در باب تحریم اقتصادی باید به این نکات توجه شود. نخست این که تحریم اقتصادی با چه هدفی اعمال میشود و از منظر هدف آیا تاکنون موفقیت آمیز بوده یا خیر؟
به طور کلی تحریم اقتصادی عبارت است از دستکاری در روابط و همکاری های اقتصادی به منظور تامین اهداف سیاسی . در واقع تحریم اقتصادی ابزاری در اختیار سیاست خارجی غرب است که معمولا با استفاده از آن میکوشد تا کشور یا کشورهایی را با اغراض سیاسی خود تحت تأثیر قرار دهد .
تحریم اقتصادی دو نوع است و نوع اول آن به گونه ای است که به منظور تحت فشار قراردادن کشور هدف صورت میگیرد. این نوع تحریم از سوی غرب حتی برای تغییر رژیم برخی کشورهای هدف مورد توجه قرار گرفته است ؛ به گونه ای که در مورد عراق و در دوره حکومت صدام اتفاق افتاد. در واقع جایگزین جنگ و یا ماقبل جنگ تلقی میشود تا کشور هدف به زانو درآید.
نوع دوم تحریم اقتصادی نیز برای تغییر رفتار اقتصادی ، سیاسی و ...کشور هدف از سوی غرب به اجرا گذاشته میشود که تا حدی ملایم تر از نوع نخست آن میباشد و شامل تحریم تجاری و مالی است.
تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ،ایران همواره تابع تصمیم گیران خارجی بود ،اما با استقرار جمهوری اسلامی ، کشور در مسیر استقلال و آزادی حرکت کرد و این موضوع سرآغاز برخوردهای غیر عقلایی دولتمردان غربی با ایران شد و تاکنون ادامه داشته است .
نکته حایز اهمیت این است که هر بار از تحریم اقتصادی صحبت میشود ،این پرسش را در پی دارد که اثر بخشی آن ها چه میزان بوده است. اولین نکته مهم در این زمینه ،هزینه وقت و انرژی برای تغییر مناسبات تجاری و مالی کشورهای درگیر تحریم است و اکنون که برخی کشورهای اروپایی به تحریک آمریکا در اصطلاح با یکدیگر علیه جمهوری اسلامی ائتلاف کرده اند،باید هزینه بیش تری را در فعالیت تجاری متحمل شوند. زیرا تا پیش از آن، بخش بسیار مهمی از نیازهای نفتی و همچنین بسیاری از کالاهای غیرنفتی خود را از ایران تامین میکردند. در این سال ها تغییر بازار برای همگی این کشورها هزینه قیمتی بالاتری داشته است که باید آن را متحمل شوند. به عبارت دیگر کشورهای تحریم کننده ، باید کالاهای مورد نیاز خود را با قیمت بالاتری خریداری کنند. از سوی دیگر همین کشورها بازار مناسبی را برای فروش کالاهای خود از دست داده اند.در حالی که تا قبل کشورهایی مانند آلمان ، ایتالیا ، انگلیس و... در معاملاتشان از شیوه تهاتری استفاده میکردند به طوری که در قبال خرید نفت و بسیاری از کالاهای دیگر از ایران، تولیدات خود را به سمت این کشور روانه میکردند .
از دیگر مسائل مطرح در زمینه تحریم ،تأثیرگذاری آن میباشد. تحقیقات انجام شده نشان میدهد که از سال 1914 تا 1990 بیش از 170 مورد تحریم در جهان به اجرا درآمده است که بیش از 70 درصد آن ها بی نتیجه بود.
همچنین دوره ریاست جمهوری بیل کلینتون در امریکا را باید دوره شاخصی از تحریم های اقتصادی علیه کشورهای جهان دانست ؛ زیرا در زمان فعالیت دولت وی 161 بار تحریم اقتصادی علیه 35 کشور جهان صورت گرفت که آن ها نیز دستاورد چندانی نداشتند .
در سه دهه اخیر نیز جمهوری اسلامی ایران از سوی آمریکا و کشورهای داوطلب (هم پیمان آمریکا مانند آلمان،انگلیس ،فرانسه و ...) تحریم شده که نتیجه مورد انتظار را برای غرب در پی نداشته است. اما در مورد ایران این مساله به گونه دیگری است؛ زیرا سی سال تحریم سبب شده که مسؤولان عزم خود را جدی تر نمایند تا با بهره گیری از منابع خدادادی، توانمند سازی نیروی انسانی ، اتکا به تجهیزات ساخت داخل و ... ،نیازهای اقتصادی ، صنعتی و علمی کشور را تامین کنند. در این سال ها نیز به مدد همین تفکر ،جمهوری اسلامی به جایگاهی دست یافته است که غرب و شرق و تمامی جهانیان به موفقیت های پی در پی آن اعتراف میکنند. در چنین شرایطی هنوز غربی ها به دنبال یارگیری هستند و هر روز نیز هیاتی را برای همین منظور به نقطه ای از جهان اعزام میکنند تا شاید صدای موافقی را برای همراهی جهت تحریم اقتصادی علیه ایران پیدا کنند که حاصلی ندارد و جمهوری اسلامی ایران تا کنون بسیار شفاف و صریح عمل کرده و مصمم است تا از حقانیت خود در زمینه استفاده از انرژی صلح آمیز هسته ای برای تامین نیازهای اقتصادی (تولید انرژی الکتریکی) و علمی (تولید رادیوداروها برای درمان بیماری های سرطان و...) استفاده کند. این حقی است که به تمام کشورها تعلق دارد و غربی ها نمی توانند آن را از ایران سلب کنند و حتی با حربه های تهدید و تحریم نیز نتیجه ای حاصل نخواهد شد.