تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۸  ، 
کد خبر : ۱۴۸۱۴۷

اهداف پنهان آمریکا برای گسترش ناتو


نوآم چامسکی، نظریه‌پرداز آمریکائی ضمن اشاره به نقش و مأموریت دیروز و امروز "ناتو" خاطرنشان کرد: "ناتو امروزه یک نیروی مداخله‌گر جهانی" محسوب می‌شود که تحت کنترل آمریکا قرار دارد. حال آنکه در سالهای پس از فروپاشی اتحاد شوروی، انتظار می‌رفت این سازمان منحل شود و تمامی وعده‌هائی که بوش پدر و "هلموت کهل" صدراعظم اسبق آلمان به میخائیل گورباچف دربارة عدم گسترش ناتو داده بودند، بی‌اعتبار بود چون در حال حاضر ناتو به سوی شرق اروپا در حال گسترش است".
چامسکی نخستین کسی نیست که از تغییر در اهداف، سیاستها و استراتژی ناتو سخن می‌گوید و قطعا آخرین فردی هم نخواهد بود که سیاستهای واشنگتن در قبال ناتو را به باد انتقاد گرفته است. در واقع فروپاشی اتحاد شوروی، نقطة آغازی برای آشکار شدن تضادهای روزافزون کشروهای اروپائی با آمریکا در قبال حفظ گسترش ناتو محسوب می‌شود. با وجود آنکه برخی از اعضای اروپائی خواستار انحلال ناتو یا دستکم، کمرنگ شدن نقش آن حتی در چارچوب سیاستهای گذشته بوده‌اند اما واشنگتن از یکطرف مانع انحلال این سازمان شده و از طرف دیگر برای آنکه بقای ناتو در پرتو تحولات پیرامونی، قابل توجیه باشد، واشنگتن بهر قیمت ممکن سعی کرده است که جذب اعضای جدید و توسعة ناتو به سمت شرق را مدنظر قرار دهد. مقامات واشنگتن برای تحقق این هدف در 3 محور به تدوین برنامه‌ها، سیاستها و استراتژی جدیدی برای ناتو پرداخته‌اند و مقدم بر آن، سعی کرده‌اند "فلسفة وجودی ناتو" را آنچنان تغییر دهند که در فضای جدید نیز همچنان "توجیه‌پذیر" جلوه‌گر شود.
در راستای دستیابی به همین هدف بوده است که واشنگتن سعی نموده استراتژی جدید ناتو را تحت عنوان کنترل سیستم انرژی و حفظ امنیت خطوط لولة انتقال نفت وگاز تعریف نماید. این اقدام واشنگتن در مرحله "بازتعریف ماموریت ناتو"، همراه با شیطنت خاصی انجام گرفته که مشخصا از نگرانیهای روزافزون اروپای صنعتی درخصوص دستیابی به منابع انرژی مطمئن، استفادة ابزاری کرده و چنین وانمود می‌کند که گویا این ناتو است که می‌تواند امنیت انرژی موردنیاز دنیای صنعتی را تامین و تضمین کند.
با اینهمه، آنچه واشنگتن در میدان عمل، انجام می‌دهد، باید ملاک عمل باشد و اقدامات جدی و عملی برای جذب اعضای جدید بویژه در اروپای شرقی، آسیای میانه و قفقاز، چندان تناسب محسوسی با این استراتژی واشنگتن را به نمایش نمی‌گذارد، بلکه دقیقا با "اهداف پنهان آمریکا" از گسترش ناتو همخوانی دارد.
برای آنکه درک بهتری از قضایا داشته باشیم، لازم است به بررسی اهداف پنهان واشنگتن از گسترش ناتو بپردازیم تا مشخص شود کدام اقدامات، تصمیمات و رفتارهای آمریکا و ناتو، نشانه‌های وجود چنین انگیزه‌هائی محسوب می‌گردد؟
1 - محاصرة روسیه - با وجود آنکه ناتو پس از فروپاشی اتحاد شوروی، می‌بایست به جنگ سرد پایان می‌داد و دیگر از جانب مسکو تهدیدی متوجه اعضای ناتو نیست، واشنگتن همواره به سیاستهای تحریک‌آمیزی علیه روسیه متوسل شده و در جهت گسترش ناتو به سمت مرزهای روسیه، سیاستگذاری کرده است.
تبدیل اقمار دیروز مسکو به "خاکریز اول ناتو" وتلاش برای استقرار سپر دفاع موشکی ناتو در پشت مرزهای روسیه، نمونه‌های جدی و عملی برای اثبات وجو طرحهائی تلقی می‌شوند که واشنگتن برای "محاصرة روسیه" درپیش گرفته و مشخصا خواستار تنگ‌تر کردن حلقة محاصره در اطراف روسیه است.
2 - مهار آلمان - حضور نظامی آمریکا در اروپا تحت پوشش ناتو، همواره توجیه شده است. واشنگتن مرتبا سعی دارد به چنین پدیده‌ای، عمق و ابعاد تازه‌ای بدهد ولی اعتراضات آلمان در قبال سیاستهای واشنگتن بویژه مخالفت جدی با پیشنهادات آمریکا، نشانگر آنست که آلمانها به خوبی درک نموده‌اند یکی از اهداف اصلی آمریکا "مهار آلمان" است.
آلمان و 4 کشور دیگر اروپائی خواستار خروج سلاح‌های اتمی آمریکا از اروپا شدند که واشنگتن با آن مخالفت کرد. آلمان حتی با طرح افزایش حضور نظامی در افغانستان هم به مخالفت برخاست. و آنرا غیرضروری و ناکارآمد معرفی کرد. این تقابل آراء و عملکردها مراتب نارضایتی آلمانها را بازگو می‌کند و نشان می‌دهد که آنها حتی برای فروپاشی ناتو هم بی‌میل نیستند. آلمان و فرانسه طی دهه اخیر در صدد ایجاد "ارتش مستقل اروپائی" بودند که با فشار واشنگتن، این طرح را موقتا کنار گذاشته‌اند. بعلاوه آلمان و برخی کشورهای دیگر اروپا خواستار نزدیکتر ساختن مواضع خود به روسیه در چارچوب طرح پیمان امنیت جمعی اروپا هستند ولی واشنگتن با تحریک مسکو در صدد خنثی کردن این طرح است که مسکو را همچنان یک منبع تهدید و یک کانون خطرساز معرفی نماید و تحت این پوشش، به حضور نظامی در اروپا ادامه دهد.
3 - حفظ سلطة آمریکا - اگرچه واشنگتن مدعی است که ناتو، سازمانی با هدف تأمین و تضمین امنیت جمعی برای اعضای آنست ولی در واقع تحت هیچ شرایطی، منافع اعضای ناتو یکسان نبوده است. این بدان معنی است که موقعیت، قابلیت و نفوذ تمامی اعضای ناتو در مقایسه با یکدیگر، برابری نمی‌کند. دقیقا به همین دلیل است که "توآم چامسکی" در تعریف خود از ناتو، آنرا یک سازمان نظامی مداخله‌گر معرفی می‌کند که تحت کنترل آمریکا قرار دارد. در واقع آمریکا حتی به اعضای ناتو هم زور می‌گوید و آنها را برای تأمین اهداف خود اجیر کرده تا از یکطرف تحقق سلطة نظامی آمریکا در گوشه و کنار جهان را میسر و تسهیل نماید و از طرف دیگر پوشش سیاسی - تبلیغاتی مناسبی برای آن فراهم سازد و چنین وانمود کند که گویا "جامعة جهانی" با آمریکا همصدا شده و آنچه واشنگتن می‌گوید، دنیا هم آنرا پذیرفته و بر آن صحه می‌گذارد!
واشنگتن با این رفتار سیاسی تحکم‌آمیز خود، حتی ذهن متحدانش را از مسائل اصلی منحرف ساخته و شرایطی را به وجود آورده که آنها بجای اندیشیدن به مشکلات خود، ناچارند از سیاستهای آمریکا پیروی کنند. به راستی چرا باید همواره در پی ایجاد کانون‌های جدید بحران باشند و در پرتو آن به هر کشوری لشکرکشی کنند؟ چرا باید ناتو گسترش یابد و برای خودش دشمن‌تراشی کند؟
وجود چنین سئوالاتی است که زمینه‌های تقابل میان اعضای اروپائی ناتو باآمریکا را فراهم ساخته و آنها با تلخکامی احساس می‌کنند که نه تنها در ماجرای عراق وافغانستان، بلکه حتی در مورد اروپا هم توسط آمریکا فریب خورده‌اند. در واقع واشنگتن در هر فرصتی به دنبال یافتن شرکای جرم تازه‌ای است و اروپا نیز در این مقوله استعدادهای خود را آشکار ساخته است!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات