت زیارت کنندگان مسیحی و روحانیون مسیحی وضع شده بود. این دو کاپیتول عبارتند از:
 کاپیتول چهار: ما امید داریم که مردم کشور و شاهزادگان فرانسه و کشورهای دوست، آزادانه بتوانند عتبات بیت المقدس را زیارت کنند و کسی جلوی آنها را نخواهد گرفت و یا مورد اذیت واقع نخواهند شد.
 کاپیتول پنجم: به علاوه برای اینکه جایگاه و دوستی پادشاه مورد احترام باشد ما می خواهیم که روحانیون مسیحی که در بیت المقدس زندگی می کنند و در کلیسای «برخاستن مسیح از مرگ» خدمت گزاری می کنند بدون هیچگونه پروانه ویژه و کنترل، رفت و آمد بنمایند و اینکه این روحانیون با صلح و امنیت و مورد استقبال قرار گیرند، در حفاظت باشند ،مورد پشتیبانی قرارگیرند و برای انجام خدمات خود نیز مورد کمک قرار گیرند.در دوره سلطنت لویی چهاردهم در فرانسه هم چنین در پنجم ژوئن 1673 قرارداد دیگری با ممت چهارم سلطان عثمانی امضا شد. در این قرارداد حقوقی که در کاپیتول چهارم و پنجم قرارداد پیشین آورده شده بود تایید شد و چهار کاپیتول دیگر که در باره مسایل حقوقی بود نیز اضافه وامضا شد. در این چهار کاپیتول حق کاپیتولاسیون شامل همه کسانی که مسیحی بودند نه فقط برای اورشلیم بلکه برای شهر های دیگر چون اسمیرنا ، پورت سعید و اسکندریه و دیگر بندرهای دولت عثمانی نیز شد.28 می 1740 بین لویی پانزدهم و محموداول سلطان دولت عثمانی قراردادی امضا شد که در آن قرارداد حق حمایت یا کاپیتولاسیون برای همه روحانیون مسیحیان که در تمامی شهرهای زیر سلطه دولت عثمانی زندگی می کردند تایید شد و هم چنین که حق این را داشته باشند که خرید و فروش و دیگر اعمال تجاری را انجام دهند.
در تمام قرارداد های دیگر بین دولت فرانسه و دولت عثمانی این حقوق در این کاپیتول ها یا بخش ها در جمع حق کاپیتولاسیون نامیده شد. از این قرارداد در متن های ترکی کلمه عهدنامه (Ahdnameh) به کاربرده شده است.
زخمی به عمق 150 سال
سابقه کاپیتولاسیون در ایران به شکست ایران از روسیه و تحمیل پیمان ترکمانچای بر می گردد. این مقررات برای اولین بار در 1828 میلادی پس از شکست ولیعهد عباس میرزا در جنگ با روسیه 1826 - 1828 با بستن عهدنامه ترکمانچای از طرف دولت روسیه تزاری بر ایران تحمیل شد. فصل هفتم، هشتم و نهم معاهده ترکمانچای که به مسایل حقوقی وجزایی اتباع روسیه در ایران مربوط است . در ایران با عهدنامه ترکمانچای 22 فوریه 1828 حق قضاوت کنسولی را در پاراگراف های هفت تا نهم گنجانیده شد. قراردادی که بین دولت های اروپایی و دولت عثمانی برای مسیحیان بسته شده بود، دولت روسیه آن را برای همه افراد روس در ایران به دولت ایران تحمیل کرد که بدین معنا بود که هیچ فرد دولتی ایران اجازه نداشت که ساختمان یک روس را در ایران وارد شود بدون اینکه مجوز از سفارت روسیه را در دست داشته باشد. هم چنین تمامی روس ها در ایران تنها قانون روسیه شامل آنها می شد. این قرارداد از آن جهت مشکلات فراوان به بار آورد که کاپیتولاسیون که تنها برای یک گروه کوچک دیپلمات وضع شده بود به همه روس ها در ایران تعمیم داده شد. مورد بسیار ویژه محمد علی شاه و خانواده اش بودند که در درازای انقلاب مشروطیت گفتند که آنها تابعیت دولت روسیه را دارند و بخش حمایت از عهدنامه ننگین ترکمانچای را برای خود به اجرا در آوردند و در نتجه ارتش روسیه برای حمایت از جان محمدعلی شاه و خانواده اش به ایران لشکرکشی کردند و سپس وی به سفارت روسیه پناهنده شد و حقوق سالانه هشتاد هزار دلاری از دولت روسیه دریافت کرد و به اودسا رفت.
پس از شکست ناصرالدین شاه در جنگ هرات در 1856 میلادی معاهده پاریس بین دو دولت ایران و انگلستان بسته شد. در این پیمان انگلیس ها به دولت ایران برای اتباع انگلیسی که در ایران زندگی می کردند حقوقی را همانند حقوقی که در عهدنامه ترکمنچای به اتباع روسیه در ایران داده شده بود تحمیل کردند. به تدریج سایر قدرت های اروپایی نیز از این امتیاز در ایران برخوردار شدند.
رضا قلدر؛ طبل توخالی
20 اردیبهشت ماه 1307 حکومت کودتایی رضاشاه، طبق اطلاعیه ای لغو کاپیتولاسیون را اعلام کرد. البته این حرکت چیزی جز یک پرستیژ مضحک سیاسی نبود. چرا که یکی دو روز بعد، دولت ایران به سفارتخانه های خارجی اعلام کرد جای نگرانی نیست و اتباع آنها از امتیازات قبلی محروم نخواهند شد!
21 اردیبهشت وزارت امور خارجه ایران در نامه ای به «روبرت هانری کلایو» وزیر مختار انگلیس در تهران، دولت متبوع وی را از آزادی دیپلمات های انگلیسی در ایران همچون روال گذشته مطمئن ساخت . این نامه در 18 بند شامل تعهد سیستم قضایی ایران به حفظ حقوق، اختیارات و مایملک اتباع انگلیسی برای وزیر مختار آن کشور در تهران ارسال شد. وزارت خارجه ایران درهمان روز در نامه دیگری وزیر مختار انگلستان را از آزادی فعالیت مذهبی میسیونرهای آن کشور نیز مطمئن ساخت. چنین نامه هایی در 24 و 26 اردیبهشت برای سفارت آمریکا ودر 25 اردیبهشت برای وزیر مختار آلمان در تهران ارسال شد. سپس در مراحل بعد، پیمانهای جداگانه دیگری باهدف مصونیت دیپلمات ها و فرستادگان رسمی کشورها با فرانسه، سوئد، دانمارک و سایر کشورهای مقتدر آن روز اروپا به امضأ رسید و نشان داد قلدری رضا خان فقط برای ملت مظلوم ایران است و در مقابل بیگانگان، در موضع خفت و خواری، از پادشاهان فاسد قاجار چیزی کم ندارد.
قرارداد وین و مستشاران آمریکایی
هیجدهم آوریل 1961 برابر با 29 فروردین 1340 قرارداد وین درباره روابط سیاسی به تصویب کشورهای حاضر در وین رسید و سپس به سازمان ملل متحد در نیویورک فرستاده شد. این قرارداد به امضای نماینده مختار رژیم شاه در وین، احمد متین دفتری رسید. این قرارداد دارای 53 ماده و دو پروتکل است. سه سال بعد موضوع دوباره حساس شد. این بار قضیه استفاده مستشاران آمریکایی از این امتیاز بود و مجلس باید درباره اش تصمیم می گرفت.
نیروهای ارتش امریکا در درازای جنگ جهانی دوم در اکتبر 1942 وارد ایران شدند که به آن ماموریت فرماندهی خلیج فارس (Persian Gulf Command) می گفتند. ماموریت آنها این بود که ابزار جنگی، مهمات، دستگاه های نظامی، و غیره را از خلیج فارس با استفاده از راه آهن و راه های کشور ایران به ارتش سرخ شوروی در جنگ با ارتش آلمان برسانند. این جریانات در دوره نخست وزیری قوام السلطنه روی داد. پس از پایان جنگ جهانی دوم نیروهای امریکایی ایران را تخلیه کردند.
