صدرا مومن
فاجعه استفاده از گازهای شیمیایی علیه مردم کردستان عراق)سال 1988( اذهان بسیاری از فعالان صلح و حتی مردم عادی جهان را به خود متوجه کرد. صدام در سال 88 با قساوت بی نظیری بخشی از مردم کشور خود را با استفاده از روشی غیرانسانی به قتل رساند. 5 سال پیش از بروز این فاجعه، گردهمایی در بغداد صورت گرفت. این گردهمایی در نزدیکی هرچه بیشتر بغداد و واشنگتن و تقویت همکاری های فیمابین دو کشور نقش عمده ای داشت. به دنبال مذاکرات سال 1983 در بغداد، دو کشور به برقراری روابط سیاسی رسمی اقدام کردند، روابطی که به دنبال جنگ اعراب - اسرائیل در سال 1967 هرگز جنبه رسمی نیافته و تنها به ارتباطات پشت پرده محدود می شد.
سال 1983 در تاریخ سیاسی عراق از اهمیت بسزایی برخوردار است. رونالد ریگان رئیس جمهوری آمریکا در این سال نماینده ویژه خود در امور خاورمیانه را به همراه دست نوشته خود برای صدام حسین، رهبر عراق عازم این کشور کرد. پیام ریگان به صدام، تمایل کاخ سفید برای از سرگیری روابط رسمی در هر زمان ممکن بود اما بیش از آنکه این پیام دارای اهمیت باشد، گام و ماموریت ویژه فرستاده ریگان به منطقه حائز اهمیت است. مامور ویژه رونالد ریگان در خاورمیانه و سفیر حسن نیت آمریکا به عراق کسی نبود جز دونالد رامسفلد وزیر دفاع کنونی ایالات متحده!
دیدار رامسفلد از بغداد در 19 و 20 دسامبر سال 1983، مهم ترین دیدار یک مقام آمریکایی از این کشور به حساب می آمد. طی 6 سال پیش از آن، هیچ مقام رسمی آمریکایی از بغداد دیدن نکرده بود. در جریان دیدارهای چند ساعته رامسفلد با وزیر امور خارجه عراق و شخص صدام حسین مسائل متعددی مورد بحث قرار گرفت. رامسفلد پس از بازگشت از عراق در 24 دسامبر1983 در مصاحبه ای با نشریه نیویورک تایمز می گوید: عراق می تواند شریک بسیار مناسبی برای ما محسوب شود. رهبری این کشور به شدت علاقه مند است که در مورد حل مشکل خاورمیانه با ما همکاری کند.
تنها با گذشت 12 روز از ملاقات رامسفلد و صدام، روزنامه واشنگتن پست در اول ژانویه 1984 به انتشار خبری می پردازد که باعث تحیر بسیاری از تحلیلگران سیاسی آمریکا می شود. این نشریه در مقاله ای با عنوان <تغییر سیاست ناگهانی > می نویسد: دولت ریگان به کشورهای دوست خود در منطقه خلیج فارس اطلاع داده است که شکست عراق در جریان جنگ سه ساله خود با ایران، هرگز برای آمریکا قابل تحمل نبوده و واشنگتن تمامی تلاش خود را برای پیروزی عراق به کار خواهد بست.
در ماه مارس همان سال، در حالی که نبرد ایران و عراق هر لحظه وسعت بیشتری می یافت، رامسفلد بار دیگر به عراق بازمی گردد. او در این سفر دیدارهای متعددی با طارق عزیز وزیر امور خارجه وقت عراق برقرار می کند. در 24 مارس، زمان ورود رامسفلد به عراق، خبرگزاری های جهان از استفاده عراق از گاز خردل و نوعی گاز اعصاب ناشناخته علیه سربازان ایرانی خبر دادند. تنها به فاصله چند ساعت متخصصان سازمان ملل به کارگیری تسلیحات شیمیایی از سوی عراق را تایید کردند.
خبرگزاری جمهوری اسلامی یک روز پیش از انتشار این خبر از سوی آژانس های خبری جهانی با اشاره به استفاده مکرر عراق از تسلیحات شیمیایی در گزارش خود تلفات سربازان ایرانی را حداقل 600 مورد ذکر کرده بود. در گزارش سازمان ملل که در 24 مارس انتشار یافت به صراحت بر به کارگیری مداوم این تسلیحات طی 43 ماه نبرد میان دو کشور تاکید شده بود. نوع گازهای به کار رفته، گاز خردل و گاز اعصاب اعلام شد. پیش از انتشار گزارش سازمان ملل، وزارت امور خارجه آمریکا در 5 مارس 199 روز پیش از انتشار این گزارش( با صدور بیانیه ای به صراحت از وجود اسناد و شواهدی دال بر به کارگیری تسلیحات شیمیایی کشنده از سوی عراق سخن گفت.
سفیر دائم ایالات متحده در سازمان ملل، به دنبال انتشار گزارش این سازمان در سخنانی کوتاه با اشاره به نگرانی ایالات متحده از به کارگیری تسلیحات شیمیایی، هر نوع استفاده از سلاح های کشتارجمعی را موجب نگرانی جامعه بین الملل تلقی می کند.
مقایسه واکنش ایالات متحده در سال 1984 نسبت به استفاده وسیع عراق از تسلیحات شیمیایی با واکنش سال های آغاز هزاره سوم این کشور در مقابل احتمال تولید این تسلیحات، قطعا آنچنان گویا است که هیچ نیازی به توضیح بیشتر احساس نمی شود. اما نکته جالب دیگری که در این موضوع یافت می شود، حضور دونالد رامسفلد در عراق است. واکنش دولت آمریکا و انتشار بیانیه و گزارش سازمان ملل همگی در حالی صورت می گیرد که رامسفلد به عنوان نماینده ویژه رئیس جمهوری آمریکا در بغداد به سر می برد. وی باوجود اینکه به گفته وزارت امور خارجه آمریکا شواهد متعددی از به کارگیری تسلیحات شیمیایی از سوی رژیم صدام وجود دارد، در بازگشت به آمریکا- در 29 مارس - در گفت وگو با نیویورک تایمز بدون اشاره به این مسائل می گوید: روابط میان دو کشور بسیار عالی است. هیچ اختلافی میان واشنگتن و بغداد وجود ندارد. تمامی اختلافات گذشته حل شده است... من با افتخار می گویم که متحدی قابل اطمینان در منطقه یافتهایم.
در ماه مه 1984، یک ماه و نیم پس از بازگشت رامسفلد از عراق، او از مقام خود استعفا می دهد. در نوامبر همان سال روابط میان عراق و ایالات متحده به صورت کامل برقرار شده و دو کشور به تبادل سفیر پرداختند. دو سال بعد، هنگامی که صحبت از تمایل رامسفلد برای پیروزی در انتخابات درون حزبی جمهوریخواهان و کاندیداتوری ریاست جمهوری شدت گرفته بود، شیکاگوتریبیون در میان موفقیت های رامسفلد، مقام نخست را به <بازگشایی روابط ایالات متحده و عراق > اختصاص می دهد. هرچند این نشریه فراموش می کند تا به این موضوع نیز اشاره کند که بازگشایی روابط میان دو کشور در شرایطی صورت گرفته است که عراق به شدت سرگرم تولید و به کارگیری تسلیحات شیمیایی بوده است.
در طول دورانی که دونالد رامسفلد به عنوان نماینده ویژه ریگان در امور خاورمیانه فعالیت می کرد، عراق به صورت روزافزون در حال تجهیز خود بود. شرکت های آمریکایی با استفاده از اعتبارات دولتی، تسلیحات نظامی، مواد شیمیایی و... را در اختیار این کشور قرار می دادند. این روند پس از حذف نام عراق از لیست کشورهای حامی تروریسم در سال 1982 تشدید شد.
لس آنجلس تایمز در همان زمان در مقاله ای به بررسی مشارکت های نظامی عراق و صدام پرداخته و می نویسد: <در راس لیست خریداری صدام حسین هلی کوپتر قرار دارد. او تنها در یک مورد از سفارش های پرتعداد خود 60 فروند هلی کوپتر هیوز، 10 فروند هلی کوپتر دو پروانه هیو - که در جنگ ویتنام به کار گرفته شد - خریداری کرده است.> این روزنامه در سال 1984 در گزارشی بار دیگر به خریدهای تسلیحاتی عراق پرداخته و می نویسد: وزارت خارجه آمریکا به بهانه افزایش نفوذ آمریکا در بازار به شدت پررقابت صنایع نظامی 255 هلی کوپتر بل 214> را به عراق اهدا کرده است. این هدیه که از ارزشی معادل 200میلیون دلار برخوردار بود بلافاصله پس از ارسال در ارتش عراق به کار گرفته شد.
در سال 1988 صدام به شهروندان کرد ساکن این کشور حمله کرده و با استفاده از گازهای سمی آنان را به قتل رساند. در سال 1991 برخی مقامات امنیتی آمریکا در گفت وگو با لس آنجلس تایمز به صراحت بر به کارگیری هلی کوپترهای آمریکایی از سوی صدام حسین در کشتار مردم مناطق کردنشین با استفاده از تسلیحات شیمیایی تاکید کردند.
در واکنش به اقدام دولت عراق، سنای آمریکا قانونی را تصویب کرد که به موجب آن عراق حق دسترسی به تکنولوژی آمریکا را نداشت، قانونی که هرگز توسط کاخ سفید جدی تلقی نشد. بعدها مقامات ارشد آمریکایی در گفت وگوهای متعدد به صراحت به این موضوع اشاره کردند که عدم موضعگیری آنان ناشی از درخواست مقامات ارشد آمریکایی برای حمایت از عراق و عدم تضعیف این کشور در نبرد با ایران بوده است.
در طول این دوران پرفراز و نشیب دونالد رامسفلد حتی برای یک بار هم کوچک ترین اعتراضی به به کارگیری تسلیحات شیمیایی علیه مردم بی دفاع عراق و یا سربازان ایرانی نداشت. رامسفلد تنها در ماه اوت سال 1990 با حضور در برنامه خبری ویژه شبکه فاکس نیوز در واکنش به حمله عراق به کویت، دولت عراق را مستحق تنبیه دانست. هشت سال بعد، در سال 1998 دونالد رامسفلد با نگارش نامه ای سرگشاده به رئیس جمهوری ایالات متحده بیل کلینتون خواستار حذف صدام می شود، چرا که حضور وی باعث تهدید امنیت بین المللی است. در این نامه رامسفلد از رئیس جمهوری آمریکا می خواهد تا رهبری جامعه جهانی را در ساقط سازی صدام حسین و نابودی تسلیحات کشتارجمعی او برعهده گیرد!
رامسفلد در حالی در زمان ریاست جمهوری کلینتون درخواست نابودی تسلیحات کشتارجمعی صدام را مطرح می کند که خود در سال 1984 به عنوان فرستاده آمریکا به عراق، در زمان اوج به کارگیری تسلیحات شیمیایی از سوی عراق، به راحتی قادر به جلب توجه جامعه جهانی به تهدیدات صدام حسین بود. رامسفلد نه تنها زمانی که سازمان ملل به صراحت به کارگیری تسلیحات شیمیایی علیه ایران را تایید کرد، در عراق به سر می برد، بلکه با توجه به تاکید وزارت خارجه آمریکا در مورد در دسترس بودن اسناد و مدارک کافی جهت اثبات به کارگیری تسلیحات شیمیایی از سوی عراق از پشتوانه سیاسی لازم هم برای این موضوع برخوردار بود. اما او هرگز نخواست از فرصت های خود استفاده کند. او با کوتاهی خود عامل مرگ ده ها هزار کرد بی دفاع عراقی شد.
رامسفلد پس از گذشت سالها، در حالی که عراق به شدت تضعیف شده بود و تحت تحریم های سازمان ملل متحد و شورای امنیت توان خود را از دست داده بود، با حرارت سخن از نابودی تسلیحات کشتارجمعی عراق می گفت و بر طبل نابودی این رژیم می کوبید. او آنچنان از تهدید امنیت و ثبات بین المللی توسط رژیم صدام سخن می گفت که گویی سابقه تیره خود را فراموش کرده است. فریادهای رامسفلد هنگامی که با سکوت او در سالیان گذشته مقایسه می شود، چیزی جز تحیر و سرگشتگی باقی نمی گذاشت. او که بارها و بارها چشمان خود را بر حقایق بسته است آنگاه که شواهدی از تولید تسلیحات کشتارجمعی توسط عراق در دست نبود، فریاد انتقام گیری سرداد. انتقامی که در نهایت به تجاوز و اشغال عراق منجر شد. سال 2003 هرچند صدام حسین دوست و یار منطقه ای آمریکا سقوط کرد و پایه های حکومت بعثی فروریخت اما آرامش بازهم به این کشور بازنگشت. اختلاف های قومی و فرقه ای از یک سو و تروریست های بیوطنی که عراق را ماوای خود کرده اند از سوی دیگر هنوز هم در گذر زمان هر روز صدها تن را به کام مرگ می فرستند. عراق امروز جز گردابی مرگ آفرین چیزی بیش نیست. در این سرزمین نه از آزادی خبری است و نه حریم امنیتی حداقلی برای حیات. بوش و کاخ سفید و بیش از همه رامسفلد طراح این جنگ خانمان برانداز در این میانه ترجیح می دهند که به جای گوش دادن و شنیدن فریادهای اعتراضی که از همان روزهای طراحی این حمله عواقب آن را پیش بینی می کرد فریاد سر بدهند و برای آزادی و دموکراسی ای که گویی قرار است از لوله های توپ بر سر مردمان عراقی آوار شود گلوی خود را بدرند. سکوت رامسفلد در سال 1988 به مرگ ده ها هزار شهروند غیرنظامی و بی دفاع کرد منجر شد. فریادهای رامسفلد چه تعداد قربانی خواهد گرفت؟