تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۰  ، 
کد خبر : ۱۴۸۴۵۷

چالش‌های رتبه‌بندی کردن دانشگاه‌ها

محمدعباسی وکیل آبادی اشاره: معاونت آموزشی وزارت علوم اعلام کرد که دانشگاه های کشور از سال آینده رتبه بندی می شوند. اینکه به واقع رتبه بندی دانشگاهها از چه ضرورتها و مبانی منطقی و استدلالی برخوردار است و اصولاً چه ابهامات و مشکلاتی در مقوله رتبه بندی دانشگاهها وجود دارد، چه به لحاظ شاخص های کمی و عملیاتی بخش رتبه دانشگاهها و مشکلاتی ناشی از عدم وجود رقابت آزاد در آموزش عالی ایران، اینها مجموعه سؤالاتی هستند که نوشتار حاضر در مقام تشریح وتبیین آنها برآمده است. اما نکته قابل توجه این است که تهیه کننده این مطالب در جمع بندی و نتیجه گیری راهکارهای عملی برای برون رفت از این چالش ها را ارائه نمی دهد چرا که اگر رتبه بندی دانشگاهها از ملاک ها و معیارهای منطقی، علمی و عقلایی برخوردار است بنابراین باید با چالش های آن هم مقابله و مشکلات و موانع اجرایی آن را از سرراه برداشت و زمینه تحقق آن را فراهم ساخت. امید است که در گام بعدی این کار صورت گیرد.

مقدمه
از بحث هایی که هراز چندگاهی در آموزش عالی ایران موضوعیت پیدا می کند و بین صاحبنظران و متخصصان امر در مورد اجرای آن اختلاف نظر وجود دارد، مسئله اعتبار سنجی و یا به تعبیر دیگر رتبه بندی دانشگاهها است. در حالیکه معاونت آموزشی وزارت علوم آقای دکتر خالقی در پی گفت وگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا در تاریخ 31/4/85 اعلام کرد که: دانشگاهها در سال آینده رتبه بندی می شوند و این کار با همکاری سازمان سنجش و آموزش کشور، مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی و معاونت آموزشی وزارت علوم با هدف ارزیابی و اعتبارگذاری دانشگاههای کشور صورت می گیرد، رئیس مرکز مطالعات، تحقیقات و ارزشیابی سازمان سنجش و آموزش کشور آقای دکتر پرند در همایش «ارزیابی درونی برای ارتقای کیفیت دانشگاهی» که در دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران برگزارشد، مخالفت شدید سازمان سنجش و آموزش کشور را با رتبه بندی کردن دانشگاههای کشور اعلام کرد. دکتر پرند بیان کرد که: ارزیابی بایستی منجر به ارتقاء و بهبود کیفیت دانشگاهها شود، نه رتبه بندی آنها.
در پی انتشار و آگاهی از این اخبار و عدم اجماع نظر در خصوص رتبه بندی کردن دانشگاهها در بدنه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، گروه سیاستگذاری آموزش عالی دفتر پژوهش و فناوری کوثر (معاونت علمی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران) در صدد برآمد تا چالشهای رتبه بندی کردن دانشگاهها و عوامل عدم اجماع نظر در خصوص این امر را به تصویر بکشد.