5 آذر 1322 در دوره دولت علی سهیلی قراردادی یک ساله درباره مستشاران نظامی ارتش آمریکا امضا شد. هدف این پیمان این بود که ارتش ایران بازسازی و مدرن شود. این پیمان هر سال تمدید می شد. سفارت آمریکا بشدت به دنبال کاپیتولاسیون برای مستشاران خود بود.
سال1343مجلس شورای ملی188 نفر نماینده داشت که 140 کرسی آن در اختیار حزب ایران نوین که نقش اکثریت را داشت، بود. دولت از این جهت که در رأی گیری دچار مشکل نشود روز 20 مهرماه یک روز قبل از طرح لایحه در مجلس، با نمایندگان حزب ایران نوین یک نشست خصوصی برپا کرد. جالب اینجاست که گزارش این جلسه خصوصی در بعدازظهر همان روز از سوی کاردار سفارت امریکا به واشنگتن ارسال شد.
جلسه روز 21 مهر ماه 1343 در ساعت 8 صبح آغاز به کار کرده تا 5 بعدازظهر ادامه پیدا کرد. جلسه حتی برای صرف ناهار تعطیل نشد. در این جلسه 15 نفر از نمایندگان علیه لایحه صحبت کردند که آنها نیز بعداً صحبت های خود را پس گرفتند. سرانجام لایحه مزبور در مجلس شورای ملی با 74 رأی موافق و 61 رأی مخالف در میان136 نفر، به تصویب رسید.
تصویب این امتیاز خفت بار در مجلس را می توان جرقه ای نامید که به انفجار انقلاب منهی شد. هر چند تبدیل این جرقه به انفجار بزرگ، حدود 14 سال طول کشید. هویدا بعدها درباره اهمیت این ماجرا و ضربه ای که رژیم از این طریق خورد سخنان جالبی دارد و راهکار مضحکی ارائه می کند: « ...درباره مصونیت امریکایی ها گفته شد که بله در دولت گذشته که من وزیر داراییش بودم و بنده معتقد بودم اگر می خواستند مستشار امریکایی ییاورند ، عوض این که مصونیت بخصوص به مستشار امریکایی بدهند، مستشار امریکایی را عضو سفارت امریکا بکنند که می توانست بطور دیپلماتیک مصونیت داشته باشد و مسله ای مطرح نشود ...»!
سیاسی ترین سخنرانی قرن
خبر تصویب امتیاز کاپیتولاسیون برای آمریکایی ها به گوش حضرت امام رسید. ایشان چند نفر را مامور کرد تا از جزئیات ماجرا مطلع شوند. هاشمی رفسنجانی پس از یافتن متن مذاکرات مجلس و جزوه کنوانسیون وین را تهیه و به خدمت امام(ره) آورد.
ماجرا برای امام یقینی شد. ایشان در جلسه ای فرمودند: «این از آن اموری است که ما باید دنبال کنیم و عزت اسلام را زنده کنیم. این قصه رأی زنها نیست که آنها به ما وصله ارتجاعی بچسبانند، این قصه تقسیم اراضی نیست که به ما بگویند طرفدار مالکین هستند، این مسئله ای است که تمام آزادی خواهان دنیا این مسئله را قبول دارند که ما برای آزادی می جنگیم. ما هدف مان یک هدف ارتجاعی نیست؛ ما هدف مان این است که از زیر یوغ استعمار امریکا و اسرائیل بیرون بیاییم. ما می خواهیم یک ملت مستقل باشیم نه زیر یوغ استعمار امریکا که مستشارانش در مملکت ما هر چه جنایت می خواهند بکنند، بکنند و هیچ دستگاه فضایی حق نداشته باشد آنها را دستگیر کند.»
صبح روز دوشنبه چهارم آبان 1343 که مصادف با 20 جمادی الثانی و تولد حضرت فاطمه الزهرا(س) بود، امام در قم سخنرانی آتشینی کرده و نسبت به ماجرا و عواقب آن هشدار دادند.
امام سخنرانی خود را با آیه استرجاع آغاز کرده و در بخش هایی از این سخنرانی تاریخی فرمودند؛ «اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند؛ اگر یک خادم آمریکایی، اگر یک آشپز آمریکایی مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند، زیرپا منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد جلو او را بگیرد! دادگاههای ایران حق ندارد محاکمه کنند! بازپرسی کنند! باید برود آمریکا! آنجا در آمریکا اربابها تکلیف را معین کنند! دولت سابق این تصویب را کرده بود و به کسی نگفت. دولت حاضر این تصویب نامه را در چند روز پیش از این، برد به مجلس و در چند وقت پیش از این به سنا بردند و با یک قیام وقعود، مطلب را تمام کردند و باز نفسشان در نیامد....نظامیان آمریکایی، مستشاران نظامی آمریکایی به شما چه نفعی دارند؟ آقا اگر این مملکت اشغال آمریکاست پس چرا اینقدر عربده می کشید، پس چرا اینقدر دم از ترقی می زنید؟ اگر این مستشاران نوکر شما هستند پس چرا از اربابها بالاترشان می کنید؟ پس چرا از شاه بالاترشان می کنید. اگر نوکرند مثل سایر نوکرها با آنها عمل کنید. اگر کارمند شما هستند مثل سایر ملل که با کارمندانشان عمل می کنند، شما هم عمل کنید. اگر مملکت ما اشغال آمریکاییست پس بگویید ........ ما زیر چکمه آمریکا برویم چون ملت ضعیفی هستیم؟! چون دلار نداریم؟! آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پلیدتر اما امروز سر و کارما با این خبیث هاست، با آمریکاست. رئیس جمهور آمریکا بداند، بداند این معنا را که منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما. امروز منفورترین افراد بشر است پیش ملت ما...»
جیمزبیل، محقق آمریکایی، در مورد این سخنرانی چنین می گوید: «این سخنرانی پرشور او، یکی از مهمترین و تحریک کننده ترین بیانات سیاسی ایراد شده در ایران در این قرن می باشد.»
چوب لای چرخ آمریکا
امام به سخنرانی اکتفا نکرده و همان روز اعلامیه ای شدیداللحن نیز در همین مورد صادر کردند. واکنش امام، ملت را بیدار و رژیم را به شدت خشمگین کرد. کمتر از 10 روز بعد، ایشان به دلیل مخالفت با این قانون خفت بار و روشنگری هایشان در این باره تبعید شدند.
ساعت 2 بعدازظهر 13 آبان رادیو ایران اعلام کرد: «طبق اطلاع موثق و شواهد و دلایل کافی چون رویه آقای خمینی و تحریکات مشارالیه بر علیه منافع ملت و امنیت واستقلال و تمامیت ارضی کشور تشخیص داده شد، لذا در تاریخ 13 آبان ماه 1343 از ایران تبعید گردید.»
این مطلب در جراید عصر نیز چاپ گردید. در پی تبعید حضرت امام، کاردار سفارت امریکا طی پیامی به واشنگتن اظهار خوشحالی کرد و نوشت: «سرانجام ما توانستیم از شر آن پیرمرد که چوب لای چرخ ما می گذاشت راحت شویم. »
کپی این نامه در سال 1344 توسط یکی از هواداران امام از سفارت امریکا به دست آمد که ساواک ضمن ابراز تعجب احتمال داده بود عوامل وابسته به روحانیت در سفارت امریکا به نحوی نفوذ کرده باشند!
اول بهمن ماه 1343 حسنعلی منصور، به دست جمعیت موتلفه اسلامی ترور شد. مرگ منصور، کمترین هزینه ای بود که رژیم پهلوی در موضوع کاپیتولاسیون پرداخت کرد.
امتیاز نگین کاپیتولاسیون تا پایان دوره پهلوی برای آمریکایی ها اعمال شد. بالاخره پس از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نهادهای قانونی، جمهوری اسلامی ایران در تاریخ 23 اردیبهشت 1358 به این ننگ 150 ساله پایان داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات