مریم نظامی: جمهوری آذربایجان، به عنوان کشوری بر آمده از متن اتحاد شوروی ،در روزهای پس از استقلال،تجربه پر فراز و نشیبی را از سر گذرانده است.در سالهای اولیه استقلال آذربایجان برآمده از سلطه شوروی،میراث دار انواع مختلفی از معضلاتی بود که آینده این کشور را در نگاه تحلیلگران تیره و تار نمایان میکرد.در همین اثنا بود که این جمهوری با تولید ناخالص داخلی اندک و درآمد سرانهای حدود 300 دلار، گرفتار جنگی شد که در جریان این جنگ حدود 20 درصد از خاک این کشور به اشغال ارمنستان درآمد. موضوع از این قرار بود که قرهباغ کوهستانی که در تقسیمبندیهای استالینی سال 1921، به صورت ناحیهای خودمختار در دل جمهوری آذربایجان قرار گرفت، منطقهای با اکثریت ارمنینشین که در سالهای پایانی فروپاشی شوروی خواهان جدایی از آذربایجان و پیوستن به ارمنستان بود، که این مسئله مورد حمایت سیاستمداران ارمنی نزدیک به گورباچف نیز قرار گرفت .ماجرا تا آنجا بالا گرفت که با تحریک احساسات ملیگرایانهای که سالها تحت حاکمیت مسکو سرکوب شده بود دو طرف آذری و ارمنی در مقابل یکدیگر صفآرایی کرده و کشتارهای بیرحمانه متقابلی میان دوطرف به وقوع پیوست.
استقلال دو جمهوری نه تنها مشکل را حل نکرد بلکه بر دامنه آن افزود و هر یک از طرفین سعی در کسب حمایت منطقهای و بینالمللی به نفع خود کردند و به واسطه نزدیکی روسیه به ارمنستان،جمهوری آذربایجان نیز گرایشهای غربگرایانه از خود نشان داد و با اخراج ارتش روسیه از خاک آذربایجان و خودداری از عضویت در گروه کشورهای همسود به رهبری روسیه ،خود را در جرگه ترکیه و غرب قرار داد.
همسانی نظام سیاسی لائیک ترکیه و آذربایجان، همگونی فرهنگی- اجتماعی دو کشور از یک سو و از سوی دیگر جدال کهنه ترکیه با ارمنستان بر سر مسئله کشتار ارامنه در اوایل قرن 20، ترکیه را به عنوان متحد آذربایجان به این کشور نزدیک ساخت. نزدیکی به ترکیه برای آذربایجان به معنای نزدیکی بیشتر این کشور به اسرائیل و آمریکا یعنی متحدان ترکیه نیز بود و در جایی که روسیه به حمایت از ارمنستان میپرداخت حمایت آمریکا و اسرائیل از آذربایجان میتوانست برگ برندهای برای این کشور باشد. البته نزدیکی به آذربایجان برای هر دو کشور آمریکا و اسرائیل حائز اهمیت فراوان بود چرا که این نزدیکی به معنای نزدیکی هر چه بیشتر این کشورها با مرزهای ایران و دستیابی به فضایی بهتر برای کسب اطلاعات از این کشور بود.
در این میان جهت گیری جمهوری اسلامی ایران در سالهای اول استقلال این کشورها دارای نوسان بود و این نوسان حاصل و برآیند صحنه پیچیده معادله بود. در یک سو جمهوری آذربایجان ،دارای جمعیتی شیعی و علاقهمند به ایران بود و این طبعا باعث می شد تا ایران گرایش بیشتری به جمهوری آذربایجان داشته باشد،ولی در سوی دیگر ماجرا ،با توجه به روابط خوب ترکیه با اسرائیل و آمریکا، نزدیکی آذربایجان به این بلوک عملا تهدیدی بر علیه جمهوری اسلامی ایران به حساب میآمد. ضمن اینکه در صف بندیهای نو ظهور جهانی که در روند زمان شفافتر می شد،ایران به واسطه منافع ملی خود طبعا به روسها نزدیکتر میشد. لذا در عمل در مقابل جبهه مقابل به محور روسیه – ارمنستان نزدیک شد،هر چند که ایران روابط خود با جمهوری آذربایجان را حفظ و کوشید تا با میانجی گری مخاصمه را پایان دهد.
به هر صورت؛در سالهای جنگ میان ارمنستان و آذربایجان، ارمنستان توانست با حمایت نسبی روسیه، قرهباغ را به تصرف خود در آورد و با اعمال نفوذ لابی قدرتمند خود در غرب، حمایت نسبی کشورهای غربی را نیز از آن خود کند و در این مرحله بازی را به نفع خود به پایان بر ساند.
نفت در خدمت بهبود اوضاع
با وجود جدا شدن بخشهایی از خاک آذربایجان از این کشور و لطمه خوردن حیثیت ملی جمهوری نورسیده و نظام حاکم بر آن؛ آذربایجان نیز بیکار ننشسته و با توجه به دو مولفه ،موقعیت جغرافیایی استراتژیک و وجود منابع نفت و گاز در احیای موقعیت اقتصادی و ارتقای جایگاه منطقهای خود کوشیده است. با گذشت حدود دو دهه از وقوع استقلال، جمهوری آذربایجان با مشارکت دادن شرکت های بینالمللی،پروژههای نفتی و گازی زیادی اجرا کرده است. علاوه بر این موقعیت استراتژیک آذربایجان(که مورد تاکید خاص برژینسکی است) در مسیر انتقال نفت و گاز به اروپا به این کشور این امکان را داده است تا از مزایای موقعیت جغرافیایی خود در مقام دروازه اروپا و آسیا استفاده فراوانی ببرد و قدرت چانهزنی خود را عرصه بینالملل و منطقه افزایش دهد.
اهمیت این موضوع هنگامی مشخص میشود که بدانیم اروپا خواهان کاهش وابستگی انرژی خود به روسیه است و دراین مسیر آذربایجان به واسطه منابع و هم موقعیت خود نقشی حیاتی را ایفا می کند.
فروش نفت و گاز، رونق صنعت توریسم و روند رو به رشد سرمایه گذاری،در این کشور موجب بهبود وضعیت اقتصادی و افزایش درآمد سرانه به بیش از پنج هزار دلار شده است. به لحاظ نظامی نیز ارتش آذربایجان توسط آمریکا بازسازی شده و به مجهزترین ارتش قفقاز تبدیل شده است.
مولفههای تاثیرگذار بر روابط ایران و جمهوری آذربایجان
آذربایجان گرچه یکی از همسایگان مهم شمالی ایران به حساب میآید ولی دو کشور بهرغم نزدیکی فرهنگی، مذهبی، تاریخی و حتی اجتماعی خود تاکنون نتوانستهاند روابطی نزدیک با یکدیگر برقرار کنند. مهم ترین دلیل این امر را می توان در جهت گیری متفاوت نظام سیاسی دو کشور رد گیری کرد. چرا که دو کشور با توجه به اهداف کلان و منافع ملی خود الگوی متفاوتی را برای ارتقای ملی و منطقهای خود انتخاب کردهاند.در حالی که جمهوری اسلامی ایران تلاش کرده الگوی مبتنی بر هویت اسلامی و تقابل با قدرتهای زورگو و استعمارگر دنبال کند،جمهوری آذربایجان از همان ابتدا کوشید تا الگویی نظیر جمهوری ترکیه را در کشور خود اجرا کند و مطابق این الگو به اسرائیل و مهم تر ازآن آمریکا نزدیک شد.
مواردی دیگر را می توان به مورد بالا افزود.آذربایجان از برقراری روابط نزدیک میان ایران و ارمنستان شاکی است، با توجه به علقه های مذهبی شیعی مردم کشور خود،تبلیغات دینی ایران برای جذب آذریهای شیعه را تهدید علیه خود تلقی میکند.ضمن اینکه نمی توان اختلافات طرفین در مورد تقسیم دریای خزر را نادیده گرفت. از سوی دیگر ایران معتقد است که آذربایجان با نزدیکی به غرب و اسرائیل موجب شده که این کشورها جای پایی در مرزهای شمالی ایران بیابند. جمهوری اسلامی ایران پیوستن آذربایجان به ناتو و توسعه نفوذ اسرائیل در منطقه را تهدیدی برای تمامیت ارضی کشور تلقی میکند.هم چنین نمی توان از تاثیر برخی اقدامات ضد ایرانی دولتمردان و برخی گروههای سیاسی این جمهوری در تبلیغ پان ترکیسم نیز غافل ماند.همه این مسائل دست به دست هم داد تا طی سالیان گذشته روابط سیاسی و اقتصادی ایران و آذربایجان به رغم نوسانات مختلف چندان گرم نباشد.
سیاست جدید منطقهای ترکیه و دگرگونی سیاست باکو
در سالهای اخیر و با وقوع تحولات جدید منطقهای که مهم ترین آنها جهت گیری جدید سیاست خارجی ترکیه است باعث شده است تا آذربایجان نیز در صدد تجدیدنظر در سیاست منطقهای خودبرآید چرا که بعد مهم سیاست جدید آنکارا بهبود روابط با ارمنستان بوده است. امضای معاهده صلح میان آنکارا و ایروان در دانشگاه زوریخ سوئیس، با حضور مقامات بلندپایه کشورهای اروپایی و آمریکا خشم آذربایجان را در پی داشت. آذربایجان تهدید کرد که معاملات گازی خود با ترکیه را قطع و پیشنهادهای آنکارا برای ارسال گاز به اروپا را نمیپذیرد. از طرف دیگر باکو برای نشان دادن جهت گیری جدید خوددر اقدامی جالب به روسیه نزدیک شد.توافقات گازی روسیه و آذربایجان میان دو شرکت «گاز پروم» روسی و «سوکار» آذری در همین راستا قابل تحلیل است چرا که آذربایجان یکی از کشورهای دارای گاز کافی برای حمایت از طرح آمریکایی – اروپایی نوباکو است.
در ادامه این تحول در سیاست منطقه ای جمهوری آذربایجان است که ایران، کشور بزرگ و مهم منطقه، دارای اهمیت فراوان برای دولتمردان باکو است. به همین جهت آذربایجان رویکردی به منظور نزدیکی هر چه بیشتر با ایران در پیش گرفته است که البته این سیاست مورد استقبال دولتمردان کشورمان نیز قرار گرفته و جمهوری اسلامی ایران نیز سعی در برقراری روابط هر چه بهتر با کشور همسایه مسلمان و شیعهشمالی غربی دارد. در یک سال گذشته میتوان نشانههای بسیاری را که حاکی از عزم دو کشور برای بهبود مناسبات فیمابین است مشاهده کرد.
لغو روادید یک جانبه اتباع آذربایجان از تاریخ بهمن 88
لغو ضرورت ارائه کارت سلامت برای اتباع آذری
انعقاد قرارداد صدور گاز آذربایجان به ایران
سفر هیاتی از اعضای دوستی پارلمان ایران به آذربایجان
سفرهای متقابل تعدادی از مقامات عالی رتبه دو کشور
و در آخرین اقدام سفر مصطفی محمدنجار وزیر کشور در 13 اردیبهشت امسال (سوم می 2010) با حضور استانداران، استانهای مرزنشین به جمهوری آذربایجان از جمله موارد مذکور است.
در کنار توافقات مهم صورت گرفته میان دو کشور در حوزههای مختلف، وزارت خارجه کشورمان نیز اعلام کرده که حاضر است به عنوان میانجی در جریان قرهباغ، نشستی سهجانبه را میان ایران و ارمنستان و آذربایجان ترتیب دهد. پیشنهادی که وزارت خارجه آذربایجان از آن استقبال کرده و روسیه نیز نسبت به آن واکنش مثبت نشان داده است.
ناکارآمدی گروه حل اختلاف مینسک در دعوای میان ارامنه و آذریها میتواند دلیلی خوبی برای پذیرش میانجیگری ایران باشد ولی باید دانست که از آغاز جنگ میان این دو کشور، هم قدرتهای منطقهای و هم قدرتهای جهانی هر کدام به دلیل منافع خاص خود، حضور چشمگیر در این جریان داشتهاند، لذا گرچه کشورمان از پتانسیل لازم برای حل اختلاف برخوردار بوده و با هر دو کشور روابط حسنهای دارد ولی بعید به نظر میرسد تنها با میانجیگری ایران در نشستهای سهجانبه بتوان به توافقاتی مستحکم دست یافت.
روابط حسنه و ایجاد ظرفیتهای جدید
البته ایران در روابط با آذربایجان دغدغه هایی نیز دارد. تهران از باکو میخواهد که به حقوق شیعیان در این کشور احتر ام بگذارد. در طول سالیان اخیر آزادی مذهبی شیعیان با مشکلاتی مواجه شده که تعطیلی مساجد از نمونه این محدودیت هاست. در این مورد میتوان به نامه اخیر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی از مراجع عظام تقلید به رییس جمهور آذربایجان اشاره کرد که در آن نسبت به تعطیلی مسجد حضرت فاطمه (س) اعتراض شده است. مدتی قبل نیز در پی سفر برخی از مقامات رژیم صهیونیستی به باکو، گروههایی از دانشجویان کشورمان در تهران و تبریز علیه این کشور تظاهرات کردند. نفوذ کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی نیز در جمهوری آذربایجان با رویکرد دیپلماسی ما سازگار نیست. با تمام این اوصاف گشایش روابط ایران و آذربایجان می تواند در رفع این نگرانی ها موثر باشد. در نزد افکارعمومی و فعالان سیاسی و رسانه ای ایران نوعی بدبینی نسبت به جهت گیری های دولت علی اف در عرصه سیاست داخلی و خارجی وجود دارد که ریشه آن را باید در اقدامات این دولت در سال های گذشته دانست.
بدون شک بهبود روابط در بعدی از خود وابسته به تلاشهای عملی جمهوری آذربایجان برای رفع این ذهنیتهاست. اما به نظر می رسد ارتقای سطح روابط می تواند ظرفیت های جدیدی را در عرصه های مختلف ایجاد کند که منافع طرفین را تامین و از سوی دیگر دغدغه های کشورمان را رفع کند.
به خصوص اینکه میان مردم ایران و جمهوری آذربایجان پیوندهای ناگسستنی وجود دارد که روابط ایران با حفظ اصول می تواند این پیوندها را تقویت کند.