بایستی خاطرنشان کرد که رتبه بندی، دارای دامنه وسیع و گسترده است و از رتبه بندی که توسط کارشناسان منتخب و محققان انجام می شود تا مطالعات عمیق که توسط اعضای هیئت علمی یا سازمان های تحقیقاتی و رتبه بندی صورت می گیرد را دربرمی گیرد. هم اکنون مؤسساتی مانند:
News U.S و world Report در آمریکا، the Times Higher Education Supplement THES TheGuardanشs Guide to Universities در انگلستان، Der Spiegel در آلمان؛Macleanش s Magazine در کانادا Asiaشs Best Universities در آسیا؛ Reforma در مکزیک و بسیاری از مؤسسات دیگر در این زمینه مشغول فعالیت هستند و سالیانه گزارش هایی از رتبه بندی دانشگاهها منتشر می کنند. در سال گذشته رتبه بندی دانشگاهها توسط دو مؤسسه معتبر (مؤسسه آموزش عالی دانشگاه جیوتانگ شانگهای چین و ویژه نامه آموزش عالی روزنامه تایمز لندن) صورت گرفته است. این مؤسسات در ارزیابی خود از شاخصهای مختلفی استفاده کرده اند. به عنوان مثال در ویژه نامه آموزش عالی روزنامه تایمز (THES) شاخصهایی نظیر قضاوت گروه همگنان، تعداد ارجاعات نسبت به اعضای هیئت علمی، نسبت دانشجو به اعضای هیئت علمی و شاخصهای کتاب سنجی نظیر میزان انتشارات، تعداد مقالات ISI و... مورد توجه قرارگرفته است. به هر حال مؤسسات رتبه بندی کننده در کشورهای مختلف از عوامل، شاخص ها و متغیرهای مختلفی استفاده می کنند. اما توجیه منطقی و مبنای نظری رتبه بندی دانشگاهها چیست؟
1- مبنای منطقی رتبه‌بندی دانشگاهها
اگر بخواهیم شروعی برای رتبه بندی دانشگاه تعیین کنیم شاید بتوان گفت ضرورت رتبه بندی با جریان انبوه سازی آموزش عالی و دغدغه های مردم و مالیات دهندگان آغاز شده است. به بیان دیگر دغدغه های حساب پس دهی، نظارت بر نحوه عملکرد مدیریت و افزایش کارایی درونی و بیرونی دانشگاهها زمینه ها و اهمیت نظری توجه به رتبه بندی می تواند برای دو طرف عرضه و تقاضا اطلاعات مطلوبی جهت تصمیم گیری فراهم سازد و اطلاعات لازم برای تخصیص منابع کمیاب دولت و جامعه دراختیار تصمیم گیران دولتی و بخش خصوصی قراردهد. مبنای نظری رتبه بندی دانشگاه براساس اصول رقابت آزاد گذاشته شده است. اصولی که در آن شفافیت قیمت ها، عدم انحصار عرضه و تقاضا، و دسترسی به اطلاعات کافی در یک بستر رقابتی برای همگان میسر است. در این فرآیند فرض می شود که دانشگاه ها مانند یک بنگاه اقتصادی عمل می کنند و تلاش می کنند در بازار رقابتی حاکم بر آموزش عالی با نشان دادن توانمندی های خود به جذب دانشجویان مستعدتر، اعضای هیئت علمی توانمندتر و کارکنان اداری با مهارت برتر پرداخته و همچنین پشتیبانی دولتمردان و دیگر نهادها و مؤسسات حمایتی از دانشگاه را بدست آورند.
در ضرورت ارزیابی و رتبه بندی دانشگاهها هیچ کس شک ندارد؛ اما این کار در درجه اول نیازمند فرهنگ سازی یا به قولی ترویج شفافیت سازی در فضای آکادمیک و در بین مدیران و اعضای هیئت علمی دانشگاهها است. رتبه بندی دانشگاهها در سالهای اخیر مورد انتقاد بسیاری از افراد و مؤسسات مختلف قرار گرفته است. چنین افراد و مؤسساتی با نفس ارزیابی و رتبه بندی کردن دانشگاهها مخالفت نمی کنند، بلکه برعکس ارزیابی و ایجاد زمینه رقابتی در بین دانشگاهها را عامل اساسی و مهم در اصلاح و بهبود دانشگاهها می دانند. انتقادی که این افراد و مؤسسات بر امر رتبه بندی کردن دانشگاهها وارد می کنند و همچنین عواملی که موجب عدم توافق نظر در بحث رتبه بندی می شود، ابهامات و مسائل فنی و متدولوژیک می باشد.
2- ابهامات و مشکلات رتبه‌بندی دانشگاهها
ابهامات مربوط به رتبه بندی کردن دانشگاهها را می توان در دو مقوله کلی طبقه بندی کرد:
الف- مشکلات اندازه گیری، عملیاتی و محاسباتی سنجش رتبه دانشگاهها
اصولاً به دلیل ابهامات در اندازه گیری کارایی و نقشی که شاخص ها و متغیرها در عملکرد آموزش عالی دارند، سنجش و اندازه گیری آنها بویژه در بخش های خدماتی مانند آموزش عالی بسیار دشوار است. کارایی هر موسسه از دو بعد درونی و بیرونی قابل بررسی است. کارایی درونی به تحقق اهداف درونی مؤسسه مربوط است. به عنوان مثال در بخش آموزش عالی این سؤال می تواند مطرح باشد که آیا دانشگاه قادر به تربیت دانشجویان بیشتر بدون تغییر در بازده های دیگر است یا خیر؟ درواقع کارایی درونی به عملکرد اشاره دارد.درحال حاضر کارایی درونی مؤسسات آموزش عالی از طریق شاخص های درونداد، فرایند و برونداد مورد محاسبه قرار می گیرد. منظور از کارایی بیرونی، کسب دانش، بینش و مهارتهای آموزش داده شده و میزان به کارگیری آنها توسط دانش آموختگان می باشد. اینکه چه اندازه از دانش آموختگان در بازار کار جذب شده اند، چه اندازه نیازهای کارفرمایان را برآورده می سازند، عملکرد شغلی آنان، میزان تعهد و پایبندی دانش آموختگان در به کارگیری دانش و ارزشهای کسب شده در جریان تحصیل در زندگی فردی و اجتماعی و... به مفهوم کارایی بیرونی مؤسسات آموزش عالی دلالت دارند. اما برخلاف دیگر مؤسسات اقتصادی، ماهیت تولید در مؤسسات آموزشی بسیار پیچیده است؛ لذا در محاسبه ارزش افزوده، تحقق اهداف و اندازه گیری کارایی اینگونه مؤسسات همواره با مسائل و مشکلاتی گریبانگیر هستند.
اولین مشکل در بررسی تولید آموزش تعریف محصول یا ستانده است. محصول نهایی یک دوره تحصیلی چیست؟ یکی از ویژگیهای دانشگاه ها آن است که تولیدکننده محصولات گسترده ای بوده و در سطوح مختلف و متعددی به آموزش وپژوهش می پردازند. کلیه این عناصر باید با یکدیگر ترکیب شده و با واحدهای یکسانی نشان داده شوند. از این گذشته؛ محصول نهایی ناملموس و درنظر اول غیرقابل اندازه گیری است. زیرا در دانشگاه ها مکانیسم های عرفی اقتصادی رایج نمی باشد و لذا ارزش پولی محصولات آنها در دسترس نمی باشد. اگر هم شهریه ای گرفته شود، این شهریه ها هزینه اقتصادی واقعی دوره های آموزشی مختلف را نشان نمی دهند.
دومین مشکل آنست که در مراکز آموزشی دانشجو هم نهاده است و هم ستانده. واقعیت این است که آموزش وپرورش چیزی فراتر از قبولی در امتحانات و گرفتن مدرک تحصیلی است. اما درحال حاضر هیچ اطلاع کمی درمورد قوه درک و کنجکاوی، بلوغ اجتماعی، آگاهی فردی یا فرهنگی و یا بسیاری منافع جانبی و مطلوب دیگر آموزش وپرورش در اختیار نیست. علیرغم این موضوع، تعریف نهادها با مشکلات مفهومی کمکی روبرو است. نهادهای دانشگاه شامل مواد خام به صورت دانشجویان؛ نیروی کار یعنی مدرسان و کادر اداری و سرمایه به شکل ساختمانها و تجهیزات است مشکل اصلی تعیین ارزش واقعی هر یک و ترکیب آنها به صورت یک شاخص واحد می باشد.
سومین مشکل هنگامی بروز می کند که آموزش از دیدگاه نظریه تولید نگریسته می شود. فرض می شود که بین دروندادها (نیروی انسانی و سرمایه)، بروندادها(فارغ التحصیلان)، پیامدهای یادگیری دانشجویان (سطح مهارتی که دانشجویان به دست می آورند) و بازده های آموزشی (درآمدهای آینده) ارتباط وجود دارد. بیشترین درونداد در تولید آموزشی وقتی است که دانشجویان برای حضور در مؤسسات آموزشی صرف می کنند. اقتصاددانان این مهم را به عنوان درونداد درنظر نمی گیرند، زیرا دانشجویان استفاده دیگری از وقت خود نمی توانند بکنند یا به تعبیری درآمدهای جایگزین دیگری ندارند. لذا، ازنظر کارایی، مشغول ساختن کلیه دانشجویان یک منطقه به آموزش ایده مناسبی است. با اینحال دانشجویان می توانند از وقت غیرآموزشی خود برای پرداختن به کار استفاده کنند. پس می توان زمان حضور در آموزش را با ارزش های اقتصادی محاسبه نمود.
چهارمین مشکل روش بررسی و اندازه گیری کیفیت ستانده ها می باشد. زیرا نظام آموزشی اهداف چند گانه ای را دنبال می کند و به دشواری می توان میزان تأثیر هزینه های تخصیص یافته شده را در تحقق هدف در مؤسسات آموزشی در کوتاه مدت یا حتی بلند مدت محاسبه نمود.
پنجمین مسئله در بعد پژوهشی و انتشارات علمی، دشواری تعیین میزان تأثیر نتایج تحقیقات، مقالات علمی اساتید در کوتاه مدت و بلند مدت می باشد. کیفیت تحقیقات، مقالات و کتاب های منتشره دانشگاهیان در رشته ها تابع عوامل و متغیرهای زیادی است که معمولاً در جریان رتبه بندی کمی آثار پژوهشی دانشگاهها، کمتر به آن توجه می شود. به عبارت دیگر در رتبه بندی به کیفیت، بهای چندانی داده نمی شود و شاخصهای مناسبی برای ارزیابی عملکرد کیفی دانشگاهها و در نهایت رتبه بندی کردن آنها وجود ندارد.
ششمین مشکل و از همه مهمتر در بحث کارایی و رتبه بندی آنست که دانشگاهها دارای رسالت های مختلفی هستند و رتبه بندی آنها به منزله نادیده گرفتن رسالت ها و اهداف خاص هر دانشگاه است. فیلیپ آلتاباخ ستاد آموزش عالی و مدیرمرکز بین المللی آموزش عالی کالج بوستون آمریکا (2006) اظهار داشته که رتبه بندی دانشگاهها در سطح بین المللی نگرانی های اساسی برجای گذاشته است. زیرا در رتبه بندی های بین المللی غالبا انتشارات دانشگاهها براساس تعداد مقالات ISIمحاسبه می شود.این مجلات عمدتا براساس شرایط و ضوابط علمی کشورهای آمریکا و انگلستان گذاشته شده اند. در حالیکه زبان انگلیسی بیشتر در زمینه های علوم پایه و مهندسی وکشاورزی گسترش یافته و شرایط لازم برای به کارگیری و انتشار مقالات در حوزه علوم انسانی را ندارد. در همین راستا ذکر استنادهای علمی نیز نمی تواند ملاک مناسبی باشد زیرا دانشمندان آمریکایی بیشتر به منابع آمریکایی استناد می دهند و از منابع علمی دیگر کشورها غفلت می کنند.
یکی دیگر از چالشهای رتبه بندی کردن دانشگاهها، نحوه برخورد با رشته های مختلف در حوزه های گوناگون علمی است. این نکته که آیا برای رشته های مختلف، معیارها و شاخصهای متفاوتی در نظر گرفته می شود یا خیر و یا به عبارت دیگر آیا رتبه بندی دانشگاهها از رویکرد کل گرایانه استفاده می گردد یا رویکرد دیسیپلین محور، یکی از دغدغه های عمده منتقدان بحث رتبه بندی دانشگاههاست. شاخصهای در نظر گرفته شده برای سنجش رتبه هر دانشگاه، ممکن است برای رشته های علوم پایه و پزشکی مؤثر و کارآمد باشند ولی چنین شاخص هایی دیدگاه صاحبنظران امر، در حوزه علوم انسانی و علوم اجتماعی از کارایی لازم برخوردار نمی باشد؛ چرا که ماهیت و جهت گیری علمی این دسته از علوم متفاوت از علوم پایه وپزشکی است.
مشکلات فوق باعث می گردد تا دانشگاههای کشور نتوانند درک درستی از رتبه بندی بدست آورند و در نتیجه به ارائه آمارهای غیرواقعی، نادرست و فریب دهنده از عملکرد خود برای کسب موقعیت بهتر علمی و اجتماعی اقدام نمایند. این معضلات و چالشها نه تنها در کشور ما بلکه در کشورهایی که از لحاظ کیفیت آموزش عالی در سطح بالایی برخوردار هستند، نیز وجود دارد. به طوریکه در سمپوزیوم چالشهای رتبه بندی کردن دانشگاهها که در فوریه 2006 در دانشگاه لیدن هلند برگزار شد، مشکلات رتبه بندی که ما در بالا به آنها اشاره کردیم، بطور گسترده توسط افرادی که در این سمپوزیوم مقاله ارائه کردند، نیز مطرح شد.
ب- مشکلات ناشی از عدم وجود رقابت آزاد در آموزش عالی ایران
اصولاً بستری که آموزش عالی دولتی و غیرانتفاعی ایران در آن فعالیت می کند فاقد نشانه های رقابت است. عدم وجود رقابت در دانشگاه به دلیل فقدان مکانیسم منطقی و کارآمد جهت انتخاب مدیریت موسسات آموزش عالی، عدم توجه به شایسته سالاری در مدیریت های دانشگاهی، تخصیص ناکارآمد منابع دولتی به دانشگاه ها، وجود رانت در سیستم تخصیص منابع دانشگاهی ایران، وجود پدیده نادرست مدرک گرایی به دلیل تاکید بازار مشاغل بر مدارک عالیتر بدون توجه به کیفیت آن، وجود تبعیض در استخدام بدون توجه به کیفیت دانش آموختگان، عدم توانایی بازار کار در بخش دولتی و خصوصی در ارزش گذاری مدارک دانشگاهی به وضوح در آموزش عالی ایران آشکار است. در چنین شرایطی فرض رتبه بندی براساس عملکرد دانشگاههای با عملکرد بالاتر قابل توجیه نمی باشد و رتبه بندی دانشگاهها در شرایط نابرابر موجب نادیده گرفتن شانس دیگر دانشگاهها برای پیشرفت می شود.
تجربه سالهای گذشته در تخصیص منابع به دانشگاهها در آموزش عالی ایران نشان داده است که آشنایی وزیر و معاونان و دیگر مدیران کل در وزارت آموزش عالی، سازمان مدیریت و برنامه ریزی و یا دیگر وزرا با اوضاع و احوال و ارتباط با مدیران دانشگاهی عامل مهمی در پیشرفت و یا پسرفت دانشگاهای ایران در استان ها و شهرهای مختلف بوده است. این شرایط تبعیض آمیز و غیر رقابتی نه تنها در جذب بودجه های پژوهشی و واگذاری طرح های مطالعاتی با بودجه های کلان جاری بوده بلکه در رابطه با نحوه سوق دادن و جذب هیئت علمی، و تخصیص دیگر منابع و فرصتهای گسترش رشته ها، گروه ها و شعبه ها مصداق داشته است. به بیان دیگر افت و خیز دانشگاههای ایران و وجهه علمی و اجتماعی برخی از دانشگاههای کشور صرفاً ناشی از توانایی های درونی و مدیریت دانشگاهی آنها نبوده است بلکه عمدتاً ناشی ازجریانات بیرونی و سیاسی کشور بوده است. در چنین شرایطی وقتی نتوانسته ایم شرایط برابر رقابتی برای کلیه دانشگاهها به تناسب رسالت و اهدافشان، ظرفیت های بالقوه و بالفعل آنها فراهم سازیم، سخن گفتن از رتبه بندی دانشگاه یعنی باز تولید نابرابری های تبعیض آمیز در سطح دانشگاههای کشور است. در واقع این رتبه بندی به معنای بررسی عملکرد دانشگاهها در شرایط نابرابر رقابتی می باشد که چنین فرآیندی با منطق اقتصادی و حساب پس دهی رتبه بندی منافات دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات